جستجو در مطالب و اشخاص
کارول ژوزف وویتیوا (Karol Józef Wojtyła) که از زمان انتخابش به مقام پاپ اعظم در اکتبر ‌1987 تحت نام ژان پل دوم شناخته شده است، در روز ‌18 مه سال ‌1920 در شهر کوچکی به نام وادوویتسه در 50 کیلومتری کراکف لهستان به دنیا آمد.   پدرش کارول وویتیوا و مادرش امیلیا کاکزوروفسکا بود. مادر کارول ژوزف در سال ‌1929 از دنیا رفت و برادر بزرگش ادموند که پزشک بود در سال ‌1932 و پدرش که افسر ارتش بود در سال ‌1941 فوت کردند. او در ‌9 سالگی نخستین قربانی مقدس و در ‌18 سالگی راز استواری را دریافت کرد. وویتیوا در نوامبر 1946 در کراکف لهستان به مقام کشیشی نائل شد؛ پس از ان او برای ادامه تحصیل به رم فرستاده شد و توانست در سال 1948 دوره دکترای خود را در رشته الهیات به پایان رساند و به لهستان بازگشت. کارول ژوزف وویتیوا مجددا تحصیل در رشته الهیات را آغاز کرد و در سال 1953 با دفاع از رساله خود، به مقام استادی دانشگاه کشیشی کراکف و دانشکده الهیات لوبلین رسید. وویتیوا در ژوئیه سال 1958 به مقام اسقف یار رسید و در 13 ژانویه 1964 اسقف اعظم شد. او در سال 1967 مقام کاردینالی دریافت و در 16 اکتبر 1978 به عنوان پاپ برگزیده شد. ژان پل دوم در طول رسالت پاپی خود در طی بیش از ‌198 آیین مذهبی ویژه بالغ بر ‌1338 نفر را "سعادتمند" و ‌482 نفر را "قدیس" اعلام کرد. وی در طول رسالت شبانی خود به مدت ‌26 سال در طی ‌9 اجلاس فوق العاده کاردینال‌ها ‌231 نفر را به مقام کاردینالی انتصاب نمود. پاپ ژان پل دوم در سال 2005 درگذشت؛ او از سال ‌1978 تا ‌2005 رهبری ‌15 مجمع اسقفی را نیز برعهده داشت که شامل 6 اجلاس عادی، یک اجلاس فوق العاده و 8 اجلاس ویژه بوده است.  

کارول ژوزف وویتیوا پس از پایان تحصیلات در دبیرستان مارسین وادوویتا در شهر وادوویتسه در سال ‌1938 در دانشگاه یاگیلونیان در کراکف و نیز در مدرسه هنرهای نمایشی ثبت نام نمود. نیروهای اشغالگر نازی در سال ‌1939 این دانشگاه را تعطیل کردند و کارول ژوزف وویتیوا ناچار به کار در معدن سنگ (‌1944-1940) و سپس در کارخانه مواد شیمیایی سولوای شد تا هم امرار معاش کند و هم مانع آن شود که وی را به آلمان تبعید کنند. تحصیل در یک آموزشگاه کشیشی او که در سال ‌1942 از دعوت خود به مقام کشیشی آگاه شد، به تحصیل در یک آموزشگاه کشیشی پرداخت که به شکل مخفیانه توسط کاردینال آدام استفان ساپیها، اسقف اعظم کراکف اداره می ‌شد. در این زمان کارول وویتیوا یکی از پیشگامان تئاتر راپسودیک نیز به شمار می‌ رفت که به شکل زیرزمینی فعالیت می‌ کرد.  

پس از پایان جنگ جهانی دوم و بازگشایی دانشگاه وویتیوا به تحصیلات ادامه داد، در کنار آن در دانشگاه الهیات یاگیلونیان نیز به تحصیل پرداخت و سرانجام در روز اول نوامبر سال ‌1946 در کراکف به مقام کشیشی نائل گشت. اندکی بعد از اینکه وویتیوا به مقام کشیشی نائل شد، کاردینال ساپیها وی را به رم فرستاد و او تحت هدایت یک دومینیکن فرانسوی به نام گاریگو لاگرانژ به ادامه تحصیل پرداخت. او در سال ‌1948 دوره دکترای خود را در رشته الهیات به پایان رساند و رساله‌ دانشگاهی خود را درباره ایمان در آثار حضرت یوحنای صلیب نوشت. وویتیوا در همان زمان در طول تعطیلات خود رسالت شبانی ‌اش را با خدمت به مهاجران لهستانی در فرانسه، بلژیک و هلند به جای ‌آورد.  

کارول ژوزف وویتیوا در سال ‌1948 به لهستان بازگشت و به عنوان کشیش در کلیساهای متعددی خدمت نمود. او همچنین تا سال ‌1951 کشیش دانشجویان دانشگاه بود و در آن سال مجددا تحصیل خود را در رشته فلسفه و الهیات آغاز کرد. وی در سال ‌1953 از رساله‌ خود درباره بررسی امکان پایه گذاری اخلاقیات کاتولیکی بر مبنای نظام اخلاقی ماسک شلر در دانشگاه کاتولیکی لوبلین دفاع کرد. بعدها او به مقام استاد الهیات اخلاقی و اخلاقیات اجتماعی در دانشگاه کشیشی کراکف و در دانشکده الهیات لوبلین رسید. 

پاپ پیوس دوازدهم کارول ژوزف وویتیوا را در ‌4 ژوئیه سال ‌1958 به مقام اسقف ‌یار کراکف برگزید و در ‌28 سپتامبر همان سال در کلیسای جامع واول توسط اسقف اعظم بازیاک دست گذاری شد. در ‌13 ژانویه ‌1964 پاپ پل ششم کارول ژوزف وویتیوا را اسقف اعظم کراکف اعلام کرد و در ‌26 ژوئن سال ‌1967 وی را به مقام کاردینالی رساند. کاردینال وویتیوا در شورای واتیکان دوم شرکت نمود و نقش مهمی در آن ایفا کرد. پاپ ژان پل دوم در ‌16 اکتبر سال 1978‌ به رهبری کلیسای کاتولیک و حاکم واتیکان برگزیده شد. او از زمان آغاز رسالت خود به عنوان شبان اعظم کلیسا، ‌104 سفر شبانی در خارج از خاک ایتالیا و ‌146 سفر در داخل ایتالیا داشت. او در مقام اسقف اعظم رم از ‌317 کلیسا از مجموعا ‌333 کلیسای تحت شبانی ‌اش دیدن کرد.  

نوشته‌های اصلی پاپ ژان پل دوم روی هم رفته 85 اثر و رساله شبانی را در بر می ‌گیرد. پاپ اعظم همچنین 5 کتاب به نگارش در آورده‌اند. - فراسوی مرز امید، اکتبر 1994 - عطیه و راز، به مناسبت پنجاهمین سالگرد رسالت کهانتی‌ ام، نوامبر 1996 - تعمق‌هایی از رم، کتابی شامل اشعار، مارس 2003 - برخیز برویم،  مه 2004 - خاطره و هویت 2005  

هیچ پاپ دیگری به اندازه ژان پل دوم با افراد ملاقات نداشت. بیش از 17600000 زائر در بارعام‌ های روزهای چهارشنبه (بیش از ‌1160 نشست) شرکت کرده‌ اند؛ این رقم بدون در نظر گرفتن سایر شرفیابی‌ها و دیگر مراسم خاص مذهبی است. میلیون‌ها نفری هم که طی سفرهای شبانی در ایتالیا و سراسر جهان با وی ملاقات کرده‌اند، در رقم بالا احتساب نشده‌اند. همچنین باید به یاد داشت که شخصیت‌های کشوری متعددی در طول 38 ملاقات رسمی با وی دیدار داشته ‌اند، در ‌738 شرفیابی و جلسه، ملاقات‌هایی با سران کشورهای صورت گرفته و حتی نخست وزیران کشورها نیز ‌246 مورد شرفیابی و جلسه با این شخصیت بزرگ تاریخی داشته ‌اند. او در روز 2 آوریل سال ‌2005 درگذشت.  

بعد از اشغال لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان ماه 1358، امام خمینی(ره) از میان بسیاری از افراد و شخصیت ها که برای میانجیگری به ایران آمده بودند تنها به نمایندگان پاپ اجازه داد که به حضور ایشان برسند؛ پاپ آن زمان، ژان پل دوم بود. سخنان ولی امر مسلمین جهان به رهبر مسیحیان در نوع خود جالب و در یاد ماندنی است. این دیدار تاریخی در 19 آبان 1358 صورت گرفت. اهم بیانات امام خمینی(ره) در این دیدار عبارت است از: - چه شده است که ما پنجاه سال کشته دادیم؛ کشته‎های دسته جمعی، در حبس بودیم؛ حبسهای غیرانسانی که بهترین افراد این ملت را در آنجا شکنجه‎ های غیرانسانی می ‎دادند و یک میانجیگری در کار نبود و آقای پاپ اعظم به فکر این نیفتادند که از این ملت مستضعف پشتیبانی کنند، یا لااقل میانجیگری کنند که ایشان دست از سر این مستضعفین بردارند. چه جوابی به مردم می توان داد - من نمی‎توانم باور کنم که واتیکان بی‎خبر بوده است از این مسائل و نمی‎دانم این نقطه ابهام را چه بکنم؟ اگر ملت ما از من پرسید که روحانیت مسیح، موافق است با این جنایاتی که اینها کردند، من چه جواب به اینها بدهم؟ حاضریم دادگاه شاه با حضور نمایندگان پاپ و کارتر در ایران برگزار شود - ما برای اینکه احترامی به مقام پاپ گذاشته باشیم حاضریم که ایشان را بیاورند در مملکت ما و آقای پاپ هم بفرستند نمایندگانی در اینجا و هر کس هم می‎خواهد نمایندگانی بفرستند در اینجا و یک دادگاهی که هست و الآن دعوت کرده است او را به دادخواهی، در حضور نمایندگان پاپ و نمایندگان هر کس، حتی نماینده بدترین دشمن ما ـ که عبارت از کارتر است ـ بیایند و محاکمه کنند اینها را و هر طوری که مَحْکمه حکم کرد ما همانطور، ملت ما حاضر است. ما بنای تحمیل بر ملت نداریم - ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طور رأی داد ما هم از آنها تبعیت می‎کنیم. ما حق نداریم. خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهی وقتها ما یک تقاضایی از آنها بکنیم؛ تقاضای متواضعانه، تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می‎کند. لکن اساس این است که، مسئله دست من و امثال من نیست. پاپ کارتر را استیضاح کند - در هر صورت ما حرف غیرمشروع نداریم. حرفی داریم که هر جای دنیا ببرید، الاّ پیش کارتر، حرف مقبول است، حرف صحیح است. جنایتکار ما را بردید نگه دارید، بدهید دست ما... محاکمه‎اش می ‎کنیم؛ محاکمه به عدالت. بفرستند نمایندگان را و ما با عدالت محاکمه می‎کنیم. اگر ما خلاف گفتیم، ایشان را باز بیاورند و بنشانند به تخت سلطنت، و مردم هم تبعیت کنند و چنانچه او خلاف گفته، و آقای کارتر خلاف می‎گویند، شما آقای کارتر را به حسب نفوذ معنوی که دارید استیضاح کنید. پاپ به فکر ملت مسیح باشد - آقای پاپ باید به فکر ملت مسیح باشد، به فکر همه ملتهای مستضعف باشد، به فکر آبروی مسیحیین باشد. این طور اشخاصی که به اسم مسیح دارند یک همچو کارهای خلاف مسیر مسیح را انجام می‎دهند، آقای پاپ باید اعلام کنند. اگر عیسی مسیح بود پاپ را استیضاح می کرد - من به شما آقای پاپ عرض می‎کنم که اگر عیسی مسیح امروز بود؛ کارتر را استیضاح می‎کرد. اگر عیسی مسیح بود ما را از چنگال این دشمن خلق و دشمن بشر نجات می‎داد و شما نماینده ایشان هستید و شما باید همان کاری که مسیح می‎کند بکنید. ما نه از جنگ می ترسیم و نه از تحریم، ملت ما از شهادت استقبال می کند - ما نه از اقدام نظامی می ‎ترسیم و نه از محاصره اقتصادی اما از او نمی ‎ترسیم برای اینکه ما شیعه یک ائمه ‎ای هستیم که آنها شهادت را استقبال می ‎کردند، ملت ما هم امروز شهادت را استقبال می‎کند. فرضاً که آقای کارتر بتواند نظامی بیاورد اینجا، با اینکه نمی ‎تواند همچو کاری بکند، دخالت نظامی بکند، نمی‎تواند بکند، فرض می ‎کنیم که خیر، تفاهم کنند این اَبَرقدرتها که به ایران نظامی بفرستند، ما 35 میلیون جمعیت داریم که اینها بسیاریشان، بسیار زیادشان، آرزوی شهادت می‎کنند. ما با این 35 میلیون به میدان می‎رویم. بعد که ما همه شهید شدیم، خودتان با ایران هر کاری می‎خواهید بکنید، از این ما نمی ‎ترسیم، ما مرد جنگیم، ما مرد مبارزه هستیم. ما ترجیح می دهیم آبرویمان حفظ شود - اگر امر دایر بشود بین اینکه آبروی ما حفظ بشود یا شکممان سیر بشود، ما ترجیح می‎دهیم که آبرویمان حفظ بشود، شکممان گرسنه باشد.  

امام خمینی در 4 دیماه 1358 نیز در دیدار با گروهی از کشیش های مسیحی بر وظایف و رسالت روحانیت مسیح در مقابله با ظلم تاکید و از مواضع پاپ انتقاد کردند. امام خمینی در این دیدار فرمودند: «شما روحانیت مسیح باید مسیح را از این تنگنایی که ایجاد کرده‎اند رؤسای جمهور شما، نجات بدهید. مسیح چشمش به علمای مسیحیین و سایر قشرها، روشن است. مسیح چشمش این است، مطالعه می‎کند، تحت نظر قرار داده است شما را که شما با این ظالمهایی که با بشر اینطور کردند چه رفتار می‎کنید. آیا در کلیساهای شما هیچ وقت راجع به این جرایم صحبتی شده است؟ آیا از پاپ انکاری راجع به این مصایب شده است؟» آیا پاپ می داند در فلسطین چه می گذرد؟ امام خمینی(ره) در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشتند: «[آیا] صدای ما به آقای پاپ می‎رسد؟ می‎گذارند برسد؟ اگر رسید ترتیب اثر به صدای مظلوم می‎دهد ایشان؟ بنای ایشان هست که با مظلومها، با آن اشخاصی که تحت ظلم هستند و برخلاف دستورات حضرت مسیح با آنها عمل می‎شود یک معارضه‎ای بکند؟ ایشان از این مظالمی که الآن در دنیا واقع می‎شود و با دست رئیس جمهور امریکا واقع می‎شود و قبلاً شد و به دست رؤسای جمهور واقع شد، ایشان بی‎اطلاع هستند؟ ایشان نمی‎دانند در فلسطین و لبنان و ویتنام و سایر جاها چه می‎گذرد و از کی این مظالم واقع می‎شود؟ »  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۱:۰۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۱:۱۱

پاپ ژان پل دوم

خلاصه زندگی نامه

 کارول ژوزف وویتیوا، پاپ کلیسای کاتولیک که در اکتبر 1978 انتخاب شد و تا سال 2005 این سمت را بر عهده داشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع