هربرت اسپنسر (Herbert Spencer) در 27 آوریل 1820 در شهر صنعتی "دِربی" انگلیس به ‌دنیا‌ آمد. او نخستین فرزند خانواده بود و برخلاف هشت فرزند بعدی که از مرگ زودرس مردند، عمر طبیعی کرد. پدر و همۀ خانواده اش از مخالفان غیرسازشکار و سرسخت کلیسای رسمی انگلیس بودند و دیدگاهی بسیار فردگرا داشتند.هربرت که کودکی بیمار و نحیف بود، نمی توانست حضور منظم در دبستان داشته باشد. بیشتر اوقات، پدرش در خانه آموزشش می داد. در سن سیزده سالگی برای آموزش بیشتر در خانه عموی کشیش اش که یک اصلاح طلب اجتماعی پیشرو و از دوستداران جنبش کارگری و هواداران کف نفس بود ساکن شد.او اصول رادیکالیسم فلسفی و نیز آیین پروتستانیسم سرسختانه و مبتنی ‌بر مخالفت با کلیسای رسمی را به اسپنسر جوان آموخت. اسپنسر از آموزش غیررسمی توسط خانواده و علوم زیادی را در زمینه ستاره شناسی، زمین شناسی، فیزیک و شیمی آموخت. درسال 1837 به‌عنوان مهندس راه و ساختمان در راه‌آهن شروع به‌ کار کرد و تا سال 1846 به این کار اشتغال داشت.وی در سال 1837 به‌عنوان مهندس به صف کارکنان راه آهن لندن "بیرمنگام" پیوست. در سال 1841 به‌ خاطر اتمام ساختمان راه آهن، عذر اسپنسر را خواستند و او ناچار به خانه اش در دربی بازگشت.او هرگز به درجه دانشگاهی و یا مقام آکادمیک دست نیافت. فعالیت ‌های اسپنسر فقط به ‌عنوان یک محقق افزایش یافت، سرانجام نه‌ تنها در انگلستان بلکه در تمام جهان مشهور شد. اسپنسر در سال ‌های آخر عمر، از همان وقت کمی که برای نوشتن داشت استفاده می کرد و به انواع قضایای بحث‌انگیز و رایج روز، از مخالفت با جنگ بوئر گرفته تا طرح پذیرش نظام متری در انگلستان، مقاله می نوشت. سرانجام وی در سن 83 سالگی درگذشت. 
اسپنسر در سال 1837 هم زمان با اشتغال در را ه آهن به مطالعه و انتشار آثار سیاسی و علمی نیز می پرداخت و فعالیت روزنامه نگاری با خط مشی سیاست رادیکالی را دنبال کرد و سرانجام در 1848 دستیار سردبیر مجلۀ اکونومیست لندن، شد و عقاید روشنفکرانه ‌اش را استحکام بخشید. وی در سال 1850، اولین کار اصلی خود را تحت عنوان "ایستایی‌ شناسی اجتماعی" تکمیل کرد ولی در سال 1853 به اسپنسر ارثی رسید و درنتیجه کارش را رها کرد و بقیه زندگی‌ را به‌ عنوان یک محقق عالی ‌رتبه سپری کرد. اسپنسر از 1870 به بعد، نویسندۀ بسیار موفقی شد. بسیاری از آثار او هم به گونۀ مقالات پیاپی در مجلۀ "فورتنایتلی ریویو" انگلستان و "پوپولر ساینس مانثلی" آمریکا و هم به‌ صورت کتاب به ‌چاپ ‌رسید. اسپنسر همچنین با مجلات سرشناسی چون "کانتمپرری ریویو" و "ناینتینت سنچری" همکاری می کرد. مجموعه اندیشه ذهنی او در هر دو زمینه اخلاقی و علمی به ‌نام فلسفه ترکیبی نامیده شده است. 
تاثیر عقاید اسپنسر در سال ‌های اولیه بر جامعه‌ شناسی آمریکایی بیش از تاثیر کنت، دورکیم، مارکس و وبر بود. هوفستادتر در این مورد چند علت را ذکر می‌کند. مهم ترین مسئله اینکه نوشته های اسپنسر به زبان انگلیسی بود. در صورتی که آثار دیگران به زبان انگلیسی نبود. علاوه‌بر این، نوشته های او خیلی تکنیکی نبود، از این رو آثارش به طور وسیعی در دسترس بود. در واقع بعضی معتقدند که فقدان مطالب فنی در آثار او به این علت است که او محقق باتجربه­ای نبود، ولی دلائل مهم‌تر دیگری برای جذابیت کارهای اسپنسر وجود دارد. او نوعی دیدگاه علمی ارائه کرده که برای شنونده جذاب است و شیفتۀ علوم و تولیدات تکنولوژیکی آن می گردد و نظریه های قابل درکی ارائه می کرد که با مقاطع تاریخی بیشتر سروکار داشت. وسعت عقاید او همانند حجم زیاد کارهایش این اجازه را می داد که افراد مختلف برداشت های متفاوتی از آن داشته باشند. در نتیجه و شاید مهم ترین دلیل این باشد که نظریه­های او پس از مراحل تند صنعتی‌شدن به جامعه آرامش و اطمینان می داد. به عقیدۀ اسپنسر جامعه با دشواری به سمت پیشرفت های بزرگ و گسترده تر در حال حرکت است. اسپنسر اولین کسی است که تئوری منظمی در قالب فونکسیونالیسم ساختی و داروینیسم اجتماعی ارائه داد. 
پس از داروین مهم ترین نقش در اخلاق تکاملی توسط هربرت اسپنسر  پرشورترین مدافع این نظریه و خالق نظریه داروینیسم اجتماعی، ایفا شده است. نظریه داروینیسم اجتماعی اسپنسر  را می توان در سه مرحله جمع بندی کرد. اسپنسر نیز همچون داروین به نظریه فایده باوری لذت اندیش (هدونیستی) آن طور که جرمی بنتام (J.Bentham) و جان استوارت میل (J.Stuart Mill) پیشنهاد کرده بودند، باور داشت. از دیدگاه او، کسب لذت و پرهیز از درد به تمامی اعمال انسان جهت می بخشد. از این رو غیر اخلاقی را می توان با تسهیل لذت انسانی یکی دانست. دوم آنکه لذت را به دو طریق می توان کسب کرد، یکی با ارضای امیال سود خویش جویانه و دیگری با ارضای امیال سود دیگری جویانه. این بدان معنا است که خوردن غذای دلخواه خویش و غذا دادن به دیگران هر دو برای انسان تجربه هایی لذت بخش اند. سوم آنکه همکاری دوجانبه میان انسان ها برای هماهنگی امیال سود خویش و سود دیگری جویانه لازم است و به همین دلیل است که اصول انصاف در انسان پدید آمده تا صفات خودخواهانه و فداکارانه را به تعادل درآورد. اما اسپنسر به خاطر نظریه همکاری دوجانبه اش مشهور شده است. در عوض توصیف او از داروینیسم اجتماعی تا به امروز جنجالی بوده است زیرا عمدتاً آن را «توجیهی برای برخی از نفرت انگیز ترین نظام های اجتماعی که بشر تاکنون به خویش دیده است.» برای مثال نازیسم آلمان دانسته اند. خلاصه آنکه اسپنسر واقعیت های زیست شناختی (تنازع بقا، انتخاب طبیعی و بقای اصلح) را به سطحی ارتقا داد که تجویزی برای کردار اخلاقی باشند. برای مثال به عقیده او زندگی برای انسان یک مبارزه (تنازع) است و برای اینکه بهترین باقی بماند (بقا)، لازم است سیاستی دنبال شود که در آن هیچ حمایتی از ضعیف ترها به عمل نیاید. اسپنسر درکتاب "اصول جامعه شناسی" خویش می نویسد: «کمک به تکثیر بدها عملاً مثل آن است که برای فرزندانمان مغرضانه انبوهی از دشمن فراهم کنیم.» فلسفه اسپنسر، به ویژه در آمریکای شمالی در قرن نوزدهم، از محبوبیت و رواج گسترده ای برخوردار شد اما در قرن بیستم به طور چشمگیری افت کرد. 
یکی از خصوصیات جالب اسپنسر (که در نهایت باعث بد نامی او شد) عدم تمایلش به خواندن آثار دیگران بود. او جامعه‌ شناسان را به عالمان بهداشت فردی تشبیه کرد و می ‌گفت: «در همه زندگی، من یک متفکر بوده ام، نه یک خواننده. اگر من به اندازه دیگران می خواندم کمتر می دانستم.» اسپنسر علاوه‌ بر آنچه در زمینه جامعه‌ شناسی منتشر ساخت، کتب معتبری نیز در معرفه الحیوه، علم النفس و اخلاق و تعلیم و تربیت دارد. برخی از آثار اسپنسر از این قرارند: - کتاب نخستین اصول - اصول زیست شناسی - بررسی جامعه شناسی - انسان علیه دولت 
اسپنسر در طول نوشتن کتاب ایستایی شناسی اجتماعی  در سال 1850 به مرض بی‌ خوابی دچار شد و با گذشت زمان مشکلات فکری و روانی ‌اش شدت یافت و تا پایان عمر از ناراحتی عصبی رنج می ‌برد و در سال های پایانی عمرش یک پیرمرد ناشاد بود و با روندهای سیاسی زمانه اش ناسازگاری داشت و از معاشرت های اجتماعی کناره گیری کرده بود. اسپنسر در 8 دسامبر 1903 در سن 83 سالگی درگذشت و جسدش طبق وصیتش سوزانده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۳۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۳۵

هربرت اسپنسر

خلاصه زندگی نامه

 هربرت اسپنسر، فیلسوف و جامعه شناس معروف انگلیسی در سده نوزدهم میلادی و اولین کسی بود که نظریه داروینسیم اجتماعی را ارائه داد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع