ناصرالدین شاه قاجار، که پیش از پادشاهی ناصرالدین میرزا خوانده می‌ شد، در 6 صفر 1247 هجری قمری در دهکده "کهنمو" از توابع اسکو در تبریز به دنیا آمد. پدرش "محمدشاه" و مادرش "جهان خانم" معروف به "مهد علیا" بود. وی را برای آموزش و تربیت اولیه، نزد "میرزا عیسی، قائم مقام فراهانی" و فرزندش "ابوالقاسم" فرستادند و بعد از آن نیز تربیت او را به "میرزا تقی خان امیرکبیر" واگذار کردند. محمدشاه، پدر ناصرالدین میرزا با استناد به تاریخ و عملکرد کسانی همچون "چنگیزخان" و "شاه عباس صفوی" که فرزندان کوچکترشان را به عنوان ولیعهد معرفی کردند، "ناصرالدین میرزا"  را در 5 سالگی به عنوان ولیعهد معرفی کرد. البته قدرت و نفوذ مهد علیا در این امر، نکته‌ای است که نباید از آن غافل شد. ناصرالدین میرزا در 14 سالگی، با "گلین خانم،" دختر شاهزاده "احمد علی"، یکی از نوادگان فتحعلیشاه، طی مراسم با شکوهی ازدواج کرد.البته او به همین ازدواج بسنده نکرد چنانچه حرمسرای ناصری و نفوذ و تاثیر زنان حرمسرای وی، در امور مملکتی، در تاریخ ایران مشهور است. ناصرالدین میرزا در سال 1227 خورشیدی پس از مرگ پدرش به سلطنت رسید. وی بعد از رسیدن به سلطنت به سلطان صاحبقران و شاه شهید معروف شد. ناصر الدین شاه برای سامان دادن به امور کشور "میرزاتقی خان امیر کبیر" را به صدارت خویش منصوب کرد. او در ابتدا برای پیشرفت کشور و حل مشکلات معیشتی مردم تلاش های فراوانی نمود ولی رفته رفته با تاثیر پذیرفتن از اطرافیانش به ویژه مهد علیا به خوشگذرانی روی آورد و با بستن معاهده های متعدد با بیگانگان منافع بسیاری را در قبال متاعی اندک در اختیار آنان گذاشت و بدین ترتیب زمینه های تسلط استعمارگران را در ایران فراهم آورد.همین امر و بی کفایتی وی در اداره امور کشور زمینه های بروز اعتراضات و زوال سلطنت وی را سبب شد و بالاخره با ضرب گلوله یکی از معترضانش به قتل رسید. 
پدر ناصرالدین شاه، محمدشاه قاجار نوه فتحعلی‏شاه قاجار و سومین پادشاه دودمان قاجاریه بود. محمدشاه هنگامی که دوازده سال داشت در 1234 به دستور "فتحعلی ‏شاه" با دختر عمه‏ 14 ساله‏ اش "ملک جهان" ازدواج کرد. این ازدواج به قصد از بین بردن تفرقه‏ بین شاخه‏ های قوانلو و دولو ایل قاجار صورت  گرفت. در منابع عصر قاجار، طرح این ازدواج را جزئی از توصیه ‏های آقامحمدخان به فتحعلی‏شاه ذکر کرده اند. ناصرالدین میرزا سومین پسر و نخستین فرزند باقی مانده آنان بود. 
فرمان ولیعهدی ناصرالدین میرزا در 1251 هـجری قمری در تبریز خوانده شد. برادران تنی شاه، بهمن میرزا و قهرمان میرزا، به بهانه سن کم ناصرالدین، او را شایسته داشتن عنوان ولیعهدی نمی‏دیدند. آصف‏الدوله، دائی محمدشاه، هم مصمم بود از ولیعهدی ناصرالدین جلوگیری کند تا عرق سلطنت از خاندان دولو قطع نشود. سرانجام ولیعهدی ناصرالدین زمانی تایید شد که قهرمان میرزا را به کفالت حکومت آذربایجان منصوب کردند که در واقع تایید ضمنی ولایت او بر ولیعهد صغیر بود. سفر به ایروان نخستین وظیفه رسمی ناصر الدین میرزا با رسیدن به ولیعهدی، سفر به ایروان برای ابلاغ تهنیت پدرش به نیکلای اول بود که در آن هنگام در قفقاز از ولایات تازه تسخیر شده بازدید می‏ کرد. در هنگام ملاقات، تزار ولیعهد را روی زانوی خود نشاند و به نشان محبت انگشتر الماس خود را به او بخشید. حاکم آذربایجان محمدشاه در تابستان 1255 هـجری قمری ناصرالدین میرزا را به پایتخت فراخواند. در آن هنگام او نزدیک 5 سال بود که پدرش را ندیده بود. در تابستان 1261 هـ ق ولیعهد چهارده ساله، با دخترعموی پدرش، گلین، ازدواج کرد. نخستین ازدواج ناصرالدین، به معنای رسیدن او به سن بلوغ بود که ضرورت انتصاب نایب ‏السلطنه را از بین می‏ برد، چرا که دیگر ولیعهد صغیر محسوب نمی ‏شد.در سال 1263 هـجری قمری بهمن میرزا به روسیه فرار کرد و محمدشاه، ناصرالدین را به درخواست خودش حاکم آذربایجان کرد. در این مدت ناصرالدین میرزا با مسائل جدی حکمرانی آشنا شد. در همین زمان، "باب" را به فرمان حاجی میرزا آقاسی برای محاکمه و تفتیش عقاید به تبریز آوردند و مجلس محاکمه در حضور ناصرالدین صورت گرفت. 
هنگامی که محمد شاه قاجار بعد از سال ‌ها تحمل بیماری نقرس در سال 1227 خورشیدی در 42 سالگی از دنیا رفت، کشور گرفتار شورش شد بطوری که تنها بخش آرام ایران آذربایجان شمرده می‌ شد. در این زمان ناصرالدین میرزای ولیعهد (که آن زمان شانزده‌ساله بود) در تبریز به سر می ‌برد و مدعیان پادشاهی از هر سو سر برآورده بودند. حاجی میرزا آقاسی وزیر محمد شاه که توانایی آرام نگاه داشتن تهران را نداشت به حرم عبدالعظیم پناهنده شد و بست نشست. در این زمان ناصرالدین‌میرزا با پشتیبانی میرزاتقی‌خان امیرنظام (امیرکبیر) راهی تهران شد و با رسیدن به تهران در همان سال به پادشاهی ایران رسید. 
ناصرالدین شاه هنگام جلوس بر تخت شاهی با چند مشکل اساسی روبرو بود: خالی‌ بودن خزانه دولت، شورش ها و فتنه‌های مدعیان سلطنت، شورش های محلی و قومی. لذا به اين فكر افتاد كه كسی را از ميان مردم كه به حزونت خلق و خشونت خلق و كياست طبع و فراست خاطر برجسته باشد را انتخاب كند، و از آن ميان "ميرزا تقی خان اميرنظام" را متحد و مناسب تر از ديگران ديد.   ناصرالدین شاه از احترام و رابطه خالصانه و قصد صدر اعظمش "امیرکبیر" در خیر و صلاح او و مملکت اطلاع داشت. حتی می توان رابطه آنها را، رابطه پدر و فرزندی دانست. ناصرالدین شاه پس از رسیدن به سلطتنت میرزاتقی‌خان را لقب اتابک اعظم داد و او را صدراعظم خود گردانید. امیر که بلافاصله، لقب "امیرنظام" یا فرمانده کل قشون را دریافت کرده بود جای "میرزا آغاسی"، صدر اعظم منفور محمدشاه را گرفت. اصلاحات دوره ناصری در دوران صدارت امیرکبیر در دوران قاجار خاصه دوره ناصری، با تلف شدن فرصت ها برای پیشرفت  کشور، شیوع رشوه و بی برنامگی، ضعف در اداره امور و گماشتن افراد نالایق بر پست های حساس و کلیدی، اوضاع وخیم اقتصادی، نفوذ شوم استعمار و استبداد و بها ندادن به دانش و صنعت، همگی ایران را به سراشیب سقوط کشانده بود. اما با پشتکار و عشق و علاقه خاص امیرکبیر به ایران و اقدامات دلسوزانه او، اقدامات اصلاحی با روندی پرشتاب و موثر پی گرفته شد. از جمله این اقدامات مبارزه با فساد درباریان و کوتاه کردن دست آنها از امور مملکتی، نظام مند کردن سازمان های حکومتی، اجرای قانون، نوسازی نیروی نظامی، اصلاح نیروی قضایی حمایت از اقتصاد و تولیدات داخلی با احداث کارخانه‌ های مختلف، چاپ و نشر کتاب و روزنامه، فراهم آوردن زمینه مناسب برای مترجمان و نویسندگان، مخالفت با نفوذ و حق کاپیتولاسیون روسیه و انگلیس می باشد که همگی به دست توانمند امیرکبیر در این دوره آغاز شد، و یکی از پرشکوه‌ ترین دوره‌های تاریخ ایران رقم زد. 
ناصرالدین شاه خود با مسافرت های متعدد به فرنگ (اروپا) و آگاهی یافتن از شیوه مملکت داری و حاکم بودن قوانین در کشورهای غربی در صدد اصلاحاتی در شیوه اداره امور درکشور بود. او در یافته بود که تمرکز قدرت در دست یک نفر به نام صدراعظم کار چندان اصولی نیست، بنابراین برای جلوگیری از قدرت یابی صدر اعظم و یا ادعای پادشاهی او به تقلید از اروپاییان در سال 1275 هجری قمری کابینه ‌ای متشکل از 6 نفر تشکیل داد تا کارها بین آنان تقسیم شود. تشکیل مجلس شورای دولتی تشکیل مجلس شورای دولتی با چهار عضو از اقدامات دیگر وی بود که خود ریاست دولت یا کابینه را که جمعاً 11 نفر عضو داشت به عهده گرفت. اگر چه این اقدامات چندان نتیجه‌ ای نداد و بار دیگر همچون گذشته به انتصاب صدراعظم اقدام کرد ولی علاقه به پیشرفت در ناصرالدین شاه دیده می‌ شد، اما روحیه مستبدانه و خودپسندی و بیم از آگاهی مردم از یک سو، و نابسامانی اوضاع کشور و نفوذ روز افزون روس و انگلیس مانع جدی بر سر اصلاحات بود. گسترش ارتباط با کشورهای خارجی از ابتدای سلسله قاجار تا حکومت ناصرالدین شاه بیشتر روابط خارجی با دو کشور روس و انگلیس بود اما در دوره ناصری با سفرهای او و علاقه به پیاده کردن تکنولوژی و عوامل پیشرفت آنها در کشور، این ارتباطات گسترش یافت. امیرکبیر نیز برای اعزام دانشجو و گسترش کشتیرانی و تاسیس «دارالفنون» و ایجاد پست و .... دست به برقراری روابط با کشورهایی همچون فرانسه، آمریکا، اتریش و آلمان دست زد. سفرهای متعدد و پرهزینه به فرنگ آگاهی ناصرالدین شاه از جوامع اروپایی و مطالعه سفرنامه‌ها و کتاب های مربوط به آن دیار، اشتیاق او را برای سفر به ممالک غربی برانگیخت. سفرهای پر هزینه و نه چندان سودمند که برای تامین هزینه آنها گاه مجبور به دادن امتیاز از دول بیگانه و گاه گرفتن وام از خود آنان می ‌شد. سفرهای او از سال 1287 هجری قمری، با زیارت عتبات عالیات، کربلا، نجف و کاظمین شروع شد. دومین سفر او در سال 1290 هجری قمری در بیست و ششمین سال سلطنت وی روی داد، این سفر به صورت رسمی، به دعوت "امپراطور اتریش" برای بازدید از نمایشگاه «وینه» صورت گرفت. که با کشتی از بندر انزلی به قفقاز، روسیه، آلمان، بلژیک، انگلیس، فرانسه رفته و از آنجا نیز به سوئیس و ایتالیا و عثمانی عزیمت نمود. سفر دوم به طور غیر رسمی و تنها برای سیر سیاحت و دیدار از مظاهر تمدن غرب و پیشرفت صنایع و تکنولوژی در اروپا بود.  سفر سوم و آخرین سفر او با همراهی "امین السلطان" به انگلیس بود. اعطای امتیاز به بیگانگان امتیازات و قراردادهای این دوره از تاسف آورترین و غم انگیزترین امتیازات واگذار شده به بیگانگان است که فهرست وار به آن اشاره می‌ شود: امتیاز "هرات" (معاهده پاریس) طبق این معاهده ایران متعهد می‌شود ضمن تخلیه هرات، استقلال "افغانستان"  را به رسمیت بشناسد. امتیاز "رویتر"، که به موجب آن، امتیاز استخراج معادن و درآمد جنگل­های ایران به مدت 70 سال به انگلیس داده شد. امتیاز توتون و تنباکو که به مدت 50 سال به "جرالد تالبوت" انگلیسی داده شد که ضمن برپایی اعتراضات مردمی سلطنت ناصرالدین شاه نیز متزلزل شد. امتیاز ایجاد راه شوسه "اهواز به تهران" که به انگلیس داده شد. امتیاز تاسیس "بانک استقراضی" که به روس داده شد. 
از آغاز سلطنت تا مرگ ناصرالدین شاه، 6 صدراعظم روی کار آمدند که همگی به یکی از دول بیگانه، وابسته بودند. جز امیرکبیر که با سیاست موازنه راه نفوذ آنها را مسدود می کرد. "میرزا آقاخان نوری" از کسانی بود که نگرش شاه را نسبت به صدراعظم لایق خود یعنی امیر کبیرتغییر داد حتی یکی از شروطش برای پذیرفتن صدارت، قتل امیرکبیر بود. بالاخره نیز با بدگوئی‌ها و دسیسه چینی‌های او و مهد علیا "قادرشاه" و دیگر درباریان که بعلت فساد و بی لیاقتی توسط امیرکبیر برکنار شده و راه نفوذ و منافعشان مسدود گشته بود، شاه را مجبور  کردند تا نسنجیده ترین تصمیم تاریخ را بگیرد و اول وی را عزل نموده و سرانجام نیز حکم به قتل وی بدهد. 
با افزایش ناکارآمدی اقتصادی و سیاسی در دوره ناصری  و گسترش نارضایتی‌های عامه مردم، علما بیشتر، در اندیشه اصلاحات و محدود کردن استبداد و استعمار افتادند و این باعث  برخوردهای مستقیم میان علما و حکومت در این دوره شد. یکی از رهبران مبارز این دوران "ملاعلی کنی" بود که نقش موثری در رهبری افکار عمومی و قیام‌های مردمی علیه دولت داشت. ملاعلی کنی در جریان نهضت تنباکو با نوشتن نامه برای شخص شاه و در دست گرفتن رهبری مردم، باعث لغو این امتیاز و حتی عزل "سپهسالار" نماینده ایرانی طرف قرارداد شد و در جریان احداث "فراموشخانه" توسط "ملکم خان" نیز تلاش بسیاری کرده و باعث تعطیلی آن شد. 
ناصرالدین شاه به مدت پنجاه سال بر ایران حکومت کرد در این مدت او می خواست ایران را آباد سازد ولی کسانی مانند درباریان واز جمله مادرش، اورا از اهدافش در این مسیر دور ساختند. وی سرانجام در حالی که یک روز مانده بود که پنجاهمین سال پادشاهی خود را جشن بگیرد، در تاریخ 12 اردیبهشت سال 1275 در صحن بیرونی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی به ضرب گلوله توسط "میرزا رضا کرمانی" که از شاگردان "سید جمال الدین اسدآبادی" بود کشته شد. بعد از مرگ وی پسرش مظفرالدین میرزا به سلطنت رسید. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۴:۵۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۴:۵۴

ناصرالدین شاه قاجار

خلاصه زندگی نامه

 ناصرالدین میرزا معروف به ناصرالدین ‌شاه قاجار، سلطان صاحبقران و شاه شهید، چهارمین شاه از سلسله قاجار بود. وی طولانی ‌ترین دوره پادشاهی را در میان دودمان قاجار داشت. او همچنین نخستین پادشاه ایران بود که خاطرات خود را نوشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع