حاج ‌میرزا حبیب ‌اللّه شهیدی، متخلص  به "حبیب" و مشهور به "حبیب خراسانی"، در 3 فروردین 1229 شمسی، مطابق با 9 جمادی الاول 1266 ه.ق، در "مشهد" متولد شد. برخی حبیب خراسانی را "میرزا حبیب ‌الله مجتهد رضوی" یا "حسینی" نیز نامیده ‌اند. او در خراسان به "آقا" معروف است. حبیب خراسانی پس از تحصیلات مقدماتى و فراگیرى زبان فرانسه، جهت تکمیل تحصیلات به "عراق" رفت. وی شاگرد "میرزای شیرازی"، "میرزا حبیب ‌الله رشتی" و "فاضلِ دربندی" بود و از "میرزای شیرازی" اجازه اجتهاد دریافت کرد. پس از چندی؛ در "عراق" توسط "میرزا مهدى گیلانى"، معروف به "خدیو"، به جمع مریدان "غلامعلى‏ خان هندى" پیوست و بعد از مرگ مرشدش، مرید "میرزا خدیو" شد، وی پس از آن به "ایران" بازگشت و مدتی مقام مرجعیت "خراسان" را بر عهده داشت. به لحاظ سیاسی دوره زندگی او با حکومت "محمد شاه"، "ناصرالدین شاه"، "مظفرالدین شاه" و "محمدعلی شاه" مقارن بود و اواخر عمرش نیز با تنش ‌های انقلاب مشروطه مصادف شد. از آثار حبیب خراسانی، میتوان به "دیوان شعر" و "گنج گهر" نیز اشاره کرد، سرانجام این شاعر فقیه، در عصر 27 شعبان1327 ه.ق، در شصت ‌و یک سالگى در "بحرآباد" به ‌طور ناگهانى درگذشت، پیکر او را در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام، در صفه "شاه طهماسب"، مقابل ضریح دفن کردند. 
حبیب خراسانی، پسر حاج میرزا محمد هاشم مجتهد بود، نسب وی از طریق جدش "سید محمد مهدی خراسانی" ملقب به "شهید رابع" به "شاه نعمت‌الله ولی" و بعد از آن؛ به "اسماعیل" پسر امام صادق(ع) می رسد. "سید محمد مهدی شهید" از فحول علماء قرن دوازدهم بود، که در سال 1218 ه.ق، به فرمان "نادر میرزا"، پسر "شاهرخ‌ میرزا افشار"، که "مشهد"را تصرف کرده بود به شهادت رسید. به همین سبب فرزندان و نوادگان "میرزامهدی" به "شهیدی" معروف شده‌اند. از زمان مهاجرت "سید محمد مهدی" به "خراسان" تا فوت حبیب خراسانی، نزدیک به 150 سال حکومت شرعی این سامان با علماء خاندان "شهیدی" بود. 
حبیب خراسانی، پس از اتمام تحصیلات مقدماتی، فقه و اصول را نزد "حاج ‌میرزا نصرالله مجتهد فانی"، شوهر خواهرش، که از مجتهدان و مدرّسان بزرگ و مشهور "خراسان" بود، آموخت، هوش سرشار و حافظه قدرتمند وی هنگام نوجوانی و تحصیل زبانزد بود، وی سپس برای ادامه تحصیل راهی "نجف" اشرف شد. 
میرزا حبیب خراسانی، در هنگام اقامت در "نجف"، با عارفی به نام "میرزا مهدی گیلانی" متخلص به "خدیو" (درگذشت 1309 ه.ق) آشنا شد و همراه او به مجالس صوفیه "بغداد" می ‌رفت. از قصیده‌ ای که در ستایش "خدیو" سروده، مشخص می ‌شود که وی اعتمادی عمیق به این عارف داشت. حبیب از طریق "خدیو" با مرتاضی هندی به نام "غلامعلی ‌خان" آشنا شد. "غلامعلی‌ خان" که به زبان‌ های باستانی و علوم و معارف هندوان آشنایی داشت، در حلقه ارشادش این علوم را به خواص شاگردانش می ‌آموخت. حبیب هم با موافقت "خدیو"، از محضر "غلامعلی‌ خان" بهره برد. مشخص نیست که حبیب، چه مدتی در نزد مرشد هندی به تَعلُّم مشغول بود. 
پس از درگذشت "غلامعلی‌ خان"، نخست "خدیو گیلانی" و سپس حبیب به "ایران" بازگشتند، در "مشهد"، "خدیو" در سراچه بیرونی منزلِ "حاج ‌میرزا هدایت ‌اللّه"، پدربزرگ حبیب، که در جوار مسجد "گوهرشاد" بود، مقیم شد و پس از مدتی عده ‌ای از مشاهیر "خراسان" از جمله "صید علی خان درگزی" (متوفی 1332) به حلقه ارادت وی درآمدند که آن‌ها را "اصحاب سراچه" یا "اهل سراچه" می‌ نامیدند. کم ‌کم رفتار خاص و شیوه درویشانه زندگی "اصحاب سراچه" باعث شد که برخی از متشرعان به مخالفت با آن‌ها برخیزند و اصحاب هم تصمیم گرفتند متفرق شوند. حبیب هم در حدود سال 1295 ه.ق، به "سامرا" به حلقه درس "میرزای شیرازی" پیوست. عدم اشاره به نام حبیب در میان اصحاب سراچه معاصران حبیب خراسانی نظیر "میرزا محمد مهدی کشمیری"، "محمد باقر رضوی"، "بدایع ‌نگار" و "مشکان طبسی" که شرح ‌حال وی را نوشته ‌اند، کوچک ‌‌ترین اشاره‌ای به ماجرای "اصحاب سراچه" نکرده‌اند. "معصوم‌ علی‌ شاه" در ضمن شرح ‌حال "خدیو گیلانی"، با این ‌که اشاره‌ ای به "اهل سراچه" می ‌کند اما نامی از حبیب خراسانی نمی ‌آورد، حتی "گلشن آزادی" که سال‌ ها پس از حبیب می ‌زیست در شرح‌ حال حبیب اشاره ‌ای به این مسئله نکرد. از اشاره‌ای که "حسن حبیب" به دیدار خود با پسرخوانده "خدیو" می ‌کند، مشخص می‌ شود که مسئله "سراچه" تا سال ‌ها در نظر متشرعان "خراسان" مذموم بوده و اهل آن را به "زندقه" و "الحاد" متهم ‌کرده‌اند و احتمالا به همین دلیل شرح‌ حال‌ نویسان نمی‌ خواسته ‌اند نامی از مجتهد محبوب و بزرگ "خراسان"، یعنی حبیب، در میان "اهل سراچه" بیاید و نیز شاید از بیم چنین اتهاماتی است که خود حبیب هم ابیاتی را که در ستایش "خدیو گیلانی" سروده، از قصیده خود حذف کرد. 
حبیب خراسانی در جریان هجرت به "سامرا" در سال 1295 ه.ق، بعد از حدود چهار سال اقامت در این دیار، به سفر حج رفت و در بازگشت به عراق، از محضر "حاج‌ میرزا حبیب ‌الله رشتی" و" فاضلِ دربندی" بهره برد و پس از نیل به درجه اجتهاد و دریافت تصدیق اجتهاد از "میرزای شیرازی" در حدود سال 1298 ه.ق، به "مشهد" بازگشت. مردم مشهد استقبال شایسته‌ ای از وی کردند و ریاست روحانی و زعامت امور شرعی که در خاندان حبیب سابقه داشت به وی سپرده شد. زعامت امور دینی مشهد حبیب خراسانی، حدود 15 سال به ریاست روحانی مردم "مشهد"، که اموری از قبیل قضا، تدریس، امامت جماعت و موعظه و سخنرانی بود، پرداخت. حسن رفتار، درایت و شهامت وی در انجام وظایف دینی حتی زبانزد نسل ‌های پس از وی در "خراسان" بود. در این مدت، حبیب برای گذران معیشت، اراضی "بحرآباد"، روستایی در حوالی "مشهد" را، که ملک موروثی خاندان او بود، آباد کرد و هرگاه فرصتی دست می ‌داد به کوه‌ پایه ‌های اطراف "مشهد" برای عبادت و تهجد می ‌رفت. کناره گیری از ریاست امور شرعی حبیب خراسانی، حدود سال ‌های 1315 تا 1316 ه.ق، که از زعامت امور شرعی کم‌ کم خسته شده بود، در "بحرآباد" با عارفی ساده‌ دل و اُمّی به نام "سید ابوالقاسم درگزی" (متوفی 1319 ه.ق) دیدار کرد. وی پس از آشنایی با "سید درگزی" ریاست امور شرعی را رها کرد و به جز مواقعی خاص که به "مشهد" می ‌آمد، و بر منبر موعظه می‌ کرد، به انزوا و عزلت پناه برد و حدود 10 سال، اغلب در روستاهای اطراف "مشهد" خصوصآ روستای "کَنگ" به عبادت، ریاضت و تفکر مشغول شد. به گفته "مشکان طبسی" منبر موعظه حبیب چنان گرم و گیرا بود که شنوندگان متوجه گذر زمان نمی ‌شدند. "ساعدی خراسانی" در ضمیمه "تاریخ علماء خراسان"، در معرفی حبیب خراسانی آورده است که: «از باریافتگان مرحوم میرزاابوالقاسم درگزیست». این عبارت نشان می ‌دهد که "سید درگزی" در "خراسان" آن زمان دارای مقام و منزلتی والا بود. "معصوم‌علیشاه" نیز که با "سید درگزی" دیدار داشته، او را عارفی ساده ‌دل، اُمّی، خوش ‌سخن، فرشته‌ خصال و نورانی توصیف کرد. 
با ظهور انقلاب مشروطه، طرفداران مشروطه در "خراسان" از حبیب خراسانی، خواستند که فتوایی در وجوب مشروطه امضا کند. حبیب هم به بهانه این‌ که سالهاست از فتوا و امضا دست کشیده، حکم صریحی در این مورد نداد و فقط خانه خود را در اختیار انجمن ایالتی مشروطه قرار داد تا به امور مردم در آن ‌جا رسیدگی شود. با بالا گرفتن اختلافات و تندروی مشروطه ‌خواهان، حبیب تصمیم گرفت که به "مدینه" سفر کند و باقی عمر را در آن‌ جا بگذراند، اما به ‌طور ناگهانی، در "بحرآباد" درگذشت. مرگ ناگهانی حبیب و سلسله حوادثی که پیش از درگذشتش رخ داد، سبب شد که در بین نزدیکانش این گمان تقویت شود که مشروطه‌ خواهان از بیم آن ‌که وی در خارج از "ایران" فتوایی علیه آنان صادر کند، او را مسموم کرده‌اند. 
بنا به گفته "حسن حبیب"، حبیب خراسانی، زبان فرانسه را در سفر به عتبات آموخت. اما "محمد شهید نورایی" معتقد است که حبیب خراسانی پس از مراجعت از سفر حج، زبان فرانسه را نزد "حاج سیاح محلاتی"، جهانگرد مشهور دوره قاجاریه، آموخت. در خاطرات "حاج‌ سیاح" اشاره به مهمان ‌نوازی حبیب از "حاج‌ سیاح" شده، اما مطلب مذکور وجود ندارد. با این حال نقل شده، که حبیب کتاب "تِلماک" اثر "فنلون" را به فارسی ترجمه کرده و این اثر به نظر "حاج‌ سیاح" هم رسیده و قرار بود که "حاج ‌سیاح" آن را چاپ کند. بدون تردید دانش، وارستگی، روشن ‌نگری و آزادگی حبیب خراسانی و تعالیم وی به شاگردان و هوادارانش تأثیر بسزایی در محیط ادبی آینده "مشهد" و "خراسان" گذاشت. بسیار کسانی که محضر وی را در جوانی درک کرده بودند، نظیر "مشکان طبسی"، "بدایع‌ نگار" و "شیخ‌ علی ‌اکبر خدابنده" (متوفی 1320 ه.ش)، همگی از افراد فرهیخته و برجسته "خراسان" بوده‌اند. برای نمونه "خدابنده" بر زبان‌های فرانسه و روسی و انگلیسی تسلط داشت و در سال‌های 1300 - 1304 ه.ش در "مشهد" زبان‌ های خارجی را درس می ‌گفت. 
حبیب شاعری برجسته و غزل ‌سرا بود، با این‌ که خود در دیوانش تصریح کرده که از اشتهار به شاعری چندان راضی نیست اما سرآمدِ مجتهدان و دانشمندانی بوده که در دوره قاجار شعر سروده‌اند. در غزل ‌های حبیب، نشانی از اشعار سیاسی دوره مشروطه و تأثیر آن ‌ها نبود، شعر وی بیش ‌تر از نوع شعر شاعرانی نظیر "صفای اصفهانی" و "صفی‌ علیشاه" است که در دوره بازگشت پیرو سبک "عراقی" بوده‌اند. ویژگی اشعار میرزا حبیب برخی از خصوصیات اشعار حبیب خراسانی عبارتند از: -اغلب غزل های حبیب، بین شش تا ده بیت بوده، اما غزل های سه و چهار بیتی یا سی بیتی نیز در دیوانش فراوان است، که به نظر می‌ رسد برخی از آنها، ناتمام ماند. -تخلص وی در بیشتر غزل‌ هایش وجود ندارد، هرچند در برخی غزل ‌ها تخلص "حبیب" را در بیت آخر یا اواسط بیت‌ ها آورده و گاهی با تخلصش ایهام‌ سازی کرد. -بسیاری از غزل‌های او مانند غزلیات "مولوی جلال ‌الدین بلخی"، وزنی تند و خیزابی همراه با قافیه دارند که باعث خوش آهنگی آن شد. -بیشتر غزلیات حبیب، ردیف دارد و آنهایی که ندارد، یا به دلیل وزنی شاداب و یا به‌ سبب استفاده از کشیدگی یک مصوّت در قافیه و تکرار قافیه بسیار خوش‌ آهنگ ‌اند. مضامین اشعار برخی از مضامین شعری حبیب خراسانی عبارتند از: -اشعارحبیب، برخاسته از کشش‌ های روحانی او بوده و از یک سو، سرشار است از شور و شیفتگی و از سوی دیگر خالی از اصطلاحات عرفانی شاعران پیرو "ابن‌ عربی" بود. -آنچه حبیب را از شاعران هم‌ عصر خود متمایز کرد، عرفان تجربی و خاصّ اوست که در مرحله اصطلاحات و لفظ باقی نمانده، بلکه حاصل تأملات و تجربه ‌های عرفانی خود او بود. -در بسیاری از غزل های حبیب، مانند "حافظ" در ستیز با زهد نمایان و زهد فروشان است و شخصیت های منفی دیوان وی زاهد و شیخ ‌اند حتی سه غزل متوالی با ردیفِ "شیخ" و "ای شیخ" دارد که در آنها شدیدا به زهد فروشی شیخ حمله می ‌کند. -حبیب چندین مدیحه در منقبت و مدح رسول‌اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و حضرت ولی‌عصر(عج) در قالب قصیده و ترکیب ‌بند دارد که بیشتر آنها را هنگام اقامت در عتبات عالیات سرود. -شعر حبیب بر بسیاری از شاعران خراسانی پس از وی نظیر اخوان ثالث و عماد خراسانی تأثیر گذاشت. چاپ دیوان شعر حبیب در زمان حیات حبیب، شخصی به نام "ملا اسداللّه تربتی" مسئولیت تحریر و جمع ‌آوری اشعار وی را برعهده گرفت. حبیب نوشته او را دید و آنچه از قلم افتاده بود بر حواشی نوشت. نخستین بار در سال 1329 ه.ش، "عباس زرین‌ قلم خراسانی، دیوانی ناقص و مغلوط از حبیب با نام "گنج گهر" در 177 صفحه در "مشهد" منتشر کرد. سپس در سال 1330 ه.ش، دیوان نسبتآ کامل ‌تری براساس تحریر "اسداللّه تربتی" و حواشی حبیب خراسانی به کوشش و با مقدمه "حسن حبیب" با 120 صفحه مقدمه و 322 صفحه متن در "مشهد" منتشر شد. در سال 1334 ه.ش، اشعار نویافته حبیب خراسانی به ‌اهتمام "علی حبیب" همراه با مقدمه‌ ای کوتاه از وی به این مجموعه افزوده و در سال 1335 ه.ش، در "تهران" منتشر شد. 
-"صنیع ‌الدوله"، وزیر انطباعات "ناصرالدین شاه"، که معاصر میرزا حبیب خراسانی بود، در "مطلع الشمس" می  نویسد: «سید المجتهدین حاج میرزا حبیب الله در مشهد تدریس دارد و در صحن گوهرشاد امامت جماعت با اوست. دور از تکبر است و خلق درویشی دارد و در ادبیت و عربیت حاذق است و به فارسی و عربی نیکو شعر می‌گوید». -همچنین "سید حسن مشکان طبسی" در مجله "دبستان" درباره او چنین گزارش می‌ دهد: مرحوم آقا همه علوم متداول عصر را به حد نصاب کمال دارا بود و فقیه و مرجع مسلم به شمار می ‌رفت. زهد و مناعت طبع داشت و در کلیه اخلاق حسنه کم  نظیر و علاوه بر این صاحب ذوقی سرشار بود. شعر را چنان طبیعی در بین سخنان می‌آورد که غالباً گمان می شد بخشی از سخنان اوست. غالباً بیش از دو ساعت سخن می‌ راند؛ ولی چنان شیرین که مستمعین آن را نیم  ساعت می ‌پنداشتند و ملول نمی ‌شدند. وی همچنین نقل می ‌کند که به قصد زیارت به "مشهد" رفته بوده و پس از ملاقات با آقا، تا شعبان 1327 که آقا رحلت می ‌کنند، شش سال مقیم "مشهد" می‌شود. -"فضل الله آل داود" از بدایع  نگاران آستان قدس، در سال 1340 در مجله "الکمال" (که در مشهد منتشر می ‌شد) از میرزا حبیب چنین نام می ‌برد: «حجه الاسلام حاج میرزا حبیب الله شهیدی قدس سره عمید آل هاشم». 
سرانجام حبیب خراسانی، در 27 شعبان 1327 ه.ق، در "بحرآباد" در پی عزم مهاجرت از "ایران"، به طور ناگهانی به دیار حق شتافت. پیکر این عالم فرهیخته در حرم امام رضا(ع) بالای صفه "شاه طهماسب"، در سردابه ‌ای که نیای بزرگوارش "سید محمد مهدی شهید" به خاک سپرده شده بود، دفن گردید. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۴۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۴۹

اسناد و مراجع