شهید آیت الله سید اسد الله مدنی در سال 1293 هـ.ش در آذرشهر دیده به جهان گشود. پدر ایشان، مرحوم آقامیرعلی (از سادات محترم آذر شهر)، دربازارچه آذرشهر، شغل بزازی داشت.  عشق و ارادت پدرش به امیر مؤمنان علی علیه السلام او را بر آن داشت تا برای فرزندش یكی از القاب آن حضرت یعنی «اسد الله» را نام بگذارد. این شهید والامقام در چهارسالگی، مادر و در 16 سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و زحمت و سختی به پایان رساند و با تربیتی اسلامی پا به دنیای نوجوانی گذاشت.  

شهید آیت الله سید اسد الله مدنی در سال 1293 هـ.ش در آذرشهر دیده به جهان گشود. پدر ایشان، مرحوم آقامیرعلی (از سادات محترم آذر شهر)، دربازارچه آذرشهر، شغل بزازی داشت.  عشق و ارادت پدرش به امیر مؤمنان علی علیه السلام او را بر آن داشت تا برای فرزندش یكی از القاب آن حضرت یعنی «اسد الله» را نام بگذارد. این شهید والامقام در چهارسالگی، مادر و در 16 سالگی، پدر خود را از دست داد و دوران کودکی را با رنج و زحمت و سختی به پایان رساند و با تربیتی اسلامی پا به دنیای نوجوانی گذاشت.  


شهید مدنی در عنفوان جوانی، به قصد کسب علم و کمال، به شهر مقدس قم عزیمت کرده، به رغم مشکلات فراوان شخصی ناشی از درگذشت پدر و استبداد عصر رضاخانی، با پشتکار وافر به تحصیل علوم دینی مشغول شد. سیداسدالله در اوایل جوانی، به سلک طالبان علم و کمال راه یافت و دروس ابتدایی را در حوزه علمیه یزد فرا گرفت. قلب لبریز از عشق و شعف به معارف اسلامی، او را واداشت که سال‏ها در کنار بارگاه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام ؛ ماندگار شود و از محضر بزرگان دانش فقه و اصول بهره‏ مند گردد.  وی مدتی در محضر استادانی چون آیت‏ الله حجت کوه کمری، آیت ‏الله سید محمدتقی خوانساری و چهار سال در محضر امام خمینی رحمه ‏الله حضور یافت و از درس‏های فلسفه، عرفان و اخلاق ایشان بهره فراوان برد و همین کلاس‏ های درس سبب شد عشقش به حضرت امام فزونی یابد.  

شهید مدنی در عنفوان جوانی، به قصد کسب علم و کمال، به شهر مقدس قم عزیمت کرده، به رغم مشکلات فراوان شخصی ناشی از درگذشت پدر و استبداد عصر رضاخانی، با پشتکار وافر به تحصیل علوم دینی مشغول شد. سیداسدالله در اوایل جوانی، به سلک طالبان علم و کمال راه یافت و دروس ابتدایی را در حوزه علمیه یزد فرا گرفت. قلب لبریز از عشق و شعف به معارف اسلامی، او را واداشت که سال‏ها در کنار بارگاه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام ؛ ماندگار شود و از محضر بزرگان دانش فقه و اصول بهره‏ مند گردد.  وی مدتی در محضر استادانی چون آیت‏ الله حجت کوه کمری، آیت ‏الله سید محمدتقی خوانساری و چهار سال در محضر امام خمینی رحمه ‏الله حضور یافت و از درس‏های فلسفه، عرفان و اخلاق ایشان بهره فراوان برد و همین کلاس‏ های درس سبب شد عشقش به حضرت امام فزونی یابد.  


سيد‌اسدالله مدنی، پس از مدتی به نجف‌ اشرف هجرت كرده، و در کنار بارگاه قدسی امام علی علیه ‏السلام ، زانوی ادب بر زمین نهاد و شب و روز در فضای آکنده از معنویت حوزه علمیه نجف، از دانش و معارف بزرگانی چون آیت ‏الله حکیم، آیت ‏الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت‏ الله عبدالهادی شیرازی بهره برد .در حوزه علميه نجف اشرف، در كنار تكميل تحصيلات عالی خويش، تدريس در سطوح مختلف را شروع كرده و به دستور مرحوم آيت‌ الله حكيم (ره)، كرسی تدريس لمعه، رسائل، مكاسب و كفايه را به عهده گرفت و در اندك زمان، جزو اساتيد معروف حوزه علميه نجف‌ اشرف به شمار آمد.  شهيد محراب، در نجف‌ اشرف، در درس خارج مرحوم آيت‌ الله سيد عبدالهادی شيرازی (ره) و مرحوم آيت‌ الله حكيم (ره) و مرحوم آيت‌ الله خوئی(ره) شركت كرده، وازمراجع بزرگی از جمله آيت‌ الله حكيم درنجف وآيت‌ الله حجت‌ كوه‌ كمری در قم، و آيت‌ الله خوانساری اجازه اجتهاد دريافت كرد.  

سيد‌اسدالله مدنی، پس از مدتی به نجف‌ اشرف هجرت كرده، و در کنار بارگاه قدسی امام علی علیه ‏السلام ، زانوی ادب بر زمین نهاد و شب و روز در فضای آکنده از معنویت حوزه علمیه نجف، از دانش و معارف بزرگانی چون آیت ‏الله حکیم، آیت ‏الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت‏ الله عبدالهادی شیرازی بهره برد .در حوزه علميه نجف اشرف، در كنار تكميل تحصيلات عالی خويش، تدريس در سطوح مختلف را شروع كرده و به دستور مرحوم آيت‌ الله حكيم (ره)، كرسی تدريس لمعه، رسائل، مكاسب و كفايه را به عهده گرفت و در اندك زمان، جزو اساتيد معروف حوزه علميه نجف‌ اشرف به شمار آمد.  شهيد محراب، در نجف‌ اشرف، در درس خارج مرحوم آيت‌ الله سيد عبدالهادی شيرازی (ره) و مرحوم آيت‌ الله حكيم (ره) و مرحوم آيت‌ الله خوئی(ره) شركت كرده، وازمراجع بزرگی از جمله آيت‌ الله حكيم درنجف وآيت‌ الله حجت‌ كوه‌ كمری در قم، و آيت‌ الله خوانساری اجازه اجتهاد دريافت كرد.  


آیت‏ الله مدنی افزون بر استعداد خاصی که در زمینه تحصیل از خود نشان می‏داد، مبارزی بی‏امان و سازش ناپذیر بود. وی پس از چندین سال دوری از وطن، در سال 1331، با کوله ‏باری از دانش از نجف اشرف به زادگاه خود بازگشت. ایشان سال‏ها پیش از ورود به عرصه مبارزات سیاسی، در مقابل افکار ضد دینی کسروی مقابله کرده بود و با شهید نواب صفوی همکاری داشت. با آغاز قیام مردمی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تبعید آن حضرت به نجف اشرف، آیت‏ الله مدنی در کنار استاد و رهبر خود قرار گرفت و در ایام سفر به ایران، ضمن نام بردن از حضرت امام، رسالت و وظایف مردم مسلمان را در برابر رژیم پهلوی بیان می‏کرد.آن شهید بزرگوار در اولین فعالیت‌های خود، به ستیز با بهائیت به‌عنوان ابزار تفرقه و انحراف در منطقه آذرشهر پرداخت.  ستیز با بهائیت رضاخان و عوامل داخلی استعمار در ایران، برای كوبیدن اسلام زمینه را برای فعالیت بهائیت و دیگر فرق ساختگی فراهم كردند، به طوری كه در زمانی كوتاه، سرمایه‌ داران بهایی در آذربایجان ـ بویژه مناطق اطراف تبریز ـ بر بعضی نقاط از جمله كارخانه‌های برق مسلط شدند. آیت‌ الله مدنی، بعد از اطلاع و آگاهی از وضع آشفته و بحرانی منطقه و احساس خطر برای مردم مسلمان، بی‌درنگ به زادگاه خود برگشته، مبارزه‌ اش را بر ضد فرقه بهائیت آغاز كرد. شهید بزرگوار آیت‌ الله مدنی با سخنرانیهای روشنگرانه، مردم را علیه طرفداران و تبلیغ‌كنندگان مرام بهائیت بسیج كرد و با تحریم مصرف برق آن و خرید و فروش با این فرقه گمراه، جو مبارزات ضد بهائیت را شدید‌تر كرده، و سرانجام شهر مذهبی آذرشهر را از لوث این فرقه استعماری پاك كرد. در این هنگام، حوادث پیش آمده از طرف شهربانی وقت پیگیری گردید و آن بزرگوار به عنوان تنها عامل تحریكات ضد بهایی شناخته شد كه در نتیجه او را به همدان تبعید كردند.   تهدید دولت به تخریب کارخانه مشروب سازی شهید مدنی، در سال 1331 در میان استقبال اهالی آذرشهر وارد زادگاه خود شده، سپس در مسجد حاجی كاظم نماز جماعت برگزار كرد. وی در خطابه خود به مردم آذرشهر اظهار داشت: ای مردم آذرشهر، در موقع آمدن من به ایران، در كرمانشاه، بعضی‌ها از من پرسیدند: «اهل كجا هستی؟» گفتم: «آذرشهر» آنها گفتند: «آذرشهر، شراب خوبی دارد كه در تمام ایران مشهور است.» سپس اضافه كرد: «وجود كارخانه مشروب‌سازی چه معنا دارد؟ اگر از اول برای آنها جنس نمی‌فروختید، آنها می‌رفتند.» او که از جوانی همت خود را در راه مبارزه با ستم و فساد قرار داده بود، در نخستین برخورد آشکار با رژیم طاغوتی، مردم را به مقابله با تولید و فروش محصولات کارخانه بزرگ مشروب‏ سازی آذرشهر تشویق کرد و خواستار برچیده شدن فوری این کارخانه شد. وی در سخنرانی، با تهدید مزدوران رژیم پهلوی گفت که پانزده روز مهلت دارند تا کارخانه مشروب‏ سازی را از آذرشهر بردارند. در غیر این صورت، مردم بساط آن را برخواهند چید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است. در آن سال‏های سیاه که هیچ فریادی بلند نمی‏شد و هیچ ندایی برای دفاع از اسلام و مسلمانان برنمی‏ خواست ، این تهدیدها و سخنرانی‏ ها، از کسی جز مدنی ساخته نبود.   سخنرانی علیه مظاهر طاغوت شهید مدنی در جلسه سخنرانی دیگری، موضوع كلاه پهلوی و لباس متحدالشكل را به میان آورد و گفت: «سفارش كرده‌ام از تبریز، كلاه پوستی بیاورند. هر كس باز هم كلاه پهلوی بگذارد، دیگر برای نماز جماعت به مسجد نیاید.» بدین ترتیب، مبارزه خود را با مظاهر طاغوت گسترش داد. 

آیت‏ الله مدنی افزون بر استعداد خاصی که در زمینه تحصیل از خود نشان می‏داد، مبارزی بی‏امان و سازش ناپذیر بود. وی پس از چندین سال دوری از وطن، در سال 1331، با کوله ‏باری از دانش از نجف اشرف به زادگاه خود بازگشت. ایشان سال‏ها پیش از ورود به عرصه مبارزات سیاسی، در مقابل افکار ضد دینی کسروی مقابله کرده بود و با شهید نواب صفوی همکاری داشت. با آغاز قیام مردمی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و تبعید آن حضرت به نجف اشرف، آیت‏ الله مدنی در کنار استاد و رهبر خود قرار گرفت و در ایام سفر به ایران، ضمن نام بردن از حضرت امام، رسالت و وظایف مردم مسلمان را در برابر رژیم پهلوی بیان می‏کرد.آن شهید بزرگوار در اولین فعالیت‌های خود، به ستیز با بهائیت به‌عنوان ابزار تفرقه و انحراف در منطقه آذرشهر پرداخت.  ستیز با بهائیت رضاخان و عوامل داخلی استعمار در ایران، برای كوبیدن اسلام زمینه را برای فعالیت بهائیت و دیگر فرق ساختگی فراهم كردند، به طوری كه در زمانی كوتاه، سرمایه‌ داران بهایی در آذربایجان ـ بویژه مناطق اطراف تبریز ـ بر بعضی نقاط از جمله كارخانه‌های برق مسلط شدند. آیت‌ الله مدنی، بعد از اطلاع و آگاهی از وضع آشفته و بحرانی منطقه و احساس خطر برای مردم مسلمان، بی‌درنگ به زادگاه خود برگشته، مبارزه‌ اش را بر ضد فرقه بهائیت آغاز كرد. شهید بزرگوار آیت‌ الله مدنی با سخنرانیهای روشنگرانه، مردم را علیه طرفداران و تبلیغ‌كنندگان مرام بهائیت بسیج كرد و با تحریم مصرف برق آن و خرید و فروش با این فرقه گمراه، جو مبارزات ضد بهائیت را شدید‌تر كرده، و سرانجام شهر مذهبی آذرشهر را از لوث این فرقه استعماری پاك كرد. در این هنگام، حوادث پیش آمده از طرف شهربانی وقت پیگیری گردید و آن بزرگوار به عنوان تنها عامل تحریكات ضد بهایی شناخته شد كه در نتیجه او را به همدان تبعید كردند.   تهدید دولت به تخریب کارخانه مشروب سازی شهید مدنی، در سال 1331 در میان استقبال اهالی آذرشهر وارد زادگاه خود شده، سپس در مسجد حاجی كاظم نماز جماعت برگزار كرد. وی در خطابه خود به مردم آذرشهر اظهار داشت: ای مردم آذرشهر، در موقع آمدن من به ایران، در كرمانشاه، بعضی‌ها از من پرسیدند: «اهل كجا هستی؟» گفتم: «آذرشهر» آنها گفتند: «آذرشهر، شراب خوبی دارد كه در تمام ایران مشهور است.» سپس اضافه كرد: «وجود كارخانه مشروب‌سازی چه معنا دارد؟ اگر از اول برای آنها جنس نمی‌فروختید، آنها می‌رفتند.» او که از جوانی همت خود را در راه مبارزه با ستم و فساد قرار داده بود، در نخستین برخورد آشکار با رژیم طاغوتی، مردم را به مقابله با تولید و فروش محصولات کارخانه بزرگ مشروب‏ سازی آذرشهر تشویق کرد و خواستار برچیده شدن فوری این کارخانه شد. وی در سخنرانی، با تهدید مزدوران رژیم پهلوی گفت که پانزده روز مهلت دارند تا کارخانه مشروب‏ سازی را از آذرشهر بردارند. در غیر این صورت، مردم بساط آن را برخواهند چید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است. در آن سال‏های سیاه که هیچ فریادی بلند نمی‏شد و هیچ ندایی برای دفاع از اسلام و مسلمانان برنمی‏ خواست ، این تهدیدها و سخنرانی‏ ها، از کسی جز مدنی ساخته نبود.   سخنرانی علیه مظاهر طاغوت شهید مدنی در جلسه سخنرانی دیگری، موضوع كلاه پهلوی و لباس متحدالشكل را به میان آورد و گفت: «سفارش كرده‌ام از تبریز، كلاه پوستی بیاورند. هر كس باز هم كلاه پهلوی بگذارد، دیگر برای نماز جماعت به مسجد نیاید.» بدین ترتیب، مبارزه خود را با مظاهر طاغوت گسترش داد. 


شهید آیت ‏الله مدنی که از تمام فرصت‏ ها برای مبارزه با رژیم پهلوی سود می‏ جست، در مبارزاتش بر ضدرژیم می‏ کوشید از پیشوایان معصوم علیه ‏السلام پیروی کند. به همین دلیل، با نزدیک شدن عیدفطر سال 1331، زمزمه نماز پرشور عید فطر در خارج از شهر، در بین مردم به گوش رسید. شهید مدنی در اجتماع مردم در مسجد جامع شهر اعلام کرد: «ای مردم! فردا، نماز عید را در خارج از شهر اقامه خواهیم کرد. کسانی که حمیّت و غیرت اسلامی دارند، فردا صبح در محل حاضر باشند.» پس از اعلام این مطلب، مردم یک‏پارچه پاسخ می‏دهند: «کفن‏ های ما آماده است و ما آماده هر گونه فداکاری در راه اسلام هستیم». پس از اقامه نماز و خطبه‏ های پرشور آن شهید آسمانی راه‏پیمایی پرشوری شکل گرفت و شهید مدنی با گام‏ هایی بلند و استوار، پیشاپیش جمعیت حرکت می‏کرد. این شور اسلامی در مردم سبب شد تا عده ‏ای از سربازان که برای حفاظت از اماکن دولتی گماشته شده بودند، سلاح‏ هایشان را زمین بگذارند و به توده مردم بپیوندند. در این هنگام، شهید مدنی به سخنرانی پرداخت و مردم را به آرامش دعوت کرد. آنها نیز در حالی که راضی و خشنود از حرکت ضد طاغوتی‏ شان بودند، بر سر و دست‏ های او بوسه زدند و با تأیید این حرکت اسلامی، به آن خاتمه دادند.  

شهید آیت ‏الله مدنی که از تمام فرصت‏ ها برای مبارزه با رژیم پهلوی سود می‏ جست، در مبارزاتش بر ضدرژیم می‏ کوشید از پیشوایان معصوم علیه ‏السلام پیروی کند. به همین دلیل، با نزدیک شدن عیدفطر سال 1331، زمزمه نماز پرشور عید فطر در خارج از شهر، در بین مردم به گوش رسید. شهید مدنی در اجتماع مردم در مسجد جامع شهر اعلام کرد: «ای مردم! فردا، نماز عید را در خارج از شهر اقامه خواهیم کرد. کسانی که حمیّت و غیرت اسلامی دارند، فردا صبح در محل حاضر باشند.» پس از اعلام این مطلب، مردم یک‏پارچه پاسخ می‏دهند: «کفن‏ های ما آماده است و ما آماده هر گونه فداکاری در راه اسلام هستیم». پس از اقامه نماز و خطبه‏ های پرشور آن شهید آسمانی راه‏پیمایی پرشوری شکل گرفت و شهید مدنی با گام‏ هایی بلند و استوار، پیشاپیش جمعیت حرکت می‏کرد. این شور اسلامی در مردم سبب شد تا عده ‏ای از سربازان که برای حفاظت از اماکن دولتی گماشته شده بودند، سلاح‏ هایشان را زمین بگذارند و به توده مردم بپیوندند. در این هنگام، شهید مدنی به سخنرانی پرداخت و مردم را به آرامش دعوت کرد. آنها نیز در حالی که راضی و خشنود از حرکت ضد طاغوتی‏ شان بودند، بر سر و دست‏ های او بوسه زدند و با تأیید این حرکت اسلامی، به آن خاتمه دادند.  


به دنبال حرکت عمیق و عظیم آیت ‏الله مدنی، وحشت بی‏ سابقه‏ ای مسئولان را فرا گرفت، به‏ گونه‏ ای که افراد سرشناس و فعال راه‏پیمایی، شناسایی و در عملیات وحشیانه‏ ای دستگیر و زندانی شدند.  این بار نیز شهید مدنی از غیرت دینی مردم بهره جست و آنها را به تحصن در تلگراف‏خانه برای آزادی دستگیر شدگان دعوت و تشویق کرد. مردم متحصن به دستور شهید مدنی، بر درخواست خود پافشاری کردند و آیت ‏الله مدنی نیز در سخنان شورانگیزی، آخرین اخطار را به مسئولان داد و گفت:  «اگر تا فردا زندانیان که به جرم دفاع از اسلام دستگیر شده ‏اند، آزاد نگردند، ما خودمان می‏دانیم آنها را چه‏ طور آزاد کنیم.» به دنبال سخنان کوبنده و تهدید آیت ‏الله‏ مدنی، زندانیان و در واقع، ترتیب دهندگان نخستین راه‏پیمایی و تظاهرات مخالف با حکومت پهلوی، آزاد و پیروزمندانه وارد شهر شدند. پس از جریان عید فطر، ساواک وضعیت او را در کمیسیون مطرح و وی را به مدت سه سال به نور آباد ممسنی در استان فارس تبعید می کند.  

به دنبال حرکت عمیق و عظیم آیت ‏الله مدنی، وحشت بی‏ سابقه‏ ای مسئولان را فرا گرفت، به‏ گونه‏ ای که افراد سرشناس و فعال راه‏پیمایی، شناسایی و در عملیات وحشیانه‏ ای دستگیر و زندانی شدند.  این بار نیز شهید مدنی از غیرت دینی مردم بهره جست و آنها را به تحصن در تلگراف‏خانه برای آزادی دستگیر شدگان دعوت و تشویق کرد. مردم متحصن به دستور شهید مدنی، بر درخواست خود پافشاری کردند و آیت ‏الله مدنی نیز در سخنان شورانگیزی، آخرین اخطار را به مسئولان داد و گفت:  «اگر تا فردا زندانیان که به جرم دفاع از اسلام دستگیر شده ‏اند، آزاد نگردند، ما خودمان می‏دانیم آنها را چه‏ طور آزاد کنیم.» به دنبال سخنان کوبنده و تهدید آیت ‏الله‏ مدنی، زندانیان و در واقع، ترتیب دهندگان نخستین راه‏پیمایی و تظاهرات مخالف با حکومت پهلوی، آزاد و پیروزمندانه وارد شهر شدند. پس از جریان عید فطر، ساواک وضعیت او را در کمیسیون مطرح و وی را به مدت سه سال به نور آباد ممسنی در استان فارس تبعید می کند.  


آیت الله مدنی در تبعید نیز مبارزات خود را ادامه می دهد و با حفظ ارتباط با نیروهای انقلابی خرم آباد ،آنان را به ادامه’ مبارزه فرا می خواند. وی در دیدار های مختلف به کسانی که از خرم آباد برای ملاقات با ایشان می آمدند، توصیه می کردند: (( مساجد و حوزه’ علمیه را حفظ کنید . مجتهد تربیت کنید . اسلحه شما تبلیغ است. در مقابل ظالم وستمگر، تبلیغ ، از بمب اتم هم مؤثر تر است.))آیت الله مدنی در اواخر سال 54، از کشور ممنوع الخروج می شود. ایشان نور آباد را به پایگاه مبارزه علیه رژیم تبدیل می کند، به نحوی که مردم نقاط مختلف از جمله ، شیراز ، کازرون و شهرهای دیگر استان فارس و لرستان از نقاط دور و نزدیک به حضور می رسند و پیام انقلاب ومبارزه را دریافت می دارند. ساواک از موقعیت جدید آیت الله مدنی در نور آباد به هراس افتاده، دستور می دهد در محل تبعید نیز از ملاقات مردم با وی ممانعت به عمل آید، اما از این تصمیم هم طرفی نمی بندند . از این رو در پایان سال دوم تبعید ،محل تبعید ایشان را به گنبد کاووس تغییر می دهند . 

آیت الله مدنی در تبعید نیز مبارزات خود را ادامه می دهد و با حفظ ارتباط با نیروهای انقلابی خرم آباد ،آنان را به ادامه’ مبارزه فرا می خواند. وی در دیدار های مختلف به کسانی که از خرم آباد برای ملاقات با ایشان می آمدند، توصیه می کردند: (( مساجد و حوزه’ علمیه را حفظ کنید . مجتهد تربیت کنید . اسلحه شما تبلیغ است. در مقابل ظالم وستمگر، تبلیغ ، از بمب اتم هم مؤثر تر است.))آیت الله مدنی در اواخر سال 54، از کشور ممنوع الخروج می شود. ایشان نور آباد را به پایگاه مبارزه علیه رژیم تبدیل می کند، به نحوی که مردم نقاط مختلف از جمله ، شیراز ، کازرون و شهرهای دیگر استان فارس و لرستان از نقاط دور و نزدیک به حضور می رسند و پیام انقلاب ومبارزه را دریافت می دارند. ساواک از موقعیت جدید آیت الله مدنی در نور آباد به هراس افتاده، دستور می دهد در محل تبعید نیز از ملاقات مردم با وی ممانعت به عمل آید، اما از این تصمیم هم طرفی نمی بندند . از این رو در پایان سال دوم تبعید ،محل تبعید ایشان را به گنبد کاووس تغییر می دهند . 


آیت الله مدنی از بدو ورود به شهرستان گنبد کاووس ، روحانیون منطقه را تحت تاثیر قرار داده، مدرسه علمیه منظریه و مسجد جامع این شهر را پایگاه مبارزاتی خود قرار می دهد.دیری نمی گذرد که ایادی رژیم در گنبد کاووس نیز از حضور آیت الله مدنی احساس خطر کرده، ادامه حضور و تبعید وی در این شهر را با توجه به مرزی بودن منطقه به هیچ وجه به مصلحت ندانسته، از ساواک مرکز در خواست می کنند نسبت به تغییر محل تبعید وی اقدام لازم به عمل آوردند. به دنبال آن ، این بار ، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد در تاریخ 57/3/28 تشکیل جلسه داده، محل تبعید ایشان را از گنبد کاووس به بندر کنگان تغییر می دهد. 

آیت الله مدنی از بدو ورود به شهرستان گنبد کاووس ، روحانیون منطقه را تحت تاثیر قرار داده، مدرسه علمیه منظریه و مسجد جامع این شهر را پایگاه مبارزاتی خود قرار می دهد.دیری نمی گذرد که ایادی رژیم در گنبد کاووس نیز از حضور آیت الله مدنی احساس خطر کرده، ادامه حضور و تبعید وی در این شهر را با توجه به مرزی بودن منطقه به هیچ وجه به مصلحت ندانسته، از ساواک مرکز در خواست می کنند نسبت به تغییر محل تبعید وی اقدام لازم به عمل آوردند. به دنبال آن ، این بار ، کمیسیون امنیت اجتماعی خرم آباد در تاریخ 57/3/28 تشکیل جلسه داده، محل تبعید ایشان را از گنبد کاووس به بندر کنگان تغییر می دهد. 


مدت اقامت آیت الله مدنی در بندر کنگان، سه هفته بیشتر طول نمی کشد، اما روشن است که این عالم مجاهد به هر جاقدم می گذاشت، روح انقلاب و مبارزه را به همراه خود به آنجا وارد می کرد. او، مجسمه’ تقوا، منادی انقلاب، پیام آور بیداری و جنبش و مبلغ اسلام راستین بود. بر این اساس، حضور هر چند کوتاه وی در بندر کنگان نیز تاثیر خوبی در میان مردم این شهر می گذاشت.نظر به اینکه بندر کنگان جزء مناطق تبعید محسوب می شود و با توجه به بیماری آیت الله مدنی که احتمالا سل بوده است، محل تبعید وی از تاریخ 57/5/3 به شهرستان مهاباد تغییر پیدا می کند.  

مدت اقامت آیت الله مدنی در بندر کنگان، سه هفته بیشتر طول نمی کشد، اما روشن است که این عالم مجاهد به هر جاقدم می گذاشت، روح انقلاب و مبارزه را به همراه خود به آنجا وارد می کرد. او، مجسمه’ تقوا، منادی انقلاب، پیام آور بیداری و جنبش و مبلغ اسلام راستین بود. بر این اساس، حضور هر چند کوتاه وی در بندر کنگان نیز تاثیر خوبی در میان مردم این شهر می گذاشت.نظر به اینکه بندر کنگان جزء مناطق تبعید محسوب می شود و با توجه به بیماری آیت الله مدنی که احتمالا سل بوده است، محل تبعید وی از تاریخ 57/5/3 به شهرستان مهاباد تغییر پیدا می کند.  


بعد از تغییر محل تبعید به مهاباد ، ایشان را به همراه مأمور بدرقه ژاندارمری بوشهر و از طریق خرم آباد، همدان، کرمانشاه و سنندج به مهاباد اعزام می کنند. آیت الله در بین راه با اخلاق حسنه خود با مأمور همراه، اعتماد وی را جلب می کند و پس از ترک خدمت مأمور، به خرم آباد می رود و با روحانیون منطقه ارتباط برقرار می کند . سرانجام آیت الله مدنی در پایان مدت تبعید ، به در خواست علمای مبارز تبریز به این شهر عزیمت می کند تا همپای ملت ایران ، مبارزه بی امان خود را علیه رژیم پهلوی بگیرد. در تبریز فعالیت های انقلابی شهید مدنی روز به روز علنی تر می گردد. ساواک وجود ایشان را در تبریز تحمل نکرده ،شبانه وی را دستگیر و از تبریز تبعید می کند. 

بعد از تغییر محل تبعید به مهاباد ، ایشان را به همراه مأمور بدرقه ژاندارمری بوشهر و از طریق خرم آباد، همدان، کرمانشاه و سنندج به مهاباد اعزام می کنند. آیت الله در بین راه با اخلاق حسنه خود با مأمور همراه، اعتماد وی را جلب می کند و پس از ترک خدمت مأمور، به خرم آباد می رود و با روحانیون منطقه ارتباط برقرار می کند . سرانجام آیت الله مدنی در پایان مدت تبعید ، به در خواست علمای مبارز تبریز به این شهر عزیمت می کند تا همپای ملت ایران ، مبارزه بی امان خود را علیه رژیم پهلوی بگیرد. در تبریز فعالیت های انقلابی شهید مدنی روز به روز علنی تر می گردد. ساواک وجود ایشان را در تبریز تحمل نکرده ،شبانه وی را دستگیر و از تبریز تبعید می کند. 


مرحوم آيت‌ الله مدنی، ازدوران جوانی وارد مبارزات سياسی واجتماعی شده بود و در زمان آيت‌ الله كاشانی با ايشان ارتباط داشت. اين رابطه به حدی بود كه وقتی آيت‌ الله مدنی خواست به تبريز مسافرت كند مرحوم آيت‌ الله كاشانی طی تلگرافی به آيت‌ الله سيد مهدی انگجی دستور می دهد كه هنگام ورود ايشان به تبريز،از وی تجليل به عمل آيد. هنگامی كه شهيد نواب صفوی درنجف‌ اشرف به فكر مبارزه با كسروی گری افتاد، آيت‌ الله مدنی، كه ازاساتيد حوزه نجف بودند، مطلع می شود كه نواب صفوی،هزينه اين مبارزه را ندارد.بدين‌ رو،كتابهای خود را می فروشد و پولش را دراختيار نواب می ‌گذارد؛ به‌ گونه‌ ای كه دوستانش می گويند: اسلحه‌ ای كه نواب تهيه كرده بود، با پول كتابهايی بود كه شهيد آيت‌ الله مدنی فروخته بود.  آيت‌ الله مدنی درپی فشاررژيم پهلوی سرانجام زادگاه خود را ترك كرد و به همراه عائله خود به نجف‌ اشرف بازگشت.  

مرحوم آيت‌ الله مدنی، ازدوران جوانی وارد مبارزات سياسی واجتماعی شده بود و در زمان آيت‌ الله كاشانی با ايشان ارتباط داشت. اين رابطه به حدی بود كه وقتی آيت‌ الله مدنی خواست به تبريز مسافرت كند مرحوم آيت‌ الله كاشانی طی تلگرافی به آيت‌ الله سيد مهدی انگجی دستور می دهد كه هنگام ورود ايشان به تبريز،از وی تجليل به عمل آيد. هنگامی كه شهيد نواب صفوی درنجف‌ اشرف به فكر مبارزه با كسروی گری افتاد، آيت‌ الله مدنی، كه ازاساتيد حوزه نجف بودند، مطلع می شود كه نواب صفوی،هزينه اين مبارزه را ندارد.بدين‌ رو،كتابهای خود را می فروشد و پولش را دراختيار نواب می ‌گذارد؛ به‌ گونه‌ ای كه دوستانش می گويند: اسلحه‌ ای كه نواب تهيه كرده بود، با پول كتابهايی بود كه شهيد آيت‌ الله مدنی فروخته بود.  آيت‌ الله مدنی درپی فشاررژيم پهلوی سرانجام زادگاه خود را ترك كرد و به همراه عائله خود به نجف‌ اشرف بازگشت.  


آیت‌ الله مدنی، در حوزه علمیه نجف، در كنار فعالیتهای علمی، لحظه‌ ای از فعالیت‌های سیاسی غافل نبود و همواره در مسائل سیاسی و مبارزات علیه طاغوت، پیشگام و پیشتاز بود.وی در دوران زمامداری جمال عبدالناصر، در رأس هیأتی از علما و فضلای نجف، برای افشای رژیم طاغوتی ایران به مصر سفر كرد.وقتی كه گفته شد آل‌ سعود بر عربستان مسلط شد، طلاب را جمع كرد و گفت: «باید از نجف حركت كنیم و برویم با آل‌ سعود مبارزه كنیم». آیت‌ الله مدنی در این فكر بود كه در حجاز باید مبارزه چریكی انجام بگیرد؛لكن به علت كار و فعالیت زیاد، به خونریزی گلو و سینه مبتلا گشت و در بستر بیماری افتاد. در زمان عبدالكریم قاسم ـ حاكم وقت عراق ـ آیت‌الله مدنی كفن پوشید و به میان مردم رفت؛ بدین مقصود كه معتقد بود اگر من نمی‌توانم كاظمین، بغداد و نجف را حركت بدهم، پس با پوشیدن لباس مرگ می‌میرم تا علت یك حركت بشوم و باعث تحرك بشوم. چون حكومت عراق با گسترش اندیشه ماركسیستی علیه اسلام تبلیغ می‌نمود. در سال 1342 حركت عظیم مردم مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خميني(ره) در جهت سرنگونی رژیم طاغوت آغاز گردید، آیت‌ الله مدنی، نخستین كسی بود كه در نجف به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام لبیك گفته، با تعطیل كردن كلاسهای خود در نجف و تشكیل مجالس سخنرانی، در جهت افشای چهره پلید رژیم مزدور پهلوی گام برداشت. وی در این زمان، در نجف، سردمدار جریان دفاع و پشتیبانی از نهضت امام به شمار می‌آمد. و وقایع ایران را برای طلاب بیان می‌كرد.  از زمان تبعید حضرت امام به نجف، آیت‌ الله مدنی، همواره یار و یاور امام بود و در كنار مراد خود به مبارزه علیه ظلم و ستم ادامه داد. معروف است كه هر موقع حضرت امام به علتی نمی‌توانستند برای اقامه نماز جماعت حاضر شوند، آیت‌ الله مدنی به جای امام به اقامه نماز جماعت می‌ پرداخت.  

آیت‌ الله مدنی، در حوزه علمیه نجف، در كنار فعالیتهای علمی، لحظه‌ ای از فعالیت‌های سیاسی غافل نبود و همواره در مسائل سیاسی و مبارزات علیه طاغوت، پیشگام و پیشتاز بود.وی در دوران زمامداری جمال عبدالناصر، در رأس هیأتی از علما و فضلای نجف، برای افشای رژیم طاغوتی ایران به مصر سفر كرد.وقتی كه گفته شد آل‌ سعود بر عربستان مسلط شد، طلاب را جمع كرد و گفت: «باید از نجف حركت كنیم و برویم با آل‌ سعود مبارزه كنیم». آیت‌ الله مدنی در این فكر بود كه در حجاز باید مبارزه چریكی انجام بگیرد؛لكن به علت كار و فعالیت زیاد، به خونریزی گلو و سینه مبتلا گشت و در بستر بیماری افتاد. در زمان عبدالكریم قاسم ـ حاكم وقت عراق ـ آیت‌الله مدنی كفن پوشید و به میان مردم رفت؛ بدین مقصود كه معتقد بود اگر من نمی‌توانم كاظمین، بغداد و نجف را حركت بدهم، پس با پوشیدن لباس مرگ می‌میرم تا علت یك حركت بشوم و باعث تحرك بشوم. چون حكومت عراق با گسترش اندیشه ماركسیستی علیه اسلام تبلیغ می‌نمود. در سال 1342 حركت عظیم مردم مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خميني(ره) در جهت سرنگونی رژیم طاغوت آغاز گردید، آیت‌ الله مدنی، نخستین كسی بود كه در نجف به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام لبیك گفته، با تعطیل كردن كلاسهای خود در نجف و تشكیل مجالس سخنرانی، در جهت افشای چهره پلید رژیم مزدور پهلوی گام برداشت. وی در این زمان، در نجف، سردمدار جریان دفاع و پشتیبانی از نهضت امام به شمار می‌آمد. و وقایع ایران را برای طلاب بیان می‌كرد.  از زمان تبعید حضرت امام به نجف، آیت‌ الله مدنی، همواره یار و یاور امام بود و در كنار مراد خود به مبارزه علیه ظلم و ستم ادامه داد. معروف است كه هر موقع حضرت امام به علتی نمی‌توانستند برای اقامه نماز جماعت حاضر شوند، آیت‌ الله مدنی به جای امام به اقامه نماز جماعت می‌ پرداخت.  


پس از به ثمر رسیدن قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی ره این یار دیرینه امام و سرباز خستگی‌ناپذیر انقلاب که پرچم مبارزه را لحظه‌ای بر زمین نگذاشته بود، فصل دیگری از مبارزات خود را برای حفظ و حراست و پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی آغاز کرد. پاسداری از انقلاب اسلامی، سخت‌تر از خود قیام به نظر می‌رسد توطئه‌های استکبار جهانی برای نابودی انقلاب، یکی پس از دیگری به وقوع می‌پیوندد و یاران امام و فجرآفرینان انقلاب باید تلاش و مبارزه بی‌امان دیگری را برای حفظ انقلاب اسلامی آغاز کنند. شهید مدنی، در زمره چنین افرادی در صف مبارزه با ایادی استکبار و عناصر سرسپرده آنان قرار می‌گیرد و همچون سربازی آماده و افسری فداکار، در هر سنگری که به وجود و فداکاری ایشان نیاز باشد با اشاره امام بدان سو می‌شتابد. ایشان در انتخاب مجلس خبرگان قانون اساسی، از طرف مردم همدان به نمایندگی انتخاب می‌شود و سپس در کوران مشکلات و آشفتگی اوضاع همدان، از سوی امام با اختیارات تامّه به امامت جمعه منصوب و روانه این شهر می‌شود. در انقلاب سوم كه عناصر فرصت‌ طلب، ملی گرا و منافقين كمر به نابودی و انحراف انقلاب بسته بودند و هر روز با ايجاد توطئه‌ای  قلب امت اسلام و امام عزيز را به درد می آوردند، آيت‌الله مدنی در مبارزه با آنان و افشای ماهيت ليبرال‌ها و منافقين تلاشی مضاعف داشت. اعلاميه مشترك آيت‌الله مدنی وديگر ياران امام (شهيد صدوقی، شهيد اشرفی اصفهانی، شهيد دستغيب و آيت‌ الله طاهری امام جمعه اصفهان) و موضوع صريح و قاطع آنان در برابر اين حركت خزنده نقش بسزايی در افشای اين جريان مرموز و فريبنده و خطرناك داشت.  

پس از به ثمر رسیدن قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی ره این یار دیرینه امام و سرباز خستگی‌ناپذیر انقلاب که پرچم مبارزه را لحظه‌ای بر زمین نگذاشته بود، فصل دیگری از مبارزات خود را برای حفظ و حراست و پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی آغاز کرد. پاسداری از انقلاب اسلامی، سخت‌تر از خود قیام به نظر می‌رسد توطئه‌های استکبار جهانی برای نابودی انقلاب، یکی پس از دیگری به وقوع می‌پیوندد و یاران امام و فجرآفرینان انقلاب باید تلاش و مبارزه بی‌امان دیگری را برای حفظ انقلاب اسلامی آغاز کنند. شهید مدنی، در زمره چنین افرادی در صف مبارزه با ایادی استکبار و عناصر سرسپرده آنان قرار می‌گیرد و همچون سربازی آماده و افسری فداکار، در هر سنگری که به وجود و فداکاری ایشان نیاز باشد با اشاره امام بدان سو می‌شتابد. ایشان در انتخاب مجلس خبرگان قانون اساسی، از طرف مردم همدان به نمایندگی انتخاب می‌شود و سپس در کوران مشکلات و آشفتگی اوضاع همدان، از سوی امام با اختیارات تامّه به امامت جمعه منصوب و روانه این شهر می‌شود. در انقلاب سوم كه عناصر فرصت‌ طلب، ملی گرا و منافقين كمر به نابودی و انحراف انقلاب بسته بودند و هر روز با ايجاد توطئه‌ای  قلب امت اسلام و امام عزيز را به درد می آوردند، آيت‌الله مدنی در مبارزه با آنان و افشای ماهيت ليبرال‌ها و منافقين تلاشی مضاعف داشت. اعلاميه مشترك آيت‌الله مدنی وديگر ياران امام (شهيد صدوقی، شهيد اشرفی اصفهانی، شهيد دستغيب و آيت‌ الله طاهری امام جمعه اصفهان) و موضوع صريح و قاطع آنان در برابر اين حركت خزنده نقش بسزايی در افشای اين جريان مرموز و فريبنده و خطرناك داشت.  


تبریز این شهرقیام ومبارزه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دستخوش جریان مهم و حساسی قرار گرفت. دشمنان انقلاب با شعله‌ ور كردن آتش تفرقه واختلاف وآشفته كردن اوضاع عمومی شهربه ویژه كمیته‌های انقلاب كه اكثر آنها دردست ضد انقلابیون حزب خلق مسلمان بود امید داشتند كه به اهداف شوم خود برسند. یاران انقلاب تصمیم گرفتند با آوردن آیت‌ الله مدنی به تبریز، موقعیت جناح انقلاب و خط امام را تقویت كنند. آنان این پیشنهاد را به محضر امام تقدیم كردند وامام امت طی حكمی آیت‌ الله مدنی را روانه تبریز كردند.حساسیت منطقه و اهمیت این حركت را از پیام امام به شهید بزرگوار می‌توان دریافت. آیت‌ الله مدنی، درسر وسامان دادن به اوضاع سیاسی واجتماعی تبریز تلاش مخلصانه‌ ای كرد وآنگاه برای ادامه خدمت به شهر همدان بازگشت؛هنوز چند روزی ازمراجعت وی نگذشته بود كه حادثه دلخراش وغمبار شهادت اولین شهید محراب آیت‌ الله سیدمحمد علی قاضی طباطبایی به دست دشمنان انقلاب و مزدوران آمریكا علیه روحانیت، اوضاع شهر تبریز را دگرگون ساخت. دراین هنگام باردیگرامام عزیز طی حكم دیگری، آیت‌ الله مدنی را به نمایندگی خود وامامت جمعه شهر تبریز منصوب فرمود.  

تبریز این شهرقیام ومبارزه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دستخوش جریان مهم و حساسی قرار گرفت. دشمنان انقلاب با شعله‌ ور كردن آتش تفرقه واختلاف وآشفته كردن اوضاع عمومی شهربه ویژه كمیته‌های انقلاب كه اكثر آنها دردست ضد انقلابیون حزب خلق مسلمان بود امید داشتند كه به اهداف شوم خود برسند. یاران انقلاب تصمیم گرفتند با آوردن آیت‌ الله مدنی به تبریز، موقعیت جناح انقلاب و خط امام را تقویت كنند. آنان این پیشنهاد را به محضر امام تقدیم كردند وامام امت طی حكمی آیت‌ الله مدنی را روانه تبریز كردند.حساسیت منطقه و اهمیت این حركت را از پیام امام به شهید بزرگوار می‌توان دریافت. آیت‌ الله مدنی، درسر وسامان دادن به اوضاع سیاسی واجتماعی تبریز تلاش مخلصانه‌ ای كرد وآنگاه برای ادامه خدمت به شهر همدان بازگشت؛هنوز چند روزی ازمراجعت وی نگذشته بود كه حادثه دلخراش وغمبار شهادت اولین شهید محراب آیت‌ الله سیدمحمد علی قاضی طباطبایی به دست دشمنان انقلاب و مزدوران آمریكا علیه روحانیت، اوضاع شهر تبریز را دگرگون ساخت. دراین هنگام باردیگرامام عزیز طی حكم دیگری، آیت‌ الله مدنی را به نمایندگی خود وامامت جمعه شهر تبریز منصوب فرمود.  


آیت‌الله مدنی پس از منصوب شدن به سمت امامت جمعه شهر تبریز،‌با معضل بزرگ «حزب خلق مسلمان» كه جریانهای مختلف تحت پوشش آن به مبارزه با انقلاب پرداخته بودند، مواجه می‌گردد؛ اما به یمن آگاهی و هوشیاری مردم آذربایجان و شخصیت و مقبولیت ایشان و همچنین فعالیت شبانه‌روزی و هوشیاری آن عزیز، این توطئه منجر به شكست می‌شود. سخت‌ترین روزهای آیت‌الله مدنی را می‌توان ایامی خواند كه او در میان آشوب حزب خلق مسلمان قرار گرفت. در جریان این غائله خطرناك، آیت الله مدنی از جانب همین گروه ضد انقلابی بارها مورد تهدید قرار گرفت. آنها جایگاه نماز جمعه را به آتش كشیدند و از برگزاری نماز جلوگیری كردند؛ اما خود آیت الله مدنی در روز جمعه كفن پوشیده و پیشاپیش جمعیت حركت كرد و گفت: «تا من زنده‌ام و در این شهر نماینده امام هستم نماز جمعه را برگزار می‌كنم.»و بدین سان با استقامت و حضور اقشار مردم در صحنه، توطئه امریكا و ایادیش در آذربایجان خنثی گردید.  

آیت‌الله مدنی پس از منصوب شدن به سمت امامت جمعه شهر تبریز،‌با معضل بزرگ «حزب خلق مسلمان» كه جریانهای مختلف تحت پوشش آن به مبارزه با انقلاب پرداخته بودند، مواجه می‌گردد؛ اما به یمن آگاهی و هوشیاری مردم آذربایجان و شخصیت و مقبولیت ایشان و همچنین فعالیت شبانه‌روزی و هوشیاری آن عزیز، این توطئه منجر به شكست می‌شود. سخت‌ترین روزهای آیت‌الله مدنی را می‌توان ایامی خواند كه او در میان آشوب حزب خلق مسلمان قرار گرفت. در جریان این غائله خطرناك، آیت الله مدنی از جانب همین گروه ضد انقلابی بارها مورد تهدید قرار گرفت. آنها جایگاه نماز جمعه را به آتش كشیدند و از برگزاری نماز جلوگیری كردند؛ اما خود آیت الله مدنی در روز جمعه كفن پوشیده و پیشاپیش جمعیت حركت كرد و گفت: «تا من زنده‌ام و در این شهر نماینده امام هستم نماز جمعه را برگزار می‌كنم.»و بدین سان با استقامت و حضور اقشار مردم در صحنه، توطئه امریكا و ایادیش در آذربایجان خنثی گردید.  


پس از به ثمر رسیدن قیام خونین ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه ‏الله ، شهید مدنی، فصل دیگری از فعالیت‏های خود را برای پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی آغاز کرد. پس از آغاز جنگ تحمیلی، او با روشنگری سربازان، در تقویت روحیه رزمندگان اسلام نقش بسزایی داشت. شهید مدنی با پوشیدن لباس رزم و شرکت در جبهه‏ های نبرد، حضور در کنار سپاهیان اسلام و شرکت در مجالس دعا و نیایش آنان، مشوق بزرگی برای رزمندگان به شمار می‏آمد.تا جنگ مقدس خود را تا پیروزی نهایی ادامه دهند. گاهی نیز به دستان برادر ارتشی که هواپیمای متجاوز دشمن را با ضد هوایی در فضای تبریز سرنگون ساخته بود، به عنوان نماینده امام بوسه می‌زند و کمال تواضع خود را که از عرفان به رب و اخلاق الهی‌اش برمی‌خاست، در مقابل مجاهدان فی سبیل الله نشان می‌دهد. در اینجا مناسب است خاطره ای از آقای بهاءالدینی در این زمینه نقل شود: عده‌ای می‌خواستند بروند جبهه. بچه‌ها كه رفتند، دیدیم حاج آقا آمدند خانه و سخت ناراحت هستند و اشك در چشمانش حلقه زده است. گفتیم: حاج آقا، چرا ناراحتید؟ گفتند:تلفن بزنید به دفتر امام و اجازه بگیرید از امام كه من هم با این بچه‌ها به جبهه بروم. پرسیدم چرا حاج آقا؟ گفتند:آخر من نمی‌توانم ببینم این بچه‌ها می‌روند جبهه، آنجا می‌جنگند و من نروم بجنگم. خوب من پیر شده‌ام؛ اگر من گذشت این بچه‌ها را نداشته باشم، ایثار این بچه‌ها را نداشته‌ باشم، وای بر حال من! اما خوب معلوم بود كه حضرت امام هیچ وقت اجازه نمی‌دادند ایشان سنگر تبریز را رها كنند و به جبهه بروند. البته این حركت ایشان هم نشانه عشق ایشان بود به شهادت و انقطاع ایشان بود از دنیا.  

پس از به ثمر رسیدن قیام خونین ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمه ‏الله ، شهید مدنی، فصل دیگری از فعالیت‏های خود را برای پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی آغاز کرد. پس از آغاز جنگ تحمیلی، او با روشنگری سربازان، در تقویت روحیه رزمندگان اسلام نقش بسزایی داشت. شهید مدنی با پوشیدن لباس رزم و شرکت در جبهه‏ های نبرد، حضور در کنار سپاهیان اسلام و شرکت در مجالس دعا و نیایش آنان، مشوق بزرگی برای رزمندگان به شمار می‏آمد.تا جنگ مقدس خود را تا پیروزی نهایی ادامه دهند. گاهی نیز به دستان برادر ارتشی که هواپیمای متجاوز دشمن را با ضد هوایی در فضای تبریز سرنگون ساخته بود، به عنوان نماینده امام بوسه می‌زند و کمال تواضع خود را که از عرفان به رب و اخلاق الهی‌اش برمی‌خاست، در مقابل مجاهدان فی سبیل الله نشان می‌دهد. در اینجا مناسب است خاطره ای از آقای بهاءالدینی در این زمینه نقل شود: عده‌ای می‌خواستند بروند جبهه. بچه‌ها كه رفتند، دیدیم حاج آقا آمدند خانه و سخت ناراحت هستند و اشك در چشمانش حلقه زده است. گفتیم: حاج آقا، چرا ناراحتید؟ گفتند:تلفن بزنید به دفتر امام و اجازه بگیرید از امام كه من هم با این بچه‌ها به جبهه بروم. پرسیدم چرا حاج آقا؟ گفتند:آخر من نمی‌توانم ببینم این بچه‌ها می‌روند جبهه، آنجا می‌جنگند و من نروم بجنگم. خوب من پیر شده‌ام؛ اگر من گذشت این بچه‌ها را نداشته باشم، ایثار این بچه‌ها را نداشته‌ باشم، وای بر حال من! اما خوب معلوم بود كه حضرت امام هیچ وقت اجازه نمی‌دادند ایشان سنگر تبریز را رها كنند و به جبهه بروند. البته این حركت ایشان هم نشانه عشق ایشان بود به شهادت و انقطاع ایشان بود از دنیا.  


شهید مدنی که همواره درصف مقدم مبارزه بود، قبل از انقلاب دربرابررژیم ستم‌ شاهی و پس ازپیروزی درمقابل مزدوران غرب چون سدی محکم ایستاده وازحریم اسلام و قرآن حمایت می‌کرد،نماز جمعه را به عنوان یکی ازمهم‌ ترین سنگرهای انقلاب حفظ کرد. آیت الله مدنی به عنوان امام جمعه تبریز پس ازشهادت آیت الله قاضی طباطبایی انتخاب گردید.اما مزدوران امریکا که به ترور یاران امام پرداخته بودند، بیستم شهریور 1360 نوبت یکی دیگرازچهره‌های درخشان آسمان معرفت و معنویت بود.    نحوه شهادت آیت الله مدنی ساعت 13/45 پس از اتمام خطبه‌های نماز جمعه، مراسم نماز جمعه پایان گرفت. عده‌ای از مأمورین شهربانی که عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بودند ازایشان خواستند به طور ارشادی مطالبی را بیان کنند. دراین هنگام شهید مدنی درجایگاه خود به طور انفرادی دورکعت نماز را آغاز کرده بود که منافقی کوردل ازمیان جمعیت خود را به محراب نزدیک و بازوی آیت الله مدنی را گرفت و نماز آقا را قطع کرد. در این هنگام اطرافیان به طرف مهاجم روی آوردند ولی قبل از رسیدن آنها وی ضامن نارنجکی را که در لباسش مخفی نموده بود، کشید و نارنجک به طور وحشتناکی منفجر شد و بر اثر این انفجار انسانی وارسته، عبدی صالح و عارفی از خودگذشته به لقای حق پیوست. تلاش مردم و کوشش پزشکان سودی نبخشید و امام جمعه تبریز همراه با سه شهید به ملکوت اعلی عروج نمودند. در بیست و یکم شهریورماه جنازه آن بزرگوار با شکوه هرچه تمام‌تر در میان اندوه فراوان مردم تبریز و قم تشییع گردید.    پیام امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت آیت الله مدنی                                                                        بسم الله الرحمن الرحیم                                                                      انا لله و انا الیه راجعون با شهید نمودن یک تن دیگر از ذریّه ی رسول الله (ص) و اولاد روحانی و جسمانی شهید بزرگ امیرالمؤمنین(ع) سند جنایت منحرفان و منافقان به ثبت رسید. سید بزرگوار و عالم عادلِ عالی قدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام والمسلمین شهید عظیم الشأن مرحوم حاج سید اسد الله مدنی رضوان الله علیه، همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقی شقی به شهادت رسید. اگر با به شهادت رسیدن مولای متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش شهید مدنی هم آرزوی منافقان را برآورده خواهد کرد. اگر خوارج سیاه بخت از شهادت ولی الله الاعظم طرفی بستند و به حکومت رسیدند، این گروهک های خائن نیز به آمال خبیث خود که سقوط حکومت اسلام و برقراری حکومت امریکایی است، می رسند. آنان لعنت خدا و رسول و ننگ ابدی را برای خود و اینان عذاب ابدی خدا و نفرت و لعنت قادر متعال و امّت اسلام را برای خود و هم پیمانان و اربابان خونخوار خویش به بار آوردند. ملت بزرگ و روحانیت معظم، چون صفی مرصوص ایستاده اند که هر پرچمی از دست توانای سرداری بیفتد، سردار دیگری آن را برداشته و به میدان آید و با قدرت بیشتر در حفظ پرچم اسلامی به کوشش برخیزد. شهید مدنی با شهادت مظلومانه خود ضدّ انقلاب و منافقین ضدّ اسلام را به کلی منزوی کرد. این چهره نورانی اسلامی، عمری را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند و از چهره های کم نظیری بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوی و تعهد و زهد و خودسازی برخوردار بود. به شهادت رساندن چنین شخصیتی به تمام معنی اسلامی همراه با تنی چند از فرزندان اسلام و یاران با وفای انقلاب اسلامی در میعادگاه نماز جمعه و در حضور جماعت مسلمین، جز عناد با اسلام و کمر بستن به محو آثار شریعت و تعطیل نمازجمعه و جماعت مسلمین توجیهی ندارد. اگر تا امروز برای جنایت ها و شرارت های خود بهانه های بی پایه ای می تراشیدند، در شهادت این عالم متقی که جز درباره خدمت به اسلام و مسلمانان نمی اندیشید، بهانه ای جز انتقام از اسلام و ملت شریف نمی توانند بتراشند. انتقام از اسلام که آن را اساس سقوط دستگاه های جبار و شکست ابرقدرت ها در ایران و پس از آن در منطقه می بینند و از ملت قدرتمند که پشت بر آنان نموده و کاخ های آمال و آرزوی آنان را در هم کوبیده و تمامی آنان را از صحنه تا ابد بیرون رانده است، می گیرند. مردم رزمنده ی ایران و خصوصاً مردم غیرتمند آذربایجان که چنین روحانی متعهد و معلم عالی قدری را از دست داده اند، حریف شکست خورده خود را می شناسند; با عزمی جزم و اراده ای خلل ناپذیر انتقام خود را از آنان می گیرند. این جانب، شهادت این مجاهد عزیز عظیم و یاران با وفایش را به پیشگاه اجداد طاهرینش، خصوصاً بقیة الله – ارواحنا له الفدا – و به ملت مجاهد ایران و اهالی غیور و شجاع آذربایجان و به حوزه های علمیه و به خاندان محترم این شهیدان تبریک و تسلیت می گویم. خط سرخ شهادت، خط آل محمد (ص) و علی (ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریّه ی طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. درود خداوند و سلام امّت اسلامی برای این خط سرخ شهادت و رحمت بی پایان حق تعالی بر شهیدان این خط در طول تاریخ و افتخار و سرافرازی بر فرزندان پُرتوان پیروزی آفرین اسلام و شهدای راه آن و ننگ و نفرت و لعنت ابدی بر وابستگان و پیروان شیاطین شرق و غرب خصوصاً شیطان بزرگ امریکای جنایتکار که با نقشه های شیطانی شکست خورده ی خود گمان کرده، ملتی را که برای خداوند متعال و اسلام بزرگ قیام نموده و هزاران شهید و معلول تقدیم نموده، با این دغل بازی ها می تواند سست کند و یا از میدان به در برد. اینان پیروان سید شهیدانند که در راه اسلام و قرآن کریم، از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را قربانی کرد و اسلام عزیز را با خون پاک خود آبیاری و زنده نمود. ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی و مردمی ما، پیرو اولیایی هستند که همه چیز خود را در راه هدف و عقیده فدا نموده و برای اسلام و پیروان معظم آن شرف و افتخار آفریدند. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و رحمت برای شهیدان خصوصاً شهدای اخیرمان و بالاخص شهید عزیز مدنی معظم و سلامت کامل برای مجروحین این حادثه و صبر و استقامت برای ملت بزرگ، خصوصاً آذربایجانی های عزیز و بازماندگان شهیدان خواهانم. سلام و درود بر همگان.                                                                     والسلام علی عبادالله الصاحین                                                                       روح الله الموسوی الخمینی                                                                          21 شهریور1360  

شهید مدنی که همواره درصف مقدم مبارزه بود، قبل از انقلاب دربرابررژیم ستم‌ شاهی و پس ازپیروزی درمقابل مزدوران غرب چون سدی محکم ایستاده وازحریم اسلام و قرآن حمایت می‌کرد،نماز جمعه را به عنوان یکی ازمهم‌ ترین سنگرهای انقلاب حفظ کرد. آیت الله مدنی به عنوان امام جمعه تبریز پس ازشهادت آیت الله قاضی طباطبایی انتخاب گردید.اما مزدوران امریکا که به ترور یاران امام پرداخته بودند، بیستم شهریور 1360 نوبت یکی دیگرازچهره‌های درخشان آسمان معرفت و معنویت بود.    نحوه شهادت آیت الله مدنی ساعت 13/45 پس از اتمام خطبه‌های نماز جمعه، مراسم نماز جمعه پایان گرفت. عده‌ای از مأمورین شهربانی که عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بودند ازایشان خواستند به طور ارشادی مطالبی را بیان کنند. دراین هنگام شهید مدنی درجایگاه خود به طور انفرادی دورکعت نماز را آغاز کرده بود که منافقی کوردل ازمیان جمعیت خود را به محراب نزدیک و بازوی آیت الله مدنی را گرفت و نماز آقا را قطع کرد. در این هنگام اطرافیان به طرف مهاجم روی آوردند ولی قبل از رسیدن آنها وی ضامن نارنجکی را که در لباسش مخفی نموده بود، کشید و نارنجک به طور وحشتناکی منفجر شد و بر اثر این انفجار انسانی وارسته، عبدی صالح و عارفی از خودگذشته به لقای حق پیوست. تلاش مردم و کوشش پزشکان سودی نبخشید و امام جمعه تبریز همراه با سه شهید به ملکوت اعلی عروج نمودند. در بیست و یکم شهریورماه جنازه آن بزرگوار با شکوه هرچه تمام‌تر در میان اندوه فراوان مردم تبریز و قم تشییع گردید.    پیام امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت آیت الله مدنی                                                                        بسم الله الرحمن الرحیم                                                                      انا لله و انا الیه راجعون با شهید نمودن یک تن دیگر از ذریّه ی رسول الله (ص) و اولاد روحانی و جسمانی شهید بزرگ امیرالمؤمنین(ع) سند جنایت منحرفان و منافقان به ثبت رسید. سید بزرگوار و عالم عادلِ عالی قدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام والمسلمین شهید عظیم الشأن مرحوم حاج سید اسد الله مدنی رضوان الله علیه، همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقی شقی به شهادت رسید. اگر با به شهادت رسیدن مولای متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش شهید مدنی هم آرزوی منافقان را برآورده خواهد کرد. اگر خوارج سیاه بخت از شهادت ولی الله الاعظم طرفی بستند و به حکومت رسیدند، این گروهک های خائن نیز به آمال خبیث خود که سقوط حکومت اسلام و برقراری حکومت امریکایی است، می رسند. آنان لعنت خدا و رسول و ننگ ابدی را برای خود و اینان عذاب ابدی خدا و نفرت و لعنت قادر متعال و امّت اسلام را برای خود و هم پیمانان و اربابان خونخوار خویش به بار آوردند. ملت بزرگ و روحانیت معظم، چون صفی مرصوص ایستاده اند که هر پرچمی از دست توانای سرداری بیفتد، سردار دیگری آن را برداشته و به میدان آید و با قدرت بیشتر در حفظ پرچم اسلامی به کوشش برخیزد. شهید مدنی با شهادت مظلومانه خود ضدّ انقلاب و منافقین ضدّ اسلام را به کلی منزوی کرد. این چهره نورانی اسلامی، عمری را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند و از چهره های کم نظیری بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوی و تعهد و زهد و خودسازی برخوردار بود. به شهادت رساندن چنین شخصیتی به تمام معنی اسلامی همراه با تنی چند از فرزندان اسلام و یاران با وفای انقلاب اسلامی در میعادگاه نماز جمعه و در حضور جماعت مسلمین، جز عناد با اسلام و کمر بستن به محو آثار شریعت و تعطیل نمازجمعه و جماعت مسلمین توجیهی ندارد. اگر تا امروز برای جنایت ها و شرارت های خود بهانه های بی پایه ای می تراشیدند، در شهادت این عالم متقی که جز درباره خدمت به اسلام و مسلمانان نمی اندیشید، بهانه ای جز انتقام از اسلام و ملت شریف نمی توانند بتراشند. انتقام از اسلام که آن را اساس سقوط دستگاه های جبار و شکست ابرقدرت ها در ایران و پس از آن در منطقه می بینند و از ملت قدرتمند که پشت بر آنان نموده و کاخ های آمال و آرزوی آنان را در هم کوبیده و تمامی آنان را از صحنه تا ابد بیرون رانده است، می گیرند. مردم رزمنده ی ایران و خصوصاً مردم غیرتمند آذربایجان که چنین روحانی متعهد و معلم عالی قدری را از دست داده اند، حریف شکست خورده خود را می شناسند; با عزمی جزم و اراده ای خلل ناپذیر انتقام خود را از آنان می گیرند. این جانب، شهادت این مجاهد عزیز عظیم و یاران با وفایش را به پیشگاه اجداد طاهرینش، خصوصاً بقیة الله – ارواحنا له الفدا – و به ملت مجاهد ایران و اهالی غیور و شجاع آذربایجان و به حوزه های علمیه و به خاندان محترم این شهیدان تبریک و تسلیت می گویم. خط سرخ شهادت، خط آل محمد (ص) و علی (ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریّه ی طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. درود خداوند و سلام امّت اسلامی برای این خط سرخ شهادت و رحمت بی پایان حق تعالی بر شهیدان این خط در طول تاریخ و افتخار و سرافرازی بر فرزندان پُرتوان پیروزی آفرین اسلام و شهدای راه آن و ننگ و نفرت و لعنت ابدی بر وابستگان و پیروان شیاطین شرق و غرب خصوصاً شیطان بزرگ امریکای جنایتکار که با نقشه های شیطانی شکست خورده ی خود گمان کرده، ملتی را که برای خداوند متعال و اسلام بزرگ قیام نموده و هزاران شهید و معلول تقدیم نموده، با این دغل بازی ها می تواند سست کند و یا از میدان به در برد. اینان پیروان سید شهیدانند که در راه اسلام و قرآن کریم، از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را قربانی کرد و اسلام عزیز را با خون پاک خود آبیاری و زنده نمود. ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی و مردمی ما، پیرو اولیایی هستند که همه چیز خود را در راه هدف و عقیده فدا نموده و برای اسلام و پیروان معظم آن شرف و افتخار آفریدند. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و رحمت برای شهیدان خصوصاً شهدای اخیرمان و بالاخص شهید عزیز مدنی معظم و سلامت کامل برای مجروحین این حادثه و صبر و استقامت برای ملت بزرگ، خصوصاً آذربایجانی های عزیز و بازماندگان شهیدان خواهانم. سلام و درود بر همگان.                                                                     والسلام علی عبادالله الصاحین                                                                       روح الله الموسوی الخمینی                                                                          21 شهریور1360  


آیت الله مدنی درهمه حال چشم به درگاه فیض الهی داشت وهمواره درقنوت نمازهایش با سوزوگداز با خدا به نجوا می‎ایستاد وازاو شهادت در راه اسلام و انقلاب را طلب می‎نمود. چون درعالم رؤیا جام شهادت از مولایش حسین ـ علیه السلام ـ گرفته بود، بی‎صبرانه درانتظار آن روز بود. خود می‎گفت: «من در دو موضع نسبت به خودم شك كردم. یكی این كه به من می‎گویند «سید اسد الله»! آیا واقعاً من از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر این كه آیا من لیاقت آن را دارم كه در راه خدا شهید بشوم یا نه؟ روزی به حرم امام حسین (ع) رفتم ودرآن جا با ناله وزاری ازامام خواستم كه جوابم را بدهد. پس ازمدتی یك شب امام حسین (ع) را درخواب دیدم كه بالای سرم آمد و دستی به سرم كشید و این جمله را فرمود:«یا بُنی اَنْتَ مَقْتُولٌ» یعنی ای فرزندم كشته می‎شوی كه جواب دو سؤال من در آن بود. ازدیگرویژگی‎های روحی ایشان می‎توان به زهد، امانتداری، اخلاص، شجاعت، دینداری و شیفته خدمت بودن ایشان اشاره كرد كه بحق سراسرزندگی پربارش جلوه اخلاص بود. او درزندگی خویش و حتی دردوران تبعید نیزهمواره درخدمت مردم بود ودراین راه هیچ گاه احساس خستگی نمی‎كرد به هر شهر یا روستایی كه می‎رفت برای رفع نیازهای فردی و اجتماعی مردم تلاش می‎كرد.  

آیت الله مدنی درهمه حال چشم به درگاه فیض الهی داشت وهمواره درقنوت نمازهایش با سوزوگداز با خدا به نجوا می‎ایستاد وازاو شهادت در راه اسلام و انقلاب را طلب می‎نمود. چون درعالم رؤیا جام شهادت از مولایش حسین ـ علیه السلام ـ گرفته بود، بی‎صبرانه درانتظار آن روز بود. خود می‎گفت: «من در دو موضع نسبت به خودم شك كردم. یكی این كه به من می‎گویند «سید اسد الله»! آیا واقعاً من از اولاد پیامبر هستم؟ و دیگر این كه آیا من لیاقت آن را دارم كه در راه خدا شهید بشوم یا نه؟ روزی به حرم امام حسین (ع) رفتم ودرآن جا با ناله وزاری ازامام خواستم كه جوابم را بدهد. پس ازمدتی یك شب امام حسین (ع) را درخواب دیدم كه بالای سرم آمد و دستی به سرم كشید و این جمله را فرمود:«یا بُنی اَنْتَ مَقْتُولٌ» یعنی ای فرزندم كشته می‎شوی كه جواب دو سؤال من در آن بود. ازدیگرویژگی‎های روحی ایشان می‎توان به زهد، امانتداری، اخلاص، شجاعت، دینداری و شیفته خدمت بودن ایشان اشاره كرد كه بحق سراسرزندگی پربارش جلوه اخلاص بود. او درزندگی خویش و حتی دردوران تبعید نیزهمواره درخدمت مردم بود ودراین راه هیچ گاه احساس خستگی نمی‎كرد به هر شهر یا روستایی كه می‎رفت برای رفع نیازهای فردی و اجتماعی مردم تلاش می‎كرد.  


احداث مهديّه در همدان احداث درمانگاه مهديه راه اندازی صندوق قرض الحسنه احداث حسينيه در درّه مراد بيك همدان احداث حمام در دره مراد بيك احداث مدرسه در همين منطقه راه اندازی صندوق قرض الحسنه در قصر شيرين احداث هيجده دستگاه خانه در يكی از روستاهای بوئين زهراء  

احداث مهديّه در همدان احداث درمانگاه مهديه راه اندازی صندوق قرض الحسنه احداث حسينيه در درّه مراد بيك همدان احداث حمام در دره مراد بيك احداث مدرسه در همين منطقه راه اندازی صندوق قرض الحسنه در قصر شيرين احداث هيجده دستگاه خانه در يكی از روستاهای بوئين زهراء  


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۶:۳۶:۴۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۱۱/۲۱ ۲۲:۳۲:۴۷

شهید آيت الله مدنی

خلاصه زندگی نامه

 شهید آیت‏اللّه سید اسدالله مدنی، از مجاهدان غیوری است که نخستین فعّالیّت سیاسی و اجتماعی خود را ستیز با فرقه گمراه بهائیت قرار داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تصدّی نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی از طرف مردم همدان خدمت به نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد. ایشان در سنگر نماز جمعه با افشای ماهیّت پلید عناصر فرصت طلب، ملی گرا و لیبرال و نیز منافقین کوردل، توطئه های استعمار و عناصر داخلی آنان را نقش بر آب نمود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع