کیومرث پوراحمد در 25 آذرماه 1328 در نجف‌آباد اصفهان متولد شد. او که دانش آموخته کارگردانی سینما است، فعالیت هنری خود را با نقد نویسی آغاز کرد و با دستیاری کارگردان در سال 1353، در مجموعه تلویزیونی "آتش بدون دود" وارد سینما شد. از آثار او می‌توان به فیلم‌های بلند "ناتوره"، "بی بی چلچله"، "لنگرگاه"، "شکار خاموش"، "شرم"، "نان و شعر"، "به خاطر هانیه"، "خواهران غریب"، "شب یلدا"، "اتوبوس شب" و سریال "قصه های مجید" اشاره کرد.  خانواده پوراحمد فرزند پرویندخت یزدانیان، بازیگر سینما و تلویزیون است که با ایفای نقش "بی بی" در سریال "قصه‌های مجید" پا به عرصه بازیگری نهاد. کیومرث پوراحمد یکی از 12 فرزند پرویندخت یزدانیان است. خانم یزدانیان که کار خود را با مجموعه "قصه‌های مجید" آغاز کرد، در "صبح روز بعد"، "شرم"، "نان و شعر"، "خواهران غریب" و "شب یلدا"  که به کارگردانی پسرش بود، ایفای نقش کرد. پوراحمد در مورد فوت مادرش گفت: «مادرم خانه را سوت و کور کرد و شاید با رفتنش دل عده زیادی را لرزاند، چرا که وی مادربزرگ همه بچه‌های ایران زمین بود.»  
کیومرث پوراحمد یکی از پرکارترین کارگردانان سینمای ایران در ژانر کودک و نوجوان است که با نویسندگی فیلمنامه "قصه خیابان دراز" به کارگردانی "محسن تقوایی" آن را تجربه کرد اما مجموعه تلویزیونی "قصه‌های مجید"، پوراحمد را به شهرت رساند. پوراحمد اولین فیلم سینمایی خود را در سال 1361 با عنوان "باران" ساخت. این فیلم در حال و هوای فضای سیاسی همان زمان شکل گرفت. پس از آن او در سال 1363 فیلم "تاتوره" را کارگردانی کرد که در آن داوود رشیدی، سیامک اطلسی، پروانه معصومی و... بازی می‌کردند. این فیلم هم در همان حال و هوای فضای سیاسی آمیخته با جنگ همراه بود. این فیلم در سومین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و در بخش فنی جایزه بهترین تدوین را گرفت. پوراحمد پس از آن فیلم "بی‏ بی چلچله" را در ژانر اجتماعی و در ارتباط با کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم در پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد اما جایزه ای را برای پور احمد به ارمغان نیاورد. "آلبوم تمبر" آغاز فعالیت جدی پوراحمد در سینمای کودک و نوجوان بود که در سال 1365 ساخته شد و در جشنواره کودک و نوجوان به نمایش در آمد. "گاویار" عنوان فیلم بعدی این کارگردان است که در سال 1366 ساخت و در ششمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت و در بخش فنی نامزد دریافت جایزه شد. "لنگرگاه" در سال 1367 و "شکار خاموش" فیلمهای بعدی این کارگردان هستند که وی در آنها دغدغه خود در سینمای کودک را دنبال می‏کند. مجموعه "قصه‏های مجید" و سه فیلم سینمایی "شرم"، "صبح روز بعد" و "نان و شعر" که با شخصیت واحد "مجید"، مهدی باقر بیگی، روایت شده‏اند از ماندگارترین آثار سینمای کودک و نوجوان به شمار می‏آیند که عامل شهرت پوراحمد نیز هستند.  
فیلم مستندی درباره کیومرث پوراحمد به کارگردانی سجاد آوینی و اردلان عاشوری ساخته شده است؛ این مستند روایتی از زندگی و فیلم‌های کیومرث پوراحمد است که ساخت آن از زمستان 1383 آغاز شده و به سه روایت موازی کودکی پوراحمد در اصفهان، آشنایی فیلمساز با سینما و طرح پرسش‌هایی درباره سینمای معاصر ایران، سانسور، بازیگران و کارگردانان سینما پرداخته است.  همچنین در این مستند مجموعه تلویزیونی "آیندگان" که پوراحمد سالها قبل ساخته بررسی ‌شده است. این مستند اولین بار 19 دیماه 1387 در مراسم بزرگداشت این فیلمساز در خانه هنرمندان به نمایش درآمد.  
آذرماه سال 1386، فیلم "اتوبوس شب" به مناسب روز دانشجو در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نمایش داده شد و پس از آن مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در آن مراسم "علیرضا زالی" رئیس وقت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی، "سید حسن مقدم نیا" معاون وقت امور دانشجویی و فرهنگی دانشگاه، "دکتر ناصری" مدیر وقت حوزه ریاست دانشگاه، جمعی از اساتید و دانشجویان و عوامل سازنده فیلم، حضور داشتند. در پایان نقد و بررسی تخصصی این فیلم، از سوی ریاست دانشگاه لوح تقدیر و نشان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به کیومرث پوراحمد اهدا شد. رییس وقت دانشگاه علوم پزشکی ویژگی ممتاز و برجسته‌ای که در فیلم "اتوبوس شب" نهفته بود را بازگشت از کلیشه‌زدایی به سوی موضوع دفاع مقدس عنوان کرد و افزود: «نگاه کیومرث پوراحمد کارگردان فیلم به دفاع مقدس و جنگ به نگاه متعارف و ثابتی که در فیلم‌های گذشته وجود داشت، تفاوت چشمگیری پیدا کرده است... وضعیت مشترک بین رزمندگان و اسرا دستمایه مشترک بین وجوه انسانی متفاوت در کاراکتر‌های مختلف بود مثل کاراکتری که در قالب رزمنده ایرانی و اسیر عراقی ارائه شد و آنها در بسیاری از مسایل اخلاقی و سرنوشت مشترکشان با هم مشترک بودند که ما اوج اشتراک سرنوشت را در فضای بسته‌ای تحت عنوان اتوبوس شاهد بودیم.» دکتر زالی همچنین با اشاره به دو شخصیت اصلی فیلم یادآور شد: «در همان صحنه آغازین فیلم با دو شخصیت متناقض روبرو بودیم یکی شخصیت خسرو شکیبایی بود که در نقش پیرمردی دست از دنیا شسته و کوله‌باری از تجربه که تجربیات و عملکردش بوی پختگی می‌دهد و دیگری جوانی که خام عمل کرده و می‌خواهد مسئولیت پذیری سنگینی را داشته باشد که به تدریج این تناقض در طول فیلم تبدیل به همدلی زیبا شده و این دو نسل در کنار هم پایانی با شکوه را به جشن می‌نشینند.»  
اواسط خردادماه سال 1387 بود که کیومرث پوراحمد یادگار‌هایی شامل 21 جایزه از جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی، 29 لوح تقدیر و سپاس، 4 دیپلم افتخار تعداد زیادی فیلمنامه، یادداشت، نامه، لوازم اکساسوار و ... را به "موزه سینما" اهدا کرد. از جمله جوایز این کارگردان می‌توان به "جایزه ویژه هیات داوران جشنواره آسیا پاسیفیک" سال 2007 در استرالیا اشاره کرد که به فیلم "اتوبوس شب" تعلق گرفت. جایزه "مرواید شرق جشنواره نپانگ مالزی" به "خواهران غریب" برای بهترین کارگردانی و چندین سیمرغ بلورین جشنواره فجر و تندیس سایر جشنواره‌ها اشاره کرد. پوراحمد در یادداشتی در رابطه با انگیزه‌اش از تحویل یادگارها و جوایز خود به موزه سینما نوشت: «ما ماندنی نیستیم، می‌میریم، دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد و بعد از مرگ ما هر چند عزیز، خانواده می‌ماند با انبوهی فیلمنامه، نامه، یادداشت و ... تصمیم گرفتم تا همه یادگارهای یک عمر سینمایی‌ام را به موزه سینما هدیه کنم تا برای همیشه محفوظ بماند و ضمن فراهم شدن امکان استفاده محققین، به غنای موزه نیز کمک کرده باشم.»  
کیومرث پوراحمد از جمله کارگردانان و سینماگرانی بود که به همراه چند تن دیگر از همکارانش از جمله بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، رخشان بنی اعتماد، خسرو سینایی، مسعود کیمیایی، تهمینه میلانی و اصغر فرهادی، بلافاصله بعد از بازداشت جعفر پناهی به این مسئله واکنش نشان داده و در نامه ای خواهان آزادی نامشروط وی شد. لازم به یادآوری است که جعفر پناهی، کارگردانی که با ساخت فیلم "بادکنک سفید" به شهرت رسید، 10 اسفند سال 1388، با حکم قضایی و به جرم ساخت فیلم دروغ و غیر واقعی علیه نظام، به همراه 18 نفر از بستگان و همکارانش بازداشت شده بود. بازداشت پناهی با واکنشهایی در داخل و خارج کشور همراه بود.  
اوایل آذرماه سال 1390، کیومرث پوراحمد در گفت‌وگویی با رجانیوز با انتقاد از سایت ضد انقلاب روزآنلاین به‌دلیل سوء استفاده در انتشار مصاحبه‌اش، گفت: «من هیچ‎گاه در تمام سال‌های فعالیتم با هیچ رسانه خارجی مصاحبه نکرده ام. وقتی خبرنگاری زنگ زد دقیق متوجه نشدم که سؤال کننده از کدام رسانه است، "آنلاین" را که شنیدم، گمان کردم که از "خبرآنلاین" تماس گرفته‌اند. به دلیل این که سابقه مصاحبه با رسانه‏های خارج از کشور را نداشتم، به مخیله‏ام هم خطور نمی‏کرد که این "روزآنلاین" است نه "خبر آنلاین". این مصاحبه نکردن فقط منوط به سایت‌های خبری نبود بلکه با رادیو و تلویزیون‏های خارج از کشور هم گفتگو نکرده‌ام.  به هر حال آن چه که از من در سایت‏ها یا شبکه‏های غیر معتبر پخش می‏شود، عمدتا یا مربوط به برنامه زنده شب شیشه‏ای است که با تلویزیون داشتم یا از فیلم مستندی است که سجاد آوینی در باره من ساخت و در این فیلم، راجع به مشکلات کار در سینما و ممیزی و مسائل دیگر خیلی صریح حرف زده‏ام که این فیلم عینا از شبکه دو پخش شده است اما در کانال های تلویزیونی خارج از کشور گاهی دیده یا شنیده‏ام که بخش کوتاهی از آن فیلم بلند را به عنوان اعتراض پخش می‏کنند ولی هیچ وقت ندیده یا نشنیده‏ام که همه‌ی فیلم را یک جا پخش کنند.»   من قطعاً بر خلاف مصالح ملی صحبت نکرده‏ام  پوراحمد در باره آنچه كه سایت "روزآنلاین" از قول او نوشته است، گفت: «چهل سال است که همه‎ مکنونات ذهنی و احساسی و قلبی‎ام را در قالب مطالب سینمایی و فیلمنامه ها نوشته ام. من اصولا آدم حرف زدن نیستم، بلكه اهل نوشتن هستم. به یاد ندارم که دقیقا به آن خبرنگار چه گفته‏ام ولی اگر حافظه‏ام یاری نمی کند که قطعی بگویم چه گفته‏ام، ذهنیتم را خوب به یاد دارم و می دانم که قطعاً بر خلاف مصالح ملی صحبت نکرده ام.»   بخش هایی که برخلاف مصالح ملی است قطعا مورد تأیید من نیست وی ادامه داد: «معمولاً وقتی با مجله یا روزنامه ای مصاحبه می‏کنم، شرطم این است که مصاحبه را وقتی پیاده کردند، بفرستند تا آن را ویرایش کنم، چون همان‌طور که گفتم، آدم نوشتن هستم. اصلا ذهنم با نوشتن سامان می‏گیرد نه با حرف زدن و همیشه هم در مصاحبه‏های خودم دیده‏ام که در مواردی حق مطلب را ادا نکرده‏ام و آن را اصلاح می‏کنم. اما این مصاحبه از دستم در رفت و خروجی آن با من چک نشد. آن چه که منتتشر شده، بخش هایی که برخلاف مصالح ملی است قطعا مورد تأیید من نیست.»   در تمام طول سال‌های فعالیتم با رسانه‌های خارجی مصاحبه نکرده ام پوراحمد در ادامه گفت: «مثل راننده‌ای که مقررات را رعایت و احتیاط لازم را می‌كند اما یک بار هم ممکن است تصادف ‌کند، لحظه‌هایی پشت سرهم چیده می‌شود که به تصادف می‌انجامد، این مصاحبه برای من آن تصادف است والا من آدمی نبودم که با آن سایت مصاحبه کنم؛ من که در تمام طول سال‌های فعالیتم با رسانه‌های خارجی مصاحبه نکرده ام.»   هیچ‎گاه به‌عنوان سینماگر مستقل از سوی نظام تحت فشار و تهدید نبوده‌ام پوراحمد در پاسخ به این سؤال که "آیا در سال‌های فعالیت از سوی نظام تحت فشار بوده‌اید"، اظهار داشت: «به‌عنوان سینماگر مستقل از سوی مسئولین نه تهدید شده‌ام و نه ارعاب و نه فشاری در کاری بوده، شاهد آن هم این است که من یک فیلم توقیف شده هم ندارم.»   جعفر پناهی اتهاماتی داشت که دادگاه به آن رسیدگی کرد وی در مورد مطالبی که به نقل از او در حمایت از جعفر پناهی مطرح شده بود، تصریح کرد: «جعفر پناهی اتهاماتی داشت که دادگاه به آن رسیدگی کرد. البته من هم مثل بسیاری از همکارانم دلم نمی خواهد هیچ فیلم‎سازی از کارش منع بشود اما بالاخره هر جای دنیا قوانین و سیستمی دارد. من شخصاً ساختن فیلم بدون دریافت مجوز را تأیید نمی کنم، آن هم فیلمی که به طرح ادعاهایی می‏پردازد که ثابت نشده است.»  
اسفندماه سال 1391 و به دنبال اظهارات جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی وزارت ارشاد دولت دهم که در گفت و گویی مدعی شده بود برای اسکار گرفتن فیلم "جدایی نادر از سیمین" لابی کرده است، پوراحمد یکی از افرادی بود که واکنش تندی نشان داد و گفت: «... اصغر فرهادی تا پیش از جایزه اسکار، 60 جایزه در 60 کشور جهان برده بود و برای کسب اسکار اساساً نیازی به لابی گری شمقدری نداشت. بهتر است آقای شمقدری ابتدا به موفقیت‌های فیلم "جدایی نادر از سیمین" تا پیش از کسب جایزه اسکار، نگاهی بیندازد و بعد ادعا کند که اصغر فرهادی جایزه اسکارش را مدیون اوست... من به آقای فرهادی هم توصیه می‌کنم از جواد شمقدری تشکر ویژه بکند؛ چرا که اگر لابی جواد شمقدری نبود، فرهادی نمی‌توانست در جهان سینما خوش بدرخشد و اسکار و آن 60 جایزه دیگر را نصیب خود کند...» 
مراسم تجلیل از سازندگان سالن‌های سینما شامگاه چهارشنبه 9 بهمن 1392 با حضور علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت یازدهم، حجت‌ الله ایوبی معاون وزیر ارشاد و رئیس وقت سازمان سینمایی، مدیران سینمایی و سینماگران در هتل لاله تهران برگزار شد. در بخشی از این مراسم، مراسم رونمایی از آثار منتخب مسعود کیمیایی، کیومرث پوراحمد و زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور با حضور کیمیایی، پوراحمد و همسر ملاقلی‌پور انجام شد. کیومرث پوراحمد در هنگام رونمایی از منتخب آثار خود که در قالب سی‌دی توسط مؤسسه رسانه‏های تصویری آماده شده بود به شوخی با پارچه‌ای که روی آثارش بود و در حضور وزیر ارشاد، رقص دستمال انجام داد و گفت: «افتخار می‌کنم که در کنار همسر رسولِ همیشه عصبانی و همیشه دوست داشتنی سینمای ایران و استادی که از او یاد گرفتم که در ایران می توان فیلم خوب ساخت یعنی استاد کیمیایی، قرار گرفته‌ام. روزی که ایوبی به سازمان سینمایی رفت و افرادی چون رضاداد و بهشتی در کنارش قرار گرفتند فهمیدیم که حرف‌های جنتی راست بوده و او آمده تا وضعیت سینما بهتر شود...»  
فیلمهای سینمایی -"باران" محصول سال 1361 -"تاتوره" محصول سال 1363 -"بی بی چلچله" محصول سال 1363   -"آلبوم تمبر" محصول سال 1365  -"گاویار" محصول سال 1366 -"لنگرگاه" محصول سال 1367 -"شکار خاموش" محصول سال 1368 -"شرم" محصول سال 1370، برنده جایزه بهترین کارگردانی هشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان در سال 1371 و جایزه ویژه هیأت داوران یازدهمین جشنواره فیلم فجر تهران در سال 1371 -"صبح روز بعد" محصول سال 1371 -"سفرنامهٔ شیراز" محصول سال 1371 -"نان و شعر" محصول سال 1372 -"به خاطر هانیه" محصول سال 1373 -"خواهران غریب"محصول سال 1374، برنده جایزه بهترین کارگردانی چهاردمین جشنواره فیلم فجر تهران در سال 1374 و جایزه مرواید شرق جشنواره نپانگ مالزی برای بهترین کارگردانی -"شب یلدا" محصول سال 1380، کاندید بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی و برگزیده تندیس نقش اول مرد در پنجمین جشنواره جشن خانه سینما -"گل یخ"‏ محصول سال 1383 -"نوک برج" محصول سال 1384  -"اتوبوس شب" محصول سال 1385، برنده جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره آسیا پاسیفیک سال 2007 در استرالیا -"پنجاه قدم آخر" محصول سال 1392   مجموعه‏های تلویزیونی -"قصه های مجید" محصول سالهای 1370 تا 1372  -"سرنخ" محصول سال 1375 
کیومرث پوراحمد بیشتر با "قصه‌های مجید" شناخته می‏شود، مجموعه‏ای که قطعا خاطره چند نسل را رقم می‏زند. مجید، پسربچه‌ای با لهجه شیرین اصفهانی و مادربزرگش "بی بی" که در اصل مادر کیومرث پوراحمد هم بود، از نقاط قوت این سریال بودند. داستان گیرای هوشنگ مرادی کرمانی و قدرت و تسلط غیرقابل انکار پوراحمد در کارگردانی، باعث به‌وجود آمدن سریالی شدند که همواره از آن به‌عنوان یکی از درخشان‌ترین و ماندگارترین آثار تلویزیونی بعد از انقلاب یاد می‌شود. شهید سید مرتضی آوینی تعبیر جالبی در تعریف از این فیلم داشت و از آن به‌عنوان مظهر سینمای ملی یاد می کرد. وی معتقد بود: «به نظر می‌رسد کیومرث پوراحمد در کارگردانی خودش را کنار گذاشته و اجازه داده است فیلم خودش برود؛ چنان که انگار کارگردان خودش را حذف کرده است...»  
سریال دیگری که پوراحمد بعد از قصه های مجید ساخت، "سر نخ" نام داشت. این سریال نه همانند قصه‌های مجید اما به‌هرحال سریال بسیار موفقی بود. سری اول این مجموعه تلوزیونی در سال 1375 روی آنتن رفت. سرنخ قصه‌ی زندگی یک بازپرس ویژه‌ی قتل به‌نام امیرحسین اوصیا را روایت می‌کرد که به‌خاطر مرگ ناگهانی پدرهمسرش و در پی ماجراهایی که باعث شدند همسرش او را مقصر مرگ همسرش بپندارد به تهران مهاجرت می‌کرد و در هر قسمت در پی کشف راز یک جنایت برمی‌آمد. جهانبخش سلطانی نقش اصلی سریال (امیرحسین اوصیا) را با مهارت تمام ایفا کرد و حضور بهزاد خداویسی در نقش "مصطفی نجم" دستیار اوصیا هم کوچک‌ترین ربطی به کلیشه‌های رایج سریال‌های پلیسی نداشت که همواره دستیارهای کارآگاه‌ها آدم‌هایی گیج و بی‌دست پا بودند که مرتب مزه‌پرانی می‌کردند و قصد خنداندن تماشاگر را داشتند. سرنخ در زمره‌ی سریال‌های پلیسی و کارآگاهی ایرانی اگر بهترین نباشد جزو بهترین سریال‌های ساخته‌شده در تاریخ تلویزیون در این ژانر تقریباً فراموش شده‌است. این سریال توانست تصویری منطقی و باورپذیر را از پلیس ایرانی به تصویر بکشد به طوریکه به دلیل استقبال خوب پس از 12 سال در خردادماه 1387 تصمیم ساخت سری دوم این مجموعه گرفته شد. بازنگری سریال سرنخ شاید بیش از هرچیزی گواه این نکته باشد که برای ساخت یک سریال پلیسی و جنایی بیش از آن‌که نیاز به تعقیب و گریزهای آن‌چنانی و صحنه‌های اکشن باشد به قصه‌ی خوب و کارگردانی مناسب و توانایی در فضاسازی متناسب با قصه نیاز است. 
"خواهران غریب" یکی از فیلم های موزیکال سینمای ایران است که در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده است. این اولین حضور مرحوم شکیبایی در فیلمی از کیومرث پوراحمد بود. فیلمی که به موضوع طلاق و تاثیری که این موضوع روی کودکان در یک خانواده دارد، می‌پرداخت. این فیلم در اکران عمومی موفق بود و در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر هم توانست سیمرغ بهترین کارگردانی را برای پوراحمد به ارمغان بیاورد.    خلاصه ای از داستان فیلم نرگس و نسرین دو دختر دبستانی در جشن مدرسه‌ها یکدیگر را می‌بینند و پی می‌برند که خواهران دوقلوی یکدیگرند و پدر آهنگسازشان در گذشته از مادر آنها که خیاطی می‌کند، جدا شده بوده اما این ماجرا را هرگز به آنها نگفته بودند. یکی از آنان نزد مادرشان و دیگری نزد پدرشان زندگی می‌کرده‌است. آنان تصمیم می‌گیرند تا جایشان را عوض کنند و به دلیل شباهت بسیار این دو خواهر دوقلو پدر و مادر متوجه موضوع نمی‌شوند. پدر قراراست با همکار و نامزدش، ثریا ازدواج کند. دخترها تصمیم می‌گیرند ثریا را از این کار باز دارند. برای اینکه پدر و مادرشان دوباره باهم ازدواج کنند، دخترها وانمود می‌کنند که گم شده اند، تا پدر و مادر برای یافتن آنها با یکدیگر دیدار کنند و به اجبار با هم به دنبالشان بگردند. بچه‌ها که در خانه مادربزرگ پنهان شده‌اند با همکاری مادربزرگ موفق به انجام این کار می‌شوند. پدر و مادر که تا صبح با خودرو همه جای شهر را گشته اند و دیگر اختلافات را کنار گذاشته اند، به خانه مادربزرگ می‌آیند. دو خواهر باعث می‌شوند که خانواده دوباره شکل گیرد.  
"شب یلدا" را پوراحمد پس از چند سال دوری از سینما در سال 1380 ساخت و عنوان شد که دغدغه ساخت این فیلم برای کارگردان خیلی شخصی بوده است. این اثر توانست نظر منتقدان را به خود جلب کند و محمدرضا فروتن هم یکی از بهترین بازیهای خود را در این فیلم ایفا کرد. این فیلم در ژانر اجتماعی ساخته شده و فضای عاشقانه ای داشت.    خلاصه ای از داستان فیلم حامد (محمدرضا فروتن) علیرغم علاقه اش به همسر و فرزندش آن ها را به خارج از کشور می فرستد اما همسرش تلفنی به او اطلاع می‌دهد که برای اینکه اقامت بگیرد باید از حامد طلاق بگیرد و به عقد شخص دیگری به نام شریفی دربیاید. حامد که از گذشته شریفی با اطلاع است حاضر به این کار نمی‌شود اما همسرش او را راضی می‌کند که به خاطر دخترش نازی این کار را بکند. حامد که از نظر روحی بسیار حساس شده، به همسرش بدگمان می‌شود و خود را در خانه حبس می‌کند. او بطور اتفاقی با خانم فردوسی به صورت تلفنی ارتباط برقرار کرده و خانم فردوسی به او کمک می‌کند. همسر حامد از علاقه و اعتماد حامد نسبت به خود سوء استفاده می‌کند و با آقای شریفی عقد دائم می‌کند و همسرش را در ایران تنها می گذارد، اما ...   بعضی فیلم "شب یلدا" را، الهام‌گرفته از زندگی کیومرث پوراحمد می‏دانند. در بررسی و تحلیل فیلم به عنوان یک کار دشوار سینمایی، اهل سینما می‌دانند که ساخت یک اثر سینمایی طولانی که بخش اعظم آن با یک بازیگر، در فضایی بسته و نیمه ‌تاریک، در یک آپارتمان غم‌زده می‌گذرد، کار بسیار مشکل و انتخاب خطرناکی است و از هر زاویه توان‌فرسا است. چنین فیلمی در خطر تبدیل شدن به اثری کسالت‌بار قرار دارد. فیلمی که حوصله‌ مخاطب را سر خواهد برد و فاقد جذابیت می‌باشد. علاوه بر این وقتی اثری خسته‌کننده از کار درآمد، بقیه‌ مزایای آن نیز بیهوده به نظر می‌رسند.  اما روی هم رفته پوراحمد توانسته است از"شب یلدا" اثری قابل دیدن فراهم آورد. او شگردهایی به کار گرفته تا "تحرک درونی" فیلم را حفظ کند و به روایتش ظرفیت و کشش ببخشد؛ استفاده از یک ارتباط تلفنی، حضور مادر نگران و سپس حادثه‌ مرگ او، فیلم‌های خانوادگی که با ویدیو تماشا می‌شود، مکالمه‌ تلفنی با خارج، همسر خیانتکار، تولد یک عشق و تلمیحات و استعاره‌های بصری میزانسن‌های فکر شده‌ای است. مانند افتادن قطعه‌ای از سقف بر روی سفره‌ محقر هفت‌سین "حامد احمدزاده" در شب عیدی که همسرش او را تنها گذاشته و به اروپا رفته است و دیگر برنخواهد گشت. یا برگ‌های پاییزی بر شیشه‌ ماشین که ارتباط جدایی با سرمای زمستان را برای ما یادآوری می‌کند و در عین حال لحظه‌های متعدد تأثرآور نظیر پیدا کردن خرس صورتی دختر کوچکش که همراه برادر و مادر خود به سفر رفته یا شعری که خود سروده و می‌خواند و تصاویر عاطفی مکرر که تماشاگر را متأثر می‌کند، سبب گرمای فیلم شده است.   
فیلم "اتوبوس شب" پوراحمد در جشنواره فیلم فجر در ژانر دفاع مقدس به رقابت پرداخت؛ فیلمی که روایت متفاوتی از دفاع مقدس را به تصویر می کشد و در کنار بازی خوب بازیگران، فیلمبرداری متفاوتی هم دارد. این فیلم در 25اُمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و جوایز متعددی همچون جایزه ویژه هیأت داوران، دیپلم افتخار بازیگری و... را از آن خود کرد. پوراحمد پس از فیلم "اتوبوس شب" حدود 7 سال از سینما دور بود و البته در این دوران یک مجموعه تلویزیونی ساخت. وی در زمان دولت نهم و دهم هیچ فعالیتی در حوزه سینما نکرد و فقط سال 1391 تدوین فیلم "کلاس هنر پیشگی" علیرضا داوود نژاد را انجام داد. "50 قدم آخر" فیلمی است که این کارگردان سینمای ایران با آن در بخش سودای سیمرغ 32اُمین جشنواره فجر حضور یافت. این فیلم سینمایی سرگذشت واقعی یکی از نیروهای اطلاعات لشگر زرهی نجف اشرف در عملیات والفجر 4 را نمایش می‌دهد که برای شناسایی به یک منطقه مین‌گذاری شده در خاک عراق می‌رود و 17 روز تمام با پایی زخمی انتظار می‌کشد تا بالاخره به کمکش می آیند ولی…  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۱۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۱۶

کیومرث پوراحمد

خلاصه زندگی نامه

 کیومرث پوراحمد کارگردان، فیلمنامه نویس و تهیه کننده ای که بیشتر با "قصه‏های مجید" شناخته می‏شود و در کارنامه خود فیلمهایی چون: "خواهران غریب"، "شب یلدا" و "اتوبوس شب" را دارد. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع