جستجو در مطالب و اشخاص
مهدی نصیری در سال 1342 در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود) و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت. در سال 1367 از سوی "سید محمد اصغری" سرپرست وقت موسسه کیهان و موافقت  "سید محمد خاتمی" نماینده وقت امام خمینی(ره) در موسسه کیهان، سردبیری روزنامه کیهان به وی محول شد و در سال 1370 با دستور مقام معظم رهبری به عنوان مدیر مسئول روزنامه کیهان منصوب گردید و تا سال 1374 در این سمت فعالیت نمود. پس از آن به عنوان شاگرد در درس خارج فقه مقام معظم رهبری و درس خارج اصول و فقه آیات عظام "سبحانی" و "مؤمن" شرکت کرد. وی در سال 1380 به معاونت سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور منصوب و تا سال 1384 در این سمت فعالیت کرد. در سال 1384 به عنوان معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات به این کشور رفت و سال 1388 با پایان مأموریت به کشور مراجعت کرد. انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهش‌ های اسلامی ‌صدا و سیما در قم، نشریه سیاسی فرهنگی صبح و فصلنامه سمات، از فعالیت های مطبوعاتی وی محسوب می شود. 

مهدی نصیری در سال 1342 در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود) و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت. در سال 1367 از سوی "سید محمد اصغری" سرپرست وقت موسسه کیهان و موافقت  "سید محمد خاتمی" نماینده وقت امام خمینی(ره) در موسسه کیهان، سردبیری روزنامه کیهان به وی محول شد و در سال 1370 با دستور مقام معظم رهبری به عنوان مدیر مسئول روزنامه کیهان منصوب گردید و تا سال 1374 در این سمت فعالیت نمود. پس از آن به عنوان شاگرد در درس خارج فقه مقام معظم رهبری و درس خارج اصول و فقه آیات عظام "سبحانی" و "مؤمن" شرکت کرد. وی در سال 1380 به معاونت سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور منصوب و تا سال 1384 در این سمت فعالیت کرد. در سال 1384 به عنوان معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات به این کشور رفت و سال 1388 با پایان مأموریت به کشور مراجعت کرد. انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهش‌ های اسلامی ‌صدا و سیما در قم، نشریه سیاسی فرهنگی صبح و فصلنامه سمات، از فعالیت های مطبوعاتی وی محسوب می شود. 


نصیری در ابتدای دوران نوجوانی در سال 1354 جهت تعلیم دروس حوزوی وارد حوزه علمیه دامغان شد. وی به مدت چهار سال در حوزه علمیه دامغان نزد پدرش و سایر علما آموزش های ابتدایی حوزوی را فراگرفت. وی از ایام تحصیل نزد پدرش در حوزه علمیه دامغان در گفت و گو با سایت شخصی رضا تاران در خرداد 1393 اینگونه روایت کرد:«مرحوم پدرم "آیت الله نصیری" از تحصیل کردگان حوزه نجف و تحت تاثیر مباحث مرحوم "میرزا مهدی اصفهانی" بود. مرحوم آیت الله خدایی که یکی از علمای دامغان و شاگرد مرحوم "میرزا مهدی اصفهانی" بود، جزواتی را از درس معارف مرحوم میرزا تقریر و تحریر کرده بود. یادم است که پدرم این تقریرات را از مرحوم آقای خدایی گرفته و کپی کرده بود و مدت زیادی مشغول مطالعه آن بود. من در سنین نوجوانی (سیزده سالگی) برای تحصیل وارد حوزه علمیه دامغان شدم. به خاطر دارم که در سال سوم طلبگی که بودم ایشان فی الجمله بعضی از نکات را در انتقاد از مباحث فلسفی مطرح می کرد و برایم  می گفت یا گاهی در جلساتی که با  بعضی از دوستانشان داشت، من این حرفها را می شنیدم. "مرحوم میرزا علی اکبر معلم دامغانی" با مرحوم ابوی ما رفیق بودند و در یکی از مدارس علمیه دامغان گاهی با هم گعده می کردند، ایشان هم سخت با فلسفه مخالف بودند و گاهی در گعده هایشان مباحثی را در نقد و رد فلسفه اشاره وار مطرح می کردند و من هم که گاهی حاضر بودم می شنیدم و نکاتی در ذهنم می نشست.» وی پس از آن در سال 1358 جهت ادامه تحصیلات حوزوی راهی قم شد و تا سال 1366 دروس سطح را در حوزه علمیه قم ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1366 جهت انجام فعالیت های مطبوعاتی حوزه علمیه را رها کرد و به تهران رفت. نصیری در اوایل دهه 80 به قم برگشت و درس خارج اصول و فقه را در حوزه علمیه قم ادامه داد. وی در توضیح از سرگیری مجدد تحصیل در حوزه علمیه در گفت و گو با سایت شخصی رضا تاران(نویسنده و فعال فرهنگی) در خرداد 1393 گفت: «احساس کردم کارهای مطبوعاتی از این قبیل کف روی آب است و مشکلی را حل نخواهد کرد... چرا كه به نظرم بیش از 7 و 8 سال در عالم مطبوعات روزانه كار كردن تا حدودی موجب درجا زدن می‌شود و برای ارتقاء فكری و روحی آدم خیلی چیزی ندارد بنابراین من از عالم مطبوعات فاصله گرفتم و به مطالعه و تحقیق رو آوردم و دروس حوزوی را در قم دنبال كردم.» 

نصیری در ابتدای دوران نوجوانی در سال 1354 جهت تعلیم دروس حوزوی وارد حوزه علمیه دامغان شد. وی به مدت چهار سال در حوزه علمیه دامغان نزد پدرش و سایر علما آموزش های ابتدایی حوزوی را فراگرفت. وی از ایام تحصیل نزد پدرش در حوزه علمیه دامغان در گفت و گو با سایت شخصی رضا تاران در خرداد 1393 اینگونه روایت کرد:«مرحوم پدرم "آیت الله نصیری" از تحصیل کردگان حوزه نجف و تحت تاثیر مباحث مرحوم "میرزا مهدی اصفهانی" بود. مرحوم آیت الله خدایی که یکی از علمای دامغان و شاگرد مرحوم "میرزا مهدی اصفهانی" بود، جزواتی را از درس معارف مرحوم میرزا تقریر و تحریر کرده بود. یادم است که پدرم این تقریرات را از مرحوم آقای خدایی گرفته و کپی کرده بود و مدت زیادی مشغول مطالعه آن بود. من در سنین نوجوانی (سیزده سالگی) برای تحصیل وارد حوزه علمیه دامغان شدم. به خاطر دارم که در سال سوم طلبگی که بودم ایشان فی الجمله بعضی از نکات را در انتقاد از مباحث فلسفی مطرح می کرد و برایم  می گفت یا گاهی در جلساتی که با  بعضی از دوستانشان داشت، من این حرفها را می شنیدم. "مرحوم میرزا علی اکبر معلم دامغانی" با مرحوم ابوی ما رفیق بودند و در یکی از مدارس علمیه دامغان گاهی با هم گعده می کردند، ایشان هم سخت با فلسفه مخالف بودند و گاهی در گعده هایشان مباحثی را در نقد و رد فلسفه اشاره وار مطرح می کردند و من هم که گاهی حاضر بودم می شنیدم و نکاتی در ذهنم می نشست.» وی پس از آن در سال 1358 جهت ادامه تحصیلات حوزوی راهی قم شد و تا سال 1366 دروس سطح را در حوزه علمیه قم ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1366 جهت انجام فعالیت های مطبوعاتی حوزه علمیه را رها کرد و به تهران رفت. نصیری در اوایل دهه 80 به قم برگشت و درس خارج اصول و فقه را در حوزه علمیه قم ادامه داد. وی در توضیح از سرگیری مجدد تحصیل در حوزه علمیه در گفت و گو با سایت شخصی رضا تاران(نویسنده و فعال فرهنگی) در خرداد 1393 گفت: «احساس کردم کارهای مطبوعاتی از این قبیل کف روی آب است و مشکلی را حل نخواهد کرد... چرا كه به نظرم بیش از 7 و 8 سال در عالم مطبوعات روزانه كار كردن تا حدودی موجب درجا زدن می‌شود و برای ارتقاء فكری و روحی آدم خیلی چیزی ندارد بنابراین من از عالم مطبوعات فاصله گرفتم و به مطالعه و تحقیق رو آوردم و دروس حوزوی را در قم دنبال كردم.» 


نصیری در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان در قم را آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت. سردبیری و مدیر مسئولی روزنامه کیهان، انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهش‌های اسلامی‌ صدا و سیما در قم، نشریه فرهنگی-سیاسی صبح و فصلنامه سمات از جمله فعالیت های مطبوعاتی وی برشمرده می شود. چگونگی ورود به موسسه کیهان نصیری درباره چگونگی ورود خود به موسسه کیهان در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 گفت: «بنده با شهید بزرگوار سید حسن شاهچراغی علی رغم ده سال فاصله سنی ای که داشتیم رابطه دوستی ای صمیمی داشتم ..ایشان در سال 61 با معرفی آقای خاتمی نماینده حضرت امام در کیهان و تایید حضرت امام به عنوان سرپرست و به نوعی قائم مقام نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان منصوب می شوند... بعد از شهادت آقای شاهچراغی در اول اسفند 1364 که هواپیمایشان در مسیر جبهه در آسمان خوزستان مورد اصابت موشک هواپیمای عراقی قرار گرفت، من مقاله ای را برای ویژه نامه ای که به مناسبت اربعین ایشان توسط روزنامه کیهان منتشر شد نوشتم. چاپ این مقاله سر آغازی شد برای نوشتن مقالات دیگری برای کیهان. چند ماه بعد از طرف آقای ابراهیم اصغر زاده قائم مقام فرهنگی وقت موسسه کیهان که چند ماهی بود آمده بود، و نیز آقای محمد جواد صاحبی مدیر مسؤول کیهان اندیشه، به من پیشنهاد همکاری با دفتر نمایندگی کیهان در قم به عنوان نماینده فرهنگی موسسه کیهان در قم را داد. این پیشنهاد را پذیرفتم و در اواسط سال 65 کار را شروع کردم.» بروز اختلاف خط مشی با مسئولان کیهان نصیری در برخی موارد با خط مشی و مواضع سید محمد اصغری در سمت قائم مقام وقت نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان و سید محمد خاتمی در سمت نماینده وقت امام خمینی(ره) در کیهان اختلاف داشتند. وی اوج گیری این اختلافات را در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 چنین توضیح داد: «در ماجرای نوشتن مقاله مذاکره مستقیم مهاجرانی در روزنامه اطلاعات که پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کرده بود (و این البته دستمایه ای هم برای برخی نیروهای چپ آن روز مثل آقای محتشمی شده بود که بگویند نظام بعد از ارتحال امام دارد از راه امام منحرف می شود)، اختلافات من با آقای خاتمی و اصغری اوج می گیرد. ماجرا از این قرار بود که یک یا دو روز بعد من مطالب متعددی را از جمله یادداشتی از خودم علیه مقاله مذاکره مستقیم در صفحات روزنامه قرار داده بودم که آقای اصغری به اتاق تیتر و سردبیری آمد و از من خواست که مقالات را بردارم. من با ایشان محاجه کردم که باید چنین موضعی توسط کیهان گرفته شود، چون موضع آقای مهاجرانی هم بر خلاف خط امام و هم برخلاف مواضع رهبری است. ضمن این که سکوت ما موجب می شود برخی عناصر چپ، خط القای انحراف نظام از مواضع امام را برای تضعیف رهبری دنبال کنند و سکوت کیهان را که زیر نظر رهبری بود به حساب نوعی هماهنگی با موضع مهاجرانی بدانند.» عضویت در شورای سردبیری کیهان نصیری در ادامه گفت وگوی خویش با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 گفت: «حدود یک سال بعد با بروز اختلافاتی شدید بین آقای سید محمد اصغری که با معرفی آقای خاتمی به جای شهید شاهچراغی آمده بود و تیم مستقر در سردبیری روزنامه کیهان و نیز در برخی از سردبیری های دیگر نشریات کیهان، آقای اصغری به من پیشنهاد حضور در تهران برای عضویت در شورای سردبیری روزنامه را داد و من هم به این انگیزه که چند سال تجربه مطبوعاتی می تواند برای تحصیلات حوزوی ام مفید باشد، پیشنهاد را پذیرفتم و به تهران آمدم. البته به دلیل مقاومت هایی که در داخل روزنامه با رفتن من به سردبیری شد، من ابتدا دبیر سرویس مقالات روزنامه شدم و یک سال بعد به سردبیری رفتم.» از سردبیری تا مدیر مسئولی کیهان اندکی پس از بروز اختلافاتی مبنی بر عدم چاپ مقاله "جمیله کدیور" بین نصیری و اصغری (قائم مقام نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان) موسسه کیهان تصمیم می گیرد که طبق قانون مطبوعاتِ مصوب مجلس، مدیران مسؤول نشریات دهگانه خود را به هیات نظارت بر مطبوعات معرفی کند. نصیری درباره چگونگی انتخابش به عنوان مدیر مسول روزنامه کیهان در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 اینچنین توضیح داد: «آقای خاتمی و اصغری توافق می کنند که سردبیران موجود نشریات به عنوان مدیر مسؤول هر نشریه معرفی شوند الا روزنامه که من بودم و کیهان فرهنگی که آقای رخ صفت بود. در مورد روزنامه تصمیم آقای خاتمی و اصغری این شده بود که خود آقای اصغری به عنوان مدیر مسؤول معرفی شود. وقتی موضوع را آقای اصغری از طریق آقای جلال رفیع که مشاور آقای اصغری بود، به من ابلاغ کرد، من گفتم از نظر من عیبی ندارد و در هر صورت این آقای خاتمی و اصغری هستند که باید در این مورد تصمیم بگیرند اما در مورد ادامه همکاری من به عنوان سردبیر باید رابطه آقای اصغری با من یک رابطه استدلالی و اقناعی باشد نه این که هرچه ایشان گفت من بی چون و چرا طاعت کنم. بعد اضافه کردم که البته این حق آقای اصغری هست که بگوید نه من سردبیری کاملا مطیع می خواهم، ولی من آن سردبیر نخواهم بود و همین فردا آماده ام به قم برگردم و درس و بحثم را ادامه بدهم .یکی دو روز بعد از این ماجرا مطلع شدم که از طرف دفتر رهبری متنی که حاوی دستور مقام معظم رهبری مبنی بر معرفی اینجانب به عنوان مدیرمسؤول روزنامه است به آقای اصغری ابلاغ شده است.» ترک روزنامه کیهان نصیری  در نیمه سال 1374  به سبب بروز اختلافات با خط مشی و سلیقه  مدیریتی وقت کیهان از همکاری با موسسه کیهان انصراف داد و این روزنامه را ترک کرد. وی در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 دلایل قطع همکاری با کیهان را اینگونه توضیح داد:« من حدود هفت سال کار نفس گیری را در شرایطی ویژه و اغلب ناهماهنگ با مسؤولان بالاتر در موسسه به انجام رساندم و حسابی از کار مطبوعاتی روزانه خسته شده بودم... با آمدن آقای شریعتمداری شرایط مدیریتی موسسه کیهان به سمت یکدستی ای پیش رفت که بودن یا نبودن من دیگر خیلی تعیین کننده نبود... اصرار دفتر رهبری و نظر مقام معظم رهبری بر ماندن من به عنوان مدیر مسؤول بود که با پافشاری بنده این موضوع منتفی شد اما باز اصرار بر سردبیری من بود که من خواستم مساله را به خود بنده و آقای شریعتمداری بسپارند تا ما خود مساله را به نحو مطلوب حل کنیم. بعد از یکی دو ماه بنده که به دنبال مفری از کار مطبوعاتی روزانه بودم، استعفایم را تقدیم آقای شریعتمداری کردم و کیهان را ترک کردم.» راه اندازی نشریه صبح نصیری در اسفند 1374 نشریه سیاسی فرهنگی صبح را تا سال 1378 منتشر نمود. مطالب افشاگرانه نشریه صبح از نصیری چهره ای آرمان گرا و انقلابی ساخته بود. صاحب امتیازی و مدیر مسئولی نصیری در این نشریه كه منتقد جدی تكنوكراسی و حزب كارگزاران بود، از وی مردی پرحاشیه ساخت. نصیری در این سالها با اندیشه های جریان فکری "احمد فردید"(فیلسوف و اندیشمند ایرانی) آشنا شد. در این ایام نصیری در نتیجه آشنایی و معاشرت با افرادی چون "یوسفعلی میرشکاک"، "شهریار زرشناس" نسبت به مدرنیته دیدگاه منفی پیدا کرد. وی در گفت وگوی خود با سایت شخصی رضا تاران (نویسنده و فعال فرهنگی)  در خرداد 1393 درباره مدرنیته گفت:«من در حین فعالیت های مطبوعاتی و فرهنگی با این رویکرد آشنا شدم و احساس کردم در آن نکات قابل توجه و قابل تاملی وجود دارد. این رویکرد، نگاهش به غرب و مدرنیته نگاه عمیق تری نسبت به رویکرد مشهور و رایج بین دین داران است. بنابراین نگاه من نگاه نفی کلی مدرنیته است و در کتاب "اسلام و تجدد" به صورت مبسوط این نگاه را تبیین کرده ام. ما در مقام نظر نمی توانیم وجوه مختلف مدرنیته را از یکدیگر تفکیک کنیم، اما در مقام عمل و شرایط کنونی به خاطر اضطرار چاره ای جز اخذ بسیاری از وجوه مدرنیته را نداریم» انتشار مجله سمات نصیری در اوایل دهه هشتاد به قم بازگشت و مجله سمات را منتشر کرد. مطالب این مجله حول دو محور نقد مدرنیته و مبارزه علیه فلسفه منتشر می شد. نصیری در گفت و گو با سایت شخصی رضا تاران(نویسنده و فعال فرهنگی) در این زمینه گفت: «سمات نشریه ای نیست که در آن به مسائل جاری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی روز پرداخته شود، بلکه بیشتر نظر به برخی از مقولات مبنایی دارد... در اولین شماره سمات هم مطرح کردیم که یک سری حجاب و مانع برای رجوع به قرآن و عترت وجود دارد و در آن به حجاب فلسفه، حجاب عرفان (به معنای تصوف) و حجاب مدرنیته اشاره شده است. حجاب های دیگری نیز ممکن است باشد، اما فصلنامه در جنبه سلبی و نقدی بیشتر روی این سه موضوع متمرکز است و در جنبه ایجابی هم بیشتر به معرفی قرآن و عترت و تبیین ضرورت مراجعه به این دو منبع اصلی می پردازد.» 

نصیری در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان در قم را آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت. سردبیری و مدیر مسئولی روزنامه کیهان، انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهش‌های اسلامی‌ صدا و سیما در قم، نشریه فرهنگی-سیاسی صبح و فصلنامه سمات از جمله فعالیت های مطبوعاتی وی برشمرده می شود. چگونگی ورود به موسسه کیهان نصیری درباره چگونگی ورود خود به موسسه کیهان در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 گفت: «بنده با شهید بزرگوار سید حسن شاهچراغی علی رغم ده سال فاصله سنی ای که داشتیم رابطه دوستی ای صمیمی داشتم ..ایشان در سال 61 با معرفی آقای خاتمی نماینده حضرت امام در کیهان و تایید حضرت امام به عنوان سرپرست و به نوعی قائم مقام نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان منصوب می شوند... بعد از شهادت آقای شاهچراغی در اول اسفند 1364 که هواپیمایشان در مسیر جبهه در آسمان خوزستان مورد اصابت موشک هواپیمای عراقی قرار گرفت، من مقاله ای را برای ویژه نامه ای که به مناسبت اربعین ایشان توسط روزنامه کیهان منتشر شد نوشتم. چاپ این مقاله سر آغازی شد برای نوشتن مقالات دیگری برای کیهان. چند ماه بعد از طرف آقای ابراهیم اصغر زاده قائم مقام فرهنگی وقت موسسه کیهان که چند ماهی بود آمده بود، و نیز آقای محمد جواد صاحبی مدیر مسؤول کیهان اندیشه، به من پیشنهاد همکاری با دفتر نمایندگی کیهان در قم به عنوان نماینده فرهنگی موسسه کیهان در قم را داد. این پیشنهاد را پذیرفتم و در اواسط سال 65 کار را شروع کردم.» بروز اختلاف خط مشی با مسئولان کیهان نصیری در برخی موارد با خط مشی و مواضع سید محمد اصغری در سمت قائم مقام وقت نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان و سید محمد خاتمی در سمت نماینده وقت امام خمینی(ره) در کیهان اختلاف داشتند. وی اوج گیری این اختلافات را در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 چنین توضیح داد: «در ماجرای نوشتن مقاله مذاکره مستقیم مهاجرانی در روزنامه اطلاعات که پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کرده بود (و این البته دستمایه ای هم برای برخی نیروهای چپ آن روز مثل آقای محتشمی شده بود که بگویند نظام بعد از ارتحال امام دارد از راه امام منحرف می شود)، اختلافات من با آقای خاتمی و اصغری اوج می گیرد. ماجرا از این قرار بود که یک یا دو روز بعد من مطالب متعددی را از جمله یادداشتی از خودم علیه مقاله مذاکره مستقیم در صفحات روزنامه قرار داده بودم که آقای اصغری به اتاق تیتر و سردبیری آمد و از من خواست که مقالات را بردارم. من با ایشان محاجه کردم که باید چنین موضعی توسط کیهان گرفته شود، چون موضع آقای مهاجرانی هم بر خلاف خط امام و هم برخلاف مواضع رهبری است. ضمن این که سکوت ما موجب می شود برخی عناصر چپ، خط القای انحراف نظام از مواضع امام را برای تضعیف رهبری دنبال کنند و سکوت کیهان را که زیر نظر رهبری بود به حساب نوعی هماهنگی با موضع مهاجرانی بدانند.» عضویت در شورای سردبیری کیهان نصیری در ادامه گفت وگوی خویش با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 گفت: «حدود یک سال بعد با بروز اختلافاتی شدید بین آقای سید محمد اصغری که با معرفی آقای خاتمی به جای شهید شاهچراغی آمده بود و تیم مستقر در سردبیری روزنامه کیهان و نیز در برخی از سردبیری های دیگر نشریات کیهان، آقای اصغری به من پیشنهاد حضور در تهران برای عضویت در شورای سردبیری روزنامه را داد و من هم به این انگیزه که چند سال تجربه مطبوعاتی می تواند برای تحصیلات حوزوی ام مفید باشد، پیشنهاد را پذیرفتم و به تهران آمدم. البته به دلیل مقاومت هایی که در داخل روزنامه با رفتن من به سردبیری شد، من ابتدا دبیر سرویس مقالات روزنامه شدم و یک سال بعد به سردبیری رفتم.» از سردبیری تا مدیر مسئولی کیهان اندکی پس از بروز اختلافاتی مبنی بر عدم چاپ مقاله "جمیله کدیور" بین نصیری و اصغری (قائم مقام نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان) موسسه کیهان تصمیم می گیرد که طبق قانون مطبوعاتِ مصوب مجلس، مدیران مسؤول نشریات دهگانه خود را به هیات نظارت بر مطبوعات معرفی کند. نصیری درباره چگونگی انتخابش به عنوان مدیر مسول روزنامه کیهان در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 اینچنین توضیح داد: «آقای خاتمی و اصغری توافق می کنند که سردبیران موجود نشریات به عنوان مدیر مسؤول هر نشریه معرفی شوند الا روزنامه که من بودم و کیهان فرهنگی که آقای رخ صفت بود. در مورد روزنامه تصمیم آقای خاتمی و اصغری این شده بود که خود آقای اصغری به عنوان مدیر مسؤول معرفی شود. وقتی موضوع را آقای اصغری از طریق آقای جلال رفیع که مشاور آقای اصغری بود، به من ابلاغ کرد، من گفتم از نظر من عیبی ندارد و در هر صورت این آقای خاتمی و اصغری هستند که باید در این مورد تصمیم بگیرند اما در مورد ادامه همکاری من به عنوان سردبیر باید رابطه آقای اصغری با من یک رابطه استدلالی و اقناعی باشد نه این که هرچه ایشان گفت من بی چون و چرا طاعت کنم. بعد اضافه کردم که البته این حق آقای اصغری هست که بگوید نه من سردبیری کاملا مطیع می خواهم، ولی من آن سردبیر نخواهم بود و همین فردا آماده ام به قم برگردم و درس و بحثم را ادامه بدهم .یکی دو روز بعد از این ماجرا مطلع شدم که از طرف دفتر رهبری متنی که حاوی دستور مقام معظم رهبری مبنی بر معرفی اینجانب به عنوان مدیرمسؤول روزنامه است به آقای اصغری ابلاغ شده است.» ترک روزنامه کیهان نصیری  در نیمه سال 1374  به سبب بروز اختلافات با خط مشی و سلیقه  مدیریتی وقت کیهان از همکاری با موسسه کیهان انصراف داد و این روزنامه را ترک کرد. وی در گفت و گو با سایت خبری مشرق در 18 تیر 1391 دلایل قطع همکاری با کیهان را اینگونه توضیح داد:« من حدود هفت سال کار نفس گیری را در شرایطی ویژه و اغلب ناهماهنگ با مسؤولان بالاتر در موسسه به انجام رساندم و حسابی از کار مطبوعاتی روزانه خسته شده بودم... با آمدن آقای شریعتمداری شرایط مدیریتی موسسه کیهان به سمت یکدستی ای پیش رفت که بودن یا نبودن من دیگر خیلی تعیین کننده نبود... اصرار دفتر رهبری و نظر مقام معظم رهبری بر ماندن من به عنوان مدیر مسؤول بود که با پافشاری بنده این موضوع منتفی شد اما باز اصرار بر سردبیری من بود که من خواستم مساله را به خود بنده و آقای شریعتمداری بسپارند تا ما خود مساله را به نحو مطلوب حل کنیم. بعد از یکی دو ماه بنده که به دنبال مفری از کار مطبوعاتی روزانه بودم، استعفایم را تقدیم آقای شریعتمداری کردم و کیهان را ترک کردم.» راه اندازی نشریه صبح نصیری در اسفند 1374 نشریه سیاسی فرهنگی صبح را تا سال 1378 منتشر نمود. مطالب افشاگرانه نشریه صبح از نصیری چهره ای آرمان گرا و انقلابی ساخته بود. صاحب امتیازی و مدیر مسئولی نصیری در این نشریه كه منتقد جدی تكنوكراسی و حزب كارگزاران بود، از وی مردی پرحاشیه ساخت. نصیری در این سالها با اندیشه های جریان فکری "احمد فردید"(فیلسوف و اندیشمند ایرانی) آشنا شد. در این ایام نصیری در نتیجه آشنایی و معاشرت با افرادی چون "یوسفعلی میرشکاک"، "شهریار زرشناس" نسبت به مدرنیته دیدگاه منفی پیدا کرد. وی در گفت وگوی خود با سایت شخصی رضا تاران (نویسنده و فعال فرهنگی)  در خرداد 1393 درباره مدرنیته گفت:«من در حین فعالیت های مطبوعاتی و فرهنگی با این رویکرد آشنا شدم و احساس کردم در آن نکات قابل توجه و قابل تاملی وجود دارد. این رویکرد، نگاهش به غرب و مدرنیته نگاه عمیق تری نسبت به رویکرد مشهور و رایج بین دین داران است. بنابراین نگاه من نگاه نفی کلی مدرنیته است و در کتاب "اسلام و تجدد" به صورت مبسوط این نگاه را تبیین کرده ام. ما در مقام نظر نمی توانیم وجوه مختلف مدرنیته را از یکدیگر تفکیک کنیم، اما در مقام عمل و شرایط کنونی به خاطر اضطرار چاره ای جز اخذ بسیاری از وجوه مدرنیته را نداریم» انتشار مجله سمات نصیری در اوایل دهه هشتاد به قم بازگشت و مجله سمات را منتشر کرد. مطالب این مجله حول دو محور نقد مدرنیته و مبارزه علیه فلسفه منتشر می شد. نصیری در گفت و گو با سایت شخصی رضا تاران(نویسنده و فعال فرهنگی) در این زمینه گفت: «سمات نشریه ای نیست که در آن به مسائل جاری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی روز پرداخته شود، بلکه بیشتر نظر به برخی از مقولات مبنایی دارد... در اولین شماره سمات هم مطرح کردیم که یک سری حجاب و مانع برای رجوع به قرآن و عترت وجود دارد و در آن به حجاب فلسفه، حجاب عرفان (به معنای تصوف) و حجاب مدرنیته اشاره شده است. حجاب های دیگری نیز ممکن است باشد، اما فصلنامه در جنبه سلبی و نقدی بیشتر روی این سه موضوع متمرکز است و در جنبه ایجابی هم بیشتر به معرفی قرآن و عترت و تبیین ضرورت مراجعه به این دو منبع اصلی می پردازد.» 


نصیری علاوه بر فعالیت های مطبوعاتی سمت های اجرایی نیز داشته است. مناصب و سمت های اجرایی وی به شرح زیر است: -تصدی معاونت سیاسی مركز سیاستگذاری ائمه جمعه -مدیریت مسئول انتشارات کتاب صبح -صاحب امتیازی و مدیریت مسئول فصلنامه سمات -معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات 

نصیری علاوه بر فعالیت های مطبوعاتی سمت های اجرایی نیز داشته است. مناصب و سمت های اجرایی وی به شرح زیر است: -تصدی معاونت سیاسی مركز سیاستگذاری ائمه جمعه -مدیریت مسئول انتشارات کتاب صبح -صاحب امتیازی و مدیریت مسئول فصلنامه سمات -معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات 


در گفتگوی منتشر شده از مهدی نصیری در سایت شخصی رضا تاران در اواسط شهریور ماه سال 1393 وی درباره سیر تحولات فکری اش اینگونه روایت کرده است: «ظرف بیست سال اخیر به تدریج دچار تحولات و تغییراتی در فهم از غرب و مدرنیته و مسائل دینی و کلامی شده ام و البته در مورد مسائل سیاسی هم بی تاثیر نبوده است. تغییر در نگرش سیاسی نصیری که در دهه هفتاد روش های افشاگرانه را موثر می دانست در پاسخ به سوالی رد خصوص تغییر نگاه سیاسی خود گفت: «این که جهت گیری سیاسی من تغییر کرده است یا نه بحث دیگری است. اما  طبیعی است که ما بیست سال پیش می توانستیم به برخی از حذف کردنها و ایزوله کردنها در عرصه فکر و فرهنگ بیاندیشیم و می توانست نتایج مثبتی داشته باشد اما با گسترش ابزارهای ارتباطی امروز دیگر اغلب نمی تواند موثر و نتیجه بخش باشد و باید به شیوه های دیگری اندیشید. البته این را هم بگویم که این بی در و پیکری ای که در عرصه ارتباطات مشاهده می کنیم، حتما در برآیند نهایی اش به نفع فرهنگ و فضیلت و حقیقت نیست و کمترین نتیجه اش سطحی شدن آدمها است. اما اینکه چطور شد که تغییر کردم. برای من «دین» مهم بوده و هست. در تجربه کار مطبوعاتی من در "کیهان" و بعد هم "صبح" یک افق های فکری تازه ای برای من گشوده شد. مثلا من در مورد نگاه دین به مدرنیته به نتایج متفاوتی از حرف های مشهوری رسیدم که بزرگان ما نظیر آقای مطهری و دیگران می گفتند. بعد هم در مورد فلسفه و عرفان مصطلح دیدگاه انتقادی پیدا کردم. همان طور که گفتم اساسا برایم این نکته آشکار گشت که اسلام شناسی معاصر مراجعه تام به جامعیت دین و قرآن و عترت ندارد و خود من تلاش کردم  در حد وسع و توانم سراغ همه ابعاد دین و تشیع بروم...با این توضیحات می خواهم نتیجه بگیرم که جهت تغییر من سمت و سویی کاملا دینی دارد یعنی به زعم خودم به اصول و ریشه های دینی و مبانی معرفتی قران و عترت  نزدیکتر شده ام. خیلی از تغییراتی که آدمها پس از انقلاب کرده اند در جهت فاصله گیری از مبانی دینی و رفتن به سمت مبانی غربی و لیبرالی و سکولاریسم بوده است. نظیر آنچه ما در مورد فردی مثل دکتر سروش می بینیم. تغییر در نگرش سیاسی من هم در واقع از سنخ همان تغییرات در مباحث اعتقادی و کلامی است یعنی به نظر خودم به مبانی دینی و شیعی نزدیکتر شده ام. وقتی نگاه من به مدرنیته و تجدد عوض شد که محصول آن هم نگارش کتاب اسلام و تجدد بود، در امر سیاست در حقیقت به واقع گرایی تمایل بیشتری پیدا کردم. این تغییرسیاسی دقیقا در ادامه تغییر  فکری است. یعنی با همان منطق است. من دیگر با چنین رویکردهای سهل گیرانه و یا به تعبیری دیگر با بلندپروازی های غیر واقع بینانه در امر سیاست و کشورداری موافق نیستم. من اخیرا در حال تحقیق و فیش برداری پیرامون موضوع امکان یا عدم امکان تحقق تمدن تراز اسلام در عصر غیبت هستم. در این تحقیقات که با مراجعه به بخشهای مغفول قرآن و عترت در اسلام شناسی معاصر است، به این جمع بندی رسیده ام که اساسا تحقق تمدن تراز اسلامی در عصر غیبت ممکن نیست و خداوند و اهل بیت علیهم السلام هم چنین تکلیفی را بر دوش شیعه در عصر غیبت نگذاشته اند و تنها در یک حد نسبی و محدود ما می توانیم سخن از تحقق جامعه و نظام و دولت دینی بزنیم و البته این حد نسبی تکلیف ماست و به قول فقها المیسور لایدفع بالمعسور...» 

در گفتگوی منتشر شده از مهدی نصیری در سایت شخصی رضا تاران در اواسط شهریور ماه سال 1393 وی درباره سیر تحولات فکری اش اینگونه روایت کرده است: «ظرف بیست سال اخیر به تدریج دچار تحولات و تغییراتی در فهم از غرب و مدرنیته و مسائل دینی و کلامی شده ام و البته در مورد مسائل سیاسی هم بی تاثیر نبوده است. تغییر در نگرش سیاسی نصیری که در دهه هفتاد روش های افشاگرانه را موثر می دانست در پاسخ به سوالی رد خصوص تغییر نگاه سیاسی خود گفت: «این که جهت گیری سیاسی من تغییر کرده است یا نه بحث دیگری است. اما  طبیعی است که ما بیست سال پیش می توانستیم به برخی از حذف کردنها و ایزوله کردنها در عرصه فکر و فرهنگ بیاندیشیم و می توانست نتایج مثبتی داشته باشد اما با گسترش ابزارهای ارتباطی امروز دیگر اغلب نمی تواند موثر و نتیجه بخش باشد و باید به شیوه های دیگری اندیشید. البته این را هم بگویم که این بی در و پیکری ای که در عرصه ارتباطات مشاهده می کنیم، حتما در برآیند نهایی اش به نفع فرهنگ و فضیلت و حقیقت نیست و کمترین نتیجه اش سطحی شدن آدمها است. اما اینکه چطور شد که تغییر کردم. برای من «دین» مهم بوده و هست. در تجربه کار مطبوعاتی من در "کیهان" و بعد هم "صبح" یک افق های فکری تازه ای برای من گشوده شد. مثلا من در مورد نگاه دین به مدرنیته به نتایج متفاوتی از حرف های مشهوری رسیدم که بزرگان ما نظیر آقای مطهری و دیگران می گفتند. بعد هم در مورد فلسفه و عرفان مصطلح دیدگاه انتقادی پیدا کردم. همان طور که گفتم اساسا برایم این نکته آشکار گشت که اسلام شناسی معاصر مراجعه تام به جامعیت دین و قرآن و عترت ندارد و خود من تلاش کردم  در حد وسع و توانم سراغ همه ابعاد دین و تشیع بروم...با این توضیحات می خواهم نتیجه بگیرم که جهت تغییر من سمت و سویی کاملا دینی دارد یعنی به زعم خودم به اصول و ریشه های دینی و مبانی معرفتی قران و عترت  نزدیکتر شده ام. خیلی از تغییراتی که آدمها پس از انقلاب کرده اند در جهت فاصله گیری از مبانی دینی و رفتن به سمت مبانی غربی و لیبرالی و سکولاریسم بوده است. نظیر آنچه ما در مورد فردی مثل دکتر سروش می بینیم. تغییر در نگرش سیاسی من هم در واقع از سنخ همان تغییرات در مباحث اعتقادی و کلامی است یعنی به نظر خودم به مبانی دینی و شیعی نزدیکتر شده ام. وقتی نگاه من به مدرنیته و تجدد عوض شد که محصول آن هم نگارش کتاب اسلام و تجدد بود، در امر سیاست در حقیقت به واقع گرایی تمایل بیشتری پیدا کردم. این تغییرسیاسی دقیقا در ادامه تغییر  فکری است. یعنی با همان منطق است. من دیگر با چنین رویکردهای سهل گیرانه و یا به تعبیری دیگر با بلندپروازی های غیر واقع بینانه در امر سیاست و کشورداری موافق نیستم. من اخیرا در حال تحقیق و فیش برداری پیرامون موضوع امکان یا عدم امکان تحقق تمدن تراز اسلام در عصر غیبت هستم. در این تحقیقات که با مراجعه به بخشهای مغفول قرآن و عترت در اسلام شناسی معاصر است، به این جمع بندی رسیده ام که اساسا تحقق تمدن تراز اسلامی در عصر غیبت ممکن نیست و خداوند و اهل بیت علیهم السلام هم چنین تکلیفی را بر دوش شیعه در عصر غیبت نگذاشته اند و تنها در یک حد نسبی و محدود ما می توانیم سخن از تحقق جامعه و نظام و دولت دینی بزنیم و البته این حد نسبی تکلیف ماست و به قول فقها المیسور لایدفع بالمعسور...» 


نصیری بعد از حدود یک دهه فعالیت مطبوعاتی در اوج هجوم جریان های روشنفکری در دهه 80 از فعالیت مطبوعاتی فاصله گرفته و با از سرگیری تحصیل و مباحثات علمی به بیان دیدگاه هایش درباره مسائل مختلف و انتشار آن ها در قالب مقاله پرداخت.در ذیل به برخی از دیدگاه های وی که در قالب مصاحبه مطرح شده است اشاره می شود: جهان امروز و بحران آخرالزمان نصیری در شهریور 1384 در گفت و گو با فصلنامه موعود به سوالاتی پیرامون "نشانه های بحران" پاسخ می دهد که مختصری از دیدگاه های وی در این زمینه بیان شده است: «بحران آخرالزمان بحرانی فراگیر است و کمتر کسی از آن در امان است و تنها ممکن است در شدت و ضعف بحران زدگی تفاوت هایی وجود داشته باشد...  ما به میزانی که غرب زده و علم زده و تکنیک زده و مغروق در مناسبات و ساختارهای تمدن غیرالهی مدرن هستیم، به همان میزان بحران زده ایم و البته بحران زا هم می توانیم باشیم. اصولاً هر بحران زده ای اگر بر بحران زدگی خویش وقوف نداشته باشد، بحران زا خواهد شد.. بحران معنا که اساسی ترین بحران آخرالزمان است منجر به بحران های دیگری چون بحران اخلاق، بحران اجتماعی، بحران اقتصادی، بحران اطلاعات و آگاهی، بحران محیط زیست، بحران سلامتی و بحران امنیت شده است که هر روز می توانیم مصادیق آن را در اخبار رسانه ها و بلکه دور و برمان مشاهده کنیم... در آخرالزمان حفظ عقیده و نظر صحیح مقدم بر عمل است، چرا که ممکن است روز به روز شرایط عملی سخت تر شود و خداوند هم به خاطر این شرایط سخت با دیده اغماض به برخی اعمال ما بنگرد اما اعتقادات صحیح داشتن چون امری قلبی است در سخت ترین شرایط هم قابل حفظ است و هیچ عذری برای دست برداشتن از آن پذیرفتنی نیست. رسول گرامی(ص) اسلام در روایتی فرمودند:اعتقاد نیک در آخرالزمان بهتر از پاره ای از کردار است.» تقابل دین و مدرنیته نصیری در دهه 70 و ضمن انتشار نشریه صبح تحت تاثیر جریان فکری "احمد فردید" نسبت به مدرنیته موضع منفی داشت. وی در گفت و گو با روزنامه شرق در 15 مهر 1389 نگاه کلی خود را نسبت به مدرنیته همچنان سلبی توصیف کرده ولی از وجود اضطرار در پذیرفتن مدرنیته سخن گفت: «در این نگاه اسلام و مبانی دینی با کلیت مدرنیته مساله دارد و کلیت مدرنیته از نظر مبانی دینی ما زیر سئوال است. در غرب نیز از یک قرن پیش متفکرانی پیدا شدند که مبانی مدرنیته را مورد نقد اساسی و کلی قرار دادند و کلیت تمدن مدرن را زیر سئوال بردند. این نگاه از طریق برخی متفکران و تحصیل کردگان در غرب مثل مرحوم دکتر فردید به ایران منتقل و در دانشگاه ها مطرح شد. مرحوم دکتر فردید شاگردانی را تربیت کرد و این نگاه به تدریج بسط پیدا کرد...مساله ما با مدرنیته این گونه نیست که مثلاً از غرب یک سری پشه های مزاحم داخل جامعه ما شده اند و برای ما مزاحمت ایجاد کرده اند و حالا ما با حشره کش و پشه بند و تدابیر دفاعی می توانیم بر این مشکل غلبه کنیم...به نظر من این تشبیه بهتر می تواند موضوع را روشن کند که مدرنیته به مثابه هوایی مسموم است که کل عالم را فراگرفته و وارد جامعه ما نیز شده است و این هوای مسموم بر همه شئونات ما با شدت و ضعف تاثیر منفی خودش را گذاشته و تقریباً نمی توان عرصه ای را پیدا کرد که از تاثیرات این هوای مسموم برکنار مانده باشد. خب با توجه به این سیطره همه جانبه اگر بخواهیم بگوییم که از امروز باید هر چه وابسته به مدرنیته است را کنار بگذاریم، به اخلال در نظام معیشت و عسر و حرج دچار می شویم و اخلال در نظام معیشت مورد پذیرش دین نیست. بنابراین ما به خاطر اضطرار بنا بر اجازه دین مجبوریم به یک سری مسائل تن بدهیم که حکم اولیه آن جواز نیست اما دین این اجازه را می دهد تا وقتی که شرایط اضطرار حاکم است از این امور استفاده کنیم... به اعتقاد من دامنه اضطرار ما تقریباً وسیع است و زمینه های کمی وجود دارد که می توانیم آن ها را خالص و مبرای از تاثیرات مدرن نگه داریم. با برنامه ریزی، تفکر و خودآگاهی نسبت به مدرنیته می توان عوارض منفی اخذ مدرنیته را کاهش داد و بیشترین توجه ما باید معطوف به این مسئله باشد و باید تلاش کنیم تا آن جایی که می توانیم از اقتضائات مدرنیته بکاهیم. در چنین شرایطی به نظر من در مرحله اول دغدغه اصلی مان باید حفظ اعتقادات مان باشد. بدترین نتیجه مدرنیته برای ما این بوده که خیلی ها را دچار ارتداد عقیدتی کرده است. کسی که می گوید در دنیای پیشرفته کنونی باید احکام دینی چون متعلق به 1400سال پیش است تغییر پیدا کند دچار ارتداد فکری شده است. به اعتقاد من اگر در مقام نظر بتوانیم غیر دینی بودن مدرنیته و انحطاط و انحراف آن را نشان بدهیم، تلفات عقیدتی و اعتقادی کاهش پیدا خواهد کرد. 

نصیری بعد از حدود یک دهه فعالیت مطبوعاتی در اوج هجوم جریان های روشنفکری در دهه 80 از فعالیت مطبوعاتی فاصله گرفته و با از سرگیری تحصیل و مباحثات علمی به بیان دیدگاه هایش درباره مسائل مختلف و انتشار آن ها در قالب مقاله پرداخت.در ذیل به برخی از دیدگاه های وی که در قالب مصاحبه مطرح شده است اشاره می شود: جهان امروز و بحران آخرالزمان نصیری در شهریور 1384 در گفت و گو با فصلنامه موعود به سوالاتی پیرامون "نشانه های بحران" پاسخ می دهد که مختصری از دیدگاه های وی در این زمینه بیان شده است: «بحران آخرالزمان بحرانی فراگیر است و کمتر کسی از آن در امان است و تنها ممکن است در شدت و ضعف بحران زدگی تفاوت هایی وجود داشته باشد...  ما به میزانی که غرب زده و علم زده و تکنیک زده و مغروق در مناسبات و ساختارهای تمدن غیرالهی مدرن هستیم، به همان میزان بحران زده ایم و البته بحران زا هم می توانیم باشیم. اصولاً هر بحران زده ای اگر بر بحران زدگی خویش وقوف نداشته باشد، بحران زا خواهد شد.. بحران معنا که اساسی ترین بحران آخرالزمان است منجر به بحران های دیگری چون بحران اخلاق، بحران اجتماعی، بحران اقتصادی، بحران اطلاعات و آگاهی، بحران محیط زیست، بحران سلامتی و بحران امنیت شده است که هر روز می توانیم مصادیق آن را در اخبار رسانه ها و بلکه دور و برمان مشاهده کنیم... در آخرالزمان حفظ عقیده و نظر صحیح مقدم بر عمل است، چرا که ممکن است روز به روز شرایط عملی سخت تر شود و خداوند هم به خاطر این شرایط سخت با دیده اغماض به برخی اعمال ما بنگرد اما اعتقادات صحیح داشتن چون امری قلبی است در سخت ترین شرایط هم قابل حفظ است و هیچ عذری برای دست برداشتن از آن پذیرفتنی نیست. رسول گرامی(ص) اسلام در روایتی فرمودند:اعتقاد نیک در آخرالزمان بهتر از پاره ای از کردار است.» تقابل دین و مدرنیته نصیری در دهه 70 و ضمن انتشار نشریه صبح تحت تاثیر جریان فکری "احمد فردید" نسبت به مدرنیته موضع منفی داشت. وی در گفت و گو با روزنامه شرق در 15 مهر 1389 نگاه کلی خود را نسبت به مدرنیته همچنان سلبی توصیف کرده ولی از وجود اضطرار در پذیرفتن مدرنیته سخن گفت: «در این نگاه اسلام و مبانی دینی با کلیت مدرنیته مساله دارد و کلیت مدرنیته از نظر مبانی دینی ما زیر سئوال است. در غرب نیز از یک قرن پیش متفکرانی پیدا شدند که مبانی مدرنیته را مورد نقد اساسی و کلی قرار دادند و کلیت تمدن مدرن را زیر سئوال بردند. این نگاه از طریق برخی متفکران و تحصیل کردگان در غرب مثل مرحوم دکتر فردید به ایران منتقل و در دانشگاه ها مطرح شد. مرحوم دکتر فردید شاگردانی را تربیت کرد و این نگاه به تدریج بسط پیدا کرد...مساله ما با مدرنیته این گونه نیست که مثلاً از غرب یک سری پشه های مزاحم داخل جامعه ما شده اند و برای ما مزاحمت ایجاد کرده اند و حالا ما با حشره کش و پشه بند و تدابیر دفاعی می توانیم بر این مشکل غلبه کنیم...به نظر من این تشبیه بهتر می تواند موضوع را روشن کند که مدرنیته به مثابه هوایی مسموم است که کل عالم را فراگرفته و وارد جامعه ما نیز شده است و این هوای مسموم بر همه شئونات ما با شدت و ضعف تاثیر منفی خودش را گذاشته و تقریباً نمی توان عرصه ای را پیدا کرد که از تاثیرات این هوای مسموم برکنار مانده باشد. خب با توجه به این سیطره همه جانبه اگر بخواهیم بگوییم که از امروز باید هر چه وابسته به مدرنیته است را کنار بگذاریم، به اخلال در نظام معیشت و عسر و حرج دچار می شویم و اخلال در نظام معیشت مورد پذیرش دین نیست. بنابراین ما به خاطر اضطرار بنا بر اجازه دین مجبوریم به یک سری مسائل تن بدهیم که حکم اولیه آن جواز نیست اما دین این اجازه را می دهد تا وقتی که شرایط اضطرار حاکم است از این امور استفاده کنیم... به اعتقاد من دامنه اضطرار ما تقریباً وسیع است و زمینه های کمی وجود دارد که می توانیم آن ها را خالص و مبرای از تاثیرات مدرن نگه داریم. با برنامه ریزی، تفکر و خودآگاهی نسبت به مدرنیته می توان عوارض منفی اخذ مدرنیته را کاهش داد و بیشترین توجه ما باید معطوف به این مسئله باشد و باید تلاش کنیم تا آن جایی که می توانیم از اقتضائات مدرنیته بکاهیم. در چنین شرایطی به نظر من در مرحله اول دغدغه اصلی مان باید حفظ اعتقادات مان باشد. بدترین نتیجه مدرنیته برای ما این بوده که خیلی ها را دچار ارتداد عقیدتی کرده است. کسی که می گوید در دنیای پیشرفته کنونی باید احکام دینی چون متعلق به 1400سال پیش است تغییر پیدا کند دچار ارتداد فکری شده است. به اعتقاد من اگر در مقام نظر بتوانیم غیر دینی بودن مدرنیته و انحطاط و انحراف آن را نشان بدهیم، تلفات عقیدتی و اعتقادی کاهش پیدا خواهد کرد. 


نصیری علاوه بر نگارش ده‌ ها مقاله و گفتگوی مطبوعاتی، چهار کتاب با عنوان های "اسلام و تجدد"، "فلسفه از منظر قرآن و عترت"، "جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام" و "آوینی و مدرنیته" تالیف و منتشر کرده است. 

نصیری علاوه بر نگارش ده‌ ها مقاله و گفتگوی مطبوعاتی، چهار کتاب با عنوان های "اسلام و تجدد"، "فلسفه از منظر قرآن و عترت"، "جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام" و "آوینی و مدرنیته" تالیف و منتشر کرده است. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۲۴:۲۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۱۱/۱۱ ۲۰:۴۰:۴۵

مهدی نصیری

خلاصه زندگی نامه

 مهدی نصیری، نویسنده، پژوهشگر و روزنامه نگار معاصر که مدیر مسئولی روزنامه کیهان از جمله مهم ترین فعالیت های مطبوعاتی وی محسوب می شود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع