هادی منافی در سال 1320 در تبریز متولد شد. او فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه استانبول است که بعد از بازگشت به ایران موفق به اخذ تخصص در رشته جراحی عمومی از دانشگاه تهران شد. فعالیتهای سیاسی خود را به طور جدی پس از وقایع 15 خرداد سال 42 آغاز کرد. در دوره سربازی بود که با شهید لبافی نژاد آشنا شد.سابقه آشنایی او با روحانیت مبارز به سالهای قبل از پیروزی انقلاب بر می گردد. از سال 1350 کار طبابت را در بیمارستان مهر آغاز کرد. بعد از پیروزی انقلاب عهده دار اورژانس تهران شد تا اینکه در آذر ماه سال 1359 از سوی شهید رجایی به عنوان سومین وزیر بهداشت عهده دار اداره این وزارتخانه شد. از جمله اقدامات وی در دوره وزارت توسعه خانه های بهداشت، عملیاتی کردن قانون تربیت بهداشت کاران دهان  و دندان، درمان معتادان و مخالفت با لایحه دولت برای ادغام دانشکده های پزشکی با بیمارستانهای بهداری و تشکیل دانشگاه علوم پزشکی را می توان نام برد. وی در جریان ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر امور درمانی ایشان را پیگیری می کرد. منافی همچنین در جریان جنگ تحمیلی یکی از فرزندانش را که 15 سال بیشتر نداشت تقدیم ایران اسلامی کرد. محمد منافی در جریان عملیات خیبر به شهادت رسید. منافی پس از اتمام دوره وزارت در فاصله بین سالهای 1363 تا 1371 به عنوان رییس سازمان محیط زیست و رییس سازمان نظام پزشکی خدمت کرد. او در سالهای بعد از سیاست کناره گرفت و تنها به طبابت پرداخت. 
بهمن ماه سال 1391، هادی منافی در گفتگو با گروه اجتماعی خبرگزاری فارس در خصوص ورودش در عرصه مبارزات سیاسی می گوید: «من خیلی جوان بودم، شاید از دوران مدرسه و بعد دانشجویی وارد حرکتهای انقلابی شدم،حتی ماجرای کودتای سال 32 را به خاطر دارم. آن موقع خیلی‌ها طرفدار مصدق بودند، اما به هر حال آنچه می‌خواستیم و انتظار داشتیم از جنبش ملی شدن نفت به دست نیامد، به هر حال کودتایی شد، شاه و رفت و برگشت. بعد از آن جریان بود که فعالیتهای انقلابی زیرزمینی شکل گرفت.» من از 15خرداد 42 مستقیم در جریان فعالیتهای انقلابی بودم «بعد آن ماجرای خرداد 42 اتفاق افتاد که خدا رحمت کند امام را آن سخنرانی تاریخی را انجام داد. من از 15خرداد 42 دیگر مستقیم در جریان فعالیتهای انقلابی بودم،حوادث سنگینی بود. آن وقتها در مقابل این همه فشار آدم فکر می‌کرد که نکند به امام(ره) آسیب بزنند ولی در نهایت به این نتیجه می‌رسیدیم که امام درست فکر می‌کند و درست تصمیم می‌گیرد.» سربازی در بوشهر و آشنایی با شهید لبافی نژاد «در واقع از سال 47 که من دانشجوی تخصصی جراحی بودم. من سال 52 تخصصم را گرفتم و قبل از آن و بین سالهای تحصیل به سربازی رفتم در سپاه بهداشت. مرا به بوشهر در روستایی پایین‌تر از دلوار به نام روستای محمد عامری فرستاده بودند. دوران آموزشی هم در پادگان عباسی بودم و آنجا بود که با مرحوم شهید لبافی نژاد آشنا شدم. روستایی که برای سربازی رفته بودم. حدود 25هراز نفر جمعیت داشت و من اولین پزشکی بودم که به آنجا رفته بودم. هنوز هم با مردم آنجا ارتباط دارم. اولین درمانگاه را در آنجا افتتاح کردیم البته در اتاقهای بدون پنجره که اول پر از مگس و تاریک بود و از برق هم خبری نبود. ما آنجا را بازسازی کردیم و یک موتور برق تهیه کردیم. اول چون لباس ژاندارمری تن من بود، مردم فکر می‌کردند که مأمور هستم. فکر می کردند آمده‌ام تا جلوی قاچاقشان را بگیرم، چون معیشت و زندگیشان را از راه قاچاق کالا می‌گذشت اما بعد که چند بار با مأموران درگیر شدم، فهمیدند که با آنها کاری ندارم.» درگیری با ماموران ژاندارمری و اضافه خدمت «من چند بار با مأموران ژاندارمری آنجا درگیر شدم. خیلی به مردم زور می‌گفتند، یک بار مادری را کتک زده بودند که بچه‌اش افتاده بود و کار ما با مأمورها به کتک کاری کشید. وی می گوید : بعد هم ماجرای جشنهای 2500 ساله شد. سال 50بود، به ما گفتند که باید جشن بگیرید و چراغانی کنید. گفتیم ما برق نداریم و برق‌کاری هم بلد نیستیم. هر کاری خودتان می‌خواهید انجام دهید. بعد برای محکم کاری به ما ابلاغ کردند و من بلافاصله رفتم بوشهر و تا پایان جشنها به روستا برنگشتم برای همین هم 2 هفته اضافه خدمت به من دادند.» ورود به مبارزات از کانال روحانیت هادی منافی درباره کانال ورودی خود به مبارزات نیز می گوید: «من عضو هیچ گروه سیاسی نبودم اما به روحانیت نزدیک بودم. روحانیون را دوست داشتم و با اکثر آنها ارتباط داشتم. با آقای علامه جعفری و با آیت الله محمدرضا کنی خیلی نزدیک بودم. آیت الله کنی سال 47 توی مسجد جلیلی نماز می‌خواند و ما با با یکسری از همفکران با او همکاری داشتیم که توفیقی بود. هر جا به خاطر اسلام گروهی علیه شاه فعالیت و مبارزه می‌کردند ما هم به عنوان پزشک کمک می‌کردیم تا اینکه امام آمد و همه گروهها و دسته را جمع و جور کرد. چون اعتقاد داشتیم که به مردم ظلم شده است، در همان روستایی که رفته بودیم؛ دیدیم که عده زیادی از مردم آب ندارند، برق ندارند، راه ندارند. ما باید از آن روستای عامری 6کیلومتر را از میان سنگلاخ پیاده می‌آمدیم تا به نزدیکترین آبادی برسیم.» 
وقفه ای که رفتن به سرباز در تحصیل منافی به وجود آورد و همچنین فعالیتهای ضد رژیم او در زمان اقامت در بوشهر موجب شد تا او نتواند به راحتی اجازه طبابت دریافت کند تا اینکه با دستور مستقیم پروفسور یحیی عدل (پدر جراحی نوین و علم بیهوشی ایران) کار خود را آغاز کرد. از سال 1350 در بیمارستان مهر مشغول فعالیت شد و در کنار آن در بیمارستانهای فیروز آبادی و درمانگاه تأمین اجتماعی نیز به درمان بیماران پرداخت. 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی هادی منافی در سال 1358 عهده دار مسئولیت اورژانس تهران بود تا اینکه در 21 آذر ماه سال 1359، و در کابینه نخست وزیر وقت شهید رجایی به عنوان سومین وزیر بهداشت جمهوری اسلامی ایران کار خود را آغاز کرد و تا 24 مرداد سال 1363 عهده دار این مقام بود.    هادی منافی در دوره وزارت خود، چهار نخست وزیر را بر بالای سرش دید و همین طور سه رئیس جمهور را تجربه کرد. وی در دوران ریاست جمهوری بنی صدر و بعد رجایی و دوره اول ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای عهده دار مقام وزارت بود. در این دوران وی با شهید رجایی و بعد شهید باهنر و بعد آیت الله مهدوی کنی و سپس موسوی به عنوان نخست وزیر کار کرد. مشکلات منافی در دوران مسئولیت کمبود شدید نیروی انسانی و کادر درمان و بحران جنگ تحمیلی و نیاز جبهه ها به خدمات بهداشتی درمانی از مشکلات اصلی این دوران بود. در همین دوران بود که دوباره زمزمه های اصلی تغییر ساختار وزارت بهداشت شروع شد. نیاز شدید کشور به کادر درمانی و نیاز به استفاده بیشتر از پتانسیل های وزارت بهداری برای تربیت نیروی انسانی از یک طرف و مقاومت وزارت علوم ان زمان در واگذاری مسئولیت آموزش کادر درمانی به وزارت بهداری از چالشهای جدی این دوران بود. مدیریت سالهای بحرانی وزارت بهداشتمنافی برای تامین نیاز جبهه به نیروی انسانی ناچار به ارائه لایحه معروف خدمت یکماهه پزشکان و پیراپزشکان شد که بعد از تصویب در مجلس توانست تا حدود زیادی نیازهای جبهه را برطرف کند. منافی سخت ترین دوران وزارت بهداشت را مدیریت نمود که یکی از دلایل این سختی به عدم آمادگی وزارت بهداشت برای مقابله با عوارض جنگ بود. روابط متعادل منافی با سازمان نظام پزشکی و از سویی با بخش خصوصی که ده دصد از تختهایشان را در اختیار مجروحان جبهه قرار دادند برای اداره امور بسیار سودمند بود. جنگی که در آن زمان گاها تا 16 هزار مجروح را به سیستم درمانی کشور می کشاند. کمیته ای که تصمیماتش هرگز عملی نشد در این زمان که دکتر ایرج فاضل وزیر علوم کشور بود به پیشنهاد دکتر مرندی جلسات متعددی بین دو وزارتخانه تشکیل شد که بعدها اعضای کمسیون بهداشت و درمان هم به این جلسات اضافه شدند. اما تصمیمات این کمیته هرگز اجرایی نشد که البته در پشت پرده مخالفت خود منافی با این طرح بود. دکتر منافی با چالشهای فراوانی مثل کمبود دارو و تشکیل محلهایی مثل ناصر خسرو که کانون عرضه داروی قاچاق بود مواجه شد. از جمله تغییرات دیگری که در این دوران افتاد طرح ژنریک دارویی بود که هدف از این طرح یکسان سازی قیمت داروها بود. 
اگرچه به دلیل شرایط بسیار دشوار کشور نمی شد از این وزیر انتظار چندانی را داشت اما وی در  این دوران با توسعه خانه های بهداشت در کانون توجه قرار گرفت که مسئولیت آن با دکتر علیرضا مرندی، معاون بهداشتی هادی منافی بود. عضویت در چندین سازمان و کنوانسیون بین المللی در این دوران ایران به عضویت چندین سازمان و کنوانسیون بین المللی مثل مبارزه با جذام و مبارزه با سرطان و سل درآمد و اساسنامه سازمان انتقال خون ایران تدوین شد. دی ماه سال 1359 بنیاد شهید از بهزیستی و به طبع از وزارت بهداری جدا شده و در اسفند همان سال بهزیستی نیز از وزارت بهداشت منفک شد تا کمی از انچه دکتر کاظم سامی (اولین وزیر بهداشت بعد از پیروزی انقلاب) بافته بود پنبه گردد. عملیاتی کردن قانون تربیت بهداشت کاران دهان و دندان قانون تربیت بهداشت کاران دهان  و دندان در این دوران به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و منافی آن را عملیاتی کرد. تربیت و آموزش بهداشت کاران دهان و دندان تنها برای روستاها بود و این گروه حق کار در ساعات غیر موظف را نداشتند که البته بعدها اصلاحاتی در دوره های بعدی بوجود آمد. درمان معتادان نیز از برنامه های مثبت وزارت منافی بود که در ان سالها با جدیت دنبال می شد و همین امر سبب شد که دولت در سال 1359 سیصد میلیون تومان از وجوه بودجه مربوط به هزینه های اضطراری را جهت درمان معتادان اختصاص دهد. مخالفت وزیر بهداشت با لایحه دولت از اقدامات عجیب منافی در دوره وزارت مخالفت با لایحه دولت در مجلس بود. منافی با لایحه دولت برای ادغام دانشکده های پزشکی با بیمارستانهای بهداری و تشکیل دانشگاه علوم پزشکی مخالفت کرد. وی به تفکیک آموزش و بهداری معتقد بود و راهکار مرندی را غلط می دانست که البته چه در آن زمان و چه در سالهای بعد این ایده منافی طرفداران خاص خود را داشت. 
دکتر هادی منافی در دولت دوم میر حسین موسوی مجددا به عنوان وزیر بهداشت به مجلس معرفی شد اما موفق به کسب رای اعتماد نمایندگان نگردید و جای خود را به علی رضا مرندی داد. منافی بعد از دوران وزارت و در فاصله بین سالهای 1363 تا 1371 به عنوان رئیس سازمان محیط زیست و رئیس سازمان نظام پزشکی خدمت کرد. او در سالهای بعد از سیاست کناره گرفت و تمام وقت خود را به طبابت اختصاص داد. از دیگر اقدامات منافی می توان به تأسیس بانک چشم، تأسیس انجمن هیپنوتیزم بالینی و تأسیس انجمن مراقبت از استومی و انجمن علمی استومی اشاره کرد. 
پس از وقایع سال 1388 و اقدام شورای عالی امنیت ملی در حصر سران این جریان، در راستای تلاش برخی از افراد در پروژه رفع حصر از نام هادی منافی نیز سوء استفاده شد. اواخر اسفند سال 1392، هادی منافی در گفتگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس با اشاره به برنامه اصلاح‌طلبان برای رفع حصر سران فتنه و سوءاستفاده از نام زندانیان قبل انقلاب در این زمینه، اظهار داشت: «وقتی نامه را آوردند، من امضا کنم یکی دو نفر بیشتر نبود و بعداً اسامی اضافه شد اما من بعداً با دیدن متن نامه و محتوای آن امضایم را پس گرفتم چراکه یکدفعه می‌خواستند اسم شمر هم بیاورند.» منافی جمع‌آوری امضا برای این نامه را حقه‌بازی توصیف کرد و افزود: «[مرتضی]الویری بنیانگذار آن نامه بوده است.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۴۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۵۰

اسناد و مراجع