پهلوان ابراهیم یزدی در سال 1245 هجری قمری (1208 ه.ش) در شهر "یزد" متولد شد. پدر وی "غلامرضا یزدی" نام داشت. وی در روزگار آغازین جوانی به شغل پنبه زنی در کارگاهی پرداخت و در سال 1228 ه.ش و در سن بیست و یک سالگی به تهران آمده و پس از چند کشتی که با پهلوانان پایتخت گرفته، بازوبند پهلوانی را از شاه قاجار بدست آورد.او در بیشتر سفرهای ناصرالدین شاه همراه وی بوده و در پایتخت روسیه کشتی گیر آنجا را مغلوب ساخت. وی هم چنین مدتی به سمت "پهلوان باشی" رسیده، تا اینکه  پهلوان "اکبر خراسانی" حریف او شده و او را به زمین زد ولی سرانجام به نتیجه مساوی رسیدند و پهلوان یزدی یکی از بازوبندهای پهلوانی را به وی داد.پهلوان یزدی بزرگ، در سال های آخر عمر فلج شده و سرانجام در سن 73 سالگی از دنیا رفته و در قم به خاک سپرده شد. 
پهلوان یزدی بزرگ در زورخانه "نوروز خان" به ورزش پرداخته و شاگرد مرشد "رستم" بود و مدتها پهلوان حاکم یزد بشمار آمد. او پس از شکست از "پهلوان شعبان"، به مدت دو سال به ورزشهای سنگین پرداخته سپس به پایتخت رفته و پهلوان "شعبان" را شکست داده و بازو بند پهلوانی را از "ناصر الدین شاه" دریافت کرد.وی بنا به روش معمول در عهد قاجاریه، پس از دریافت بازوبند پهلوانی به شغل قاپوچیگری یعنی دربانی دربار گماشته و تا سالهای مدید، در دربار سلطنتی، قاپوچی یعنی دربان بود. پهلوان باشیپهلوان ابراهیم یزدی همچنین دوبار بر پهلوان "ابراهیم سیستانی" غلبه یافته سپس با پهلوان "اکبر"، کشتی گرفت و پس از تساوی کشتی و گرفتن بازو بند پهلوانی به سمت "پهلوان باشی" منصوب شد. 
بازوبند پهلوانی تا مدتها بر بازوی پهلوان ابراهیم یزدی ماند، تا اینکه آخرین کشتی او با پهلوان "اکبر خراسانی" بوده که مساوی می‌شود و یکی از دو بازوبند پهلوانی را به "اکبر خراسانی" می‌دهند و این زمان پایان دوره کشتی او به حساب می‌آید.وی در سن 53 سالگی از کشتی جدا شد و نکته مهم این که وی هرگز در زندگی اش مغلوب کشتی گیری نشد. 
پهلوان ابراهیم در سالهای پایانی عمر خویش، علیل و بیمار و ناتوان شده و از هر دو پا به حالت فلج درآمده بود. وی سرانجام در فروردین ماه سال 1281 ه.ش در تهران درگذشت و در "قم" به خاک سپرده شد. 
بر اساس آنچه در منابع تاریخی و از جمله در کتاب "شرح حال رجال ایران"، اثر "مهدی بامداد" آمده‌، پهلوان ابراهیم یزدی، مردی بلند قامت، درشت استخوان، و بسیار زورمند بوده ‌است. وی 183 کیلوگرم وزن داشت."مهدی بامداد" در کتاب ارزنده "شرح حال رجال ایران"، از قول یکی از آشنایان خویش، حکایت جالب توجهی بدین مضمون درباره پهلوان ابراهیم یزدی نقل کرده‌ که به شرح زیر است:  پهلوان یزدی در خیابان "ناصرخسرو"، از سمت میدان "سپه" کوچه اول، دست چپ، خانه‌ای داشت. این کوچه چون پهنای خیلی کمی داشت، جمعی نام آن را کوچه آشتی کنان گذاشته بودند. چرا که پهنای کم کوچه باعث نزدیک شدن و تماس اجباری بین افراد، از جمله افرادی که با یکدیگر قهر بودند، می‌شد، اما شهرت این کوچه بیشتر به نام کوچه پهلوان یزدی (کوچه پهلوون یزدی) بود. چند سالی بود که وی در اواخر عمر، از هر دو پا عاجز شده بود و نمی‌توانست بدون دو چوب زیر بغل راه برود. وی عصرها با همان دو چوب، از خانه خود (واقع در کوچه آشتی کنون) بیرون می‌آمد و سر کوچه، در کنار خیابان، برای او نیمکتی گذاشته بودند، که بر روی آن می‌نشست و خیابان و عابرین را تماشا می‌کرد. روزی دو نفر از پهلوانان (که راوی نام هر دو را نیز ذکر کرده، اما مهدی بامداد نام آنان را به خاطر نمی‌آورد)، از آنجا می‌گذشتند. هر دو نفر به نزد پهلوان یزدی آمدند و یزدی از آن دو پهلوان احوالپرسی کرده و جویای اوضاع و احوال آنان گردید.پهلوانان به پهلوان یزدی بزرگ گفتند که در زورخانه مشغولیم و گاهی هم کشتی می گیریم. پهلوان یزدی به آنان خطاب کرد و گفت: «من این چوب دستی خودم را با یک دست خود، بر زمین فشار می دهم، اگر هر دو نفرتان با هم توانستید آن را از جا بکنید، آن وقت من می دانم که شما زورمند و پهلوان هستید!» از این گفته پهلوان یزدی، (که در آن زمان حسابی پیر و عاجز و فرتوت شده بود)، به هر دو نوچه پهلوان، خیلی برخورد و به همین جهت هر دو با هم، سخت مشغول زورآزمائی شدند و با تمامی توان و نیروی خود، سعی کردند که چوب دستی او را از زمین بکنند، امّا هر قدر که زور زدند، نتوانستند، و چوبدستی که به نیروی دست پهلوان یزدی پیر، بر زمین فشرده شده بود، حتی از جای خود، تکان هم نخورد!. پس پهلوان یزدی، به آنان خطاب کرد و گفت: «هنوز پهلوان حقیقی نشده اید!، باز هم باید کار کنید تا پهلوان حقیقی شوید!» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۸:۱۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۸:۱۴

پهلوان یزدی بزرگ

خلاصه زندگی نامه

 پهلوان ابراهیم یزدی معروف به پهلوان یزدی بزرگ یا به اختصار یزدی بزرگ، از پهلوانان نامور ایران در دوره قاجار و برای سالیان مدید، پهلوان اول دارالخلافه ناصری و صاحب بازوبند پهلوانی بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع