پیروز مجتهدزاده، در سال 1324 در شهرستان "نور" از توابع استان "مازندران" به دنیا آمد . او  پس از گذراندن تحصیلات در نور و تهران، برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و بین سال‌های 1990 تا 1993 دکتری خود را در گرایش جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک از دانشگاه لندن اخذ نمود. مجتهدزاده از معدود پژوهندگان جغرافیاى سیاسى در ایران است که تحصیلات و تألیفات و دغدغه هاى همیشگى اش، معطوف به خلیج فارس و حاشیه آن بوده و نزدیک به چهل سال از عمر خویش را صرف مطالعات خلیج فارس کرد. وی سابقه تدریس دروس جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک در دانشگاه تربیت مدرس تهران، مشاور پژوهشی دانشگاه سازمان ملل متحد و مدیریت عامل بنیاد پژوهشی یوروسویک (Urosevic Research Foundation) لندن را در کارنامه خود دارد. از پیروز مجتهدزاده بیش از بیست عنوان به زبانهاى انگلیسى و فارسى منتشر شده که مهمترین آنها را می توان "جغرافیاى تاریخى خلیج فارس"، "کشورها و مرزها در منطقه"، "نام خلیج فارس در درازاى تاریخ" و ... نام برد. مجتهدزاده به دلیل تعلق خانوادگی به میرزا آقاخان نوری، یکی از منتقدین سرسخت میرزا تقی خان امیرکبیر محسوب می شود که در مراحلی پارا فراتر گذاشته و به انکار کودتای 28 مرداد 1332 پرداخت. 
مجتهد زاده تحصیلات ابتدایی را از مدرسه "داریوش" در زادگاهش آغاز کرد. مدرسه‌ای که پدرش آن را افتتاح کرد و خود مدیر آن بود. پدرش تحصیل‌کرده مدرسه سپهسالار تهران در زمان مشروطیت بود. پیروز مجتهدزاده تا کلاس یازده در نور ماند و چون آن جا مقطع دیپلم نداشت، با مساعدت پدر و به همراه برادرش در سال 1343 راهی تهران شد. وی در سال 1344 در مدرسه پهلوی پیشین واقع در خیابان ری در رشته ادبی با معدل یازده دیپلم گرفت. وی در سال 1350 از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و دکتر عالی خانی، رییس دانشگاه برای تشویق او شرایط سفری به شیخ نشین‌های خلیج فارس را برایش فراهم کرد، چرا که برای او جالب بود که دانشجوی سال سوم کتاب جغرافیای تاریخی شیخ نشین‌های خلیج فارس را تألیف کند. مجتهدزاده پس از فارغ‌التصیلی از دانشگاه تهران، برای ادامه تحصیل به دانشگاه لندن، دانشگاه منچستر و سپس به دانشگاه آکسفورد رفت. وی فوق لیسانس (M.A) در جغرافیای سیاسی را در دانشگاه منچستر بین سال‌های 1975 تا 1976 دریافت کرد و پس از آن بین سال‌های 1990 تا 1993 دکتری خود را در گرایش جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک از دانشگاه لندن اخذ نمود. همچنین دکتری دیگرش را در جغرافیای سیاسی خلیج فارس در دانشگاه آکسفورد بین سال‌های 1976 تا 1979 دریافت نمود. 
از جمله سوابق آموزشی مجتهد زاده عبارتند از: -مدیر عامل بنیاد پژوهشی یوروسویک Urosevic Research Foundation لندن – از سال 1985 -استاد مدعو، دانشکده حقوق دانشگاه تهران – 1378 و 1379 -استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک – دانشگاه تربیت مدرس – از سال 1379 -پژوهشگر ارشد – مرکز مطالعات ژئوپولیتیک و مرزهای بین‌المللی دانشگاه لندنGRC/SOAS University of London - از سال 1986 تا 2002 -مشاور پژوهشی دانشگاه سازمان ملل متحد - United Nations Universityاز سال 1996 -مشاور موسسه پژوهشی مرزهای بین‌المللی لندن = MENAS ASSOCIATION -تدریس به جای استادان و مدرسین در گروه جغرافیای دانشگاه لندن - از سال 1983 تا 1984 -پژوهشگر گروه جغرافیای دانشگاه تهران - از سال 1351 تا 1352 عضویت در مجامع علمی -عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی – تهران – از سال 1382 -عضویت در هیات مدیره انجمن مطالعات ایران معاصر – در دانشگاه لندن -عضویت در انستیتو بریتانیایی مطالعات ایرانی – بریتانیا، از سال 1993 -عضویت در موسسه مطالعات آفریقا – دانشگاه تربیت مدرس تهران، از سال 1381 -عضویت فعال در سازمان خلیج فارس (پرشن گلف آنلاین) و از افراد تاثیر گذار برای نام گذاری روز ملی خلیج فارس بوده‌است. 
هفته نامه "نگاه پنجشنبه" در شماره 35 خود در 9  آذر سال 1391، ضمن ارایه "پرونده‌ای درباره جایگاه دکتر مصدق در تاریخ معاصر ایران" مصاحبه ای با پیروز مجتهدزاده با عنوان "کار، کار انگلیسی‌هاست" انجام داد که انتشار این مصاحبه و بازتاب آن در دیگر رسانه‌ها، موجب بروز واکنش‌های متفاوتی شد. مجتهد زاده در این مصاحبه اذعان کرد: در 28 مرداد 1332 کودتایی رخ نداده بلکه مصدق بوده که با عدم پذیرش فرمان شاه کودتا کرد. وی هم چنین می گوید: «روشنفکران ما هم بیشتر تحت تاثیر انگلیس بودند. در کتاب «میرزا آقاخان نوری» نشان داده ام که انگلیسی ها چطور آمدند و در جامعه روشنفکری ایران دامی گستردند که از طریق فحش دادن به انگلیس، کار انگلیس را پیش ببرند.» مجتهد زاده در این گفت و گو معتقد است طرفداری از مصدق یکی از سیاست های انگلیسی ها بوده و در ادامه بیان کرد: «من نمی‌دانم این بی‌بی‌سی چه مرضی دارد؟ برای چه دارد خودش را می‌کشد که آی مصدق چنین است و مصدق چنان است. هیچ رسانه بین‌المللی را ندیده‌ام که تا این حد انرژی و سرمایه خودش را برای تبدیل مصدق به یک قهرمان ملی، خرج کند. کمی‌عقب‌تر بروید؛ بروید سراغ ماجرای امیرکبیر و میرزا آقاخان نوری. تمام این ماجرا زیر سر سفرای انگلیس بود. اول سرهنگ شل و بعد هم چارلز مورای. می‌دانید که داستان امیرکبیر از آمدن او به تبریز شروع شد. از همراهی کاردار انگلیس با شاه و نخست‌وزیر در مسیر تبریز به تهران و قلع و قمع شدن تهران به نفع انگلیسی‌‌ها و حالا ما با این داستان‌ها کاری نداریم. اینها حوادث تاریخی است.» مجتهد زاده هم چنین معتقد است «مصدق در عمل بزرگ ‌ترین شارلاتان ایران بود.» وی در بخشی دیگری ازاین مصاحبه در خصوص ملی شدن نفت در سال 1331 و سیاست مصدق در این جریان تصریح کرد: «مصدق همان طور که می‌دانید تا آذر سال 1331 سند ملی شدن نفت را امضا نکرد. آذرماه وارد کار شد و تا اسفندماه وضع نفت را به جایی رساند که دیدیم. مصدق تمام مدت مخالف این کار بود. در نهضت ملی شدن نفت، همه عضو نهضت بودند. حتی شاه با اینکه نمی‌توانست عضو نهضت باشد با آن همراه بود. حتی وقتی امریکایی‌ها سر ماجرای همراهی توده‌ای‌ها با مصدق، با او درافتادند و از شاه خواستند از نخست‌وزیری عزلش کند، شاه زیر بار نرفت. ولی مصدق با همه درافتاده بود؛ از رزم‌آرا گرفته تا دیگران، به طوری که همه اطرافیانش یکی‌یکی از او جدا شدند.آخر این شارلاتان فقط دو روز قبل از ملی شدن نفت، آن سند را امضا کرد و بعد هم شد رئیس کل جریان ملی شدن صنعت نفت. همه را بیرون کرد، زندان انداخت و چه و چه‌ها. هرچقدر هم اطرافیانش و حتی رفقایش به او گفتند روشش غلط است زیر بار نرفت. به او گفتند این طوری ملی کردن نفت طبق قوانین بین‌المللی تمام حقوق ایران را در خارج از کشور از بین می‌برد و هرچه داخل کشور داریم هم از بین می‌رود و باید کلی غرامت بدهیم. آخر کدام آدم سیاستمداری چنین کاری می‌کند، مگر یک آدم لجباز.ظاهر امر این است که انگلیسی‌ها با مصدق درافتادند و کارشان به شکایت و شکایت‌کشی رسید ولی امروز که نگاه می‌کنید می‌بینید بزرگ‌ترین خدمت به بریتانیا شد.به هر حال آثار سیاسی کاری که مصدق کرد پدر ایران را درآورد.» 
به دنبال انتشار مصاحبه جنجالی مجتهدزاده با هفته نامه نگاه پنجشنبه، "عبدالله شهبازی" (مورخ و تاریخ پژوه معاصر) در پاسخ به گفتگوی انجام شده از سوی وی، در نقدی که در پایگاه اینترنتی خبرگزاری مشرق منتشر شد به بررسی اظهارات مجتهدزاده پرداخت: «او [مجتهدزاده]، که از اوائل سال‌های 1350 ساکن بریتانیاست، مدعی است «چهل سال در یک نظام کاملاً دمکراتیک زندگی کرده» و «فضای دمکراسی را با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده‌» است. تأثیر این «تربیت چهل ساله» را در این قبیل تعابیر می‌توان دید: «یارو به احمد شاه فلان فلان شده می‌گوید شاه وطن‌پرست. به کسی که در پاریس می‌گوید من یک هویج را به سلطنت در ایران ترجیح می‌دهم، می‌گفتند شاه وطن‌پرست دمکرات. احمدشاه تنبان خودش را نمی‌توانست بالا بکشد چه برسد به این که شاه باشد و وطن‌پرست.» شهبازی هم چنین مدعی شد: «تأمل در سخنان مجتهدزاده نفرتی عمیق را از قاجاریه عیان می ‌سازد. اگر به دکتر محمد مصدق مکرر اهانت می‌کند، و او را «شارلاتان» و «بزرگ‌ترین شارلاتان ایران» می‌خواند، از اینروست که در توهماتش جنبش ملّی شدن صنعت نفت را انتقام‏ قاجاریه از پهلوی می ‏بیند: «آینده کشور را نابود کردند تا انتقام قاجار کثافت را از پهلوی کثافت‌تر بگیرند. کشور ایران از ابتدای تاریخ شکل‌گیری‌اش فقط برای همین دعوای قاجار و پهلوی درست شده بود؟ ای تف بر چنین آدم‌هایی که این کار را کردند.» وی در جای دیگر از این متن نقادانه خود، اشاره کرد: در سخنان مجتهدزاده عشقی عجیب به حکومت پهلوی دیده می‌شود. تعلق مجتهدزاده به رضا شاه پنهان نیست. پنهان نیز نمی‌ کند. آنان که در همایش "ایران و جنگ جهانی دوّم" (چهارشنبه، 3 اسفند 1390) حضور داشتند، هنوز از سخنرانی چهل دقیقه‌ای مجتهدزاده در ستایش از رضا شاه حیران ‏اند. او در این همایش، تصویر ایرانیان از نقش رضا شاه در دوران جنگ جهانی دوّم را "کار انگلیسی‌ها" خواند و، برخلاف گفتگوی اخیر، به اسناد انگلیسی حمله کرد. گفت: «آنچه ما درباره جنگ جهانی دوم مدام تکرار می‌کنیم، نوشته‌های انگلیسی است که به ما تحمیل کرده‌اند. هر چیزی که به زبان انگلیسی و عربی نوشته شده باشد، برای ما وحی منزل است و باید به فارسی ترجمه شود...» و افزود: «انگلیس از طریق دانشمندان بسیار معتبر خود جنایات زیادی را از جمله در زمینه تحریف افکار عمومی ملل شرق مرتکب شده است؛ آن‏ها همواره این گونه وانمود کردند که دلیل اشغال ایران همکاری رضاخان با آلمان‌ها بوده است؛ در حالی که تمایل رضا خان به آلمان متعلق به قبل از جنگ جهانی و قبل از وقوع هولوکاست است.» شهبازی در ادامه آورده است: «تعلق به رضا شاه در گفتگوی [مجتهدزاده] نیز عیان است: «این آقایان به کسی که کاپیتولاسیون را لغو کرد به همان اندازه فحش می‏دهند که به نوکران انگلیس. شما او را هم نوکر ‏انگلیس می‏دانید و می ‏گویید انگلیسی‏ها او را روی کار آوردند. خجالت دارد.» وی در بخشی دیگر نوشت: «عشق مجتهدزاده به رضا شاه تمامی ندارد. او به شدت عصبانی است که چرا برخی محققین احمد شاه قاجار را «دمکرات» خوانده‌اند و رضا شاه را «دیکتاتور»: «یارو به احمدشاه فلان فلان شده می‌گوید شاه وطن‌پرست دمکرات... خیلی از این‏ها از رضاشاه فقط با عنوان قلدر و خان و الباقی از این دست یاد می‌کردند، فقط می‌گفتند دیکتاتور.» و به همین دلیل از مصدق نیز عصبانی است: «او به رضاشاه می‌گفت دیکتاتور، به محمدرضاشاه هم می‌گفت بچه دیکتاتور. چطور محمدعلی شاه دیکتاتور نبود؟ مظفرالدین شاه دیکتاتور نبود؟ ناصرالدین ‌شاه دیکتاتور نبود؟»
در پی انتشار گفت‌وگوی پیروز مجتهدزاده با هفته‌نامه "نگاه پنجشنبه" تحت عنوان "کار، کار انگلیسی هاست"،  "صادق زیباکلام"، در یادداشتی در همین هفته نامه نوشت: «من مجتهدزاده را مدت‌هاست که می‌شناسم و از او جز اینکه مصدق را شارلاتان و روشنفکران را وطن‌فروش و متقابلا کاشانی را وطن‌پرست خطاب کند انتظار دیگری ندارم. این هذیان‌های تب‌آلودی هم که او در مصاحبه‌اش با نگاه پنجشنبه به هم بافته نه اولین بار است که تراوش شده و نه آخرین بار خواهد بود.» او در این یادداشت می نویسد: من اتفاقا مشکلی با پیروز مجتهدزاده ندارم. این دنیا و این مملکت پر از پیروز مجتهدزاده‌هایی است که سر و ته مصاحبه قریب به پنج هزار کلمه‌ای‌اش را که شما می‌خوانید محض نمونه یک کلمه حرف حساب، مستدل، منسجم و سنجیده که سر آن با تهش بخواند پیدا نمی‌کنید. این دنیا پر از هذیان‌گوهای روانی‌ای است که با توهین به دیگران خودشان را مطرح می‌کنند. مجتهد زاده اگر روشنفکران را مطیع مطامع انگلیس می خواند زیباکلام از این باب برمی آشوبد و می نویسد : این‌ها صرفا بخشی از هذیان‌های دکتر مجتهدزاده رئیس مرکز یوروسویک لندن و استاد دانشگاه تربیت ‌مدرس است. او ضمن آنکه مورخان، فعالان سیاسی، روشنفکران، چپ‌گرایان، ملی‌گرایان و... را عوامل مستقیم و غیرمستقیم انگلستان می‌داند، در عین حال جریانات مذهبی و اسلام‌گرایان را کاملا از این جماعت نوکر و وابسته مستثنی می‌کند. چپ‌ها و ملی‌گرایان فریب‌خورده انگلیس هستند اما ماهیت حرکت‌های اسلامی را کاملا جدا و متفاوت از سکولار‌ها و غیرمذهبی‌ها می‌داند. فقط اسلامی‌ها هستند که انگلستان نتوانسته آن‌ها را ابزار منافع و مصالحش بسازد. زیباکلام این گونه می پندارد که مجتهد زاده در حمایت از جمهوری اسلامی به مخالفان نظام حمله ور شده است «او «مرگ بر انگلستان» را که چپ‌ها، مصدقی‌ها و ملی‌گرایان می‌گفتند را ساخته و پرداخته انگلستان می‌داند. اما «مرگ بر امریکا» را که اسلام‌گرایان می‌گویند را اصیل، انقلابی و درست می‌داند. او «تصادفا» به کسانی که مورد نفرت دولتمردان هستند توهین می‌کند و «تصادفا» از کسانی که مورد تایید دولتی‌ها هستند تجلیل می‌کند. هیچ‌کس نباید این را به معنای مزدوری دکتر مجتهدزاده برای دولت قلمداد کند چون خدا وکیلی هم مصدق، هم ملیون و روشنفکران و هم چپ‌ها واقعا هم مزدور بوده‌اند و همچنان هم هستند. والا دکتر مجتهدزاده یک اندیشمند مستقل و یک دانشگاهی آکادمیک و صاحب‌نظری است که دیدگاه‌ها و نظریاتش همه مبنای علمی دارند و بر اساس سال‌ها تحقیق به دست آمده‌اند و اصولا او به فکر تنها مساله‌ای که نیست تملق و مجیزگویی اصحاب قدرت است.» زیباکلام مجتهد زاده را در بخش دیگری از نقد خود نژاد پرست می نامد و می نویسد : آیا به نظر شما فحاشی و توهین به اعراب (کاری که پروفسور مجتهد‌زاده علی‌الدوام انجام می‌دهند) به بهانه اینکه چرا گفته‌اند سه جزیره به آن‌ها تعلق دارد و چرا خلیج فارس را «خلیج عربی» خوانده‌اند خدمت به منافع ملی است؟ آیا به نظر شما بیرون ریختن عقده‌های نژادپرستی ضدعربی و ضداسلامی به بهانه دفاع از سه جزیره دفاع از منافع ملی است؟ 
پیروز مجتهد زاده یکی از تاریخ پژوهانی است که در باب ایرانی و فارسی بودن خلیج فارس نظرات خود را به صراحت اعلام کرده و کتب بسیاری را در این راستا به تالیف درآورده است؛ به گونه ای که وی را می‌توان یکی از پیشتازان مبارزات علیه تحریف نام خلیج فارس دانست. وی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در نیمه اول اردیبهشت سال 1393، به مناسبت "روز ملی خلیج فارس" با اشاره به تاریخچه جعل نام خلیج فارس گفت: «مسئله جعل نام خلیج ‌فارس مسئله جدیدی نیست. نسل کنونی ممکن است به تازگی متوجه این حرکات ناشایست علمی شده است اما سابقه جعل نام خلیج فارس به اوایل قرن بیستم بر می گردد. برای اولین بار چارلز بلگریو، نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس به دنبال تغییر و ماهیت سرزمین‌های جنوبی از تابعیت ایرانی به عربی در سال 1935 به دولت متبوعش پیشنهاد داد که حالا کشورهای جنوبی خلیج فارس را عربی کردیم نام خلیج فارس را نیز عربی کنیم اما در آن زمان که دولت انگلیس در موارد مختلف درگیری‌هایی با دولت ایران داشت این موضوع مورد توجه قرار نگرفت زیرا نمی‌خواست وارد درگیری تازه‌ای با ایران شود.» مجتهدزاده با اشاره به قدرت رسیدن صدام حسین در عراق گفت: «در سال 1968 صدام حسین مجددا کودتا کردند حزب بعث بر سر کار آمد و از ابتدا دشمنی خود را با ایران برای تقویت هویت عربی بین‌النهرین به کار برد. در این راستا بود که صدام حسین بیش از هر کس دیگری میلیاردها دلار از پول نفت مردم عراق را برای جا انداختن نام جعلی خلیج‌فارس استفاده کرد. اما این تلاش‌ها نتیجه‌ای به همراه نداشت تنها سلسله‌ای از تعصبات در کشورهای اطراف عراق مانند کویت،‌ قطر و امارات استفاده شد. مجتهدزاده اضافه کرد: تنها دولتی که مصمم بوده و جاهلانه در استفاده از نام جعلی خلیج‌فارس اصرار دارد امارات متحده عربی است البته جای تاسف دارد که دولت عربستان نیز برای مدتی خود را از این ماجراجویی‌ها کنار کشیده اما به دلیل برخی اتفاقات در سالهای اخیر تا حدودی خود را دخیل این درگیری‌ها کرده است. بررسی تحول واژه خلیج فارس در جغرافیای جهان پیروز مجتهدزاده هم چنین در اولین همایش بین‌المللی کارتوگرافی تاریخی خلیج فارس قرون 16-18 میلادی در 2 اردیبهشت سال 1383، به ایراد سخنرانی در خصوص تحول واژه خلیج فارس در ادبیات جغرافیایی یونان باستان و جغرافیایی اسلامی عربی پرداخت و اظهار داشت: یونانیان آبهای درونی گیتی را عبارت از چهار دریا به نام های خلیج فارس (سینوس پرسیکوس Sinus Persicus) خلیج عربی (سینوس عربیکوس sinus Arabicus) یا دریای سرخ کنونی، دریای خزر (Caspian Sea) و دریای متوسط یا مدیترانه (Mediterranean Sea) می‌دانستند. وی تصریح کرد: اما ایرانیان باستان (عصر هخامنشی) دریاهای درونی گیتی را دوگانه فرض می کردند که از اقیانوس کناری یا اقیانوس احاطه کننده خشکی ها منشعب شده و به سوی مرکز خشکی زمین پیش می رفتند. استاد دانشگاه لندن با اشاره به اینکه حتی در آثار عربی آمده است که منظور از دو دریا در سوره الرحمن از قرآن مجید همانا دریای فارس و دریای متوسط است، تصریح کرد: تاریخ و جغرافیا نویسان اسلامی و عربی مطالعه در اطراف این ایده ایرانی را تا قرن 15 ادامه دادند و حتی نقشه هایی از این قرآن در دست است که اقیانوس هند را البحر الفارسی نام می دهد.  مجتهدزاده یادآورشد: ولی از این قرن دایره شمول "بحر فارس" محدود به آب هایی می شود که به گفته جرجی زیدان تاریخ دان شهیر عرب دنیای عرب را دور می زند. وی در پایان افزود: نقشه های فراوانی که از این قرون در دست است دگرگونی یاد شده در تغییر نام بحر فارسی و دگرگونی در دایره شمول این نامها راترسیم می کنند. انتقاد از کنگره آمریکا در استفاده از واژه جعلی به جای خلیج فارس پیروز مجتهدزاده هم چنین در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل "خبرگزاری فارس" در نیمه دوم اردیبهشت سال 1393، درباره استفاده کنگره آمریکا از واژه جعلی به جای «خلیج فارس» در لایحه ضدایرانی گفت: برای کسی در جهان پوشیده نیست که اینگونه متن‌های خنده‌آور فقط می‌تواند از طرف تعدادی صهیونیست بی منطق منتشر شود. این کارشناس مسائل ژئوپلیتیک با بیان اینکه قابل تصور نیست که در آمریکا هیچ نهاد سیاسی،اداری و حتی علمی از واژه جعلی برای خلیج فارس استفاده کنند، تصریح کرد که تصویب این لایحه در کنگره چیزی نیست جز نتیجه ائتلاف صهیونیست‌ها با عربستان و شیخ نشین امارات که از همین ائتلاف امروز تروریست‌های سلفی،‌القاعده‌ای،طالبانی و تکفیری در خاورمیانه ایجاد شده‌اند و به جان منطقه افتاده‌اند. وی در ادامه در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا کنگره وارد فاز جدیدی از فشار بر ایران از طریق جنگ روانی مبتنی بر تحریف تاریخ شده اظهار داشت: با تصویب چنین لایحه‌ای کنگره آمریکا آشکار کرد که در فریب خوردن از توطئه برخی اعضای صهیونیستی خود حتی توجه به متن لایحه مورد تصویب خود نداشته است که در آن از نامی جعلی برای خلیج فارس استفاده شده ‌است که مخالف سیاست اعلام شده دولت واشنگتن و سازمان ملل متحد در چگونگی نامیدن خلیج فارس است و بدون شک ما شاهدیم که صاحبان اغراض سیاسی با تحریف تاریخی به دنبال ایجاد محملی برای سیاست‌های خصمانه خود هستند، تحریف واقعیت‌های تاریخی چه در عرصه سیاست داخلی و چه در عرصه سیاست بین الملل امری شناخته شده است. 
از پيروز مجتهدزاده بيش از بيست عنوان کتاب به زبانهاى انگليسى و فارسى منتشر شده كه برخى از آنها عبارتند از: -شهرستان نور -جغرافياى تاريخى خليج فارس -كشورها و مرزها در منطقه -جزاير تنب و ابوموسى -ايران مرزدار و مرزهاى خاورى ايران -خليج فارس و كشورها و مرزها -امنيت و مسائل سرزمينى در خليج فارس -نام خليج فارس در درازاى تاريخ 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۴:۵۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۵:۰۰

اسناد و مراجع