سید جعفر پیشه وری

میر جعفر جواد زاده خلخالی، معروف به سید جعفر پیشه وری، در سال 1227 ه.ش در روستای "زاویه" (در زبان محلی "سیدلر زیوه سی") از توابع خلخال واقع در استان اردبیل که آن روز جزئی از آذربایجان بود به دنیا آمد. ده یا دوازده ساله بود که به همراه خانواده اش رهسپار باکو شد و در آنجا به تحصیل و کار پرداخت. با پیروزی انقلاب بلشویکی، جذب کمونیسم شده و به عضویت کمیته مرکزی حزب عدالت درآمد. در 1299 به همراه ارتش سرخ به شمال ایران وارد شد و در گیلان به همراه دیگر اعضای حزب عدالت اولین کنگره حزب کمونیست ایران را برپا داشت. با شکست نهضت جنگل او ایران را ترک کرد ولی پس از چندی به تهران بازگشت و دبیر تشکیلات حزب کمونیست ایران بود و در این زمینه فعالیتهای خود را ادامه داد تا اینکه در سال 1308ش دستگیر و محاکمه شده و به 10سال حبس محکوم شد. پیشه‌ وری پس از عفو عمومی در شهریور 1320 آزاد و به انتشار روزنامه "آژیر" پرداخت که سیاست آن حمایت از اتحاد جماهیر شوروی بود. او از اعضای مؤسس حزب توده بود ولی به خاطر اختلاف با آوانسیان از فعالیت در حزب خودداری کرد. هرچند از حمایت ضمنی حزب برخوردار بود. در سال 1322 خود را کاندیدای نمایندگی دوره 14 مجلس شورای ملی کرد و به عنوان نماینده اولین تبریز رای آورد ولی اعتبارنامه وی رد شد. سید جعفر پیشه‌ وری در سال 1324 به تبریز رفت و حزب دمکرات آذربایجان را تأسیس و به دنبال آن حکومت خودمختار آذربایجان را برپا داشت. این اقدام او همراه با تصرف پادگانها و واحدهای نظامی در تبریز و ارومیه و اردبیل بود. دولت به منظور مقابله با این حرکت قوای نظامی به آذربایجان اعزام کرد. سرانجام دولت قوام‌ السلطنه با تدبیر لازم موفق به سرکوب حکومت خودمختار آذربایجان به رهبری پیشه‌ وری شد. پیشه‌ وری پس از شکست در آذرماه سال 1325 به قفقاز گریخت و در سال 1326 در تصادف اتومبیل کشته شد. برخی این حادثه را به عوامل امنیتی اتحاد جماهیر شوروی منصوب می کنند. 


میر جعفر ده یا دوازده ساله بود که پس از مختصر تحصیلات ابتدایی، همراه با خانواده اش که دارایی خود را در یکی از آشوبهای محلی از دست داده بودند، به قفقاز رفت و در باکو اقامت گزید. وی ضمن اشتغال در یکی از مدارس باکو به عنوان مستخدم، تحصیلات خود را نیز ادامه داد و بعد از اتمام دورهٔ دارالمعلمین، در سال 1286 ش با کمک "حاج معلم خلخالی" در مدرسه "مکتب اتحاد" مشغول تدریس رشته شریعت شد و همچنین در مدرسه ابتدایی بلدیه باکو هم به تدریس پرداخت. پیشه وری همچنین از دانش آموختگان دانشگاه کمونیستی زحمتکشان شرق (کوتو) بود. فعالیتهای مطبوعاتی با وقوع انقلاب 1917 روسیه ــ که به دور جدیدی از فعالیتهای سیاسی در قفقاز، از جمله در میان طیف گستردهٔ ایرانیان آن حدود، میدان داد ــ پیشه وری کار مطبوعاتی خود را، از همان سال، با نگارش مقالاتی در نشریه آچیق سوز (حرف بی پرده)، ارگان حزب مساوات در باکو، به سردبیری "محمد امین رسول زاده" (نخستین و تنها رئیس جهمور دموکراتیک جمهوری آذربایجان) آغاز کرد و سپس با نشریهٔ "آذربایجان جزءلاینفک ایران"، ارگان شعبهٔ باکوی حزب دموکرات ایران که در فاصلهٔ بهمن 1296 تا فروردین 1297 سیزده شمارهٔ آن منتشر شد، به همکاری پرداخت. 


در پی حوادث اسفند 1296 در باکو، که به توسعهٔ فعالیت گروههای سوسیالیست و کمونیست در میان کارگران آن سامان منجر شد، پیشه وری به همراه بسیاری از اعضای حزب دموکرات، به حزب عدالت پیوست که شاخه ای از حزب سوسیال دموکرات قفقاز بود و در میان کارگران ایرانی صنایع نفت باکو فعالیت می کرد. وی در این دوره (سالهای 1298 تا 1299 ش ) فعالیت مطبوعاتی خود را در نشریاتی چون "حریت"، ارگان حزب عدالت، و دیگر نشریات چپ باکو ادامه داد و در خلال کنفرانس عمومی حزب عدالت، که در اواسط 1298 ش برگزار شد، به عضویت کمیتهٔ مرکزی انتخاب گردید. روزنامه "حریت" از ارکان کمیته حزب دموکرات بود، حزبی که "محمدعلی تربیت" به وجود آورده و متشکل از ایرانیان مهاجر بود. هسته اولیه حزب عدالت گروه های کوچکی از کارگران بودند اما بسیاری از اعضای حزب در واقع همان دهقانان فراری و فقیری بودند که از نواحی مختلف آذربایجان بدان دیار کوچیده بودند. 


اندک زمانی بعد از چیرگی بولشویکها بر جمهوری آذربایجان، هنگامی که در اواخر اردیبهشت 1299 انزلی به اشغال ناوگان روسیهٔ شوروی درآمد، پیشه وری و تنی چند از دیگر فعالان حزب عدالت راهی ایران شده و پس از استقرار در گیلان فعالیتهای سیاسی و تبلیغاتی گسترده ای را آغاز می کنند. اقدامات اعضای حزب عدالت در گیلان که همزمان با قیام میرزا کوچک خان جنگلی صورت گرفته بود سبب اختلاف بین قوای جهموری جنگل (میرزا کوچک خان) و اعضای حزب عدالت شد. در نهایت حزب عدالت با بی توجهی به موارد توافق شده میان میرزا کوچک خان و روس ها و تبلیغ مرام کمونیستی که با مقدسات مردم در تضاد بود، سبب می شوند تا ضربه ای جبران ناپذیر به جنبش جمهوری جنگل وارد شده و مردم از این نهضت نا امید شوند. در خلال نشستی که در اوایل تیر 1299 در انزلی برگزار شد، حزب عدالت به حزب کمونیست ایران تغییر نام داد؛ در این دگرگونی پیشه وری نیز عضو کمیتهٔ مرکزی حزب شد و چندی بعد در اوایل مرداد همان سال در حکومت جدیدی که پس از کودتای عناصر کمونیست بر ضد تشکیلات حاکمهٔ نهضت جنگل بر سرکار آمد به سمت کمیسری کشور (وزیر کشوری) منصوب شد. همزمان با تشکیل کنگرهٔ خلقهای شرق در باکو (اواسط شهریور 1299) که پیشه وری نیز به عنوان یکی از نمایندگان ایران در آن حضور داشت، با تغییراتی که در ترکیب اعضای کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست ایران و تغییر خط مشی آن پدید آمد، حکومت انقلابی و تندروی که در گیلان تشکیل شده بود منحل گردید و پیشه وری نیز به اتحاد شوروی باز گشت. وی در مدت اقامت خود در باکو روزنامهٔ اَکینجی (زارع) را منتشر کرد. 


در خلال مرحلهٔ جدیدی از فعالیتهای کمونیستی که در پی خاتمهٔ نهضت جنگل و خروج نیروهای شوروی از ایران آغاز شد ــ یعنی مرحله ای که در آن ، با توجه به تفاهم ایران و شوروی ، سهم چشمگیری نیز برای امکان فعالیتهای علنی منظور شده بود ــ پیشه وری در اواسط 1300 ش از طریق خراسان به ایران بازگشت و بعد از مدتی به هیئت تحریریهٔ روزنامهٔ حقیقت، ارگان اتحادیهٔ عمومی کارگران ایران، پیوست. این روزنامه از دی ماه سال 1300 تا تیر ماه سال 1301 در تهران منتشر می شد و با مشی متمایل به چپ، یکی از مهمترین نشریات سیاسی عصر خود بود و پیشه وری در نگارش مقالات آن سهم عمده ای داشت. با توقیف روزنامه حقیقت در اوایل تیر 1301، و اصولاً با خاتمه یافتن این دوره از فعالیتهای کمونیستی در ایران به دلیل تضییقات فزایندهٔ دولتی، پیشه وری در اواسط همان سال به باکو مراجعت کرد. وی در رشته بازجوییهایی که چندی بعد در تهران از او به عمل آمد در توصیف تحولات این دوره اظهار داشت که بعد از تعطیل حقیقت و تحمل دو سه ماه بیکاری مجبور شده است که به بادکوبه (باکو) برود و در آنجا به شغل معلمی بپردازد و در 1927(1306 ش ) به دلیل تمایل همسرش به بازگشت، همچنین نارضایتی از وضع ایرانیها در بادکوبه، به ایران بازگشته است. نکته ای که طبیعتاً در این بازجوییها بیان نشده بود آن بود که در 1306 ش، با تشکیل دومین کنگرهٔ حزب کمونیست ایران در شوروی و براساس مصوبات این کنگره برای سازماندهی مجدد فعالیتهای صنفی و سیاسی در ایران، پیشه وری نیز که گفته می شود مجدداً به سمت "دبیری کمیتهٔ مرکزی و مسئول تشکیلات حزب در تهران" انتخاب شده بود رهسپار ایران گردیده بود. 


پیشه وری پس از مدت زمانی اقامت در بارفروش (بابل)، احتمالاً در زمستان 1306 ش ، به تهران آمد و تا اوایل 1308 ش مدیریت کتابخانهٔ (کتابفروشی) فروردین را بر عهده داشت. آنگاه در اواخر تابستان همان سال در مدرسهٔ شوروی به عنوان معلم استخدام شد. مقالات انتقادی که پیشه وری با نام مستعار "پرویز" در خصوص رضاشاه در روزنامه "حقیقت" منتشر می کرد در کنار تصویب قانون ضد کمونیستی در ایران که اعمال کمونیستها را اقدام علیه امنیت کشور اعلام می کرد موجب شد تا وی نیز مانند تعداد دیگری از همکارانش در دی همان سال دستگیر و بازجویی شود. پیشه وری بالاخره پس از هشت سال بلاتکلیفی در اواخر 1318 ش محاکمه و به اتهام قبول عضویت فرقهٔ اشتراکی و تبلیغ مرام آن به ده سال حبس مجرد و سه سال حبس تأدیبی محکوم گردید. آزادی از زندان و بازگشت به صحنه سیاست اندک زمانی قبل از حوادث شهریور1320، پیشه وری بعد از گذراندن دورهٔ ده سالهٔ محکومیت در 1319ش از زندان آزاد و به کاشان تبعید شد، ولی در پی سقوط رضاشاه او نیز مانند بسیاری از دیگر محکومان سیاسی، به عرصهٔ تحولات سیاسی کشور بازگشت. 


سید جعفر پیشه وری در شهریور 1320 ه.ش در اداره تعاونی استخدام و به ریاست آن انتخاب شد. او بعد از 20 روز که از کاشان به تهران آمده بود، در جلسه ای که با تلاش "ایرج اسکندری" به منظور تاسیس حزب توده تشکیل شد حضور پیدا کرده و در نهایت به همراه چند نفر دیگر با رای مخفی انتخاب شد تا مقدمات تشکیل حزب را فراهم کنند. با آنکه پیشه وری از اعضای مؤسس حزب توده در نشست مهر 1320 بود و در تدوین نخستین مرامنامهٔ حزبی سهمی عمده داشت، اما حضور او در حزب توده زیاد طول نکشید. ظاهراً سوابق اختلافات سیاسی با تعدادی از دیگر سران حزب که به دسته بندیهای درونی حزب کمونیست در سالهای نخست دههٔ 1300ش و اختلاف نظرهای بعدی در زندان بازمی گشت، موجب کناره گیری وی از حزب توده شد. از دیگر دلایل کناره گیری پیشه وری از حزب، حضور "آرداشس (ارشیر) اوانسیان" بود، چرا که "اوانسیان" از مخالفان قدیمی پیشه وری محسوب می شد. تاسیس روزنامه آژیر در این دوره وی از نو به روزنامه نگاری، که در آن تبحر داشت، روی آورد و روزنامهٔ "آژیر" را تأسیس کرد که نخستین شمارهٔ آن در اول خرداد 1322 منتشر شد. آژیر اگرچه از لحاظ مرام و مسلک در زمرهٔ جراید چپ آن دوره محسوب می شد، از لحاظ محتوایی بیش از آن که به طیف جراید حزبی توده شباهت داشته باشد، روزنامه ای بود در طراز جراید چپ غیرحزبی. يكبار در اواخر سال 1322 ه.ش، آژير به اتهام اهانت به هيات دولت توقيف شد. احتمالاً یکی از دلایل دوری بیش از پیش پیشه وری از حزب توده نیز خط مشیی بود که در آژیر پیش گرفته بود؛ کما اینکه در خلال تشکیل نخستین کنگرهٔ حزب توده در اوایل مرداد 1323، با طرح موضوع مقاله ای که وی به مناسبت مرگ رضاشاه نوشته بود و نیز به علت اختلاف نظرهای قبلی او با عده ای از سران حزب، از حضور وی به عنوان یکی از نمایندگان منتخب حزب در این کنگره جلوگیری شد. در همين روزنامه آژير، پيشه ‌وری خاطرات زندان خود و شرح احوال زندانيان دوره رضاشاه را به تدريج چاپ کرد. و در نهایت در سال 1324 ه.ش روزنامه آژير برای هميشه تعطيل شد. 


سید جعفر پیشه وری در انتخابات چهاردهم مجلس شورای ملی در اواخر سال 1322 به نمایندگی از تبریز انتخاب شد، ولی به دلیل مخالفت نمایندگان محافظه کار مجلس و همراهی برخی از نمایندگان حزب توده با این مخالفت، اعتبارنامهٔ وی به تصویب نرسید و وی به مجلس راه نیافت. انتخابات این دوره در شرایطی صورت گرفت كه نیروهای نظامی متفقین در ایران حضور داشتند و دو کشور استعماری شوروی و انگلیس نمایندگان دست چین شده خود را به مجلس شورای ملی فرستادند. از وقایع مهم این دوره می‌توان به خاتمه جنگ جهانی دوم، مرگ رضاشاه در تبعید و آغاز غائله آذربایجان و كردستان اشاره كرد. لغو اختیارات اقتصادی میلسپو و تصویب امضاء منشور ملل متحد، از مهمترین مصوبات مجلس چهاردهم بود. اولتیماتوم ترومن به استالین برای واداشتن وی به خروج نیروهایش از ایران جزء رویدادهای این دوره بود. 


در مراحل پایانی جنگ دوم جهانی، اتحاد جماهیر شوروی برای تثبیت و توسعهٔ نفوذ و اقتدار سیاسی خود، به مثابهٔ یکی از فاتحان اصلی جنگ، در روابط خارجی خود خط مشی جدیدی اتخاذ کرد. این خط مشی جدید که در سطح مناسبات بین المللی به سرآغاز جنگ سرد شهرت یافت، در روابط ایران و شوروی خود را به صورت سیاست توسعه طلبانه ای نشان داد که با تقاضای دولت شوروی برای اخذ امتیاز نفت شمال در پاییز 1323 ش شروع شد و در پی امتناع ایران از گردن نهادن به چنین خواسته ای، با امتناع شوروی از فراخواندن نیروهایش از مناطق شمالی ایران پس از پایان جنگ، به گونه ای که در پیمان سه جانبهٔ بهمن 1320 تعهد کرده بود، و تأسیس یک رشته حکومتهای خودمختار در آذربایجان و کردستان، به نقطهٔ اوج خود رسید. یکی از بازیگران اصلی این رشته تحولات پیشه وری بود که در اوایل شهریور 1324 به تبریز رفت و همراه با تنی چند از دیگر فعالان سیاسی آذربایجانی، در 12 شهریور تأسیس فرقهٔ دموکرات آذربایجان را اعلان داشت. اختیارات گسترده تر محلی از لحاظ اداری، تدریس زبان ترکی در مدارس در کنار زبان فارسی و اصلاحات ارضی و اقتصادی از جمله مهمترین خواسته هایی بود که در توضیح اهداف و خواسته های این تشکل جدید سیاسی عنوان شده بود. نقش پیشه وری در تشکیل حزب دموکرات اعمال و رفتار سید جعفر پیشه وری در ورود به حزب دموکرات و کناره گیری اش از آن حزب، نشانگر حمایت و تاکید او بر اعطای امتیاز نفت به روس ها بود. در سال 1323 ه.ش بر سر جریان اعطای امتیاز نفت شمال به شوری، بین حزب دموکرات و پیشه وری به همراه گروه اقلیت هم فکر او اختلاف بوجود آمد که نتیجه آن جدایی پیشه وری و دوستانش از حزب دموکرات بود. بعد از اینکه " سرگئی  کافتارادزه" (معاون وقت وزارت خارجه شوروی) در شهریور 1323 ه.ش بر سر جریان امتیاز نفت شمال وارد تهران شد، پیشه وری نیز در روزنامه آژیر از منافع شوروی و واگذاری امتیاز نفت شمال به آن کشور دفاع کرد. از سال ها قبل، تشکیل فرقه دموکرات از دغدغه های فکری پیشه وری بود که در مقاله "حکومت مرکزی و اختیارات ملی" در روزنامه "حقیقت" بر آن تاکید می کرد اما بعد از رد اعتبارنامه اش از مجلس چهاردهم و مایوس شدنش از ورود به مجلس، دوباره در روزنامه آژیر به آن پرداخت. پیشه وری و ریاست فرقه دموکرات نقشه تشکیل فرقه دموکرات از طرف شخص ژوزف استالین (خستین رهبر حزب کمونیست شوروی) کشیده شده بود و شوروی ها برای انتخاب ریاست فرقه به سراغ بسیاری رفتند که در نهایت قرعه به نام سید جعفر پیشه وری افتاد. "ابراهیم نوروزاف" که در پوشش خبرنگار نظامی در شهریور 1320 ه.ش به همراه ارتش سرخ به ایران فرستاده شده بود در خاطرات خود در مورد انتخاب پیشه وری به رهبری فرقه دموکرات می نویسد: «پیشه وری با رهبری فرقه دموکرات موافق نبود، در سال 1323 در جلفای شوروی در داخل قطار ملاقاتی بین "جعفر باقراف" و سیدجعفر پیشه وری صورت گرفت، در آنجا بود که باقراف رهبری فرقه دموکرات آذربایجان ایران را به پیشه وری پیشنهاد نمود؛ اما او موافقت نمی کرد. میرجعفر باقراف خطاب به پیشه وری گفت: دیگر از تاریخچه حزب عدالت نوشتن کافی است، تا فرصت هست با ما همگام شو پیشه وری در پاسخ به باقراف می گوید. این روس ها که امروز به منظور پیشبرد اهداف سیاسی شان ما را به بازی می گیرند آدم های مورد اطمینان نیستند، آن ها در صورت لزوم به ما کمکی نمی کنند و ما را در میان مبارزه تنها می گذارند، محبت روس ها به محبت میمون شباهت دارد که هنگام غرق شدن در آب پا روی بچه اش می گذارد، من آنها را خوب می شناسم. سرانجام پس از گفتگوی زیاد پیشه وری با اطمینان به میرجعفر اوف به اعتبار خدمت به ملت ایران با پیشنهاد آنها موافقت کرد.» 


همزمان با پشتیبانی آشکار نیروهای نظامی شوروی از فرقه دموکرات و جلوگیری قوای محلی از ورود نیروهای انتظامی مرکز به آذربایجان، فرقهٔ دموکرات آذربایجان، مجلسی موسوم به "کنگرهٔ خلق آذربایجان تشکیل" داد. کنگرهٔ مزبور در 30 آبان 1324، برخلاف مصوبهٔ مجلس شورای ملی که برگزاری انتخابات را به خروج نیروهای بیگانه از کشور موکول کرده بود، دستور داد که برای تشکیل مجلس ملی و در نهایت حکومت ملی آذربایجان ، انتخاباتی به عمل آید. اعلام تشکیل حکومت ملی ، نخستین اقدام این مجلس در 21 آذر همان سال بود که پیشه وری در مقام نخست وزیری در رأس آن قرار داشت. پس از رشته تلاشهایی در دو سطح داخلی و خارجی، که تشکیل دولت قوام السلطنه در بهمن 1324 و خط مشی جدید او در حل مسالمت آمیز این مسائل از طریق تشکیل یک کابینهٔ اصلاح طلب و مذاکره با فرقهٔ دموکرات از مهمترین وجوه داخلی آن بود، و طرح دعوای ایران بر ضد تداوم حضور نیروهای نظامی شوروی در آذربایجان در شورای امنیت سازمان ملل، و در عین حال وعدهٔ اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی، از مهمترین وجوه خارجی آن محسوب می شد، در اوایل بهار 1325ش دولت شوروی با فراخواندن نیروهایش از شمال و شمال غرب ایران موافقت کرد و بدین ترتیب زمینهٔ حل و فصل نهایی این مسئله فراهم شد. از این مرحله به بعد بود که پیشه وری، چه در طول سفری که در اردیبهشت برای مذاکره با مقامات تهران به عمل آورد و چه در مراحل بعد (اواخر خرداد) که در ادامهٔ این مذاکرات هیئت اعزامی تهران را پذیرفت، در این مجموعه تحولات نقش شاخصتری را احراز کرد. اقدامات فرقه دموکرات در بهبود شرایط آذربایجان پس از استقرار فرقه دموکرات و حکومت ملی آذربایجان اوضاع آذربایجان نسبت به دوران ده ساله حکومت رضا شاه بهتر شد. آن ها با آسفالت کردن خیابان ها، گشودن درمانگاه ها و کلاس های سواد آموزی، تاسیس دانشگاه دارالفنون، یک ایستگاه رادیویی و... چهره شهر را تغییر داده بودند. مسئله زبان و رسمی کردن زبان آذری در آذربایجان مسئله ای بود که برای پیشه وری بسیار مهم بود و تا آنجا پیش رفت که خواستار پالایش زبان ترکی از واژه های فارسی و عربی شد. در مورد مسائل مذهبی، فرقه دموکرات سیاست بی طرفی را در پیش گرفتند اما  روحانیون، کمونیست ها را اهل کفر می دانستند و از آنجایی که مردم آذربایجان با احساسات شدید مذهبی تحت تاثیر علما قرار داشتند، باعث شد تا پایگاه مردمی فرقه متزلزل شود. سیاست دولت مرکزی در قبال مساله آذربایجان تشکیل دو حزب دموکرات کردستان و آذربایجان و حوادث بعدی آن از جمله خلع سلاح تدریجی کلانتری‌ها و پادگان‌ها و تشکیل پارلمان محلی و دولت محلی و ارتش محلی و اجرای خودسرانه احکام اعدام و مخالفت با تدریس زبان فارسی در مدارس و غیره که تعرض به تمامیت ارضی کشور بود، دولت وقت ایران را واداشت تا تحت تأثیر فشار افکار عمومی مردم، ارتش را برای سرکوبی تجزیه طلبان و عاملان فتنه آذربایجان و کردستان، روانه منطقه سازد. ولیکن سربازان روسی که همچنان در خاک ایران حضور نظامی داشتند و برای خود در شمال کشور پادگان نظامی و پست‌های بازرسی و قلمرو امنیتی تعیین کرده بودند، مانع از آن شدند که نیروهای ایرانی از محدوده شهرک شریف‌آباد در شش کیلومتری قزوین جلو‌تر بروند. این برخورد نیز خود یکی دیگر از جنبه‌های تیرگی شدید روابط موجود میان ایران و شوروی بود. در آن زمان اصرار روس‌ها به کسب امتیاز استخراج و بهره‌برداری از نفت ایران در دریای خزر، حضور نظامی آنان در شهرهای شمالی ایران، حمایت سیاسی و نظامی آنها از حزب توده و یا احزاب دموکرات کردستان و آذربایجان، اشکال متفاوت دخالت مسکو در امور داخلی ایران تلقی می‌شد. از این رو با اوج‌گیری اختلافات ایران و شوروی دولت وقت ایران ـ ابراهیم حکیمی ـ در 29 دی ‌ماه سال 1324 در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل از وی خواست برای پایان‌ دادن به این مداخلات که ناقض تمامیت ارضی کشور و بی‌حرمتی به حق حاکمیت ملی مردم ایران بود، اقدام کند. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز در پی تشکیل اجلاس ویژه‌ای از دولتین تهران و مسکو خواست اختلافات خود را از طریق مذاکره و گفت‌وگو حل و فصل نمایند. در پی این درخواست و جنگ تبلیغاتی شدیدی که دولت ابراهیم حکیمی در تهران علیه روس‌ها براه انداخته بود، استالین در روز اول بهمن ماه سال 1324 سفیر خود را از تهران فراخواند و روابط دیپلماتیک خود با ایران را در شرایطی که ده‌ها هزار سرباز روسی در خاک ایران حضور نظامی داشتند، قطع کرد. شاه ایران که نگران ادامه حکومت خود بود و از آینده تیرگی با روس‌ها می‌هراسید با اقدام دولت حکیمی در بردن شکایت علیه روس‌ها به سازمان ملل مخالف بود و لذا به دنبال اعلام قطع رابطه شوروی با ایران، حکیمی را مجبور به استعفا کرد و در ششم بهمن احمد قوام ـ قوام‌السلطنه ـ را به نخست‌وزیری کشور گماشت. قوام‌السلطنه به محض احراز دور جدید نخست‌وزیری خود بلافاصله تلگراف‌هایی مبنی بر اینکه سیاست خارجی دولت او بر اساس مودت و دوستی عمیق و احترام متقابل مبتنی است، به رهبران آمریکا، روسیه و انگلیس مخابره کرد. استالین در جواب این تلگراف پیام دوستانه‌ای برای قوام فرستاد و چون قوام تمایل خود را برای رفتن به مسکو و شروع مذاکرات مستقیم با دولت شوروی به منظور رفع اختلاف اعلام داشته بود، لذا از طرف دولت شوروی به او اطلاع داده شد که سفر قوام به مسکو موجب مسرت خاطر اتحاد جماهیر شوروی خواهد بود. دولت شوروی از‌‌ همان بدو انتخاب قوام نخست‌وزیری ایران می‌دانست که می‌تواند بدون آنکه گرفتار درگیری‌های سیاسی - بین‌المللی شود، امتیازات مورد نظر خود را از دولت ایران کسب کند. قوام که در هفتم بهمن 1324 از سوی شاه به نخست‌وزیری منصوب شد در هیجدهم‌‌ همان ماه کابینه خود را به مجلس معرفی کرد و 10  روز بعد در 28 بهمن در جلسه علنی مجلس شورای ملی خبر سفر قریب‌الوقوع خود به مسکو را به اطلاع نمایندگان رساند و فردای‌‌ همان روز با یک هواپیمای روسی اعزامی از شوروی در رأس یک هیات 12  نفره تهران را به مقصد مسکو ترک کرد. او در این سفر که تا 15 اسفند‌‌ همان سال به طول انجامید، در جریان ملاقات با استالین و مولوتف وزیر خارجه شوروی توانست موافقت آنان را برای تعیین سفیر جدیدشان در ایران جلب کرده و همچنین درباره استخراج مشترک نفت دریای خزر توسط ایران و شوروی از طریق تاسیس یک شرکت مختلط نفتی توافق به عمل آورد. در پی این توافق مولوتف مدعی شد که مساله کردستان و آذربایجان ایران یک مساله داخلی است و ابقاء یا انحلال احزاب دموکرات در این دو استان ارتباطی به اتحاد شوروی ندارد. وی سپس به طور شفاهی قول داد به تدریج بخشی از نیروهای خود را از قسمت‌های شرقی خاک ایران مانند مشهد و سمنان و شاهرود و غیره که دارای اوضاع آرامی بودند خارج کند. در 26 اسفند 1324 دولت ایران بار دیگر نسبت به ادامه حضور غیرقانونی روس‌ها در خاک ایران به دبیرکل سازمان ملل شکایت برد. این شکایت‌نامه با حمایت انگلیس و آمریکا مواجه شد و موجبات جنگ تبلیغاتی غرب را علیه شوروی فراهم آورد. اتحاد جماهیر شوروی به خاطر آنکه مورد تهاجم شدید تبلیغاتی جهان قرار گرفته بود، ناچار شد از موضع خود عقب‌نشینی کرده و سفیر جدید خود در تهران را مامور مذاکره مستقیم با قوام‌السلطنه کند. در نتیجه این مذاکرات که در روز 15 فروردین 1325 آغاز شد معاهده تاسیس یک شرکت مختلط استخراج نفت دریای خزر در مقابل شرط تخلیه تمامی خاک ایران از قوای شوروی و تعهد روس‌ها در قبال عدم مداخله در امور داخلی ایران به امضای طرفین رسید. روس‌ها پس از توافق با دولت قوام و انعقاد موافقتنامه نفت شمال دیگر حتی نامی از آذربایجان به میان نیاوردند بلکه صرفا به اصلاح روابط خود با دولت ایران و استفاده از دوره پانزدهم مجلس شورای ملی برای به تصویب رساندن امتیاز دریافتی ناپایدار خود می‌اندیشیدند. فروپاشی فرقه دموکرات آذربایجان در پی خروج نظامیان روسی از شمال ایران، حکومت شاه در 21 آذر 1325 دستور حرکت ارتش به استان‌های کردستان و آذربایجان را صادر کرد. روس‌ها از دو حزب دموکرات خواستند در برابر تهاجم نظامی حکومت مرکزی مقاومت نکنند و عقب‌نشینی نمایند. در نتیجه سیدجعفر پیشه‌وری، رئیس حزب دموکرات آذربایجان علیرغم در اختیار داشتن یک میلیون قبضه اسلحه از طریق مرزهای شمالی کشور به شوروی گریخت. در عین حال در نتیجه برخورد خونینی که میان ارتش و اعضا و هواداران مسلح وابسته به حزب دموکرات رخ داد، صد‌ها نفر از طرفین کشته یا مجروح شده و تعداد زیادی نیز توسط سربازان شاه دستگیر گردیدند. 


در خلال اقدامات نظامی دولت برای استقرار واحدهای نظامی در آذربایجان و اعادهٔ حاکمیت مرکز بر این نقاط ، در نیمهٔ دوم آذر 1325 تشکیلات فرقهٔ دموکرات آذربایجان متلاشی گردید و پیشه وری که در 19 آذر رهبری فرقه را به محمد بی ریا واگذار کرده بود چند روز قبل از فروپاشی کامل فرقهٔ دموکرات، همراه با تنی چند از دیگر سران فرقه و انبوهی از فعالان این حرکت که بتدریج و تا چند روز بعد به نحو گسترده ای بر تعداد آنها افزوده شد، به شوروی پناهنده شد و در باکو مستقر گردید. یأس ناشی از شکست و تندیهای حاصل از آن، که رویارویی لفظی پیشه وری و میرجعفر باقراُف، صدر وزیران جمهوری آذربایجان شوروی، در باب علل شکست فرقهٔ دموکرات یکی از نمونه های مشهور آن است، چنان وسیع و دامنه دار بود که وقتی پیشه وری در یک حادثهٔ رانندگی جان باخت، احتمال غیرتصادفی بودن این حادثه و دست داشتن میرجعفر باقراُف در آن به صورتی جدی مطرح شد. تلاش پیشه وردی در جهت احیای دوباره فرقه دموکرات رهبران فرقه دموکرات پس از بازگشت به شوروی در صدد احیای فرقه برآمدند اما شوروی به دلیل مذاکراتش برای امتیاز نفت شمال به این خواسته ها اعتنایی نکرد؛ اما بعد از قطع امید روس ها از این قضیه، پیشه وری دوباره فرقه را تشکیل داد و در راس آن قرار گرفت. 


تاسیس حزب دموکرات و به دنبال آن جمهوری خودمختار آذربایجان که با طراحی وپشتیبانی روس ها از "سید جعفر پیشه وری" ایجاد شده بود، با قطع حمایت رهبری کمونیست از آن، بزودی ازهم پاشید. با پیشروی قوای دولت مرکزی در اذربایجان و شکستهای سنگین دمکراتها، پیشه وری همراه با دوستان و همراهانش مجبور به ترک وطن شدند. آنها در اواخر شب به مرز جلفا رسیده و بعد وارد شوروی شدند. دوستان نزدیک او در مورد زندگی پیشه وری در شوروی این گونه گفته اند: «پیشه وری پس از ترک ایران در باکو سکونت داشت، ساده می پوشید و ساده می زیست. وقتی در خیابان های شهر راه می رفت، چیزی او را از دیگران متمایز نمی کرد. دو اتومبیل نمره خارجی به او داده بودند. برایش در کانون نویسندگان اتاقی تدارک دیده بودند، آنجا خلوت می کرد. گویا خاطرات سیاسی سال های 1941 - 1945 خود را می نوشت.» پیشه وری سرانجام در تاریخ 20 خرداد ماه سال 1326، برابر با 19 ژوئن 1947زمانی که برای سرکشی به اردوگاه ها رفته بود در یک سانحه رانندگی کشته شد. 


اسناد و مراجع