ابو احمد جمال ‌الدین‌ بن عبد النبى‌ بن‌ عبد الصانع‌ نیشابوری استرآبادی معروف به "میرزا محمد اَخباری" در 21 ذیقعده سال 1178 ه.ق، در شهر "اکبر آباد" یا شهر "فرخ آباد" واقع در کشور "هندوستان" به دنیا آمد. وی پس از سپری کردن تحصیلات اولیه در زادگاهش به کشور "عراق" رفت. او فردی باهوش و سخنور بود که در علوم مختلف تخصص داشت و به زبان فارسی و عربی سخن می ‌گفت و شعر می ‌سرود. میرزا محمد هم چنین در مباحثه و جدل تخصص و تبحر داشت و همین موضوع سبب شد وی به عنوان مروج تفکر مکتب "اخباری" در میان توده مردم شناخته شود.میرزا محمد اخباری از علوم "غریبه، جفر و طلسمات" نیز مطلع بود و از این علوم برای پیشبرد مقاصد خویش استفاده می ‌کرد. تعصب شدید او در اخباريگری، سبب دشمنی او با مجتهدان و ناسزاگویی وی به آنان شد، از این رو مجتهدان عصر خویش به مخالفت با او برخاستند و او را مجبور به ترک کشور "عراق" و مهاجرت به کشور "ایران" کردند. اقامت او در شهر "تهران" مصادف با سلطنت "فتحعلی‌ شاه قاجار" و درگیری های "ایران و روسیه" بود. انجام برخی از کارهای خارق ‌العاده به ویژه پیشگویی وی درباره قتل فرمانده سپاه روس، موجب شد که او نزد "فتحعلی شاه قاجار" مقامی فوق ‌العاده بیابد. نقل کرده‌اند که او پیشنهاد کرد که 40 روز چله ‌نشینی کند و به دنبال آن سرِ فرمانده سپاه روس را در شهر "تهران" حاضر کند به شرط آنکه شاه نیز روش اخباریان را رواج دهد و تفکر اجتهادی را منسوخ کند. پس از انجام این عمل، خانواده سلطنتی از بیم آنکه این چله ‌نشینی‌ ها موجب زیان آن ها شود، عذر او را خواستند و او را روانه "عتبات" کردند.او در عتبات نیز در امور اختلافی سرداران عثمانی دخالت کرد و بالاخره با حکم برخی از مجتهدان شیعه، واجب ‌القتل شمرده شد و در سال 1232 ه.ق، به دست توده مردم به قتل رسید. 
درباره نسب میرزا محمد اخباری اختلاف بسیار است‌، یکی از نوادگان وی به نام "ابراهیم بن میرزا احمد" در مقدمه کتاب "ایقاظ النبیة" نام و نسب او را اینگونه شرح داده است: «ابو احمد جمال الدین سید میرزا محمد بن سید میرزا عبدالنبی بن سید میرزا عبدالصانع بن میرعبدالنبی بن سید میر احمد بن سید میرحسین بن سید میر عبدالله بن سیر میرحسین بن سید میرعزالدین بن سید میر عبدالله بن سید میر علاءالدین بن سید میراحمد بن سید میرناصر بن سید جمال الدین بن سید حسین بن سید تاج الدین بن سید سلیمان بن سید غیاث الدین بن سید ابراهیم بن سید یونس بن سید حیدر بن سید اسماعیل ابن ابی اسماعیل بن سید احمد بن ابی القاسم سید حسین بن ابی احمد موسی مبرقع بن امام جواد بن امام علی بن موسی الرضا بن امام کاظم بن امام جعفر صادق بن امام محمد باقر بن امام علی سجاد بن امام حسین بن امام علی بن ابی طالب(ع).» در جایی دیگر نیز به نقل از کتاب "ضیاء المتقین" میرزا محمد، نسب او به "شمس الدین محمد جوینی" وزیر و صاحب دیوان می رسد. شاید به جهت همین اختلاف است که برخی‌، سلسله نسب او را فقط تا "عبدالصانع" بر می ‌شمارند. جد میرزا محمد اخباری، "عبدالصانع" از مردم "استرآباد"، پدرش "عبدالنبی" مقیم "نیشابور" و مادرش زنی استرآبادی بود. فرزندان میرزا محمد اخباری ، یک دختر و سه پسر به نام‌ های "محمد، احمد و علی" داشت و دختر وی همسر "ملا هادی سبزواری"، دانشمند علوم اسلامی، فیلسوف، شاعر و فقیه ایرانی در سده 13 ه.ق بود. 
میرزا محمد تحصیلات مقدماتی را در کشور "هندوستان" به اتمام رساند. وی 20 سال بیشتر نداشت که برای انجام مناسک "حج"، با خانواده راهی سرزمین "حجاز" شد و در میانه راه، پدرش را از دست داد. پس از اتمام مناسک "حج"، راه کشور "عراق" را در پیش گرفت و مدتی در شهر "نجف" و مدتی دیگر را در شهر "کربلا" ماند و نهایتا در شهر "کاظمین" ساکن شد. او در این شهرها از محضر علمایی چون "آقا محمد علی بهبهانی، میرزا مهدی شهرستانی و شیخ موسی بحرینی" بهره برد و دیری نپایید که در علوم معقول و منقول صاحب بصیرت شد. او در کنار علوم متداول دینی، در علوم غریبه از قبیل طلسمات، نیرنجات، جفر و اعداد مطالعاتی کرد و در بحث و جدل نیز مهارت یافت. 
شاگردان میرزا محمد عبارتند از: -فتحعلی خان شیرازی -محمد ابراهیم بن محمد علی طبسی -محمد باقر بن محمد علی لاری دشتی که الکلمات الحقانیه را در شرح کتاب البرهانیه میرزا محمد تالیف کرد. -محمدرضا بن محمد جعفر دوانی -محمد جواد سیاه‌ پوش -مصطفی بن اسماعیل موسوی، صاحب کتاب اللوامع المحمدیه -عبدالصاحب بن محمد جعفر دوانی  
میرزا محمد اخباری یکی از عالمان چند وجهی عصر خویش و فردی باهوش و سخنور بود که با تاکید بر مشی اخباری ‌گری، در علوم مختلف تخصص داشت و به زبان فارسی و عربی سخن می ‌گفت و شعر می ‌سرود. وی هم چنین در مباحثه و جدل تخصص و تبحر داشت و همین موضوع سبب رواج تفکر مکتب "اخباری" (گروهی از فقهاى شیعه اطلاق مى ‌گردد که خط مشى عملى آنان در دست یابى به احکام شرعى و تکالیف الاهى، پیروى از اخبار و احادیث است نه روش‌هاى اجتهادى و اصول) در میان توده مردم شد. میرزا محمد اخباری از علوم "غریبه، جفر و طلسمات" نیز مطلع بود و از این علوم برای پیشبرد مقاصد خویش استفاده می ‌کرد. وی در حفظ پرچم نیمه جان مکتب "اخباری" در برابر مکتب "اصولى" تلاش کرد و تعصب شدید او در اخباريگری، سبب دشمنی او با مجتهدان و ناسزاگویی وی به آنان شد، از این رو مجتهدان عصر خویش به مخالفت با او برخاستند. هجرت به ایران فشار اصولیان سبب شد تا میرزا محمد، کشور "عراق" را ترک کند و راهی کشور "ایران" شود. وی مدتی را در شهر "مشهد" و دیگر شهرهای "ایران" گذراند و با استقبال دستگاه حکومتی "فتحعلی شاه قاجار" به مدت 4 سال در شهر "تهران" اقامت داشت. حضور او در شهر "تهران" مصادف با شروع دوره اول جنگ های "ایران و روسیه" بود. میرزا محمد در تمام مدت حضورش در "ایران" مورد توجه و احترام شاه قاجار بود و روزگار را به تصنیف و تدریس می گذرانید و از آنجا که از او کراماتی در میان عامه شهرت یافت، به "صاحب الکرامات" ملقب شد. یکی از کراماتی که به او منتسب شد داستان پیشگویی در خصوص قتل "تسی تسیانف"، فرمانده سپاه "روسیه" در منطقه "قفقاز" بود. میرزا محمد به "فتحعلی شاه قاجار" پیشنهاد کرد که حاضر است برای نابودی این فرمانده روسی چله بنشیند تا پس از گذشت 40 روز، سر "تسی تسیانف" را برای شاه بیاورند و در عوض حکومت قاجار متعهد گردد که حقیقت ماجرا را آشکار و از اخباریگری حمایت کند. به دنبال این گفت و گو، میرزا محمد به مزار "حضرت عبدالعظیم" در شهر "ری" رفت و در حجره ای در به روی خود بست و با اعمالی خاص چله نشست. پس از گذشت 40 روز، سر سردار روس توسط سواری به درگاه "فتحعلی شاه" آورده شد. به هر تقدیر با فشار و سعایت رجال متنفذ، شاه قاجار دست از حمایت میرزا محمد برداشت و او را روانه کشور "عراق" کرد. در این میان نقش علمای اصولی، به ویژه "شیخ جعفر نجفی" را که کتابی با عنوان "کشف الغطاء" در ذم میرزا محمد تصنیف کرد و برای شاه فرستاد را نباید نادیده گرفت. هجرت به کاظمین مخالفت‌‏های علمای اصولی با میرزا محمد، به ویژه کتابی که کاشف الغطاء در رد اخباریه نوشت و برای شاه فرستاد، باعث شد تا شاه حمایتش را از سید محمد بردارد، لذا او تهران را به قصد کاظمین ترک کرد. او همچنان از ابراز مخالفت علنی با اصولیان چه در گفتار و چه در نوشتار خودداری نکرد و همین امر سبب شد که حکم قتل او توسط علما و مجتهدان به نام آن زمان، هم چون "سید محمد مجاهد، شیخ موسی، سید عبدالله شبر و شیخ اسد الله کاظمینی" صادر شود. البته جنگ قدرتی که میان 2 تن از عوامل حکومت عثمانی که داعیه حکمرانی "بغداد" را داشتند، یعنی "اسعد پاشا" که مصلحت خویش را در حمایت از میرزا محمد می دید و "داوود پاشا" که در صدد جلب حمایت علمای اصولی و مجتهدان بود، بر آتش این اختلاف دامن زد. مکتب اخباری بعد از میرزا محمد تقریبا منقرض شد و شهر های "کربلا و کاظمین" که مرکز اخباریان بود به دست علماى اصولى افتاد. در کشور "ایران" نیز از آن پس عالم اخباری بزرگى برنخاست. میرزا محمد اخباری یکی از عالمان چند وجهی عصر خویش و فردی باهوش و سخنور بود که با تاکید بر مشی اخباری ‌گری، در علوم مختلف تخصص داشت و به زبان فارسی و عربی سخن می ‌گفت و شعر می ‌سرود. وی هم چنین در مباحثه و جدل تخصص و تبحر داشت و همین موضوع سبب رواج تفکر مکتب "اخباری" (گروهی از فقهاى شیعه اطلاق مى ‌گردد که خط مشى عملى آنان در دست یابى به احکام شرعى و تکالیف الاهى، پیروى از اخبار و احادیث است نه روش‌هاى اجتهادى و اصول) در میان توده مردم شد. میرزا محمد اخباری از علوم "غریبه، جفر و طلسمات" نیز مطلع بود و از این علوم برای پیشبرد مقاصد خویش استفاده می ‌کرد. وی در حفظ پرچم نیمه جان مکتب "اخباری" در برابر مکتب "اصولى" تلاش کرد و تعصب شدید او در اخباريگری، سبب دشمنی او با مجتهدان و ناسزاگویی وی به آنان شد، از این رو مجتهدان عصر خویش به مخالفت با او برخاستند. 
در جریان صدور حکم قتل میرزا محمد توسط "سید محمد مجاهد، شیخ موسی، سید عبدالله شبر و شیخ اسد الله کاظمینی"، گروهی به خانه او هجوم بردند و او را به همراه فرزندش "احمد" و یکی از شاگردانش به قتل رساندند. آن ها پیکر میرزا محمد را با بستن ریسمان به پای وی در کوچه و بازار گردانیدند. بر زبان ها چنان بود که میرزا محمد چند سالی پیش از کشته شدنش در رساله ای تاریخ کشته شدن خود را اینگونه پیش بینی کرده بود: «صدوق غلب، صار تاریخنا» که عبارت "صدوق غلب" به حساب ابجد 1232 ه.ق را نشان می دهد. حتی برخی مدعی اند که او شب قبل از حادثه به صراحت گفته بود که چند ساعتی بیش، از زندگانی وی باقی نمانده است. 
میرزا محمد اخباری کتاب های متعددی در قالب فقه‌، کلام و در دفاع از تعالیم اخباریه و مخالفت با تعالیم اصولیان به زبان عربی و فارسی نوشت‌ که تعداد این نوشته‌ ها به 80 کتاب و رساله می رسد. تالیفات چاپی‌ -آیینه عباسی در نمایش حق شناسی، نام دیگر امالی عباسی، به زبان فارسی، به دستور عباس میرزا (فرزند فتحعلی شاه قاجار) در رد عقاید یهود، نصاری و مجوس و اثبات نبوت نوشته شد. -ایقاظ النبیه، در فقه، میرزا ابراهیم از نوادگان میرزا محمد آن را تصحیح کرد‌ و جزء اول کتاب را همراه با مقدمه ‌ای در سال 1356 ه.ق (1937 م) در مصر به چاپ رساند‌. -دوائر العلوم، نام دیگر تحفه الخاقان‌، قم، سال 1402 ه.ق -البرهان فی التکلیف و البیان، بغداد، سال 1341 ه.ق -فتح الباب، به اهتمام جمال الدین میرزا احمد اخباری در سال 1342 ه.ق به چاپ رسید. -مصادر الانوار فی الاجتهاد و الاخبار، بغداد سال 1341 ه.ق، نجف اشرف سال 1342 ه.ق تالیفات خطی‌ -اصول دین و فروع آن، رساله ‌ای در عقاید که مولف در آن به استدلال نپرداخته است‌، به زبان عربی و فارسی -تحفه امین یا در ثمین‌ -تحفه جهانبانی‌، در اثبات امامت حضرت علی(ع‌) به استناد ادله عقلی و نقلی است، به زبان فارسی، مولف این اثر را به محمد علی میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار اهدا کرد‌. -تحفه لاریه، نام های دیگر در نسخه ‌ها لاریه‌ و مختصر لاریه‌ -حجر ملقم، در تاریخ پیدایش روش اجتهاد و عمل به اخبار و اثبات امامت به روش اخباری که در آن، 12 دلیل عقلی و نقلی برای ابطال اجتهاد نیز اقامه شد. -حرمه التنباک و القهوه، در اثبات حرمت استعمال تنباکو و نوشیدن قهوه به آن ها استناد کرد‌. -ذخیره الالباب و بغیه الاصحاب، در 23 باب -رساله در رد عقاید صوفیه -رساله در رد وحدت وجود و توجه صوفیان در نماز و دعا به مرشد -رساله شهادت بر ولایت در اذان، در پاسخ پرسش فتحعلی ‌شاه در خصوص شهادت بر ولایت به هنگام اذان نوشته شد. -فلاح المومن و صلاح الامین، در سند دعای الحرز الیمانی‌، معروف به دعای سیفی که مولف آن را به نام سید محمد خان بن میرزا معصوم خان طباطبایی تالیف کرد، و دارای 5 فصل و یک خاتمه است‌. -شمس الحقیقه، در تعالیم اخباریه که در 34 شمس‌ تالیف شد. -ضیاء المتقین، در رد اصولیه، آن را در سال 1228 ه.ق در کاظمین نوشت‌. -قبسه العجول و منبهه الفحول (یا منیه الفحول‌)، در اخبار و اصول و رد بر عقاید اصولیه، به زبان فارسی -القسوره، در بیان اعتراض هایی بر مجتهدان، آن را برای میرزای قمی (فقیه و عالم علم اصول در قرن 12 ه.ق) فرستاد و میرزا نیز کتابی در رد آن نوشت. -قلع الاساس، نام دیگر آن معاول العقول فی قلع اساس الاصول، در رد اساس الاصول‌ -المبین و النهج المستبین، در فضایل بنی‌ هاشم و ائمه طاهرین(ع‌) و پاره ‌ای از مطالب مربوط به فقهای سبعه و امامان چهارگانه اهل سنت و عشره مبشره که بیشتر روایت‌ های آن را از منابع اهل سنت گرفت و از آثار شیعه کمتر روایت شد‌. -معراج التوحید و الدر الفرید، در اسماء صفات و صحت حمل و اطلاق آن ها بر ذات الهی که با استناد به اخبار و احادیث نوشته شد‌. -میزان التمییز فی العلم العزیز، نام دیگر الحجه البالغه، شامل مباحثی از علم کلام و عرفان   -المیزان لمعرفه الفرقان -ومضه النور، در تطبیق اسماء الله و اسماء ائمه(ع‌) -مجالی المجالی، در رد بر کتاب ملاعلی نوری (از بزرگترین فلاسفه و حکمای اسلامی متاخر (در حکمت متعالیه) و عالم اسلامی قرون 12 و 13 ه.ق) در سال 1221 ه.ق به اتمام رسید. یکی از شاگردان میرزا محمد به نام محمد ابراهیم بن علی طبسی، این کتاب را به نام مرآت آگاهی یا آیینه شاهی به فارسی ترجمه کرد‌. 
با آنکه میرزا محمد اخباری ردیه هایی بر عقاید صوفیه نوشته است اما "حاج زین العابدین شیروانی" صاحب کتاب "بستان السیاحه"، در کتاب "طریقت"، سلسله میرزا محمد را به طریقه "مهدیه" می رساند. برخی دیگر نیز عقیده او را نزدیک به عقاید عرفانی "شیخ احمد احسایی" می دانند و گفته اند میرزا محمد در کتاب "ومضه النور" "شیخ احمد احسایی" را با تعبیر "استادنا فی علم الیقین احمد بن زین الدین" ستوده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۳۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۳۶

میرزا محمد اخباری

خلاصه زندگی نامه

 ابو احمد جمال ‌الدین‌ بن عبد النبى‌ بن‌ عبد الصانع‌ نیشابوری استرآبادی، فقیه‌، محدث‌ و مروج تفکر مکتب‌ "اخباری" در فقه شیعی‌ بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع