کمال تبریزی در سال 1338 به دنیا آمد و برخلاف نام فامیلش زادگاهش در تهران است. وی کارگردانی است که توانایی به تصویر کشیدن موقعیت‌های مختلف را دارد. نگاهی اجمالی به کارنامه تبریزی نشان می‌دهد که او فیلم‌های متفاوتی در زمینه های مختلفی چون فیلم جنگی، فیلم عاشقانه، فیلم خانوادگی و اجتماعی، فیلم کمدی و ... ساخته است، همچنین فعالیت‌های او در زمینه فیلمبرداری، دانش خوبی در زمینه شناخت تصویر و ایجاد جاذبه‌های بصری در اختیار او گذاشته است و عمده آثار او از این حیث قابل توجه هستند.تحول سینمایی تبریزی با فیلم "لیلی با من است" آغاز شد و با "مهر مادری" در سال 1376 و "شیدا" در سال 1377 ادامه یافت. او با ساخت فیلم‌هایی مانند "یک تکه نان" در تم عرفان و معنویت و "مارمولک" در تم طنز راه جدیدی را در سینمای ایران باز کرد. 
کمال تبریزی در سال 1356 در رشته مهندسی راه و ساختمان وارد دانشگاه پلی‌تکنیک (امیر کبیر) شد. وی در این دانشگاه به عضویت کمیته فرهنگی دانشجویان مسلمان در آمد و به فعالیت‌هایی چون نمایش برخی فیلم‌های سینمایی و برگزاری نمایشگاه عکس پرداخت.بعد از انقلاب اسلامی و بعد از وقوع انقلاب فرهنگی، وارد تلویزیون شد و هم زمان دوره‌هایی را با برخی از اساتید سینما گذراند. با شروع جنگ تحمیلی به همراه یک گروه برای فیلمبرداری عازم میدان‌های نبرد شد. تبریزی پس از بازگشایی مجدد دانشگاه‌ها، تغییر رشته داد و در رشته سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر فارغ التحصیل گردید.  
پس از انقلاب  کمال تبریزی فعالیت سینمایی خود را در سال 1358 با کارگردانی و فیلم‌برداری فیلم کوتاه و انقلابی "بزرگ‌تر از انقلاب اول" آغاز کرد و در فاصله سال‌های 1359 تا 1360 با فیلم‌های "این جا دانشگاه است"، "شهادت‌طلبان" و "بچه‌های دیار صفا" به کار خود ادامه داد. "آوای غیب" در سال 1362، "توهم" در سال 1365 و "تا مرز دیدار" در سال 1368 فیلم‌هایی هستند که او فیلم‌برداری کرده است.   در سال‌های جنگ تحمیلی کمال تبریزی 2 روز پس از آغاز جنگ، به عنوان فیلمبردار و کارگردان، اولین تصاویر مربوط به آغاز جنگ را در فیلم مستندی به نام "شهادت طلبان" فیلمبرداری کرد. این فیلم در همان دوران از تلویزیون پخش و بعدها ضمن نمایش در جشنواره "تاشکند"، موفق به کسب جایزه بهترین مستند جنگی شد. چندین کار کوتاه و بلند مستند و داستانی تلویزیونی درباره جنگ، حاصل این دوره از فعالیت اوست. نگارش فیلمنامه "دیده پنهان"، فیلمبرداری فیلم‌های "روایت رزم" و "آوای غیب" که هر سه از اولین فیلم‌های داستانی درباره جنگ بودند؛ از جمله این کارهاست.   آغاز فعالیت‌های حرفه‌ای تبریزی به عنوان مسئول آموزش سینمای آزاد، دوره‌های مختلف آموزش فیلم را طراحی و راه‌اندازی نمود و خود نیز واحدهای مختلف درسی، از جمله شناخت سینما و کارگردانی را تدریس کرد. او چند سالی نیز مدرس دوره‌های آموزش در سینمای جوان و مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی، وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. تبریزی فعالیت‌های سینمایی‌اش را با کارگردانی، نویسندگی، فیلم‌برداری و تدوین فیلم‌های کوتاه از سال 1358 آغاز کرده بود اما فعالیت حرفه‌ای او در سال 1364 و با دستیار کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در فیلم "هویت" آغاز شد و او تجربه‌ای در زمینه کارگردانی به دست آورد.  
فیلم‌های کمال تبریزی در مقام کارگردان عبارتند از: -"عبور" محصول سال 1367، برگزیده دیپلم افتخار بهترین کارگردانی از سومین دوره جشنواره دفاع مقدس در سال 1369 -"در مسلخ عشق" محصول سال 1369 -"پایان کودکی" (کودک قهرمان) محصول سال 1372، برنده تندیس بلورین بهترین کارگردانی از دوره 5 جشنواره دفاع مقدس در سال 1373 -"لیلی با من است" محصول سال 1374، دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد و جایزه بهترین فیلمنامه را در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر -"مهر مادری" محصول سال 1376، جایزه بهترین فیلم جشنواره برلین در بخش کودکان و نوجوانان -"شیدا" محصول سال 1377 -"گاهی به آسمان نگاه کن" محصول سال 1381 -"فرش باد" محصول سال 1381، برنده سیمرغ بلورین فیلم برگزیده تماشاگران و جایزه ویژه هیئت داوران در جشنواره 21 فجر و برنده تندیس فیلم برگزیده انجمن نویسندگان و منتقدان از دوره هفتم جشن خانه سینما (1382) -"مارمولک" محصول سال 1382، برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم مردمی در جشنواره فیلم فجر  -"یک تکه نان" در سال 1383، برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در بخش فیلم‌های معناگرا و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در بخش فیلم‌های بلند ایرانی در جشنواره 23 فجر -"همیشه پای یک زن در میان است" محصول سال 1386 -"پاداش" محصول سال 1387 -"دونده زمین" محصول سال 1388  -"خیابان‌های آرام" محصول سال 1389  
تبریزی، کارگردانی چند سریال تلویزیونی را نیز در کارنامه خود دارد؛ از جمله سریال "قصه‌های رودخانه" که در سال 1378 با سرمایه‌گذاری سیمای جمهوری اسلامی و کشور مالزی و به کارگردانی کمال تبریزی تولید شد اما هرگز امکان نمایش در شبکه‌های ملی را نیافت و سریال "دوران سرکشی" در سال 1380. او مجموعه 26 قسمتی تلویزیونی درباره زندگی "شهریار"، شاعر ملی و سرشناس آذری زبان ایرانی در سال 1385 را کارگردانی کرد. این سریال پیرامون دوران کودکی تا مرگ شهریار بود.  البته پخش این سریال با واکنشهایی همراه بود، "مریم بهجت‌ تبریزی" فرزند استاد شهریار در واکنش به سریال "شهریار" گفت: «اعلام می‌کنم که آنچه به عنوان سریال شهریار از شبکه 2 سیما پخش شده، ارتباطی با زندگی شاعر بلند‌آوازه ایرانی، شهریار نداشته است.» تبریزی سریال تلویزیونی "سرزمین کهن" را نیز کارگردانی کرده است. پخش این مجموعه از بهمن ماه 1392 از شبکه 3 سیما آغاز شد. این سریال به بررسی تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران از سال 1320 تا پیروزی انقلاب اسلامی در بستر زندگی یک پسربچه می‏پردازد. پسر بچه ای بنام "رهی" که بعد از بمباران دهکده ای توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‏شود. "رهی" پس از چند روز مراقبت توسط مادرش، راهی تهران می‏شود. سالها بعد او در یک خانواده توده ای بزرگ می‏شود؛ اما بر اثر به وقوع  پیوستن ماجراهایی، او به خانواده درباری سپرده می‏شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‏برد و ...  
تبریزی در سال 1366، اولین تجربه مستقل فیلمسازی اش را ارائه داد؛ فیلم "عبور" که تبریزی خود فیلمنامه آن را نوشته بود؛ داستانی برگرفته از حوادث واقعی جبهه‌های جنگ بود. بعدها این فیلمنامه و خاطرات نگارش آن به صورت یک کتاب، چاپ و موفق به کسب جایزه "بهترین کتاب سال" در موضوع جنگ شد. ماجرای "عبور" در جنگ می‌گذشت و درباره دو دوست قدیمی بود که بعد از 6 سال جدایی بار دیگر در میدان‌های جنگ یکدیگر را می‌یابند و با هم همدل می‌شوند. "عبور" به عنوان اولین اثر مستقل تبریزی قابل قبول بود؛ اما این فیلم برخوردار از ضعف‌هایی بود که تنها تجربه، می‌توانست آن‌ها را بر طرف کند. عبور نخستین فیلمی است که تبریزی در سال 1366 برای "واحد جنگ شبکه دوم" ساخت.  
تبریزی در سال 1369 فیلم "در مسلخ عشق" را بر اساس داستان حماسه هویزه ساخت، این فیلم نیز در جنگ می‌گذشت و درباره گروهی از رزمندگان بود که در محاصره دشمن قرار می‌گرفتند و شکست می‌خورند و علت آن نیز، خیانت فرماندهان ارتش (به دستور بنی صدر، فرمانده کل قوا در اوایل دوران جنگ) بود. تبریزی در این فیلم که فقط در نهمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد، به سراغ مضمونی رفت که به تعبیر خودش یک درجه پایین‌تر از مضمون فیلم "عبور" قرار داشت.  تبریزی پس از "در مسلخ عشق" در سال 1371 "آتش در خرمن" را برای دوست و هم‌کار قدیمی‌اش "سعید حاجی میری" فیلم‌برداری کرد.  
کمال تبریزی در سال 1372 "پایان کودکی" (کودک قهرمان) را بر اساس داستان "کودکی از دست رفته" نوشته "هاوارد فاوست" ساخت. این فیلم بخشی از استعدادهای بالقوه تبریزی را در عرصه فیلمسازی نشان داد و به نوعی آغاز دوران درخشش او بود. "پایان کودکی" فیلمی ساده بود که ماجرای بزرگ شدن یکباره کودکی روستایی را در نبود پدر و در دفاع از مادر و خواهرش، در وسط یک دشت و در برابر چند سرباز عراقی نشان می‌داد. این فیلم در هنگام نمایش در "جشنواره لینکلن سنتر آمریکا"، در شهر نیویورک، با استقبال مردم مواجه شد. 
تبریزی در سال 1374، دست به یک تجربه جسارت آمیز زد و نخستین فیلم کمدی – جنگی سینمای ایران با نام، "لیلی با من است" را ساخت. در این فیلم حوادثی کمیک و شاد در متن جنگ شکل می‌گرفتند و تلاش و کوشش‌های طنز آمیز یک فیلمبردار جنگ برای فرار از خط مقدم، او را مرحله به مرحله به خط مقدم می‌کشاندند. این فیلم بر اساس فیلم‌نامه‌ای از "رضا مقصودی" که قبل از آن در فیلم "عبور" با تبریزی همکاری کرده بود، ساخته شد. این فیلم با استقبال بسیار خوبی از جانب تماشاگران رو به رو گردید. فیلم "لیلی با من است" ضمن شرکت در جشنواره‌های مختلف جهانی مانند "مونترال کانادا"، "فوکوئوکای ژاپن" و ... دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد و جایزه بهترین فیلمنامه را در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از آن خود کرد. 
تبریزی در فیلم بعدی‌اش نیز فیلم نامه‌ای از "مقصودی" را جلوی دوربین برد. این فیلم "مهر مادری" نام داشت که در سال 1376 ساخته شد. "مهر مادری" ماجرای ساده دلتنگی های پسر بچه ای در کانون اصلاح و تربیت بود که در رویاهایش به دنبال مادر نداشته‌اش می‌گشت و سرانجام نیز به اشتباه گمان می‌کند که مددکار کانون، همان مادر اوست و ... مهر مادری به ویژه در بخش سینمای کودک بسیار مورد توجه قرار گرفت. فیلم سینمایی "مهر مادری" جوایز متعددی در جشنواره‌های مختلف جهانی، از جمله جایزه بهترین فیلم "جشنواره برلین" در بخش کودکان و نوجوانان و جایزه بهترین فیلم در جشنواره‌های زلین (چک)، قاهره (مصر)، المپیا (یونان)، سئول (کره جنوبی) و چهارصد ضربه (کانادا) را به دست آورد.  
فیلم بعدی تبریزی "گاهی به آسمان نگاه کن" نام داشت که در سال 1381 ساخته شد. فیلمنامه این فیلم را "فرهاد توحیدی" نوشته بود و برداشتی آزاد از کتاب "مرشد و مارگریتا" نوشته "بولگاکف" نویسنده روسی تبار بود.  "گاهی به آسمان نگاه کن" درباره روحی است که از آسمان به زمین می‌آید و به آسایشگاهی می‌رود که در آنجا جانبازان جنگ سکونت دارند و ... این فیلم ساختار آشفته‌ای داشت و با وجود داستان‌ها و شخصیت‌های متعدد کند و خسته کننده بود. این فیلم با وجود آنکه در فیلمنامه ضعف‌هایی داشت اما از کارگردانی خوب تبریزی بهره‌امند بود.  
"فرش باد" فیلم بعدی کمال تبریزی، یک محصول مشترک بین ایران و ژاپن بود و قرار بود به نوعی یک فیلم تبلیغاتی درباره ایران به ویژه اصفهان باشد. "فرش باد" ماجرای فرشی است که به یک ژاپنی تعلق دارد و باید به یاد همسر او که در یک تصادف جان خود را از دست داده است، بافته شده و به موقع تحویل داده شود. مرد ژاپنی به همراه دخترش که در اثر مرگ مادر دچار افسردگی شده به ایران می‌آید و مهمان‌نوازی دوستان ایرانی آن‌ها، به نوعی درمانی است برای دل تنگی‌های این دختر غمگین و ... "فرش باد" بهترین فیلمی است که ایران به عنوان محصول مشترک با کشورهای دیگر تولید کرده است اما جنبه‌های تبلیغاتی فیلم در بخش‌هایی از آن به فیلم صدمه زده است. با این وجود این فیلم چه از سوی تماشاگران و چه از سوی منتقدان با استقبال بسیار خوبی مواجه شد تا جایی که برنده سیمرغ بلورین فیلم برگزیده تماشاگران و همچنین جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین المللی فیلم فجر و انجمن منتقدان از جشنواره فیلم فجر سال 1381 شد.   
فیلم بعدی تبریزی، فیلم جنجال برانگیز و پر سر و صدای "مارمولک" بود. "مارمولک" در سال 1382 و بر اساس فیلم نامه‌ای از "پیمان قاسم خانی" ساخته شد.  این فیلم ماجرای یک زندانی است معروف به مارمولک که از زندان فرار می‌کند و خود را به جای یک روحانی جا می‌زند، او که قصد خروج از کشور را دارد، در یک شهر مرزی با امام جماعت مسجد شهر که قرار بوده در همان زمان وارد شهر شود، اشتباه گرفته می‌شود و همین اشتباه موقعیتی کمیک ایجاد کرده و در نهایت موجب تحول دزد می‌شود. "مارمولک" به دلیل مضمونی که از آن برخوردار بود، بسیار بحث برانگیز شد و توقیف فیلم و جمع کردن یک باره آن از سینماها نیز بر این جنجال افزود.    ناگفته‌هایی از حواشی "مارمولک" در بخش گزارش ویژه برنامه "هفت" در اواسط اردیبهشت‌ماه 1392، در گفت و گوی میان حجت الاسلام سرلک و کمال تبریزی، حجت الاسلام سرلک درباره شایعه تغییر نام فیلم "مارمولک" که در هنگم اکران این فیلم منتشر شده بود از تبریزی پرسید و او پاسخ داد: «ما خواستیم اسم فیلم را به جای "مارمولک"، "آدرس خدا" بگذاریم که مخالفت کردند. نه اینکه تهیه‌کننده مخالفت کند، ما این تغییر نام را قبل از اکران پیشنهاد دادیم اما مدیران و شورای پروانه نمایش مخالفت کرد. هیچ کس فکر نمی‌کرد که نام فیلم تا این حد حساسیت‌زا شود. شورای پروانه نمایش قبل از اکران چند اصلاحیه به ما داد اما هیچ کس نگفت که نام فیلم را عوض کنید.»  
فیلم دیگر تبریزی "یک تکه نان"  نام دارد. "یک تکه نان" درباره معجزه و پاکی و معصومیت است. این فیلم از چند داستان تشکیل شده که همگی در یک روز اتفاق می‌افتند و همگی سرانجام به یکدیگر می‌پیوندند. این فیلم مضمونی عمیق و اصطلاحاً معناگرا داشت و همچنین از کارگردانی خوب، بازی‌های خوب و قابل قبول، فیلم برداری زیبا و ... بهره مند بود. این فیلم که در سال 1383 ساخته شد، برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در بخش فیلم‌های معناگرا و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در بخش فیلم‌های بلند ایرانی در جشنواره 23 فجر شد. 
در سال 1387 فیلم سینمایی "پاداش" با سرمایه گذاری سیما فیلم تولید شد. قرار بر این شد که پس از اکران فیلم سینمایی "پاداش"، سریال 4 قسمتی آن از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شود اما سیما پس از بازبینی فیلم، از فیلم برائت جست و "پاداش" به دلیل عبور از خط قرمزهای اخلاقی و تعرض به برخی مقدسات دینی توقیف شد. تبریزی در این باره گفت: «می‌خواهند نمایش بدهند، نمی‌خواهند، نگه دارند تا بالاخره یک روزی اکران شود. این همه جلوی نمایش "به رنگ ارغوان" (ابراهیم حاتمی کیا) را گرفتند چه فرقی کرد؟ اگر به جای الان همان موقع نمایش می دادند چه اتفاقی می افتاد؟ حداکثر اینکه پاداش را هم می خواهند پنج سال نگه دارند و پنج سال دیگر نمایش بدهند مهم نیست.»  
درسال 1388 کمال تبریزی فیلم سینمایی"دونده زمین" را با مشارکت ژاپنی‌ها ساخت. گرچه این فیلم نیز امکان نمایش عمومی در کشور را نیافت؛ اما برخلاف سرمایه گذاران ایرانی فیلم‌های تبریزی، ظاهرا سرمایه گذار ژاپنی چندان از تولید فیلم ناخرسند نیست.  در این فیلم یک بازیگر ژاپنی که قصد دویدن دور دنیا را دارد در ترکیه متوجه بیماری سرطانش می‏شود. او امیدوارانه به سفرش ادامه می‏دهد. در گذر از ایران، از روستایی عبور می‏کند که همه اهالی آن یا خوابند یا خواب زده، دونده ژاپنی سرزندگی را به کودکان این سرزمین به ارمغان می آورد تا شاید آنان والدین خوابزده خود را بیدار کنند. در شرایطی که همگان ایران اسلامی را منشاء بیداری اسلامی در جهان می‏دانند این فیلمساز، مردم ایران را خوابزده به نمایش می گذارد تا شاید کسی از آنسوی آبها آنها را بیدار کند.  
فیلم سینمایی "خیابان‌های آرام" با نگاهی طعنه آمیز به انتخابات سال 1388، توسط تبریزی کارگردانی و ساخته شد اما این بار  این فیلم نه توسط معاونت سینمایی ارشاد بلکه توسط تهیه کننده فیلم امکان نمایش عمومی نیافت و با درخواست رسمی تهیه‌کننده، اکران عمومی فیلم "خیابان‌های آرام" منتفی شد. تبریزی در واکنش به اقدام تهیه کننده گفت: «از تهیه‌کننده محترم نیز گله دارم! تقریباً هیچ عکس‌العمل مناسبی در برابر بلایایی که بر سر فیلم نازل می‌شود؛ ندارد. هیچ اعتراضی را در برابر این موضوع منعکس نکرده است و حتی از من خواست که اصلاحات بیشتری را نسبت به آنچه که اعلام شده است، انجام دهم تا خدای نکرده کس دیگری هم از ما رنجیده خاطر نشود.»  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۰۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۱۰

کمال تبریزی

خلاصه زندگی نامه

 کمال تبریزی، کارگردانی است که در زمینه‏های مختلف: جنگی، عاشقانه، خانوادگی، کمدی و ... فیلم ساخته است. از فیلمهای او می توان "لیلی با من است"، "مهر مادری"، "یک تکه نان"، "مارمولک" و "همیشه پای یک زن در میان است" را نام برد. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع