عبدالله بن عمر بن محمد بن أبی الحسن علی البیضاوی الشیرازی الشافعی، مشهور به "ناصرالدین عبدالله بیضاوی"، مکنّی به "ابوالخیر" و "ابوسعید" و ملقب به "ناصرالدین" و "شیرازی"، در قرن هفتم ه.ق، در شهر "بیضا" از توابع "فارس" به دنیا آمد. اصلی ترین استاد وی در فقه، پدرش بوده، لیکن از محضر اساتید دیگری چون "شرف‌الدین عمر بن زکی بوشکانی" نیز بهره مند شد. وی در زمان اتابکان فارس در "شیراز" در سال 670 هـ ق، قاضی القضات منطقه فارس شد و در همین دوران قضاوتش نیز سفرهایی به تبریز داشته و پس از مرگ "اباقاخان" در سال 680 ه.ق، منصب قضای شیراز را نیز کسب کرد. بیضاوی، در تبریز به تدریس مشغول و براساس مجموعه اطلاعات گوناگونی که در دست است، وی بخشی از دوران زندگی اش را در تبریز گذرانده و بنا به نقل تاریخ حدود صد سالگی، احتمالاً ما بین سال‌های 682 تا 692 هجری قمری، در همان شهر از دنیا رفته و در همانجا (تبریز) در مقبره "چرنداب"، مدفون شد. تألیفات ارزشمند و زیادی از او برجای مانده که مهمترین آن،  کتاب "انوار التنزیل" و "اسرار التاویل" یا "تفسیر بیضاوی" بود. 
بیضاوی در خاندانی شافعی ‌مذهب، در شیراز، شهری با سابقه ‌ای قدیم در گرایش با کلام‌ اشعری رشد یافت.  پدربزرگ ناصرالدین عبدالله بیضاوی، "فخرالدین علی بیضاوی"، نیز منصب قاضی القضاتی داشته و پدرش، "امام الدین عمربن محمد بیضاوی"، نیز فقیه و قاضی القضات "شیراز" و در عهد "ابوبکربن سعد" از اتابکان فارس و حاکم سلجوقی شیراز، قاضی الممالک ولایت "فارس" بود. 
آن ‌چنان ‌که بیضاوی خود در مقدمه "الغایه القصوی فی درایه الفتوی" آورده، علم فقه را نزد پدرش، که اصلی ‌ترین استاد او بوده، آموخت. همچنین نام "شرف ‌الدین عمر بن زکی بوشکانی "در میان استادان او به ‌چشم می ‌خورد که بیضاوی از شاگردان طراز اوّل او بوده و گفته شده که ایشان مبنا و اصل بسیاری از آثارش را از این شیخ کسب کرد. اساتید -إمام أبو القاسم عمر بن محمد بن علی البیضاوی -شیخ محمد بن محمد الکحتائی الصوفی -شیخ شرف الدین عمر البوشکانی الزکی 
سلسله آموزش بیضاوی، نیز از پدر با جدّ پدریش با دو واسطه (محمود بن ابی المبارک بغدادی از ابی منصور سعیدبن محمد بن عمر الرزاز) به "ابی حامد محمد غزالی" متکلّم بزرگ اشعری و از طریق او به رسول اکرم صلّی ‌الله‌ علیه ‌و سلّم‌ می ‌رسد. چون پدر و پدربزرگ وی، از بزرگان و قضات فارس بودند، رشد علمی او در چنین خاندانی صورت گرفته که از سویی اسباب دانش‌ اندوزی او را فراهم آورد و از سویی دیگر او را به‌ میان حکومتیان راهبر شد. 
در حلقه شاگردان ناصرالدین عبدالله بیضاوی، هم نام کسانی آمده که غالباً آثار او را روایت کرده ‌اند. مهمترین آنها عبارتند از: -شیخ الإمام فخر الدین أبو المکارم أحمد بن الحسن الجاربردی -شیخ کمال الدین أبو القاسم عمر بن إلیاس بن یونس المراغی أبو القاسم الصوفی -شیخ جمال الدین محمد بن أبی بکر بن محمد المقری -شیخ روح الدین بن الشیخ جلال الدین الطیار -قاضی رزین الدین علی بن روزبها بن محمد الخنجی -قاضی روح الدین أبو المعالی -تاج الدین الهنکی 
نیمه دوم قرن هفتم هجری مناطق مختلف "فارس" در نا آرامی به‌ سر می ‌برد و این دیار عملا دوره انتقال قدرت از اتابکان به ایلخانان مغول را سپری کرد. در این زمان سیر رو به ضعف دربار "ابش ‌خاتون" و ناامنی و نا آرامی‌های اقتصادی در "شیراز"، "اباقاخان" را بر آن داشته تا با گسیل کارگزارانی بدان ‌جا، اوضاع را در تسلّط خود درآورد. در این مسیر، "سونجاق نویان" (سوغونجاق) در دو نوبت (670 و 678 هـ.) برای رسیدگی و محاسبه مالیات‌های منطقه، به آن سرزمین روانه شد؛ که یکی از اقدامات وی برای انتظام اوضاع، نصب قاضی یا قضاتی بر "شیراز" بود. براساس روایت "احمد زرکوب شیرازی"، "سونجاق نویان" برای نیل به این مقصود، بیضاوی را در سال 670 هـ./ 1272م. به قضای آن دیار برگزید و به ‌تعبیردیگر، او را به قاضی ‌القضاتی اقلیم "فارس" گمارد. بیضاوی، پس از مرگ "ابا قاخان" در سال 680 ه.ق، منصب قضای "شیراز" را نیز کسب کرد. بنا به برخی روایات ، وی پس از شش ماه ، این مقام را به "مجد الدین اسماعیل بن یحیی"، جوانی از خاندان متنفذ فالی (بالی)، واگذار کرد؛ اما در عهد "ارغون خان"، قاضیِ موطن خود شد. بر اساس مجموعه ‌ای از اطلاعات، به‌ نظر می ‌رسد ایشان بخشی از زندگی خود را در "تبریز" به سر برده؛‌ چرا که، وی پیش از سال 699 هـ.ق، در زمان "غازان‌ خان"،‌ برای پیشکش تفسیر خود، "انوارالتنزیل" به "خواجه رشید الدین فضل‌ الله"، راهی "تبریز" می ‌شود و آن اندازه در آنجا حضور دارد که از او به ‌عنوان "شیخ دیار تبریز" یاد شد. 
مرور بر آثار بیضاوی، به ‌خوبی نشان می ‌دهد که وی از آرای مذاهب و فرق گوناگون همچون معتزله، مرجئه و کرّامیه و از دیدگاه‌های فرقه های گوناگون شیعه از امامیه و زیدیه و اسماعیلیه و حتی برخی فرق کم‌ شناخته چون فضیلیه، آگاه بود.   تلفیق مفاهیم کلامی و فلسفی بیضاوی خود به موضع اشاعره پایبند بوده و با بهره ‌گیری از دانش پیشینیان این مکتب، به ‌ویژه تحت ‌تأثیر اندیشمندانی چون "امام غزالی" و "فخرالدین رازی" و با نگاهی عقل ‌گرایانه به تألیف آثاری در حوزه‌های متنوع علوم اسلامی پرداخت. بیضاوی با تلفیق مفاهیم کلامی و فلسفی، به جایگاه عقل در حوزه معارف دینی توجهی ویژه مبذول داشته، و آرای خود درباره عقل و نظر را در مجموعه "طوالع ‌الانوار" به ‌تفصیل آورد. تلفیق عقل و نقل در پیدایش آثار بیضاوی در مباحث دینی، از عقل ‌گرایی به سوی میراث نقلی گراییده، ازهمین ‌رو، نباید انتظار داشت که وی در منظومه کلامی خویش وجه تمایز شاخصی با متکلّمان پیشین داشته باشد؛ اما کوشش وی در جهت تلفیق میان عقل و نقل، نه تنها زمینه اصلی در پیدایش آثار متنوّع او بوده، که برخی تحلیل‌ها و مواضع خاصی را برای او نیز ایجاب کرد. در سخن از برخورد بیضاوی با حدیث، شایان توجه است که وی به ‌عنوان یک فارسی ‌زبان، در نقل حدیث، اگرچه نقل عین عبارت عربی را "اولی" دانسته، امّا برخلاف هنجارهای محدّثین، نقل معنای آن به فارسی را نیز روا شمرد.   گرایش به تصوف بیضاوی به ‌عنوان فقیه اصولی و متکلّم اشعری مطرح است، به علم تصوّف گرایش داشته و با عنوان زاهد و عابد از او یاد شده است و مدّتی نزد عارف تبریزی، محمّد کجوجانی، به تزکیه و تهذیب نفس پرداخته، و همچنین در مسیر سفر به تبریز، خود را ملزم ‌دانسته که نزد شیخ سلسله "سهروردیه"، "نورالدین عبدالصمد نطنزی" حضور یابد،‌ و تألیف کتاب "تهذیب‌الأخلاق در تصوّف"، این گرایش او را بیشتر نمایان ساخت. بیان آراء و اختیارات در کنار رأی دیگران بیضاوی در حوزه‌های متنوعی که بر آنها چیرگی داشته، در فقه و کلام و تفسیر، در کنار بیان رأی و نظر دیگران، آرا و اختیارات خود را نیز بیان نمود. اظهارنظرهای بیضاوی در کتاب فقهی "الغایه القصوی فی درایه الفتوی" قابل مشاهده بوده، و توجّه ‌برانگیزترین موضوع در این میان، بخش معاملات، قضا و شهادات است که نظر به عهده ‌داری منصب قضا توسّط او، بیشترین آرای شخصی او را در بر دارد. آرا، نظرات و اندیشه‌ های بیضاوی، از زمان خود او مورد توجّه بوده و تأثیر به‌ سزای آن را می ‌توان در رواج آثار وی و نیز رویکرد فراوان شارحان و حاشیه‌ نویسان بر آن آثار دانست. آثار بیضاوی در مدارس اهل سنت برخی از آثار بیضاوی مانند تفسیر "انوارالتنزیل" و کتاب "منهاج ‌الوصول" مدّت‌ها در شمار کتاب‌های آموزشی بوده و در مدارس علوم دینی اهل ‌سنت تدریس می ‌شود. با نگاهی گذرا به فهرستی که حاج خلیفه در "کشف‌الظنون" از شروح و حواشی تفسیر و دیگر آثار بیضاوی ثبت کرده، می ‌توان به گستره رواج اندیشه‌ ها و آثار وی پی برد. علّامه "ابن ‌خلدون" با نگاهی تاریخی در مبحث اصول و در نام بردن از متکلّمان پردازنده به آثار اصولی، از کتاب "منهاج" و نیز توجّه فراوان دانش ‌اندوزان بدان یاد کرد. 
بیضاوی آثار بسیاری در زمینه‌های گوناگونی چون فقه و اصول، علوم قرآنی، کلام، اخلاق، ستاره‌ شناسی، تاریخ و ادب تألیف کرده که در اینجا به آثار چاپی، آثار خطی و برخی از آثار موجود در کتب تراجم که فقط نام آنها باقی مانده، تقسیم کرده ایم که به شرح زیر است: آثار چاپی -أنوار‌التنزیل و أسرار‌التأویل (تفسیر بیضاوی)؛ یکی از مهم‌ ترین و متداول ‌ترین تفاسیر که نه تنها امروزه بلکه از قرن دهم قمری اصلی‌ ترین شناسه برای بیضاوی بود. -طوالع الأنوار -الغایه القصوی فی درایه الفتوی؛ این اثر خلاصه‌ ای از "الوسیط " امام غزالی در فقه شافعی بوده و در سال 1982م.‌ همراه با مقدمه‌ ای مفصّل در قاهره منتشر شد. - لب الألباب؛ اختصاری از کافیه ابن ‌حاجب در نحو - منهاج ‌الوصول إلی علم الأصول - نظام‌التواریخ؛ این کتاب تاریخی که در سال 674 هجری و به زبان فارسی تألیف شده و تاریخ جهان را از آدم تا همان سال در برمی ‌گیرد و مخصوصاً برای برخی اطلاعات درباره آن عصر مفید است. آثار خطی - تحفه ‌الابرار، شرحی است بر مصابیح ‌السنّه بغوی در حدیث -مصباح‌الارواح، متنی است مختصر در عقاید - منتهی‌المنی، شرح اسمای حسنای الهی، بیضاوی در اواخر تفسیرش بر سوره "حشر" از این کتاب خود یاد کرد. آثار ذکر شده در کتب تراجم در فهرستها و کتب تراجم، آثار دیگری نیز از بیضاوی نام برده شده که اکنون از آن‌ها اثری در دست نیست. این آثار عبارت‌اند از: -شرح المطالع، شرحی است بر "مطالع الانوار فی الحکمه و المنطق" تألیف "سراج الدین ارموی" (متوفی 682 ه.ق) -شرح التنبیه، شرحی است بر "التنبیه"، اثر "امام ابی اسحاق شیرازی" (متوفی 476 ه.ق) در موضوع فقه -شرح منهاج الوصول، شرحی بر "منهاج الوصول"، اثر خود مؤلف، در موضوع اصول فقه که گویا کامل نبود. شرح المنتخب فی اصول الفقه، برخی احتمال داده‌اند که این کتاب همان "منهاج الاصول" باشد. -شرح المحصول، شرحی بر "المحصول فی اصول الفقه" غزالی و بعید نیست که با کتاب پیشین یکی باشد. -مرصاد الافهام الی مبادی الاحکام، شرحی مَزجی بر "منتهی السؤل و الامل الی علمی الاصول و الجدل"، تألیف "ابن حاجب"، برخی آن را "شرح مختصر ابن حاجب در اصول" خوانده اند. -الایضاح فی اصول الدین -شرح الکافیه، که شرح کافیه ابن حاجب در نحو است و نامحتمل نیست که همان "لب الالباب فی علم الاعراب" باشد، بویژه از آنرو که "صفدی" و "سیوطی" از شرح الکافیه نام برده اند، اما از لب الالباب سخنی نگفته اند. -مختصر فی الهیئه، برخی رساله ای منتسب به بیضاوی به نام "منازل القمر" را بخشی از این کتاب دانسته اند. -شرح الفصول، شرحی بر فصول خواجه نصیر طوسی در هیئت -التهذیب و الاخلاق، از آن با نام "تهذیب الاخلاق فی التصوف" یاد شده است. 
مباحثی که در تفسیر گران ‌سنگ بیضاوی مورد بحث و بررسی قرار می ‌گیرند عبارتند از: حقایق کلام و حکمت، دقایق حدیث و سنّت، اسرار معانی و بیان، رموز فلسفه و منطق‌، صورت‌های مختلف قرائت و تفسیر آیات، تأویلات منقول و معقول، غوامض صرف و نحو،‌ مباحث لغات، محاسن نظم قرآن،‌ تبیین مقاصد تنزیل،‌ کشف معانی مصحف جلیل و در کوتاه سخن، خزانه معارف و علوم تلقّی شد. گفته می ‌شود علّامه "موصوف" در خصوص بسیاری از علوم و فنون مثل معانی و بیان،‌ حقایق کلام و حکمت، غوامض اشتقاق و اشاره‌های لطیف از تفاسیری مثل "کشّافِ" زمخشری، "مفاتیح ‌الغیب" ‌امام رازی و "مفرداتِ" راغب اصفهانی، بهره جست. علامه محمّدشفیع عثمانی در تفسیر معارف‌القرآن ذیل آیه 60 سوره بقره "و إذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عیناً قد علم کلّ أناس مشربهم کلوا و اشربوا من رزق الله و لا تعثوا فی الأرض مفسدین"، می‌نویسد: مراد از خوردنی، منّ و سلوا و مراد از آشامیدنی همین آب بود و مراد از فتنه و فساد ترک احکام و نافرمانی خدا است. قاضی بیضاوی می ‌فرماید: "انکار این خوارق عادات و معجزات اشتباه بزرگی است؛‌ زیرا هنگامی که خداوند متعال بر خلاف عقل و دور از قیاس در بعضی سنگ‌ها نیرویی قرار داده که آهن را به‌سوی خود جذب می‌کند، پس اگر نیرویی در آن سنگ ‌ها قرار دهد که اجزای آن، آب را جذب نماید و از آن آب بیرون بیاید،‌ این امر به‌هیچ‌ وجه محال نیست".‌ از اندیشمندان معاصر در کشور ایران، زنده ‌یاد دکتر "ملا عبدالله احمدیان کتابی" به نام "الایضاح لمعضلات تفسیر البیضاوی" تألیف نمود. در معرفی این کتاب در مجله "ندای اسلام" (شماره 26 و 27) آمده: اهل علم می ‌دانند که تفسیر "انوارالتنزیل" معروف به "تفسیر بیضاویگ از متون مهم و معروفی است که در درسنامه حوزه‌ها و دانشگاه‌های جهان اسلام،‌ جایگاه خاصی دارد و مشحون از نکته‌ های علمی و ادبی ظریف است. مطالعه این تفسیر دانش ‌پژوهان علوم قرآنی را از کشّاف و تفسیر کبیر بی‌نیاز می ‌کند، اما به‌ حدّی موجز و مختصر است که بیش از 20 جلد را در یک جلد درآورد. در این تفسیر بیش از 200  مورد مطلب مغلق و مبهم وجود دارد که بدون مراجعه به شروح و حواشی‌ای مانند حاشیه "شیخ ‌زاده" و حاشیه شهاب که هر یک در هشت جلد نگاشته شده، حلّ نخواهند شد. مؤلف الایضاح به منظور استغنا از مطالعه حواشی و شروح این تفسیر، دست به ابتکار زده و موارد معضل و پیچیده را استخراج و حلّ نمود. برخی از شرح ‌ها و تعلیق‌های تفسیر انوارالتنزیل 1ـ حاشیه محی ‌الدین شیخ‌ زاده، محمّد بن مصلح ‌الدین مصطفی قوجوی حنفی، متوفای 951 هـ.ق 2ـ حاشیه الشهاب مسمّا به عنایه ‌القاضی و کفایه ‌الراضی، قاضی شهاب ‌الدین احمد بن محمّد بن عمر خفاجی، متوفای 1069 هـ.ق 3ـ حاشیه شمس ‌الدین محمّد بن یوسف بن علی بن سعید کرمانی شافعی، متوفای 786 هـ.ق 4ـ حاشیه عصام ‌الدین ابراهیم بن محمّد عرب‌ شاه اسفراینی، متوفای 943 هـ.ق 5ـ أزهارالتسهیل لما فی أنوارالتنزیل در 50 جلد، تألیف دانشمند و محقّق معاصر علامه محمّدموسی روحانی بازی، استاد حدیث و تفسیر جامعه اشرفیه لاهور پاکستان 6ـ تعلیق مصطفی بن محمّد مشهور به بستان آفندی، متوفای 977 هـ.ق 7ـ تعلیق محمّد کمال ‌الدین تاشکندی 8ـ تعلیق محمّد بن ابراهیم حنبلی، متوفای 971 هـ.ق 9ـ تعلیق شیخ قاسم بن قطلوبغا حنفی، متوفای 879 هـ.ق 10ـ‌ التعلیق الحاوی علی التفسیر البیضاوی، عبدالحق بن سیف ‌الدین محدّث دهلوی، متوفای 1051 هـ.ق 11ـ تعلیق سید شریف علی بن محمّد جرجانی، متوفای 816 هـ.ق 12ـ الفتح ‌السماوی بتخریج احادیث البیضاوی، عبدالرئوف المناوی 
‌در مورد تاریخ وفات ناصرالدین عبدالله بیضاوی، اختلاف است؛ برخی سال 685 هجری و برخی سال 691 و برخی سال 716  و برخی سال 710 هجری را سال وفات ایشان ذکر کرده‌اند. علامه قاضی "محمّد خضری" در تاریخ مشاهیر اسلام می ‌نویسد: "مفسر شهیر و برجسته اسلام [علامه بیضاوی] به تاریخ 685 هجری در تبریز وفات یافته و آرامگاه ایشان به باغ ملّی تبدیل شده است." "مولانا محمد حنیف گنگوهی" در کتاب "ظفرالمحصلین بأحوال المصنفین" دو قول را ذکر کرده و قول 685 هجری را راجح قرار داده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۶:۴۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۶:۴۸

ناصرالدین عبدالله بیضاوی

خلاصه زندگی نامه

 عبدالله بن عمر بن محمد بن أبی الحسن علی البیضاوی الشیرازی الشافعی، مشهور به ناصرالدین عبدالله بیضاوی، مکنّی به ابوالخیر و ابوسعید و ملقب به ناصرالدین و شیرازی، مفسّر، فقیه، ‌اصولی و قاضی ‌‌القضات زمان "ارغون ‌خان" مغول، در قرن هفتم هجری بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع