ناتالیا (ناتاشا) چرنیاک، معروف به ناتالی ساروت، (به فرانسوی: Nathalie Sarraute)‏ در تاریخ 18 ژوییه 1900 در"ایوانوو"، روسیه به دنیا آمد و دو سال بعد، پس از جدایی پدر و مادرش مقیم فرانسه شد. در سال 1925 با "ریموند ساروت" در دانشکده آشنا شد که به ادعای خودش بهترین و اولین خواننده همیشگی آثارش بود، کسی که مفهوم تراوشات قلمی او را چنان که بایست در می یافت. ساروت یکی از برجسته ‌ترین نویسندگان مکتب رمان نو در فرانسه بود. او انسان را با نگاهی ورای آنچه در ظاهر نشان می دهد زیر نظر داشته و حتی توجهش به اشیا هم از همین جنس بود. ناتالی در سال 1999 درگذشت. 
ساروت از پیشگامان رمان نو بود. البته بعضی معتقدند چیزی به نام رمان نو به خودی خود وجود نداشته، بلکه این نام نتیجه هیاهویی بوده که عده ای روزنامه نگار و منتقد ایجاد کرده بودند. اینکه تاریخ تولد این اصطلاح از چه زمانی است چندان اهمیتی ندارد، چیزی که قابل توجه بوده این است که در حدود سال 1939 ناتالی ساروت اولین کتاب خود را نوشت که با قواعد ادبیات کلاسیک جور در نمی آمد و اگر از خیر نظریه پردازی و تئوری دادن بگذریم، می شود خیلی ساده و سر راست گفت این کتاب و کتاب های بعد از آن نتیجه تفکرات، مطالعه و شیوه نگارش نویسنده اش بوده است. 
اگرچه می شود آثارساروت را در گروه داستان های روان شناختی قرار داد، اما او ظاهرا به چنین چیزی معتقد نیست. به نظر وی، روانشناسی علمی است که انسان را در قالبی از پیش تعیین شده قرار می دهد و هویت انسانی را مارک دار می کند. در روانشناسی، البته به زعم ساروت، با تیپ مواجه هستیم در حالی که نویسنده "افلاک نما" آدم ها را در یک دار و دسته خاص و خصوصیت اخلاقی ثابت فرض نمی کند. ذهنیت نسبی نگر ناتالی انسان را موجودی پیچیده، چند بعدی و غیرقابل پیش بینی می داند. دیدگاه ساروت نسبت به روانشناسی اگر از دیدگاه ساروت نسبت به روانشناسی بنگریم، می شود گفت آثار این نویسنده که به عقیده "ژان پل سارتر"به دلیل کم رنگ بودن جنبه ادبی و داستانی و پرداخت بیش از حد به عناصر دیگر (مثل شخصیت و درون آدم ها) ضد رمان توصیف شده بود، با دیدگاه نسبی نگر پست مدرن تطابق دارد. به هرحال معانی قراردادی مثل آدم خوب، آدم بد برای انسان امروز معنا ندارد و خواننده ادبیات نو بیشتر مشتاق طیفی از رنگ هاست تا حکومت دو رنگ سیاه و سفید. زاویه دید ساروت شاید بشود گفت زاویه دید ساروت خنثی است و این نگاه ویژه، نتیجه نفی شخصیت پردازی کلاسیک در آثارش است. او چیزی را در آدم هایش جست وجو می کند ورای جنسیت، چیزی که درونشان اتفاق می افتد و شاید به همین دلیل دیالوگ در آثارش بیش از آنکه نتیجه یک تعامل اجتماعی باشد، چکیده گفت وگوی درونی و ذهنی آدم هاست. 
چهره یک بیگانه صدایش را می شنوید کودکی مارترو عصر بدگمانی افلاک نما بین زندگی و مرگ نمایشنامه ها سکوت دروغ ایسما بخاطر یک بله یا یک نه 
افلاک نما در این رمان، مانند بیشتر آثار ساروت، خود ماجرا صرفا پس زمینه‌ای است برای آشکار ساختن مجموعه‌ای از گرایش‌ها که هنگام مواجه اشخاص با گفته‌ها و اشیا احساس می‌شود و منشا حرکت می‌گردد. آنچه در این رمان دیده می شود خود دنیای عینی نیست، بلکه بازنمود ذهنی دنیای عینی می باشد. صدایشان را می شنوید؟ در این رمان، هیچ رویداد تاریخی، اجتماعی یا سیاسی به چشم نمی ‌خورد، بلکه ساروت در این اثر، کشمکش‌های درونی افراد را که در پس گفتار پنهان می‌ ماند نشان می‌دهد. او در واقع آنچه را در سوی دیگر هیچ می‌گذرد به تصویر می‌ کشد. کودکی این اثر، اگرچه در کل با وقایعی از زندگی ناتالی ساروت منطبق بوده است، گزارشی متعارف از زندگی نویسنده نیست. محتوای خاطرات صرفا پس زمینه‌ای برای تعمق در تجربه‌ روانی دوران کودکی می باشد. آن‌ چه از این اثر و از همه‌ آثار ساروت در می‌یابیم این است که واژه‌ها ابزارهای ساده و آشنایی برای سیر و تماشا نیست و قبل از هرچیز تجربه‌ای زیسته است. 
ناتالی ساروت در تاریخ 9 اکتبر 1999 در پاریس، فرانسه در گذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۵:۰۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۵:۰۱

ناتالی ساروت

خلاصه زندگی نامه

 ناتالیا (ناتاشا) چرنیاک ساروت، معروف به ناتالی ساروت، نظریه ‌پرداز ادبی یهودی و از برجسته‌ترین نویسندگان حقوق دان مکتب رمان نو در فرانسه که اثر تئوریک او (عصر بدگمانی) در کنار کتاب درباره رمان نو (نوشته آلن رب‌گریه) مانیفست این مکتب شمرده می‌شوند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع