یوسف بن احمد بن ابراهیم درازی بحرانی در 1107 ق (1074 ش) در قریه ماحوز در یک فرسخی جنوب غربی منامه، پایتخت بحرین به دنیا آمد، اگرچه وطن اصلی او قریه دراز در دو فرسخ و نیمی در جنوب منامه، بوده است که این قریه غیر از جزیره دراز یا قشم است. یوسف بحرانی دوران کودکی را زیر نظر جدش، ابراهیم، که به تجارت مروارید اشتغال داشته است، گذرانده و آموزگاری در خانه به او قرآن و خط را تعلیم داده است. سپس پدرش که مخالف شدید اخباریون بود، تربیت علمی او را برعهده گرفته و تا پایان عمر در تکمیل و تقویت مقام علمی و ادبی او کوشید. پدر بحرانی مردی دانشمند بوده و به منظور شاگردی نزد شیخ سلیمان ماحوزی (معروف به محقق بحرانی؛ بحرانی، سلیمان) مدتی در این قریه اقامت داشته است. احمد بحرانی پدر شیخ یوسف، پیرو مسلک مجتهدان بوده و بشدت با اخباریون، که در بحرین بیش از نقاط دیگر فعالیت می‌کردند، مخالفت داشته و در حال تدوین اعتراضات خود بر کتاب منیة الممارسین شیخ عبدالله بن صالح سماهیجی، از مدافعان سرسخت مشرب اخباری، به صورت رساله ای مستقل بوده، ولی با درگذشتش این کار ناتمام مانده است. بنا به گفته سماهیجی احمد بحرانی که معاصر و شاگرد او نیز بوده است، گذشته از مقام فقهی و حدیثی در علوم عقلی و ریاضی نیز مهارت داشته است. محدث بحرانی به دلیل مشکلاتی که پیش می آمد مدتی از عمر خود را در سفر بود تا آنکه در کربلا اقامت گزید. وی نزدیک به سی کتاب و رساله، که غالباً فقهی اند، تألیف کرده است. مشرب او ظاهراً در ابتدا اخباری بوده ولی به مرور زمان و خصوصاً پس از همنشینی با آیت الله وحید بهبهانی از این روش خود فاصله گرفته و به اصولیون و مجتهدین نزدیک گشته است. شیخ بحرانی دارای تألیفاتی است که مهمترین آنها کتاب الحدائق پیرامون فقه استدلالی می باشد. شاگردان بزرگی را این محدث گرانقدر تربیت کرده که از جمله آنها مولا مهدی نراقی و علامه بحرالعلوم است. ایشان عمدتاً در دو شهر شیراز و بعد تا پایان عمر در کربلا زندگی کرد. محدث بحرانی در سن 79 سالگی در ربیع الاول 1186ق (1151 ش) در کربلا از دنیا رفت و بنا به وصیتش آیت الله وحید بهبهانی بر او نماز گذارد و در حرم امام حسین علیه السلام به خاک سپرده شد. 
دوران زندگی شیخ یوسف بحرانی با حوادث زیادی همراه بود که موجب شد او از شهری به شهر دیگر روانه شود. با این همه، وی تلاش و کوشش علمی را رها نکرد و هرگز از آموزش و تحقیق جدا نشد. در آغاز کودکی، شاهد جنگ‌های قبیله‌ای، بین دو قبیله الهوله و الْعتوب بود. سپس، چنانچه یاد شد، براثر هجوم پی درپی سلطان عمان به بحرین، خانواده اش به قطیف مهاجرت کرد و تنها او، که بزرگترین پسر خانواده بود، برای حفظ اموال در بحرین ماند؛ ولی بعد از سلطه کامل مهاجمان و شکست قوای ایرانی و به آتش کشیده شدن خانه پدری، به خانواده خود ملحق شد و با مرگ پدر در همان اوان، سرپرستی خانواده را برعهده گرفت. وی مجدداً بعد از مدتی به بحرین باز گشت اما به علت فشارهای مالی و آشفتگی اوضاع داخلی بحرین در اثر سقوط حکومت صفوی، ناگزیر راهی ایران شد. بحرانی، پس از مدت کوتاهی اقامت در کرمان، به شیراز رفت و به لحاظ حرمتی که محمدتقی خان، حاکم شیراز، برای او قایل شد، چند سال با آرامش به تدریس و تألیف و ادای وظایف دینی پرداخت. براثر آشفتگی اوضاع داخلی شیراز به دلیل طغیان محمدتقی خان بر حکومت نادرشاه و شکست او بعد از جنگی ویرانگر و نیز شیوع وبا در سالهای 1156 و 1157 ق (1122 ش) به فسا رفت و حاکم آن شهر از او تجلیل کرد. مدتی نیز در این شهر با آرامش خاطر به تألیف و تحقیق و نیز، برای امرار معاش، به زراعت پرداخت که گویا براثر هجوم علیمردان در 1165 ق (1131 ش) به آن‌جا و قتل حاکم فسا و غارت شدن شهر و از جمله به تاراج رفتن دارایی و نابودی کتابهای او، در نهایت پریشانی به اصطهبانات رفت و سرانجام راهی کربلا شد و تا پایان عمر در همان‌جا ماند. 
بحرانی در زمان مهاجرت و اقامت دو ساله در قطیف نزد شیخ حسین ماحوزی، فقیه مجتهد و مخالف علنی مسلک اخباری شاگردی کرد، همچنانکه چند سال پس از آن نیز بار دیگر نزد او تلمذ کرد و از وی اجازه حدیث گرفت. پس از مصالحه دولت ایران و سلطان عمان و آزادی بحرین، به وطن بازگشت و چند سال نزد عالمان آن‌جا درس خواند. وی همچنین بعد از بازگشت از سفر حج و توقف مجدد در قطیف برای فراگیری حدیث از ماحوزی، به علت فشارهای مالی و آشفتگی اوضاع داخلی بحرین در اثر سقوط حکومت صفوی، ناگزیر راهی ایران شد. بحرانی، پس از مدت کوتاهی اقامت در کرمان، به شیراز رفت و چند سال با آرامش به تدریس و تألیف و ادای وظایف دینی پرداخت و نیز نزد شیخ عبدالله بلادی بحرانی شاگردی کرد. بحرانی به رغم نابسامانیهای مختلف دوران زندگی ـ که در بیش‌تر اشعار خود به آن اشاره دارد ـ هیچگاه تحقیق و تألیف و تدریس را رها نکرد و در تربیت شاگردان و مباحثه با معاصران و نگارش پاسخ پرسشهای دینی و سایر خدمات دینی و علمی اهتمام داشت. او، علاوه بر استادان خود، از چهارتن از شیوخ حدیث اجازه گرفت، که از آن جمله است: مولی رفیعا گیلانی که خود از علامه مجلسی اجازه داشته و بحرانی را با علو اسناد به مجلسی متصل می‌کند. بحرانی مشایخ و طرق اجازه و روایت خود را در لؤلؤه البحرین به تفصیل شناسانده است. 
نام شاگردان شیخ یوسف بحرانی در شیراز معلوم نیست، ولی برخی از شاگردانش در کربلا عبارتند از: ملا مهدی نراقی مؤلف کتاب جامع السعادات علامه بحرالعلوم ابوعلی حائری مؤلف کتاب منتهی المقال میرزا مهدی خراسانی فیلسوف نامی مشهد میرزا مهدی شهرستانی میرزای قمی مؤلف کتاب قوانین الاصول سید علی طباطبایی مشهور به صاحب ریاض حسن و احمد برادر زادگانش بحرانی، علاوه بر مقام علمی، از مشایخ اجازه حدیث بوده و بسیاری از مشایخ حدیث در طبقات بعد، از طریق او به سلسله اجازات می‌پیوندند. در میان کسانی که از او اجازه حدیث گرفته اند، گذشته از بیش‌تر شاگردان نامبرده وی، می توان به موارد زیر اشاره کرد: سید عبدالله بحرانی محمدمهدی فتونی شیخ سلیمان بن معتوق العاملی شیخ حسین بن محمد و شیخ احمد بن محمد (برادر زادگان محدث بحرانی) شیخ خلف بن عبدعلی 
آثار یوسف بحرانی، چه به صورت تألیف مستقل و چه به صورت جواب مکتوب سؤالات و چه به صورت حاشیه و تعلیقه، حدود 50 اثر است که عمدتاً در حدیث، کلام و فقه نوشته شده و بنا به نوشته خود او در لؤلؤة البحرین برخی از نوشته‌های او، از جمله اجوبة المسائل الشیرازیة، در حادثه غارت خانه او در فسا، از بین رفته است. برخی آثار او عبارتند از: الحدائق الناضرة؛ مجموعه‌ای در فقه استدلالی الدرر النجفیه من الملتقطات الیوسفیة؛ پیرامون مبانی و قواعد استنباط فقهی براساس احادیث لؤلؤة البحرین؛ از منابع معتبر تراجم و رجال الصوارم القاصمة لظهورالجامعین بین ولد فاطمه جلیس الحاضر و انیس المسافر یا کشکول؛ حاوی مطالب گوناگون که برای فرزندش نگاشته الخطب؛ مجموعه سخنرانیهای او در شیراز الاربعون حدیثا فی فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام حاشیه بر من لایحضره الفقیه حاشیه بر مدارک الاحکام رساله ‌ای در آب قلیل فیض کاشانی رساله ‌ای در رضاع میرداماد رساله ‌ای در رد صوفیه با عنوان النفحات الملکوتیة رساله ای در نقد ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغة، به نام سلاسل الحدید فی تقیید ابن ابی الحدید 
آثار علمی بحرانی، چه به صورت تألیف مستقل و چه به صورت جواب مکتوب سؤالات و چه به صورت حاشیه و تعلیقه، از چهل تجاوز می‌کند که عمدتاً در حدیث و کلام و فقه است و، بنا به نوشته خود او در لؤلؤه و نقل مازندرانی حائری در منتهی المقال، برخی از نوشته های او، از جمله اجوبه المسائل الشیرازیه، در حادثه غارت خانه او در فسا، از بین رفته است. بحرانی گذشته از کتب علمی، شعر نیز می‌سروده و مقالات ادیبانه نیز می‌نوشته است. شماری از نوشته های ادبی او در جزء دوم کشکول وی و همچنین در کتابی به نام الخطب (شامل خطبه های جمعه و اعیاد) موجود است. اهم کتابهای او، چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ موضوع، عبارت‌اند از: الحدائق الناضره مجموعه ای در فقه استدلالی، که تألیف آن را در فسا آغاز کرد و در کربلا ادامه داد، ولی به دلیل تفصیل مطلب فقط از مبحث طهارت تا آخر بحث ظهار را شامل است. او در این کتاب، خصوصاً قسمتی که در کربلا تألیف کرده به تتبع کامل در روایات و اقوال فقها پیرامون هر مسئله پرداخته و کوشیده است که هیچ نکته ای را فرو نگذارد. به همین دلیل، فقهای بعد از او، از جمله شیخ محمد حسن نجفی در جواهرالکلام، به مطالب این کتاب، چه برای نقل اقوال و احادیث و چه برای بررسی مطالب، مراجعه می‌کرده اند. او در روش فقهی، همانگونه که خود در مقدمه طولانی کتاب نوشته، اخباری میانه رو است. او روایات راجع به هر مسئله را، براساس دیدگاه خود مبنی بر صحت احادیث کتب معتبر شیعه، بدون بررسی و نقد سند آن‌ها نقل و علاوه بر تحلیل محتوایی آنها، اقوال یا بیانات فقهای دیگر را درباره مسئله یا روایت بدقت بررسی می‌کند، هر چند فتوای مشهور و اجماع فقها را ذاتاً معتبر نمی‌داند؛ در عین حال، با آن‌که قیاس را، حتی اگر منصوص العله باشد، نمی پذیرد، گاهی برخلاف بیش‌تر فقها تا حد استنباط علت از روایات پیش می‌رود. او در این مجموعه مبحث جهاد را، به دلیل بهره کم آن در عصر غیبت مطرح نکرده و کتاب را تا پایان بحث ظهار پیش برده است. حائری، ضمن ستایش کتاب از نظر تتبع، نپرداختن مؤلف را به استدلال براساس قواعد فقهی و مبانی اصولی یادآوری کرده است. الحدائق نزد دانشمندان معاصر و متأخر بحرانی مقبول افتاده و چند حاشیه بر آن نوشته شده است. همچنین بر مقدمه آن ـ که بحرانی در آن روش و دیدگاه فقهی و اصولی خود را ارائه کرده است ـ شرح و نقد و رد نوشته شده است؛ و نیز شاگرد و برادرزاده او، شیخ حسین بن محمد، باقیمانده مباحث الحدائق را تدوین کرده و آن را عیون الحقایق الناظره فی تتمیم الحدائق الناضره (یا: الحقائق الفاخره) نامیده است. الدررالنجفیه من الملتقطات الیوسفیه شامل هفتاد دره پیرامون مبانی و قواعد استنباط فقهی براساس احادیث که با اندکی تفاوت همان مطالب مقدمات دوازده ‌گانه الحدائق است و مؤلف در 1177 ق از نگارش آن فارغ شده است.   الصوارم القاصمه لظهورالجامعین بین ولد فاطمه مؤلف در آن برخلاف همه فقها بجز شیخ حر عاملی فتوا داده و به همین دلیل آماج نقد و رد فقهای معاصر و متأخر خود، از جمله وحید بهبهانی و فرزند وی آقا محمدعلی، قرار گرفته است. جلیس الحاضر و انیس المسافر کتابی به نام جلیس الحاضر و انیس المسافر (یا: جلیس المسافر و انیس الحاضر) حاوی مطالب گوناگون نیز به افتخار فرزند خود نوشته که به نام الکشکول مشهور بوده و به همین عنوان نیز چاپ شده است. لؤلؤه البحرین فی الاجازه لقرتی العین محدث بحرانی این کتاب را به عنوان اجازه برای برادرزادگانش نگاشته و در آن بتفصیل از عالمان معاصر خود گرفته تا دوران کلینی و ابن بابویه یاد کرده است. این کتاب از منابع معتبر تراجم و رجال است. بر این اثر چند حاشیه نوشته شده و یکی از شاگردان بحرانی آن را تلخیص کرده است.  
محدث بحرانی یکی از برجسته‌ترین عالمان و مدافعان نحله فقهی و حدیثی اخباری و نیز آخرین شخصیت در خور ذکر این نحله علمی است که با وحید بهبهانی، مجتهد ضد اخباری معاصر خود، در کربلا مناظرات طولانی داشته و گفته شده است که این مناظرات در تغییر دیدگاه او و احتمالاً از رونق افتادن مسلک اخباری و رواج مکتب اصولی و با توجه به موقعیت علمی بحرانی نزد اخباریون سخت مؤثر افتاده است. مؤثر افتاده است. بحرانی، نزد پدر خود و ماحوزی، دو مجتهد مخالف علنی نحله اخباری، درس خوانده بوده و چنانکه خود در مقدمه دوازدهم الحدائق می‌نویسد،  ابتدا از مدافعان جدی اخباریون بوده و با برخی مجتهدان معاصر خود مناظراتی داشته و در المسائل الشیرازیه به تفصیل در این باب سخن گفته است؛ اما در زمان تألیف الحدائق هرگونه دسته بندی عالمان شیعه را ناصواب خوانده و از ملا محمد امین استرابادی که آغازگر این دسته بندی‌ها و سرزنش مجتهدان و بدگویی از آنان بوده، انتقاد می‌کند. به عقیده بحرانی، گرایش به مسلک اجتهاد یا تکیه کردن بر روش اخباری همواره در میان فقها وجود داشته، ولی هیچ‌گاه طرفین از یکدیگر بدگویی نمی‌کرده‌اند. خصوصاً اینکه شماری از مجتهدان، مثلاً شیخ مفید و شیخ طوسی، در برخی از مسائل هم رأی اخباریون بوده‌اند و برخی محدثان، مانند صدوق، نظریاتی سازگار با مرام مجتهدان داشته‌اند. بحرانی روابط دوستانه‌ای با وحید بهبهانی در دوران اقامت در کربلا داشته است، که همین نشانه اعتدال اوست، این احتمال نیز مطرح است که بحرانی بعد از گفتگو با وحید بهبهانی، از مرام اخباری فاصله گرفته و با تأیید مجتهد معاصر خود در تقویت اجتهاد و تضعیف اخباریون می‌کوشیده است. سید حسن صدر در اجازه حدیثی مفصل خود برای سید مرتضی حسینی جوانپوری (به نام بغیة الوعاه)، که در آن طبقات محدثان شیعه را نام برده، به مناسبت معرفی بحرانی، صورت مناظرات او را با وحید بهبهانی نقل کرده است. تجلیل بهبهانی از او، بعد از مرگش و نماز میت بر او و همچنین حضور جدی مردم و علما در مراسم تشییع او به رغم کاهش جمعیت شهر به سبب طاعون می‌تواند مؤید همین احتمال باشد که او از اخباری گری دست برداشته است. گرچه هیچ تصریحی از خود او یا شاگردان و معاصرانش درباره کناره گیری کامل وی از اخباری گری نقل نشده است. 
محدث بحرانی در زمان تألیف الحدائق هرگونه دسته بندی عالمان شیعه را ناصواب خوانده و از ملا محمد امین استرابادی، که آغازگر این دسته بندیها و سرزنش مجتهدان و بدگویی از آنان بوده، انتقاد می‌کند. به عقیده او گرایش به مسلک اجتهاد یا تکیه کردن بر روش اخباری همواره در میان فقها وجود داشته، ولی هیچگاه طرفین از یکدیگر بدگویی نمی‌کرده اند. خصوصاً اینکه شماری از مجتهدان، مثلاً شیخ مفید و شیخ طوسی، در برخی از مسائل همرأی اخباریون بوده‌اند و برخی محدثان، مانند صدوق، نظریاتی سازگار با مرام مجتهدان داشته اند؛ به طوری که تفکیک دو نحله فقهی اخباریگری و اجتهاد‌ به‌ طور دقیق ممکن نیست. همچنین بزرگانی از مجتهدان شیعه، از جمله علامه حلی، که خدمات ارجمند علمی و عملی دینی داشته و همه دانشمندان بعدی از آثار علمی او بهره برده اند، کمترین کوتاهی در اقامه دین و احیای سنت نبوی نکرده‌اند و باید به نیکی و بزرگی یاد شوند و نسبت ویرانگری دینی به آنان دادن روا نیست. خود او، در متن کتاب، همه جا از فقهای شیعه با احترام یاد می‌کند و در تحلیل و نقد فتاوا و نظریات آنان به هیچ روی از سیره علمی دور نمی‌شود. در مقدمه دوم همان کتاب همچنین روش خود را در برخورد با احادیث، که آن را روش میانه (طریقاً وسْطی) و طریقه علامه مجلسی می‌داند، توضیح داده و بر صحت کتب معتبر حدیثی (و نه تمام احادیث منسوب به ائمه علیهم السلام) مانند کتب اربعه و بحارالانوار و معانی الاخبار و خصال و نیز الفقه الرضوی (بابویه، آل)، به دلیل اعتماد محدثان بزرگ بر آنها، تصریح می‌کند؛ همچنانکه در مقدمه سوم به نقد نظریه افراطی شماری از اخباریون و عجز آنان از فهم مرادات قرآنی پرداخته و نظریه شیخ طوسی را در تقسیم آیات قرآن از نظر دلالت بر مقصود تأیید می‌کند. در سایر مقدمات نیز مبانی اصولی خود را در استنباط فقهی توضیح می‌دهد، که نشانه روش اعتدالی او و نپذیرفتن همه دیدگاههای اخباریون است، در عین آن‌که تفاوت نظر او را با نحله اجتهاد نشان می‌دهد. 
روابط دوستانه محدث قمی با وحید بهبهانی در دوران اقامت کربلا و تصریح به مقام علمی و عدالت او با آن‌که بهبهانی با مشرب اخباریون، که بنابه نوشته مازندرانی حائری، در آن روزگار در عراق، خصوصاً در حوزه علمی نجف و کربلا، حضور فعال داشتند، بشدت مبارزه می‌کرده و حتی به انتقاد صریح از شخص بحرانی می‌پرداخته و برخی از شاگردان خود (مثلاً صاحب ریاض المسائل) را از شرکت در درس او، نهی می‌نموده است، نشانه همین اعتدال است. این احتمال نیز مطرح است که بحرانی بعد از گفتگو با بهبهانی، از مرام اخباری فاصله گرفته و با تأیید مجتهد معاصر خود در تقویت اجتهاد و تضعیف اخباریون که غالباً با روشهای تند بر مجتهدان و مشرب اجتهاد می‌تاخته ‌اند می ‌کوشیده است. تجلیل بهبهانی از او، بعد از مرگش، و حضور جدی مردم و علما در مراسم تشییع او به رغم کاهش جمعیت شهر به سبب طاعون می تواند مؤید همین احتمال باشد. بنا به نوشته مامقانی، بحرانی از مدتها پیش مسلک اخباری را رها کرده بوده، و به همین علت، درخواست بهبهانی را برای تفویض کرسی درس خود به او، به مدت چند روز، با رضایت خاطر استقبال کرده که در پی آن، به تأثیر استدلالات بهبهانی بیش‌تر شاگردان بحرانی از مرام اخباری فاصله گرفتند. با اینهمه، هیچ تصریحی از خود او یا شاگردان و معاصرانش درباره کناره گیری کامل وی از اخباریگری نقل نشده است. 
ورود محدث بحرانی به کربلا احتمالاً قبل از 1169 ق (1134 ش) بوده است. سرانجام محدث بحرانی در سن 79 سالگی در ربیع الاول 1186ق (خرداد 1151 ش) در کربلا از دنیا رفت و بنا به وصیتش آیت الله وحید بهبهانی بر او نماز گذارد و در حرم امام حسین علیه السلام به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۸:۰۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۸:۰۸

یوسف بن احمد بحرانی

خلاصه زندگی نامه

 یوسف بن احمد بن ابراهیم درازی بحرانی، مشهور به محدث بحرانی و صاحب حدائق، از علمای شیعه و متتبع پر اثر قرن دوازدهم است. وی فقیه، محدث، اخباری میانه ‌رو و صاحب تألیفات فراوان بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع