ویلیام جمیز دورانت ( William James Durant)، در تاریخ 5 نوامبر 1885 میلادی در "نورث آدامز" ایالت ماساچوست آمریکا به دنیا آمد. وی از جوانی به سوسیالیسم، به عنوان روشی که خواهد توانست به برابری انسانها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بینجامد دل بست و به خواست مادرش که مایل بود پسرش کشیش شوددر سال 1900  وارد كلیسای "سان پیترو" گردید، ولی در سال 1903 کلیسا را ترک كرد و از کشیش شدن منصرف شد. او بر خلاف نظر مادرش به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرس شد و سپس به پژوهش و کار تالیف روی آورد. او در سال 1921  مدرسه "لیبرتپل" را بنا نهاد و در سال 1927 تصمیم به نگارش و تدوین "تاریخ تمدن جهان" گرفت و از کارها و امور اجرایی کناره گیری كرد و در سال 1930 سفر به دور دنیا را آغاز نمود و "مصر"، "خاورنزدیک"، "هندوستان"، "ژاپن" و سرزمین های "خاور دور" را از نزدیک دید.دورانت در سال 1968  جایزه ویژه ادبی "پولیتزر" را دریافت كرد و عاقبت در سال 1981 در گذشت. 
ویلیام در دانشگاه، بیشتر دانش ها، از زیست شناسی گرفته تا آموزش و پرورش را تجربه کرد. وی در سال 1907 مدتی خبرنگار روزنامه "شب نیویورک" بود و سپس به کار تدریس زبان لاتین، فرانسه و انگلیسی در کالج "سیتون هال" پرداخت. در سال 1912 قاره اروپا را گشت و در سال 1913 در دانشگاه "کلمبیا" سرگرم تحصیل زیست شناسی و فلسفه شد و از محضر استادانی همچون "دیویی" بهره برد.  
دورانت پس از خواندن کتاب "اخلاق" اسپینوزا به سراغ فلسفه رفت، آن را تا دکترا ادامه داد و استاد دانشگاه شد و کتابهای فلسفی زیادی را تألیف كرد. "هنری توماس" (بازیگر و نوازنده امریکایی)یک بخش از کتاب خود را با نام "بزرگان فلسفه" به او اختصاص داده و نوشته است: «بزرگترین کار ویل دورانت در فلسفه این بود که اندیشه های پیچیده فلسفی را به زبان ساده بیان کرد. او فلسفه را که دور از دسترس مردم عادی بود به خانه های آنها برد و آن را برای همه قابل فهم کرد.» اما همه اینها دورانت را خشنود نکرد، تا اینکه به گفته خود، برای "برآوردن حس کنجکاوی"، سر از تاریخ درآورد و در زمان استادی دانشگاه "کالیفرنیا"، کتاب "تاریخ فلسفه" اش را نوشت که اندیشمندان و منتقدان دانشگاه، آن را تحسین کردند. پس از آن بود که دورانت تصمیم به نوشتن "تاریخ تمدن جهان" گرفت. وی در کتاب "درسهایی از تاریخ" که در سالهای آخر زندگی خود نوشت، می گوید: «تاریخ ملتها را باید با توجه به پدیده های علمی جدید نوشت.» در حقیقت، ویلیام كار پژوهشی و علمی خود را از فلسفه آغاز كرد و با تاریخ به پایان رساند. 
ویل دورانت بر خلاف دیگر تاریخ‌ نگاران که تنها تمرکزشان بر رویدادهای تاریخی و سیر تمدن بشری بود، در مهمترین اثر خود به عوامل تمدن ‌ساز در طول تاریخ نیز توجه نمود. او در این ارتباط می گوید: «تمدن رودی است با دو ساحل، اما بیشتر تاریخ نگاران تنها به خودِ رود توجه دارند.» این نقل قول به این مساله اشاره دارد که تاریخ‌ نگاران در بیشتر موارد، نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانه در جریان تاریخ نموده‌اند که به طور معمول، پرآشوب و پرهیاهوست و اجازه برداشتها و تفسیرهای درست را نمی‌دهد. در مقابل، او دیدگاه دیگری را مطرح می‌کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل‌ها)، می‌توانند به اندازه خود متن تاریخ مهم باشند. به نظر ویلیام، همه مردمانی که در طول تاریخ، خانه و مجسمه ساخته یا شعر سراییده اند نیز در شکل گیری تمدن نقش داشته اند. 
اندیشمندان معاصر آمریکا تاریخ فلسفه زندگی و باورهای اندیشمندان بزرگ كاخهای فلسفه مشرق زمین، گهواره  تمدن یونان باستان قیصر و مسیح عصر ایمان ایتالیا رنسانس اصلاح دین آغاز عصر خرد عصر لویی چهاردهم عصر ولتر روسو و انقلاب عصر ناپلئون تفسیرهایی بر زندگی تاریخ ادبیات انگلیسی اصول حکمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر 
دورانت در این مجموعه با نگاهی تحلیلی، تاریخ تمدن بشری را مورد بررسی قرار داده است. وی برای نوشتن هر بخش ازاین کتاب به گوشه ای از دنیا سفر می کرد؛ از مصر و ایران تا سیبری و ژاپن. او در این کتاب توانسته ‌است با بهره گیری از آثار مورخان دیگر، از "هرودوت" تا "آرنولد توین‌بی"، که از ابتدای تاریخ بشر تاکنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ‌ نگاری را به وجود آورد. این مجموعه را مترجمانی چون "احمد بطحایی"، "احمد آرام" و "ع پاشایی" ... به فارسی ترجمه كرده اند.همچنین تاریخ تمدن مهمترین اثر ویلیام می باشد که در یازده جلد انتشار یافته است و نام این کتابها عبارت است از : "مشرق زمین" ، "گاهواره ی زمین"، "یونان باستان"، "قیصر و مسیح"، "عصر ایمان"، "رنسانس" ، "اصلاح دینی"، "آغاز عصر خرد"، "عصر لویی چهاردهم"، "عصر ولتر"، "روسو و انقلاب" و "عصر ناپلئون". هدف دورانت نوشتن جلد اول کتاب تاریخ تمدن با نام "مشرق زمین، گهواره ی تمدن" بود. پس از چاپ جلد اول، سفرهای دور دنیای او آغاز شد که 50 سال ادامه یافت. در نهایت در سال 1975 نگارش تمامی سی جلد کتاب و همچنین سفرهایش به پایان رسید. 
سخنرانی های ویل دورانت درباره ادبیات ایران در دهه 1950 در دانشگاه "کلمبیا"، ادبیات ایران را به جهانیان شناساند. وی یک جلسه تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود:                                    «غلام و بنده آنم که زیر چرخ کبود        ز هر چه قید تعلق پذیر آزاد است» دورانت درباره "فردوسی" معتقد است که در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران، سرزمینی منحصر به فرد در سراسر جهان است. 
ویلیام با نهایت فروتنی بیان کرده است که بدون همسرش، "آریل"، موفق به نوشتن تاریخ تمدن چند جلدی خود نمی شد که کار تحریر آن نیم قرن طول کشید. دورانت مطالب کتاب را به آریل دیکته می کرد. دلبستگی این زن و شوهر به یكدیگر به اندازه ای بود که در سال 1981 پس از انتقال دورانت به بیمارستان، وقتی آریل از دکتر شنید که شانس زنده ماندن شوهرش اندک است دیگر لب به غذا نزد تا اینكه در تاریخ 25 اکتبر 1981 درگذشت. آریل، سیزده سال جوانتر از دورانت و در گذشته، شاگرد او بود. 
قلب دورانت پس از این که شنید همسرش آریل فوت شده 13 روز بعد از حرکت باز ماند و در  96 سالگی در تاریخ 7 نوامبر 1981 بدرود حیات گفت و با همسرش در یک روز در کنار هم دفن شدند. مردم قدرشناس، نام دورانت را که به دریافت عالی ترین نشان آزادی نائل شده بود، نه تنها بر خیابان های شهرها و مدارس و دانشکده ها گذارده اند، بلکه شهرک های متعدد، روزنامه و حتی هتل ها را به یاد او نامگذاری کرده اند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۵:۰۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۵:۱۰

ویل دورانت

خلاصه زندگی نامه

 ویلیام جمیز دورانت، مشهور به ویل دورانت، نویسنده و تاریخ نگار مشهور امریکایی و صاحب آثار مشهوری چون تاریخ تمدن، تاریخ فلسفه و لذات فلسفه است. او در کتاب تاریخ تمدن توانست با استفاده از آثار مورخان دیگر مکتب نوینی از تاریخ‌نگاری را به وجود آورَد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع