جان فوربزنش (John Forbes Nash, Jr) در 13 ژوئن 1928 میلادی در "بلوفیلد" در "ویرجینیای غربی" در کشور "آمریکا" متولد شد. پدرش مهندس برق و مادرش معلم بود. او پس از گذراندن دوران تحصیلی ابتدایی، بورسیه دانشگاه "کارنیگ ملون" در "پیتسبرگ" در کشور "آمریکا" را دریافت کرد. جان فوربزنش در 20 سالگی همزمان مدرک کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد خود را در رشته ریاضی کسب کرد و 2 سال بعد با اخذ مدرک دکتری در رشته ریاضی از دانشگاه فارغ التحصیل شد. او در پایان نامه خود به بررسی بازیهای غیر مشارکتی در نظریه بازیها پرداخت که 40 سال بعد یعنی در سال 1994 جایزه نوبل اقتصاد را برای او به ارمغان آورد.او در مبحث تئوری بازی به تحقیق و حل مسئله پرداخت. او عدد "تعادل نش" را مطرح نمود که علاوه بر اقتصاد در علوم دیگری مانند سیاست، روانشناسی، جامعه شناسی و ... کاربرد دارد. کارهای او در زمینه نظریه بازی ها، هندسه دیفرانسیل، معادلات دیفرانسیل و مشتقات پاره‌ ای به درک تازه ‌ای از عواملی که بر شانس تاثیر می ‌گذارند، منجر گردید. در توصیه ‌نامه ‌ای که برای دانشگاه داشت فقط یک جمله نوشته شده بود: «این مرد نابغه است.»جان نش در سال 1958 میلادی به نوعی اختلال روانی به نام "اسکیزوفرنی" مبتلا شد و از مسئولیت های دانشگاهی فاصله گرفت. او چندین بار در بیمارستان بستری شد و سرانجام با تلاشهای خود توانست به بیماری غلبه کند و مجددا به دانشگاه بازگشت. او در 23 می 2015 میلادی بعد از اخذ جایزه ریاضی "آبل" در راه بازگشت بر اثر سانحه تصادف درگذشت. 
جان فوربزنش پس از گذراندن دوران تحصیلی ابتدایی، بورسیه دانشگاه "کارنیگ ملون" در "پیتسبرگ" در کشور "آمریکا" را دریافت کرد. جان فوربزنش ابتدا در رشته مهندسی شیمی به تحصیل پرداخت اما سپس رشته تحصیلی خود را به ریاضی تغییر داد و در 20 سالگی همزمان مدرک کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد را در این رشته کسب کرد. او در دانشگاه واحدهایی اختیاری در اقتصاد را گذراند و مقاله ای در "مسئله چانه زنی" در ترم دوم دوره لیسانس ارائه داد. این مقاله سبب علاقه او به مسئله "نظریه بازی" شد.دانشگاه "هاروارد"، جان نش را دعوت کرد تا به‌ عنوان دانشجوی دکترا به دپارتمان ریاضی آن بپیوندد اما وی به دلیل شرایط پیشنهادی بهتر از سوی دانشگاه "پرینستون" در سال 1948  میلادی به آنجا رفت. جان نش در 22 سالگی در تز دکتری به "بازیهای غیر مشارکتی" که مسئله بنیادین در "نظریه بازی ها" بود، پرداخت. او در این مقاله عدد "تعادل نش" را معرفی کرد که تاثیر زیادی در علوم اقتصادی و اجتماعی داشت. او پس از اخذ مدرک دکتری کرسی استادی دانشگاه را دریافت کرد و در دانشگاه "پرینستون" در کشور "آمریکا" به تدریس پرداخت.  
نظریه تعادل که به نام جان نش به "تعادل نش" ثبت گردید، کاربرد فراوانی در علوم مختلف پیدا کرد. مفهوم تعادل نش برای تجزیه و تحلیل نتایج آثار تصمیمات چند بازیگر استفاده شد. این نظریه راهی برای پیش‌ بینی آن بود که اگر چند فرد در حال تصمیم‌ گیری‌ باشند و پیامدهای تصمیم آنها وابسته به تصمیم ‌های دیگران باشد چه نتایج تعادلی خواهد داشت. نگرش ساده و ایده اساسی جان نش این بود که اگر ما تصمیم ‌های تصمیم ‌گیرندگان مختلف را به ‌صورت جداگانه تحلیل کنیم نمی‌ توانیم نتیجه انتخابهای آنان را پیش‌ بینی کنیم. ما باید بدانیم آنچه هر کدام از بازیکنان انجام می ‌دهند، با در نظر گرفتن تصمیمات دیگران است. همین امر در بلند مدت باعث یک تعادل می ‌شود که طرفین بازی از آن منحرف نمی‌ شوند.این تعادل لزوما با باخت یکی از طرفین همراه نیست و ممکن است به صورت برد برد، به نفع یکی از طرفین یا حتی در مواردی باخت باخت باشد. این نظریه در بسیاری از علوم، از اقتصاد و رایانه گرفته تا علوم زیستی و جانوری و سیاست کاربرد دارد. 
جان نش در سال 1957 میلادی یا "آلیشیا لارد" کارشناس فیزیک در دانشگاه "MIT" ازدواج کرد که حاصل آن 2 فرزند پسر بود. فرزند اول آنها که همزمان با ابتلای جان نش به بیماری "اسکیزوفرنی" به دنیا آمد، ریاضیدان بود و همانند پدرش به بیماری "اسکیزوفرنی هذیانی" مبتلا شد."آلیشیا لارد" بعد از ابتلای جان نش به بیماری "اسکیزوفرنی" در سال 1963 میلای از او جدا شد. با این حال "آلیشیا لارد" او را در سال 1970 میلادی به خانه خود آورد و مراقبت از او را بر عهده گرفت. زحمات آلیشیا و ثباتی که ایجاد شد باعث شد جان نش به ‌تدریج راه کنار آمدن با بیماری را یاد بگیرد. روابط جان نش و "آلیشیا لارد" از دهه 80 میلادی بهتر شد و این دو در سال 2001 میلادی دوباره با هم ازدواج کردند. 
پروفسور نش در سال 1958 میلادی به بیماری روان ‌گسیختگی، "اسکیزوفرنی" از نوع "پارانوید" مبتلا شد و صداهایی غیرواقعی می‌ شنید که او را از خطراتی موهوم حذر می‌ داشت و وادارش می ‌کرد کارهایی برخلاف میل و اراده ‌اش انجام دهد. رفته ‌رفته بر شدت توهمات او افزوده شد و پزشکان، بیماری او را "اسکیزوفرنی" در حال پیشرفت تشخیص دادند. به دلیل این بیماری او از همسرش جدا شد و کرسی استادی خود را در دانشگاه "پرینستون" از دست داد.او در ابتدا در مقابل درمان بیماری مقاومت می کرد و سعی داشت با هر ترفندی که شده، از بیمارستان و حتی از نظارت مستقیم روان‌ پزشک فرار کند اما با شدت گرفتن بیماری ‌اش، کم‌ کم به درمان راضی شد. جدا از درمان، آن ‌چه بیش از همه به جان نش کمک کرد، تلاشهای خود او بود. او به مدت 30 سال محتوای ذهنی بیمار خود را ذره ‌ذره اصلاح کرد و با امید و اراده‌ توانست از بیماری رها شود.خودش در این باره نوشت: «به مرور زمان سعی کردم بخش بیمار ذهن خودم را شناسایی و پاک کنم. سعی کردم رفته ‌رفته ذهنیت عالمانه ‌ای را که از قبل داشتم، بازسازی کنم. این کار خیلی طول کشید، خیلی چیز‌ها را از من گرفت اما فکر می‌ کنم الان دیگر بخش اعظم آن هذیانها و آن توهمات را دور ریخته‌ ام. این ‌که در این سن و سال هنوز می‌ توانم یک ریاضی‌ دان و تئوریسین فعال باشم، به این معنی است که من در مبارزه با بیماری ‌ام موفق شده ‌ام.» 
پروفسور نش در سال 1999 میلادی از دانشگاه "کارنگی‌ ملون"، دکترای افتخاری علوم و تکنولوژی، در سال 2003 میلادی از دانشگاه "فدریکوی دوم" در "ناپل" در کشور "ایتالیا" دکترای افتخاری اقتصاد و در سال 2007 میلادی از دانشگاه "آنتورپ" در "بلژیک" دکترای افتخاری دیگری در رشته اقتصاد دریافت نمود.جان نش در سال 2015 میلادی به همراه "لوییس نیرنبرگ"، ریاضیدان دانشگاه "نیویورک"، موفق به دریافت جایزه ریاضی 500 هزار دلاری "آبل" از "هارالد پنجم"، پادشاه "نروژ" شد. جایزه نوبل اقتصادپروفسور نش در پایان نامه مقطع دکترای خود به مدت 2 سال بر روی بازیهای غیر مشارکتی به پژوهش پرداخت و نتیجه تحقیقات او سبب شد که وی به‌ همراه "رینهارد سلتن" و "جان هارسانای" در سال 1994 میلادی برنده‌ جایزه‌ نوبل اقتصاد شود. 
جان نش به همراه همکارش، "لوییس نیرنبرگ" در ماه می 2015 به "نروژ" سفر کردند تا جایزه ریاضی "آبل" را از "هارالد پنجم"، پادشاه "نروژ" دریافت کنند. آنها از "نروژ" به "آمریکا" بازگشتند. جان نش و همسرش از فرودگاه به سمت خانه در حرکت بودند که راننده تاکسی آنها در حال سبقت از ماشین دیگری، کنترل خودرو را از دست داد و با نرده ‌های محافظ بزرگراه "ترن ‌پایک"، ششمین بزرگراه پر تردد "آمریکا"، برخورد کرد. بر اثر این تصادف جان نش و همسرش از خودرو به بیرون پرتاب شدند و پروفسور نش در حالیکه تنها 1 ماه به تولد 87 سالگیش مانده بود به همراه همسرش در 23 می 2015 میلادی جان باختند. 
کتاب "یک ذهن زیبا"کتاب "یک ذهن زیبا" درباره‌ زندگی پروفسور جان فوربز نش و مسائلی است که به ‌دلیل بیماری "اسکیزوفرنی" با آنها مواجه بود. این کتاب توسط "سیلویا ناسار" نوشته شد و در سال 1999 میلادی به چاپ رسید. فیلم "یک ذهن زیبا" و مستند "جنون درخشان""یک ذهن زیبا"، نام فیلم سینمائی است که درباره‌ زندگی پروفسور جان فوربز نش ساخته شده است. این فیلم در سال 2001 میلادی براساس کتاب "یک ذهن زیبا" و به کارگردانی "ران هوارد" تولید شد. بازیگران اصلی آن، "راسل کرو" در نقش پروفسور جان نش و "جنیفر کانلی" در نقش همسر پروفسور هستند. این فیلم در رقابتهای اسکارسال 2001 میلادی، جایزه‌ بهترین بازیگر نقش مکمل زن را برای "جنیفر کانلی"، جایزه‌ بهترین فیلمنامه‌ اقتباسی را برای "آکیوا گلدزمن"، جایزه‌ بهترین کارگردانی را برای "ران هوارد" و همچنین جایزه‌ بهترین فیلم را برای "برایان گریزر" و "ران هوارد" کسب کرد. این فیلم در بخش های بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین چهره‌ آرایی، بهترین موسیقی متن و بهترین تدوین نیز کاندیدای دریافت جایزه‌ اسکار بود.علاوه بر این فیلم، مستندی با نام "جنون درخشان" به کارگردانی "مارک سملز" نیز درباره پروفسور نش ساخته شد که نگاه دقیقتری به زندگی او دارد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۴:۴۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۴:۴۷

پروفسور جان فوربز نش

خلاصه زندگی نامه

 پروفسور جان فوربز نش، ریاضی ‌دان آمریکایی که در سال 1994 میلادی به همراه دو نظریه ‌پرداز دیگر، "رینهارد سلتن" و "جان هارسانای" برنده جایزه نوبل اقتصاد شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع