پابلو دیه‌ گو خوزه فرانسیسکو دو پائولا خوان رمدیوس ترینیداد روئیز پیکاسو (Pablo Diego José Francisco de Paula Juan Nepomuceno María de los Remedios Cipriano de la Santísima Trinidad Martyr Patricio Clito Ruíz y Picasso)، در تاریخ 25 اکتبر سال 1881 در "مالاگا"، شهری در "اسپانیا" به دنیا آمد. پیکاسو در سال 1895 در آکادمی هنرهای عالی به نام "لالنجا (La Lonja)" به تحصیل مشغول شده و اولین نمایشگاه خود را در سال 1900 در بارسلونا دایر کرد.او از سال 1925 تا 1930، درگیر اختلاف عقیده با "سوررئالیستها" بود و در پاییز سال 1931 به مجسمه‌سازی علاقه مند شد و با ایجاد نمایشگاههای بزرگی در پاریس و زوریخ و انتشار اولین کتاب خود، به شهرت فراوانی رسید.در سال 1936 جنگ داخلی اسپانیا شروع شد که تأثیر زیادی به روی پیکاسو گذاشت، به طوری‌که تأثیر آن را می‌توان در تابلوی گورنیکا در سال 1937 دید. پیکاسو در سال 1940 به یک گروه مردمی ملحق شده و نمایشگاه های زیادی را برپا کرد که مهم‌ترین آن‌ها در سال 1939، در موزه "هنر مدرن" "نیویورک" و دیگری در پاریس در سال 1955 را میتوان نام برد.در سال 1961، پابلو پیکاسو به شهر "موگینس" در فرانسه نقل مکان کرد، وی در آنجا به خلق آثار ارزشمند خود همانند: نقاشی، طراحی،‌ عکس‌های چاپی، سفال‌گری و مجمسه‌سازی تا زمان مرگش، یعنی هشتم آوریل سال 1973 ادامه داد. تابلوی "گرانیکا"ی او به عنوان مهمترین اثر هنری متعهد که بیش از میلیون‌ها تراکت و اعلامیه تبلیغاتی در معرفی وحشت جنگ داخلی اسپانیا، ویرانی و قتل‌عام مردمان بی گناه یک شهر بی دفاع زیر اولین بمباران هوایی قرن بیستم در جامعه جهانی تکثیر کرده، شناخته شد و تابلوی "دوشیزگان آوینیون" بزرگترین اثر هنری قرن 20 شناخته شد. 
پیکاسو، فرزند یک نقاش تحصیل کرده به نام "جوز روئیزبلنکو" (Jose Ruis Blanco) و "ماریا پیکاسو" (Maria Picasso) بود که از سال 1901 نام خود را به نام خانوادگی مادرش تغییر داد.ازدواج و فرزنداناین نقاش بزرگ، در سال 1918 با "الگا" (Olgo)، رقاص بالت، ازدواج کرده و در پاریس به زندگی خود ادامه داد. وی تابستانهایش را نیز در کنار ساحل دریا سپری ‌کرد. در سال 1961‌، پیکاسو با "جاکوئیلین ‌رکو" (Jacqueline Roque) ازدواج کرد و به "موگینس" (Mougins) رفت. وی زمانی که به سن هشتاد سالگی رسید، انرژی دوران جوانیش را از دست داده بود و بیشتر خلوت می‌گزید. همسر دوم او "جاکوئیلین‌رکو" به جز دو فرزند پیکاسو، "کلاد" و "پالوما" (Claude and Paloma) و دوست نقاش سابقش، "فرنکویس‌گیل" (Francoise Gillot)، به هیچ کس اجازه ملاقات با او را نمی‌داد. 
پابلو از همان دوران کودکی به نقاشی علاقه پیدا می‌کند و از ده سالگی نزد پدرش که معلم یک آموزشگاه هنری بود. اصول اولیه نقاشی را فراگرفته و دوستانش را با کشیدن نقاشی بدون بلند کردن قلم یا نگاه کردن به کاغذ سرگرم ‌ساخت. اولین تابلو ها پیکاسو، در سن 9 سالگی که هنوز از لحاظ جسمی‌ هم ضعیف بوده او اولین نقاشی اش را که تصویر مردیست سوار بر اسب در میدان گاوبازی را کشید. اولین نقاشی مهم او که کاری آکادمیک به شمار می‌آمد "اولین عشای ربانی"( First Communion1896) بود که مادر، پدر و خواهر کوچکترش را که در مقابل کشیشی زانو زده اند به تصویر کشید. او این کار را در 15 سالگی انجام داد. 
پیکاسو، در سال 1895 به همراه خانواده به "بارسلونا" تغییر مکان دادند، وی در آنجا در آکادمی هنرهای عالی به نام "لالنجا (La Lonja) " به تحصیل مشغول شد. در اوایل کار، دیدار او از مکانها و گروه‌های مختلف هنری تا سال 1899 در پیشرفت هنریش بسیار تأثیرگذار بود. بعد از آن به "آکادمی سان برناندو" در "مادرید" رفته که از بهترین و سخت‌ترین آموزشکده‌های هنری اسپانیا شناخته شده و در این آموزشکده به خوبی با موازین نقاشی آکادمیک آشنا شد. 
پیکاسو، از سال 1900 نخستین طرح‌های خود را در نشریات "بارسلون" منتشر کرده و برای همگان روشن شد که با استعدادی یگانه و استثنائی روبرو هستند. معروف است که مادر پیکاسو از ذوق و استعداد شگرف پسر باخبر بود. او گفته بود که اگر پابلو وارد ارتش شود، حتما ژنرال خواهد شد و اگر جامه‌ی کشیشی به تن کند، حتماً پاپ خواهد شد؛ پابلو در پاسخ گفته بود: من نقاشی را انتخاب کردم و پیکاسو شدم. وی هم چنین،  در سال 1900 میلادی، اولین نمایشگاه خود را در "بارسلونا" تشکیل داده و در پاییز همان سال به پاریس رفته تا مطالعاتی در ابتدای قرن جدید داشته باشد و در آوریل 1904 در پاریس اقامت کرده و با آثار "امپرسیونیست" خود به شهرت رسید. 
پیکاسو زمانی که به کار مشغول نبود، از تنها ماندن خودداری می‌کرد و به همین دلیل در مدت کوتاهی حلقهٔ دوستانش که شامل: "گیلائوم آپولنییر"(Guillaume Apollinaire)، "ماکس جاکب" (Max Jacob) و "لئواستین" (Leo Stein) و همچنین دو دلال بسیار خوب به نام‌های "آمبوریسه ولارد" (Amborise Vollard) و "برس‌ول" (Berthe Weel)  بوده، شکل گرفت. خودکشی یکی از دوستانش تأثیر بدی بر پیکاسو جوان گذاشت و در چنین وضعیتی، دست به خلق آثاری زده که از آن به عنوان "دوره آبی" (Blue Period) یاد می‌کنند. در دوره آبی، بیشتر، رنگهای تیره و چهره آکروباتها، بندبازان، گدایان و هنرمندان را در تابلوهای نقاشی خود به کار ‌گرفت. 
اما پس از مدت کوتاهی اقامت در فرانسه، جعبه رنگ او به رنگهای قرمز و صورتی تغییر پیدا کرد. به همین دلیل، این دوره را "دوره رز" (Roze Period) می‌نامند. در این دوران، به دلیل دوستی با برخی از دلالان هنر، شاعر آن زمان "ماکس‌جاکب" و نویسنده تبعیدی آمریکایی، "گرترود استین" (Gertrude Stein)  و برادرش "لئو" (Leo) که اولین حامیانش بودند، سبک او به میزان قابل توجهی عوض شده، به گونه ای ‌که تغییرات درونی او در آثارش نمایان بود. تغییر سبک در تابوی لس‌ دیموسلس اویگنون تغییر سبک او از دوره آبی به دوره رز، در اثر مهم او به نام "لس‌دیموسلس اویگنون" (Les Demoiselles Ovignon) قابل مشاهده است. 
کار پابلو پیکاسو، در تابستان سال 1906، وارد مرحله جدیدی شده که بیانگر تأثیر هنر "یونان"، شبه جزیره "ایبری" و "آفریقا" در وی بود. پیکاسو در این دوران، سبک "پرتوکوبیسم" (Protocubism) را به وجود آورده که از سوی منتقدین نقاش معاصر مورد توجه قرار نگرفت. 
پیکاسو در اوایل سال 1907 تابلویی را به پایان برد به نام "دوشیزگان آوینیون". این اثر یکی از مهمترین کارهای تاریخ هنر است که تحولی بنیادین را در دید و برداشت هنری رقم زد. با این اثر طرز نگاه انسان و نگاه هنری مدرن از پایه دگرگون شد. "هنر" پیکاسو در این اثر بر نگره‌ای ساده استوار بود: هنرمند حق دارد در دنیای پیرامون دست ببرد‌، عناصر و اشکال آن را در هم بریزد و آن را به گونه‌ای نشان دهد که خود می‌بیند یا مایل است که ببیند. در "دوشیزگان آوینیون" همان اشیای آشنای دنیای پیرامون به کار رفته، اما همه چیز چنان دستکاری و کژدیسه (دفورمه) شده است. امر شگفت‌انگیز آن است که به رغم این "آشنایی‌زدایی"، "روح" و گوهر اشیا زنده می‌ماند و حتی ژرف‌تر و زیباتر دیده می‌شود. پیکاسو با خلق این اثر انقلاب بصری خود را تکمیل کرد و دنیا را با دید هنری تازه‌ای آشنا ساخت. خود او ماهرترین استاد این شیوه باقی ماند و به هنرمندان مدرن آموخت که چگونه یک نقش‌مایه را تا حد تجرید از طبیعت و ظاهر طبیعی بیرون برد، اما نه تنها سوژه همچنان شناختنی باشد، بلکه تمام گوهر و ذات طبیعی خود را نیز منتقل کند. 
در سال 1908، پابلو پیکاسو و نقاش فرانسوی "جرجیس‌براک" متأثر از قالب "امپرسیونیسم فرانسوی"، سبک جدیدی را در کشیدن مناظر به کار بردند که از نظر چندین منتقد از مکعبهای کوچکی تشکیل شده است.  این سبک جدید، "کوبیسم" نام گرفته و بعضی از نقاشیهای این دو هنرمند در این زمینه آنقدر به هم شبیه هستند که جدا کردن آنها از یکدیگر بسیار مشکل بود.   آثار تنگ، کوزه و کاسه میوه (Carafe, Jug and Fiuit Boul) مراحل اولیه این سبک نقاشی پیکاسو را نشان داده که  سطوح آن با صراحت به چند قسمت تقسیم شده اما با این وجود به طور پیچیده‌ای چند تکه نشدند. 
در سال 1936 که جنگ داخلی اسپانیا شروع شده، پیکاسو در طول این جنگ و جنگ جهانی اول و دوم کاملا بی‌طرف بوده و از جنگیدن با هر طرف یا کشوری مخالفت کرد. تابلوی گورنیکا با این حال وجود جنگ داخلی اسپانیا، تأثیر زیادی بر روی پیکاسو گذاشت، طوری ‌که، تأثیر آن را می‌توان در تابلوی "گورنیکا" Guernico) ) در سال 1937 دید. پیکاسو، در این پرده نقاشی بزرگ، بی‌عاطفگی، وحشی‌گری و نومیدی حاصل از جنگ را به تصویر کشید. وی اصرار داشته که این تابلو تا زمانی که دموکراسی کشور اسپانیا به حالت اول برنگردد به آنجا برده نشود. این تابلوی نقاشی به عنوان یکی از پرجاذبه‌ ترین آثار در موزه مادرید سال 1992 در معرض نمایش قرار گرفت. با حمله آلمان نازی به فرانسه در سال 1939 پیکاسو، حاضر به ترک کشوری که آن را میهن دوم خود دانسته، نشد. او در سکوت و انزوا به کار هنری ادامه داد، وی هرگز در این مورد توضیحی نداده، شاید این تصور به وجود آمده که او انسان صلح‌طلبی بود، اما تعدادی از هم عصرانش از جمله "براک" بر این باور بودند که این بی‌ طرفی از بزدلی‌اش ناشی می‌شد. اما پیکاسو، در همین دوران، به طور نهان از "نهضت مقاومت" و بازوی اصلی آن یعنی حزب کمونیست فرانسه ، و از ایدآل‌های "اردوگاه سوسیالیسم" به رهبری اتحاد جماهیر شوروی ، حمایت ‌کرد. پیوستن به جنبش های صلح طلب در سال 1949 با در گرفتن جنگ کره و کارزار گسترده‌ نیروهای صلح‌ دوست در مخالفت با سلاح هسته‌ای، پیکاسو فعالانه به این جنبش پیوسته و در کنار چهره‌هایی مانند: "چارلی چاپلین"، "آلبرت آینشتاین"، "برتولت برشت"، "رومن رولان" و "هانری ماتیس" در اعتراض علیه جنگ‌افزوزان، اعلامیه امضا کرد. او طرح معروف "کبوتر سفید" را به همه صلح‌دوستان هدیه کرد. این اثر کوچک تا سال 2014، لوگوی آشنای جنبش صلح باقی ماند. 
پیکاسو، با وجود اظهار عصبانیت، نسبت به "فاشیست" در آثارش، هرگز در مقابل دشمن دست به اسلحه نبرد. او با وجود کناره‌گیری از جنبش استقلال‌طلبی در ایام جوانیش حمایت کلی خود را از چنین اعمالی بیان ‌کرده و بعد از جنگ جهانی دوم به گروه "کمونیست فرانسه" پیوست. وی حتی در مذاکره دوستانه بین‌المللی در "لهستان" نیز شرکت کرده اما نقد ادبی گروهی از "رئالیستها" در مورد "استالین" (Stalin) ، علاقه پیکاسو را به امور سیاسی کمونیستی سرد کرد. 
پابلو پیکاسو با خلق آثار خود، گام مهمی در هنر مدرن برداشت. پیکاسو در آفرینش و نوآوری سبکها و فنون نقاشی بی‌نظیر بود و استعداد خدادادی او به عنوان یک نقاش و طراح، بسیار بااهمیت است.  او در کار کردن با رنگ روغن، آبرنگ، پاستل، زغال چوب، مداد و جوهر بسیار توانا بود و با ایجاد آثاری در مکتب «کوبیسم»، استعداد بی‌نظیر خود را به بهترین شکل به کار گرفت و با وجود آموزش محدود علمی (که تنها یک سال از دوره تحصیلاتی را در آکادمی رویال مادرید گذراند)، تلاش هنرمندانه‌ای را برای تغییر جهت فکری خود به انجام رساند. از پابلو پیکاسو به عنوان "پرکارترین نقاش تاریخ"  یاد می‌شود. در حالی که دوستانش به او توصیه کردند که در سن هفتاد و هشت سالگی دست از کار بردارد، اما همچنان به فعالیت خود ادامه داد. مرگ او در حالی رخ داد که با تعداد زیادی تابلو و آثار ارزشمند، متشکل از علائق شخصی و بدون در نظر گرفتن بازار هنر، یک ثروتمند به شمار رفت. در سال 2003  خویشاوندان پیکاسو، موزه وقف شده‌ای را در زادگاه او یعنی "مالاگا" به نام "موسیو پیکاسو مالاگا" به راه انداختند. پسری با پیپ بالاترین قیمت پرداخت شده برای نقاشی پابلو پیکاسو 4/126 میلیون دلار به تابلویی به نام "پسری با پیپ" بوده که در 4 مه سال 2004 به فروش رفت. در نوامبر 2010 بیش از 270 اثر ناشناخته از پیکاسو در فرانسه و در منزل پیرمردی کشف شد. 
درسال‌های هشتاد و نود سالگی، انرژی همیشگی دوران جوانی پیکاسو، بسیار کمتر، و گوشه ‌گیری وی بعد از عمل جراحی پروستات در سال 1965 بیشتر شد. وی در این دوران، با اختصاص دادن تمام نیرویش به کار، در کشیدن تابلو جسورتر گشته و از سال 1968 تا سال 1971 سیل عظیم نقاشی‌هایش و صدها قلم‌ زنی بشقاب مسی در معرض دید عموم قرار گرفت. این آثارش در این زمان توسط بسیاری از رویاپردازان نادیده گرفته شد، به طوریکه "داگلاس کوپر" (Dauglas Coper)، آثار پایانی او را به عنوان آثار "یک پیرمرد عصبانی در اتاق مرگ" نامید. سرانجام پیکاسو روز هشتم آوریل 1973 در ویلای خود در "موژن"، جنوب فرانسه، چشم از جهان فرو بست. او در طول عمر خود چندان اثر هنری خلق کرده بود، که امروز هیچ موزه‌ی معتبری در جهان نیست که به داشتن یک یا چند اثر از این هنرمند اسطوره‌ای به خود نبالد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۴۷

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۴۸

پابلو پیکاسو

خلاصه زندگی نامه

 پابلو دیه‌ گو خوزه فرانسیسکو دو پائولا خوان رمدیوس ترینیداد روئیز پیکاسو، معروف به پابلو پیکاسو، یکی از پرکارترین و بانفوذترین هنرمندان قرن بیستم است که در نقاشی، مجسمه‌سازی، قلم‌ زنی، طراحی و سفال ‌گری هزاران اثر خلق کرد. وی به همراه " جرجیس براک(Georges Braque) " (نقاش و پیکرتراش فرانسوی)، سبک "کوبیسم" را پدید آورد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع