یوهان سباستیان باخ (Johann Sebastian Bach ) در 21 مارس سال 1685 در شهر "ایزناخ" از یک خانواده قدیمی و متعصب پروتستان، در مرکز آلمان به دنیا آمد . یوهان سباستیان باخ، در خانواده ای بزرگ شده که پیشینیان او صد سال به موسیقی آشنایی داشتند و با زماندگان او نیز صد سال به عالم موسیقی خدمت کردند.خانواده باخ، غالبا فنون موسیقی را از یکدیگر می آموختند و گاهی نیز به واسطه قریحه و تجربه به موسیقی آشنا می شدند . موسیقی در خانواده باخ تفریح آنها ، کار آنها ، مطالعه آنها و زندگی آنها بود . سباستیان، عضوی از شگفت‌آورترین تبار موسیقایی تمام اعصار بود. در زمانی بیش از 200 سال، خاندان باخ توانست دوازده نوازنده و آهنگساز شایسته و توانا را تربیت نماید.باخ نخستین بار در ژانویه سال 1703 در دربار "دوک یوهان ارنست" به‌عنوان نوازنده سمتی کسب کرد. سپس در سال 1706 ارگ نواز کلیسای "سنت بلاسیوس کیرشه" منصوب و در سال 1708 سرپرست ارکستر "دوک ساکس" شد. وی در سال 1723 در شهر لایپزیک سمت کانتور Cantor و ارگانیست کلیسای سن توماس St.Thomas انتخاب شد و تا سال وفات خود (سال 1750) در آن شهر زندگی کرد.بتهون نخستین کسی است که در آثار باخ دقت و مطالعه کرده و مخصوصاً سبک فوگ او را در تصنیف خود به کار برده است اما شخصیت واقعی باخ صد سال بعد از مرگ او توسط "مندلسون" و "شومان" معرفی شد و به این طریق یک آهنگساز فراموش شده در رأس همه موسیقیدانها قرار گرفت. 
مؤسس خانواده باخ، "فایت باخ" Veit Bach  بود که در قرن 16 میلادی در قریه  "وخمار" Wechmar  نزدیک "گوتا" Gotha  و "آرنشتات" Arnstadt  می زیست. پسر فایت، "هانس" Hans  معروف به "شپیلمان" Spielmann  نوازنده ویولون و موسیقی دان بوده و همچنین پسر او "کریستوف" Christoph  و پسر او "آمبرزیوس"  Ambrosius  و پسر او یوهان سباستیان باخ بود. پدر سباستیان، "یوهان آمبرزیوس باخ" از نوازندگان درباری و مادرش "الیزابت لمرهیرت" دختر یکی از کارمندان شهرداری "اورفورت" بود. پرفسور "سانفرد تری" (Sanford Terry ) که یکی از محققین بزرگ باخ بوده، در شجره نسب خانواده باخ به این نتیجه رسیده که از بیست فرزند یوهان سباستیان باخ که شانزده نفر آنها عمر طولانی داشتند فقط یکی از باخ ها توانست دودمان آنها را حفظ کند و او چهار فرزند داشت که آخرین آنها به سال 1871 درگذشت و از آن تاریخ خانواده باخ به کلی از بین رفت. از چهار پشت خانواده باخ تا اواخر قرن 19 قریب صد نفر پیدا شدند. باخ ها در تمام اروپا پراکنده شدند و هنر موسیقی را در همه کشورها رواج دادند . آلمان ، ایتالیا ، انگلستان و روسیه به وجود باخ در کشور خود افتخار می کردند. ولی با وجود کثرت اولاد ، کسی از خانواده باخ باقی نماند و تا قرن 19 خاندان آنها منقرض شد. ازدواج و فرزندان باخ ، چهار ماه بعد از نقل مکان به شهر "مول‌هاوزن"، در اکتبر سال 1707، با دختر پسرعموی پدرش "ماریا باربارا" اهل "آرنشتات" بوده ازدواج کرد. آنها صاحب هفت فرزند شدند که چهارتای آنها به بزرگسالی رسیدند. از این چهار، سه پسر، " ویلهلم فریدمان باخ"، "یوهان کریستین باخ" و "کارل فیلیپ امانوئل باخ" آهنگسازان سبک مصنوع روکوکو که در پی سبک باروک ظاهر شده بود، گشتند. در سال 1720 پس از وفات زنش بار دوم با خواننده سوپرانو Soprano  "آنا ماگدالنا وولکن" Anna Magdalena Wulken  ازدواج کرد و صاحب 4 فرزند شد. 
تاریخ موسیقی از زمان "فایت" در خانواده باخ شروع شده، "فایت" که در "تورینگن" Thuringen  شغل نانوایی داشته به موسیقی بسیار علاقه مند بود . یوهان سباستیان باخ می گوید : «هنگامی که فایت برای گرفتن آرد نزد آسیابان می رفت ، سیتار خود را همراه می برد تا در کنار آسیا بنوازد و به این طریق موسیقی در خانواده ما شروع شد». اگر موسیقی تا این زمان در خانواده باخ کار کوچکی بود ، یوهان سباستیان باخ آن را به عالی ترین حد خود رسانید. اما با آنکه باخ در عصر خود مقام و اهمیت بسیار داشت شهرت او بیشتر به واسطه جنبه مذهبی و تخصص او در نواختن ارگ بود و بعد از مرگش مدتی نام «یوهان سباستیان باخ» فراموش شد. 
یوهان سباستیان بیش از ده سال نداشت که مادرش در سال 1964 و پدرش به فاصله یک سال فوت کردند و او خود را تنها یافت و ناچار به "اردروف" Ohrdruff  که برادر بزرگش "یوهان کریستف" ارگانیست آن شهر بوده، رفت و تحت نظر برادش به "کلاوسن" آشنا شد . علاقه موسیقی در یوهان سباستیان کوچک به حدی بود که در زمان کوتاهی قطعاتی را که برادرش برای تمرین به او داده بود فرا گرفت . اما برادرش کتابی داشت که آثار همه استادان بزرگ مانند "فروبرگر" Frohberger ، "کرل" Kerl  و "پاخلبل" Pachelbel در آن یافت می شد و با وجود اصرار یوهان سباستیان برادرش راضی نمی شد این کتاب را به او بدهد . فعالیت و پشتکار یوهان سباستیان او را بر آن داشت که تصمیم معصومانه ای اتخاذ کند . این کتاب در اتاق کوچکی که درهای آن از نرده آهنی ساخته شده بود قرار داشت و در اتاق قفل بود . یوهان سباستیان شب وقتی که همه درخواب بودند توانست به آنجا برود و با دستهای کوچک خود کتاب را از میان نرده بیرون بکشد . چون روشنایی چراغ نبود اوناچار در نور مهتاب از روی کتاب نسخه برداشت. به این طریق او هر شب کتاب را برمی داشت، از روی آن می نوشت و باز به جای خود می گذاشت. پس از شش ماه یک نسخه از کتاب را به خط خود تهیه کرد .» این همت و صبر و شکیبایی در سنی که هیچ گاه اطفال عادی قدرت آن را ندارند برای باخ کوچک مستلزم پشتکار فوق العاده ای بود ولی باخ موسیقی را دوست داشت و هیچ چیز نمی توانست او را از این علاقه منصرف کند. 
در پانزده سالگی ، باخ در آوازهای دسته جمعی کلیسای "سن میشل" شرکت کرده، با ارگ نواز مشهور، " گئورگ بوم" G.Bohm آشنا شد وی از "بوم"  شنید که استاد "راینکن" A.Reinken  در کلیسای "سنت کاترین" هامبورک، ارگ می نوازد . لونبورک Luneburg  از هامبورک 120 کیلومتر دور بوده و باخ کوچک آنقدر استطاعت نداشته تا به آن شهر مسافرت کند ولی به حدی به شنیدن راینکن علاقه داشته که این راه را با پای پیاده پیمود و خود را به هامبورک رسانید و از حضور راینکن استفاده کرد. بعدها وقتی باخ در شهرهای دیگر آلمان شهرت یافت یک بار دیگر به هامبورک آمد و راینکن را که آن وقت صد سال از عمرش می گذشت ملاقات کرد . این بار باخ قطعاتی از خود روی ارگ نواخت . راینکن باخ را تحسین کرد و گفت : «من تصور می کردم که این هنر مرده است ولی حالا می بینم در وجود شما زنده شده است .» باخ در جوانی به مجارستان مسافرت کرد ولی در آنجا توسط مقامات محلی به علت تبلیغ مذهب لوتر تبعید شد و بار دیگر به آلمان آمد. 
باخ با کوشش و زحمت زیاد بالاخره در عالم موسیقی وارد شد و مسلماً فنی از موسیقی نبود که باخ از آموختن آن غفلت کرده باشد . وی در این دوره، استاد برجسته ای شد و توانست بزرگترین گنجینه موسیقی را برای آهنگسازان و نوازندگان جوان به یادگار گذارد. هدف باخ در عرصه موسیقی، این بوده که با آثار همه استادان بزرگ موسیقی آشنا شود و نواختن و طرز اجرای آنها را بیاموزد و برای رسیدن به این مقصود هر مانعی که در راه خود می یافت با فعالیت و پشتکار خود از میان می برد. 
در ژانویه 1703، کمی پس از فارغ‌ التحصیلی، باخ در نمازخانه دربار "دوک یوهان ارنست" در "وایمار" (شهری بزرگ در تورین‌گن)  به‌عنوان نوازنده درباری سمتی کسب کرد. طی اقامت هفت‌ماهه‌اش در وایمار توانایی او در نواختن سازهای کلاویه‌ای شهرت یافته و از او دعوت شد که ارگ جدید کلیسای "بونیفاسیوس" در "آرنشتات" را بررسی نماید و تک ‌نوازی آغازین را روی آن انجام دهد. خانواده باخ روابط نزدیکی با مردم شهر "آرنشتات" داشتند. این شهر در 180 کیلومتری جنوب‌ غربی وایمار و در کناره جنگلی بزرگ قرار دارد. سرانجام وی در اوت سال 1703، سمت ارگ ‌نواز در کلیسای یادشده را پذیرفت.  
باخ در سالهای 1705 تا 1706، برای ملاقات استاد بزرگ، "بوکسته‌هود"، از "آرنشتات" به شهر شمالی "لوبک" سفر کرد. وی با وجود یک ماه مرخصی که گرفته بود، این سفر را بیش از سه ماه به طول انجامید. این رویداد معروف در زندگی وی شامل سفری 800 کیلومتری (رفت و برگشت) با پای پیاده برای ملاقات مردی بود که باخ او را پدر ارگ ‌نوازان آلمانی می‌دانست. این ملاقات، سبک "بوکسته‌ هود" را سنگِ بنایِ آثار اولیه باخ قرار داد و این مسئله که وی مدت زمانی بیش از مرخصی یک ماهه‌اش را صرف این ملاقات کرد، مشخص می‌کند که زمانی که با استاد پیر گذراند، بی‌اندازه برای هنر باخ مهم بود.  
در سال 1706، با وجود موقعیت خوبش در آرنشتات، باخ دیگر فهمیده بود که باید از محیط اجتماعی و خانوادگی بگریزد و در حرفه‌اش پیش رود. در ژوئن 1707، سمت جذابتری به او پیشنهاد شد، ارگ ‌نوازی در کلیسای "سنت بلاسیوس کیرشه" در "مول‌هاوزن"، شهر شمالی آلمان، که این مسوولیت پیش‌تر بر عهده ارگ ‌نواز چیره دست "یوهان گئورک آل" بود. در همین سال به "کوتن" Cothen مسافرت کرده و در آنجا نیز رهبری ارکستر دربار را به عهده گرفت ، "کنسرتوهای ویولون"، "براندنبورگ" و "سویت های ارکستر" را نیز در این شهر نوشت. 
از سال 1708 به سمت سرپرست ارکستر "دوک ساکس" و "وایمار" انتخاب شد . در این زمان بود که بین او و "لوئی مارشان" Louis Marchand (ارگانیست معروف فرانسوی) قرار مسابقه گذاشته شد . اما "مارشان" از ترس شکست ، روز پیش از مسابقه شهر را ترک کرد و به این طریق پیروزی باخ مسلم شد.سمت کانتوردر سال 1723 به لایپزیک سفر کرد و در آن شهر به سمت کانتور Cantor و ارگانیست کلیسای سن توماس St.Thomas انتخاب شد و تا سال وفات خود (سال 1750) در آن شهر می زیست. 
در ابتدای سال 1749 بیماری آب ‌مروارید باخ، به طور جدی در حال پیشرفت بود. شورای شهر حتی پیش از مرگ باخ جانشینی برای وی برگزید، ولی آهنگساز پیر هنوز عقب‌نشینی نکرده بود. در نهایت ضعف بینایی باخ، به حدی شدت گرفته که وی ناگزیر به عمل جراحی شد. پزشک جراح باخ که از مشهورترین جراحان چشم آن دوران بوده و حتی چشم "هندل" را نیز عمل کرده، "جان تیلور" نام داشت و انگلیسی بود. اما عمل جراحی بر روی چشم باخ موفقیت‌آمیز نبوده و جراحی دوم در آوریل 1750 وی را نابینا و زمین‌گیر کرد. در 28 ماه ژوئیه وی پس از یک سکته مغزی، در سن 65 سالگی درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۹

اسناد و مراجع