جستجو در مطالب و اشخاص
راندا برن (Rhonda Byrne) در تاریخ 12 مارس 1951 میلادی در استرالیا متولد شد. وی در تاریخ 26 مارس 2006 با کمک تعدادی از سخنرانان، کارگاه های کاریابی و موفقیت در آمریکا، مستندی به نام "راز" را تولید و چندی بعد یعنی در نوامبر 2006، کتابی را با همین عنوان منتشر کرد. همچنین او تهیه کننده برنامه تلویزیونی "مشاهدات قتل" نیز بوده است. راندا برن در استرالیا، مجموعه‌های "بزرگ‌ ترین تجارت دنیا" و "با من ازدواج کن" را نیز کار کرده است. راندا در سال 2007 از سوی مجله تایم به عنوان یکی از 100 نفر تاثیرگذار در دنیا معرفی شد. 

راندا برن (Rhonda Byrne) در تاریخ 12 مارس 1951 میلادی در استرالیا متولد شد. وی در تاریخ 26 مارس 2006 با کمک تعدادی از سخنرانان، کارگاه های کاریابی و موفقیت در آمریکا، مستندی به نام "راز" را تولید و چندی بعد یعنی در نوامبر 2006، کتابی را با همین عنوان منتشر کرد. همچنین او تهیه کننده برنامه تلویزیونی "مشاهدات قتل" نیز بوده است. راندا برن در استرالیا، مجموعه‌های "بزرگ‌ ترین تجارت دنیا" و "با من ازدواج کن" را نیز کار کرده است. راندا در سال 2007 از سوی مجله تایم به عنوان یکی از 100 نفر تاثیرگذار در دنیا معرفی شد. 


متاسفانه بعضی به غلط راندا برن را یک معلم معنویت و مروج دین و مذهب می شمارند و افکارش را افکار متعالی قلمداد می کنند؛ در حالی که افکار و اندیشه های راندا برن اصولا هیچ ارتباطی با عالم معنا و تمرینات روحی ندارد و اساسا وی یکی از عَلَم داران دنیازدگی و دنیاگرایی است و ایده های وی بر مبنای انسان محوری بنا شده است نه خدا محوری. 

متاسفانه بعضی به غلط راندا برن را یک معلم معنویت و مروج دین و مذهب می شمارند و افکارش را افکار متعالی قلمداد می کنند؛ در حالی که افکار و اندیشه های راندا برن اصولا هیچ ارتباطی با عالم معنا و تمرینات روحی ندارد و اساسا وی یکی از عَلَم داران دنیازدگی و دنیاگرایی است و ایده های وی بر مبنای انسان محوری بنا شده است نه خدا محوری. 


برخی آثار راندا برن عبارتند از: راز قدرت قهرمان معجزه شکر و حق شناسی 

برخی آثار راندا برن عبارتند از: راز قدرت قهرمان معجزه شکر و حق شناسی 


"راز" در ابتدا در قالب یک مستند در سال 2006 توسط راندا برن تولید شد و مدتی بعد کتاب "راز" به رشته تحریر درآمد. راندا برن در این کتاب که بر اساس قانون جذب نوشته شده است، این مفهوم را بیان می‌ کند که تفکر مثبت می ‌تواند زندگی انسان را متحول کند و وی را به ثروت، سلامت و خوشبختی برساند. این کتاب که اولین بار در سال 2006 منتشر شد، تبدیل به پرفروشترین کتاب بین المللی شد و در سال 2007 در بیش از 19 میلیون نسخه به 40 زبان دنیا ترجمه شد و همچنین در بیش از 2 میلیون دی وی دی به فروش رسید. فلسفه پیدایش کتاب راز راندا برن در رابطه با فلسفه پبدایش کتاب راز گفته است: «کتابی که ایده هایم در مورد زندگی را دگرگون کرد کتاب "علم ثروتمند شدن" نوشته "والس واتلز" بود. این کتاب جزو پنج کتاب برتر در تمام دوران زندگیم است؛ زیرا روش نگرشم به زندگی را تغییر داد...  وقتی که کتاب "علم ثروتمند شدن" را خواندم همان لحظه ای بود که دریافتم نیرویی وجود دارد که بر افکارمان حاکم است و به آنها پاسخ می دهد. زیرا هرچیزی که در زندگی من اتفاق افتاده بود، پیامی زنده از همان بود. بلافاصله آن را دریافتم و باور کردم. کتابی که بعد از کتاب "والس واتلز" خواندم کتاب "سیستم کلیدی حاکم" نوشته "چارلز هانلز" بود و در حین خواندن آن کتاب دانستم که قانون جهانی، "قانون جذب" نامیده می شود.» نقش افکار در خلق دنیا و زندگی افراد راندا برن در پی تکمیل صحبتهایش در زمینه فلسفه پبدایش کتاب راز از نقش افکار در خلق دنیا و زندگی افراد اینچنین گفت: «افکارمان خیلی مهم به نظر نمی رسند اما در حقیقت آنها دنیای ما و زندگی فردیمان را خلق کردند و همچنان خلق می کنند. احساسی که نسبت به افراد دیگر داریم و تعاملی که با افراد داریم ناشی از فکرمان هستند. بدون فکر نمیتوانیم حرف بزنیم. هر عملی که انجام می دهیم، حتی وقتی دستمان را بلند می کنیم یا میایستیم، از افکارمان ناشی می شود. اتومبیلها، هواپیماها، ساختمانها، شهرها، کشتیها، تکنولوژی، موسیقی، هنر و همه چیزهایی که توسط انسانها اختراع شده اند، نه تنها با افکار آغاز شده اند بلکه از طریق افکار ایجاد شده و به تجسم درآمده اند. ما کارهایمان را از طریق افکارمان تکمیل می کنیم و هر لحظه از روزمان را با افکارمان زندگی می کنیم. آیا می دانید تفاوت انسانهایی که دنیای رویاهایشان را زندگی می کنند با کسانی که این گونه زندگی نمی کنند چیست؟ آنها که رویاهایشان را زندگی می کنند، فکر کردند که می توانند آن را انجام دهند و آنها که اینگونه زندگی نمی کنند، فکر نمی کردند که بتوانند آن کار را انجام دهند... وقتی که شخصی می تواند افکار خود را تغییر دهد تا جایی که عمدا به جای فکر منفی، بیشتر و بیشتر مثبت فکر می کند، به وسیله قانون جذب، زندگی اش هم تغییر می کند...» تحلیلی انتقادی پیرامون کتاب راز کتاب "راز" بیش از آن که در فضای حیات متعالی و زندگی معنوی و الهی باشد در فضای زیست حیوانی و ترغیب خوانندگان به دنیا گرایی شدیدتر و انسان محوری عمیق  تر است. شاهد این گفته هم این است که راندا برن از کتاب "والاس واتلز" به نام "علم پول دار شدن" الهام گرفته که این کتاب و محتوای این کتاب با هدف پول دار شدن بیشتر به رشته تحریر در آمده است. این کتاب در واقع خمیر مایه افکار راندا برن واقع شده است. وی در کتاب هایش چندین بار از اثر گذاری این کتاب بر اندیشه و مبانی فکری اش نام برده که بینش جدیدی به وی داده است. 

"راز" در ابتدا در قالب یک مستند در سال 2006 توسط راندا برن تولید شد و مدتی بعد کتاب "راز" به رشته تحریر درآمد. راندا برن در این کتاب که بر اساس قانون جذب نوشته شده است، این مفهوم را بیان می‌ کند که تفکر مثبت می ‌تواند زندگی انسان را متحول کند و وی را به ثروت، سلامت و خوشبختی برساند. این کتاب که اولین بار در سال 2006 منتشر شد، تبدیل به پرفروشترین کتاب بین المللی شد و در سال 2007 در بیش از 19 میلیون نسخه به 40 زبان دنیا ترجمه شد و همچنین در بیش از 2 میلیون دی وی دی به فروش رسید. فلسفه پیدایش کتاب راز راندا برن در رابطه با فلسفه پبدایش کتاب راز گفته است: «کتابی که ایده هایم در مورد زندگی را دگرگون کرد کتاب "علم ثروتمند شدن" نوشته "والس واتلز" بود. این کتاب جزو پنج کتاب برتر در تمام دوران زندگیم است؛ زیرا روش نگرشم به زندگی را تغییر داد...  وقتی که کتاب "علم ثروتمند شدن" را خواندم همان لحظه ای بود که دریافتم نیرویی وجود دارد که بر افکارمان حاکم است و به آنها پاسخ می دهد. زیرا هرچیزی که در زندگی من اتفاق افتاده بود، پیامی زنده از همان بود. بلافاصله آن را دریافتم و باور کردم. کتابی که بعد از کتاب "والس واتلز" خواندم کتاب "سیستم کلیدی حاکم" نوشته "چارلز هانلز" بود و در حین خواندن آن کتاب دانستم که قانون جهانی، "قانون جذب" نامیده می شود.» نقش افکار در خلق دنیا و زندگی افراد راندا برن در پی تکمیل صحبتهایش در زمینه فلسفه پبدایش کتاب راز از نقش افکار در خلق دنیا و زندگی افراد اینچنین گفت: «افکارمان خیلی مهم به نظر نمی رسند اما در حقیقت آنها دنیای ما و زندگی فردیمان را خلق کردند و همچنان خلق می کنند. احساسی که نسبت به افراد دیگر داریم و تعاملی که با افراد داریم ناشی از فکرمان هستند. بدون فکر نمیتوانیم حرف بزنیم. هر عملی که انجام می دهیم، حتی وقتی دستمان را بلند می کنیم یا میایستیم، از افکارمان ناشی می شود. اتومبیلها، هواپیماها، ساختمانها، شهرها، کشتیها، تکنولوژی، موسیقی، هنر و همه چیزهایی که توسط انسانها اختراع شده اند، نه تنها با افکار آغاز شده اند بلکه از طریق افکار ایجاد شده و به تجسم درآمده اند. ما کارهایمان را از طریق افکارمان تکمیل می کنیم و هر لحظه از روزمان را با افکارمان زندگی می کنیم. آیا می دانید تفاوت انسانهایی که دنیای رویاهایشان را زندگی می کنند با کسانی که این گونه زندگی نمی کنند چیست؟ آنها که رویاهایشان را زندگی می کنند، فکر کردند که می توانند آن را انجام دهند و آنها که اینگونه زندگی نمی کنند، فکر نمی کردند که بتوانند آن کار را انجام دهند... وقتی که شخصی می تواند افکار خود را تغییر دهد تا جایی که عمدا به جای فکر منفی، بیشتر و بیشتر مثبت فکر می کند، به وسیله قانون جذب، زندگی اش هم تغییر می کند...» تحلیلی انتقادی پیرامون کتاب راز کتاب "راز" بیش از آن که در فضای حیات متعالی و زندگی معنوی و الهی باشد در فضای زیست حیوانی و ترغیب خوانندگان به دنیا گرایی شدیدتر و انسان محوری عمیق  تر است. شاهد این گفته هم این است که راندا برن از کتاب "والاس واتلز" به نام "علم پول دار شدن" الهام گرفته که این کتاب و محتوای این کتاب با هدف پول دار شدن بیشتر به رشته تحریر در آمده است. این کتاب در واقع خمیر مایه افکار راندا برن واقع شده است. وی در کتاب هایش چندین بار از اثر گذاری این کتاب بر اندیشه و مبانی فکری اش نام برده که بینش جدیدی به وی داده است. 


راندا برن، در سال 2010  کتاب "قدرت" را در ادامه راه "راز" نوشت. وی در این کتاب درباره تاثیر عشق بر قانون راز سخن می گفته است. به گفته  وی، او پس از جهانی کردن قانون "راز" و بررسی روند این قانون بر زندگی دیگران، به تاثیر اکسیر عشق در زندگی و عملکرد جادویی آن در روند قانون جذب پی می برد. راندا برن در این کتاب علاوه بر آن که لایه های تازه ای از قوانین فرایند هستی را بیان می کند، روش های عملی و ملموسی را برای بهبود روند زندگی ارایه می دهد. کتاب "قدرت" در بخش آثار غیرداستانی بارها در صدر کتاب های پرفروش قرار گرفته است. هدف از نگارش کتاب قدرت راندا در بیان هدف نگارش کتاب قدرت گفته است: «کتاب قدرت در مورد چگونگی استفاده من از قانون جذب در زندگی ام است. بسیار ساده است که در مورد آنچه که دوست دارید فکر کنید نه چیزی که دوست ندارید یا نمی خواهید. چیزی بیشتر از آن باشید، قدرتی بزرگتر از عشق در درون ما وجود ندارد که بتواند زندگیمان را تغییر دهد. عشق نیرویی مثبت است- هیچ اثری از منفی بودن در آن نیست- و وقتی می توانیم درک کنیم که معنای واقعی عشق چیست و قدرت بی منتهای آن را در هر بخش از زندگیمان به کار بریم، میتوانیم از آنجا که هستیم، در یک چشم برهم زدن، به سمت زندگی شگفت انگیز خود برویم.» 

راندا برن، در سال 2010  کتاب "قدرت" را در ادامه راه "راز" نوشت. وی در این کتاب درباره تاثیر عشق بر قانون راز سخن می گفته است. به گفته  وی، او پس از جهانی کردن قانون "راز" و بررسی روند این قانون بر زندگی دیگران، به تاثیر اکسیر عشق در زندگی و عملکرد جادویی آن در روند قانون جذب پی می برد. راندا برن در این کتاب علاوه بر آن که لایه های تازه ای از قوانین فرایند هستی را بیان می کند، روش های عملی و ملموسی را برای بهبود روند زندگی ارایه می دهد. کتاب "قدرت" در بخش آثار غیرداستانی بارها در صدر کتاب های پرفروش قرار گرفته است. هدف از نگارش کتاب قدرت راندا در بیان هدف نگارش کتاب قدرت گفته است: «کتاب قدرت در مورد چگونگی استفاده من از قانون جذب در زندگی ام است. بسیار ساده است که در مورد آنچه که دوست دارید فکر کنید نه چیزی که دوست ندارید یا نمی خواهید. چیزی بیشتر از آن باشید، قدرتی بزرگتر از عشق در درون ما وجود ندارد که بتواند زندگیمان را تغییر دهد. عشق نیرویی مثبت است- هیچ اثری از منفی بودن در آن نیست- و وقتی می توانیم درک کنیم که معنای واقعی عشق چیست و قدرت بی منتهای آن را در هر بخش از زندگیمان به کار بریم، میتوانیم از آنجا که هستیم، در یک چشم برهم زدن، به سمت زندگی شگفت انگیز خود برویم.» 


قانون جذب از نگاه اومانیست ایده جذب از نگاه "اومانیستی" یا همان "انسان محوری"، تمدن غرب برآمده و با توجه به همان فضا باید معنا شود. با پذیرش این نگرش، نه فقط تربیت انسان الهی مطرح نیست، بلکه اساساً پرداختن به گرایش‌های متعالی هم چندان جایی برای طرح و بحث ندارد. با محوریت دادن به خواست و تمنیات انسان، اهداف متعالی و معنوی فراموش می ‌شود و به جای آن، زندگی این ‌جهانی و تجربه لذت بیشتر، در صدر خواسته‌های انسان می ‌نشنید؛ درنتیجه انسان بیش از همه، عاقبت و آخرت را به دست فراموشی سپرده و در هوس ‏های خویش غرق می‏ شود. قانون جذب نه‌ تنها انسان را به کسب فضایل اخلاقی دعوت نمی ‌کند، بلکه یکی از خطرناک ‌ترین امیال انسانی، یعنی آز و طمع را فعال نموده و این میل را بر ساحت‌های متعالی روح انسان مسلط می ‏کند. طبق متون دینی این میل اگر در وجود انسان فعال شود یکی از ارزشمندترین قوای انسانی را که نیروی عقل است، از کار می‌ اندازد و زمین گیر می ‌کند. امام علی(ع) می‌ فرماید: «اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع»: «بیشترین زمین ‌خوردن‌های عقل مربوط به جاهایی است که برق طمع جستن می ‌کند» ( نهج البلاغه، حکمت 219) دیدگاه اسلام پیرامون قانون جذب پیرامون دیدگاه اسلام نسبت به قانون جذب و سازگاری یا عدم سازگاری با آن باید گفت، اینکه برخی از گزاره های مطرح در این نظریه، در متون دینی نیز وجود دارد، به معنی تطابق این نظریه با عقاید اسلامی نیست. اسلام با هر مکتب فکری دیگری مثل مارکسیسم یا لیبرالیسم هم در برخی گزاره ها ممکن است اشتراک ظاهری داشته باشد؛ اما باید توجه داشت که یک مکتب یا نظریه، تنها مشتی گزاره نیست بلکه یک چهارچوب به هم پیوسته است که گزاره‌ها بخشی از مصالح آن هستند. از این رو تشابه اسلام با برخی مکاتب یا نظریه  ها که در ظاهر با آنها، اشتراک گزاره دارد، مثل تشابه هواپیما با قابلمه است که در هر دو، از آلیاژ آلومینیوم استفاده شده است.   بررسی موارد تشابه و عدم تشابه قانون جذب با دیدگاه اسلامی برای قانون جذب سه تقریر می‌ توان ذکر کرد که بعضی از آنها، با دیدگاه اسلام سازگار و بعضی تقریرهای آن برخلاف دیدگاه اسلام می ‌باشد. قانون جذب که یکی از فرمولهای روانشناسی موفقیت است به سه صورت بیان شده است: الف) اگر شما هدفی را در نظر گرفته و مدام به آن فکر کنید در مغز شما شبکه های عصبی خاصی برای رسیدن به آن هدف ایجاد خواهد شد و باعث خواهد شد که شما به راحتی به آن هدف نایل شوید مثل بندبازی که با تمرین و مداومت مغز خود را عادت می دهد تا بتواند تعادل خود را بر روی طناب بندبازی، حفظ کند. در این که مغز چنین قابلیتی دارد از نظر زیست شناسی هیچ شکی نیست ولی گاه در روانشناسی موفقیت روی این مطلب اغراق می شود. ب) اگر شما هدفی را انتخاب و آن را مشغله ذهنی خود قرار دهید این هدف در ذهن ناخودآگاه شما جای خواهد گرفت و ضمیر ناخودآگاه شما تمام قوای وجود شما را از جمله ذهن خودآگاهتان را برای رسیدن به آن هدف به کار خواهد گرفت. این مطلب نیز در روانشناسی کلاسیک به اثبات رسیده است، لکن باز در روانشناسی موفقیت در مورد آن اغراق می شود. بیان اول در واقع همان اصل تمرین و تداوم است و بیان دوم نیز همان اصل تلقین است و شاید بتوان هر دوی اینها را یکی تلقی کرد یا حداقل آنها را مکمل و معین هم دانست. در اسلام به اصل استمرار فکر و عمل و اصل تلقین اهمیت بسزایی داده شده است، به قدری که می توان گفت اکثر قریب اتفاق احکام و اخلاق اسلام از این وسیله تربیتی مدد جسته اند. امام علی(ع) می فرمایند:«قلیل تدوم ارجی من کثیر مملول منه» (نهج البلاغه حکمت 278)یعنی «کمی که آن را ادامه دهی امیدوار کننده‌ تر است از زیادی که خسته کننده باشد.» و باز فرموده اند:«اگر حلیم و بردبار نیستی خود را به بردباری بزن زیرا كم است كسی كه خود را شبیه به افرادی می كند مگر آنكه امید است از آنان شود.» (نهج البلاغه حکمت207) یعنی اگر هدف شما حلیم شدن باشد با تشبه مداوم به اهل حلم، مغز و روان شما در مسیر حلیم شدن تغییر می ‌کند. و باز می فرمایند:«هر کسی مصیبت‌های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصائب بزرگ گرفتار می کند.» (نهج البلاغه حکمت 457). یعنی سنت خدا این است که افراد منفی باف که یک حادثه منفی جزیی را بزرگ می بینند دچار همان حادثه بزرگ بشوند و باز فرمودند:«کسی که چیزی را طلب کند به کل آن یا به قسمتی از آن می رسد.» (نهج البلاغه حکمت393) باز فرمودند:«کسی از شما نگوید که دیگری به کار خیر کردن از من سزوارتر است که به خدا سوگند همین طور خواهد شد.» (نهج البلاغه حکمت 422) و باز فرمودند:«تفأّل بالخیر تنجح» (غررالحکم و دررالحکم حدیث1858)؛ یعنی «فال خیر بزن تا پیروز شوی.» ج) تقریر سوم از قانون جذب مدعی است که اگر شما خواسته خود را مدام در ذهن داشته باشید و کارهای متناسب با آن انجام دهید در آن صورت جهان هستی در مسیر برآورده شدن خواسته شما دست به کار خواهد شد. مشغله ذهنی شما چه منفی باشد و چه مثبت جهان به آن پاسخ خواهد داد. اینها مدعی هستند که مغز انسان دائما امواجی را در جهان پخش می کند و جهان به این امواج عکس العمل نشان می دهد. این بیان از قانون جذب اغراق آمیزترین شکل آن است که مخالفتهای زیادی در بین روانشناسان و فلاسفه و دانشمندان با آن شده است. این نظریه غیرقابل تجربه و آزمایش است بنابراین نمی تواند یک نظریه علمی باشد و از طرفی با براهین فلسفی نیز اثبات نشده است فلذا یک حکم فلسفی نیز نمی تواند باشد. لکن از آنجایی که با قالب هنر یعنی در قالب فیلم مستند "راز" بیان شده است طرفداران زیادی را در بین عوام پیدا کرده است. البته این نظریه را با قالبی دیگر و با مبانی اسلامی می توان مطرح کرد و می توان بر اساس فلسفه اسلامی تبیین نمود. در نگاه ادیان آسمانی عالم یعنی جهان ماده و عالم برزخ و آخرت، که هر سه بالفعل وجود دارند. بنابراین غیر از عوامل مادی، عوامل معنوی نیز در امور عالم دخیل اند. از دیدگاه اسلام تمام امور عالم ماده توسط فرشتگان تدبیر می شود، و طبق آیات قرآن عالم مسخر و خدمتگزار انسان است، یعنی عالم در مسیری حرکت می کند که کمال انسان برآورده شود. بر همین اساس می توان اموری مثل دعا، توکل و صبر و ... را تبیین کرد. دعا یعنی رو سوی خدا کردن و با مسیرهستی یکی شدن، هنگام دعا انسان در واقع تمام عالم و ملائک مدبر عالم را به خدمت خود می گیرد. علی(ع) به امام حسن(ع) می فرمایند:«بدان همان کسی که گنج های آسمانها و زمین را در اختیار دارد به تو اجازه دعا و درخواست را داده است و اجابت آن را تضمین کرده است. به تو امر کرده است از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد...»(نهج البلاغه، نامه31) دعا در قانون جذب اما دعا در قانون جذب این گونه تفسیر شده که آدمی یاد بگیرد چگونه به آرزوهای خود احساس مثبت دهد و با رویاهای خود سرگرم باشد. اگر در قانون جذب، باور به خدا مطرح است، خدای متعالی که در اسلام گفته شده مراد نیست، بلکه خدایی مد نظر است که نه تنها از بندگانش عبادت و بندگی نخواسته، بلکه کمر به خدمت آدمیان بسته و ابزاری است برای سرمستیِ بیشتر انسان‌ها. این خدا، چنان که "دونالد والش" پرچمدار جذب در فیلم راز، به صراحت گفته، برای انسان‌ها هیچ مأموریت الهی تعریف نکرده و هدف انسان‌ها را تنها در کسب لذت و خوشی خلاصه نموده و آن‌ها را در حیوانیت خویش آزاد گذاشته است. 

قانون جذب از نگاه اومانیست ایده جذب از نگاه "اومانیستی" یا همان "انسان محوری"، تمدن غرب برآمده و با توجه به همان فضا باید معنا شود. با پذیرش این نگرش، نه فقط تربیت انسان الهی مطرح نیست، بلکه اساساً پرداختن به گرایش‌های متعالی هم چندان جایی برای طرح و بحث ندارد. با محوریت دادن به خواست و تمنیات انسان، اهداف متعالی و معنوی فراموش می ‌شود و به جای آن، زندگی این ‌جهانی و تجربه لذت بیشتر، در صدر خواسته‌های انسان می ‌نشنید؛ درنتیجه انسان بیش از همه، عاقبت و آخرت را به دست فراموشی سپرده و در هوس ‏های خویش غرق می‏ شود. قانون جذب نه‌ تنها انسان را به کسب فضایل اخلاقی دعوت نمی ‌کند، بلکه یکی از خطرناک ‌ترین امیال انسانی، یعنی آز و طمع را فعال نموده و این میل را بر ساحت‌های متعالی روح انسان مسلط می ‏کند. طبق متون دینی این میل اگر در وجود انسان فعال شود یکی از ارزشمندترین قوای انسانی را که نیروی عقل است، از کار می‌ اندازد و زمین گیر می ‌کند. امام علی(ع) می‌ فرماید: «اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع»: «بیشترین زمین ‌خوردن‌های عقل مربوط به جاهایی است که برق طمع جستن می ‌کند» ( نهج البلاغه، حکمت 219) دیدگاه اسلام پیرامون قانون جذب پیرامون دیدگاه اسلام نسبت به قانون جذب و سازگاری یا عدم سازگاری با آن باید گفت، اینکه برخی از گزاره های مطرح در این نظریه، در متون دینی نیز وجود دارد، به معنی تطابق این نظریه با عقاید اسلامی نیست. اسلام با هر مکتب فکری دیگری مثل مارکسیسم یا لیبرالیسم هم در برخی گزاره ها ممکن است اشتراک ظاهری داشته باشد؛ اما باید توجه داشت که یک مکتب یا نظریه، تنها مشتی گزاره نیست بلکه یک چهارچوب به هم پیوسته است که گزاره‌ها بخشی از مصالح آن هستند. از این رو تشابه اسلام با برخی مکاتب یا نظریه  ها که در ظاهر با آنها، اشتراک گزاره دارد، مثل تشابه هواپیما با قابلمه است که در هر دو، از آلیاژ آلومینیوم استفاده شده است.   بررسی موارد تشابه و عدم تشابه قانون جذب با دیدگاه اسلامی برای قانون جذب سه تقریر می‌ توان ذکر کرد که بعضی از آنها، با دیدگاه اسلام سازگار و بعضی تقریرهای آن برخلاف دیدگاه اسلام می ‌باشد. قانون جذب که یکی از فرمولهای روانشناسی موفقیت است به سه صورت بیان شده است: الف) اگر شما هدفی را در نظر گرفته و مدام به آن فکر کنید در مغز شما شبکه های عصبی خاصی برای رسیدن به آن هدف ایجاد خواهد شد و باعث خواهد شد که شما به راحتی به آن هدف نایل شوید مثل بندبازی که با تمرین و مداومت مغز خود را عادت می دهد تا بتواند تعادل خود را بر روی طناب بندبازی، حفظ کند. در این که مغز چنین قابلیتی دارد از نظر زیست شناسی هیچ شکی نیست ولی گاه در روانشناسی موفقیت روی این مطلب اغراق می شود. ب) اگر شما هدفی را انتخاب و آن را مشغله ذهنی خود قرار دهید این هدف در ذهن ناخودآگاه شما جای خواهد گرفت و ضمیر ناخودآگاه شما تمام قوای وجود شما را از جمله ذهن خودآگاهتان را برای رسیدن به آن هدف به کار خواهد گرفت. این مطلب نیز در روانشناسی کلاسیک به اثبات رسیده است، لکن باز در روانشناسی موفقیت در مورد آن اغراق می شود. بیان اول در واقع همان اصل تمرین و تداوم است و بیان دوم نیز همان اصل تلقین است و شاید بتوان هر دوی اینها را یکی تلقی کرد یا حداقل آنها را مکمل و معین هم دانست. در اسلام به اصل استمرار فکر و عمل و اصل تلقین اهمیت بسزایی داده شده است، به قدری که می توان گفت اکثر قریب اتفاق احکام و اخلاق اسلام از این وسیله تربیتی مدد جسته اند. امام علی(ع) می فرمایند:«قلیل تدوم ارجی من کثیر مملول منه» (نهج البلاغه حکمت 278)یعنی «کمی که آن را ادامه دهی امیدوار کننده‌ تر است از زیادی که خسته کننده باشد.» و باز فرموده اند:«اگر حلیم و بردبار نیستی خود را به بردباری بزن زیرا كم است كسی كه خود را شبیه به افرادی می كند مگر آنكه امید است از آنان شود.» (نهج البلاغه حکمت207) یعنی اگر هدف شما حلیم شدن باشد با تشبه مداوم به اهل حلم، مغز و روان شما در مسیر حلیم شدن تغییر می ‌کند. و باز می فرمایند:«هر کسی مصیبت‌های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصائب بزرگ گرفتار می کند.» (نهج البلاغه حکمت 457). یعنی سنت خدا این است که افراد منفی باف که یک حادثه منفی جزیی را بزرگ می بینند دچار همان حادثه بزرگ بشوند و باز فرمودند:«کسی که چیزی را طلب کند به کل آن یا به قسمتی از آن می رسد.» (نهج البلاغه حکمت393) باز فرمودند:«کسی از شما نگوید که دیگری به کار خیر کردن از من سزوارتر است که به خدا سوگند همین طور خواهد شد.» (نهج البلاغه حکمت 422) و باز فرمودند:«تفأّل بالخیر تنجح» (غررالحکم و دررالحکم حدیث1858)؛ یعنی «فال خیر بزن تا پیروز شوی.» ج) تقریر سوم از قانون جذب مدعی است که اگر شما خواسته خود را مدام در ذهن داشته باشید و کارهای متناسب با آن انجام دهید در آن صورت جهان هستی در مسیر برآورده شدن خواسته شما دست به کار خواهد شد. مشغله ذهنی شما چه منفی باشد و چه مثبت جهان به آن پاسخ خواهد داد. اینها مدعی هستند که مغز انسان دائما امواجی را در جهان پخش می کند و جهان به این امواج عکس العمل نشان می دهد. این بیان از قانون جذب اغراق آمیزترین شکل آن است که مخالفتهای زیادی در بین روانشناسان و فلاسفه و دانشمندان با آن شده است. این نظریه غیرقابل تجربه و آزمایش است بنابراین نمی تواند یک نظریه علمی باشد و از طرفی با براهین فلسفی نیز اثبات نشده است فلذا یک حکم فلسفی نیز نمی تواند باشد. لکن از آنجایی که با قالب هنر یعنی در قالب فیلم مستند "راز" بیان شده است طرفداران زیادی را در بین عوام پیدا کرده است. البته این نظریه را با قالبی دیگر و با مبانی اسلامی می توان مطرح کرد و می توان بر اساس فلسفه اسلامی تبیین نمود. در نگاه ادیان آسمانی عالم یعنی جهان ماده و عالم برزخ و آخرت، که هر سه بالفعل وجود دارند. بنابراین غیر از عوامل مادی، عوامل معنوی نیز در امور عالم دخیل اند. از دیدگاه اسلام تمام امور عالم ماده توسط فرشتگان تدبیر می شود، و طبق آیات قرآن عالم مسخر و خدمتگزار انسان است، یعنی عالم در مسیری حرکت می کند که کمال انسان برآورده شود. بر همین اساس می توان اموری مثل دعا، توکل و صبر و ... را تبیین کرد. دعا یعنی رو سوی خدا کردن و با مسیرهستی یکی شدن، هنگام دعا انسان در واقع تمام عالم و ملائک مدبر عالم را به خدمت خود می گیرد. علی(ع) به امام حسن(ع) می فرمایند:«بدان همان کسی که گنج های آسمانها و زمین را در اختیار دارد به تو اجازه دعا و درخواست را داده است و اجابت آن را تضمین کرده است. به تو امر کرده است از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد...»(نهج البلاغه، نامه31) دعا در قانون جذب اما دعا در قانون جذب این گونه تفسیر شده که آدمی یاد بگیرد چگونه به آرزوهای خود احساس مثبت دهد و با رویاهای خود سرگرم باشد. اگر در قانون جذب، باور به خدا مطرح است، خدای متعالی که در اسلام گفته شده مراد نیست، بلکه خدایی مد نظر است که نه تنها از بندگانش عبادت و بندگی نخواسته، بلکه کمر به خدمت آدمیان بسته و ابزاری است برای سرمستیِ بیشتر انسان‌ها. این خدا، چنان که "دونالد والش" پرچمدار جذب در فیلم راز، به صراحت گفته، برای انسان‌ها هیچ مأموریت الهی تعریف نکرده و هدف انسان‌ها را تنها در کسب لذت و خوشی خلاصه نموده و آن‌ها را در حیوانیت خویش آزاد گذاشته است. 


قانون جذب از نظر علمی اثبات نشده است قانون جذب که در فیلم راز و کتابی‌های مختلف مطرح شده به نحو مطلق نه مورد تأیید حکما و متکلمین اسلامی است و نه مورد تأیید دانشمندان علوم تجربی و نه مورد تأیید روانشناسی علمی. این نظریه صرفاً یک ادعای بدون دلیل است که نه با براهین فلسفی اثبات می شود و نه با روش علوم تجربی. با این که مروجین نظریه جذب، مدعی تجربی بودن مطالب خود هستند ولی حقیقت این است که مطالب آن از راه و روش تحقیق تجربی به اثبات نرسیده است. در علوم تجربی، باید کلیت یک قانون فرضی به اثبات برسد. برای مثال اگر ما آب تمام چشمه ها و دریاها و ... را آزمایش کنیم خواهیم دید که همه‌ این آبها هادی جریان الکتریسیته هستند اما حقیقت علمی این است که آب هادی جریان الکتریسته نیست؛ اینکه آبهای روی زمین جریان الکتریکی را هدایت می کنند، به خاطر آب بودن آنها نیست، بلکه به سبب مواد محلول در آنها می باشد. پس به صرف استقراء و مشاهده صدها و هزاران مورد نمی توان به قانون علمی دست یافت. حتی برخی منتقدین این نظریه  در غرب، نه تنها اثبات شدن آن را نپذیرفته اند بلکه ادعا نموده اند که این نظریه، از راه تجربی غیر قابل اثبات است. چرا که نه به روش علوم تجربی، قابل آزمایش است و نه موارد نقض خود را مشخص می کند و نه قدرت پیش بینی دارد؛ در حالی که هر نظریه تجربی باید واجد این سه ویژگی باشد. در مقابل این نقد، طرفداران نظریه جذب گفته اند: کارکرد مثبت این نظریه  که موجب امیدواری انسانها می شود نشانگر درستی آن است. اما این پاسخ، قابل قبول نیست؛ چون بسیاری نظرات علمی با اینکه کارکرد مثبت داشته اند ولی بطلانشان بعد از مدتی روشن شده است. برای مثال هیأت زمین مرکزی بطلمیوسی قادر بود کسوف و خسوف را با دقت زیادی محاسبه کند در حالی که خود نظریه نادرست بود. قانون جذب پارادوکسیکال است این نظریه، پارادوکسیکال (خود متناقض) است؛ این نظریه مدعی است که شما به هرچه فکر کنید وجود شما آن را به خود جذب می کند؛ یا عالم آن را به شما اعطا می کند. سالهاست که طرفداران این نظریه  در پی اثبات علمی این نظریه هستند، پس چرا وجود آنها، راه حل را جذب نکرده است یا چرا عالم خلقت، راه اثبات این نظریه را در اختیار آنها قرار نداده است. ضمن آنکه، از درستی این نظریه، تناقض لازم می آید. اگر کسی خواسته ای داشته باشد و دیگری نقیض آن خواسته را داشته باشد و هر دو نیز به قانون جذب عمل کنند، خواسته کدامیک تحقق خواهد یافت؟ برای مثال کشاورزی با تمام وجود می خواهد باران ببارد و همسایه کوزه گر او با تمام وجود می خواهد که باران نبارد، حال جهان به کام کدامیک خواهد بود؟ اگر باران ببارد قانون جذب در مورد کوزه گر نقض شده است و اگر باران نبارد، قانون جذب در مورد کشاورز نقض شده است. پس در هر حال این قانون عمومیّت ندارد. حال اگر به جای دو نفر با دو خواسته‌ متناقض میلیونها نفر با میلیونها خواسته‌ متناقض بخواهند به قانون جذب عمل کنند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ اگر این قانون درست باشد در آن صورت جهان از هم خواهد پاشید؛ چرا که عملاً میلیونها انسان با میلیونها خواسته‌ ناهمسان در جهان زندگی می کنند. قانون جذب با اراده خداوند در تضاد است این نظریه به صورت ضمنی منکر قضا و قدر است. همچنین در این نظریه، حاکمیت مطلق اراده خدا بر عالم هستی، به نوعی مخدوش می‌شود؛ در حالی که این مسائل هم از راه وحی، معصوم از خطا به اثبات رسیده هم از راه برهان عقلی. در این نظریه، عالم خلاصه شده است در عالم ماده، درحالی که از نظر علوم عقلی و برهانی و وحی معصوم و مکاشفات عرفا، حکومت عالم ماده در دست عالم ملکوت و جبروت می باشد؛ تغییرات عالم ماده نیز بنا به برهان عقلی، تحت تدبیر عالم ملکوت است. طبق دیدگاه اسلام، عالم توسط یک وجود علیم و خبیر و خیر محض (خدا) تدبیر می شود. تدبیر عالم ماده از طریق عوالم فوق مادی صورت می گیرد.«یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْض. امور این جهان را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى‏كند.»(السجدة:5) غایت همه عالم رسیدن به قرب خداوند متعال است «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْأُمُورُ. آگاه باشید که بازگشت همه امور به سوی خداست.» (الشورى:53). لذا همه موجودات مادّی به سوی خدا در حرکتند نه به هر سویی که ما بخواهیم. خدا انسان را موجودی مختار آفریده است؛ لذا می تواند با این حرکت عمومی عالم، هماهنگ شود یا در مسیرعکس آن قرار گیرد. «إِنَّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اما شاكِراً وَ اما كَفُوراً. ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد(و پذیرا گردد) یا ناسپاسی کند.» (الإنسان:3) اگر کسی در مسیر حرکت عمومی عالم قرار گرفت، یقیناً قوانین حاکم بر عالم (سنن الهی)، در خدمت او خواهند بود و به او کمک خواهند نمود تا به سعادت حقیقی خود ــ نه سعادت توهّمی خود ــ برسد؛ اما اگر در مسیر عکس حرکت عمومی عالم قرار گیرد، اگرچه به خواسته های موقّت خود برسد، به سعادت حقیقی و ابدی خود نخواهد رسید. «وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُون‏. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را از سوى خودش در خدمت شما قرار داده است؛ در این امر نشانه‏هاى(مهمى) است براى كسانى كه اندیشه مى‏كنند.» (الجاثیة: 13) مدبر حکیم عالم، راه هماهنگ شدن با عالم هستی را از طریق ارسال برنامه ای به نام دین و کتاب آسمانی بیان کرده است. در این نظریه انسان به تمام سعادت و خواسته‌های حقیقی خود می رسد که ممکن است موافق میل طبیعی او نباشند. اما نظریه جذب کاری به سعادت حقیقی انسان ندارد؛ بلکه مدعی است که انسان با قوانین جذب به هر خواسته‌ای که دارد می‌تواند برسد، چه این خواسته‌ها سعادت حقیقی او را در پی داشته باشند و چه نداشته باشند. 

قانون جذب از نظر علمی اثبات نشده است قانون جذب که در فیلم راز و کتابی‌های مختلف مطرح شده به نحو مطلق نه مورد تأیید حکما و متکلمین اسلامی است و نه مورد تأیید دانشمندان علوم تجربی و نه مورد تأیید روانشناسی علمی. این نظریه صرفاً یک ادعای بدون دلیل است که نه با براهین فلسفی اثبات می شود و نه با روش علوم تجربی. با این که مروجین نظریه جذب، مدعی تجربی بودن مطالب خود هستند ولی حقیقت این است که مطالب آن از راه و روش تحقیق تجربی به اثبات نرسیده است. در علوم تجربی، باید کلیت یک قانون فرضی به اثبات برسد. برای مثال اگر ما آب تمام چشمه ها و دریاها و ... را آزمایش کنیم خواهیم دید که همه‌ این آبها هادی جریان الکتریسیته هستند اما حقیقت علمی این است که آب هادی جریان الکتریسته نیست؛ اینکه آبهای روی زمین جریان الکتریکی را هدایت می کنند، به خاطر آب بودن آنها نیست، بلکه به سبب مواد محلول در آنها می باشد. پس به صرف استقراء و مشاهده صدها و هزاران مورد نمی توان به قانون علمی دست یافت. حتی برخی منتقدین این نظریه  در غرب، نه تنها اثبات شدن آن را نپذیرفته اند بلکه ادعا نموده اند که این نظریه، از راه تجربی غیر قابل اثبات است. چرا که نه به روش علوم تجربی، قابل آزمایش است و نه موارد نقض خود را مشخص می کند و نه قدرت پیش بینی دارد؛ در حالی که هر نظریه تجربی باید واجد این سه ویژگی باشد. در مقابل این نقد، طرفداران نظریه جذب گفته اند: کارکرد مثبت این نظریه  که موجب امیدواری انسانها می شود نشانگر درستی آن است. اما این پاسخ، قابل قبول نیست؛ چون بسیاری نظرات علمی با اینکه کارکرد مثبت داشته اند ولی بطلانشان بعد از مدتی روشن شده است. برای مثال هیأت زمین مرکزی بطلمیوسی قادر بود کسوف و خسوف را با دقت زیادی محاسبه کند در حالی که خود نظریه نادرست بود. قانون جذب پارادوکسیکال است این نظریه، پارادوکسیکال (خود متناقض) است؛ این نظریه مدعی است که شما به هرچه فکر کنید وجود شما آن را به خود جذب می کند؛ یا عالم آن را به شما اعطا می کند. سالهاست که طرفداران این نظریه  در پی اثبات علمی این نظریه هستند، پس چرا وجود آنها، راه حل را جذب نکرده است یا چرا عالم خلقت، راه اثبات این نظریه را در اختیار آنها قرار نداده است. ضمن آنکه، از درستی این نظریه، تناقض لازم می آید. اگر کسی خواسته ای داشته باشد و دیگری نقیض آن خواسته را داشته باشد و هر دو نیز به قانون جذب عمل کنند، خواسته کدامیک تحقق خواهد یافت؟ برای مثال کشاورزی با تمام وجود می خواهد باران ببارد و همسایه کوزه گر او با تمام وجود می خواهد که باران نبارد، حال جهان به کام کدامیک خواهد بود؟ اگر باران ببارد قانون جذب در مورد کوزه گر نقض شده است و اگر باران نبارد، قانون جذب در مورد کشاورز نقض شده است. پس در هر حال این قانون عمومیّت ندارد. حال اگر به جای دو نفر با دو خواسته‌ متناقض میلیونها نفر با میلیونها خواسته‌ متناقض بخواهند به قانون جذب عمل کنند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ اگر این قانون درست باشد در آن صورت جهان از هم خواهد پاشید؛ چرا که عملاً میلیونها انسان با میلیونها خواسته‌ ناهمسان در جهان زندگی می کنند. قانون جذب با اراده خداوند در تضاد است این نظریه به صورت ضمنی منکر قضا و قدر است. همچنین در این نظریه، حاکمیت مطلق اراده خدا بر عالم هستی، به نوعی مخدوش می‌شود؛ در حالی که این مسائل هم از راه وحی، معصوم از خطا به اثبات رسیده هم از راه برهان عقلی. در این نظریه، عالم خلاصه شده است در عالم ماده، درحالی که از نظر علوم عقلی و برهانی و وحی معصوم و مکاشفات عرفا، حکومت عالم ماده در دست عالم ملکوت و جبروت می باشد؛ تغییرات عالم ماده نیز بنا به برهان عقلی، تحت تدبیر عالم ملکوت است. طبق دیدگاه اسلام، عالم توسط یک وجود علیم و خبیر و خیر محض (خدا) تدبیر می شود. تدبیر عالم ماده از طریق عوالم فوق مادی صورت می گیرد.«یدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْض. امور این جهان را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى‏كند.»(السجدة:5) غایت همه عالم رسیدن به قرب خداوند متعال است «أَلا إِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْأُمُورُ. آگاه باشید که بازگشت همه امور به سوی خداست.» (الشورى:53). لذا همه موجودات مادّی به سوی خدا در حرکتند نه به هر سویی که ما بخواهیم. خدا انسان را موجودی مختار آفریده است؛ لذا می تواند با این حرکت عمومی عالم، هماهنگ شود یا در مسیرعکس آن قرار گیرد. «إِنَّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اما شاكِراً وَ اما كَفُوراً. ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد(و پذیرا گردد) یا ناسپاسی کند.» (الإنسان:3) اگر کسی در مسیر حرکت عمومی عالم قرار گرفت، یقیناً قوانین حاکم بر عالم (سنن الهی)، در خدمت او خواهند بود و به او کمک خواهند نمود تا به سعادت حقیقی خود ــ نه سعادت توهّمی خود ــ برسد؛ اما اگر در مسیر عکس حرکت عمومی عالم قرار گیرد، اگرچه به خواسته های موقّت خود برسد، به سعادت حقیقی و ابدی خود نخواهد رسید. «وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُون‏. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را از سوى خودش در خدمت شما قرار داده است؛ در این امر نشانه‏هاى(مهمى) است براى كسانى كه اندیشه مى‏كنند.» (الجاثیة: 13) مدبر حکیم عالم، راه هماهنگ شدن با عالم هستی را از طریق ارسال برنامه ای به نام دین و کتاب آسمانی بیان کرده است. در این نظریه انسان به تمام سعادت و خواسته‌های حقیقی خود می رسد که ممکن است موافق میل طبیعی او نباشند. اما نظریه جذب کاری به سعادت حقیقی انسان ندارد؛ بلکه مدعی است که انسان با قوانین جذب به هر خواسته‌ای که دارد می‌تواند برسد، چه این خواسته‌ها سعادت حقیقی او را در پی داشته باشند و چه نداشته باشند. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۱۲:۱۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۱۱/۱۱ ۲۰:۴۲:۳۱

راندا برن

خلاصه زندگی نامه

 راندا برن، نویسنده و تهیه کننده استرالیایی که شهرت خود را مرهون تهیه مستندی به نام راز در سال 2006 است. وی مدتی بعد از تولید این فیلم، کتابی با همین عنوان را به رشته تحریر درآورد، که تبدیل به پرفروش ترین کتاب بین المللی شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع