کلنل محمدتقی خان پسیان، فرزند یاور محمد خان پسیان (عنایت‌السلطان)، در سال 1309 قمری برابر با سال 1271 ش، در تبریز متولد شد. او از نظامیان اواخر دوره قاجار و اولین ایرانی بود که دوره آموزش خلبانی دید.خانواده پسیان دارای سابقه تاریخی درخشانی می باشند. این خانواده پس از سلطه روسها بر مناطق قفقاز در آن سوی رودخانه ارس، حاضر نشدند تابعیت بیگانگان را بپذیرند، لذا این طایفه کرد زبان به ایران مهاجرت کرده و گروهی از آنان مشاغل نظامی را پیشه خود ساختند بطوری که مورد توجه شخصیتهایی مانند امیرکبیر و حسنعلی خان امیر نظام قرار گرفته و دو تن از آنها به نامهای سلطان غلام رضا خان پسیان و یاور علیقلی خان پسیان در جنگ جهانی اول در برخورد با انگلیس ها شجاعانه جنگیدند و کشته شدند.پسیان، خود را خادم وطن می‏دانست و قدرت ایران را در یک حکومت مستقل و وطن دوست برمی‏شمرد. وی سرانجام در درگیریهایی که با قوام السلطنه داشت؛ به دست نیروهای تحریک شده توسط معز خان بجنوردی، در مهرماه 1300 ش، کشته شد.  
محمد تقی خان، دوران تحصیلات ابتدایی خود را تا سال 1323 قمری در تبریز به پایان رساند و سپس در سال 1324 قمری برای تکمیل تحصیلات خود به تهران رفت و وارد مؤسسه نظام شد. در سال 1329 قمری در سن 20 سالگی با درجه نایب دومی (ستوان دوم) وارد خدمت شد و به تدریج تا درجه سلطانی (سروان) پیش رفت.در سال 1331 قمری وارد مدرسه صاحب‌منصبان ژاندارمری شده و تا 11 ربیع‌الثانی 1332 قمری در مدرسه مزبور مشغول تحصیل بود. پس از آن در حالی که هنوز یک ماه از پایان دوره تحصیلی وی باقی مانده بود، به مأموریت بروجرد رفت و طی جنگی که بین قوای او با الوار پیش آمد، در تاریخ 23 ربیع‌الثانی 1332 قمری مجروح شده و به علت شرکت در این جنگ به درجه یاوری (سرگرد) رسید. در 20 رجب 1332 قمری به ریاست «باطالیان» (گردان) همدان منصوب شد و تا 14 محرم 1334 قمری در این سمت باقی ماند.  
در جنگ جهانی اول، نیروهای ژاندارم به مقابله علیه نیروهای خارجی و بالاخص روسیه پرداختند. کشور روس در آن زمان از هیچگونه تجاوز و تعدی نسبت به خاک ایران فروگذار نبود. انقلاب مشروطه و تمام مشروطه‌خواهان و از جمله محمدتقی‌خان پسیان بدین‌جهت در این انقلاب شرکت نموده بودند که بتوانند استبداد داخلی و متجاوزین خارجی را به زانو درآورند. در این بین روسیه علاوه بر این‌که یک متجاوز خارجی بود، از مستبدین داخلی نیز حمایت می‌نمود. این حمایت براساس تعهدی بود که این حکومت در عهدنامه ترکمن‌چای به شاهان قاجار داده بود. هرچند این تعهد در راستای منافع خود روسیه بود. قتل و غارت و کشتار در گیلان و تبریز، اعدام آزادی‌خواهانی چون ثقة الاسلام و شیخ سلیم و...، حرکت نیروهای نظامی روسیه تا قزوین، ایجاد فتنه در مشهد و به ‌دنبال آن، به توپ بستن گنبد حرم امام رضا (علیه السلام) تنها تعداد اندکی از تجاوزات روسیه بود. با وجود بی طرفی ایران در جنگ، حضور روس و انگلیس در ایران، باعث شد کشور عملاً درگیر جنگ شود. در ایران در مورد ایستادگی در برابر متجاوزین دودستگی ایجاد شد. سرانجام آنان که تمایل به ایستادگی در برابر دشمن و اعلام جنگ به روس و انگلیس داشتند، مجبور به کوچ از تهران شدند. مهاجرین به تشکیل «کمیته دفاع ملی» اقدام نمودند و به رهبری «نظام‌السلطنه مافی» تشکیل دولت دادند. از این پس، درگیری‌های متعددی میان نیروهای مهاجر که بازوی اصلی آنان نیز ژاندارمری بود و نیروهای روس صورت گرفت. محمدتقی‌خان پسیان در درگیری با روس‌ها در همدان، رشادت بسیاری از خود نشان داد و به علت رشادتهایش در جنگ «مصلّا»، شهرتش در همه جا پیچید. 
نیروهای ایرانی به دلیل حملات متعدد روس‌ها مجبور به ترک وطن و حرکت به سوی عثمانی، آلمان و... شدند، اما نمی‌توان دلایل شکست و عقب‌نشینی آنان را ناتوانی و یا سهل‌انگاری دانست. واقعیت این است که نیروهای ایرانی در مقابل یک ارتش حرفه‌ای ایستادگی می‌کردند. ارتشی که از کلیه جنگ‌افزارهای مدرن آن زمان سود می‌جست. بهترین تفنگ‌ها، توپ‌ها و حتی هواپیما را در اختیار داشت. به‌علاوه آنان از نظر شمار نیرو نیز بر ژاندارم‌ها برتری داشتند. نیروهای ایرانی به‌جز تعدادی ژاندارم بیش‌تر نیروهای ایلی بودند.  این بود که محمدتقی‌خان نیز به سمت آلمان حرکت نمود. این علاقه به آلمان بیش‌تر از هر چیز به‌دلیل دشمنی آلمان‌ها با روس و انگلیس بود. موفقیت‌های اولیه محمدتقی پسیان در ایران در رویارویی با روس‌ها باعث شد بود تا وی به درجه سرهنگی نائل آید و هم‌چنین از آلمان‌ها نشان صلیب آهن را بگیرد.  ایرانیان به‌دلیل دشمنی آلمان‌ها با روس و انگلیس و ایستادگی آلمان‌ها در مقابل این دو دشمن تاریخی آن زمان ایران، به‌شدت تمایل به حمایت از آلمان‌ها داشتند. وی در آلمان در کنار نیروهای این کشور در مقابل روس‌ها ایستاد. جالب این‌که در این زمان آلمان‌ها از پسیان خواستند تا به‌همراه ارتش این کشور در جبهه مقابل فرانسه همکاری نماید. اما وی مقابله با فرانسویان را نپذیرفت. این نکته خود بیانگر حس ملی‌گرایی او بود. زیرا در مقابل پذیرفت که به‌همراه ارتش آلمان در مقابل روس‌ها بجنگد.   
پسیان در جبهه لهستان به مقابله با روس‌ها برخواست و در طول این جنگ‌ رشادت‌های بسیاری از خود نشان داد. او در این زمان هم‌چنین فرصت نمود تا به تکمیل دوره‌های نظامی خود بپردازد و در این راستا به آموزش خلبانی و هوانوردی روی آورد. این‌گونه شد که نام وی به‌عنوان اولین خلبان ایرانی در تاریخ ثبت شد. محمد تقی خان پسیان نه تنها صاحب قلم و دارای قریحه هنری و ذوق ادبی بود بلکه نخستین هوانورد (خلبان) ایرانی است که در کشور آلمان 33 بار به هوانوردی پرداخته و می‌خواست این هنر را در ایران به جوانان آموزش دهد. خود کلنل در این زمینه می‌نویسد: «... برای این که هیچ دخالتی در کارها نداشته باشم و ضمناً وقت خود را بی‌خود نگذرانده باشم، با اینکه ضعف اعصاب و چشم و کلیتاً علت مزاج مانع از قبول در خدمت هوانوردی بود به تصور حصول مقصود داخل خدمت شدم (دهم شعبان 1336) لیکن پس از ختم شناسایی مکانیکی و 33 مرتبه طیران، سخت مریض شده و نتوانستم تعقیب نمایم.»  
محمد تقی خان پسیان در سوم جمادی‌الاول 1338 قمری به تهران بازگشت و پس از مدتی در ششم ذی‌الحجه 1338 قمری با سمت ریاست ژاندارمری خراسان، راهی آن دیار شد. پس از کودتای سیدضیاء ـ رضاخان، در سوم اسفند سال 1299 ش و روی کار آمدن دولت سیدضیاءالدین طباطبایی، کلنل پسیان طبق دستور رئیس دولت، در سیزدهم فروردین ماه 1300 ش، اقدام به دستگیری احمد قوام (قوام‌السلطنه) والی خراسان کرد و پس از مصادره اموال وی، او را تحت الحفظ به تهران فرستاد و خود کفالت استانداری خراسان را به عهده گرفت. به دنبال سقوط حکومت صد روزه سیدضیاءالدین، قوام‌السلطنه از زندان خارج شد و در کاخ فرح‌آباد فرمان رئیس‌الوزرایی خود را از احمدشاه قاجار دریافت کرد. با روی کار آمدن قوام، تلگرافی به مشهد مخابره شد و کلنل از کفالت ایالت خراسان برکنار گردید و شخصی به نام نجدالسلطنه به کفالت استانداری برگزیده شد. نجدالسلطنه در اداره ایالتی حضور یافت و به انجام وظایف خود مشغول گردید. در این زمان محمدتقی خان پسیان به فکر کودتا افتاد تا زمام امور خراسان را به دست گیرد لذا نجد السلطنه را دستگیر کرد و به زندان انداخت.  
خراسان در ابتدادی ورود محمد تقی خان پسیان، با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان بود. شاید اولین و مهم‌ترین مشکل خراسان حضور خودِ والی این ایالت بود. قوام‌السلطنه که زمانی در کنار مشروطه‌خواهان به تدوین قانون اساسی پرداخته بود و متن قانون اساسی با دستان او نگارش یافت، اکنون با پشتوانه انگلیسی‌ها در خراسان به سرکوب و به بند کشیدن آزادی‌خواهان می‌پرداخت.  قوام السلطنه به بهانه انقلاب بلشویکی در روسیه و ترس از ورود ایده‌ها و اندیشه و حتی خود بلشویک‌ها به ایران، با هرگونه تحرکی در این ایالات به‌شدت مقابله می‌نمود. وی همچنین به بهانه مقابله با هجوم احتمالی بولشویکها، به تشکیل نیرویی ملی در کنار نیروی ژاندارمری اقدام کرد. در واقع، این خواسته انگلیسی‌ها بود. آنان می‌ترسیدند که بلشویک‌ها از طریق خراسان به سوی هند حرکت نمایند و در این راستا از قوام در خراسان پشتیبانی می‌نمودند. قوام از این فرصت ‌‌نهایت سوءاستفاده را نموده بود و هرگونه فسادی را در این ایالت مرتکب می‌شد. در هنگام خروج او از استان، بدهی‌های مالیاتی او را 150 هزار تومان برآورد نمودند که تا آن زمان حاضر به پرداخت آن نشده بود.   
در تابستان سال 1300 ش، کلنل محمدتقی خان پسیان با تصرف ادارات دولتی، نظامی و انتظامی استان خراسان، قیام خود علیه دولت قوام‌السلطنه را در دوران حاکمیت رضاخان آغاز کرد. این رویداد، 2 ماه پس از سقوط کابینه سید ضیاالدین طباطبایی و آغاز کار دولت قوام السلطنه صورت گرفت. چون خبر نخست وزیری قوام انتشار یافت، کلنل پسیان به طور ضمنی از اطاعت وی سرپیچی کرد. قوام السلطنه ضمن دریافت کمک از رضاخان و فرستادن نیروی نظامی به خراسان، صمصام السلطنه بختیاری را به حکومت خراسان منصوب کرد. صمصام پیش از حرکت به خراسان تلاش کرد تا مشکل پسیان را از راه مذاکره حل کند. وی به پسیان اطلاع داد که با هدف مذاکره با او عازم خراسان است. پسیان نیز به وی پاسخ داد تنها در صورتی که بدون نیروی بختیاری رهسپار خراسان شود، حکومت او را در این استان خواهد پذیرفت. صمصام که از حل مشکل پسیان با روش‌های سیاسی و گفتگو ناامید شده بود، به قوام اطلاع داد که با وجود پسیان در رأس قوای نظامی ژاندارمری استان خراسان، قادر به حکومت بر این استان نخواهد بود؛ لذا در تاریخ 5 مرداد 1300 ش، با کمک نیروهای خود، تمامی مراکز اداری، دولتی، نظامی و انتظامی استان خراسان را به تصرف درآورد. قوام السلطنه نیز درصدد سرکوب پسیان برآمد و قزاقهای مسلح را به سوی خراسان روانه کرد. علاوه بر نیروی قزاق، قوام که پیش از این خود حاکم خراسان بود و روابط صمیمانه‌ای با خوانین این خطه داشت، به آنان دستور مقابله با پسیان داد.   درگیری با قزاق ها عده نفرات مسلح ژاندارم خراسان که در اختیار کلنل محمد تقی خان بود بیش از چهار هزار نفر نبود و این عده را یک دسته صاحب منصب که اکثر آنها نسبت به کلنل صمیمی و وفادار بودند اداره می کردند. رضا خان که در آن زمان سردار سپه بود؛ کلنل و غائله او را موافق منافع خود نمی دید و همانطور که در سرکوب قیام جنگل در حمایت از دولت مرکزی وارد عمل شد در مورد خراسان نیز در همکاری با رئیس الوزرا برای خاتمه دادن به قضیه خراسان متوسل به نیروی قزاق تحت امر خود شد و ظاهراً یک نیروی هزار نفری قزاق به فرماندهی حسین آقای خزاعی را مأمور خراسان کرد. چون خبر به کلنل می رسد او «ماژور اسمعیل خان» را با یک اردوی ژاندارم به مقابله با آنها می‏فرستد که این گروه در سبزوار راه را بر نیروی قزاق بسته و قزاقها نیز تا رسیدن دستور جدید از تهران در منطقه «داورزن» و «دهنه زیدر» اردو می زنند. بدین ترتیب بخشی از نیروهای کلنل برای خنثی کردن قزاقها در سبزوار و اطراف آن مستقر شدند. صاحب منصبان عمده قیام عبارت بودند از: سرهنگ محمود خان نوروزی، یاور اسمعیل خان بهادر، سلطان تقی خان کاووسی، سلطان عبدالرزاق سپهری، سلطان علی رضاخان شمشیر و از قوای ژاندارم شش اردو برای شش ناحیه تعیین شده بود از این قرار:   اردوی مشهد به ریاست پسیان اردوی نادری در قوچان به ریاست سرهنگ محمود خان نوذری اردوی کاوه در تربت حیدریه به ریاست سلطان تقی خان کاووسی اردوی شمشیر در تربت جام و باخزر به ریاست سلطان علی رضاخان شمشیر اردوی بهادر در سبزوار به ریاست یاور اسمعیل خان بهادر اردوی برق در گناباد و خواف به ریاست سلطان عبدالرزاق خان سپهری   جنگ ها از جنگهای عمده ای که رخ داد عبارت بود از: جنگ کهریزک در نواحی تربت جنگ سنگان در چهار فرسنگی تربت (که خود کلنل شرکت داشت) جنگ قلعه نو در سه فرسنگی تربت جنگ علیک در ده فرسنگی تربت جنگ چاه پایه در یک فرسنگی فریمان جنگ فریمان جنگ خیر آباد و محمود آباد جنگ تربت جام جنگ عباس آباد   نبرد با کردهای قوچان سردار «معزخان بجنوردی» به کمک خوانین شیروان موفق به بسیج کردهای قوچان علیه پسیان شد. پسیان نیز برای دفع این شورش، به قوچان آمد. در جعفر آباد جنگ بین کلنل و کردهای قوچانی شروع شد. در این جنگ، عده‌ای از ژاندارمها متواری شدند و کلنل نیز ناگزیر با حداقل نیروی باقی مانده به مقاومت پرداخت. سرانجام مابقی افراد نیز کشته شدند. کلنل به تنهایی به مقاومت ادامه داد تا این که به محاصره افتاد و با اصابت چند تیر زخمی شد. در حالی که وی آخرین لحظات زندگیش را می‌گذرانید، در نهم مهر 1300 ش، توسط چند نفر سرش از بدن جدا شد. روز پانزدهم مهر 1300 ش، جنازه و سر کلنل محمدتقی خان پسیان با تجلیل و احترامات نظامی به مشهد وارد و با حضور عده‌ای از صاحب منصبان و افراد ژاندارم و جمعی از اهالی شهر و هواداران کلنل تشییع و در همان روز در محل آرامگاه نادرشاه واقع در باغ نادری مشهد به خاک سپرده شد. در سال 1387 ش، تندیسی از ماکت هواپیما و پیکره محمد تقی خان پسیان به عنوان اولین خلبان ایرانی توسط شهرداری تبریز در سه راهی فرودگاه بین المللی تبریز رونمایی شد.   
«من ایران و ایرانی را نه فقط دوست داشته بلکه پرستش می کنم و مرا اگر بکشند، قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد نمود و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد.» او دنبال تجزیه طلبی نبوده و دنبال عزت و شرافت وطن بود و می‏گفت: «می دانم که عزت و شرافت ما وقتی محفوظ خواهد بود که دارای حکومت مقتدر وطن پرستی باشیم و قدرت حکومت باعث سربلندی اهل مملکت خصوصاً ما نظامیان و ضعف آن اسباب سرشکستگی همه می باشد.» حتی در سخنرانی و بدرقه ژاندارمها به سوی سبزوار از افسران خویش خواست که توجه بیشتری به موضوع میهن پرستی وتبلیغ آن مبذول دارند.  
کلنل پسیان، متوجه مسائل مذهبی نیز بود و برای شرکت در تعزیه داری حضرت امام حسین (علیه السلام) قوانین حکومت نظامی خود را موقتاً ملغی (باطل) کرده و در اطلاعیه نظامی خود چنین آورده بود: «راجع به عدم تردد از ساعت سه شب تا صبح لزوماً برای رفاهیت حال اهالی اعلام می دارد از امشب که لیله 22 شهر ذی الحجه می باشد برای اقدام در سوگواری و تعزیه داری و مصیبت حضرت خامس آل عبا علیه السلام اهالی شهر مجاز خواهند بود تا چهار ساعت از شب گذشته تردد نمایند.» در عاشورا به کلنل خبر دادند برخلاف سنوات پیش دستجات سوگوار تلفاتی ندادند کلنل می گوید: «مگر سالهای پیش تلفات داده می شد؟ سوگواری برای حسین بن علی (علیه السلام) مستلزم دادن تلفات نیست. افسوس که مردم را آنچنانکه باید از فلسفه شهادت این فداکاری بی مانند، مستحضر نساخته اند، به مردم نگفته و نمی گویند که برای هفتاد و چند نفر چرا آن قشون چندین هزار نفری تجهیز شد، به پیروان ساده دل و بی آلایش او تفهیم نکردند که یزید و سایر اعراب بنی امیه از ترس قرابت [و] نزدیکی حسین بن علی (علیه السلام) با ایرانیان و امکان کمک ایرانیان به او، با شتاب آغاز پیکار کردند و آن ننگ ابدی را برای خاندان خود به یادگار گذاشتند. این جنگ پیکار حق وباطل بود، یزید و اعوان و انصارش که از بانیان اولیه استعمارند...» این مطلب روشن می کند علاوه بر آشنایی پسیان با آرمانهای شیعه در ماجرای عاشورای حسینی حتی ناسیونالیسم ایرانی را نیز به آن مربوط می کند. از دیگر طرفدارانش در بیان اندیشه های او می گویند دنبال احیاء نهال [قد] کشیده‏ی آزادی بوده و مایل بود ایران استقلال وعظمت تاریخی [خود] را تجدید نماید؛ و ایران حق انحصار سیاسی و اقتصادی به هیچ یک از دول نباید بدهد و خود را از تحت تضییقات فعلی انگلیس بیرون کشد. او مخالف نفوذهای غیر قانونی و مظالم اعیانیت بود و خواهان مبارزه با سرچشمه های رشوه و ارتشاء که مراکز عالیه مملکت منابع اصلی آن شده اند باید فوری مسدود و راشی ومرتشی مجازات گردد و تشکیلات مملکت محتاج عمل اشخاص درستکار است.   

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۰۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۰۱

کلنل پسیان

خلاصه زندگی نامه

 کلنل محمد تقی خان پسیان، از نظامیان اواخر دوره قاجار بود که پس از شورش علیه نخست وزیر وقت، قوام السلطنه، که تحت نفوذ انگلیسی ها بود؛ در درگیری با نیروهای دولتی و قزاق به دست نیروهای دولتی کشته شد. پسیان اولین خلبان ایرانی بود ولی به دلیل ضعف جسمانی از ادامه پرواز بازماند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع