میرزا ابوطالب کلیم همدانی، مشهور به کلیم کاشانی، در سال 990 هجری در همدان متولد اما به سبب طول اقامت در کاشان به "کلیم کاشانی"معروف شد. وی دانش های زمان را در شیراز و کاشان آموخت و هم در آغاز جوانی به هند رفت و ملازمت "شاهنوازخان" اختیار کرد. پس از مرگ شاهنواز خان به وطن بازگشت و به زودی از این بازگشت پشیمان شد و همین باعث گردید که بیش از دوسال و اندی در ایران نماند و به هندوستان باز گردد. این بار کلیم ملازمت "روح الامین اصفهانی" که از رجال معروف عصر بود اختیار کرد. مورد توجه و عنایت او واقع شد و سرانجام ملک الشعرای دربار او شد.کلیم در اواخر عمر خود به درد پا دچار شد و در سفری که به همراه شاه جهان به کشمیر رفته بود آنجا را واپسین جای اقامت برگزید ولی وابستگی او به دربار شاه جهان با این گوشه گیری از میان نرفت، بلکه او در آن سرزمین مقرری سالانه ای از دربار داشت و همچنان شاعر برگزیده شاه جهان و ستایشگر او بود و در آنجا به نظم در آوردن پادشاه نامه یا فتوحات شاه جهانی اشتغال داشات و سرانجام به سال 1061 هجری در کشمیر درگذشت و در کنار مزار سلیم تهرانی و قدسی مشهدی به خاک سپرده شد. 
کلیم در انواع شعر طبع آزمایی کرده است، اما مهارت و شهرت عالمگیر او در غزل های اوست که در آنها زبان ساده و گفتاری روان، سخنی استوار و مضمونی تازه دارد. وی در ارسال مثل و یا آوردن مصراع ها و بیت هایی که حکم مثل داشته باشد بسیار تواناست و اگر چه این هنر در عهد وی ویژه او نبود اما کلیم و چند تن دیگر در این هنرنمایی مهارت خاص دارند. واژگان مورد علاقه خار، ناله، حباب، موج، مرگ، زندگی، دل، عمر، کاروان، آیینه، زنگار، بخت و باده و نظایر آن واژه های مورد غلاقه کلیم می باشد. "علیرضا ذکاوتی" در اثر خویش، به اسم "گزیده اشعار سبک هندی"می گوید که اهمیت کلیم، بیشتر نهفته در غزلیات اوست. کلیم در شعرش، اصالت تجربه و مشاهده، ژرفای اندیشه، صدق بیان و خلاقیت معانی را گرد آورده است. سخن او، ازاین رو، مشمول فراموشکاری تاریخ نشده است که از عمق عاطفه و گاه از طنزی ظریف و نیز حکمت عملی، برخوردار میباشد. زبان او، از نظر سادگی، قابل تشخیص و در همه حال، دور از ابتذال بوده است. گفته شده که کلیم، مردی با وسعت نظر و صاحبدل بوده که با همگنان، میانه ای نکو داشته و روزگار خویش را با تهدید، توطئه و حسادت، تیره و تار نکرده است. ویژگی و مضمون غزلیات قالب شعر کلیم قصیده وغزل بوده ولی شهرت و مهارتش را باید در غزلیات او جست و جو کرد. غزلی که حد و حدود ندارد، مثلاً گاهی به چهل بیت می رسد و تکرار قافیه درآن امری طبیعی است و شاید علت آن باشد که شاعر سبک هندی تک بیت گوی، یعنی قالب حقیقی مفردات است، اما شاعر این ابیات مستقل را، به وسیله رشته قافیه و ردیف به هم گره زده است. دیگر ویژگی غزلیات او این می باشد که از یک سو لطافت و انسجام و روانی سبک عراقی و از سوی دیگر ظرافت و نازکی خیال های سبک هندی را دارد. مضمون اکثر غزلیات کلیم تعلیمی و دارای محتوای پند و اندرز و شعر او شعر معناگرا بوده و بیشتر به معنای شعر عنایت داشته تا به زبان، سخنانش همه جا استوار و خالی از عیب است، معانی بلند را به آسانی بیان می کند، چنان که گویی سخنان روزانه خود را اظهار می دارد. در تشبیهات حسی و عقلی و خیالی و مرکب تواناست و رابطه تشبیهی بین مصراع، معقول و لطیف و معتدل و قابل فهم بوده است. او مطمئن بوده که غزل هایش آفاق را درمی نوردد و اشعارش نه تنها در وطن و یا در شهری که زندگی می کرده، مورد قبول واقع خواهد شد، بلکه غزل هایش حصارها را درخواهد نوردید و تا دور دست ها پیش خواهد رفت. کلیم در"تمثیل"ید بیضایی می نمایاند. 
دیوان کلیم به واسطه اقامت طولانی اش در هندوستان، دارای ترکیبات هندی بوده و در شعر وی ذکر حرف و صنایعی که لازم بوده در شعر او وارد شود، قطعاً بیشتر از دیگر شاعران پارسی گویی است که به هندوستان رفته اند که واژه های "برسات، پرگنات، درسن و..." مؤید این موضوع است. کلیم مردی معتدل و محتاط بود و این خصوصیت ها که با تربیت دیوانی همراه شده، بخشی از شخصیت او را تشکیل می داد ولی با این وجود با زرق و برق و جهش های بخت و پیشرفت های ناگهانی مخالف بود. وی از دشمنان خود نیز به نیکی یاد می کرد و عناد را نوعی بیماری می دانست و خود را مجرم می شمارد که نتوانسته دشمن خود را با خود همراه سازد. او، از خود دارای جهان بینی است که در سراسر دیوان عظیمش جلوه گر است و قطعا یکی از بزرگترین ویژگی های دیوان ارزشمند او این است که در جو تامل و تنبه شناور است. 
مؤلف "کلمات الشعرا" از قول "محمدعلی ماهر" شاعری که زمان حیات کلیم را درک کرده و با وی ملاقات داشته، نوشته است که: «کلیم عجیب مرد خلیق و خوش محاوره ای بود که هر که در صحبتش می رسید، فیض یاب می شد و محفوظ برمی گشت، او هیچ گاه صاحب مال و منال نبوده و تمامی صلاتی که از جانب پادشاه به او داده می شد به فقرا می بخشید. با مطالعه دیوان کلیم درمی یابیم که هدف کلیم در دیوانش انسان سازی و دعوت به فضایل و خوبی هاست و تا آنجا که توانسته است قدم های زیادی برداشته و قلم رانی کرده است. در سراسر دیوان هفتصد و پنجاه صفحه ای او عیب جویی مستقیم از کسی مشاهده نمی شود که مؤید ژرف اندیشی و مناعت طبع والای اوست.» 
برترین خصوصیت جهان بینی کلیم، بی اعتباری دنیا و ثبات عقبا بوده است. "دنیا جای دلبستگی و دلدادگی نیست و مایه بدنامی است." کلیم در طلب نان، توسل به هر کس را جایز نمی شمارد و در عین حاجت، چشم بر مال نداشت و کشیدن بار منت احسان را بر دوش جان، رنج جان فرسا می شمارد. با وجود آن که حتی قبل از راه یافتن به دربار شاه جهان همواره در مصاحبت امرای بزرگ بوده اما در اوج افتخار به بی نام و نشانی می بالید. به لسان حافظ و در قالب طنز اظهار می داشت که تواضع و مستی بهتر از عبادت ریایی و خودخواهی است. کلیم نیز همانند حافظ معتقد بود که راه عشق پرخطر و فریبنده و طوفان زا است که از هر سویش سنگ محنت و بلا می بارد و به هر چه بنگری و از هر جا بگذری طوفان خیز و طوفان زا است. 
کلیم با وجود اقامت در کشمیر و وضع مناسبش، عشق و ارادت او به وطن غیرقابل توصیف و عاشق ایران بود. قطعا نفوذ در هند و شهرت یافتن، او را از آرزوی ایرانی بودن و ایرانی ماندن دور نکرده و در ابیات مختلف گاه به کنایه و گاه ایهام و گاهی صریح از وطن سخن می گفت. از دیدگاه اعتقادی هم باید گفت که قطعا کلیم معتقد به مذهب شیعه بوده، زیرا وی در عصری زندگی می کرد که اوج ترویج و نشر مذهب شیعه بوده و قصیده مطول و ثقیل او در مدح امام عارفان علی بن ابیطالب(ع) در این زمینه موید است. ضمن آن که کثرت تلمیحات قرآنی و روایی در قصاید و گاهی در غزلیات او در مدح پیامبر اعظم(ص) و در مدح علی بن ابی طالب(ع) حاکی از اعتقاد والای او به موازین و شرایع علوی است. 
صائب‌ تبریزی‌ از پیشگامان‌ سبک‌ و طرز شعر موسوم‌ به‌ هندی‌ که‌ خود تعبیرات‌ و اشارات‌ نغزی‌ در باب‌ معنویات‌ وعواطف‌ عارفانه‌ دارد در باب‌ شاعر هم روزگار و همطرازش‌ کلیم‌ کاشانی‌ گفته است:‌                              «هر کسی‌ برق‌ تجلی‌ را نمی ‌داند زبان‌      چون‌ ابوطالب‌ کلیمی‌ از کجا پیدا کنم‌» این‌ تعریف‌ و تمجید از سوی‌ شاعری‌ که‌ استغنا و بی ‌نیازی‌ از خلق‌ و مال‌ و اموال‌ دنیایی را نه‌ تنها در شعر که‌ در زندگی‌ وجهه‌ همت‌ خویش‌ ساخته، روشنگر حقیقتی‌ است‌ که‌ می ‌تواند باب‌ جدیدی‌ از تحقیق‌ در شعر کلیم‌ را بگشاید.‌ دوری‌ از شهرت‌ و نام‌ که‌ در شعر شاعران‌ عارف‌ مسلکی‌ چون‌ حافظ‌ نمونه‌های‌ زیادی‌ دارد، در ابیاتی‌ از کلیم‌ مشاهده‌ می‌شود.‌ پرهیز از ریاکاری‌ و زهد ورزی‌ در شعر کلیم‌ نیز آمده‌ و آن‌ هم‌ با تعابیری‌ انتقادی‌ و گاه‌ تند.‌ خاموشی‌ و رازداری‌ از اصول‌ اساسی‌ تصوف‌ و عرفان‌ به‌ شمار می ‌آمده‌ و همواره‌ اهل‌ تصوف‌ در کتب‌ نثر و نظم‌ مریدان‌ و نوآمدگان‌ طریق‌ را به‌ این‌ امر سفارش‌ و تاکید می ‌کرده‌اند. 
دیوان کلیم شامل ده‌هزار بیت شعر می باشد که در آن پنج‌ هزار بیت غزل، نزدیک به هزار بیت قصیده و بقیه در قالب‌های قطعه، ترکیب ‌بند و ترجیع‌ بند بوده است. مثنویات او حدود دو هزار بیت است که از میان آن‌ ها فتوحات شاه‌ جهان و پادشاه نامه در بحر متقارب مشهورتر است. مروری بر فتوحات شاه جهان یا پادشاه نامه کلیم در اواخر عمر خود به درد پا دچار شد و در سفری که به همراه شاه جهان به کشمیر رفته بود آنجا را واپسین جای اقامت برگزید ولی وابستگی او به دربار شاه جهان با این گوشه گیری از میان نرفت، بلکه او در ان سرزمین، مقرری سالانه ای از دربار داشت و همچنان شاعر برگزیده شاه جهان و ستایشگر او بود و در آنجا به نظم در آوردن پادشاه نامه یا فتوحات شاه جهانی اشتغال داشت. 
کلیم کاشانی سرانجام در سال 1061 هجری قمری در کشمیر هندوستان از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد، در جایی که هم اکنون نشانه ای بر بالای سرش نهاده نشده و اگر از اطرافیان مکان دفنش پرسیده شود، نامی از او نمی دانند، به مانند زندگی 70 ساله خود در عین توانگری، ساده زیست، ساده مرد و در ساده ترین مکان به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۶:۳۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۶:۳۸

کلیم کاشانی

خلاصه زندگی نامه

 میرزا ابوطالب کلیم همدانی ملقب به ملک الشعرا و خلّاق‌المعانی و مشهور به طالبای حکیم و کلیم کاشانی، از شاعران مشهور سده یازدهم هجری و از برجستگان سبک هندی و از شاعران موفق این شیوه به شمار می رود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع