رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی در 25 اسفند سال 1285 در تبریز متولد شد. پدر پروین، یوسف اعتصامی معروف به اعتصام الملک از نویسندگان و دانشمندان بنام ایران بود. وی اولین چاپخانه را در تبریز بنا کرد، مدتی هم نماینده ی مجلس بود. اعتصام الملک مدیر مجله بنام (بهار) بود که اولین اشعار پروین در همین مجله منتشر شد. مادر پروین، اختر اعتصامی نام داشت. او بانویی مدبر، صبور، خانه دار و عفیف بود. وی در پرورش احساسات لطیف و شاعرانه دخترش نقش مهمی داشت و به دیوان اشعار او علاقه فراوانی نشان می داد. پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.  بیست و پنجم اسفند ماه مطابق با سالروز تولد پروین اعتصامی‌، در تقویم رسمی ایران، روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است.  
اولین معلم پروین در دوره ای که آموزش دختران امری باطل و مردود شمرده می شد، پدر گرامیش بود که خود جزو دانشمندان و سخندانان و از مترجمان بنام ایران بود؛ بنابراین او ادبیات فارسی و عربی را با مهارت هر چه تمام در نزد پدر آموخت. به ندرت در جرگه سایر اطفال وارد می شد. غالباً تنها بسر می برد اندیشه های بزرگ در سر می پروراند. در مجلس درس همیشه از سایرین پیشتاز بود. استعداد و قریحه لبریز او بزودی و هنگامی که بیش از هفت سال سن نداشت بروز کرد و در این زمان به سرودن اشعار مختلف پرداخت.پروین ادب عرب، فقه، اصول، منطق، کلام، حکمت قدیم، زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نگذشته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جز کتاب های درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت. کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1279 - 1318 هـجری انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بی خبری عموم از اهمیت پرورش بانوان در جامعه ایرانی رخ می نمود.او در سال 1291  به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل آموخت. وی به مدرسه آمریکایی IRAN BETHEL (ایران کلیسا) رفت و در سال 1303 تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. سپس مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت. 
پروین در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی، ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمایی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.در یازده سالگی به دیوان اشعار فردوسی، نظامی، مولوی، ناصرخسرو، منوچهری، انوری، فرخی که همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسی به شمار می آیند، آشنا بود و از همان کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوه های یادگیری آن با او تمرین می کرد. گاهی شعری از شاعران قدیم به او می داد تا بر اساس آن، شعر دیگری بسراید یا وزن آن را تغییر دهد و یا قافیه های نو برایش پیدا کند؛ همین تمرین ها و تلاش ها زمینه ای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آنها آشنا شود و در سرودن شعر تجربه اندوزد.هر کس کمی با دنیای شعر و شاعری آشنا باشد، با خواندن این بیت ها به توانائی او در آن سن و سال پی می برد برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی، یعنی یازده تا چهارده سالگی او می باشد، شعر ( ای مرغک ) او در 12 سالگی سروده شده است:ای مُرغک خُرد، ز آشیانهتا کی حرکات کودکانه؟رام تو نمی شود زمانهمندیش که دام هست یا نهشو روز به فکر آب و دانهپرواز کن و پریدن آموزدر باغ و چمن چمیدن آموزرام از چه شدی؟ رمیدن آموزبر مردم چشم، دیدن آموزهنگام شب آرمیدن آموزبا خواندن این اشعار می توان دختر دوازده ساله ای را مجسم کرد که اسباب بازی اش (کتاب) است؛ دختری که از همان نوجوانی هر روز در دستان کوچکش، دیوان قطوری از شاعری کهن دیده می شود که اشعار آن را می خواند و در سینه نگه می دارد. شعر (گوهر و سنگ ) را نیز در 12 سالگی سروده است.شاعران و دانشمندانی مانند استاد علی اکبر دهخدا، ملک الشعرای بهار، عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی و نصرالله تقوی از دوستان پدر پروین بودند و بعضی از آنها در یکی از روزهای هفته در خانه او جمع می شدند و در زمینه های مختلف ادبی بحث و گفتگو می کردند. هر بار که پروین شعری می خواند، آنها با علاقه به آن گوش می دادند و او را تشویق می کردند. 
پروین، درتیر ماه سال 1303 شمسی در سن 18 سالگی، از مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد فارغ التحصیل شد، او در تمام دوران تحصیلی، یکی از شاگردان ممتاز مدرسه بود. البته پیش از ورود به مدرسه، معلومات زیادی داشت، او به دانستن همه مسائل علاقه داشت و سعی می کرد، در حد توان خود از همه چیز آگاهی پیدا کند. مطالعات او در زمینه زبان انگلیسی آن قدر پیگیر و مستمر بود که می توانست کتابها و داستانهای مختلفی را به زبان اصلی ( انگلیسی ) بخواند. مهارت او در این زبان به حدی رسید که 2 سال در مدرسه قبلی خودش ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس کرد.پروین در جشن فارغ التحصیلی خود که در مدرسه برپا شد، خطابه ای با عنوان "زن و تاریخ" ایراد کرد. در سخنرانی خود از وضع نامناسب اجتماعی، بی سوادی و بی خبری زنان ایران حرف زد. این سخنرانی، بعنوان اعلامیه ای در زمینه حقوق زنان، در تاریخ معاصر ایران اهمیت زیاد دارد.پروین در قسمتهای از اعلامیه (زن و تاریخ) گفته است: داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تعلیم و تربیت است، تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده معروف مستفیذ نماید. وی درباره راه چاره اش گفته است: پیداست برای مرمت خرابی‏های گذشته، اصلاح معایب حالیه و تمهید سعادت آینده، مشکلاتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک از این پرتگاه را عبور کند. او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست، سخن گفت.خانم میس شولر، رئیس مدرسه آمریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند:پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود. پروین پدرش را در کلیه سفرهای داخلی و خارجی اش همراهی می کرد و بر تجارت و آگاهی های خود بسی می افزود. او اشعار زیادی سروده و آثار گرانقدری از خود به جای گذاشته که می توان او را یکی از ستاره های درخشان آسمان ادب ایران دانست. اگر تعداد زن های مطرح و مشهور ایران را در پیش چشم خود مجسم کنیم آنوقت پی به عظمت و والایی این شخصیت محجوب و پاکدامن می بریم. او در تمام سرودهای خود راه تاریک زندگی را با پند و اندرز روشن می کرد. اشعار وی بیشتر در مورد مسایل اجتماعی و ظلم و بیداد شاهان و فقر عمومی می باشد. 
پروین در نوزده تیر ماه سال 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود، پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همگامی این دو طبع مخالف نمی توانست دیری بپاید و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر، با گذشتن از کابین طلاق گرفت.پروین پس از جدایی برای مدتی کوتاه سیمای متین و موقر خویش را با غباری از گرفتگی پوشاند. اما این تغییر را فقط اطرافیان پروین که همواره با او بودند، می توانستند درک کنند. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.درباره دوره زناشویی خود فقط سه بیت ذیل را گفته است:ای گل! تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟جز سر زنش و بدسری خار چه دیدی؟ای لعل دل افروز، تو با این همه پرتوجز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبتغیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی کتابدار کتابخانه دانشسرای عالی تهران (دانشگاه تربیت معلم کنونی) بود. کتابداری ساکت و محجوب که بسیاری از مراجعه کنندگان به کتابخانه نمی دانستند او همان شاعر بزرگ است. پروین در این مدت به سرودن اشعار ناب خود نیز ادامه می داد.پروین یک قسمت از اشعار خود را که مطبوع طبع وقار وی نبود، چند سال پیش از مرگ خود سوزاند و بعضی از اشعار وی نیز پیش از آنکه به صورت دیوانی منتشر شود، در مجله «بهار» که به قلم پدر ادیبش، مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت، چاپ می شد. 
دیوان پروین، شامل 248 قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان 65 قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیده‌است. در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد. درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت ها، نصیحت های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست.او در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می‌باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می‌دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تأثیر قرار می‌دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری هم پایه‌ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوه را که شیوه شاعران شمال و غرب ایران بود احیا می‌نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی. قریحه سرشار و استعداد خارق‌العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.پروین اعتصامی ‌بی تردید بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در طول تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه به صورت دیوان منتشر شود در مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می‌یافت چاپ می‌شد. دیوان اشعار پروین اعتصامی ‌که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است. 
در سال 1314 دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل داستان سرای دیگری در گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ شد. پس از چاپ دیوانش وزارت فرهنگ نیز از او تقدیر کرد. چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود، شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند. ملک الشعرای بهار در چارچوب اول دیوان پروین اعتصامی، دیباچه‏ای دارد که قسمتی از آن ذیلاً نقل می شود: «این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوه لفظی و معنوی، آمیخته به سبکی مستقل آن دو، یکی شیوه شعرای خراسانی، خاصه استاد ناصر خسرو و دیگری شیوه شعرای عراق و فارس بخصوص شیخ مصلح الدین سعدی است و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفاست و این جمله با سبک مستقلی که خاص عصر امروز و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جویی است ترکیب یافته و شیوه بدیعی را بوجود آورده است. قصاید این دیوان، عطر و بوی قصاید ناصر خسرو را دارد و در ضمن آنها ابیاتی که زبان شیرین سعدی و حافظ را فریاد می‏آورد بسیار است، و بالجمله در پند و اندرز و نشان دادن مکارم اخلاق و تعریف حقیقت دنیا از نظر فیلسوف و عارف و تسلیت خاطر بیچارگان و ستمدیدگان و مفاد (قل متاع الدنیا قلیل) و (نجی المخفون) دل خونین مردم دانا را سراسر تسلیتی است، در همان حال راه سعادت و شارع حیات و ضرورت دانش و کوشش را نیز به طرزی دلپسند بیان میکند و میگوید که در دریای شوریده زندگی با کشتی علم و عزم راهنورد باید بود و در فضای امید و آرزو با پر و بال هنر پرواز باید کرد. علم سرمایه هستی است نه گنج زر و مال، روح باید که از این راه توانا گردد...» پروین اعتصامی به تمام شرایط شاعری عمل کرده است، اگر احیاناً به قول نظامی عروضی، دوازده هزار بیت شعر از اساتید را حفظ نداشته باشد، باز به قدریکه وی را بتوان با کلمات و اصطلاحات و امثال متقدمین تا آن درجهای که ضرورت دارد آشنا خواند، آشناست. اگر تنها غزل «سفر اشک» از این شاعره شیرین زبان باقیمانده بود، کافی بود که وی را در بارگاه شعر و ادبیات حقیقی جایگاهی عالی و ارجمند بخشد، تا رسد به «لطف حق»، «کعبه دل»، «گوهر اشک»، «روح آزاد»، «دیده و دل»، «دریای نور»، «گوهر و سنگ»، «حدیث مهر»، «ذره»، «جولای خدای»، «نغمه صبح»، و سایر قطعات باقیمانده که هر یک برهان آشکار بلاغت و سخندانی است. هنر شاعره بزرگ ما این است که توانسته است این معنای بزرگ را در همه جا در گفتار خود به شکلی جاذب و اسلوبی لطیف بپروراند و حقیقت عشق را مانند میوه پاک و منزهی که از الیاف خشن و شاخ و برگ بیهوده و مسموم جدا ساخته باشند، با صفای اثیر و درخشندگی نور و چاشنی روح بر سر بازار سخن رواج دهد.   ابیاتی پس از درگذشت پدر پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من مه گردون ادب بودی و در خاک شدی خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من ... 
پدر پروین یک جلد از آن را همراه نامه ای به علامه قزوینی به پاریس فرستادند؛ ایشان پس از مطالعه دیوان، نامه ای نوشتند که شرح مختصری از آن در متن ذیل آمده است: آقای عزیز و محترم و معظم ـ مرقومه کریمه، مورخه 24 آبان با یک جلد دیوان خانم پروین اعتصامی، چندی قبل زیارت گردید و با کمال لذت و تمتع، قسمت عمده این دیوان و مخصوصاً قصاید آن را مطالعه کردم و هر چه بیشتر می رفتم و بیشتر می خواندم، استعجاب من به تعجب مبدل می شد که چگونه امروزه در این قحط الرجال فضل و ادب، یک چنین «ملکه النساء الشواعر» در ایران ظهور کرده و به سرودن اشعاری در درجه اول از فصاحت و سلاست و متانت که لفظاً، معناً، مضموناً و فکراً با بهترین قصاید اساتید و مخصوصاً ناصر خسرو (که گویا بیشتر شیوه او، مطمح نظر خانم بوده) دم برابری می زند و موفق گشته است! مثلاً این قصیده :یکی پرسیداز سقراط کز مردن چه خواندستیبگفت ای بی خبر،مرگ ازچه نامی زندگانی رااگر زیـن خاکدان پست، روزی بر پری بینیکه گردونها و گیتی هاست، ملک آن جهانی راچراغ روشن جان را، مکن درحصن تن پنهانمپـیچ اندر میان خرقه، این یاقـوت کانـی رابه راستی جای بسی تحسین و تمجید است که خانم جوانی از خانم های ایران با اوضاع و کیفیات حاضر، به ساختن اشعاری بدین پایه از استحکام الفاظ و صحت آن نحواً، صرفاً، لغتاً و فصاحت عدیم النظیر و خلو آن از جمیع عیوب فنی، موفق شده است.»  
شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمون های متنوع پروین مانند باغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد چنانکه استاد بهار در مورد اشعار وی می فرمایند: پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد، سرانجام آنکه او دیوان خوبی و پاکی است.  
همچنین «دکترمحمدمعین» درباره پروین می ­گوید: «اندیشه های پروین نو و متضمن نکات اجتماعی و اخلاقی و انتقادی است و تمثیلات نغز و اندرزهای حکیمانه و تفکرات او مایه شگفتی است. پروین در غالب آثار خویش چون مادری مهربان با فرزندان دلبند خویش سخن می ­گوید. واقع بین است و بدین سبب تلخی های حیات را نیک ادراک می ­کند و به خواننده عرضه می ­دارد.» پروین در قصاید خود از حیث الفاظ پیرو شیوه شاعران قرن پنجم و ششم خاصه ناصرخسرو قبادیانی (481 هجری قمری) است و در اشعار دیگر از قطعات و مثنوی های پر ارزش و غزل ­ها و غیره سخن او بیشتر رنگ سخن عراقی دارد و غالباً ساده و گاه تحت تاثیر لهجه معاصراست. اما اندیشه های وی نو و متضمن نکات بلند اجتماعی، اخلاقی و انتقادی است و تمثیلات نغز و اندرزهای حکیمانه و تفکرات و تحقیقات بلند او در همه آثارش مایه اعجاب خواننده می ­شود. قدرت او درخلق مناظرات و پرسشها و پاسخ هایی ­است که غالباً میان اشخاص و اشیا ترتیب می ­دهد و از آن راه به نتایجی که مطلوب اوست می رسد. تقریباً او در تمامی آثارش شاعر حقیقت جو و واقع بین است و به همین سبب تلخی ­های حیات را از هر کس بهتر درک می ­کند و با مهارتی خاص به خواننده نشان می دهد. درک او نسبت به مبدأ حیات روشن و تحت تأثیر شدید اعتقادات دینی و اندیشه ­های عرفانی است...  
معمولاً رسم است که دولت، دانشمندان و بزرگان علم و ادب را طی برگزاری مراسمی خاص، مورد ستایش و احترام قرار می دهد. در چنین مراسمی وزیر یا مقامی بالاتر، مدالی را که نشانه سپاس، احترام و قدردانی دولت از خدمات علمی و فرهنگی فرد مورد نظر است، به او اهدا می کند، وزارت فرهنگ در سال 1315 مدال درجه سه لیاقت را به پروین اعتصامی اهدا کرد ولی او این مدال را قبول نکرد.گفته شده که حتی پیشنهاد رضاخان را که از او برای ورود به دربار و تدریس به ملکه و ولیعهد وقت دعوت کرده بود، نپذیرفت؛ روحیه و اعتقادات پروین به گونه ای بود که به خود اجازه نمی داد در چنین مکان هایی حاضر شود. او ترجیح می داد در تنهایی و سکوت شخصی اش به مطالعه بپردازد. او که در 15 سالگی درباره ستمگران و ثروتمندان به سرودن شعر پرداخته، چگونه می تواند به محیط اشرافی دربار قدم بگذارد و در خدمت آنها باشد؟ او که انسانی آماده، دارای شعوری خلاق و همواره درگیر در مسائل اجتماعی بود به این نشان ها و دعوت ها فریفته نمی شد. 
پروین از کودکی شعر سروده است و اشعار خود را برای پدرش می خواند و پدر سخن شناس، او را تشویق و راهنمایی می نمود و قریحه خداداد او را به نحو لایق هدایت می نمود و حقاً او را در این باب سهمی بسزا خواهد بود. اشعار پروین گذشته از روان و فصاحتی یکدست دارای مضامین عالیه و حکیمانه است آنچنان پند و اندرزمی دهد و حقیقت را بیان می کند که گویی حکیمی سالخورده و عرفی سنجیده لب به سخن گشوده است و چنین گوهر شهوار بر هم می نهد و این از جوانه زنی بسیار جای شگفت و اعجاب و در خور هزار آفرین است و همین است مه او را از شعرای عالی مقام قرار داده است. خلاصه پروین شاعر، شاعریست اهل معنی و تفکر با احساسات بسیار لطیف و قلبی مالامال از محبت و عشق و سرس پر شور و روحی وابسته به عالم ملکوت و جهان حقیقت، قریحه اش تابناک و درخشان و طبعش همچون آب روان، شعرش سراسر حکمت اندرز است و رحن و شفقت و حقیقت، از عشق مجازی روی گردان است و عشق به حقایق و معنویات در اشعارش بخوبی نمایان است و با این اوصاف از شعرای عالی مقام و شعرش جاودان است. 
یکی از دوستان پروین که سال ها با او ارتباط داشت، درباره او گفته است:«پروین، پاک طینت، پاک عقیده، پاکدامن، خوش خو و خوش رفتار، نسبت به دوستان خود مهربان، در مقام دوستی فروتن و در راه حقیقت و محبت پایدار بود. کمتر حرف می زد و بیشتر فکر می کرد، در معاشرت، سادگی و متانت را از دست نمی داد. هیچ وقت از فضایل ادبی و اخلاقی خودش سخن نمی گفت.»همه این صفات باعث شده بود که او نزد دیگران عزیز و ارجمند باشد. مهمتر از همه این ها، نکته ای است که از میان اشعارش فهمیده می شود. پروین، با آن همه شعری که سروده، در دیوانی با پنج هزار بیت، فقط یک یا دو جا از خودش حرف زده و درباره خودش شعر سروده و این نشان دهنده فروتنی و اخلاق شایسته اوست. 
فرهنگ سیاسی ایران که حضوری مستمر در تمام صفحات دیوان پروین اعتصامی دارد. پروین حساسیت فوق العاده به اوضاع سیاسی و اجتماعی مردم، همدردی با آلام و مصائب طبقات محروم و زحمت کش و خصومت عمیق با ظلم و بیدادی دارد که این امر بوضوح در دیوان پروین جلوه می نماید. پروین به تاریکترین و باریکترین مسائل سیاسی عصر خود به زبان طبیعی و ویژه می پردازد.عاملی که درجه ی حضور پروین اعتصامی را در بطن مسائل اجتماعی عصر خود روشن می سازد استقبالی است که مردم از شعر او کرده و می کنند تا سال 63 دیوان پروین 8 بار تجدید چاپ در بعد اجتماعی مضامین ضد استبداد، ظلم ستیزانه و آرمان طلبانه استخوان بندی اغلب اشعار پروین را تشکیل می دهد. پروین در این زمان و مکان دست به سلاح صوفیان می برد و در حکمت به روی قومی خسته و ناامید می گشاید. 
پروین اعتصامی، پس از کسب افتخارات فراوان و درست در زمانی که برادرش -ابوالفتح اعتصامی- دیوانش را برای چاپ دوم آن حاضر می کرد و در حالی که آسمان ادب و فرهنگ ایران انتظار سال های متمادی خدمت مجدانه وی را داشت تا بسی غنی گردد، بی هیچ نوع سابقه کسالت، ناگهان در روز سوم فروردین سال 1320 بستری شد پزشک معالج او، بیماری اش را حصبه تشخیص داده بود، اما در مداوای او کوتاهی کرد و متأسفانه زمان درمان او گذشت.نیمه شب شانزدهم فروردین پزشک خانوادگی اش را چندین بار به بالین او خواندند و حتی کالسکه آماده ای به در خانه اش فرستادند، ولی او نیامد و ... پروین در آغوش مادرش چشم از جهان فرو بست و رخ در نقاب خاک کشید و رخت از این دنیای فانی بربست.پیکر پاک او را در آرامگاه خانوادگی اش در شهر قم و کنار مزار پدرش در صحن مبارک حضرت معصومه (س)، به خاک سپردند. پس از مرگش قطعه شعری از او یافتند که معلوم نیست در چه زمانی برای سنگ مزار خود سروده بود.این قطعه را بر سنگ مزارش نقش کردند ، آنچنانکه یاد و خاطره اش در دل مردم نقش بسته است: اينکه خاک سیهش بالین است   اختر چرخ ادب پروین است گر چه جز تلخی از ایام ندید   هر چه خواهی سخنش شیرین است صاحب آنهمه گفتار امروز   سائل فاتحه و یاسین است دوستان به که ز وی یاد کنند   دل بی دوست دلی غمگین است خاک در دیده بسی جان فرساست   سنگ بر سینه بسی سنگین است بیند این بستر و عبرت گیرد   هر که را چشم حقیقت بین است هر که باشی و زهر جا برسی   آخرین منزل هستی این است آدمی هر چه توانگر باشد   چو بدین نقطه رسد مسکین است اندر آنجا که قضا حمله کند   چاره تسلیم و ادب تمکین است زادن و کشتن و پنهان کردن   دهر را رسم و ره دیرین است خرم آن کس که در این محنت‌گاه   خاطری را سبب تسکین است  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۱۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۱۶

پروین اعتصامی

خلاصه زندگی نامه

پروین اعتصامی (1320 - 1285) از زنان شاعر ایرانی متولد تبریز است. دیوان پروین، شامل 248 قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان 65  قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیده انتقادی به تصویر کشیده‌است. در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد. درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت ها، نصیحت های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع