حسن غفوری فرد

دکتر حسن غفوری فرد 13 مرداد 1332، در خانواده‌ای بسیار فقیر متولد شد. فقر مالی خانواده، حسن را از 5 سالگی مجبور به کار کردن نمود. در دوره تحصیلات ابتدایی، وی از زمره بهترین شاگردان دبستان بود، پس از اتمام تحصیلات سیكل اول دبیرستان به تحصیلات خود ادامه داد و دیپلم ریاضی را از دبیرستان علوی اخذ کرد.بعد از دبیرستان بلافاصله در دانشکده علوم دانشگاه تهران پذیرفته شد و در رشته فیزیك فارغ‌التحصیل گردید و به علت آشنایی به زبان انگلیسی و سطح درسی خوب، با استفاده از یك بورس تحصیلی جهت اخذ فوق‌لیسانس در رشته زلزله‌شناسی، به ژاپن عزیمت کرد.بعد از مراجعت، به سربازی رفت و سپس مدتی در سازمان آب و برق خوزستان خدمت كرد. سپس در دانشگاه جندی‌شاپور مدتی به تدریس فیزیك پرداخت و پس از آن برای ادامه تحصیلات به آمریكا رفت و موفق به اخذ دكترا در رشته فیزیك هسته‌ای گردید.وی در این مدت علاوه بر تحصیل، در انجمن‌های اسلامی دانشجویان آمریكا و كانادا، به طور فعال شركت کرده و چند سال متوالی دبیر تشكیلات این انجمن‌ها بود و بسیاری از كتب دینی و عقیدتی را با كمك دیگر برادران تكثیر و توزیع نمود كه نقش بسیاری در رشد این انجمن‌ها داشت. بعد از مراجعت به ایران در سال 1355، در سازمان انرژی اتمی استخدام شد كه بعداً به دستور ساواك اخراج گردید.غفوری فرد چندین بار نیز به وسیله ساواك احضار و مورد تهدید قرار گرفت. بعدها با مشكلات فراوان در دانشگاه پلی تكنیك استخدام و به تدریس در رشته برق پرداخت. در جریانات قبل از انقلاب، ابتدا در تشكیل سازمان ملی دانشگاهیان شركت نمود و زمانی كه ملی‌گرایی و چپ گرایی در این سازمان رشد نمود، با كمك تعدادی از دوستانش «جامعه اسلامی دانشگاهیان» را بنا نهاد.در جریان انقلاب و در هنگام پخش اعلامیه‌های امام كه در آن دستور فرار سربازان از ارتش داده شده بود، همراه با دو نفر از دوستانش بازداشت و چند روزی را در بازداشت به سر برد. بعد از انقلاب همزمان با فعالیت در بنیاد مستضعفان، سرپرستی مدرسه عالی ساختمان وابسته به دانشگاه پلی تكنیك را به عهده داشت و بعد از آن حدود بیست ماه به عنوان استاندار خراسان خدمت کرد.  
غفوری فرد در مورد مدت خدمت خود در استانداری خراسان می‌گوید: «آقای احمد زاده [استاندارسابق] از جمله مبارزان قبل از انقلاب بودند و با آیت‏لله طالقانی هم دوستی نزدیکی داشتند. فرزندان ایشان هم از جمله بنیانگذاران سازمان چریک های فدائیان خلق در ایران بودند که قبل از انقلاب کشته شدند. ایشان براساس این سابقه وقتی خواستند استاندار خراسان شوند، حکم خود را در اسفند سال 57 از امام گرفتند. زمانی هم به مشهد رفتند، استقبال بسیار زیادی از ایشان شد و از راه آهن تا حرم مطهر امام رضا (ع) ایشان را قلم‌دوش کردند.» غفوری فرد ادامه می‌دهد: «حتی وقتی ایشان می خواست استاندار شود، کلی شرط تعیین کرده بود و درخواست 100 میلیون تومان پول داشت تا بتواند اقداماتی را که می خواهد برای استان انجام دهد، که دولت هم آن زمان چنین پولی را نداشته و در نهایت این پول را از آستان قدس رضوی به عنوان وام می گیرند. ایشان همچنین خواسته بود ژاندارمری و ارتش زیر نظر او باشد که چون خلاف قانون بود، در نهایت این درخواست محقق نشد. چون طبق قانون اساسی نیروهای مسلح زیر نظر فرمانده کل قوا است. ابتدای حضور، ایشان چند کار سمبلیک کردند. مثل اینکه با دوچرخه به محل کار رفت‏وآمد می کردند، اما وقتی با ماشین حرکت می کرد، چند خودروی دیگر او را اسکورت می کردند؛ در حالی که در آن زمان شهید بهشتی با یک ماشین تردد می کردند و اسکورتی هم نداشتند.» بعد از مدتی مردم کم‌کم از ایشان روی برگرداندند. دلیلش هم موضع ضد روحانیت و صحبت‌هایی بود که با صحبت‌های یاران امام (ره) در استان نمی‌خواند. به همین دلیل مرحوم شهید هاشمی نژاد در آن زمان در یک صحبتی می‌گوید: «بهتر است استاندار، استانداری کند و این قدر سخنرانی نکند.» چون ایشان سخنران قوی بود و زیاد این طرف و آن طرف می‌رفت.  غفوری فرد در ادامه می‌گوید: «درهمان زمان آقای هاشمی من را خواست و تعبیر ایشان این بود که «الان برو استاندار خراسان بشو، احمد زاده آنجا را آتش زده است.» منظورشان این بود که اقدام های ایشان خیلی تنش زا شده است.»  غفوری فرد ابتدا به دلیل کارنابلد بودن پیشنهاد استانداری را نمی‌پذیرد و به هاشمی می‌گوید: «حداقل مرا به یک استان کوچک تر بفرستید تا کار اجرایی را یاد بگیرم و بعد بروم استان خراسان که اندازه کشور ژاپن وسعت دارد.» ولی هاشمی اصرار کرده و می‌گوید: «ما یک آدم بزرگ را برای یک استان بزرگ در نظر گرفتیم.» ورود غفوری فرد به استان خراسان با زلزله قائن مصادف بود. وی در این زمینه خاطرات جالبی دارد: «در نهایت قرار شد با قطار به مشهد برویم. من آن زمان یک دانشجوی مشهدی داشتم و در نهایت با او دو نفری با قطار به مشهد رفتیم. در راه اصلاً نمی‌دانستیم مشهد که رسیدیم باید به کجا برویم. بعد از اینکه رسیدیم در راه‌آهن، بلندگو اعلام کرد: «آقای دکتر غفوری فرد به اطلاعات مراجعه کند.» آنجا که رفتیم کسی آمد و گفت بنده از استانداری آمده‏ام. سوار ماشین شدیم که برای زیارت به حرم برویم که همان فردی که از استانداری به استقبال ما آمده بود، خبر داد که دیشب در قائن و گناباد زلزله آمده است. بنابراین بعد از اینکه به حرم مطهر مشرف شدیم، مستقیم به گناباد رفتیم. آنجا که رسیدم همین طور درخواست های مردمی بود که به سوی ما سرازیر می شد و گلایه و شکایت که چنین و چنان شده است. درخواست برای گریدر، لودر و بولدزر داشتند در حالی که خود من تا آن زمان بولدوزر ندیده بودم.» قرار بود غفوری فرد استاندار مازندران شود ولی دولت موقت نپذیرفت تا اینکه بعد از تسخیر لانه جاسوسی و استعفای دولت، هاشمی به جای صباغیان سرپرست وزارت کشور شد و اولین حکم را به غفوری فرد داد.   
حادثه طبس در دوران استانداری حسن غفوری فرد در خراسان روی داد.  غفوری فرد می‌گوید: «از طریق همین اخبار مردمی و شایع شد که آمریکا به طبس حمله کرده است. حالا جالب است من صبح جمعه به آقای مهندس میرسلیم که آن زمان معاون وزیر کشور بود زنگ زدم و گفتم «آمریکا به طبس حمله کرده است!» ایشان برگشت به من و گفت: «دکتر خواب دیدی؟!» هر چه من به ایشان گفتم که چنین خبری است، باور نکرد و آخر سر هم تلفن را قطع کرد!» وی شرایط آن روز را چنین توصیف می‌کند: «تنها کاری که ما در آن زمان می‌توانستیم بکنیم این بود که شهرها را حفظ کنیم. چون تصور بر این بود که ممکن است نیروهای آمریکایی بخواهند وارد شهرها شوند. ما دور شهر مشهد و شهرهای دیگر را با کمک نیروهای بسیجی و سپاهی یک خط مقاومت تشکیل دادیم. این در شرایطی بود که در آن زمان هنوز بسیج به صورت یک تشکل منسجم شکل نگرفته بود. نیروهای سپاه سازمان‌یافته نبودند و بین ارتش و سپاه اختلاف نظر بود. ضمن اینکه هیچ نوع اسلحه‌ای نداشتیم. تفنگ‌های «ام یک» قدیمی که در انبارها بود با مشکلات فراوان از ارتش گرفتیم و در دور شهر به نیروهای محافظ دادیم که متأسفانه یکی از این اسلحه ها در دست یک نوجوان ناآشنا با اسلحه موجب شهادت یک کودک شد و خود این مسأله هم مشکلات فراوانی ایجاد کرد. بعد از آن قرار شد ما برای بازدید از منطقه طبس به آنجا برویم. ولی فرمانده وقت سپاه آقای صفایی و سرهنگ قبادی فرمانده ارتش گفتند: استاندار چون بالاترین مقام اجرایی است، بهتر است در مرکز استان بماند تا اگر اتفاق دیگری افتاد، بتواند فضا را مدیریت کند. البته خودم معتقدم این تصمیم اشتباه بود و اگر خودم به محل حادثه رفته بودم شاید برخی از حوادث رخ نمی داد.» غفوری فرد اقدام بنی‌صدر را در این مقطع فاجعه خوانده و در مورد آشنایی خود با نخستین رئیس‌جمهور بعد از انقلاب می‌گوید: «زمانی که بنده در آمریکا درس می‌خواندم دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا بودم، بنی‌صدر هم در اروپا بود. مسئولان دو انجمن اسلامی معمولاً در کنگره‌ها همدیگر را می‌دیدند و تبادل‌نظر می‌کردند. آن زمان او از فرانسه به آمریکا برای سخنرانی آمد که من اجازه سخنرانی به او ندادم؛ بنابراین ما با یکدیگر دعوا داشتیم. حتی بنی‌صدر در روزنامه انقلاب اسلامی که مربوط به خودش بود نوشته بود: «جنگ که تمام شود می روم حساب استاندار خراسان را می رسم!» خودش هم می‌دانست که من همه تلاشم را کردم تا او رئیس‌جمهور نشود. یادم است روزی که حزب جمهوری اسلامی تصمیم داشت در مورد نامزد انتخابات ریاست جمهوری رأی‌گیری کند، من از مشهد به تهران آمدم و التماس کردم هر گونه که ممکن است بنی‌صدر رئیس‌جمهور نشود. از من پرسیدند پیشنهاد تو کیست؟ گفتم: «آقای بهشتی» به من گفتند: امام موافقت نمی کند که روحانی رئیس جمهور شود. من گفتم: اگر امام با روحانیت موافقت نمی کند من دکتر عباس شیبانی را پیشنهاد می کنم. چون دکتر شیبانی از مبارزان جدی انقلابی از سال 1330 بود و صادقانه برای تشکیل حکومت جمهوری اسلامی تلاش کرد.» غفوری فرد تا 7 مرداد سال 1360 استاندار خراسان می‌ماند و بعد از وی محمد نبی حبیبی دبیر کل فعلی حزب مؤتلفه اسلامی استاندار خراسان می‌شود.    
ریاست دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) (1388-1385)راه‌اندازی پنج دوره دکترا و یک دوره کارشناسی ارشد برای اولین بار در ایران (1387-1365) در دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)تأسیس و عضویت در 8 انجمن تخصصی علمی ایرانی و بین‌المللی (1390-1369)بیش از صد مقاله علمی طی سال‌های 1390-1355 در نشریات و کنفرانس های معتبر علمی بین‌المللیتألیف و ترجمه 7 کتاب تخصصی طی سال‌های 1390-1371 
استاندار خراسان؛ کابینه شهید رجائی (1360-1358)نماینده مردم شریف مشهد در اولین دوره مجلس شورای اسلامی (1360)وزیر نیرو؛ کابینه شهید باهنر، آیت‌الله مهدوی کنی و مقام معظم رهبری در دوره ریاست جمهوریشان (1364-1360)رئیس کمیته ملی المپیک (1366-1360)معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی؛ کابینه آیت‌الله هاشمی (1372-1368)مشاور تحقیقاتی رئیس‌جمهور؛ کابینه آیت‌الله هاشمی (1375-1372)مشاور علوم و فنون رئیس‌جمهور؛ کابینه سید محمد خاتمی (1384-1376)نماینده مردم شریف تهران در پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت‌رئیسه (1375)رئیس هیئت نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی (اکنون – 1375)عضو هیئت‌منصفه دادگاه مطبوعات کشور (1385-1382)نماینده مردم شریف تهران در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی (1385)نماینده مردم شریف تهران در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت‌رئیسه (1388)رئیس کمیته فنی انرژی هسته‌ای مجلس شورای اسلامی دوره هفتم (1385)رئیس کمیته فنی انرژی هسته‌ای مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم (1388)عضو هیئت امنای آستان قدس (اکنون – 1370)عضو ارشد هیئت‌رئیسه سبک ملی دابل فول کنتاکت (اکنون – 1384)عضو هیئت‌رئیسه فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران (اکنون – 1384)عضو شورای عالی اجرایی برنامه توسعه پایدار شهری در ایران (برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد) در سال 1385 
مؤسس و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا (1355-1348)عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران (1364-1357)عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی (اکنون – 1375)مؤسس و دبیر کل جامعه اسلامی دانشگاهیان (اکنون – 1357)مؤسس و دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین (اکنون – 1369)عضو شورای مرکزی نمایندگان ادوار مجلس مؤسس و دبیر کل جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی (1382)مؤسس و دبیر کل جامعه اسلامی ورزشکاران (1375)عضو مؤسس و رئیس دوره دوم خانه احزاب ایران نائب رئیس اول جبهه پیروان خط امام و رهبری (1385)نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره سومنامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتمعضو کمیته مرکزی کنفرانس بین‌المللی احزاب آسیایی (ICAPP) از سال 2010 تا کنون 
پس از شهادت 2 تن از نمایندگان استان خراسان در انفجار 7 تیر 1360 و انتخابات مجدد، غفوری فرد به اتفاق حجت‏الاسلام سید رضا کامیاب به عنوان نمایندگان جدید استان خراسان به مجلس اول جمهوری اسلامی راه یافتند. یک ماه پس از راه‌یابی به مجلس، او به سمت وزیر نیرو منصوب شد؛ اما بعد از چهار سال مجبور به استعفا شد. غفوری فرد چهار سال مدیریت وزارت نیرو را بر عهده داشت؛ اما به دلیل مخالفت برخی از اعضای دولت با وی، این وزیر دولت موسوی هیچ‌گاه موفق به کسب موفقیت‌های چشمگیر در مدت مدیریتش نشد.شاید لازم باشد به برخی از اظهارات غفوری فرد در خصوص ناکامی‌هایش در وزارت نیرو اشاره کنیم:من نمی‌خواهم کسی را محکوم کنم، ولی در نهایت آنچه موجب شد، من از وزارت نیرو بیرون بیایم، همین سختگیری‌های بیجا و شاید هم عمدی بعضی از دستگاه‌های دولتی بود. یک دفعه هم به آقای مهندس موسوی نامه نوشتم و گفتم سازمان برنامه می‌خواهد به من لطمه بزند، ولی عملاً به وزارت نیرو ضربه می‌زند. حالا که بودجه‌ وزارت را نمی‌دهند، من کنار می‏روم، کسی را به جای من بیاورید که با او خصومت و دشمنی نداشته باشند.حتی سال آخری که از وزارت نیرو بیرون آمدم، از اول سال تا آبان ماه که آنجا بودم، 75 مسافرت به استان‌ها داشتم؛ یعنی تقریباً، هفته‌ای سه بار به استان‌های مختلف مسافرت می‌کردم، پروژه‌ها را از نزدیک می‌دیدم و در جریان پروژه‌ها قرار داشتم و کار آن‌ها را پی‌گیری می‌کردم. با اینکه از لحاظ مالی بودجه‌ای که به ما می‌دادند خیلی ناچیز بود، باز هم در مورد آن بودجه‌ی کم، سختگیری زیادی می‌کردند.بعد از من، دکتر بانکی به این سمت منصوب شدند. یادم است دو سه روز بعد از آنکه از وزارت نیرو رفتم، دکتر بانکی به منزل ما زنگ زدند و گفتند: «آن دویست میلیون تومانی که چند وقت بود، می‌خواستی بگیری و به تو نمی‌دادند، به من دادند. و آن پنجاه میلیون دلاری را هم که به تو ندادند، به من دادند!» گفتم: «خوب، من به خاطر همین چیزها از وزارت بیرون آمدم.» زمانی که آیت‌الله مهدوی کنی نخست‌وزیر بودند (سال 1360)، من پیشنهاد کردم که وزیر نیرو، جزو اعضای شورای اقتصاد بشود. چون پروژه‌های بزرگی داشتیم و می‌بایستی این پروژه‌ها در شورای اقتصاد مطرح می‌شدند تا راجع به آن‌ها تصمیم‌گیری می‌شد.تا سال 1364 که من وزیر نیرو بودم، این کار انجام نشد. شاید روز شنبه و یا یکشنبه بود که من از وزارت بیرون آمدم و روز دوشنبه یا سه‌شنبه‌ی همان هفته، رادیو اعلام کرد: «وزیر نیرو به عضویت شورای اقتصاد در آمد!» یعنی در عرض چهار سال، علی‌رغم همه‌ی این مشکلات، در شورای اقتصاد پذیرفته نشدیم، اما بلافاصله و در همان هفته‌ای که من رفتم، اعلام کردند، وزیر نیرو عضو شورای اقتصاد شد.  
غفوری فرد درباره استعفا از کابینه میرحسین موسوی می‌گوید: شرایط برای کار مناسب نبود، برخی از سیاست‌های حاکم بر سازمان برنامه آن روز طوری بود که به تضعیف شدید وزارت نیرو منجر می‌شد و با مسائل صنعتی و انرژی کشور برخورد سیاسی می‌شد. شاید برخی از اعضای سازمان می‌خواستند که دکتر غفوری فرد وزیر نیرو را تضعیف کنند که منجر به تضعیف وزارت نیرو می‌شد. طرح‌هایی که می‌توانستیم در شرایط جنگی خیلی سریع به بهره‌برداری برسانیم، در تخصیص بودجه مقدار زیادی تأخیر می‌شد. بودجه‌های فراوانی را که به تصویب رسیده بود سازمان برنامه تخصیص نداد و وقتی ما رفتیم اما بعد از ما ارزهای سریالی تخصیص داده شد.  اختلاف غفوری فرد با موسوی به دوره وزارت او محدود نمی‌شود. وی در این زمینه می‌گوید: «من و شهید آیت مقاله‏هایی درباره گروه منافقین می نوشتیم اما مهندس موسوی که مسئول روزنامه جمهوری اسلامی بود، آنها را چاپ نمی کرد و می گفت: صلاح نمی دانیم که الان با منافقین درگیر شویم.درحالیکه ما معتقد بودیم که منافقین درگوشه و کنار کشور، با ما درگیر شده اند، اوحتی مخالف چاپ مقاله هایی علیه مصدق و به نفع آیت‏الله کاشانی بود.»وی با اشاره به تاریخچه اختلافاتش با میرحسین موسوی می‌گوید: از ابتدا من و شهید آیت در حزب جمهوری اسلامی با آقای موسوی اختلاف نظر داشتیم. شهید آیت مخالف عضویت مهندس موسوی در شورای مرکزی بود، چه رسد به اینکه بخواهد وزیر خارجه یا نخست‌وزیر شود. در حزب، من با آقای بادامچیان و ناطق نوری و جاسبی یک گروه بودیم، موسوی و دیگران هم یک گروه. همین اختلاف‌ها باعث شد تا حزبی با آن عظمت و استحکام نتواند ادامه حیات بیابد.  
غفوری فرد به مدت 4 سال از سال 68 تا 72 رئیس سازمان تربیت بدنی بود.  در دوره مدیریت دکتر حسن غفوری فرد، کاروان ورزش کشورمان در بازی‌های آسیایی 1990 پکن، شکست بسیار بدی خورد و با کسب 4 مدال طلا، 6 نقره و 8 برنز به میهن بازگشت.البته بسیاری دلیل این ناکامی را مدیریت ضعیف غفوری فرد بر سازمان تربیت بدنی نمی‌دانند و می‌گویند: «وی کاروان ورزش را تنها یک سال قبل از بازی های آسیایی از احمد درگاهی گرفته بود، بنابراین نتیجه عملکرد وی را می بایست در مسابقات 1994 هیروشیما بررسی کرد.»این عده می‌گویند: «کاروان ورزشی کشورمان در المپیک 1994 هیروشیما و در زمانی که تنها 9 ماه از مدیریت هاشمی‏طبا در سازمان تربیت بدنی می گذشت با 9 مدال طلا، 9 نقره و یک برنز به کشور بازگشت که این افتخار به غفوری فرد اختصاص دارد.» 
غفوری فرد در مورد کناره‌گیری از دولت هاشمی می‌گوید: مسئله رانت‌خواری از اوایل دهه 70 شروع شد و من هم در سال 72 از دولت استعفا دادم؛ بنابراین همان اوایل شروع این مسئله بود. به هر حال من در همان دوران استعفا دادم.مسئله بعدی اینکه من معاون رئیس‌جمهور بودم و طبق قانون در دولت معاون رئیس‌جمهوری حق رأی ندارد، اما حق اظهارنظر دارد و سوم اینکه من درهمان دوران مصاحبه‌ای کردم که در شهریور سال 1372 منجر به استعفای من شد چاپ شد و مشخص است. اعتراض شدید من باعث شد من مجبور به استعفا شوم یا کنار گذاشته شوم، بنابراین اعتراض من در آن موقع چاپ شد.من البته در جلسات خصوصی گفته‌ام الان شاید اثبات آن خیلی ساده نباشد ولی شخصاً در سال 72 اعتراض من به این روندی بود که ایجاد شده بود، یعنی یک طبقه‌ای به سوی تجمل‌گرایی شدید رفته و طبقه جدیدی که تشکیل شده بود از بیت‌المال استفاده می‌کرد و به ثروت‌هایی رسیده بودند و یا از زندگی دوران انقلابی فاصله گرفته بودند.  وی ادامه می‌دهد: اوایل انقلاب پست قبول کردن نهایت محرومیت مادی بود و خطر ترور...من قبل از انقلاب سال 57 و 56 از طرف ساواک تحت تعقیب بودم، چند بار زندانی شدم و چند بار بازداشت شدم، اما درعین‌حال با توجه به اینکه استاد بودم ماهی 30 هزار تومان حقوق می‌گرفتم بعد از انقلاب شدم استاندار خراسان و ماهی 7 هزار تومان حقوق می‌گرفتم یعنی آن موقع کسانی که آمادگی ایثار و فداکاری و آمادگی خدمت داشته‌اند مسئولیت قبول می‌کردند؛ اما در سال‌های 70 به بعد حقوق با افزایش بسیاری یافت. 
در انتخابات مجلس پنجم در اسفند 1374، به عنوان نماینده تهران به مجلس راه یافت. همچنین در سال‌های 1385- 1388، رئیس دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین بود.پس از دو دوره غیبت، او مجدداً در انتخابات دوره هشتم (1386) به پیروزی رسید و بار دیگر به مجلس راه یافت. 
حسن غفوری فرد، از معدود افرادی است که همزمان در پنج حزب کشور عضو است و به فعالیت تشکیلاتی معتقد است و زمانی عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود و هم اکنون نیز دبیر کل جامعه اسلامی ورزشکاران، عضو جامعه اسلامی مهندسین، عضو جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی و عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشگاهیان است.وی در صدر لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان که شعار اصلی آن «قانون‌گرایی، عقلانیت، عدالت‌خواهی، حفظ کرامت انسانی، دوری از تهمت و تخریب و توجه به مشکلات اصلی مردم  است» بود؛ قرار داشت. با این وجود او نتوانست در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی موفق شود و کلید بهارستان را دریافت کند.  
اسناد و مراجع