والتر بندیکس شونفلیز بنیامین (Walter Bendix Schönflies Benjamin) معروف به والتر بنیامین در 15 ژوئیه سال 1982  در خانواده ای بسیار ثروتمند در "برلین" به دنیا آمد. پدرش بازرگانی بود که از راه تجارت سهام و حراج اجناس عتیقه ثروت قابل ملاحظه ای کسب کرده بود. کودکی، دوره ی مدرسه و تحصیلات دانشگاهی بنیامین، به عنوان فرزند یک خانواده ی متمول آلمانی ­ یهودی بسیار عادی طی شد. خانواده  وی هم روزهای مذهبی یهودی و هم مسیحی را محترم می شماردند. والدین بنیامین مسیر مورد علاقه اش را هموار ساختند، ولی ایشان بعدها موافق نبودند بنیامین شغلی را برگزیند که از نظر ایشان چندان عادی و درآمدساز نیست. بنیامین در سال 1917 با "دورا پولاک" (Dora Pollak)، (هم کلاسی اش در دوران دانشجویی) ازدواج کرد.در سال 1919 وی صاحب فرزندی پسر، به نام "اشتفان رافائل" شد و بعدها از همسرش "دورا پولاک" جدا شد. وی در زمینه تحصیل بسیار موفق بود و توانست با کسب مدارج عالی در رشته فلسفه و زبان و ادبیات دانشگاه فرایبورگ به ادامه تحصیل بپردازد. او تحصیلات خود را تا مرحله فوق دکترای این رشته ادامه داد و قصد داشت با ارائه رساله اش در سال 1919 به کرسی استادی دست یابد ولی رساله فوق دکترای وی رد شد و همین امر سبب شد بنیامین به نویسندگی  روی آورده وبه نشر نظریاتش در مجلات و روزنامه ها بپردازد.وی در جریان تصیمیم به مهاجرت به امریکا در حین خروج غیرقانونی تز کشور فرانسه مریض شد و در خاک اسپانیا در نقطه ای مرزی بین این دو کشور درگذشت. 
بنیامین از سال 1904  تا سال 1907 در خوابگاه پرورشی "هاوبیندا" (Haubinda) زندگی کرد. آن جا  رابطه ای برابرمیان حقوق  دانش آموز و معلم برقرار بود. در اینجا بود که وی با "گوستاو وینِکِن" (Gustav Wyneken)، معلم علوم تربیتی آشنا می شود که تأثیری ژرف و درازمدت بر بنیامین جوان می گذارد. همین فرد مشوق بنیامین در فعالیت های آتی اش با جنبش جوانان می شود. میان سال های 1912 تا 1914  بنیامین بعنوان هوادار "گوستاو وینِکِن" خواستار یک اصلاحات گسترده ی در عرصه ی آموزش و پرورش می شود و در ارتباط با جنبش اصلاح مدارس با نشریه ی "Anfang" شروع به همکاری می کند. ولی وی پیش از آن نخستین اشعار و مقالات خود را در همین نشریه انتشار داده بود. در همین زمان بنیامین به ابتکار خود محل تجمع و بحث و گفتگویی را بنام "Sprechsaal" را بنا می نهد. وی در سال 1912 با اخذ دیپلم با انتظاری بسیار بالا وارد دانشگاه فرایبورگ شد و در رشته ی فلسفه و زبان و ادبیات آغاز به تحصیل کرد. از همان آغاز تحصیل دانشگاهی بنیامین با نگاهی انتقادی به نظام آموزشی دانشگاهی می نگریست. این رویکرد وی از دوره ی مدرسه نسبت به نظام سلسله مراتبی معمول میان دانش آموز و معلم شکل گرفت. نظامی که خود ویژه ی فرهنگ و تربیت پروسی حاکم بر جامعه ی آن روز بود. بنیامین در سال 1914 سرخورده از انتظارات در نامه ای به دوست خود می نویسد: «از قرار معلوم دانشگاه محل تحصیل نیست.»  وی تحصیلات خود را به مونیخ انتقال می دهد و در عرصه ی فلسفه با پدیدارشناس "موریتس گایگر" و با شاعر آلمانی "راینر ماریا ریلکه" آشنا می شود. والتر بنیامین رساله ی دکترای خود را در سال 1918  با موضوع مفهوم سنجش هنر در رمانتیسیسم آلمان نگاشت. پس از دریافت دکترا در سال 1919 طرح فوق دکترای خود را ریخت و در همین سال با فیلسوف آلمانی "ارنست بلوخ"  آشنا شد که از اندیشمندان مارکسیست بود. 
اندیشه بنیامین معطوف به جوانب مشخص زندگی و تاریخ بودند، بطوریکه این اندیشه با عزیمت از جزء، پدیده های بزرگ تاریخی را در بر می گرفت. در پس این اندیشه یک فلسفه ی تاریخ دیالکتیکی ­ ماتریالیستی نهفته بود، زیرا که بنیامین از اواسط دهه  بیست میلادی به نگرش مارکسیستی روی آورد. ولی نزد بنیامین خاستگاه یهودی وی در فهم مفهوم فرجام شناسیک (eschatological) و مسیحا باوری تاریخ مؤثر بود، بطوریکه این نگرش در آخرین آثاری که از خود برجای گذارد، یعنی در «تزهایی درباره ی مفهوم تاریخ» به روشنی بازتاب می یابند. برای بنیامین انگاشت سنتی از تاریخ، ساخته و پرداخته ی طبقه ی حاکمه است. تاریخ را به مثابه ی رویدادهای پی درپی نگریستن، به معنای تاریخ پیروزمندان را نگاشتن است، زیرا که تنها کنش آنها بوده که فرصت تحقق یافته است. از نظر بنیامین، تاریخ دان باید آرزوهای تحقق نیافته ی مردگان را زنده کند. بنیامین در این زمینه  اعتقاد داشت: «عصر حاضر می تواند بازندگان تاریخ را از شکست شان نجات بخشد.» 
در دوره 12 ساله جمهوری وایمار 1919-1933، والتر بنیامین در صحنه ادبی آلمان جایگاه روشنفکری را به خود اختصاص داد که در زمینه های مقاله و جستارنویسی و نقد کتاب قلم می زد. اگر پایان این دوره را نقطه عطفی سیاسی در زندگی او بدانیم، آنگاه سال های 1924-1925 آغاز این مرحله سیاسی از زندگی وی است. در این زمان بنیامین خود را از فعالیت دانشگاهی کنار کشید و بیشتر به عنوان یک نویسنده ی آزاد فعال شد، بطوریکه مجبور گشت بطور منظم و سریع برای بازار ادبی تولید کند. این وضعیت وی ناشی از دو عامل بود: یکی رد رساله ی فوق دکترای وی و دیگری بحران و تورم اقتصادی ویرانگر در آلمان. از یکسو نافرجامی بنیامین در پذیرش رساله ی فوق دکترا راه شغل دانشگاهی را بر روی وی بست و از دیگر سو، تورم اقتصادی ثروت پدری را نیست و نابود کرد، بطوریکه پدر به هنگام مرگ در سال 1926  دارایی ناچیزی از خود برجای نهاد. 
قدرت گیری نازی ها در آلمان در سال 1933 باعث مهاجرت بسیاری روشنفکران از جمله بنیامین از آلمان شد. با مهاجرت به فرانسه وی تا آخر عمر خود دیگر پایش به خاک آلمان نرسید. در عین تنگدستی مالی در فرانسه، بطوریکه حتا توان مالی اجاره یک آپارتمان را نداشت، بنیامین با خستگی ناپذیری به کار ادبی خود ادامه داد. با آغاز جنگ جهانی دوم محل زندگی بنیامین در فرانسه به محاصره ی ارتش نازی در آمد. وی از این محاصره جان سالم به دربرد و به پاریس گریخت، بطوریکه از یک محاصره  دیگر نیز موفق به گریز شد. 
دولت ناسیونال سوسیالیسم آلمان در سال 1939 از بنیامین سلب تابعیت کرده و شهروندی آلمانی را از وی می گیرد. او در حالیکه امید مهاجرت به آمریکا حتا یک لحظه از ذهن اش دور نمی شود، برای تأمین زندگی روزمره ی خود مجبور می شود کتاب هایش، حتی آن نسخه هایی که برای نقد و بررسی دریافت کرده بود را به فروش برساند. و حتی به فکر آن می افتد اثر نقاشی از پل کِلِه (Klee) بنام Angelus Novus  را هم بفروشد. در سال 1940 بنیامین تقاضای روادید برای ایالات متحده آمریکا می کند. در این میان تلاش وی برای فرار به سوئیس، بدلیل پیشروی ارتش آلمان نافرجام می ماند و بنیامین به ناگزیر نخست به "لورده" و سپس "مارسی" می گریزد، جایی که برای دریافت روادید اسپانیا تلاش می ورزد. با کوشش پیگیر "تئودور آدورنو" ویزای بنیامین برای آمریکا مهیا می شود، ولی مشکل اینجا بود که او را از فرانسه ممنوع الخروج کرده بودند. و همین امر در مرز اسپانیا برای وی دردسر ایجاد می کند. 
بنیامین با اینکه تحصیلات دانشگاهی خودرا تا مرحله فوق دکترا ادامه داد اما نتوانست شغل دانشگاهی به دست آورد از این رو وی به نویسندگی روی آورد. وی در روزنامه های متعدد و ویژه نامه های ادبی و در فرستنده های رادیویی شمار زیادی مقاله و نقد ادبی می نوشت. تنها در فاصله ی زمانی 1926 تا 1933 حدود 220 عنوان اثر منتشر کرد.  کار بر روی آثار فرانتس کافکا به یک کار ابدی در زندگی بنیامین محسوب می شود. از سایر تالیفات وی می توان به موارد زیر اشاره کرد: رنگین کمان نمایش مرثیه و تراژدی در باره ی زبان به خودی خود و زبان انسان نیکبختی انسان باستان اهمیت زبان در مرثیه و تراژدی تابلوی پاریسی درباره ی مفهوم تاریخ 
اواخر سپتامبر سال 1940، بنیامین در جریان گرفتن روادید برای امریکا و مهاجرت به آن کشور، به دلیل اینکه کشور فرانسه وی را ممنوع الخروج کرده بود، ناچار می شود از این کشور بگریزد. او پای پیاده وارد شهرک مرزی "پورت بو" در اسپانیا می شود. مرزبانان اسپانیایی به دلیل نداشتن اجازه خروج از فرانسه، از ورود وی به خاک اسپانیا برای یک ویزای ترانزیت ممانعت می کنند، ولی آنها، به خاطر وضعیت وخیم سلامتی اش، به او اجازه می دهند شب را در "پورت بو" سپری کند. بنیامین وارد هتل "دو فرانسیا" می شود. بسرعت پزشکی را بر بالین بنیامین فرا می خوانند، چراکه مدت ها بود از بیماری شدید قلبی رنج می برد. نقل شده است در آن شب بنیامین با مصرف بیش از حد مورفین خودکشی می کند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۴۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۴۳

والتر بنیامین

خلاصه زندگی نامه

 والتر بندیکس شونفلیز بنیامین، مشهور به والتر بنیامین، ادیب، فیلسوف و زیبایی شناس آلمانی و صاحب آثار متعددی در باب نقد مکتب های هنری و ادبی است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع