یوسف ویساریونویچ جوگاشویلی، مشهور به ژوزف استالین، (Iosif Vissarionovich Stalin or Joseph Stalin) در 18 دسامبر سال 1878 در شهر گوری در گرجستان کنونی که آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود به دنیا آمد. در فتوکوپی صفحه ای از اسناد کلیسای اسامسیون در گوری تاریخ تولد جوزف جوگاشویلی چنین ثبت شده است : 1878 – تولد در 17 دسامبر – نام والدین : ویساریون ایوانوویچ جوکاشویلی ، کشاورز و همسر قانونی اش ، اکاترینا جرجیونا ، ساکنان شهر گوری ، نام پدر تعمیدی – تسیختا تریشویلی ، کشاورز ، ساکن گوری .  بنابراین استالین دقیقا یک سال و سه ماه زودتر از تاریخ رسمی تولدش که در آن روز همه مردم شوروی جشن و پایکوبی می کردند به دنیا آمده بود !استالین ساالها بعد در 1922 به مقام دبیر کل حزب کمونیست اتحاد شوروی رسید. پس از مرگ ولادیمیر لنین، او موفق شد در مبارزه قدرت در دهه 20 بر لئون تروتسکی پیروز شود و رهبری حزب را در دست گیرد. در دهه 1930 استالین تصفیه کبیر را آغاز کرد که به کمپینی از سرکوب سیاسی، دستگیری و قتل مخالفان معروف است که در 1937 به اوج رسید. استالین متهم است که با فرمان مصادره گندم و غذاهای دیگر بین سال‌های 1932 تا 1934 عامل قحطی فراگیر در روسیه و بعد ها قتل عام دهقانان شد. حکومت استالین را بسیاری به «کیش شخصیت پرستی» و شیوه‌های مخفی حذف مخالفین محکوم می‌کنند. نیکیتا خروشچف، جانشین استالین، حکومت و کیش شخصیت استالین را در کنگره معروف حزب کمونیست شوروی در 1956 محکوم کرد و پروسه استالین زدایی را آغاز کرد که بعدها به جدایی چین و شوروی انجامید. . استالین در 5 مارس 1953 میلادی در مسکو درگذشت. 
استالین از مادری رعیت و پدری خیاط متولد شد؛ پدرش، ویساریون جوگاشویلی، مردی لاابالی دائم الخمری بود که کمتر به خانواده توجه داشت، مدام مست می‌کرد و همسر و پسر کوچکش را کتک می‌زد. ویساریون پس از ورشکستگی مجبور شد به کار کردن در یک کارخانه کفاشی در تفلیس روی آورد. او در سال 1888 همسر و پسرش را بدون حمایت رها کرده و به تفلیس مهاجرت نمود. شایعاتی هست که می‌گویند او در دعوایی بین مست‌ها کشته شد و بعضی‌ها می‌گویند تا سال 1931 هنوز در گرجستان بود. مادر استالین، اکاترینا گلادزه، یک رعیت بود. او در خانه مردم کار می‌کرد و لباس می‌شست و یکی از مشتریانش یکی از یهودیان گوری به نام دیوید پاپسیمدوف بود. پاپسیمدوف به جوزف پول و کتاب می‌داد و مشوق او بود. مادر استالین در 1937 درگذشت. استالین حتی در تشیع جنازه شرکت نکرد و به فرستادن گلی بسنده کرد. استالین را در کودکی "سوسو" می‌خواندند که نام مستعاری گرجی برای «جوزف» است. در 1913 او نام «استالین» (در روسی: مرد پولادین) را برگزید.  سه خواهر و برادر استالین در سنین پایین از دنیا رفتند و جوزف عملا تک فرزند بود. ازدواج و فرزندان استالین دوبار و بنابه قولی سه بار ازدواج کرد. همسر اول استالین، اکاترینا سوانیدزه، در 1907 تنها چهار سال پس از ازدواج درگذشت. معروف است که استالین در تشیع جنازه او گفته که با مرگ او دیگر هیچ احساسات گرمی برای مردم نخواهد داشت زیرا تنها او می‌توانسته «قلب سنگی» استالین را آب کند. 
جوزف در کودکی به مدرسه کلیسای گوری رفت و در کلاس خود، شاگرد اول شد و در 14 سالگی بورسیهٔ مدرسه علوم دینی تفلیس را دریافت کرد و از 1894 مشغول تحصیل در آن جا شد. استالین در همین سال‌ها و در همان مدرسه علوم دینی فعالیت‌های چپ خود را آغاز کرد. 
استالین در 19 سالگی به یکی از سازمان‌های سوسیال دموکرات گرجستان پیوست و به تبلیغ مارکسیسم پرداخت. نتیجتا در 1899 از مدرسه دینی اخراج شد. او سپس یک دهه با سازمان‌های زیرزمینی سیاسی در قفقاز کار می‌کرد و از سال 1902 تا انقلاب (1917) بارها دستگیر و تبعید (به سیبری) شد. او حتی پنج بار از تبعيدگاه سيبری گريخت. آشنایی با لنین و عزیمت به گرجستان استتالین در سال 1905 با لنین آشنا شد و به عنوان نماینده مخفی بلشویك‏ها عازم گرجستان گردید. او در 1917 همراه با لنین، انقلاب موفق بلشویكی را به پیروزی رساند و از طرف لنین به وزارت كشور روسیه منصوب شد. استالین در کمیته مرکزی حزب کمونیسم استالین در دعواهای حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه طرفدار بحث‌های لنین بود و در کنگره پنجم این حزب در 1907 در لندن شرکت کرد. در دوره پس از انقلاب 1905 استالین سردسته گروه‌هایی بود که برای تامین مالی حزب بلشویک، بانک‌ها را سرقت می‌کردند. همین کارهای عملی بود که او را در حزب مطرح کرد و در ژانویه 1912 به کمیته مرکزی انتخاب شد. 
بنا به گزارش‌های بسیاری نقش استالین در روز انقلاب اکتبر 1917 روسیه، بسیار محدود بود. خودش مدعی است؛ در روز انقلاب، «مرکز حزب» بوده که تمام کار عملی شورش را «فرماندهی» می‌کرده‌است با این حال هیچ مدرکی برای وجود چنین «مرکز»ی ارائه نشده‌است. 
در سال 1912 استالین در کنفرانس حزبی پراگ شرکت داشت و به کمیته مرکزی بلشویک‌ها انتخاب شد. در 1917 در حالی که لنین و اکثریت رهبری بلشویک‌ها در تبعید بودند، او سردبیر پراودا، روزنامه رسمی حزب، بود. پس از انقلاب فوریه، استالین و هیئت تحریریه به دفاع از دولت موقت کرنسکی برخواستند و می‌گویند این تا جایی بوده‌است که استالین گاه به گاه حاضر به چاپ مقالات لنین در طرفداری از سرنگونی دولت موقت نبوده‌است. در آوریل 1917 استالین در انتخابات کنگره حزب کمونیسم سومین رای بالا را داشت و به کمیته مرکزی انتخاب شد و بعدها در مه 1917 به دفتر سیاسی کمیته مرکزی هم انتخاب شد. این عناوین تا آخر عمر برای او باقی ماندند. 
در 3 آوریل 1922 استالین به دبیر کلی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (بلشویک‌ها) رسید، پستی که بعدها به بالاترین پست کشور بدل شد و به این ترتیب به عنوان جانشین لنین، رهبر انقلاب کبیر 1917 روسیه، كه به علت بیماری توان انجام كار نداشت برگزیده شد و از این تاریخ به بعد، با قبضه كردن تشكیلات حزب كمونیست به تدریج قدرت را به دست گرفت. در اواخر سال 1922 میلادی استالین برای اینكه رهبری بلامنازع كشور را به دست بگیرد، لنین را به عنوان استراحت و معالجه و در واقع برای دخالت نكردن در امور ، به شهر كوچك گوركی در پنجاه كیلومتری مسكو منتقل كرد و ارتباط او را با خارج به تدریج قطع کرد. محبوبیت استالین در حزب بلشویک به کسب قدرت سیاسی بسیاری توسط او انجامید. این باعث تعجب لنین در حال احتضار شد که در آخرین نوشته‌هایش خواهان برکناری استالین «بی نزاکت» شد.   نامه ای که پس از 60 سال افشا شد! در این زمان لنین یادداشتی برای رهبران حزب كمونیست شوروی نگاشت و در آن خواستار بركناری استالین از مقام دبیركلی حزب گردید. اما مزدوران استالین مانع رسیدن این نامه به دست شورای مركزی حزب كمونیست گردیدند به طوری كه این یادداشت، سی سال پس از مرگ استالین و در واقع شصت سال پس از نگارش آن، افشا شد. 
استالین، پس از مرگ لنین در 1924 میلادی حاكم مطلق شوروی گردید و توانست با کنار زدن توتسکی قدرت را در دست گیرد. وی پس از به قدرت رسیدن قدرت نیروهای پلیس مخفی شوروی در زمان استالین را به اوج رساند، به فرمان وی بود که تروتسکی در مکزیک به قتل رسید. از لحظه مرگ لنین هر دستور استالین واجب الاجرا بود و در این راه هرگونه مخالفتی را با كشتار مردم و حتی بزرگان و افراد برجسته پاسخ می‏داد. استالین پس از مرگ لنین یاران و همكاران نزدیك خود را كه رقبای بالقوه خود تشخیص می‏داد، یكی پس از دیگری از مقامات حزبی و دولتی بركنار کرد.  وی در سال 1927میلادی نخستین برنامه پنج ساله اقتصادی شوروی را با هدف اشتراكی كردن كشاورزی و ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی آغاز كرد و میلیون‏ها دهقان روسی را كه حاضر نبودند با رها كردن زمین خود، در مزارع دولتی و اشتراكی كار كنند ، قتل عام کرد. 
استالین به عنوان صدر دفتر سیاسی در اواسط دهه 30 با «تصفیه کبیر» در حزب تقریباً تمام قدرت را در دست خود گرفت. او این کار را به عنوان تلاش برای اخراج اپورتونیست ها و ضد انقلابیون توجیه می‌کرد. قربانیان تصفیه معمولاً از حزب اخراج می‌شدند اما مجازات‌های بیشتری از اردوگاه‌های کار اجباری و گولاگ تا محاکمه توسط ان.ک.و.د و اعدام انتظار بسیاری را می‌کشید. دوره اصلی تصفیه پس از قتل سرگئی کیروف، رهبر محبوب حزب در لنینگراد آغاز شد. کیروف بسیار نزدیک به استالین بود و قتل او حزب بلشویک را تکان داد. استالین، که می‌گویند می‌ترسید خود او قربانی بعدی باشد، شروع به محکم کردن امنیت کرد و مخالفان خود را به «جاسوسی» و «ضدانقلابی» متهم کرد. 
استالین، بخصوص در زمان جنگ جهانی دوم، دست به تبعیدهای جمعی بزرگی زد که نقشه قومی اتحاد شوروی را عوض کرد. وی بیش از یک و نیم میلیون نفر را به سیبری و جمهوری‌های آسیای مرکزی تبعید کرد. امار قربانیان نقشه های تصفیه استالینی به درستی روشن نیست؛ در زمان جنگ سرد بسیاری رقم کشته شدگان را تا حدی خیالی مانند 60 میلیون بالا می‌بردند. با سقوط اتحاد شوروی در 1991 بایگانی اسناد شوروی بالاخره در اختیار عموم قرار گرفت و ارقام متفاوتی منتشر یافت. در این ارقام صحبت از 800 هزار اعدامی (سیاسی و غیر سیاسی) در زمان استالین بود که با قربانیان عملی کلکتیوازیسیون و تبعید کولاک‌ها و غیره به 3 میلیون نفر می‌رسید. 
در 1 سپتامبر 1939 که آلمان با اشغال لهستان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد استالین تصمیم به دخالت گرفت و در 17 سپتامبر ارتش سرخ شرق لهستان و دولت‌های بالتیک را اشغال کرد. وی در همین زمان بود که حکم به اعدام بیش از 25700 فعال «ناسیونالیست و ضدانقلابی» لهستانی را صادر کرد. روسها تا لحظه پیروز شدن بر آلمان (خودکشی هیتلر) و تصرف برلن حدود 27 میلیون تن کشته، تلفات دادند. 
استالین این دیکاتور بزرگ شوروی عاقبت در 5 مارس سال 1953 در 75 سالگی در "داچای خودکونتسوو" در نزدیکی مسکو از دنیا رفت و جسدش مومیایی شده و در کنار جسد لنین برای بازدید روس ها نگهداری شد. بر اساس برخی روایات تاریخی وی 3 یا 4 روز زودتر از این تاریخ مرده بود، اما مقام‌های وقت که بر سر جانشینی او اختلاف داشتند، ترجیح دادند خبر مرگ او را دیرتر اعلام کنند. دیکتاتور سرخ که تبلیغات کمونیستی به او لقب "پدر کوچک‌ خلق‌ها" را داده بود، چند روز پیش از مرگ، در روز 28 فوریه در "بلشوی مسکو" اپرای "دریاچه قو" را تماشا می‌کرد اما تا پایان نمایش در تئاتر نماند و از آن پس دیگر در انظار دیده نشد. در مورد دلایل مرگ استالین چندین روایت وجود دارند. گفته می شود "لاورنتی بریا" رئیس پلیس مخفی شوروی که از جان خود بیمناک شده بود، استالین را مسموم کرده بود. انتشار خبر مرگ استالین در فردای 5 مارس 1953 در سراسر جهان موجب حیرت، تاسف، شادی و موجی از آرامش شد. پس از مرگ او اجزای تشکیل دهنده نظام حکومتی شوروی در معرض تعدیل‌ و اصلاحات قرار گرفت و دوران استالین زدایی شروع شد؛ استالین زدایی نقطه عطف بزرگی در تاریخ شوروی به شمار می‌آید و در نتیجه آن سیاست‌های آزادسازی و اصلاحات شدید آغاز شد. استالین زدایی تا جایی ادامه یافت که کنگره حزب کمونیست شوروی به خواست خروشچف به اتفاق آراء تصویب کرد که جسد مومیایی شده استالین از آرامگاه لنین در میدان سرخ مسکو به جای دیگری انتقال یابد و دفن شود تا مردم به دیدارش نشتابند، این تصمیم به اجرا درآمد و جسد در پای دیوار کرملین در میان دیگران مدفون شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۶:۰۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۶:۰۸

ژوزف استالین

خلاصه زندگی نامه

 یوسف ویساریونویچ جوگاشویلی، مشهور به ژوزف استالین، رهبر و سیاست‌مدار کمونیست شوروی و از انقلابیون بولشویکی بود که از اواسط دهه 20 تا زمان مرگش در 1953 رهبر عملی حزب کمونیست اتحاد شوروی و رهبر کل این کشور بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع