جستجو در مطالب و اشخاص
میرزا حسین خان، فرزند میرزا نبی خان امیر دیوان قزوینی در سال 1243 ه.ق متولد شد. او در هنگام حکومت پدرش در اصفهان نایب او بود. وی مورد لطف و توجه امیرکبیر قرار گرفت که او را به تحصیل تشویق نمود. میرزا حسین به همراه برادرش میرزا یحیی به فرانسه رفت و زبان فرانسوی آموخت، پس از بازگشت به خدمت وزارت امور خارجه درآمد.در سال 1288 ه.ق ناصرالدین شاه پس از سفر عتبات، میرزا حسین خان مشیرالدوله را با خود به ایران آورد و وزارت عدلیه را به او واگذار کرد. میرزا حسین خان پس از چند ماه به سپهسالاری (وزارت جنگ) و صدارت نایل شد و عدلیه را به پاشاخان امین الملک سپرد. سپهسالار در سال 1290ه.ق ناصرالدین شاه را به اروپا برد ولی در بازگشت از سفر، در اثر توطئه شاهزادگان و وزرا، به حکم شاه از مناصب و مشاغل قبلی معزول گشت و تنها حکومت گیلان به وی واگذار شد.پس از چند ماه به تهران احضار گردید و ناصرالدین شاه امور مملکتی را بین میرزا یوسف مستوفی الممالک و میرزا حسین خان (مشیرالدوله) تقسیم کرد، امور مالیه و داخله را به مستوفی الممالک و امور جنگ و خارجه را به مشیرالدوله سپرد و به او لقب سپهسالار اعظم داد. در سال 1297 ه.ق از مناصبش معزول شد. در سال 1297 ه.ق مدتی حاکم قزوین بود، برای سرکوب فتنه شیخ عبیدالله عازم آذربایجان شد و سپس برای تعزیت قتل الکساندر دوم و تهنیت جلوس الکساندر سوم به پطرزبورگ اعزام شد.پس از بازگشت در سال 1298 ه.ق به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد، چند ماه بعد شاه سفری به خراسان نمود که در حین آن، سپهسالار فوت نمود و معروف است به امر شاه مسموم شد. 

میرزا حسین خان، فرزند میرزا نبی خان امیر دیوان قزوینی در سال 1243 ه.ق متولد شد. او در هنگام حکومت پدرش در اصفهان نایب او بود. وی مورد لطف و توجه امیرکبیر قرار گرفت که او را به تحصیل تشویق نمود. میرزا حسین به همراه برادرش میرزا یحیی به فرانسه رفت و زبان فرانسوی آموخت، پس از بازگشت به خدمت وزارت امور خارجه درآمد.در سال 1288 ه.ق ناصرالدین شاه پس از سفر عتبات، میرزا حسین خان مشیرالدوله را با خود به ایران آورد و وزارت عدلیه را به او واگذار کرد. میرزا حسین خان پس از چند ماه به سپهسالاری (وزارت جنگ) و صدارت نایل شد و عدلیه را به پاشاخان امین الملک سپرد. سپهسالار در سال 1290ه.ق ناصرالدین شاه را به اروپا برد ولی در بازگشت از سفر، در اثر توطئه شاهزادگان و وزرا، به حکم شاه از مناصب و مشاغل قبلی معزول گشت و تنها حکومت گیلان به وی واگذار شد.پس از چند ماه به تهران احضار گردید و ناصرالدین شاه امور مملکتی را بین میرزا یوسف مستوفی الممالک و میرزا حسین خان (مشیرالدوله) تقسیم کرد، امور مالیه و داخله را به مستوفی الممالک و امور جنگ و خارجه را به مشیرالدوله سپرد و به او لقب سپهسالار اعظم داد. در سال 1297 ه.ق از مناصبش معزول شد. در سال 1297 ه.ق مدتی حاکم قزوین بود، برای سرکوب فتنه شیخ عبیدالله عازم آذربایجان شد و سپس برای تعزیت قتل الکساندر دوم و تهنیت جلوس الکساندر سوم به پطرزبورگ اعزام شد.پس از بازگشت در سال 1298 ه.ق به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد، چند ماه بعد شاه سفری به خراسان نمود که در حین آن، سپهسالار فوت نمود و معروف است به امر شاه مسموم شد. 


اجداد میرزا حسین خان اهل "علی آباد" مازندران بودند. پدر بزرگ وی معروف به "عابدین بیک" در قزوین در خدمت "شاهزاده علینقی میرزای رکن الدوله" حکمران قزوین، به دلاکی اشتغال داشت به این سبب دشمنان "میرزا حسین خان" را "دلاک زاده" لقب می دادند. پدر وی در دستگاه حکومتی "رکن الدوله" مال و ثروتی اندوخته و نردبان ترقی را طی نمود به نحوی که هم یکی از دختران فتحعلی شاه را به زنی گرفت و هم به حکمرانی اصفهان و فارس رسید، وی در سال 1274 ه.ق. حکمران "شیراز" شد و در رفع اختلافات بین لشکریان و کشوریان در شیراز توفیقاتی به دست آورد و چون ترتیب عروسی "گلین خانم" دختر "احمدعلی میرزا" را با "ناصرالدین شاه" به بهترین وجه فراهم نمود قرب و منزلت وی در نزد شاه افزایش یافت. 

اجداد میرزا حسین خان اهل "علی آباد" مازندران بودند. پدر بزرگ وی معروف به "عابدین بیک" در قزوین در خدمت "شاهزاده علینقی میرزای رکن الدوله" حکمران قزوین، به دلاکی اشتغال داشت به این سبب دشمنان "میرزا حسین خان" را "دلاک زاده" لقب می دادند. پدر وی در دستگاه حکومتی "رکن الدوله" مال و ثروتی اندوخته و نردبان ترقی را طی نمود به نحوی که هم یکی از دختران فتحعلی شاه را به زنی گرفت و هم به حکمرانی اصفهان و فارس رسید، وی در سال 1274 ه.ق. حکمران "شیراز" شد و در رفع اختلافات بین لشکریان و کشوریان در شیراز توفیقاتی به دست آورد و چون ترتیب عروسی "گلین خانم" دختر "احمدعلی میرزا" را با "ناصرالدین شاه" به بهترین وجه فراهم نمود قرب و منزلت وی در نزد شاه افزایش یافت. 


رشد و ترقی "میرزا حسین خان سپهسالار" عمدتاً مرهون توجهات خاص "امیر کبیر" می باشد و این هم نبود مگر به خاطر روابط خوبی که بین امیرکبیر و "امیر دیوان" وجود داشت. امیرکبیر پس از رسیدن به صدارت چهار فرزند ذکور امیر دیوان را به تهران خواسته و آنها را به کارهای دولتی گماشت و میرزا حسین خان را که فرزند بزرگ امیر دیوان بود را برای تحصیل به خارج از کشور اعزام نمود و چون فرد با هوشی بود با زبان های فرانسه و عربی آشنا شد و بعد از مراجعت به کشور وکیل کارهای پدرش گردید و در وزارت امور خارجه مشغول انجام وظیفه شد.  

رشد و ترقی "میرزا حسین خان سپهسالار" عمدتاً مرهون توجهات خاص "امیر کبیر" می باشد و این هم نبود مگر به خاطر روابط خوبی که بین امیرکبیر و "امیر دیوان" وجود داشت. امیرکبیر پس از رسیدن به صدارت چهار فرزند ذکور امیر دیوان را به تهران خواسته و آنها را به کارهای دولتی گماشت و میرزا حسین خان را که فرزند بزرگ امیر دیوان بود را برای تحصیل به خارج از کشور اعزام نمود و چون فرد با هوشی بود با زبان های فرانسه و عربی آشنا شد و بعد از مراجعت به کشور وکیل کارهای پدرش گردید و در وزارت امور خارجه مشغول انجام وظیفه شد.  


بعد از مرگ پدر، امیرکبیر وی را به دلیل اوضاع مالی بدی که داشت به کارپردازی هند اعزام نمود.اقامت وی در بمبئی به مدت سه سال به طول انجامید و بعد از سه سال با ثروت فراوانی به ایران مراجعت نمود و در سال 1271ه.ق یعنی در زمان صدارت "میرزا آقاخان نوری" با سمت «جنرال قنسولی» عازم مأموریت به تفلیس شد. در سال 1275 ه.ق. به سمت «وزیر مختاری» ایران در اسلامبول انتخاب گردید. در سال 1280 ه.ق. موقتاً از اسلامبول به تهران فراخوانده شد و یکی از اجزاء اجرائی «دارالشورای» دولتی گردید و مجدداً به اسلامبول بازگشت در سال 1285 ه.ق. یعنی ده سال بعد از اشتغال به سمت «جنرال قنسولی» در اسلامبول به تهران احضار و از درجۀ «وزیر مختاری» و «ایلچی گری» مخصوص به مقام سفارت کبری  نائل آمد و مجدداً به اسلامبول رفت و مدت دو سال در این سمت مشغول انجام وظیفه بود تا اینکه در سال 1287 ه.ق ترتیب عزیمت "ناصرالدین شاه" به عتبات عالیات را فراهم ساخت، بعد از این مسافرت است که خدمات وی در بغداد و عتبات و خارج از کشور موافق طبع ناصرالدین شاه قرار گرفت و شاه او را با خود به تهران آورده، ابتدا «وزارت عدلیه» و «وزارت وظالیف و اوقاف» و سپس در سال 1288 ه.ق به لقب «سپهسالاری اعظم» مفتخر گشت و همچنین سمت «سرداری کل سپاه ایران» به وی واگذار شد. او همچنین در این سال جزو اعضای «دارالشورای کبری» در آمد تا اینکه در 29 شعبان سال 1288 ه.ق از طرف ناصرالدین شاه به صدراعظمی انتخاب گردید. 

بعد از مرگ پدر، امیرکبیر وی را به دلیل اوضاع مالی بدی که داشت به کارپردازی هند اعزام نمود.اقامت وی در بمبئی به مدت سه سال به طول انجامید و بعد از سه سال با ثروت فراوانی به ایران مراجعت نمود و در سال 1271ه.ق یعنی در زمان صدارت "میرزا آقاخان نوری" با سمت «جنرال قنسولی» عازم مأموریت به تفلیس شد. در سال 1275 ه.ق. به سمت «وزیر مختاری» ایران در اسلامبول انتخاب گردید. در سال 1280 ه.ق. موقتاً از اسلامبول به تهران فراخوانده شد و یکی از اجزاء اجرائی «دارالشورای» دولتی گردید و مجدداً به اسلامبول بازگشت در سال 1285 ه.ق. یعنی ده سال بعد از اشتغال به سمت «جنرال قنسولی» در اسلامبول به تهران احضار و از درجۀ «وزیر مختاری» و «ایلچی گری» مخصوص به مقام سفارت کبری  نائل آمد و مجدداً به اسلامبول رفت و مدت دو سال در این سمت مشغول انجام وظیفه بود تا اینکه در سال 1287 ه.ق ترتیب عزیمت "ناصرالدین شاه" به عتبات عالیات را فراهم ساخت، بعد از این مسافرت است که خدمات وی در بغداد و عتبات و خارج از کشور موافق طبع ناصرالدین شاه قرار گرفت و شاه او را با خود به تهران آورده، ابتدا «وزارت عدلیه» و «وزارت وظالیف و اوقاف» و سپس در سال 1288 ه.ق به لقب «سپهسالاری اعظم» مفتخر گشت و همچنین سمت «سرداری کل سپاه ایران» به وی واگذار شد. او همچنین در این سال جزو اعضای «دارالشورای کبری» در آمد تا اینکه در 29 شعبان سال 1288 ه.ق از طرف ناصرالدین شاه به صدراعظمی انتخاب گردید. 


هنگامی که "مشیرالدوله" مقدمات سفر ناصرالدین شاه به عتبات عالیات را فراهم نمود به دستور شاه از اسلامبول عازم بغداد گردید بعد از زیارت عتبات ناصرالدین شاه وی را از رفتن به استامبول باز داشته، با خود به ایران آورد و پس از چندی وی را به عضویت «دارالشورای کبری» انتخاب نمود و مدتی نگذشت که شاه جهت سر و سامان دادن به اوضاع سپاهیان ایران مشیرالدوله را به «وزارت اعظم عساکر» منصوب و لقب سپهسالاری به وی اعطا کرد. وی یک ماه و نیم بعد از طی صدور فرمانی به منصب صدارت عظمی ارتقای مقام یافت. او بعد از رسیدن به مقام صدر اعظمی بخشنامه هایی خطاب به کارکنان دولت و حکام ولایات صادر کرد و آنها را از رشوه خواری و قوم و خویش بازی برحذر داشت و هر کس که از اجرای دستورات وی تعدی کرد را تنبیه و مجازات نمود. اقدامات مشیرالدوله در بدو صدارت او یادآور اقدامات امیرکبیر بود و مردم فکر می کردند امیرکبیر دومی ظهور کرده است و مشکلات ایران به زودی بر طرف خواهد شد اما بر خلاف انتظارات مردم، اقدامات مشیرالدوله بیشتر در راستای اهداف بیگانگان بود. تنها چهل و هفت روز از صدارت وی سپری نگردیده بود که "ملکم خان" را از ترکیه به تهران احضار و به معاونت صدارت منصوب کرد و بعد از چندی وی را به سمت «وزیر مختاری ایران» در لندن انتخاب نمود. در ابتدای صدارت وی قحطی عجیبی ایران را فرا گرفت و مردم این را به فال بد زدند و او نیز برای بر طرف کردن این ظن مردم دست به بذل مال زد و مال بسیاری را بین مردم تقسیم کرد. مشیرالدوله همچنین بعد از انتخاب به صدارت در صدد بر آمد تا قسمتی از مسؤلیت های قبلی خود را به دیگران واگذار نماید. 

هنگامی که "مشیرالدوله" مقدمات سفر ناصرالدین شاه به عتبات عالیات را فراهم نمود به دستور شاه از اسلامبول عازم بغداد گردید بعد از زیارت عتبات ناصرالدین شاه وی را از رفتن به استامبول باز داشته، با خود به ایران آورد و پس از چندی وی را به عضویت «دارالشورای کبری» انتخاب نمود و مدتی نگذشت که شاه جهت سر و سامان دادن به اوضاع سپاهیان ایران مشیرالدوله را به «وزارت اعظم عساکر» منصوب و لقب سپهسالاری به وی اعطا کرد. وی یک ماه و نیم بعد از طی صدور فرمانی به منصب صدارت عظمی ارتقای مقام یافت. او بعد از رسیدن به مقام صدر اعظمی بخشنامه هایی خطاب به کارکنان دولت و حکام ولایات صادر کرد و آنها را از رشوه خواری و قوم و خویش بازی برحذر داشت و هر کس که از اجرای دستورات وی تعدی کرد را تنبیه و مجازات نمود. اقدامات مشیرالدوله در بدو صدارت او یادآور اقدامات امیرکبیر بود و مردم فکر می کردند امیرکبیر دومی ظهور کرده است و مشکلات ایران به زودی بر طرف خواهد شد اما بر خلاف انتظارات مردم، اقدامات مشیرالدوله بیشتر در راستای اهداف بیگانگان بود. تنها چهل و هفت روز از صدارت وی سپری نگردیده بود که "ملکم خان" را از ترکیه به تهران احضار و به معاونت صدارت منصوب کرد و بعد از چندی وی را به سمت «وزیر مختاری ایران» در لندن انتخاب نمود. در ابتدای صدارت وی قحطی عجیبی ایران را فرا گرفت و مردم این را به فال بد زدند و او نیز برای بر طرف کردن این ظن مردم دست به بذل مال زد و مال بسیاری را بین مردم تقسیم کرد. مشیرالدوله همچنین بعد از انتخاب به صدارت در صدد بر آمد تا قسمتی از مسؤلیت های قبلی خود را به دیگران واگذار نماید. 


از نظر سیاست خارجی مشیرالدوله بعد از انتخاب به صدراعظمی شروع به همکاری نزدیک با انگلیسی ها نمود و به قدری در این زمینه با دست و دلبازی عمل کرد که سرنوشت ایران را دربست در اختیار انگلیسی ها  قرار داد زیرا وی ترقی و پیشرفت ایران را در نزدیکی کامل با انگلیسی ها می دانست. انگلیسی ها نیز از فرصت استفاده کرده، شروع به بهره برداری نمودند، اولاً اینکه به خواسته های خود در تعیین حدود سیستان و بلوچستان و کسب امتیاز اقتصادی دست یافتند و ثانیاً با کسب امتیاز فراوان در ایران روس ها را ترسانیده و این کشور را وادار کردند تا قراردادی پیرامون منافع دو کشور در ایران منعقد نمایند نقشۀ انگلیسی ها جهت حکمیت پیرامون بلوچستان و سیستان با اعزام "سر فردریک گلد اسمیت کمیسر" و حاکم دولت انگلیس در ایران به مرحله اجرا در آمد و قسمت هایی از سیستان و بلوچستان از ایران جدا شد و صدراعظم ایران در این رابطه به اظهارات "میرزا معصوم خان انصاری" کمیسر ایران مبنی بر تعلق اراضی کیچ، بلیده، جاسق، دزک،...به ایران اعتنایی ننمود و به وی گفت موافق رضای مأمور انگلیس عمل نماید. قرار داد ننگین رویتر آنچه بیش از همۀ اقدامات مشیرالدوله موجب بد نامی وی گردید اعطای امتیاز استخراج کلیه معادن ایران به "بارون ژولیوس دو رویتر یهودی"، آلمانی الاصل تابع انگلیس بود. که در بیست و چهار فصل در 18 جمادی الثانی 1289 ه.ق. به امضاء رسید و به موجب آن استخراج کلیه معادن ایران از جمله ذغال سنگ  آهن و سرب ، ایجاد راه آهن از بحر خزر تا خلیج فارس  دایر کردن تراموای شهری، اجارۀ گمرکات و به طور کلی همۀ منافع ثروت ملی ایران را به مدت هفتاد سال با شرایط سهل و مناسبی در اختیار رویتر قرا می داد. این امتیاز که با پرداخت رشوه های کلان به افراد ذی نفوذ به انعقاد رسیده بود، در ظاهر به یک صراف انگلیسی ولی در باطن به خود دولت انگلستان واگذار شده بود. این قرارداد اعتراضاتی در ایران به دنبال داشت که وطن پرستان، روحانیون، حکام و مأمورین دولتی که منافع آنها در خطر افتاده بود و عمال سیاست خارجی که به حق دلسوز منافع کشور بودند بهمراه دولت روسیه را می توان جزء این معترضین شمرد. تزار روسیه به این امتیازنامه اعتراض کرده و ناصرالدین شاه وعده داد که آن را لغو کند. اگر چه این قرارداد به خودی خود ملغی شد زیرا در قرار داد قید شده بود که بعد از شش ماه از بسته شدن قرار داد باید طرف انگلیسی کار خود را شروع کند که این کار عملی نشد. اما امضای آن باعث ایجاد اولین جرقه های آزادی خواهی در ایران شد. 

از نظر سیاست خارجی مشیرالدوله بعد از انتخاب به صدراعظمی شروع به همکاری نزدیک با انگلیسی ها نمود و به قدری در این زمینه با دست و دلبازی عمل کرد که سرنوشت ایران را دربست در اختیار انگلیسی ها  قرار داد زیرا وی ترقی و پیشرفت ایران را در نزدیکی کامل با انگلیسی ها می دانست. انگلیسی ها نیز از فرصت استفاده کرده، شروع به بهره برداری نمودند، اولاً اینکه به خواسته های خود در تعیین حدود سیستان و بلوچستان و کسب امتیاز اقتصادی دست یافتند و ثانیاً با کسب امتیاز فراوان در ایران روس ها را ترسانیده و این کشور را وادار کردند تا قراردادی پیرامون منافع دو کشور در ایران منعقد نمایند نقشۀ انگلیسی ها جهت حکمیت پیرامون بلوچستان و سیستان با اعزام "سر فردریک گلد اسمیت کمیسر" و حاکم دولت انگلیس در ایران به مرحله اجرا در آمد و قسمت هایی از سیستان و بلوچستان از ایران جدا شد و صدراعظم ایران در این رابطه به اظهارات "میرزا معصوم خان انصاری" کمیسر ایران مبنی بر تعلق اراضی کیچ، بلیده، جاسق، دزک،...به ایران اعتنایی ننمود و به وی گفت موافق رضای مأمور انگلیس عمل نماید. قرار داد ننگین رویتر آنچه بیش از همۀ اقدامات مشیرالدوله موجب بد نامی وی گردید اعطای امتیاز استخراج کلیه معادن ایران به "بارون ژولیوس دو رویتر یهودی"، آلمانی الاصل تابع انگلیس بود. که در بیست و چهار فصل در 18 جمادی الثانی 1289 ه.ق. به امضاء رسید و به موجب آن استخراج کلیه معادن ایران از جمله ذغال سنگ  آهن و سرب ، ایجاد راه آهن از بحر خزر تا خلیج فارس  دایر کردن تراموای شهری، اجارۀ گمرکات و به طور کلی همۀ منافع ثروت ملی ایران را به مدت هفتاد سال با شرایط سهل و مناسبی در اختیار رویتر قرا می داد. این امتیاز که با پرداخت رشوه های کلان به افراد ذی نفوذ به انعقاد رسیده بود، در ظاهر به یک صراف انگلیسی ولی در باطن به خود دولت انگلستان واگذار شده بود. این قرارداد اعتراضاتی در ایران به دنبال داشت که وطن پرستان، روحانیون، حکام و مأمورین دولتی که منافع آنها در خطر افتاده بود و عمال سیاست خارجی که به حق دلسوز منافع کشور بودند بهمراه دولت روسیه را می توان جزء این معترضین شمرد. تزار روسیه به این امتیازنامه اعتراض کرده و ناصرالدین شاه وعده داد که آن را لغو کند. اگر چه این قرارداد به خودی خود ملغی شد زیرا در قرار داد قید شده بود که بعد از شش ماه از بسته شدن قرار داد باید طرف انگلیسی کار خود را شروع کند که این کار عملی نشد. اما امضای آن باعث ایجاد اولین جرقه های آزادی خواهی در ایران شد. 


ميرزا حسين خان سپهسالار در تركيه و عثمانى به عضويت فراماسونرى در آمد و رسما لباس ‍ آنها را در بر كرد و حلقه غلامى انگلستان را به گوش آويخت . همو بود كه امتياز رويتر را براى ارباب خود كسب كرد و اين عمل چندان شادى دولت انگلستان را بر انگيخت كه لرد كرزن طراح سياست انگليس در خاور ميانه گفت: شوق و شعف ايران براى براى دوستى با انگلستان و صميميت و وفادارى نسبت به اين دولت هيچوقت تا اين درجه بالا نرفته بود كه در زمان صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار بالا گرفت . راوينسون انگليسى هم درباره او مى نويسد: «...در برنامه ميرزا حسين خان صدر اعظم كه براى احياى مملكت ايران طرح شده بود، مخصوصا اين نظر را داشت كه منافع ايران را با منافع انگلستان توام كند.» به موجب امتياز رويتر، خطوط راه آهن ، ترامواى شهرى ، استفاده از تمامى معادن ، احداث مجارى آب زراعى ، تاسيس بانك در سراسر كشور، حق لوله كشى گاز، احداث خيابانهاى پايتخت ، سد سازى ، ايجاد خطوط پستى و تلگرافى ، تاسيس كارخانه هاى صنعتى و حق انحصار تمامى كارخانه هاى عام المنفعه به مدت هفتاد سال توسط اين استاد فراماسونرى به انگلستان بخشيده شد. قبل از سپهسالار بيگانگان سنگ امتيازات متعددى را به سينه مى زدند، ولى چندان موفقيتى حاصل نكردند، اما وقتى سپهسالار فراماسون آن خيانت بزرگ را آشكار ساخت ، روسها و ساير خارجيان توانستند به اتكاى اجازه نامه رويتر، امتيازات بى شمارى تقاضا كنند و به دست آورند و زنجير اسارت را به گردن لت ايران مستحكم تر سازند. انگلستان در مدت ده سالى كه سپهسالار در ايران حكم ميراند، هرچه خواست به دست آورد. او كه در فراموشخانه ملكم هم عضويت داشت همواره حامى و پشتيبان وى بود و تجارب فراماسونرى خود در لژ گرانداوريان فرانسه وابسته به لژ انگلستان را در اختيار ملكم مى گذاشت . سپهسالار در دوران اقامتش در استانبول از مريدان حاجى ميرزا صفا بود كه خانقاه او مجمع فراماسونها به شمار مى آمد. ميرزا حسين خان مشير الدوله كه خود را از مريدان خواص حاجى ميرزا صفا مى دانست ، علاوه بر مراوده اى كه در دوران لژهاى فراماسونرى با وزراء و درباريان عثمانى پيدا كرده بود، در خانه قاه حاجى ميرزا صفا با كسانى كه هميشه در امور دولتى شركت داشتند، دوست شده بود و از آنها براى پيشرفت كارهاى سفارت استفاده مى كرد. ناگفته نماند كه حاجى ميرزا صفا از اقطاب فراماسونرى عثمانى بود و همه ماسونهاى عثمانى سر بر آستان او داشتند. بدون شك و ترديد هيچ صدر اعظمى در دوران قاجار به اندازه ميرزا حسين خان سپهسالار مرتكب خيانت به ايران و ايرانى نگرديده است ، اما با اين وجود شاه نابخرد قاجار در نامه اى به او مى نويسد: «...از خدمت شما چندان راضى و خشنود هستيم كه به وصف نمى آيد. انشاء الله چنانچه مكرر هم نوشته و وعده داده بودم تلافى خدمات شما با التفاتهاى گوناگون خواهيم فرمود...» 

ميرزا حسين خان سپهسالار در تركيه و عثمانى به عضويت فراماسونرى در آمد و رسما لباس ‍ آنها را در بر كرد و حلقه غلامى انگلستان را به گوش آويخت . همو بود كه امتياز رويتر را براى ارباب خود كسب كرد و اين عمل چندان شادى دولت انگلستان را بر انگيخت كه لرد كرزن طراح سياست انگليس در خاور ميانه گفت: شوق و شعف ايران براى براى دوستى با انگلستان و صميميت و وفادارى نسبت به اين دولت هيچوقت تا اين درجه بالا نرفته بود كه در زمان صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار بالا گرفت . راوينسون انگليسى هم درباره او مى نويسد: «...در برنامه ميرزا حسين خان صدر اعظم كه براى احياى مملكت ايران طرح شده بود، مخصوصا اين نظر را داشت كه منافع ايران را با منافع انگلستان توام كند.» به موجب امتياز رويتر، خطوط راه آهن ، ترامواى شهرى ، استفاده از تمامى معادن ، احداث مجارى آب زراعى ، تاسيس بانك در سراسر كشور، حق لوله كشى گاز، احداث خيابانهاى پايتخت ، سد سازى ، ايجاد خطوط پستى و تلگرافى ، تاسيس كارخانه هاى صنعتى و حق انحصار تمامى كارخانه هاى عام المنفعه به مدت هفتاد سال توسط اين استاد فراماسونرى به انگلستان بخشيده شد. قبل از سپهسالار بيگانگان سنگ امتيازات متعددى را به سينه مى زدند، ولى چندان موفقيتى حاصل نكردند، اما وقتى سپهسالار فراماسون آن خيانت بزرگ را آشكار ساخت ، روسها و ساير خارجيان توانستند به اتكاى اجازه نامه رويتر، امتيازات بى شمارى تقاضا كنند و به دست آورند و زنجير اسارت را به گردن لت ايران مستحكم تر سازند. انگلستان در مدت ده سالى كه سپهسالار در ايران حكم ميراند، هرچه خواست به دست آورد. او كه در فراموشخانه ملكم هم عضويت داشت همواره حامى و پشتيبان وى بود و تجارب فراماسونرى خود در لژ گرانداوريان فرانسه وابسته به لژ انگلستان را در اختيار ملكم مى گذاشت . سپهسالار در دوران اقامتش در استانبول از مريدان حاجى ميرزا صفا بود كه خانقاه او مجمع فراماسونها به شمار مى آمد. ميرزا حسين خان مشير الدوله كه خود را از مريدان خواص حاجى ميرزا صفا مى دانست ، علاوه بر مراوده اى كه در دوران لژهاى فراماسونرى با وزراء و درباريان عثمانى پيدا كرده بود، در خانه قاه حاجى ميرزا صفا با كسانى كه هميشه در امور دولتى شركت داشتند، دوست شده بود و از آنها براى پيشرفت كارهاى سفارت استفاده مى كرد. ناگفته نماند كه حاجى ميرزا صفا از اقطاب فراماسونرى عثمانى بود و همه ماسونهاى عثمانى سر بر آستان او داشتند. بدون شك و ترديد هيچ صدر اعظمى در دوران قاجار به اندازه ميرزا حسين خان سپهسالار مرتكب خيانت به ايران و ايرانى نگرديده است ، اما با اين وجود شاه نابخرد قاجار در نامه اى به او مى نويسد: «...از خدمت شما چندان راضى و خشنود هستيم كه به وصف نمى آيد. انشاء الله چنانچه مكرر هم نوشته و وعده داده بودم تلافى خدمات شما با التفاتهاى گوناگون خواهيم فرمود...» 


اقدام دیگر مشیرالدوله در این زمان ترتیب سفر شاه به اروپا بود که خواست با این سفر عظمت اروپا را به شاه نشان دهد. مشیرالدوله شاه را به منظور نزدیکی هر چه بیشتر با انگلستان و جلب همکاری صمیمانه با آن دولت به لندن برد ولی این امر محقق نشد بلکه دولت انگلستان با ترساندن دولت روسیه او را وادار به حل اختلافات بین دو کشور کرد. دستاوردهای این سفر برای شاه و مشیرالدوله نتیجه عکس داد و باعث شد عده ای از شاهزادگان و مخالفین مشیرالدوله در اصطبل قصر شاه بست بنشینند و از طرفی در تهران آشوب ایجاد شود و خواستار بر کناری صدراعظم شوند لذا شاه بعد از ورود از راه روسیه به ایران، مشیرالدوله را از صدارت بر کنار و حاکم رشت کرد. بعد از چند ماه که از بر کناری مشیرالدوله می گذشت و آرامش بر کشور حکمفرما شد شاه او را «وزیر امور خارجه» کرد و چون کشور فاقد صدر اعظم بود شاه امور را بین "میرزا یوسف مستوفی الممالک" و "مشیرالدوله" تقسیم کرد.  

اقدام دیگر مشیرالدوله در این زمان ترتیب سفر شاه به اروپا بود که خواست با این سفر عظمت اروپا را به شاه نشان دهد. مشیرالدوله شاه را به منظور نزدیکی هر چه بیشتر با انگلستان و جلب همکاری صمیمانه با آن دولت به لندن برد ولی این امر محقق نشد بلکه دولت انگلستان با ترساندن دولت روسیه او را وادار به حل اختلافات بین دو کشور کرد. دستاوردهای این سفر برای شاه و مشیرالدوله نتیجه عکس داد و باعث شد عده ای از شاهزادگان و مخالفین مشیرالدوله در اصطبل قصر شاه بست بنشینند و از طرفی در تهران آشوب ایجاد شود و خواستار بر کناری صدراعظم شوند لذا شاه بعد از ورود از راه روسیه به ایران، مشیرالدوله را از صدارت بر کنار و حاکم رشت کرد. بعد از چند ماه که از بر کناری مشیرالدوله می گذشت و آرامش بر کشور حکمفرما شد شاه او را «وزیر امور خارجه» کرد و چون کشور فاقد صدر اعظم بود شاه امور را بین "میرزا یوسف مستوفی الممالک" و "مشیرالدوله" تقسیم کرد.  


مشیرالدوله بعد از برکناری از صدارت تا سال 1298 ه.ق. در قید حیات بود در این فاصله وی سمت هایی از قبیل عضویت در هیئت شش نفره وزارت جنگ را بر عهده داشت. در فاصله سال های 1293 ه.ق و 1294 ه.ق. در وزارت جنگ و خارجه تلاش نمود تا اصلاحات بهتری به عمل آورد و در سال 1297 ه.ق. از وزارت امور خارجه و سپهسالاری معزول و به حکومت قزوین منصوب گردید. بعد از مدتی برای سرکوبی فتنه "شیخ عبیدالله" به آذربایجان اعزام گردید و پس از ختم این قائله مجدداً به تهران آمد و ناصرالدین شاه او را برای تسلیت گویی به مناسبت قتل "الکساندر دوم" امپراتور روسیه به آنجا اعزام کرد و پس از مراجعت او را «نائب التولیه» خراسان کرد. 

مشیرالدوله بعد از برکناری از صدارت تا سال 1298 ه.ق. در قید حیات بود در این فاصله وی سمت هایی از قبیل عضویت در هیئت شش نفره وزارت جنگ را بر عهده داشت. در فاصله سال های 1293 ه.ق و 1294 ه.ق. در وزارت جنگ و خارجه تلاش نمود تا اصلاحات بهتری به عمل آورد و در سال 1297 ه.ق. از وزارت امور خارجه و سپهسالاری معزول و به حکومت قزوین منصوب گردید. بعد از مدتی برای سرکوبی فتنه "شیخ عبیدالله" به آذربایجان اعزام گردید و پس از ختم این قائله مجدداً به تهران آمد و ناصرالدین شاه او را برای تسلیت گویی به مناسبت قتل "الکساندر دوم" امپراتور روسیه به آنجا اعزام کرد و پس از مراجعت او را «نائب التولیه» خراسان کرد. 


پس از آنکه مشیرالدوله به عنوان نائب التولیه خراسان منصوب شد، ناصرالدین شاه سفری به مشهد رفت. به دنبال آن مشیرالدوله در 21 ذیحجه سال 1298 ه.ق در مشهد در سن پنجاه و هفت سالگی فوت نمود و معروف است که مرگ او به امر شاه و با مسمومیت بوده است. 

پس از آنکه مشیرالدوله به عنوان نائب التولیه خراسان منصوب شد، ناصرالدین شاه سفری به مشهد رفت. به دنبال آن مشیرالدوله در 21 ذیحجه سال 1298 ه.ق در مشهد در سن پنجاه و هفت سالگی فوت نمود و معروف است که مرگ او به امر شاه و با مسمومیت بوده است. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۶:۴۸:۲۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۱۱/۱۱ ۲۰:۴۲:۳۶

میرزا حسین خان سپهسالار

خلاصه زندگی نامه

 میرزا حسین قزوینی، ملقب به مشیرالدوله، معروف به سپهسالار، که به مدت 2 سال صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع