هربرت بلومر (Herbert Blumer) در 7 مارس سال 1900 در میسوری آمریکا به ‌دنیا آمد. وی در سال 1928 پس از كسب مدرک دکترا با بهره گیری از اساتیدی چون "رابرت پارک" و" جرج هر برت مید" سالها به تحصیل و تحقیق در شیکاگو پرداخت و به شخصیت برجسته گروه جامعه شناسی این دانشگاه مبدل شد. بلومر تا سال 1930 سخنگوی مکتب رفتارگرایی اجتماعی (Social Behaviorism) بود. بعد از سال 1930 با قبول اصول اساسی کار مید، پایه های نظام فکری خود را پی ریخت و نام مکتب خود را کنش متقابل نمادین (Symbolic Interactionism) نهاد. وی در سال 1937 اصطلاح "کنش متقابل نمادین" را وضع کرد و تاثیر فراوانی در رواج این نظریه و بسط جامعه شناسی فرد بر جای گذاشت. وی در سال 1952 به عنوان موسس گروه جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا به بركلی رفت و در آنجا تئوری ها و نظریات مختلفی درباره تبعیض نژادی، صنعتی شدن، اعتماد و رفتار جمعی، جنبش های اجتماعی، رفتار جنسی و ... پیگیری كرد اما پیش و بیش از همه بلومر با كنش متقابل شناخته می شود. وی در سال 1969 مهمترین كتاب خود را تحت عنوان "چشم انداز و روش كنش متقابل گرایی نمادین" به چاپ رساند و اولین كسی بود كه درعرصه علم جامعه شناسی رسماً با جامعه شناسان عواملی به مخالفت پرداخت. او معتقد بود در علوم اجتماعی هیچ چیز تعیین كننده ای در مورد رفتار انسان نمی توان یافت. مثلاً در مطالعات پیرامون اعتیاد او گفت برای ریشه یابی این درد، باید مردم كوچه و بازار را از نزدیک مورد مطالعه قرار داد. در حقیقت آنچه كه بلومر طرح كرد باعث شد كه مفاهیم تفسیری در جامعه شناسی آمریكا و اروپا جان تازه ای بگیرد، این به ویژه به نوع تفسیر وی از تجربه برمی گردد. به نظر او تحقیقی كه تجربه در آن دخالت نداشته باشد هیچ گونه پایه و ارزش علمی ندارد. وی در سال 1970 هم زمان با بازنشستگی از دانشگاه برکلی، کرسی استادی دانشگاه بین المللی ایالات متحده را برعهده گرفت و تا پایان عمر بدان اشتغال داشت. بلومر سرانجام  در سن 87 سالگی از دنیا رفت. 
اولین زمینه و محرکی که بلومر را به پرداختن نظریات جامعه شناسی و ارائه نظریاتش تشویق نمود، مشکل جامعه شناسی و ناخشنودی وی از بسیاری از عرف های جامعه شناختی روزگارش بود و لذا در پی تدوین و پرداختِ نگرشِ انسان باورانه و عمل گرایانه خاص خود برآمد، نگرشی که به کنش متقابل نمادین معروف شد. اساتید وی برای ساخته و پرداخته کردن نظریات خود از اصول اساسی و تفکرات "جورج هربرت مید" بهره گرفت. برای بلومر، مید احتمالاً تنها استاد حقیقی بود که وی در عمر خود دیده بود و قطعاً تأثیر زیادی بر او گذاشت. بلومر در تمام طول زندگی اش آرا و نظریات او را تدریس می کرد. از نظر بلومر و مید ،علم صورت اصلی تفکر دنیای مدرن به شمار می آید، علمی که بر پایه رویکرد عمل گرایانه قرار گرفته است. مکتب شیکاگو زمینه دیگرشکل گیری اندیشه های بلومر، گرایش و علاقه و دلبستگی وی به جامعه شناسی مکتب شیکاگو است. به عبارتی اشتغالِ مکتبِ شیکاگو به تجربه گرایی، تأثیر چشم ‌گیری بر جهت گیری اندیشه های بلومر گذاشت. 
سامان (Fashion) مفهومی است که بلومر برای توضیح ماهیت پویا و متحول ساخت اجتماع به کار می برد. وی با استفاده از این مفهوم، تعریف متداول این واژه را که به معنی "مد" است، مدنظر قرار نمی دهد. سامان عبارت است از "شکل های جدیدی از تجانس و اجماع اجتماعی"، یعنی اجتماع بایستی در هر صورت و به هر شکل در جامعه به وجود آید. این مفهوم در حقیقت کارکردی جز ایجاد سازگاری میان انسان و جامعه در حال شدن و تشکیل اشکال اجتماعی تجانس جدید (New Congenial Social Forms) ندارد. اگر سامان به کارکرد مناسب خود عمل نکند، قطعاً واقعیت اجتماعی در تشکیل اشکال جدید تجانس اجتماعی دچار اشکال شده و جامعه به سراشیبی سقوط، پریشانی و از هم گسیختگی دچار خواهد شد. معنا (Meaning) از نظر بلومر معنا که در علوم اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تنها رابط میان رفتار و عوامل تولید کننده رفتار است. نادیده گرفتن معنای اشیا که در واقع عامل کنش و واکنش انسان هاست، مطالعه واقعی رفتار انسانی را مخدوش می کند. به نظر بلومر معنا برخاسته از طبیعت و ذات شی نمی باشد، بلکه معنا حاصل جریان کنش متقابل بین افراد است. معنای یک چیز برای فرد، وابسته به واکنشی است که سایر افراد درباره شی موردنظر انجام می دهند. یعنی واکنش انسان های دیگر در مقابل شی معنای آن را برای فرد شکل می دهد. نظریه کنش متقابل اجتماعی  بلومر کنش متقابل اجتماعی عبارت از فرآیندی است که انسان در آن به مدد قوه تفسیر، رفتار و سلوک خویش را در برابر دیگران شکل می دهد و یا سلوک خود را در برابر دیگران و یا موقعیت اجتماعی می سازد. این سلوک عبارت از کنش متقابل نمادی است که مبتنی بر کنش درونی خود و خود خویشتن است. بلومر به ‌عنوان روشنگر و تفسیرکننده کنش متقابل می باشد. طبیعت کنش متقابل از نظر بلومر مبتنی ‌بر سه قانون است: 1. انسان به اموری عمل می کند که معانی خاصی برایش دارد. 2. معنی امور از کنش متقابل اجتماعی که یک شخص با دیگران دارد، اخذ می شود. 3. معانی از طریق جریان تفسیری که خود در اثر مقابله با امور استفاده می کند، به دست می آیند. از نظر بلومر گروه های انسانی، محل تجمع افرادی است که با هم کنش و واکنش دارند. کنش شامل فعالیت های کثیری است که افراد انسانی در طی برخورد با افراد دیگر یا در مقابل وضعیت های مختلف انجام می دهند، فعالیت های از افراد ناشی شده تداوم می یابند. بنابراین گروه و جامعه انسانی اساساً در حال کنش هستند و از این رو باید به آنان از دیدگاه کنش متقابل نمادین نگریست. بنابراین، جامعه نیز عبارت از "خودهایی" است که با یکدیگر در کنش متقابل قرار دارند و این کنش ها در ارتباط با دیگران وقوع می یابد. ماهیت اشیا از نظر بلومر جهان انسانی از نظر بلومر متشکل از اشیایی است که محصول کنش متقابل نمادی هستند و شی هر موردی است که بتواند مشخص کننده چیزی بوده، معنایی را از طرف افراد در خود متبلور کند، معنایی ناشی از کنش متقابل که به شکل نمادی در شی مستتر است. از نظر بلومر اشیا در سه طبقه می گنجد: 1. اشیای طبیعی، مثل درخت و دوچرخه 2. اشیای اجتماعی، نظیر محصلین، مادر، رئیس اداره و ... 3. اشیای مطلق و انتزاعی، مثل اصول اخلاقی، مکتب های فلسفی، عدالت، استثمار و ... بنابراین شی چیزی است که بتوان آن را مشخص کرد و به آن رجوع نمود. از این رو ماهیت شی متمرکز در معنایی است که برای شخص دارد و نه در خود آن. پس در گام نخست، معنا در شیوه نگرش فرد به شی و نحوه واکنش او در برابر آن نهفته است. بنابراین ممکن است یک شی واحد برای افراد متفاوت، معانی متفاوتی داشته باشد، مثلاً یک درخت از دید گیاه شناس، فرد عادی، شاعر، باغبان و ... معانی متفاوتی دارد. اما همین معنا در گام بعدی، معنایی است نهفته در نحوه رفتار دیگران در برابر شی رفتار دیگران در مقابل پدیده ای مانند صندلی، معنایی را که صندلی برای ما دارد مشخص می کند. نظریه تعصب نژادی بلومر تعصب نژادی اساساً به رابطه گروه های نژادی مربوط می شود و مجموعه ای از احساساتی که اعضای یک گروه نسبت به گروه دیگر دارند نیست. از نظر بلومرتعصب نژادی پدیده ای بغرنج وبه شدت تغییر پذیر است. پیش داوری و تعصب نژادی یک فرایند جمعی است که گروه های نژادی با تصوری که از خود و دیگران دارند به آن شکل می دهند. در واقع تعصب نژادی از این 4 الگو تبعیت می کند: - احساس برتری و والایی - احساس اینکه نژاد زیر دست ذاتاً و به طور طبیعی متفاوت بوده و با آنها فرق دارند. - احساس مالکیت نسبت به حیطه های مشخصی از مزایا و امتیازات. - ترس و تردید نسبت به اینکه نژاد زیر دست ممکن است برای بدست آوردن امتیازات نژاد قالب نقشه هایی در سر داشته باشد. 
از نظر بلومر تمام جهان تجربی را با یک طرح تجریدی توجیه کردن چیزی جز نظریه بافی فلسفی نیست. وی در زمینه روش شناسی سه نکته مهم را مورد توجه قرار می دهد: 1. متدولوژی، به طور کامل و جامع دربرگیرنده همه مراحل تحقیق علمی است و نه فقط برخی از جنبه های انتخابی و محدود. 2. هر بخش از تحقیق علمی باید به اندازه کل آن تحقیق، متناسب با ویژگی استحکام جهان تجربی، تحت مطالعه باشد. 3. جهان تجربی تحت مطالعه، پاسخ های قطعی و نهایی لازم را به ما می رساند، بنابراین هر تحقیق دارای دو جنبه  و اصل اساسی است. بلومر مشکلات روش شناسانه  در نظریه کنش متقابل را در مباحث اصلی نظریه همچون دیگران، تصویر از دیگران، درک معنی، تفسیر معنی و موقعیت، نماد سازی و ... بیان می کند. از نظر بلومر محقق اجتماعی به سادگی نمی تواند به آزمون این موارد بپردازرد. روش درون نگری همدلانه بلومر برای بررسی زندگی اجتماعی با استفاده از روش درون نگری همدلانه (Sympathetic Introspection)، اصرار می ورزد. به عبارت دیگر، نظریه پردازان کنش متقابل در تحقیقاتشان باید خودشان را جای کنش‌ گران مورد بررسی شان بگذارند تا بتوانند موقعیت را از دیدگاه آن‌ ها درک کنند. این نگرش به ترجیح روش های "نرم" به‌ جای روش های "سخت" در نظریه کنش متقابل نمادین، منجر می شود. 
مهمترین تأثیری که بلومر در جامعه شناسی برجای گذارده است، روش شناسی وی بوده است. یعنی به وجود آوردن یک سبک روش شناختی و کندوکاو در حیطه های اصلی زندگی اجتماعی . مجموعه گسترده ای از کارهای تحققاتی و مطالعاتی، به طور آگاهانه یا ناآگاهانه، از ایده ها و نظریات اثرگذار بلومر سرچشمه گرفته است. برای بعضی نظریه کنش متقابل نمادین هربرت بلومر، پیام‌آور نظریه اجتماعی پست مدرن  (دنزین، 1992)و فمینیسم (دیگان و هیل، 1987)و نظریه فعل گرایی همجنس بازان (پلامر، 1995) و سیاست نژادی (لال، 1990) است. این نظریات همگی به نحوی با نظریه بلومرارتباط دارند. 
بلومر علاوه بر دارا بودن عنوان "پرفسور برجسته"، دارای دکترای افتخاری در علوم وکرسی استادی در دانشگاههای شیکاگو و برکلی بود. وی همچنین استاد مدعو دانشگاه های "میشیگان"، "ایووا"، "هاوایی" و "کالیفرنیای جنوبی" بود.از دیگر سمت های وی می توان موارد زیر را بر شمرد: - ریاست موسسه علوم اجتماعی در دانشگاه برکلی - ریاست انجمن جامعه شناسان امریکا - ریاست جامعه مطالعات اجتماعی - ریاست موسسه جامعه بین المللی 
اثر اصلی هربرت بلومر "چشم انداز و روش کنش متقابل گرایی نمادین"(Symbolic Interactionism, Perspective and Method) (1969) می باشد. وی در این کتاب به بیان مناظر کنش متقابل و مشکلات روشی آن پرداخته است. او مدعی است مسئله اصلی کنش متقابل طبیعت زندگی گروهی انسانی و هدایت است.  برخی دیگر از آثار وی عبارت‌ اند از: فیلم ها و رفتار (1933) فیلم ها، بزهکاری و جنایت (1933) بعد انسانی برنامه ریزی اجتماعی (1935) Interview and Teaching Courses Theories of Race and Social Action 
بلومر در تاریخ 13 آوریل سال 1987 در آمریکا درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۰۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۰۳

اسناد و مراجع