وینسنت ویلیام ون گوگ (Vincent Willem Van Gogh )، در 30 مارس 1853 در "گروت زوندرت" در "برابانت" یکی از ایلات هلند، متولد و بزرگ شد. خانواده او یک خانواده مذهبی و پدر وی یک وزیر بود. هنگامی که وینسنت مدرسه خود را به پایان رساند، کار عموی خود را دنبال کرد و شروع به یادگیری فروش آثار هنری در هلند و سپس در انگلستان و فرانسه کرده و تبدیل به دلال هنری شد. وینسنت در ابتدا موفق بود و از کارش رضایت داشت. با این حال، او به زودی از کار فروش آثار هنری، به ویژه در پاریس خسته شد و علاقه خود به این حرفه را از دست داد.پس از بازگشت به خانه، وینسنت شروع به مطالعه الهیات کرد. در حالی که او بسیار پرشور و مشتاق بود، ولی نتوانست در امتحانات ورود برنامه گروهی موفق شود. ون گوگ از سن بیست و هشت سالگی نقاشی را شروع کرد و در سه سال آخر عمرش که به شدت از تنهایی و عارضه ناشی از بیماری روانی رنج می برد، استعدادش شکوفا شد و بیشترین نقاشیها و طراحیهای مشهورش را بوجود آورد.وی در سال 1885 هنگامی که پدرش مرد بیشتر تحت تاثیر سبک روبنس و آثار چاپچی های ژاپنی نقاشی می کرد که هر دو اینها باعث شدند تا او را از ارزش احساسی رنگهای درختان آگاه سازند. در فوریه سال 1886 به پاریس رفت تا با برادرش تئو زندگی کند و در آنجا بود که توانست با نقاشان امپره سیونیستی مانند کامیل پیسارو (1831- 1901)، ژرژ سورا (91-1859) و پل گوگن (1848-1903)، آشنا شود. وی سرانجام در بیست و نهم جولای 1890 درگذشت. 
ون گوگ در ابتدا در یکی از گالری های هنری شهر هوگو که یکی از شعب شرکت عمویش بود، به فروشندگی تابلو مشغول شد. در 1873 شرکت او را به شعبه ای در لندن فرستاد. ون گوگ در آنجا بلافاصله عاشق دختر مهمانخانه چی شد. در سال 1875 او به پاریس فرستاده شد و سرپرستی شعبه آنجا را به عهده گرفت، اما یک سال بعد به علت بدخلقی و عصبانیت با مشتریان توسط شرکت از کار برکنار گردید.ون گوگ بعد از دو ماه بیکاری به انگلستان برگشت و در مدرسه ای ابتدائی در رامس گیت به آموزش زبان فرانسه پرداخت. او بزودی به این نتیجه رسید که کشیش شود زیرا می گفت این شغل قدرت روحی او را می افزاید. بنابراین درباره آینده اش به چاره اندیشی پرداخت. ون گوگ از معلمی دست کشیده و در "دوردرخت" در کتابفروشی به کار مشغول شد، ولی پس از چند ماه به "آمستردام" رفت و در امتحان ورودی دانشگاه شکرت نمود تا به تحصیل در رشته الهیات بپردازد. ون گوگ که تضاد بین تعالیم انجیل و رفتار کلیسا را با چشم دیده بود، مصمم شد که به جای رفتن به دانشگاه شغل کشیشی را انتخاب نماید به همین جهت در 1878 پیشقدم شد تا بعنوان کشیش به یکی از معادن بلژیک در منطقه "بوریناژ" برود تا بدینوسیله خود را وقف مردم نماید. 
ون گوگ در سال 1880 و در سن 27 سالگی، در بروکسل بلژیک وارد آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا شد. در زمستان سال بعد، در حالی که در آمستردام زندگی می‌کرد، عاشق شد، قلبش شکست و نقاشی را آغاز کرد. در طول چند سال بعد وینسنت موفقیت کمی در هنر به دست آورد. نخستین اثر ون گوگ ون گوگ علیرغم کوششهای بردرش تئو، نتوانست در طول حیاتش تابلوهای خود بجز یکی را به فروش برساند. "سیب زمینی خواران" ، اولین کار عمده او ، در سال 1885 نقاشی شد. ولی مشاهده رنگهای درخشان امپره سیونیستها به این نوع رنگ آمیزی او خاتمه بخشید. در این زمان توجه به نقاشی های او در حال افزایش بود. در این دوره او به طور کامل خود را وقف نقاشی کرد. زندگی با صرفه‌جویی، مطالعه نظریه رنگ و تحسین آثار هنرمندان مانند "پیترپل روبنس" از ویژگی‌های زندگی او در این دوره می باشد. 
در سال 1886 ون گوگ به پاریس رفت و در آنجا با "پل گوگن"، "کامیل پیسارو"، "تولزلوترک" و بعضی نقاشان دیگر آشنا شده و روش رنگ آمیزی نقاشان "امپرسیونیست" را مطالعه نمود و به آن مکتب تمایل یافت. همچنین تصاویر ژاپنی، با رنگ های صاف و روشن و خطوط موزون و سیال و جنبه قوی تزئینی، که چند سال بود به پاریس رسیده و در بسیاری از نقاشان جدید از جمله "گوگن" مؤثر بود، توجه او را جلب کرد. سفر به آرل در فوریه سال 1888 او به جنوب فرانسه به شهر آرل به خاطر رنگ و نور عزیمت نمود و در آنجا بود که دوران پر بار فعالیتش در نقاشی شروع گردید. او می خواست در آرل انجمن نقاشان را تاسیس نماید. مناظر "آرل" با آفتاب درخشان و رنگ های سیراب و دل انگیز و گل و گیاه فراوان برای ون گوگ که در هوای نمناک و گرفته هلند تربیت یافته بود بهشت موعود بود. شادی وی از رسیدن به چنین اقلیمی حد نداشت. مناظر سحرانگیز "آرل"، خرمن های گندم، راه های پیچان دهکده، درختان پرشکوه، سروهای شاداب، زنان آرل، و میز و صندلی چوبی و محقر خودش موضوع نقاشی او بود. در این اواخر برادرش تئو برای او خانه کوچکی اجاره نمود و کمی بعد گوگن، نقاش فرانسوی که بعدها تمدن غربی را مطرود دانسته و به جزایر ناهیتی رفت به تقاضای تئو، پیش وان گوگ آمد اما این دو نتوانستند سازش کنند و پس از آخرین دعوا، وان گوگ در حالت ناراحتی می خواست  دوستش را بکشد ولی بالاخره نرمه گوش خودش را برید . گوگن، تئو را از این امر مطلع نمود و سپس عاقلانه آنجا را ترک کرد. وان گوگ هم چنین در سال 1889 در بیمارستان سنت پل در سنت رمی بستری شد. و در آنجا به نقاشی پرداخت. در 1890 دوباره تئو را در پاریس ملاقات نمود ولی بالاخره مجبور شد تحت مداوای پزشکی بنام دکتر گاشه که یکی از دوستان امپره سیونیستها بود قرار بگیرد. 
ون گوگ همیشه در رنگ آمیزی از احساس خود کمک می گرفت و هر وقت امکان پیدا می کرد رنگهایی را که در تئوری با هم جور نبودند کنار هم می گذاشت و از این تضاد رنگی احساسی عجیب در تابلو بوجود می آورد. در بعضی موارد این نوع کنار هم گذاشتن رنگ که مخالف تئوری بود گاهی حالت شدیدی به خود می گرفت. ون گوگ با استفاده از تن های تاریک نقاشی های خود را در این سالها می کشید. در پاریس او بحث در مورد هنر را با برخی از مهمترین و پرنفوذ ترین هنرمندان زمان خود چون گوگن، برنارد، و تولوز لوترک  انجام می داد. او در این دوره بیشتر از رنگ استفاده می کرد و رنگ را با ضربه های ضخیم و پهن قلم مو به بوم وارد می کرد و از همه چیز که در اطرافش بود نقاشی می کشید. ون گوگ کارهای خود را برای گرفتن امتیازهای بالا در دید منتقدین طراحی می کرد، ولی باز هم هنوز قادر به فروش نبود. از آثار مهم ون گوگ می توان تابلوهای: "خانه آنورس"، "رستوران سیرن"، " پرتره دکتر گاش"، "گلدان" ، "باباتانگی Le Pere Tanguy"، "ناهار روستایی"، "زندانیان"، "دهقان هلندی"، "اطاق نقاش" ، "راهی از کنار سرو"، "سیب زمینی خورها"، "کارگر معدن بلژیکی" و "چهره خود نقاش" را نام برد. 
ون گوگ سرانجام پس از تولید بیش از 900 نقاشی در طی 10 سال، در بیست و نهم جولای 1890، خود را هدف گلوله قرار داده و خودکشی کرد. با این که هیچ‌گاه در دوره زندگی خودش قدر هنر وی دانسته نشد، ولی خیلی طول نکشید که جهان هنر متوجه نابغه‌ای که از دست داده بود شد. پس از حدود فقط بیست سال از مرگ وی، مراسم یادبود زیادی در سراسر جهان برای کارهای وی ترتیب داده شد و هنر هنرمندان نسل‌های بعد را تحت تأثیر قرار داد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۴۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۴۲

ون گوگ

خلاصه زندگی نامه

 وینسنت ویلیام ون گوگ، نقاش بزرگ هلندی که پس از مرگش، به عنوان یکی از معروفترین و تاثیرگذارترین نقاشان پست امپرسیونیست قرن نوزدهم میلادی شناخته شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع