آشیل کلود دبوسی (Achille- Claude- Debussy) در تاریخ 22 آگوست سال 1862 در"سن ژرمن آن له" فرانسه در خانواده دهقانی متولد شد. پدر و مادر وی به واسطه عدم استطاعت مالی نتوانستند وسایل آشنایی او را با موسیقی فراهم کنند و به همین جهت تا نه سالگی که به اتفاق پدرش به "کان" مسافرت کرد هیچ چیز از موسیقی نمی دانست. کلود پس از ازدواج با "مادام اما مویز" کلیه اوقات خود را مصروف تصنیف آهنگ ساخت و در این دوره "جشن های زیبا" و "دریا" را که یک نوع سمفونی واقعی بود به وجود آورد. در ضمن چند تصویر یا "ایماژ Images" برای پیانو و همچنین برای ارکستر نوشت. کلود دبوسی سرانجام در سال 1918 در گذشت. 
کلود از موسیقی اطلاعی نداشت اما در سفر به "کان" نخستین درس پیانو را از یک معلم ایتالیایی آموخت. سال بعد "مادام موته" مادر زن " پل ورلن" شاعر فرانسوی که در جوانی از شاگردان "شوپن" بود، به استعداد فوق العاده او واقف شد و به خانواده اش توصیه کرد که به تحصیل موسیقی وی اهمیت ویژه ای دهند و پدرش او را در سال 1873 به "کنسرواتوار" پاریس برد. آشیل در کلاس "سولفژلاوینیاک" به تحصیل موسیقی مشغول شد و به زودی مدال و دیپلم سولفژ را گرفت، اما در کلاس پیانوی "مارمونتل" درجه دوم شد و در کلاس "هارمونی" هیچ درجه و جایزه ای نگرفت. 
دبوسی به کمک مارمونتل، شاعر، نمایشنامه نویس و فیلسوف فرنسوی، شغلی پیدا کرد و به زودی به عنوان پیانیست خانواده مادام "فن مک" حامی بزرگ "چایکووسکی" انتخاب شد و مدتی به "سوییس"، "ایتالیا" و "روسیه" مسافرت کرد. در روسیه به آثار آهنگسازان روسی و مخصوصاً "موسورگسکی" توجه زیادی کرد و در واقع نخستین پایه مکتب "امپرسیونیسم" را با مطالعه در موسیقی موسورگسکی بنا نهاد. دبوسی بار دیگر به پاریس مراجعت کرد و مدتی با "ارنست کیرو" در تصنیف آهنگ کار کرد و بالاخره در سال 1883 با کانتات "فرزند بازیافته"به دریافت جایزه بزرگ رم نایل شد. وی پس از آن به رم رفت و در"ویلامدیچی"که مقرّ دارندگان جایزه بود اقامت گزید. طی دو سال اقامت در رم، چند آهنگ تصنیف کرد و به پاریس فرستاد که بین آنها اراتوریوی "دوشیزه برگزیده" مهمتر بود. 
کلود پس از پایان مطالعه و بازگشت به پاریس دو بار در سال های 1889 و 1810 به "بایرویت"مسافرت کرد تا در فستیوال آثار "واگنر" حضور یابد و در آنجا به آثار آهنگساز بزرگ آلمانی مخصوصا به "تریستان و ایزولد" توجه زیادی پیدا کرد و با نکاتی که از او آموخت به فکر تأسیس مکتب جدیدی افتاد. این دوره مصادف با رواج مکتب سمبولیسم در ادبیات فرانسه بود. "بودلر" پیشوای سمبولیست ها بیست سال پیش مرده بود، اما "ورلن" و "مالارمه" کار او را ادامه می دادند. هر هفته عده ای از ادبای جوان در خانه مالارمه گرد می آمدند و راجع به ادبیات نو بحث می کردند، دبوسی نیز غالباً در مجمع آنها حضور داشت و از آنجا با عقاید و افکار آنها آشنا شد. وی تحت تأثیر سمبولیست ها و نقاشان امپرسیونیست به فکر افتاد شیوه آنها را در موسیقی اختیار کند و در این زمینه پرلود "بعد از ظهر یک دیو" را در سال 1894 تصنیف کرد. این پرلود سمفوتیک که روی یکی از منظومه های مالارمه به موسیقی درآمد نخستین اثر معروف دبوسی در مکتب امپرسیونیسم بود. پس از آن سه آهنگ "شب" از آثار او در سال 1900 به اجرا گذاشته شد. 
دبوسی که از سال 1892 به فکر ایجاد یک اپرای بزرگ بود بالاخره در سال 1902 با تصنیف اپرای "پلئاس و ملیزاند" نظر خود را عملی نمود. این اپرا در شب نمایش با جار و جنجالی بزرگ مواجه شد، مردم که به شیوه جدید دبوسی آشنایی نداشتند روش او را مورد انتقاد قرار دادند، در حالی که بسیاری از هنرمندان و دوستداران موسیقی به ارزش واقعی این اپرا پی بردند و مکتب جدید وی را پذیرفتند. اما کلود از غوغای مردم کناره گرفت و حتی در صدد برنیامد اصول مکتب خود را تدوین کند. در سال 1911 روی یکی از منظومه های "دانونزیو" شاعر ایتالیایی "شهادت سن سباستین" را تصنیف کرد و وقتی بالت روسی در پاریس تاسیس شد دبوسی یک بالت به نام "بازی" برای نمایش بالت روسی نوشت. 
دبوسی توانست شیوه موسیقی خود را به سبک نقاشی امپرسیونیسم و سبک ادبی سمبولیسم منطبق کند و مکتب موسیقی امپرسیونیسم را به وجود آورد. باید دانست که شیوه وی با سبک آهنگسازان کلاسیک و رمانتیک اختلاف بسیار داشت. به خصوص در اجرای فواصل نامطبوع و ابتکارات فنی او باید دقت بسیار به کار برد. اجرای آثار کلود برای کسانی که با لحن موسیقی او آشنا نیستند نه تنها دشوار، بلکه محال است؛ زیرا ابتدا باید به روح لطیف و شاعرانه و احساسات و امپرسیون واقعی وی پی برد تا نواختن کارهای او مقدور باشد.  
آشیل کلود دبوسی با آثاری که از خود به یادگار گذاشت راه جدیدی در موسیقی گشود و توانست توجه آهنگسازان رمانتیک را از جار و جنجال و هیاهوی ارکستر و مشکلات فنی نوازندگی به بیان واقعی موسیقی معطوف کند. برخی آثار عبارتند از: Passy Mauté Von-Meck E. Cuiraud Villa-Medici Verlaine Pelleas et Melisande Emma-Moye Impression 
دبوسی، در اواخر عمر خود می خواست شش سونات برای سازهای مختلف بنویسد ولی پس از تصنیف سه سونات، به سرطان روده گرفتار شد و طی سه سال که از عمر او باقی بود در منتهای درد و رنج به سر می برد تا عاقبت در تاریخ 15 مارس 1918 وفات یافت و در قبرستان "پاسی" به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۵:۵۷

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۵:۵۹

اسناد و مراجع