گئورگ زیمل (Georg Simmel) در سال 1858 در خانواده ای بازرگان و یهودی در برلین به دنیا آمد. به هنگام مرگ پدر، یکی از دوستان خانوادگی آنان به نام "یولیوس فریدلندر (Julius Friedländer)" که ناشر موسیقی بود او را به فرزندی پذیرفت و دارایی ای برای او باقی گذاشت که زیمل را از نظر اقتصادی مستقل ساخت. زیمل پس از دریافت دیپلم در دانشگاه "فریدریش ویلهلم" برلین به تحصیل دررشته تاریخ، روان شناسی مردمی و فلسفه و در کنار آن تاریخ هنر و زبان ایتالیایی باستان پرداخت. زیمل در سال 1881 فارغ التحصیل شد و در سال 1885 به درجه استادی رسید و به عنوان مدرس خصوصی در همان دانشگاه مشغول به کار شد. وی در سال 1914  یک کرسی آموزشی در رشته فلسفه در دانشگاه "کایزر ویلهلم استراسبورگ" دریافت کرد. زیمل در سال 1911 یک دکترای افتخاری در رشته علوم سیاسی از دانشگاه آلبرت لودویگ فرایبورگ دریافت کرد. این مدرک به خاطر تلاش های شایسته او در جهت گسترش دانش اقتصاد ملی و به رسمیت شناختن کارایی او به عنوان یکی از بنیانگذاران جامعه شناسی به وی اعطا شد. بدین ترتیب زیمل به موازت "لئوپولد فون ویزه (Leopold von Wiese)" از بنیانگذاران جامعه شناسی ساختاری به شمار می رود. زیمل با مقاله ای با نام "شهرهای بزرگ و زندگی معنوی" که در سال 1903 منتشر شد به عنوان بنیانگذار جامعه شناسی شهری نیز به شمار رفت. این مقاله در آلمان مورد اقبال چندانی قرار نگرفت اما تاثیری غیرمستقیم بر جامعه شناسی ایالات متحده داشت. زیمل در کنار جامعه شناسی شهری، عناصر فراوانی از جامعه شناسی آتی نقش ها را از پیش تعریف کرد بی آنکه آشکارا از مفهوم نقش های اجتماعی استفاده کند. مبحث نزاع از جامعه شناسی (1908) او اهمیتی قابل ملاحظه در جامعه شناسی آتی نزاع  (لوییس کوزر و... ) داشت. زیمل سال های آخر عمر خود را در استراسبورگ سپری کرد و همیشه از اینکه فضای فکری این شهر همتراز برلین نبود، تأسف می خورد. زیمل تا سال مرگش در 1918 در محیط دانشگاهی آلمان، چهره ای حاشیه ای باقی ماند. او هرگز از یک کارنامه دانشگاهی معمول برخوردار نشد.وی در اثر سرطان کبد در 60 سالگی از دنیا رفت. 
زیمل در سال 1890 با "گرترود کینل (Gertrud Kinel)" نگارگر و نویسنده ازدواج کرد. منزل او در "شارلوتن بورگ وستند (Charlottenburg-Westend)" محل فعالیت های فکری و گردآمدن کسانی چون "راینر ماریا ریلکه"، "ادموند هوسرل"، "راینهولد و زابینه لپسیوس"، "هاینریش ریکرت"، "ماریانه" و "ماکس وبر" بود. برخی از این دوستان با نفوذ به این نکته پرداختند که زیمل باید دارای یک کرسی آموزش باشد، آنچه هم موسسات آکادمیک آلمان و هم ضد یهودگرایی غالب در پی جلوگیری از آن بودند. 
اندیشمندان گوناگونی بر زیمل تأثیر گذاشتند، از جمله می توان به مارکس، وبر، هوسرل، هگل، داروین و اسپنسر اشاره کرد. زیمل از ایده‌های تکاملی اسپنسر، به ویژه از ایده وی درباره تفکیک متأثر شد. این تأثیر را می توان در آثار وی در دهه 1890، به‌ ویژه درباره تفکیک اجتماعی و درآمدی بر علم اخلاق، پیدا کرد. وی برخی از شیوه‌‌های استدلال داروینی و اسپنسری را حین پرداختن به موضوعات روز، به کار گرفت. برای مثال در فلسفه پول نشان داد که ازدواج هایی که به دلیل پول صورت می گیرد، منجر به اختلاط ژنتیکی می شود که علم زیست ‌شناسی آن را عامل مستقیم و زیان‌ بار زوال نژادی می داند. در درآمدی بر علم اخلاق (1892)، تمایل به تبهکاری را موروثی دانست و نیز با کمک و مراقبت از ضعفا مخالفت کرد و آن را عامل تداوم و بقای ضعف و ناتوانی در نسل های بعدی دانست. همچنین دیدگاه زیمل در خصوص دوگانه‌ انگاری زندگی و متعلقات ذهن و اتکای وی به تعبیری عینی از ذهن بشر، برگرفته از ایده "از خود بیگانگی" کارل مارکس بود. 
زیمل به موازت "لئوپولد فون ویزه (Leopold von Wiese)" از بنیانگذاران جامعه شناسی ساختاری به شمار می رود. جامعه شناسی ساختاری به دنبال این است که پدیده های اجتماعی را تا حدامکان به اشکال کمتری عطف دهد. به این طریق محتوای آن ها به معناهای کمتری بازمی گردند. به خصوص این که جامعه شناسی فوق با پیوندهای اجتماعی و روابط آن ها تلاقی پیدا می کند. جامعه شناسی در منظر زیمل از نظر زیمل جامعه شناسی، نوعی دانش تلفیقی (eklektisch) است. به آن معنا که این دانش موضوع خاصی از خود ندارد بلکه تنها از مواد گرداوری شده توسط علوم دیگر استفاده می کند تا پردازش های جدید و دیدگاه نوینی از آن درآورد. این علم با نتایج پژوهش های علوم دیگر از جمله تاریخ، انسان شناسی، آمار، روان شناسی و بسیاری شاخه های دیگر سروکار دارد، به پردازش جدیدی در میان آن ها دست می زند و نتایج جدیدی به دست می دهد. او تکلیف جامعه شناسی را توصیف اشکال همزیستی انسان ها و یافتن قواعدی برای افراد می داند. اما سرنخ درستی از مفاهیم "جامعه" و "فرد" از او در دست نیست. رویکرد جامعه شناختی زیمل زیمل در نخستین اثر جامعه شناختی خود به  نظریه پردازی درباره تفکیکات اجتماعی می پردازد و این نظریه را ارائه می دهد: «به همراه پیشرفت و تفکیک فزاینده یک جامعه، فردیت در افراد قوی تر می شود. همزمان با آن، امکان نزدیکی با دیگر افراد، بیرون از گروه های موجود فراهم می شود. ساخت فردیت با نیروی تعهد آور رو به کاهش گذارنده از طریق گروه های اجتماعی مرتبط است. رتبه یک جامعه در دفاع و تاثیر متقابل شبکه اجتماعی آن قابل دست یابی است، آنچه هرقدر تفکیک رشد یابد، به همان میزان صعود کرده و پیچیده می شود.» 
جامعه ‌شناسی شهر و شهرنشینی با مکتب بوم ‌شناختی یا مکتب شیکاگو پا به عرصه وجود نهاد. مکتب شیکاگو در جهان علوم اجتماعی بیش از هر حوزه با دو نام جامعه ‌شناسی شهری و نظریه کنش متقابل شناخته می‌شود که اهمیت اولی بیش از حوزه دوم است. بسیاری از مباحث جامعه ‌شناسی شهری، مبتنی بر آراء نظریه‌پردازان اروپایی در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 بوده است. مهم‌ ترین آن‌ها عبارت ‌اند از :مارکس، زیمل، تونیس، وبر و دورکیم. تعریف جامعه شناسی شهری جامعه ‌شناسی شهری درباره برخورد و تماس زندگی شهری در اعمال اجتماعی، روابط اجتماعی، نهادهای اجتماعی و هر نوع ساخت اجتماعی که بر پایه اشکال شهری زندگی متکی باشد، بحث می ‌کند. نظریه جامعه شناسی شهری زیمل ادعای اصلی زیمل در این نظریه آن است که با شکل گیری کلانشهرها که مبتنی بر اقتصاد پولی اند نوع جدیدی از حیات ذهنی در انسانها شکل می گیرد که آن را می توان به عنوان نوعی مکانیسم دفاعی در برابر تحولات عظیم و عمیق زندگی مدرن تلقی کرد. در کلانشهرها عقل و پول دو رکن اساسی به شمار می آیند که یکدیگر را تقویت می کنند. هر دو دارای جهت گیری ها و معیارهای مشابهی هستند که با سیطره آنها روابط اجتماعی میان انسان ها به شی انگاری، کمیت پذیری و عین گرایی تقلیل می یابد. در این میان ضرباهنگ ها و فضاهای متنوع و مختلف شهری، موجب تحریک بیش از اندازه سیستم عصبی آدمی می گردد. همین امر انسان کلانشهری را به گرایش دلزدگی (Blase) وا می دارد. گرایش دیگر در رفتار فرد کلانشهری، داشتن احتیاط توداری و روابط اجتماعی است که جنبه بیرونی آن بی تفاوتی درونی نسبت به دیگران و گاه حس نفرت به دیگران و اکراه است. با این حال چنین شرایطی به افزایش حس فردیت و آزادی فردی می انجامد. 
زیمل در یکی از آثار اصلی خود با نام فلسفه پول در سال 1900 به مطرح ساختن این نظریه پرداخت که پول همواره تاثیر فزاینده ای بر جامعه، سیاست و فرد داشته است. توزیع اقتصاد پولی مزایای زیادی برای مردم به همراه داشته، برای نمونه غلبه فئودالیسم و پیشرفت دموکراسی های مدرن. با اینهمه در جریان مدرنیته، پول بیش از پیش خود به هدف تبدیل شده است. حتی احساس ارزش در انسان ها و نگرش آنان به زندگی از خلال پول تعیین می شود. زیمل در این نظریه سعی دارد به به مشکل اقتصاد پولی، شناسایی جایگاه اقتصاد پولی در شهرهای بزرگ بپردازد.  اقتصاد پولی که در ارتباط با تسلط شعور (به بیان ماکس وبر، عقلانیت هدف) قرار دارد، تاثیرگذار بر مدرنیته است. دنیا به عنوان نمونه غول آسای محاسباتی عقلانیت حسابگر در قالب پول ارزیابی خواهد شد همان طور که زمان در قالب ساعت مورد اندازه گیری می شود. این دو قالب عمده، مدرنیته را ممکن می سازند. از نظر زیمل ارزش یک فراورده ابتدا بر تخمین ارزش ذهنی آن استوار است. همراه با پیچیدگی فزاینده اجتماعی، تبادل به شرایط اجتماعی می پیوندد. پول برای تسهیل این تبادل لازم است و ارزش چیزها در پول منعکس می شود. در این قالب است که دنیای ارزش ها و چیزهای ملموس با یکدیگر تلاقی می کنند. زیمل بر این باور است که به قرینه ادیان، امنیت، معنای زندگی و وعده های مربوط به آینده، در جریان مدرنیته اقتصاد پولی است که می تواند به عنوان دینی نوین مشخص گردد، دینی که تمامی روابط اجتماعی و فردی را تحت الشعاع قرار داده و همین طور احساسات انسانی را در اشراف خود قرار دهد. 
نظریه شناخت زیمل از کانت الهام گرفته شده و به گسترش آن می پردازد. او بر این باور است که انسان در جایگاهی نیست که به دریافت حقیقت و انعکاس آن بپردازد، چرا که حقیقت امری بسیار پیچیده است. اما تصور انسانی از حقیقت، تصادفی نیست. با ترکیب این دو نظریه می توان زیمل را در زمره تطورگران نظریه شناخت جای داد. او همزمان در جایگاهی بین نسبیت گرایی و پوزیتیویسم جای می گیرد و واقع گرایی را به عنوان نظریه شناخت نمی پذیرد بی آنکه اما، به سمت شکاکیت گرایی نظر داشته باشد. 
زیمل یک نویسنده بسیار پربار بود. او در زندگی بیش از دویست مقاله در انواع مجلات و روزنامه ها به چاپ رسانیده بود و مقاله های دیگری نیز پس از مرگش منتشر شدند. زیمل پانزده اثر عمده در رشته های جامعه شناسی، علم اخلاق، فلسفه و نقد فرهنگی و پنج تا شش اثر کم‌ اهمیت دیگر نوشت. او پس از اتمام رسالۀ دکترایش، نخستین اثرش را با عنوان "دربارۀ تمایز اجتماعی" به سال 1890 منتشر ساخت. از جمله آثار دیگر وی می توان به موارد زیر اشاره نمود: -مسئله تبیین فلسفی تاریخ -پرسش اساسی جامعه‌ شناسی -فلسفه پول -مشکل اساسی فلسفه (1910) -درباره گوته (1913) -رامبراند (1915) 
کمی قبل از جنگ جهانی اول زیمل مجبور شد برلین را ترک و به "استراسبورگ" (ولایتی حاشیه ‌ای در مرز آلمان و فرانسه) کوچ کند. در آن زمان بیشتر تالارهای سخنرانی به بیمارستان نظامی تبدیل شده بود. آخرین تلاش زیمل برای کسب 2 کرسی دانشگاه هایدلبرگ هم (که به واسطه مرگ ویندلباند و لاسکی خالی شده بودند) مانند موارد قبلی ناکام ماند. چرا که اندکی بعد وی در 28 سپتامبر سال 1918 در "استراسبورگ"  بر اثر سرطان کبد درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۱۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۱۹

گئورگ زیمل

خلاصه زندگی نامه

 گئورگ زیمل، فیلسوف، جامعه شناس و نظریه پرداز برجسته آلمانی در اواخر قرن نوزدهم که سهم مهمی در حوزه فلسفه فرهنگ داشت. وی یکی از بنیانگذاران "جامعه شناسی ساختاری" و "جامعه شناسی شهری" به شمار می آید. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع