جستجو در مطالب و اشخاص
محمدرضا پورکیان در سال 1338 در شهرستان آغاجاری ـ امیدیه استان خوزستان و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش در دوران حکومت مستبدانه پهلوی مقلد حضرت امام(ره) بود؛ بنابراین دوران کودکی او در بستری از عشق به امام خمینی(ره) و عمل به احکام نورانی اسلام سپری شد. پورکیان در سال 1354 به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهیت رژیم پهلوی و وابستگی آن به آمریکا، مورد تعقیب قرار گرفت؛ او مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه شد و تا مرز اعدام پیش رفت. او نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شرکت نفت و راهپیماییها علیه رژیم پهلوی ایفا نمود. پورکیان که خود از پایه گذاران سپاه پاسداران بود، پس از تشکیل سپاه پاسداران اهواز، مسئولیت ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز را پذیرفت. او سپس برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان "رامهرمز" و تاسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران و اخراج عناصر منافق و دستگیری عناصر وابسته به طاغوت ایفا نمود. با آغاز جنگ تحمیلی محمدرضا پورکیان به دلیل شخصیت متمایز و توانایی های فراوان به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد معرفی شد و در همان روزهای ابتدای جنگ، 23 مهر ماه 1359، در محاصره تاریخی شهر سوسنگرد با مقاومتی مثال زدنی ضمن نجات جان سایر همرزمانش به مقام شهادت نائل شد. او در زمره حماسه آفرینان و مدافعین شهر سوسنگرد و نخستین فرمانده شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دفاع مقدس است.  

محمدرضا پورکیان در سال 1338 در شهرستان آغاجاری ـ امیدیه استان خوزستان و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش در دوران حکومت مستبدانه پهلوی مقلد حضرت امام(ره) بود؛ بنابراین دوران کودکی او در بستری از عشق به امام خمینی(ره) و عمل به احکام نورانی اسلام سپری شد. پورکیان در سال 1354 به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهیت رژیم پهلوی و وابستگی آن به آمریکا، مورد تعقیب قرار گرفت؛ او مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه شد و تا مرز اعدام پیش رفت. او نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شرکت نفت و راهپیماییها علیه رژیم پهلوی ایفا نمود. پورکیان که خود از پایه گذاران سپاه پاسداران بود، پس از تشکیل سپاه پاسداران اهواز، مسئولیت ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز را پذیرفت. او سپس برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان "رامهرمز" و تاسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران و اخراج عناصر منافق و دستگیری عناصر وابسته به طاغوت ایفا نمود. با آغاز جنگ تحمیلی محمدرضا پورکیان به دلیل شخصیت متمایز و توانایی های فراوان به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد معرفی شد و در همان روزهای ابتدای جنگ، 23 مهر ماه 1359، در محاصره تاریخی شهر سوسنگرد با مقاومتی مثال زدنی ضمن نجات جان سایر همرزمانش به مقام شهادت نائل شد. او در زمره حماسه آفرینان و مدافعین شهر سوسنگرد و نخستین فرمانده شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دفاع مقدس است.  


محمدرضا پورکیان در سال 1344، دوران ابتدایی را در دبستان "ابن سینا" آغاز کرد؛ او از دانش آموزان ممتاز به شمار می آمد. او در کنار تحصیل، به آموزش و فراگیری قرآن کریم روی آورد، به طوری که در فاصله نه چندان دور علیرغم سن کمی که داشت، حافظ کل قرآن و بخش زیادی از نهج البلاغه شد. شهید پورکیان که از مبارزان انقلابی بود، با نام مستعار "رضا احمد آبادی" به تحصیلاتش ادامه داد؛ او پس از گذراندن مقطع دبیرستان و اخذ دیپلم ریاضی در شهر اهواز، در آزمون سراسری ورود به دانشگاه شرکت کرد؛ او ضمن قبولی در رشته مهندسی عمران، از سوی وزارت علوم نامزد اعزام به خارج از کشور شد اما او رشته مهندسی عمران دانشگاه اهواز را انتخاب کرد.  

محمدرضا پورکیان در سال 1344، دوران ابتدایی را در دبستان "ابن سینا" آغاز کرد؛ او از دانش آموزان ممتاز به شمار می آمد. او در کنار تحصیل، به آموزش و فراگیری قرآن کریم روی آورد، به طوری که در فاصله نه چندان دور علیرغم سن کمی که داشت، حافظ کل قرآن و بخش زیادی از نهج البلاغه شد. شهید پورکیان که از مبارزان انقلابی بود، با نام مستعار "رضا احمد آبادی" به تحصیلاتش ادامه داد؛ او پس از گذراندن مقطع دبیرستان و اخذ دیپلم ریاضی در شهر اهواز، در آزمون سراسری ورود به دانشگاه شرکت کرد؛ او ضمن قبولی در رشته مهندسی عمران، از سوی وزارت علوم نامزد اعزام به خارج از کشور شد اما او رشته مهندسی عمران دانشگاه اهواز را انتخاب کرد.  


محمدرضا پورکیان در اواخر دوره دبیرستان فعالیتهای فرهنگی و مذهبی اش را وسعت بخشید؛ او در مسجد جامع امیدیه کتابخانه اسلامی تاسیس کرد و با دعوت روحانیون آگاه، تلاش زیادی برای آشنایی مردم این منطقه با مسائل جاری کشور و خیانت های شاه به کشور و مردم انجام داد. از کارهای دیگر او جذب جوانان به مسجد بود؛ او با تشکیل کلاس معارف اسلامی، قرآن و همچنین ارتباط با علما و مراجع بزرگ شیعه در شهر قم، کتابهایی را به امیدیه و آغاجاری منتقل می کرد که مجازات کشف هرجلد از آنها سالها زندان و شکنجه بود. نوشتن مقاله ای علیه رژیم شاه محمدرضا پورکیان در مقطع دبیرستان و در آن شرایط خفقان دوران شاه، با نوشتن مقاله و شعار علیه رژیم شاه عده ای از دبیران و دانش آموزان را جذب افکار ناب اسلامی می کرد. او در سال 1354 پس از نوشتن مقاله ای در مورد ماهیت رژیم پهلوی و وابستگی آن به آمریکا تحت تعقیب سازمان امنیت شاه قرار گرفت؛ مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه شد تا اینکه یکی از افسران ارتش با وساطت بسیار او را از اعدام قطعی نجات داد و پورکیان به آغوش خانواده بازگشت. پیوستن به گروه منصورون محمدرضا پورکیان در همان مقطع به گروه "منصورون" پیوست و با نام مستعار "رضا احمد آبادی" به تحصیلاتش ادامه داد. او در دوران دانشجویی با کمک عده ای از همکلاسی هایش: "ناصر میرعلایی" و "شهید حمید معینیان" تشکل دانشجویی "سربازان گمنام "را سازمان داد که نقش عمده ای در اعتصابات و مبارزات انقلابی با حکومت شاه در سطح ادارات به خصوص شرکت نفت داشت.  

محمدرضا پورکیان در اواخر دوره دبیرستان فعالیتهای فرهنگی و مذهبی اش را وسعت بخشید؛ او در مسجد جامع امیدیه کتابخانه اسلامی تاسیس کرد و با دعوت روحانیون آگاه، تلاش زیادی برای آشنایی مردم این منطقه با مسائل جاری کشور و خیانت های شاه به کشور و مردم انجام داد. از کارهای دیگر او جذب جوانان به مسجد بود؛ او با تشکیل کلاس معارف اسلامی، قرآن و همچنین ارتباط با علما و مراجع بزرگ شیعه در شهر قم، کتابهایی را به امیدیه و آغاجاری منتقل می کرد که مجازات کشف هرجلد از آنها سالها زندان و شکنجه بود. نوشتن مقاله ای علیه رژیم شاه محمدرضا پورکیان در مقطع دبیرستان و در آن شرایط خفقان دوران شاه، با نوشتن مقاله و شعار علیه رژیم شاه عده ای از دبیران و دانش آموزان را جذب افکار ناب اسلامی می کرد. او در سال 1354 پس از نوشتن مقاله ای در مورد ماهیت رژیم پهلوی و وابستگی آن به آمریکا تحت تعقیب سازمان امنیت شاه قرار گرفت؛ مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه شد تا اینکه یکی از افسران ارتش با وساطت بسیار او را از اعدام قطعی نجات داد و پورکیان به آغوش خانواده بازگشت. پیوستن به گروه منصورون محمدرضا پورکیان در همان مقطع به گروه "منصورون" پیوست و با نام مستعار "رضا احمد آبادی" به تحصیلاتش ادامه داد. او در دوران دانشجویی با کمک عده ای از همکلاسی هایش: "ناصر میرعلایی" و "شهید حمید معینیان" تشکل دانشجویی "سربازان گمنام "را سازمان داد که نقش عمده ای در اعتصابات و مبارزات انقلابی با حکومت شاه در سطح ادارات به خصوص شرکت نفت داشت.  


محمدرضا پورکیان بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در اسفند ماه 1357 با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی در اهواز به این کمیته پیوست. او پس از آن در فروردین ماه 1358، با تشکیل اولین دوره آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت آن درآمد و در کنار مبارزانی چون سرداران محسن رضایی و علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران نقش بسزایی ایفا کرد. قائم مقام سپاه پاسداران اهواز محمدرضا پورکیان بعد از تشکیل سپاه اهواز به واسطه ویژگی های معنوی و اخلاقی خاص به سمت رئیس ستاد و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز منصوب شد. مقابله با گروهک های نفاق و التقاطی مدتی بعد، پورکیان برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان "رامهرمز" و تأسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران، شناسایی و اخراج عناصر نفوذی گروهک نفاق چپ، دستگیری و سرکوب عناصر وابسته به رژیم شاه در جهت برقراری امنیت ایفا کرد. او در بحبوحه اخلال و تشنج در خوزستان و بمب گذاری توسط عوامل خودفروخته آمریكا و دشمن بعثی و بلوای گروهک خلق عرب و همچنین اعزام نیرو به كردستان، یكی از فرماندهان شاخص در مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و منافقین بود که در استقرار امنیت در اهواز و شهرستان های تابعه نقش بسزایی ایفا کرد. 

محمدرضا پورکیان بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در اسفند ماه 1357 با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی در اهواز به این کمیته پیوست. او پس از آن در فروردین ماه 1358، با تشکیل اولین دوره آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت آن درآمد و در کنار مبارزانی چون سرداران محسن رضایی و علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران نقش بسزایی ایفا کرد. قائم مقام سپاه پاسداران اهواز محمدرضا پورکیان بعد از تشکیل سپاه اهواز به واسطه ویژگی های معنوی و اخلاقی خاص به سمت رئیس ستاد و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز منصوب شد. مقابله با گروهک های نفاق و التقاطی مدتی بعد، پورکیان برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان "رامهرمز" و تأسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران، شناسایی و اخراج عناصر نفوذی گروهک نفاق چپ، دستگیری و سرکوب عناصر وابسته به رژیم شاه در جهت برقراری امنیت ایفا کرد. او در بحبوحه اخلال و تشنج در خوزستان و بمب گذاری توسط عوامل خودفروخته آمریكا و دشمن بعثی و بلوای گروهک خلق عرب و همچنین اعزام نیرو به كردستان، یكی از فرماندهان شاخص در مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و منافقین بود که در استقرار امنیت در اهواز و شهرستان های تابعه نقش بسزایی ایفا کرد. 


محمدرضا پورکیان با شروع جنگ تحمیلی، به فرماندهی سپاه سوسنگرد منصوب شد؛ او 21 سال داشت که فرماندهی یکی از بحرانی ترین شهرهای جنگی را به عهده گرفت. سوسنگرد یکبار در روز 8 مهر 1359 با عملیاتی که شهید "علی غیور اصلی" در حمیدیه انجام داد، آزاد شد. در هجوم دیگر به سوسنگرد، نیروهای بعثی عراقی سعی کردند از طریق لشگر پنجم مکانیزه از جبهه جنوب و از طریق لشگر 9 از جبهه شمال، جاده حمیدیه - سوسنگرد و پس از آن خود سوسنگرد را اشغال کنند. اشغال سوسنگرد برای عراقیها اهمیت زیادی داشت چرا که مردم این منطقه عرب زبان بودند؛ عراقیها اعتقادشان بر این بود که اگر شهر سوسنگرد که نام آن را "خفاجیه" گذاشته بودند را اشغال کنند، راه برای گرفتن دشت آزادگان باز می شود؛ در این شرایط شهید محمدرضا پورکیان به همراه رزمندگانش در "جرگه سید علی" در شمال گلبهار در 23 مهرماه 1359 مقاومت شجاعانه ای در برابر تانک های دشمن از خود نشان دادند. شهید پورکیان توانست نیروهایش را از محاصره تانک های دشمن نجات دهد و 5 دستگاه تانک دشمن را نیز منهدم سازد.  

محمدرضا پورکیان با شروع جنگ تحمیلی، به فرماندهی سپاه سوسنگرد منصوب شد؛ او 21 سال داشت که فرماندهی یکی از بحرانی ترین شهرهای جنگی را به عهده گرفت. سوسنگرد یکبار در روز 8 مهر 1359 با عملیاتی که شهید "علی غیور اصلی" در حمیدیه انجام داد، آزاد شد. در هجوم دیگر به سوسنگرد، نیروهای بعثی عراقی سعی کردند از طریق لشگر پنجم مکانیزه از جبهه جنوب و از طریق لشگر 9 از جبهه شمال، جاده حمیدیه - سوسنگرد و پس از آن خود سوسنگرد را اشغال کنند. اشغال سوسنگرد برای عراقیها اهمیت زیادی داشت چرا که مردم این منطقه عرب زبان بودند؛ عراقیها اعتقادشان بر این بود که اگر شهر سوسنگرد که نام آن را "خفاجیه" گذاشته بودند را اشغال کنند، راه برای گرفتن دشت آزادگان باز می شود؛ در این شرایط شهید محمدرضا پورکیان به همراه رزمندگانش در "جرگه سید علی" در شمال گلبهار در 23 مهرماه 1359 مقاومت شجاعانه ای در برابر تانک های دشمن از خود نشان دادند. شهید پورکیان توانست نیروهایش را از محاصره تانک های دشمن نجات دهد و 5 دستگاه تانک دشمن را نیز منهدم سازد.  


محمدرضا پورکیان در 23 مهر ماه 1359، در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، برای دفاع از شهر سوسنگرد تا آخرین نفس در مقابل متجاوزین ایستادگی کرد و سرانجام در جاده سوسنگرد - حمیدیه در یک نبرد نابرابر به مصاف تانک های عراقی رفت و بعد از محاصره، ضمن نجات نیروهای تحت امرش و انهدام 5 دستگاه تانک دشمن مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهید پورکیان گفت: «در اوایل جنگ در نزدیکی حمیدیه عراقیها جاده حمیدیه سوسنگرد را تهدید می کردند در آنجا من بیاد دارم که برادر شهیدم "پورکیان" وقتی فهمیده بود که جاده حمیدیه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق 15 نفر از برادران با دو ماشین به سمت عراقیها حرکت می کنند. عراقیها که این دو ماشین را مشاهده می کنند سوار بر تانکها و نفربرها شده و با سرعت به سویشان حرکت می کنند برادرها هم از ماشین پیاده می شوند و در شیارها و جویها سنگر می گیرند. تانک ها می آیند تا به 25 متری اینها می رسند. تعدادی از برادرها در اینجا شهید می شوند و 5 تانک را نیز می زنند از طرف دیگر تمام فشنگهایشان تمام می شود. (چون اینها احتمال درگیری طولانی نمی دادند.) وقتی فشنگها تمام می شود برادرمان، پورکیان به دیگران می گوید برگردید خودش دو نارنجک را می کشد و آماده می شود که اگر عراقیها نزدیکش آمدند اقدام کند. آنها هم حرکت می کنند و به ستون یک عقب نشینی می کنند... برادرمان پورکیان با دو نارنجک خود یک تانک دیگر عراقی را ناقص می کند و خودش هم شهید می شود و در همان جا می ماند.»  

محمدرضا پورکیان در 23 مهر ماه 1359، در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، برای دفاع از شهر سوسنگرد تا آخرین نفس در مقابل متجاوزین ایستادگی کرد و سرانجام در جاده سوسنگرد - حمیدیه در یک نبرد نابرابر به مصاف تانک های عراقی رفت و بعد از محاصره، ضمن نجات نیروهای تحت امرش و انهدام 5 دستگاه تانک دشمن مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهید پورکیان گفت: «در اوایل جنگ در نزدیکی حمیدیه عراقیها جاده حمیدیه سوسنگرد را تهدید می کردند در آنجا من بیاد دارم که برادر شهیدم "پورکیان" وقتی فهمیده بود که جاده حمیدیه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق 15 نفر از برادران با دو ماشین به سمت عراقیها حرکت می کنند. عراقیها که این دو ماشین را مشاهده می کنند سوار بر تانکها و نفربرها شده و با سرعت به سویشان حرکت می کنند برادرها هم از ماشین پیاده می شوند و در شیارها و جویها سنگر می گیرند. تانک ها می آیند تا به 25 متری اینها می رسند. تعدادی از برادرها در اینجا شهید می شوند و 5 تانک را نیز می زنند از طرف دیگر تمام فشنگهایشان تمام می شود. (چون اینها احتمال درگیری طولانی نمی دادند.) وقتی فشنگها تمام می شود برادرمان، پورکیان به دیگران می گوید برگردید خودش دو نارنجک را می کشد و آماده می شود که اگر عراقیها نزدیکش آمدند اقدام کند. آنها هم حرکت می کنند و به ستون یک عقب نشینی می کنند... برادرمان پورکیان با دو نارنجک خود یک تانک دیگر عراقی را ناقص می کند و خودش هم شهید می شود و در همان جا می ماند.»  


شهید محمدرضا پورکیان در بخشی از وصیت نامه خود در مقابله با استکبار گفته است: «این افتخار بزرگ را نصیب این بنده ناقابل نمودی تا در صحنه نبرد حق علیه باطل به پیروی از حسین زمانم (أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏) به قیام علیه کفر و ظلم و ستم و هر آنچه بوی کفر و شرک و ظلم و فساد و تعدی می‌دهد قیام کنیم و برای حاکمیت مستضعفین و نابودی مستکبرین که وعده‌اش در قرآن نمودی (وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین‏) مرا چنین خدمتی نمودی سپاسگزارم و تنها آرزوی من پیروزی اسلام و مسلمین است که همان حاکمیت مستضعفین است.» 

شهید محمدرضا پورکیان در بخشی از وصیت نامه خود در مقابله با استکبار گفته است: «این افتخار بزرگ را نصیب این بنده ناقابل نمودی تا در صحنه نبرد حق علیه باطل به پیروی از حسین زمانم (أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏) به قیام علیه کفر و ظلم و ستم و هر آنچه بوی کفر و شرک و ظلم و فساد و تعدی می‌دهد قیام کنیم و برای حاکمیت مستضعفین و نابودی مستکبرین که وعده‌اش در قرآن نمودی (وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین‏) مرا چنین خدمتی نمودی سپاسگزارم و تنها آرزوی من پیروزی اسلام و مسلمین است که همان حاکمیت مستضعفین است.» 


انتشار تمبر یادبود یکی از فعالیتهای با ارزش برای ثبت تاریخ حماسه های رزمندگان اسلام و انتقال آن به مردم جامعه است. در این راستا تمبر یادبود سردار شهید مهندس محمدرضا پورکیان، همراه با تجلیل از ایشان به عنوان نخستین فرمانده شهید سپاه پاسداران در حماسه دفاع مقدس، دی ماه 1387، در مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر رونمایی شد. در مراسم رونمایی از تمبر این شهید که با حضور کاروان‌های راهیان نور برگزار شد، نادر دریابان، مدیر وقت مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر، با گرامیداشت یاد و خاطره شهید پورکیان گفت: «تمبر این شهید توسط شرکت پست جمهوری اسلامی ایران در یک قطعه و در شمارگان 300 هزار قطعه پاییز سال 1387 منتشر و در استانداری اصفهان رونمایی شد.»این تمبر جزء 4 تمبری بود که در سال 1389، در بخش بین المللی تمبرهای ایرانی بر روی سایت جهانی لندن قرار گرفت. تمبر این سردار شهید درحالی‌که نبرد با تانک‌های متجاوز عراقی را تداعی می‌کند سیمای نورانی این شهید را نیز به نمایش می‌گذارد.  

انتشار تمبر یادبود یکی از فعالیتهای با ارزش برای ثبت تاریخ حماسه های رزمندگان اسلام و انتقال آن به مردم جامعه است. در این راستا تمبر یادبود سردار شهید مهندس محمدرضا پورکیان، همراه با تجلیل از ایشان به عنوان نخستین فرمانده شهید سپاه پاسداران در حماسه دفاع مقدس، دی ماه 1387، در مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر رونمایی شد. در مراسم رونمایی از تمبر این شهید که با حضور کاروان‌های راهیان نور برگزار شد، نادر دریابان، مدیر وقت مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر، با گرامیداشت یاد و خاطره شهید پورکیان گفت: «تمبر این شهید توسط شرکت پست جمهوری اسلامی ایران در یک قطعه و در شمارگان 300 هزار قطعه پاییز سال 1387 منتشر و در استانداری اصفهان رونمایی شد.»این تمبر جزء 4 تمبری بود که در سال 1389، در بخش بین المللی تمبرهای ایرانی بر روی سایت جهانی لندن قرار گرفت. تمبر این سردار شهید درحالی‌که نبرد با تانک‌های متجاوز عراقی را تداعی می‌کند سیمای نورانی این شهید را نیز به نمایش می‌گذارد.  


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۳۰:۰۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۱۱/۱۱ ۲۰:۴۱:۴۲

سردار شهید محمدرضا پورکیان

خلاصه زندگی نامه

 سردار شهید محمدرضا پورکیان، فرمانده سپاه سوسنگرد و اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران بود که در نبرد تن با تانک در محاصره شهر سوسنگرد به شهادت رسید. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع