هاشم صباغیان، فرزند تقی، در سال 1316 در تهران به دنیا آمد. او یکی از دانش آموختگان دانشگاه تهران بود که از ابتدای بنیان‌گذاری نهضت آزادی، به عضویت آن درآمده و علاوه بر عضویت در شورای مرکزی و دفتر سیاسی، ریاست هیئت اجرایی آن را بر عهده گرفت. صباغیان همچنین در آستانه بازگشت رهبر کبیر انقلاب به میهن در بهمن ماه سال 1357، مسئولیت کمیته استقبال از ایشان را عهده دار بود. وی در دولت موقت مهدی بازرگان وزیر کشور و در مجلس اول شورای اسلامی نماینده مردم تهران بود. در جریان غائله کردستان صباغیان یکی از اعضای هیأت حسن نیت دولت موقت بود که با بی توجهی به فرمان امام راحل، زمینه تسلط گروهک های ضد انقلاب را در منطقه افزایش و منجر به ناامنی در كردستان شدند. صباغیان در سال 1344 ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 4 فرزند دختر و یک فرزند پسر است. 
هاشم صباغیان دوره ابتدایی را در دبستان حافظ واقع در بازار تهران و تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای امیر کبیر و مروی این شهر گذراند. او در سال 1333 و در رشته راه و ساختمان وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شده و در سال 1340 توانست با اخذ درجه فوق لیسانس فارغ التحصیل شود. صباغیان خدمات دولتی خود را از سال 1340 آغاز و به ترتیب در راه آهن تهران، بانک رهنی و سازمان ملی زمین و مسکن گذرانده و پس از 24 سال بازنشسته شد. 
صباغیان فعالیتهای سیاسی و مذهبی خود را از دوران دبیرستان آغاز کرد. او در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی سابقه فعالیت داشته و در دوران حکومت مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت و همچنین قیام سی تیر سال 1331 فعالانه شرکت داشت. همکاری با شاخه جوانان نهضت مقاومت ملی تربیت مذهبی خانواده او را بر آن داشت تا از دوران دبیرستان از طریق کلاس ها و جلسات آموزش قرآن با مبانی اسلام شده و انجمن اسلامی دانش آموزان دبیرستان امیر کبیر را بنیانگذاری کند. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد سال 1332، با شاخه جوانان نهضت مقاومت ملی همکاری داشته و در دوران تحصیل در دانشکده فعالیت سیاسی و مذهبی خود را مجددا آغاز کرد. عضویت در انجمن اسلامی دانشجویان در سال 1337 به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان در آمده و سپس به عضویت هیأت مرکزی انجمن مذبور انتخاب شد. از سال 1339 در جبهه ملی دوم فعالیت مستقیم داشته و به عضویت کمیته مرکزی دانشگاه تهران انتخاب و مسئولیت تشکیلات به عهده وی گذاشته شد. در سال 1340 به انجمن اسلامی مهندسین پیوست و سپس به عضویت هیات اجرایی و شورای مرکزی این انجمن انتخاب گردید و مدت 2 سال نیز ریاست آن را بر عهده داشت. پیوستن به نهضت آزادی از ابتدای تاسیس نهضت آزادی به عضویت آن درآمد و علاوه بر عضویت شورای مرکزی آن رئیس هیات اجرایی و عضو دفتر سیاسی آن نیز بود. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به علت فعالیتهای سیاسی و مذهبی خود از سال 1332 تا 1357 4 بار به زندان رژیم طاغوت افتاد. 
در سال 1357 به عنوان یکی از اعضای هیات 5 نفره انتخابی از طرف رهبر کبیر انقلاب برای راه اندازی صنعت نفت و پایان دادن به اعتصابات آن تعیین شد. وی همچنین عضو کمیته مرکزی استقبال از رهبر انقلاب و مسئول مستقیم فرودگاه مهرآباد و انتضامات و ارتباطات آن در روز 12 بهمن 1357 بود. توقف کنید؛ این آقا باید پیاده شود صبح روز 12 بهمن‌ماه 1357 حضرت امام(ره) در میان استقبال بی‌نظیر و پرشور مردم و پس از سال‌ها تبعید به میهن اسلامی بازگشت. ایشان بعد از توقفی کوتاه در فرودگاه مهرآباد در معیت مرحوم حاج‌ سید احمد خمینی، فرزند وفادار و فداکار خویش سوار بر خودروی بلیزری شدند که از قبل برای عزیمت حضرتش به بهشت‌زهرا(س) تدارک دیده شده بود. محسن رفیق‌دوست رانندگی خودرو را برعهده داشت. در این هنگام هاشم صباغیان، عضو مرکزیت نهضت آزادی نیز خود را در اتومبیل حامل حضرت امام(ره) جای داد. امام راحل(ره) خطاب به آقای رفیق‌دوست فرمودند، توقف کنید! این آقا باید پیاده شود! و پس از پیاده شدن آقای صباغیان در توضیح اقدام خویش گفتند؛ حضور ایشان مسئله‌ساز می‌شود... هاشم صباغیان خود در این رابطه می گوید: ما در ستاد قبلا تعيين كرده بوديم كه افراد چگونه در ماشين‌ها جاي بگيرند. قرار بر اين شده بود كه من، حاج سيد احمد آقا و شهيد مطهري در عقب ماشين حامل امام باشيم و امام جلوي ماشين بنشيننند بر طبق آن قرار، ما در پشت ماشين نشستيم. آقا فرمودند:‌ پشت فقط احمد آقا بنشينند. من گفتم قرار است من و شهيد مطهري هم باشيم. ايشان گفتند من محذوريت دارم،‌ من گفتم من برنامه‌ها را بايد هماهنگ كنم. ايشان گفتند:‌ برنامه‌ها خودش درست مي‌شود. بنابراين من و شهيد مطهري در ماشين عقب، بنز نشستيم و پشت سر امام به راه افتاديم.   دلیل این رفتار حضرت امام کاملا روشن و خالی از ابهام است چرا که صباغیان عضو شناخته شده نهضت‌آزادی بود و حضور او در کنار رهبرانقلاب می‌توانست این توهم را پدید آورد که حضرت امام(ره)  از اصول اعلام شده انقلاب اسلامی دست کشیده‌ و با نهضت آزادی که به صراحت اعلام کرده بود طرفدار بقای سلطنت است، و معتقد بود شاه بماند و "سلطنت کند و نه حکومت" کنار آمده‌اند. 
پس از پیروزی انقلاب و امضای حکم نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان در تاریخ 15 بهمن 1357 از سوی امام راحل، صباغیان به عنوان معاون نخست وزیر در امور انتقال تعیین شد. وی در اولین ترمیم کابینه دولت موقت به عنوان وزیر کشور انتخاب شد که در دوران تصدی وی انتخابات مجلس بررسی پیش نویس قانون اساسی (معروف به مجلس خبرگان) جهت تصویب قانون اساسی و نخستین انتخابات شوراهای شهر انجام گرفت. صباغیان در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب و به عضویت کمسیون مسکن و شهرسازی درآمد. وی همچنین یکی از مؤسسین روزنامه میزان و از اعضای هیات تحریریه آن بود. از دیگر مسئولیتهای صباغیان می توان به عضویت در هیأت حسن نیت کردستان جهت حل و فصل غائله کردستان از طرف هیات دولت و شورای انقلاب اشاره کرد. 
هاشم صباغیان یکی از افرادی است که به همراه عزت الله سحابی و داریوش فروهر در هیأت حسن نیت اعزامی به کردستان برای ختم غائله ضد انقلاب حضور داشت. تسامح وی و هیئت حسن نیت با ضد انقلاب سبب ساز بحران های عدیده ای در منطقه شد تا آن جا که اگر حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب واکنش نشان نداده بود چه بسا بخشی از کشور از میهن اسلامی جدا می شد. غائله کردستان حزب دموکرات کردستان که سال 1323 و در زمان اشغال ایران توسط متفقین و با پشتیبانی شوروی اعلام موجودیت کرده بود، پس از خروج اشغالگران از هم پاشید. این حزب پس از سه دهه سکوت در 24 بهمن 1357 که تنها دو روز از پیروزی انقلاب گذشته بود، به پشتوانه حمایت بیگانگان و بخصوص آمریکا ادعای خود مختاری و جدایی‌طلبی کرد. عبدالرحمن قاسملو (فارغ‌التحصیل دانشگاه پراگ چکسلواکی) و غنی بلوریان به عنوان دو نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرزهای غربی وارد کشور شده و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند. به دنبال حملات متعدد عناصر مسلح این گروهک به پاسگاه‌های ژاندارمری و خلع سلاح آنها هیاتی مرکب از عزت الله سحابی ، هاشم صباغیان و داریوش فروهر به عنوان اعضای هیات حسن نیت دولت موقت در روز 30 بهمن 1357 برای مذاكره با سران حزب دمكرات كردستان عازم مهاباد شد، اما در حالی که گروه‌ها‌ی مسلح اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود را آغاز کرده بودند، دولت موقت در برابر گسترش نفوذ گروه‌ها‌ی تجزیه‌طلب در کردستان سیاست مماشات را در پیش گرفت. فردای روز مذاکره پادگان مهاباد سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن به غارت رفت. 18 دستگاه تانک، 36 قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح توسط اعضای حزب دموکرات از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند. در همین زمان آمریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت‌ها‌ی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دادند. گزارش خیلی محرمانه 29 اسفند 1357 سفارت آمریکا در تهران با عنوان «قیام کردها در سنندج» (که بعدها از اسناد سفارت آمریکا در جریان تسخیر لانه جاسوسی به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: «حاکمیت دولت در منطقه دور دستی مانند کردستان بسیار ضعیف است. سنی‌ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند، مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است». در حالی که روزبه‌روز بر شدت اقدامات گروهک کومله افزوده می‌شد، حمله به پادگان نظامی، کمین و کاشت مین در سر راه نیروهای نظامی، ترور و ارعاب افراد بومی و غیر بومی، مصادره و به آتش کشیدن امکانات دولتی و گرفتن مالیات از مردم و... از جمله اقدامات تخریبی حزب دموکرات بود. در نوروز 1358 وضعیت سنندج به مرحله‌ای ‌رسید که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در‌آمد. به دنبال این حادثه، هواپیماهای فانتوم ارتش برفراز شهر در ارتفاع کم به پرواز در آمدند و به دستور سرلشکر قرنی عده‌ای از نیروهای مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل شدند. طی مدت درگیری هیات بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی‌(ره) با شورشیان وارد مذاکره شد که مرکب بود از آقایان طالقانی، بهشتی، صدر حاج سید جوادی، بنی‌صدر و‌ ها‌شمی رفسنجانی. بالاخره در روز دوم فروردین آتش بس اعلام شد. فردای آتش بس به طور غیرمنتظره‌ای به دستور نخست‌وزیر مهندس بازرگان، سرلشکر قرنی نخستین رییس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد. هنوز یک ماه از اعلام آتش بس نگذشته بود که حزب دموکرات به منظور نفوذ در آذربایجان غربی و شهر نقده بحران جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. این بار شهر پاوه مقصد تروریست‌ها بود. در 25 مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه را دادند. راه‌های ورودی شهر بسته شده بود. افراد مسلح مردم و پاسداران را قتل عام می‌کردند. پاوه روزهای سختی را سپری می‌کرد به گونه‌ای که از همه شهر فقط دو نقطه در دست نیروهای انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌ها را غارت و سپس به آتش می‌کشیدند. سرانجام و پس از آن که هزاران نفر از عناصر حزب بعث عراق و گروهک‌ها‌ی ضد انقلاب وابسته به بیگانگان مانند کومله، فداییان خلق و حزب دموکرات کردستان، در مرداد 1358 به شهر پاوه در منطقه کردنشین استان کرمانشاه هجوم آوردند، این شهر را تصرف کرده و دست به جنایت‌ها‌ی شنیع زدند امام خمینی(ره) فرمانی تاریخی برای آزاد سازی پاوه صادر کردند: «...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا 24 ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌دانم. من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‌دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام ارتش و ژاندارمری دستور می‌دهم که بی‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند، تا دستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌دانم و در صورتی که تخلف از این دستور نماید، با آنان عمل انقلابی می‌کنم...» تاریخ گواهی می‌دهد که پس از این فرمان سیل عظیمی از نیروهای مردمی و ارتشی به سوی پاوه رهسپار شدند. هزاران نفر جلوی نخست‌وزیری طلب اسلحه می‌کردند. افراد زیادی با پای پیاده از کرمانشاه به سوی پاوه حرکت کردند. اخذ اختیارات تام از سوی حضرت امام توسط هیأت حسن نیت 13 آذر ماه 1358 صباغیان به دیدار امام می رود. خبر این دیدار این گونه در رسانه ها بازتاب پیدا می کند: مهندس هاشم صباغیان، عزت الله سحابی و داریوش فروهر هیئت ویژه کردستان با امام خمینی بمدت یک ساعت پیرامون مسائل کردستان ملاقات و مذاکره کردند .در پایان این ملاقات هاشم صباغیان اظهار داشت: ملاقات و مذاکرات هیئت در پی ملاقاتهای قبلی صورت گرفته و در زمینه برنامه های آینده مذاکراتی انجام شده است و برای پیشرفت کار هیئت اختیارات لشکری و کشوری در مناطق کردستان به عهده هیئت ویژه دولت برای بررسی مسائل کردستان واگذار شده است.   روایت آیت الله صدوقی از اخطار حضرت امام خطاب به صباغیان با این وجود امام خمینی هرگز قاطعیت انقلابی خود را رها نکرده بودند. آیت الله صدوقی 9 شهریور 1358 در نماز جمعه یزد از دیدار یک روز قبل  آیت الله طالقانی و صباغیان وزیر کشور وقت با حضرت امام خمینی خبر داد. آیت الله صدوقی گفت: امام خمینی در آخرین دیدار شان با آیت الله طالقانی و هاشم صباغیان وزیر کشور فرموده اند «اگر مختصر کوتاهی در امر کردستان به عمل آید و دشمن را هر چه زودتر سرکوب و منکوب نکنند شخصا به کردستان حرکت خواهم کرد» این دیدار گفته شد که شورشیان کرد مهلت خواسته اند تا به خواست های آنها عمل کنیم اما رهبر انقلاب اسلامی ایران در پاسخ گفت: بخدا قسم شما را اغفال می کنند، آنها دروغ می گویند، می خواهند از شما مهلت بگیرند تا تهیه و تدارک ببینند و بیشتر مجهز بشوند. آیت الله صدوقی گفت: امام خمینی به آیت الله طالقانی و صباغیان فرمودند «اگر به اشخاص خدا نشناس و یاغی مهلت دهید و یا با آنها مذاکره کنید و یک طوری کنار بیائید بخدا قسم شما را اغفال کرده اند ، اگر یک روز هم شده ما دست از جنگ برداریم تا آنها تجهیز قوا کنند و آخرین ضربه خود را به ما بزنند اما من تا اوضاع کردستان آرام نشود آرام نخواهم نشست و تا تمام گوشه و کنار این منطقه در اختیار دولت اسلامی در نیاید از پای نخواهم نشست و اگر خودم شخصا باید حرکتی بکنم به کردستان خواهم رفت و غائله را خواهم خوابانید» روایت حاج احمد متوسلیان از خیانت های هیأت حسن نیت آنچه می ‌خوانید داستان عملكرد خیانت بار هیئت به اصطلاح حسن نیت در كردستان است كه از یك سخنرانی بلند حاج احمد متوسلیان انتخاب و گزینش شده است:«...حدودیك ماه بعد از پیروزی انقلاب. به دنبال تحركات ضد انقلابیون به سركردگی « شیخ عزالدین حسینی»، روحانی نمای دغل كار و عامل جیره‌خوار ساواك طاغوت در مهاباد ، پادگان تیپ 2 زرهی لشگر 64 ارومیه در این شهر به محاصره ضد انقلاب در می آید. نقطه آغاز بحران كردستان در حقیقت محاصره همین پادگان بود … همزمان با محاصره پادگان مهاباد ، از طرف ارتش اعلامیه‌ای با امضای « تیمسار قرنی» صادر می‌شود كه مضمون آن از این قرار است : مردم ! با ارتش همكاری كنید و از اطراف پادگان متفرق شوید لیبرال‌ها فقط یك بار اجازه خواندن اعلامیه شهید قرنی را در رادیو می‌دهند و بعد از آن دیگر هیچ اعلامیه و خبری از قضایای كردستان را به گوش مردم كشور نمی‌رسانند. آنها به هیچ وجه مردم را در جریان كلی قضایا قرار ندادند تا مردم بدانند چه روند خطرناكی در كردستان به وجود آمدهاست. اصولا خط مشی شهید تیمسار قرنی با روند مدنظر لیبرال‌ها خوانایی نداشت و از همان روزهای اول هم این تضاد مشخص بود روش كار شهید قرنی به عنوان مسؤول مجموعه نظامی انقلاب پیرو این مطلب بود كه ارتش جمهوری اسلامی باید اقتدار كامل داشته باشد. در صورتی كه لیبرال‌ها ، چه در داخل دولت موقت و چه در شورای انقلاب، آمدند و گفتند خدمت سربازی یك سال و نیم باشد و بعد هم هشت دوره از مشمولان را از خدمت زیر پرچم معاف كردند‌: یعنی عملاً با این كار خودشان تمام پادگان‌های مملكت را خالی كردند تا زمینه مساعدی برای همه ضد انقلابیون در نقاط مختلف كشور و یا بستر مناسبی برای یك حمله برق آسای خارجی به ایران را فراهم بیاورند. وی ادامه می دهد : ناگهان از مركز دستور آمد كه نیروهای سپاه حق خارج شدن از مقرهای خود را ندارند و ارتش هم موظف است داخل پادگان‌هایش باقی بماند، می‌دانید معنی این حرف چیست؟ ... با این دستور لیبرال‌ها، دوباره پاسگاه‌های ژاندارمری، اعم از داخلی و مرزی به محاصره ضد انقلاب افتاد. در بسیاری مناطق مجدداً آنها را تصرف كردند و نفرات پاسگاه‌ها را خلع سلاح كردند. چرا ؟ چون نیروهای سپاه و ارتش به دستور لیبرال‌ها حق خارج شدن از پادگان‌هاو كمك رساندن به پاسگاه‌های ژاندارمری را نداشتند.» متوسلیان می افزاید: «لیبرال‌ها از وقایع كردستان تا جایی كه مقدور آنها بود اخبار و گزارش های جعلی و سراپا دروغ به عرض امام می رساندند. لیبرال‌ها برای اینكه صورت مشروع و خداپسندانه‌ای به حیله كثیف خودشان كه هدف از آن محبوس كردن نیروهای مسلح در پادگان‌های كردستان بود بدهند، این بار از موضع دلسوزی شدید و غلیظ نسبت به امنیت جانی بچه‌های سپاه دست به كار شدند و برای پاسداران ما اشك تمساح ریختند و چنین وانمود كردند كه صلاح نیروهای سپاه در كردستان این است كه از مقرهایشان بیرون نیایند. مستمسك آنها هم برای این مصلحت اندیشی منافقانه، كشته شدن پنجاه نفر از برادران پاسدار در مناطق سقز و بانه بوده است.» متوسلیان ضمن تشریح جنایات ضد انقلاب می گوید: «بدین‌سان ، باند لیبرال‌ها ضمن در پیش گرفتن سیاست تسامح و مماشات و تجزیه طلبان و سوء استفاده از حسن ظن رهبر كبیر انقلاب اسلامی، با طرح مشی میهن بر باد ده مصالحه گام به گام خود، بقای حاكمیت انقلاب در كردستان را وارد بازی مرگ و زندگی كرد. مظهر عینی این بازی ننگین ، ماجرای اعزام هیأت به اصطلاح حسن نیت به مناطق كردنشین غرب كشور بود. به رغم تأكید مكرر حضرت امام (ره) بر این نكته كه اعضای هیأت موظفند با معتمدان واقعی مردم مسلمان مناطق مختلف كردستان ملاقات و مذاكره نمایند، هیأت مزبور طی مدت حضور در كردستان این توصیه حكیمانه رهبر انقلاب را نادیده گرفت و عملا تبدیل به آلت دست مطامع گروهك‌های تجزیه طلب، دلال مظالم بی شمار آنان و عامل مشروعیت بخشیدن به موجودیت غیرقانونی و نامشروع این باندهای یاغی و وطن فروش گردید. جالب‌تر از تمامی آنچه تا به اینجا عنوان شد، آشنایی با ماهیت سرپرست هیأت حسن نیت است. سرپرستی هیأت مزبور را داریوش فروهر ـ ملی گرای غربزده و دشمن كینه توز روحانیت و جریانات متعهد پیرو خط امام (ره) ، خصوصاً نیروهای سپاه ـ بر عهده داشت. نامبرده كه چندی در كابینه بازرگان متصدی پست وزارت كار و امور اجتماعی بود، در ضدیت با نیروهای مسلمان و مكتبی انقلاب به حدی افراط به خرج داده بود كه حتی دیگر لیبرال‌های هم مسلك وی در دولت موقت و شورای انقلاب نیز ، از این همه لجاج و دشمن خونی وی دچار اعجاب و حیرت گشته بودند. حال فردی با چنین سوابقی در كسوت سرپرستی هیأت حسن نیت روانة كردستان شده بود.» احمد متوسلیان كه در آن برهه مسئولیت فرماندهی سپاه بانه را بر عهده داشت و از نزدیك شاهد عملكرد هیأت اعزامی مذكور به منطقه بود می‌گوید: « … همین جا باید بگویم كه مسؤولان هیأت حسن نیت، در اصل حسن نیت برای خیانت داشتند و به همین نیت هم به كردستان آمدند. كلاً این آقایان جز تضعیف موقعیت انقلاب در منطقه كار دیگری نكردند. پاسگاه‌های ژاندارمری یكی پس از دیگری در زمان تحركات همین هیأت خلع سلاح شدند. مرزها بار دیگر باز شد. با این حال اعضای هیأت مدام سعی داشتند نگذارند كسی كاری برای مقابله با این فجایع انجام دهد. تمام خیانت‌های اینها را اگر من بخواهم بگویم، كلی زمان می برد. هیأت با قبول مذاكره با مشتی آدمكش دست نشانده اجنبی ، عملاً آنها را به رسمیت شناخته بود و بعد هم طی اقدامی باور نكردنی، رسماً با آنان قرارداد منعقد كرده بود. مطابق یكی از بندهای این قرارداد ، هیأت حسن نیت متعهد شد كه ضمن خارج نمودن سپاه از كردستان، انتظامات كلیه شهرها و روستاهای منطقه به عوامل مسلح گروهك‌ها محول شود. ای وای بر ما كه یك ارگان قانونی مملكت حق حضور در شهرها و روستاهای آن را نداشته باشد و در عوض این گروهك‌های غیر قانونی ضد انقلاب از طرف عالی‌ترین هیأت سیاسی حكومت كشور، واجد چنین مشروعیت و وجاهتی شناخته شوند.» متوسلیان در باره صباغیان که نماینده مجلس اول نیز بود می گوید: تعدادی از اعضای این هیأت ، مثل سحابی و هاشم صباغیان، الان توی مجلس شورای اسلامی هستند. … همین صباغیان عضو هیأت، چقدر توی كردستان توطئه كرد، چقدر نیرنگ كرد. صباغیان عامل خارج شدن سپاه از شهر استراتژیك بانه بود. او بود كه نیروهای سپاه را وادار به خروج از بانه كرد. عامل خلع سلاح پاسگاه‌های مهم آن منطقه، همچون پاسگاه رستمی و پاسگاه گونی هاشم صباغیان بود. باز می‌بینیم كه مسؤولان ما قفل سكوت به لب زده‌اند. آقا! اینها توی مجلس مملكت هستند. ای وای بر ما كه خائنان به ملت توی مجلس ما باشند. این خائنان به ملت را باید جلوی چشم مردم ما اعدام كنند. نه یك بار ، نه ده بار، صد بار ...» اظهارات سردار استکی در خصوص بی لیاقتی هیئت حسن نیت کردستان اواخر اردیبهشت سال 1389، سردار جواد استکی، در گفتگو با خبرگزاری فارس در خصوص تحرکات ضد انقلاب در کردستان و نقش بی تدبیری و بی لیاقتی هیأت حسن نیت در تبدیل شدن آن به غائله کردستان گفت: «بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به طور تدریجی گروهك‌های ضدانقلاب تشكیل شد و در بعضی از شهرها تحركات مسلحانه خود را آغاز كردند. وقتی كه نیروهای سپاه با محوریت شهید بروجردی وارد كردستان شدند درگیری‌هایی كه در جاهای مختلف منطقه به وجود آمده بود،‌ كنترل شد. متأسفانه بر اثر ضعف دولت موقت و نفوذ شخصی به نام فروهر و عناصر نهضت آزادی، تظاهرات و تحصن‌های ضدانقلاب را بسیار بزرگ جلوه دادند و حرف از بحران زدند و بر همین اساس هیئتی را به نام حسن نیت به كردستان اعزام كردند تا مسائل كردستان را حل و فصل كنند. وقتی هیئت حسن نیت وارد منطقه غرب شد گروه‌های مسلمان كرد هیچ ارتباطی را با این هیئت برقرار نكردند و بر همین اساس هیئت حسن نیت به سراغ گروهك‌های ضدانقلاب رفت و نظرات آنها را جویا شد. وی ادامه داد: در این جلسات سران ضدانقلاب ادعا كردند كه ما امنیت كردستان را تأمین می‌كنیم ولی باید نیروهای سپاهی منطقه را ترك كنند كه متاسفانه به واسطه بی‌لیاقتی این هیئت برخلاف فرمان امام كه دستور داده بود برای حل مسائل كردستان از نقاط قوت استفاده كنید، هیئت حسن نیت تمام امتیازات را در اختیار آنها قرار دادند و زمینه خروج نیروهای سپاهی از شهر را ایجاد كردند. هیئت حسن نیت به جای اینكه از نظرات فرماندهان سپاه و ارتش استفاده كند به سراغ عناصر ضدانقلاب رفتند و ارتباط خود را با مردم قطع كرد و همین شرایط منجر به این شد كه نتوانند برآورد درستی از منطقه به دست آورند. بعد از اینكه فشار زیادی به سپاه برای خارج شدن از شهرها وارد شد ما در بعضی از مقرهای خود محدود شدیم ولی به هیچ‌وجه حاضر نبودیم كه منطقه را ترك كنیم و امتیازاتی را كه هیئت در اختیار گروهك‌های ضدانقلاب قرار دادند تسلط آنها بر شهرها را افزایش داد و همین جریان منجر به ناامنی در منطقه كردستان شد. در همان ایام آقای بازرگان كه نخست‌وزیر دولت موقت بود، به مهاباد آمدند و بنده در آنجا به وی گفتم كه چرا به ما اجازه نمی‌دهید با عناصر ضدانقلاب كه امنیت مردم را از بین برده‌اند مبارزه كنیم كه یك درگیری لفظی بین بنده و بازرگان شكل گرفت و نهایتاً ایشان تأكید كرد هر چه حسن نیت تشخیص دهد، همان باید انجام پذیرد. با خارج شدن سپاه از شهرها، ضدانقلاب اشرافیت كامل در منطقه پیدا كرد و مسلمانان در یك خفقان كامل قرار گرفتند و آنهایی كه با جمهوری اسلامی همكاری كرده بودند توسط ضدانقلاب اعدام شدند و همین جریان باعث شد كه نظام مقدس ایران با چنین قائله‌ای مواجه شود. اخباری كه از سنندج و دیگر نقاط كردستان به دست ما می‌رسید به قدری مشكل بود كه در مواردی آرزوی مرگ كردیم كه چرا باید در ایران شاهد این باشیم كه مردان و زنان كرد مورد اهانت قرار گیرند و مساجد به عنوان پایگاه‌های دموكرات و كومله قرار گیرد و تمام ارزش‌های مردم مسلمان كرد زیر سوال رود.» 
با تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان ماه سال 1358، اسناد ارتباط بسیاری از شخصیت ها از جمله وزیران و مرتبطان با دولت موقت با سفارت آمریکا افشا شد. هاشم‌ صباغیان‌، وزیر كشور دولت‌ موقت‌ نیز یكی‌ دیگر از افراد میانه‌رو مشاور و مورد توجه‌ سفارت‌ امریكا بود. در مورد وی‌ نیز اسناد گوناگونی‌ وجود دارد كه‌ به ‌اختصار به‌ برخی‌ از آنها اشاره‌ می‌شود: در یكی‌ از اسناد سفارت‌ كه‌ در اصل‌ به‌ امیرانتظام‌ مربوط‌ می‌شود، كاردار وقت‌ لانه‌ ‌جاسوسی‌ امریكا به‌ صحبت‌هایش‌ با صباغیان‌ اشاره‌ كرده ‌است‌ و آنها را سودمند و جالب‌ توصیف‌ می‌كند. ولی‌ امیرانتظام‌ هشدار می‌دهد كه‌ انقلابیون‌ ممكن‌ است‌، «آنچه‌ را در این‌ ملاقات‌ها می‌گذرد، بیش‌ از حد خود جلوه‌ دهند[!] و مردم‌ را از آن‌ مطلع‌ كنند. مثل‌ مسئله‌ صباغیان‌.» كه‌ همین‌ امر نشان‌ می‌دهد مسائلی‌ كه‌ در این‌ ملاقات‌ها مطرح‌ می‌شد، چندان‌ در زمینه‌‌ منافع‌ ملی‌ و حفظ‌ دستاوردهای‌ انقلاب‌ نبوده‌ كه‌ افشای‌ آن‌ خشم‌ مردم‌ را بر می‌انگیخته‌ است‌. علاوه‌ بر این‌، در مهرماه‌ 1358 ه.ش‌، كاردار امریكا ـ در دیدار با صباغیان‌ ـ به‌ وی‌ در مورد اعدام‌ سران‌ رژیم‌ شاه‌ اعتراض‌ می‌كند. این‌ مذاكرات‌، اعتراض‌ نیروهای‌ خط امامی را به‌ وی‌ و نیز به‌ سفارت‌ امریكا در پی‌ دارد كه‌ این‌ موضوع‌ در اسناد سفارت‌ امریكا در این‌ زمان‌ منعكس‌ شده‌ است‌. این‌ اقدام‌ لینگن‌ ـ كاردار سفارت‌ امریكا ـ به‌ حدی‌ زننده‌ و نامطلوب‌ بود كه‌ حتی‌ ابراهیم‌ یزدی‌، كه‌ در آن‌ زمان‌ پست‌ وزارت‌ خارجه‌ را بر عهده‌ داشت‌، در ملاقات‌ با كاردار امریكا به‌ وی‌ اعتراض‌ می‌كند: یزدی‌ به‌ گفت‌وگوی‌ لینگن‌ با وزیر كشور ایران‌ ـ صباغیان‌ ـ به‌ عنوان‌ مداخله ‌بیجا در امور داخلی‌ ایران‌ اشاره‌ كرد و سؤال‌ كرد چرا ایالات‌ متحده‌ دست‌ به ‌چنین‌ كارهایی‌ می‌زند؟ كاردار پاسخ‌ داد كه‌ ما مایل‌ بودیم‌ نگرانی‌های‌ خودمان‌ را ابراز نماییم‌. ما امیدوار بودیم‌ كه‌ بتوانیم‌ چیزی‌ را كه‌ حس‌ می‌كردیم‌، به‌ طور خصوصی‌ بگوییم‌. لینگن‌ در ادامه‌ با زیركی‌ خاص‌ یك‌ جاسوس‌ امریكایی‌ می‌گوید: ما از همین‌ طریق‌، از نزدیك‌ شدن‌ به‌ ایرانی‌هایی‌ كه‌ نگرانی‌هایی‌ راجع‌ به‌ ایالات ‌متحده‌ دارند، استقبال‌ می‌كنیم‌... بحث‌های‌ آزاد و خصوصی‌، جزئی‌ از دوستی‌ واقعی‌ می‌باشند.»  تلاش صباغیان به منظور تشکیک در اصالت اسناد منتشر شده شاید به دلیل انتشار این اسناد بود که صباغیان بعدها در اصالت آن ها تشکیک کرد تا محلی برای فرار بیابد. وی در مصاحبه با تاریخ ایرانی اظهار داشت: «این اسنادی که با تسخیر سفارت به دست دانشجویان افتاد و منتشر شد، چه چیزی را روشن کرد؟ کدام گره کور را باز کرد؟ اسنادی که منتشر شد هیچ‌کدام مطلب ندانسته‌ای را فاش نکردند. هرچند تمام اسناد کشف ‌شده در سفارت آمریکا منتشر نشدند. تنها اسنادی منتشر شدند که مورد نظر یک گروه خاص بودند. انتشار گزینشی اسناد کشف‌شده در سفارتخانه‌ها یکی از ضرر‌های تسخیر سفارت به آن شکل برای ایران بود که کمتر به آن پرداخته شده است. دانشجویانی 20 تا 22 ساله که تجربه‌ زیادی در مبارزه نداشتند، به هر دلیلی تصمیم گرفتند تنها بخشی از اسناد را منتشر کنند و مابقی آن را از بین ببرند.»   صدور دستور انتشار اسناد از سوی امام راحل محمد ابراهیم اصغر زاده، از دانشجویان پیرو خط امام که در جریان تسخیر لانه جاسوسی در سال 1358 نقش فعالی داشت در خصوص اسناد بدست آمده از سفارت می گوید: ما در بررسی اسناد با برخی اسامی روبه‌رو شدیم که اگرچه جاسوس نبودند، اما سازمان سیا یا سفارت آمریکا با آن‌ها ملاقات می‌کرده و بعد از ملاقات آن‌ها را تحلیل شخصیت و اطلاعات آن‌ها را نیز تحلیل محتوا می‌کرده است. در بین این اسامی، نام برخی مقامات دولتی نیز وجود داشت. با حضرت امام مشورت کردیم و ایشان گفتند که اگر سندی درباره‌ من هم پیدا کردید منتشر کنید. اسناد را به اطلاع مردم برسانید، بدون اینکه شخصیت کسی را لجن‌مال کنید. بنابراین در شورای مرکزی تصمیم گرفتیم اسنادی را که دارای طبقه‌بندی محرمانه و سرّی نیستند، منتشر کنیم و بقیه‌ اسناد را به نهادهای امنیتی و ذی‌ربط بدهیم.» (با استناد به گفت‌وگو با ابراهیم اصغرزاده، هفته‌نامه‌ شهروند امروز، شماره‌ی 23، یک‌شنبه 13 آبان 1386، ص 42)  
پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی، انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان پنجمین انتخاب در عمر کوتاه این نظام در تاریخ 24 اسفند ماه سال 1358 برگزار و جمعیتی بالغ بر ده میلیون و پانصد هزار نفر در فضایی توأم با آرامش و امنیت، آرای خود را به صندوق‌ها ریختند. اکثر احزاب و گروه‌های مطرح، ضمن اعلام آمادگی برای شرکت همه‌جانبه در آن، مواضع خود را به صورت آشکار بیان کردند و هر کدام طرفداران خود را به شرکت گسترده در انتخابات فراخواندند. بر اساس اعلام وزارت کشور برای انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی، در حدود 1900 نفر ثبت نام کردند که از آن میان 540 نفر نامزد نمایندگی از تهران و مابقی کاندیدهای سایر شهرهای کشور بودند. جامعه روحانیت مبارز، حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی معلمان، نهضت زنان مسلمان، سازمان فجر اسلام، اتحادیه انجمن‌های اسلامی شهر ری و بنیاد الهادی تحت عنوان "ائتلاف بزرگ" و نهضت آزادی تحت عنوان "گروه همنام" برای انتخابات مجلس نامزد معرفی کردند. هاشم صباغیان به عنوان یکی از کاندیداهای "گروه همنام" موفق شد با اخذ 692633 رای از مجموع 1634007 کل آرا و با کسب 42/4 درصد از حوزه انتخابیه تهران وارد مجلس شورای اسلامی شود. وی در طول دوران نمایندگی اش یکی از حامیان ابوالحسن بنی صدر بود و پس از برکناری وی نیز در کنار دیگر اعضای نهضت آزادی از جمله بازرگان یکی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی محسوب می شد. درگیری صباغیان با تعدادی از نمایندگان شاید یکی از مهم ترین وقایع مجلس اول باشد. درگیری که منجر به کتک خوردن وی از سوی اصلاح طلبان امروز چون هادی غفاری شد. قطع نطق معین فر و جلسه‌ای که متشنج شد 10 آبان ماه سال 1362 هنگام نطق پیش از دستور هاشم صباغیان، نمایندگان اکثریت مجلس به این نطق اعتراض کرده و جلسه مجلس متشنج می‌شود، در این هنگام علی اکبر معین‌فر به سمت تریبون رئیس مجلس رفته و دو دستش را بر روی میز وی زده و فریاد می‌زند: «آقای رئیس، این چه وضعیتی است، چرا مجلس را آرام نمی‌کنید؟» در این هنگام عادل اسدی‌نيا، نماینده وقت اهواز، با سیلی محکمی با معین‌فر برخورد می‌کند.» روایت هاشمی رفسنجانی از درگیری روز دهم آیت الله هاشمی رفسنجانی که در آن زمان عهده‌دار ریاست مجلس شورای اسلامی بود در خاطرات خود این ماجرا را این گونه روایت می‌کند: «سه شنبه 10 آبان 1362 در جلسه‌ علنی‌، آقای‌ صباغیان‌ در نطق‌ پیش‌ از دستور، با مظلوم‌ نمایی‌، جریان‌ برخورد روز جمعه‌ را گفت‌ و آخر صحبت‌ به ‌کتک‌ کاری‌ رسید. تریبون‌ را قطع‌ کردم‌ و پخش‌ از رادیو قطع‌ شد. آقایان‌ معین‌ فر و صباغیان‌ را به‌ اتاقی‌ منتقل‌ کردند و تحت‌ حفاظت‌ گرفتند. جلسه‌ را دوباره‌ شروع‌ کردم‌ و برای‌ مردم‌ ماجرا را مختصرا توضیح‌ دادم.» آیت الله هاشمی رفسنجانی در توضیحات خود در جلسه علنی به نکات جالبی اشاره می‌کند  «آقای‌ صباغیان اظهاراتی کردند که خوب‌ مردم شنیدند ... ناراحتی پیش آمد و یک مقداری ما جلسه را از رادیو قطع کردیم و مطلب این است‌ که... ما انتظار نداشتیم به این ‌صورت پیش بیاید. مطلب این‌ است که آقایان پیش از اینکه از ‌وزارت کشور اجازه بگیرند برای یک کار اعلامیه‌ای پخش کردند که آن‌ کار خلاف بوده نبایست می‌کردند بایستی اول اجازه می‌گرفتند. بعد اسمش را گذاشته‌اند سمینار تأمین آزادی کانه از پیش بگویند که ‌آزادی وجود ندارد و ما می‌خواهیم تامین بکنیم از اسمش تحریک آمیز بوده و پیدا بوده، مسئله بعدی این ‌است که آنها دو طرف قضیه را در نظر گرفتند گفته‌اند اگر گذاشتند ‌حرف بزنیم می‌‌گوییم آزادی ‌نیست اگر هم نگذاشتند همین‌ کارها را می‌کنیم که ‌حالا دیدید که برنامه بوده و متأسفانه اینطور چیزی را ما توقع نداریم از کسانی که توی مجلس شورای اسلامی هستند اگر بیرون باشند حرفی نداریم. آنهایی ‌که ‌توی مجلس‌ هستند نباید این ‌چنین رویه‌هایی عمل کنند اگر هم بیرون عمل می‌کنند به‌ مجلس نکشانند» (مشروح مذاکرات مجلس 10 آبان 1362) روایت علی اکبر معین فر از درگیری صباغیان و نمایندگان مجلس اواخر دی ماه سال 1393، علی اکبر معین فر، از اعضای نهضت آزادی و کاندیدای مورد تائید گروه همنام که نماینده مردم تهران در مجلس اول شورای اسلامی بود در گفتگو با تاریخ ایرانی به روایت درگیری فیزیکی نمایندگان مجلس اول در جلسه دهم آبان 1362 پرداخته است: «...ماجرا از آنجا آغاز شد که مهندس بازرگان برای فعالیت در انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی جلساتی را در دفتر نهضت آزادی ایران برگزار کرده بود. در مجلس هم سخنانی ایراد کرد که ما باید در انتخابات آینده، مردم را آزاد بگذاریم. ضمن اینکه در آن زمان موضوع نظارت استصوابی در شورای نگهبان هم موضوعیت نداشت، چون شورای نگهبان تنها ناظر بود و نظارتش هم معطوف به صحت و سلامت در انتخابات بود. بنابراین موضوعیت نداشت که شورای نگهبان در گزینش افراد تاثیرگذار باشد و یک انتخاباتی قبل از انتخابات اصلی درون خودش برگزار و صلاحیت افراد را رد یا تایید کند... وقتی آقای بازرگان در آن جلسه به آزادی و سلامت انتخابات اشاره کرد عده‌ای از تندرو‌ها شروع به فحاشی و توهین کردند. بعد هم از بازاریان و کسبه جمع کثیری روبروی مجلس تجمع کردند. در آن زمان جلساتی در دفتر نهضت آزادی در خیابان مطهری برای تامین انتخابات آزاد برگزار می‌کردند و معمولا هم عده‌ای می‌ریختند و جلسات را بهم می‌زدند. اوج این حملات زمانی بود که همایشی برگزار شد که بعد از آن عده‌ای از جریان حزب‌الله به این جمع حمله‌ور شدند و حاضران در جلسه را به منزله دفاع از انقلاب به باد کتک گرفتند. آن‌ها فعالیت‌ها و اقدامات آقای بازرگان را ضدانقلابی تلقی می‌کردند. آقای هاشم صباغیان که در آن جلسه حضور داشتند و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند در مجلس نطق پیش از دستور داشتند. ایشان در آن سخنرانی درباره برگزاری این جلسات توضیحاتی دادند. نمایندگان مخالف اما اجازه اتمام سخنان آقای صباغیان را ندادند و کار به کتک زدن کشید! مرحوم آیت‌الله قره‌باغی نماینده ارومیه فریاد زد و بعد آمد کنار آقای صباغیان ایستاد و سعی کرد که ایشان را به زور به پایین بکشد ... بعد من اعتراض کردم به رئیس مجلس ـ هاشمی رفسنجانی ـ که چرا جلوی این بلوای مجلس را نمی‌گیرید؟ ایشان خیلی توجهی نکردند. بلند شدم و به آقای قره‌باغی اعتراض کردم که شما چه کاره هستید اجازه صحبت کردن نمی‌دهید. همین که من آمدم جلوی تریبون ناگهان تعداد زیادی روی سر ما دو نفر ریختند. آنجا دیگر اعتراض و داد و فریاد نبود بلکه کتک و ضرب و شتم تند بود. حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن‌های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش‌های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است...» 
اواسط مرداد سال 1383، و در جریان گمانه زنی های صورت گرفته در خصوص شرکت برخی از فعالان سیاسی در انتخابات آینده ریاست جمهوری (ریاست جمهوری نهم) هاشم صباغیان از زمره افرادی بود که به میر حسین موسوی توصیه کرد در انتخابات شرکت نکند. وی در گفتگو با خبرگزاری فارس در این خصوص گفت: «تشكل ما برای حمایت از كاندیداتوری میرحسین موسوی، هرگز شخصیت وی را ملاك قرار نخواهد داد. اگر آقای موسوی تصور می‌كند كه قادر به اداره دولت است، باید برنامه خود را ارائه دهد و نهضت‌ آزادی برای حمایت از ایشان این برنامه را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد داد.» وی با بیان اینكه به دلیل عدم كاندیداتوری رسمی وی تصمیم گیری خاصی در این باره نداشته‌ایم، اظهار داشت: «من بیش از 35 سال است كه آقای میرحسین موسوی را می شناسم و تصورم این است كه اگر ایشان اندكی تفكر كند، هرگز در انتخابات شركت نخواهد كرد. میر حسین موسوی انسان متفكری است و با توجه به تجربه گذشته ما، مشكلات شخصی ایشان در گذشته و مشكلات فعلی جامعه تماماً می‌تواند دلیل مناسبی برای شركت نكردن در انتخابات باشد. آقای موسوی باید آگاه باشد زمان فعلی با آن زمانی كه ایشان در دوران حیات حضرت امام (ره) نخست وزیر بود تفاوت دارد.» حمایت از کاندیداتوری مصطفی معین در انتخابات نهم ریاست جمهوری لازم به ذکر است که نهضت آزادی و به طبع اعضای آن در انتخابات نهم ریاست جمهوری یکی از حامیان دکتر مصطفی معین به شمار می آمدند. پس از اعلام حمایت رسمی نهضت آزادی و فعالان ملی و مذهبی از كاندیداتوری مصطفی معین در انتخابات ریاست جمهوری، ابراهیم یزدی و عزت الله سحابی در تاریخ 16 خرداد سال 1384، در یك مصاحبه مطبوعاتی، از تشكیل ستاد مشتركی از نیروهای ملی و مذهبی و نهضت آزادی برای فعالیت در حمایت از كاندیداتوری معین به سرپرستی هاشم صباغیان خبر دادند. 
پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم در تاریخ 22 خرداد 1388 و با اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد، فتنه گران که از قبل چنین نتیجه‌ای را حدس زده بودند، بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، مدعی تقلب در انتخابات شدند. آنان سپس به جای پیگیری اعتراض خود از مجاری قانونی، سلسله آشوب ‌ها و اغتشاشاتی را کلید زدند تا با ایجاد هرج و مرج و ناامنی در کشور، نظام را مجبور به ابطال انتخابات کنند. البته ابطال انتخابات، گام اول نقشه آنان بود و چنانچه به این خواسته خود دست می‌یافتند ؛ گام بعدی آنان «براندازی نظام جمهوری اسلامی» بود. طراحی این توطئه، توسط سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و از چند سال قبل و در ادامه طرح‌های براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته بود. باید توجه داشت که یک سال قبل از انتخابات یعنی در بهار سال 1387، تعدادی از اعضای نهضت آزادی، با تیم تبلیغاتی اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا، دیدار و موضوعاتی نظیر تأکید بر نظارت بین‌المللی بر انتخابات با القای عدم اطمینان نسبت به برگزارکنندگان انتخابات و القای موضوع تقلب، در این جلسه مصوب شده بود. دو سال بعد، احمد صدر حاج سید جوادی، از اعضای مرکزی نهضت آزادی، در تیر ماه 1389 در مصاحبه با سایت ضد انقلابی جرس گفت: «من خوشحالم از این که می‌بینم موسوی و کروبی که زمانی از مدافعان نظام بودند، به مرحله‌ای رسیده‌اند که با عملکرد خود، گذشته خویش را نقد می‌کنند». عبدالعلی بازرگان ـ پسر مهندس بازرگان ـ به همراه عطاءالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی و محسن کدیور، در سال 1388 تشکیل یک «اتاق فکر جنبش سبز» را برای هدایت اقدامات براندازانه آشوبگران، اعلام نمودند. ترکیب فوق نشان‌دهنده ائتلافی از نهضت آزادی با عناصری از حزب کارگزاران و حزب مشارکت و جریان روشنفکری تحت حمایت سازمان سیا، می‌باشد. بدین ترتیب، نهضت آزادی که در زمان رژیم وابسته و سلطنتی پهلوی، فعالیت‌های سیاسی خود را صرفاً در چارچوب قانون اساسی نظام شاهنشاهی انجام می‌داد و هیچ گاه حاضر نشد قدمی در جهت براندازی آن رژیم بردارد ؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان ستون پنجم آمریکا در ایران، بار‌ها در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، با سایر ضد انقلابیون همدست شده و کارنامه سیاه و ننگینی از خود به جای گزارد. اگر نظام اصلاح پذیر نباشد، براندازی آن ایرادی ندارد چنانچه هاشم صباغیان در راستای این اهداف اظهار می‌دارد: «به دلیل اینکه منافع ملی مهم‌تر از حفظ نظام است، اگر نظام علیه منافع ملی عمل کند و اصلاح پذیر نباشد، براندازی آن هم ایرادی ندارد» در حالی که نفی حكومت دینی تنها شرط حمایت ضدانقلاب از موسوی به شمار می رفت، هاشم صباغیان در اظهاراتی همزمان با میر حسین موسوی اعلام می کند که مرزبندی خودی و غیرخودی را قبول ندارد. وی در گفت وگو با "جرس" درباره وضعیت خودی و غیرخودی در فتنه سبز می گوید: «جنبش سبز به خودی و غیرخودی اعتقادی ندارد و وقعی به خودی و غیرخودی نمی گذارد.» عضو نهضت آزادی، به تجمع شماری از بازیگران فتنه در خانه عبدالله نوری كه به بهانه افطار صورت گرفت اشاره كرد و می گوید: «در هفته گذشته منزل آقای عبدالله نوری كه خودش زحمت زیادی برای این انقلاب كشیده، مهمانی افطار بوده در این افطاری دویست نفر بیشتر بودند و از مسئولین و گروه های مختلف اپوزیسیون چهار پنج نفر بودند. از مجمع روحانیون مبارز گرفته تا نهضت آزادی و اصلاح طلبان و مجاهدین انقلاب اسلامی و جاما و جبهه ملی.» اظهارات موسوی و صباغیان در حالی منتشر می شود كه موسوی از قریب 2، 3 ماه پیش ارتباطات علنی با گروهك آمریكایی نهضت آزادی را علنی كرده است. پیوند كامل و تأثیرپذیری از گروهك مذكور در حالی است كه اسناد فراوان به دست آمده از لانه جاسوسی آمریكا نشان می دهد برخی سران این گروهك و از جمله ابراهیم یزدی و امیر انتظام دربست در استخدام دولت آمریكا و سازمان سیا قرار داشته اند. 
اوایل پاییز سال 1389، جدیدترین شماره از ماهنامه فرهنگی تاریخی "یادآور" ویژه گروهک فرقان با عنوان «بازخوانی کارنامه فرقان و فرقان گونگی در تاریخ انقلاب؛ فاصله روشنفکری تا خشونت» از سوی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران منتشر شد. این ماهنامه که حوزه اصلی فعالیت اش را انتشار اسناد شفاهی تاریخ معاصر ایران قرار داده است، در این شماره در گفتگو با افراد مختلف بادیدگاههای گوناگون به بررسی تمامی ابعاد این گروهک پرداخته است. از جمله نکات جالب و خواندنی این ویژه نامه بررسی نقش محمد موسوی خوئینی ها و جلسات تفسیر او در پیدایش افکار گروهک فرقان می باشد که در خلال مصاحبه با افراد مطلع و صاحبنظران به آن پرداخته شده است. با مروری بر خاطرات مربوط به فرقه فرقان نقش کلیدی انحرافات تفسیری موسوی خوئینی ها در راه اندازی ماتریالیستهای منافق و فرار رو به جلوی او در پیوستن به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا جای مداقه دارد. هاشم صباغیان، به عنوان یکی  از اعضای نهضت آزادی در خصوص ماهیت گروهک فرقان و تاثیرپذیری از افکار خوئینی ها می گوید: «واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ تفکر آنها پی نبرده بودیم و فقط در واکنش به شعارهای تندی که می‌دادند، می‌گفتیم دارند نظم مسجد را به هم می زنند! خود من بعدها ماهیت فرقانی ها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه تفسیری آقای موسوی خوئینی ها هستند. (ماهنامه یادآور، ص 211) بعضی از برداشت ‏های نادرست و حتی مخرّبی كه از ساده ‏زیستی می ‏شد به تفسیرهایی برمی گشت که آقای خوئینی ها در مسجد جوستان می کرد و همینطور برداشت‌های آقای دکتر پیمان که برداشت‌هایی مارکسیستی و چپ گرایانه بودند و موجب چنین افراط هایی می شدند... مطهری به شدت در مقابل این فکر ایستادگی می کرد و مخالف جدی این نوع برداشت ها بود. (ماهنامه یادآور، ص 210) واقعیت این است که ما در آن موقع هنوز به جوهره‌ی تفکر آنها پی نبرده بودیم. من بعدها ماهیت آنها را فهمیدم و متوجه شدم که از محصولات جلسه‌ی تفسیر آقای موسوی خوئینی ها هستند! همه می گفتند جلسات تفسیر آقای خوئینی‌ها خیلی شلوغ است. ما به دلیل فشردگی کارهایی که داشتیم، نمی رسیدیم برویم ببینیم چه می گوید یکی دو بار گزارش هایی از این جلسات رسید و مهندس بازرگان اظهار ناخشنودی کرد. ایشان خیلی ناراحت بود و می گفت این برداشت ها خطرناک هستند. قبل از انقلاب جلساتی با حضور آقای مطهری، آقای موسوی اردبیلی، مهندس بازرگان، مهندس کتیرایی تشکیل می شد. آنجا هم این مسأله را مطرح کردند که اگر این تفاسیر ادامه پیدا کند، خطرناک خواهد بود ولی با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب و مطرح شدن اولویت های دیگر رسیدگی به این مسأله ممکن نشد. آن موقع برخی از همین دوستان روحانی ما به مرحوم مطهری حمله می کردند و می گفتند آقای خوئینی ها دارد جوان ها را جذب می کند. چرا می گویید تفسیرهای او درست نیست؟ ایشان می گفت باید جوان‌ها را با پایه ریزی فکر صحیح جذب کنیم، اگر این پایه ها صحیح نباشند، در آینده گرفتار اینها خواهیم شد.» (ماهنامه یادآور، ص 212) 
9 مهر ماه سال 1389، هاشم صباغیان به همراه ابراهیم یزدی (دبیركل گروه غیرقانونی نهضت آزادی) و چند عضو دیگر این گروهک به اتهام شرکت در نماز جمعه غیرقانونی یكی از عناصر سابقه‌دار وهابی در اصفهان بازداشت شدند. محمد مهدی اسماعیلی، معاون سیاسی امنیتی وقت استاندار اصفهان، در تاریخ 10 مهر ماه سال 1389، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در اصفهان از دستگیری اعضای نهضت آزادی به دلیل شركت در محفل غیرقانونی خبر داد و گفت: «گروهك نهضت آزادی به دلیل شركت در محفلی غیر قانونی در اصفهان و مغایرت این موضوع با تعهداتشان دستگیر شدند. گروهك موسوم به ملی مذهبی‌ها یك گروه غیر‌قانونی محسوب می‌شود و پیش از این نیز درباره مسائل مختلف تعهدات گوناگونی از آنها گرفته شده است. این گروهك با حضور در یك مراسم نماز جمعه غیرقانونی تعهدات خود را زیر پا گذاشته بودند و طبق قانون چون خلاف تعهدات رفتار كرده‌اند حكم دستگیری آنها صادر شد. گروهی كه اقدام به برگزاری نماز جمعه غیر‌قانونی كرده بودند، گروهی با اعتقاداتی شبیه وهابیت هستند كه بیشتر از لحاظ مباحث كلامی با ما اختلاف دارند. نظام قصد نداشت با فشار آوردن به این جمع مانع از برگزاری مراسم آنها شود ولی چون در حاشیه اینگونه مراسم فعالیت‌هایی ضد نظام صورت می‌گرفت و نظام هم بارها از آنها درخواست كرده بود از اینگونه فعالیت‌ها دست بردارند و از آنجا كه آنها بدون توجه به این مسئله به فعالیت خود ادامه دادند، موجب شد كه مراسم آنها تعطیل شده و اعضای این گروهك غیر‌قانونی كه در مراسم حضور پیدا كرده بودند، بازداشت شوند. گروه نهضت آزادی با حضور در این محفل همان مباحثی را كه همیشه در محافل خصوصی خود و رسانه‌های وابسته‌شان مطرح می‌كردند، دنبال می‌كردند و صحبت‌های تندی در جهت تخریب دولت و نظام اسلامی ایران ابراز می‌داشتند.» 
12 خرداد ماه سال 1390 شایعه ای مبنی بر درگذشت هاشم صباغیان در شامگاه روز 11 خرداد، در رسانه ها منتشر شد. در پی انتشار این خبر، وی که یک روز قبل و در جریان تشییع پیکر عزت الله سحابی دچار ایست قلبی شده بود در تاریخ 12 خرداد در گفتگو با خبرگزاری مهر، خبر منتشر شده درباره مرگ خود را اشتباه خواند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۵:۳۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۵:۴۱

هاشم صباغیان

خلاصه زندگی نامه

 هاشم صباغیان، از فعالان ملی مذهبی و از اعضای نهضت آزادی که در کابینه دولت موقت عهده دار سمت وزارت کشور بود. بسیاری تسامح وی به همراه اعضای دیگر هیأت حسن نیت اعزامی از سوی دولت موقت با آشوبگران را خیانت نامیده و معتقدند این تسامح ضد انقلاب را جری و آنان را به سمت جدایی طلبی سوق داد. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع