جستجو در مطالب و اشخاص
ویکتور ماری هوگو، (به فرانسوی: Victor Hugo) در تاریخ 26 فوریه 1802 میلادی در "بزانسون " به دنیا آمد. او شخصیت برجسته ادبی در قرن 19 میلادی، نماینده پیشتاز، مدافع مکتب رمانیتسم و در سرودن اشعارغنایی سرشناس به شمار می رفت. هوگو در جوانی محافظه کار بود، بعدها به شدت درگیر امور سیاسی جمهوری خواهانه شد. آثار او به بسیاری از افکار سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد و با این حال در جوامع انگلیسی زبان، دو رمان اصلی او به نام های "گوژپشت نوتردام" در سال 1833 و "بینوایان" در سال 1862 بسیار مشهور و شناخته شده است و بر اساس داستانها و رمانهای این نویسنده فیلمهای زیادی ساخته شد. ویکتوردر سال 1885 میلادی چشم از جهان فرو بست. 

ویکتور ماری هوگو، (به فرانسوی: Victor Hugo) در تاریخ 26 فوریه 1802 میلادی در "بزانسون " به دنیا آمد. او شخصیت برجسته ادبی در قرن 19 میلادی، نماینده پیشتاز، مدافع مکتب رمانیتسم و در سرودن اشعارغنایی سرشناس به شمار می رفت. هوگو در جوانی محافظه کار بود، بعدها به شدت درگیر امور سیاسی جمهوری خواهانه شد. آثار او به بسیاری از افکار سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد و با این حال در جوامع انگلیسی زبان، دو رمان اصلی او به نام های "گوژپشت نوتردام" در سال 1833 و "بینوایان" در سال 1862 بسیار مشهور و شناخته شده است و بر اساس داستانها و رمانهای این نویسنده فیلمهای زیادی ساخته شد. ویکتوردر سال 1885 میلادی چشم از جهان فرو بست. 


ویکتور تا 10 سالگی با پدرش که ژنرال ارتش ناپلئون بود سفر می کرد و سپس در سال 1812 با مادرش که به شدت طرفدار نظام پادشاهی بود، در پاریس اقامت گزید. او در مدتی کوتاه به عنوان شاعر و داستان نویس، موفقیت هایی بدست آورد و در سال 1822 با معشوقه دوران کودکی اش، " آدل فوشر" ازدواج کرد. خانه این زوج محل ملاقات نویسندگان پیرو مکتب رمانتیک بود. از میان این نویسندگان می توان به " آلفرد داویگنی " و "چارلز آگوستین سنت بوو" منتقد اشاره کرد. چاپ سومین مجموعه شعرهوگو در سال 1826، قصاید و تصانیف عاشقانه، دورانی پر تنش و پر از خلاقیت بوجود آورد. در طی 17 سال آتی، مقالات مختلف، سه رمان، پنج جلد کتاب شعر و نمایشنامه از هوگو منتشر گردید. با این حال شکست نمایشنامه منظوم او در سال 1843 میلادی و به دنبال آن مرگ دخترش " لئوپولدین "، به بسیار مورد علاقه وی بود وقفه ای در خلاقیت شگفت آورش ایجاد کرد. 

ویکتور تا 10 سالگی با پدرش که ژنرال ارتش ناپلئون بود سفر می کرد و سپس در سال 1812 با مادرش که به شدت طرفدار نظام پادشاهی بود، در پاریس اقامت گزید. او در مدتی کوتاه به عنوان شاعر و داستان نویس، موفقیت هایی بدست آورد و در سال 1822 با معشوقه دوران کودکی اش، " آدل فوشر" ازدواج کرد. خانه این زوج محل ملاقات نویسندگان پیرو مکتب رمانتیک بود. از میان این نویسندگان می توان به " آلفرد داویگنی " و "چارلز آگوستین سنت بوو" منتقد اشاره کرد. چاپ سومین مجموعه شعرهوگو در سال 1826، قصاید و تصانیف عاشقانه، دورانی پر تنش و پر از خلاقیت بوجود آورد. در طی 17 سال آتی، مقالات مختلف، سه رمان، پنج جلد کتاب شعر و نمایشنامه از هوگو منتشر گردید. با این حال شکست نمایشنامه منظوم او در سال 1843 میلادی و به دنبال آن مرگ دخترش " لئوپولدین "، به بسیار مورد علاقه وی بود وقفه ای در خلاقیت شگفت آورش ایجاد کرد. 


هوگو در سال 1845 یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئیس فیلیپه، قبول کرد و در سال 1848 نماینده مردم شد و بعد از لوئیس، ناپلئون بناپارت، رییس جمهور " جمهوری دوم " در فرانسه شد. او علیه اعدام و بی عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد. وقتی ناپلئون در سال 1851 قدرت را به طور کامل در دست گرفت قانون اساسی ضد پارلمانی را جایگزین کرد. هوگو او را علنا خائن فرانسه نامید. عقاید جمهوری خواهانه هوگو باعث تبعیدش شد. او ابتدا به بروکسل و سپس به جزیره جرزی و نهایتا به جزیره گریزین که از جزایر دریایی مانش است، تبعید شد. در آنجا بود که به نوشتن درباره نکوهش اعمال ظالمانه حکومت فرانسه ادامه داد و مقالات مشهور او بر ضد ناپلئون سوم در فرانسه ممنوع شد. با این وجود این مقالات تاثیر زیادی از خود به جای گذاشتند . هوگو در تبعید در زمینه نویسندگی به تکامل و پختگی رسید و اولین اشعار حماسه مصنوع خود را با نام " افسانه قرن ها " کتاب بینوایان و ...نوشت. با وجود اینکه ناپلئون سوم در سال 1859 تمام تبعیدی های سیاسی را عفو کرد اما هوگو از پذیرش این عفو سرباز زد، زیرا پذیرش عفو بدین معنی بود که او دیگر نباید از دولت انتقاد کند. ویکتور پس از سرنگونی امپراطوری روم در سال 1870 به عنوان قهرمان ملی به پاریس بازگشت و عضو مجمع نمایندگان ملی بعد به عنوان سناتور " مهوری سوم " انتخاب شد. 

هوگو در سال 1845 یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئیس فیلیپه، قبول کرد و در سال 1848 نماینده مردم شد و بعد از لوئیس، ناپلئون بناپارت، رییس جمهور " جمهوری دوم " در فرانسه شد. او علیه اعدام و بی عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد. وقتی ناپلئون در سال 1851 قدرت را به طور کامل در دست گرفت قانون اساسی ضد پارلمانی را جایگزین کرد. هوگو او را علنا خائن فرانسه نامید. عقاید جمهوری خواهانه هوگو باعث تبعیدش شد. او ابتدا به بروکسل و سپس به جزیره جرزی و نهایتا به جزیره گریزین که از جزایر دریایی مانش است، تبعید شد. در آنجا بود که به نوشتن درباره نکوهش اعمال ظالمانه حکومت فرانسه ادامه داد و مقالات مشهور او بر ضد ناپلئون سوم در فرانسه ممنوع شد. با این وجود این مقالات تاثیر زیادی از خود به جای گذاشتند . هوگو در تبعید در زمینه نویسندگی به تکامل و پختگی رسید و اولین اشعار حماسه مصنوع خود را با نام " افسانه قرن ها " کتاب بینوایان و ...نوشت. با وجود اینکه ناپلئون سوم در سال 1859 تمام تبعیدی های سیاسی را عفو کرد اما هوگو از پذیرش این عفو سرباز زد، زیرا پذیرش عفو بدین معنی بود که او دیگر نباید از دولت انتقاد کند. ویکتور پس از سرنگونی امپراطوری روم در سال 1870 به عنوان قهرمان ملی به پاریس بازگشت و عضو مجمع نمایندگان ملی بعد به عنوان سناتور " مهوری سوم " انتخاب شد. 


دیدگاههای مذهبی هوگو در طول زندگی اش به سرعت تغییر کرد. او در جوانی به عنوان مسیحی کاتولیک سوگند یاد کرد که به مقامات و مسئولان کلیسا احترام بگذارد. اما به تدریج تبدیل به کاتولیکی شد که به وظایف دینی اش عمل نمی کرد و بیش از پیش به بیان دیدگاههای ضد پاپ و ضدکشیشی پرداخت. در طی دوران تبعید به طور تفننی به احضار روح می پرداخت و در سالهای بعد خداشناسی بر پایه عقل را که مشابه آنچه که مورد حمایت "ولتر" نویسنده فرانسوی بود، پا بر جا کرد. در سال 1872 وقتی متصدی آمارگیری از هوگو پرسید که آیا کاتولیک است یا نه او پاسخ داد: «خیر، من آزاد اندیش هستم.» هوگو هیچگاه بیزاری خود را از کلیسای کاتولیک از دست نداد. این انزجار به دلیل بی تفاوتی کلیسا نسبت به وضعیت بد کاری زیر سلطه ظلم وجود حکومت پادشاهی و شاید هم به خاطر قرار گرفتن اثر هوگو ( بینوایان ) در لیست کتابهای ممنوعه پاپ بود. خاک سپاری فرزندان بدون کشیش و صلیب ویکتورهنگام مرگ دو پسرش، "چارلز" و "فرانسوا" اصرار داشت که آنها بدون صلیب عیسی یا کشیش به خاک سپرده شوند. او در وصیت نامه اش هم همین شرط را برای خاکسپاری خود گذاشت. هوگو با اینکه معتقد بود عقاید کاتولیک منسوخ و رو به زوال است اما هیچگاه مستقیما از عرف و سنت انتقاد نکرد وی همچنان به عنوان فردی که به وجود خدا معتقد است، باقی ماند و عمیقا به قدرت و ضرورت حمد وستایش ایمان داشت. عقل گرایی عقل گرایی هوگو را در اشعارش از قبیل "تورکمادا" در سال 1869، درباره تعصب مذهبی ، "پاپ"  در سال 1878، کتابی ضد کشیشی، "دین و ادیان" در سال 1880، در مورد رد سودمندی کلیساها و غیره می توان مشاهده کرد. هوگو می گفت: «ادیان به تدریج از بین می روند، اما این خداست که باقی می ماند.» او پیش بینی می کرد که مسیحیت بالاخره روزی از بین خواهد رفت اما مردم همچنان به خدا، روح و تعهد معتقد خواهند ماند. 

دیدگاههای مذهبی هوگو در طول زندگی اش به سرعت تغییر کرد. او در جوانی به عنوان مسیحی کاتولیک سوگند یاد کرد که به مقامات و مسئولان کلیسا احترام بگذارد. اما به تدریج تبدیل به کاتولیکی شد که به وظایف دینی اش عمل نمی کرد و بیش از پیش به بیان دیدگاههای ضد پاپ و ضدکشیشی پرداخت. در طی دوران تبعید به طور تفننی به احضار روح می پرداخت و در سالهای بعد خداشناسی بر پایه عقل را که مشابه آنچه که مورد حمایت "ولتر" نویسنده فرانسوی بود، پا بر جا کرد. در سال 1872 وقتی متصدی آمارگیری از هوگو پرسید که آیا کاتولیک است یا نه او پاسخ داد: «خیر، من آزاد اندیش هستم.» هوگو هیچگاه بیزاری خود را از کلیسای کاتولیک از دست نداد. این انزجار به دلیل بی تفاوتی کلیسا نسبت به وضعیت بد کاری زیر سلطه ظلم وجود حکومت پادشاهی و شاید هم به خاطر قرار گرفتن اثر هوگو ( بینوایان ) در لیست کتابهای ممنوعه پاپ بود. خاک سپاری فرزندان بدون کشیش و صلیب ویکتورهنگام مرگ دو پسرش، "چارلز" و "فرانسوا" اصرار داشت که آنها بدون صلیب عیسی یا کشیش به خاک سپرده شوند. او در وصیت نامه اش هم همین شرط را برای خاکسپاری خود گذاشت. هوگو با اینکه معتقد بود عقاید کاتولیک منسوخ و رو به زوال است اما هیچگاه مستقیما از عرف و سنت انتقاد نکرد وی همچنان به عنوان فردی که به وجود خدا معتقد است، باقی ماند و عمیقا به قدرت و ضرورت حمد وستایش ایمان داشت. عقل گرایی عقل گرایی هوگو را در اشعارش از قبیل "تورکمادا" در سال 1869، درباره تعصب مذهبی ، "پاپ"  در سال 1878، کتابی ضد کشیشی، "دین و ادیان" در سال 1880، در مورد رد سودمندی کلیساها و غیره می توان مشاهده کرد. هوگو می گفت: «ادیان به تدریج از بین می روند، اما این خداست که باقی می ماند.» او پیش بینی می کرد که مسیحیت بالاخره روزی از بین خواهد رفت اما مردم همچنان به خدا، روح و تعهد معتقد خواهند ماند. 


اینه دوکاسترو (درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته است.) ترجمه بخشهایی از انه اید شاهکار ویرژیل: هخامنشی پیرمرد گالز غار سیکلوپها کاکوس درلیدی ترجمهای از اشعار اوراس سزار از از روبیکون میگذرد ترجمهای از فارسال تصنیف لوکن نمایشنامه ها کرامول آمی روبسار ارنانی ماریون دلورم شاه تفریح میکند لوکرس بورژیا ماری تودور آنژلو اسمرالدا روی بلاس توامان بورگراوها تورکه مادا تئاتر در هوای آزاد چامه ها اغانی جدید اعانی و قصاید شرقیها برگهای خزان نغمات شفق صداهای درونی پرتوها و سایه ها کیفرها سیر و سیاحت افسانه قرون غزلیات کوچه ها و بیشه ها سال مخوف فن پدربزرگی پاپ شفقت عالی ادیان و دین خر ریاح چهارگانه روح عاقبت شیطان مکنونات چنگ خدا سالهای شوم دسته گل آخرین رمانها بوگژارگال هان دیسلند آخرین روز یک محکوم نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام کلود گدا بینوایان کارگران دریا مردی که میخنددنود و سه 

اینه دوکاسترو (درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته است.) ترجمه بخشهایی از انه اید شاهکار ویرژیل: هخامنشی پیرمرد گالز غار سیکلوپها کاکوس درلیدی ترجمهای از اشعار اوراس سزار از از روبیکون میگذرد ترجمهای از فارسال تصنیف لوکن نمایشنامه ها کرامول آمی روبسار ارنانی ماریون دلورم شاه تفریح میکند لوکرس بورژیا ماری تودور آنژلو اسمرالدا روی بلاس توامان بورگراوها تورکه مادا تئاتر در هوای آزاد چامه ها اغانی جدید اعانی و قصاید شرقیها برگهای خزان نغمات شفق صداهای درونی پرتوها و سایه ها کیفرها سیر و سیاحت افسانه قرون غزلیات کوچه ها و بیشه ها سال مخوف فن پدربزرگی پاپ شفقت عالی ادیان و دین خر ریاح چهارگانه روح عاقبت شیطان مکنونات چنگ خدا سالهای شوم دسته گل آخرین رمانها بوگژارگال هان دیسلند آخرین روز یک محکوم نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام کلود گدا بینوایان کارگران دریا مردی که میخنددنود و سه 


وقتی هوگو در سال 1870 به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال کردند. وی علیرغم محبوبیتش، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در سال 1872 هیچ تلاشی نکرد. دو دهه آخر زندگیش به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در سال 1868 بسیار ناراحت کننده بود. دختر دیگر ویکتور، "‌لئوپولدین"، در سال 1843 در یک حادثه قایق سواری غرق شد. هوگو با توجه به لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال 1878، که سلامتی اش رو به زوال گذاشت، فعال ماند. وی درتاریخ 30 ژانویه 1876 در انتخاب مجلس سنا، که اواخر همان سال تاسیس شده بود انتخاب شد و دوره آخر فعالیت سیاسی او، یک ناکامی به شمار می آمد. 

وقتی هوگو در سال 1870 به پاریس بازگشت مردم از او به عنوان قهرمان ملی استقبال کردند. وی علیرغم محبوبیتش، برای انتخاب دوباره در مجمع نمایندگان ملی در سال 1872 هیچ تلاشی نکرد. دو دهه آخر زندگیش به خاطر بستری شدن دخترش در آسایشگاه روانی، مرگ دو پسرش و نیز مرگ آدل در سال 1868 بسیار ناراحت کننده بود. دختر دیگر ویکتور، "‌لئوپولدین"، در سال 1843 در یک حادثه قایق سواری غرق شد. هوگو با توجه به لطمات روحی و روانی که بر او وارد شده بود همچنان به نوشتن ادامه داد و در سیاست هم تا سال 1878، که سلامتی اش رو به زوال گذاشت، فعال ماند. وی درتاریخ 30 ژانویه 1876 در انتخاب مجلس سنا، که اواخر همان سال تاسیس شده بود انتخاب شد و دوره آخر فعالیت سیاسی او، یک ناکامی به شمار می آمد. 


در فوریه 1881 هوگو هفتاد و نهمین سالگرد تولدش را جشن گرفت. به پاس این حقیقت که او وارد هشتادمین سال زندگی اش شده، یکی از بزرگترین مراسم بزرگداشت برای این نویسنده که در قید حیات بود، برگزار شد. مراسم جشن از روز بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور( نوعی چینی فرانسوی ) به هوگو آغاز شد. این نوع گلدان هدیه ای سنتی برای مقامات عالی رتبه بود که به ویکتور هوگو اهدا شد. روز 27 فوریه همان سال بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد. رژه کننده ها شش ساعت راهپیمایی کردند تا از مقابل هوگو که پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند. سربازان راهنما برای اشاره به ترانه کوزت در بینوایان گل های گندم به گردن خود آویخته بودند. 

در فوریه 1881 هوگو هفتاد و نهمین سالگرد تولدش را جشن گرفت. به پاس این حقیقت که او وارد هشتادمین سال زندگی اش شده، یکی از بزرگترین مراسم بزرگداشت برای این نویسنده که در قید حیات بود، برگزار شد. مراسم جشن از روز بیست و پنجم فوریه با اهدای گلدان سور( نوعی چینی فرانسوی ) به هوگو آغاز شد. این نوع گلدان هدیه ای سنتی برای مقامات عالی رتبه بود که به ویکتور هوگو اهدا شد. روز 27 فوریه همان سال بزرگترین رژه در تاریخ فرانسه برگزار شد. رژه کننده ها شش ساعت راهپیمایی کردند تا از مقابل هوگو که پشت پنجره اتاقش نشسته بود رد شوند. سربازان راهنما برای اشاره به ترانه کوزت در بینوایان گل های گندم به گردن خود آویخته بودند. 


ویکتور هوگو در تاریخ 22 می 1885 در 83 سالگی از دنیا رفت. مرگ او باعث سوگی ملی شد و بیش از 2 میلیون نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد تکریم قرار نگرفت بلکه به عنوان سیاستمداری که به تشکیل و نگهداری "جمهوری سوم " و دموکراسی در فرانسه کمک کرد از او قدردانی به عمل آمد. 

ویکتور هوگو در تاریخ 22 می 1885 در 83 سالگی از دنیا رفت. مرگ او باعث سوگی ملی شد و بیش از 2 میلیون نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد تکریم قرار نگرفت بلکه به عنوان سیاستمداری که به تشکیل و نگهداری "جمهوری سوم " و دموکراسی در فرانسه کمک کرد از او قدردانی به عمل آمد. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۶:۵۵:۰۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۲:۴۹

ویکتور هوگو

خلاصه زندگی نامه

 ویکتور ماری هوگو، داستان نویس، شاعر و نمایشنامه نویس برجسته فرانسوی در سده نوزدهم  که آثارش پرتوی از اندیشه‌های سیاسی و هنری رایج زمان او بود. هوگو به عنوان خالق آثاری چون بینوایان، گوژپشت نتردام و مردی که می‌خندد، بنیانگذار مکتب رومانتیسم است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع