ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا معروف به "چه ‌گوارا" و "ال ‌چه"، در 14  ژوئن 1928 در استان سانتا فه در شهر "روزاریو"( دومین شهر مهم و بزرگ آرژانتین) در خانواده‌ ای ممتاز از تبار اسپانیایی - ایرلندی به دنیا آمد. به رغم آنكه او از بیمارى فلج كننده آسم به شدت رنج مى برد، توانست به ورزشكارى ممتاز بدل شود. او در سال 1948 براى تحصیل در رشته پزشكى به دانشگاه "بوئنوس آیرس" راه پیدا كرد و توانست از بورسیه استفاده كند و در مارس 1953 تحصیلات پزشكى اش را به اتمام رساند. چه گوارا  یكى از اعضاى اصلى جنبش 26 جولاى به رهبرى فیدل كاسترو بود كه در سال 1959 در كوبا به قدرت رسید. وی چندین پست دولتی از جمله وزارت صنایع و ریاست بانک مرکزی را در دولت فیدل کاسترو برعهده داشت. چه گوارا عليرغم تمام مسئوليت هايی كه برعهده داشت همواره در كنار مردم و كشاورزان و كارگران در مزارع نيشكر و كارخانه ها به كار داوطلبانه مشغول بود. وی سرانجام پس از 9 سال خدمت صادقانه به انقلاب و ملت كوبا در مارس 1965 استعفای خود را از تمامی پست های دولتی و نظامی اعلام و كوبا را به قصد ادامه  مبارزه با امپرياليزم و كمک به نهضت های آزادی بخش در آمريكای جنوبی ترک كرد. چه گوارا از نوامبر 1966 تا اكتبر 1967 سرپرستی يک گروه از چريک های انقلابی بوليويايی را بر عهده گرفت. وی سرانجام در عملیات رزمی ساخته سازمان جاسوسی امریکا به دست نظامیان بولیوی در "هيروراوی" زخمی و دستگیر و روز بعد از آن در "لاهيگور" تیرباران شد.  
"پاتریک مینچ" جد بزرگ چه گوارا در سال 1715 در "ایرلند" به دنیا آمد و پس از سفرهای متعدد سرانجام در آرژانتین اقامت گزید. "فرانسیسكو لینچ"، جد چه گوارا در سال 1817 و "آنالینچ"، مادربزرگ او در سال 1861 به دنیا آمدند. پسر آنها "ارنستو گوارا لینچ" (پدر چه گوارا) در سال 1900 متولد شد و پس از ازدواج با "سلیا دلاسرنا" صاحب پنج فرزند شد. "ارنستو گوارا لینچ" پدر چه گوارا، ایرلندی تبار و مادرش "سلیا دولاسرنا" اسپانیایی تبار بودند. این خانواده از طبقه متوسط جامعه با گرایش ‌های شدید چپ و تمایلات آزادی خواهانه و ستایشگر "خوزه مارتی" و هوادار جمهوری خواهان در دوره جنگ‌های داخلی اسپانیا بودند. ازدواج و فرزندان چه گوارا با دختری به نام "هیلدا گدا" که اهل پرو بود ازدواج کرد. بعدها پس از جدایی از وی، با یكى از نیروهاى ارتش فیدل كاسترو به نام "آلیدا مارچ" ازدواج كرد و از او صاحب چهار فرزند شد. 
چه گوارا پس از فارغ التحصیلی در رشته پزشکی، در سال 1953 به قصد درمان بیماران جزامی به کشور های امریکای لاتین  سفر کرد و این سفرها نقطه عطفی در زندگی وی بود. در سال 1954 زمانی که چه گوارا در"گواتمالا" بود با پشتیبانی از حکومت "جاکوب آربنز" که منتخب مردم بود قدم به عرصه مبارزات سیاسی گذاشت. " جاکوب آربنز" در نتیجه توطئه و در مداخلات تجاوز کارانه سازمان جاسوسی امریکا سرنگون شد و چه گوارا به مکزیک گریخت. وی اندکی بعد به فیدل کاسترو و دیگر انقلابیونی پیوست که با جنبش 26 جولای در پی بر اندازی دیکتاتوری "فولژ نیسو باتیستا" در کوبا بودند. او که در اصل پزشک گروه بود همچون یک فرمانده ارتش شورشی ظاهر شد و به همراه فیدل کاسترو به سازماندهی نیرو برای براندازی حکومت "فولژ نیسو باتیستا" پرداختند.   درپی سقوط "فولژ نیسو باتیستا" در دسامبر1956، چه‌ گوارا به عنوان یکی از رهبران حکومت جدید پست‌های دولتی متعددی در دولت فیدل کاسترو به وی واگذار شد. او اعتقاد راسخ داشت که مبارزه چریکی انقلابی، شکل بنیادین اقدام برای کسب آزادی خلق‌ های آمریکای لاتین است و این نتیجه ‌گیری ناشی از اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تقریبا تمام کشورهای آمریکای لاتین بود. او هم چنین معتقد بود كه یک گروه كوچک نظامى با حملات شدید و متعدد علیه حكومت مى تواند احساسات انقلابى مردم را تهییج كند و به انقلاب منجر شود، از این رو هیچ الزامى براى تشكیل قواى نظامى گسترده براى انقلاب وجود ندارد. 
چه گوارا، برادران كاسترو را در حالى در مكزیكوسیتى ملاقات كرد كه آنها هم از كوبا تبعید شده بودند. چه گوارا در نوامبر 1956، به همراه  "فیدل كاسترو" و 80 چریک دیگر، در قالب یک ارتش انقلابی برای براندازی حکومت "فولجنسیو باتیستا" به سمت کوبا حرکت کردند. در فاصله كمى پس از پیاده شدن انقلابیون در ساحل باتلاقى "نیكوئدو"، نیروهاى نظامى باتیستا به آنها حمله كردند. تنها 16 تن از انقلابیون مخالف جان سالم به در بردند. چه گوارا كه پزشک گروه بود، كوله پشتى حاوى داروى همراه خود را بر زمین انداخت تا مهمات یكى از هم قطاران فرارى خود را از زمین بردارد. او از این لحظه به عنوان نقطه تبدیل خود از یک پزشك به یك مبارز یاد مى كند. شورشى هاى مخالف حكومت با به دست آوردن مقادیرى سلاح، جذب نیروهاى بومى از مناطق روستایى و جلب حمایت روشنفكران و نیروهاى كارگرى توانستند دوباره خودرا سازماندهی کنند. چه گوارا با داشتن مهارت در فنون جنگى خیلى زود توانست به تواناترین و مورد اعتمادترین نیروى فیدل كاسترو تبدیل شود. وی مسئولیت محاكمه خبرچین ها، نیروهاى سركش، فراریان ارتش و جاسوسان ارتش انقلابى را بر عهده گرفت. او، "اوتیمیو گوئرا" مظنون به جاسوسى براى "فولژ نیسو  باتیستا» را شخصاً با گلوله كلت 65/7 میلیمترى اش اعدام كرد. در طى ماه هاى بعد، وی توانست به درجه فرماندهى، بالاترین درجه نظامى ارتش انقلابیون برسد. در اواخر سال 1958 نیروهاى تحت فرماندهى  چه گوارا توانستند با منهدم كردن یک قطار حامل نیروهاى نظامى باتیستا شهر "سانتاكلارا" كوبا را تحت كنترل خود درآورند و موجبات فرار "فولژ نیسو باتیستا" از كشور را فراهم كردند. چه گوارا خاطرات دو سال فعالیت براندازانه خود را در كتابى تحت عنوان"خاطرات جنگ هاى انقلابى كوبا" در سال 1963 به چاپ رسانید كه در سال 1968 به زبان انگلیسى ترجمه شد. 
پس از آنكه سربازان فیدل كاسترو شهر "هاوانا" (پایتخت کوبا)  را در 2 ژانویه 1959 تصرف كردند، دولت سوسیالیست جدیدى تاسیس شد. به فاصله كمى بعد از آن، چه گوارا به شهروندى كشور كوبا درآمد و وی به شخصیتى برجسته در دولت جدید تبدل شد، در عین حالى كه عهده دار مسئولیت هاى مهمى در ارتش كاسترو بود. پس از آنكه سال ها به عنوان فرمانده قلعه نظامى "لاكابانا" به دولت كاسترو خدمت كرد، مسئولیتى در موسسه اصلاح اراضى كشاورزى به او محول شد و علاوه بر آن ریاست بانک ملى كوبا و وزارت صنایع را برعهده گرفت. وی هم چنین  در سمت سفیر سیار در دیگر کشورهای سوسیالیستی و جنبش غیر متعهدها انجام وظیفه کرد. چه گوارا توانست اقتصاد كاپیتالیستى كشاورزى كوبا را به اقتصاد صنعتى سوسیالیست تغییر دهد. پس از آنكه دولت آمریكا تحریم اقتصادى علیه كوبا را به اجرا گذاشت، چه گوارا با اعطاى نمایندگى تجارى به متحدین اتحاد جماهیر شوروى علاوه بر بازار كوبا، زمینه هاى تجارى در آفریقا و آسیا را نیز براى آنان مهیا كرد. وی در سال1959 به ریاست زندان "لاكابانا" منصوب شد. چه گوارا نقش بسزایى در جهت گیرى دولت چپ و كمونیست فیدل كاسترو ایفا كرد. او كه در زمینه هاى اقتصادى و اجتماعى دولت فیدل كاسترو فعالیت چشمگیرى داشت به سرعت در اروپا و كشورهاى غربى به عنوان منتقد بى پرواى امپریالیسم و استعمار نو در تمام اشكال آن شهرت یافت و به سبب حملات تندش علیه سیاست هاى خارجى آمریكا در آفریقا، آسیا و خصوصاً آمریكاى لاتین از محبوبیت چشمگیرى برخوردار شد.   در سال 1962 وی به همراه "رائول كاسترو" نقشه استقرار موشك هاى هسته اى در كوبا را برنامه ریزى كردند. چه بر این اعتقاد بود كه این عملیات، كوبا را از خط حمله مستقیم آمریكا در امان نگاه خواهد داشت. 
 چه گوارا سیاست هاى دولت فیدل را به صورتى شفاف از طریق سخنرانى ها، مقالات و بیانیه هایش اعلام كرد كه مهمترین آنها در دو كتاب او در باب جنگ هاى چریكى ذكر شده است. كتاب اول او با عنوان "مردم و سوسیالیسم در كوبا" در سال  1967 و كتاب دیگر او در مورد جنبش هاى انقلابى كشاورزان در كشورهاى در حال توسعه منتشر شد. چه گوارا در كتاب دومش با عنوان "جنگ هاى چریكى" به شرح فلسفه دفاعى جنگ هاى نامنظم پرداخت. 
چه گوارا در هفتم اکتبر 1967 در عملیات رزمی ساخته سازمان جاسوسی امریکا به دست نظامیان بولیوی در "هيروراوی" زخمی و دستگیر و روز بعد از آن در "لاهيگور" تیرباران شد. جسدش را به هلی ‌کوپتری بستند تا به همه اعلام کنند که چریک مبارز را دستگیر کرده‌اند. پس از انتقال جسد وی به "هیگوئرا" (روستایی درشمال بولیوی)، تازه همه فهمیدند چه کسی کشته شده است. سال‌ها از محل دفن چه‌ گوارا اطلاعی در دست نبود تا اینکه در سال 1995 یک ژنرال بولیویایی که در عملیات دستگیری او شرکت داشت مکان دفن او را که در کنار باند یک فرودگاه در نزدیکی جایی که در آن به قتل رسیده بود افشا کرد. بقایای جسد چه‌ گوارا در سال 1997 به کوبا انتقال یافت و در "سانتا کلارا"، شهری که پیروزی ‌های زیادی در جریان جنگ‌های انقلابی کوبا کسب کرده بود دفن شد و بنای یاد بودی به افتخار او ساخته شد. او پس از مرگش به عنوان یک تئوریسین و متخصص در فنون جنگی، به قهرمان جنبش ‌های انقلابی سوسیالیستی جهان سوم تبدیل شد. وی هم چنین تصویری محبوب برای انقلاب و جناح چپ در فرهنگ غربی است. مجله تایم، چه ‌گوارا را جزو یكی از صد چهره تاثیر گذار در قرن بیستم معرفی کرده است. طبق آمار مجله تایم حدود 76 درصد جوانان دنیا چه گوارا، را می‌شناسند و برای او احترام قائلند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۷:۵۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۷:۵۹

چه گوارا

خلاصه زندگی نامه

 ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا، معروف به چه گوارا، یکی از رهبران اصلی جنگ های چریکی کوبا که پس از پیروزی انقلاب کوبا در جنبش 26 جولای، ریاست بانک مرکزی و وزارت صنایع دولت فیدل کاسترو را برعهده گرفت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع