میرزا احمد آشتیانی چهارمین فرزند و کوچکترین پسر آیت الله میرزا محمد حسن آشتیانى است. او در سال 1300 ق (1262 ش) در تهران و در خانواده اى که وارث معرفت و اندیشه بودند، دیده به جهان گشود. وی چهار برادر و خواهر داشت که نام آنها عبارت است از: حاج شیخ مرتضى، حاج میرزا مصطفى، حاج میرزا هاشم و فاطمه خانم. احمد آشتیانی دوران کودکی را در شهر تهران و تحت تربیت پدرش میرزا محمد حسن سپری کرد. سپس مدارج تحصیلی را نزد علما و فقهای بزرگ ایران و عراق طی کرد و با درجه اجتهاد مشغول به تدریس شد و در این میان شاگردان بزرگی را نیز تربیت کرد. اثر معروف وی "هدیه احمدیه" است که مجموعه ای کوچک از ادعیه می باشد. میرزا احمد جامع علوم عقلی و نقلی بود و در عین تبحر در فقه و اصول در علومی چون ریاضیات و هنر و ادبیات و... نیز تبحر داشت. میرزا احمد آشتیانى سرانجام پس از عمرى تلاش فکرى، علمى و فرهنگى توأم با زهد و وارستگى در روز سه شنبه سوم تیرماه 1354 مطابق 14 جمادى الثانى سال 1395 ق در سن نود و پنج سالگى چشم از جهان فرو بست. 
میرزا احمد 9 ساله بود که در روز یکشنبه دوم جمادى الثانى سال 1309 ق (1270 ش) توسط عبدالله خان والى، دستورى از سوى ناصرالدین شاه قاجار به پدرش، آیت الله میرزا محمدحسن آشتیانى ابلاغ گردید که باید در مجامع عمومى به منبر برود و قلیان بکشد و حکم تحریم تنباکو را که توسط میرزاى شیرازى صادر شده با این کار لغو کند و یا اینکه تهران را ترک گوید. میرزا حسن به خود اجازه نداد حکم میرزا را نقض کند. بنابراین تصمیم گرفت از مرکز حکومت خارج شود. با انتشار این خبر مردم تهران با وجود سرماى شدید و ریزش برف فراوان در مساجد و محافل اجتماع کردند. در منزل میرزا، عده اى از بستگان و اقوامش و برخى شاگردانش براى وداع جمع شده و همراه اهل خانه به گریه و زارى پرداختند. احمد در سنین کودکى نظاره گر چنین حوادث تلخ و اسفبارى بود و این حادثه دل و روحش را مکدر مى ساخت. بامداد روز 14 دى ماه 1270 ش یک روز پس از اعلام آن دستور و به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) در منزل آشتیانى روضه اى منعقد شد. احمد مشاهده نمود که بازاریان کفن پوشان در حالى که این جمله یا غریب الغربا مى رود سرورما را زیر لب زمزمه مى کردند به سوى خانه آشتیانى در حرکت اند. زنان فریاد یا على و یا حسین سر مى دادند و در پیشاپیش آنان بچه ها نیز شعارهاى بزرگ ترها را زمزمه مى کردند. مردان فریاد مى کشیدند و حضرت مهدى (عج) را به استمداد مى طلبیدند و تمامى جمعیت یک صدا و خشمگین، شاه و اطرافیانش را به باد ناسزا گرفته بودند. در چنین فضایى حکومت وقت و عوامل استبداد از موضع قبلى خود عقب نشینى نمودند و ناگزیر شدند به تقاضاى مردم و عالمان دین گردن نهند. 
احمد در سنین کودکى و نوجوانى مقدمات علوم حوزوى و ادبیات فارسى را بخوبى فراگرفت و در خدمت والد بزرگوارش، فقه، اصول و علوم دیگر را کسب کرد. چنانچه نوشته اند: میرزا احمد اشتیانى پس از پایان مقدمات و ادبیات، لطیفه بسیارى در فنون نحو ، صرف، شعر منطق، هیأت، حساب و معانى خدمت پدرش اشتغال یافته و به درس خصوصى در مباحث اصول تحت عنوان معالم پا گزارده و قواعد اصولى را از بیانات آن بزرگوار آموخت. میرزا احمد در سال 1319 ق پدرش را از دست داد. این طلبه جوان با پشت سر گذاشتن این دوران سخت به تحصیل ادامه داد. او پس از وفات پدر فلسفه، حکمت و مباحث فقه و اصول را نزد استادانى بزرگ در سطح عالى فرا گرفت. میرزا احمد، کتاب تمهید القواعد، شرح فصوص قیصرى، مصباح الانس حمزه فنارى و بخش الهیات از اسفار ملاصدرا را نزد میرزا هاشم اشکورى آموخت و در این جلسات عرفانى و معنوى با دیگر شاگردان مخصوص میرزا هاشم اشکورى از جمله میرزا محمدعلى شاه آبادى و آقا سیدکاظم عصار تهرانى انس و الفت داشت. میرزا احمد بخشهایى از کتاب شفاى بوعلى سینا، شرح اشارات و نیز سفر نفس، امور عامه، جواهر و اعراض کتاب اسفار را نزد میرزا حسن کرمانشاهى آموخت. همچنین بخشهاى قابل توجهى از کتاب اسفار ملا صدرا را نزد میرزا شهاب الدین نیریزى شیرازى قرائت نمود. میرزا احمد پس از فراگیرى متون مهم فلسفى و عرفانى به ریاضى علاقه مند گردید و در این رشته در زمره شاگردان نامدار میرزا جهان بخش و میرزا عبدالغفار نجم الدوله به شمار آمد. وى سپس به طب روى آورد و کتابهاى تحقیقى این دانش همچون شرح نفیسى و کلیات قانون را نزد استادان مشهورى چون میرزا محمدحسین و میرزا ابوالقاسم نائینى فرا گرفت و در درس استادان طب جدید آن عصر یعنى میرزا على اکبر ناظم الاطباء و رئیس الاطبا میرزا ابوالحسن حاضر گردید. به موازات تحصیل علوم عقلى، معارف نقلى مخصوصاً فقه و اصول را نزد مرحوم آقا شیخ محمدرضا نورى و مرحوم آقا سید محمد یزدى فراگرفت. زمانى که میرزا على اکبر، مدرس مدرسه شیخ عبدالحسین در تهران بود میرزا احمد به همراه  آیت الله العظمى حاج آقا حسین قمى و تنى چند از عالمان برجسته در درس ایشان شرکت مى نمود. پس از آن که آشتیانى نزد حکیمانى چون مرحوم جلوه و دیگر بزرگان حکمت در این رشته به مهارتهایى دست یافت در مدرسه منیریه تهران اقامت گزید و مدت سه دهه در این مدرسه علوم معقول را تدریس نمود. میرزا احمد آشتیانى در حوزه درسى آخوند ملا محمد هیدجى زنجانى به تکمیل تواناییهاى خود در علوم معقول پرداخت و از فضایل اخلاقى این حکیم زاهد نیز متأثر شد. 
آیت الله میرزا احمد آشتیانى در 1320 ق دختر میرزا آقا خان نورى را که بانویى صالح و عفیف بود به ازدواج خود درآورد و از وى صاحب دو پسر و چهار دختر شد. پسران میرزا محمدباقر آشتیانى، از عالمان طراز اول تهران که والد معظم شان در چند سال آخر عمر غالب کارها را به ایشان ارجاع مى دادند و یا با او مشورت مى نمودند. میرزا محمدصادق آشتیانى از روحانیان نیک نفس، خیرخواه و خیر اندیش ساکن تهران دختران همسر حاج سید محمد رضا غفورى، از بزرگان خراسان همسر آقاى نفیسى فرزند مرحوم ناظم الاطبا کرمانى، صاحب لغت نامه فرهنگ نفیسى همسر آقا میرزا ابوالحسن طباطبایى نواده مرحوم آقا سیدمحمد طباطبایى مجتهد معروف صدر مشروطیت همسر آیت الله حاج سیدعباس طباطبایی معروف به  آیت الله زاده فرزند آیت الله فشارکى 
با وجود اینکه میرزا احمد در چندین رشته از علوم توانایى هاى فوق العاده اى به دست آورد اما به آن اکتفا نکرد و به منظور تکمیل علوم نقلى و درک فیض استادان حوزه نجف اشرف در سال 1340 ق (1300 ش) رهسپار عراق گردید و در حدود ده سال در جوار بارگاه مطهر حضرت على (علیه السلام) اقامت گزید. وى علاوه بر تحصیل به تدریس هم مى پرداخت. میرزا احمد از محضر آیات عظام آقا ضیاءالدین عراقى، سیدابوالحسن اصفهانى و میرزا محمدحسین نائینى بهره هاى فراوان برد و در نقل احادیث و روایت و وصول به درجه اجتهاد از این بزرگان به کسب اجازه و گواهى نایل گردید. البته او قبلاً این اجازات را از  آیت الله بروجردى و  آیت الله شیخ عبدالکریم حائرى یزدى نیز اخذ کرده بود. 
آشتیانى در میان استادان نجف با محقق نائینى انس و الفت افزون ترى داشت و ا ین ارتباط که فراتر از روابط استاد و شاگردى بود علتهایى داشت. میرزا احمد در زمره شاگردان خاص میرزاى نائینى به شمار مى رفت و از استعدادى فوق العاده برخوردار بود. در بحث هاى علمى استاد حضور فعال داشت و صاحب نظر بود و میرزاى نائینى او را مورد حمایت عاطفى قرار مى داد. مرحوم نائینى ضمن اینکه در اکثر علوم تبحر داشت و او را به جامعیت در معارف عقلى و نقلى شناخته انددر علم اصول نوآورى ها و ابتکارات ویژه اى داشت. این ویژگى همراه با فصاحت بیان، تحقیق و تفحص فراوان دانشورانى چون میرزا احمد را شیفته او نموده بود. آیت الله نائینى علاوه بر کمالات علمى، در فضیلتهاى اخلاقى و زهد و تقوا نیز به موفقیتهاى درخشانى دست یافت و سیماى نورانى او مؤید چنین حالاتى بود. میرزا احمد آشتیانى ضمن اینکه از چنین فضائلى متأثر بود مى کوشید روح و روان خویش را در چنین جویبارى صفا دهد و بیش از پیش در زهد و تقوا و تهجد و شب زنده دارى اهتمام ورزد و این امور برایش از موفقیتهاى علمى ارزش بیشترى داشت. 
میرزا احمد آشتیانى پس از رسیدن به فراز قله حکمت و فقاهت و بهره مند شدن از محضر مشاهیرى بزرگ در سال 1350 ق نجف اشرف را به قصد ایران ترک نمود و در تهران ساکن گردید. آشتیانى پس از اینکه علوم عقلى و نقلى را در تهران فراگرفت، در مدرسه سپهسالار قدیم و سپس در مدرسه سپهسالار جدید مشغول تدریس علوم معقول و منقول گردید. و در زمان فراغت از تدریس مجمعى به عنوان کلاس اصول عقاید براى عموم طبقات علاقه مند تشکیل مى داد و با بیانى شیوا و قابل فهم براى همه افراد، به ارشاد و هدایت مردم در این محافل و مجالس مى پرداخت. در واقع میرزا احمد در 30 سالگی به تدریس در بسیارى از علوم و فنون مشغول گردید و جمع زیادى از دانشوران ساکن تهران در درس او حاضر مى شدند. در مجلسى که بحثهاى کلامى و اعتقادى را مطرح مى نمود، گروه کثیرى از مردمان ساکن تهران مشتاق شرکت در جلسات پربارش گردیدند و از این رهگذر توانستند با بصیرت افزون ترى ملتزم امور شرعى و موازین مذهبى باشند. میرزا احمد در مباحث عرفانى مسلط و مدتهایى شرح فصوص، اسفار و شفا را تدریس کرده و در طرح مباحث نظرى عرفان بسیار دقت نظر داشت. همچنین این عارف زاهد با منابع طب قدیم کاملاً آشنایى داشت و مدتها کتابهاى تحقیقى طب راتدریس مى نمود، علوم ریاضى را نیز چندین دوره درس داد. همچنین ایشان در نجف داراى حوزه تدریس بود و کثیرى از دانشوران نامدار در درس او حاضر مى گردیدند. حوزه درس آشتیانى پس از بازگشت از نجف مرجع خاص و عام گردید و افراد زیادى از چشمه زلال دانش و ژرفاى اندیشه اش بهره مند گردیدند. افرادى در مکتب وى به فراگیرى علوم مبادرت ورزیدند که در زمان ما از استوانه هاى مهم علمى به شمار مى روند و محافل حوزوى و دانشگاهى از مشعل فروزان آنان استفاده مى کنند. شاگردان از جمله بزرگترین و معروف ترین شاگردان میرزا احمد که در حوزه تدریس او شرکت داشتند می توان به موارد زیر اشاره کرد: سیدجلال الدین آشتیانى علامه حسن حسن زاده آملى آیت الله حاج میرزا محمدباقر آشتیانى آیت الله حاج سید عباس طباطبایى 
آیت الله میرزا احمد آشتیانى جامع ترین استاد در علوم عقلى و نقلى بود. وى در فنون ریاضى متبحر و در طب قدیم یگانه استاد عصر خویش به شمار مى رفت و به خوبى از عهده تدریس قانون ابوعلى سینا و سایر کتابهاى طبى بر مى آمد. در فقه و اصول، تفسیر، حدیث و اخلاق نیز براى خواص و نیز عموم مردم مباحثى ارزنده و آموزنده و متکى بر پژوهشهاى عمیق بیان مى کرد و در این رشته ها تألیفها و رساله هاى مفیدى تدوین کرده است. ایشان علاوه بر جامعیت کم نظیر در علوم متداول عصر خود و احاطه بر مراتب معقول و منقول، عالمى متقى و دانشمندى زاهد و پارسا و انسانى تمام عیار بود.  آیت الله سید جلال الدین آشتیانى مى نویسد: تحصیل جامعیت در علوم عقلى و نقلى کارى بسیار مشکل است. تبحر و تسلط در علم فقه، اصول و حدیث در حد اجتهاد و تحصیل علوم عقلى، فلسفه و حکمت مشاء و اشراق، حکمت متعالیه ملاصدرا، تعلیم عرفان و علم توحید به نحوى که قدرت تام جهت تدریس شفا، اشارات، حکمت اشراق، اسفار، شواهد الربوبیة، شرح فصوص الحکم و مصباح الانس حاصل گردد، کارى دشوار و محتاج به قبول مشقات و تحمل مشکلات طاقت فرساست و کمتر کسى مى تواند به این درجات نایل آید.  آیت الله آشتیانى علاوه بر دارابودن تسلط تام بر تدریس کتب فلسفى و عرفانى و احاطه تام بر علوم نقلى، در علم طب قدیم و تدریس کتب تحقیقى طب و علوم ریاضى متداول نیز در هشتاد سال قبل تخصص کامل داشت. از همه این امور مهم تر سلامت نفس، و پاکى روح و اهتمام به امور مردم محتاج و عدم آلودگى از محیط، از خواص آن وجود ملکوتى بود. آن مرد بى نظیر آن چنان از تظاهر و ریا و خودنمایى مُبرا بود که حقیر احتمال مى دهد بر شمردن حفوق فراوان او، چه بسا موجب رنجش آن روح پرفتوح شود. چنان جهات کثرت و خلقى در جنبه حقى او فانى شده بود که واقعاً تبدیل شده بود به ملکى در لباس انسانى و از ناحیه اکثرت تقوا و عبادت داراى نورانیت خاص بود و به غیر از حق و حقیقت به امر دیگر توجه نداشت. 
آیت الله آشتیانى روح لطیفى داشت و شعر هم مى سرود. او بسیارى از مضامین عرفانى و فلسفى را به صورت سروده هایى، تنظیم نموده است. وى ارادت قلبى خویش به ساحت مقدس اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را نیز به صورت شعر آشکار ساخته است. وى در شعر به واله تخلص مى نمود و دو قصیده اى که در سال روز میلاد حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و نیز موسم ولادت حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) سروده از شهرت بیشترى برخوردار است. مهارت در خوشنویسی آیت الله آشتیانى در هنر خوشنویسى، خطوط ریز و درشت نیز نامور و نمونه بود و در این زمینه آثارى درخشان از خود به یادگار نهاد. کتاب تمهید القواعد شرح تحقیقى عمیقى است بر رساله قواعد و مؤلف تمهید، ابن ترکه، از اسباط مؤلف، قواعد و معاصر است با شاهرخ میرزافرزند تیمور. این اثر از کتابهاى درسى حوزه علمى و عرفانى تهران بود. یکى از نسخه هاى تصحیح شده، نسخه اى است که آقا میرزا احمد آشتیانى زمان قرائت آن نزد آستادش میرزا هاشم گیلانى با کمال دقت مقابله را با اصل نسخه رعایت نموده و با خط زیباى خود نسخه اى کامل پدید آورده است. نسخه  آیت الله آشتیانى از تمامى نسخه ها معتبرتر است و سید جلال الدین آشتیانى بر اساس آن کتاب تمهید القواعد را به طبع رسانیده است. حواشى این کتاب به خط  آیت الله آشتیانى است که آن را از نسخه اصل به خطى زیبا نقل نموده است. 
آیت الله آشتیانى به ساحت قدس پروردگار از درون توجه داشت و این توجه ناشى از معرفت ژرف او بود. عمل و اطاعتش از این درجات معنوى حکایت مى نمود. مداومت در اعمال نیک و انجام تکالیف دینى، تهجد، تضرع و نیایش او را به حالتى از توحید عبادى رسانید که هیچ نوع علاقه و تمایلى که با خشنودى پروردگار در تعارض باشد در دل و ذهن این عالم عامل مشاهده نگردید. فرزندش میرزا محمدباقر آشتیانى نوشته است: «مرحوم آقاى والد پیوسته به قرآن و عترت عشق مى ورزید و ابراز علاقه مى نمود تا حدى که در عیدها هم دستور مى داد مناقب و مصائب اهل بیت (علیهم السلام) نبوت یادآورى شود. گاهى خود چند روایت تلاوت و با بیان مختصر نافع به حاضران استفاده مى رساند. و زمانى که حال حضور در مسجد براى اقامه جماعت داشتند بین دو نماز یا بعد از فراغ از نماز به حاج عبدقارى ضریر که به وجه معجزه آسایى به وسیله توسل به مقام مقدس صدیقه کبرى حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) حافظ قرآن شده بود مى فرمودند چند آیه از قرآن تلاوت نمایند و همواره به ما توصیه مى کردند از قرائت قرآن همه روزه ولو چند آیه غفلت ننمایید که موجب سعادت دنیا و نجات آخرت است.» آیت الله آشتیانى از عمر با برکت خویش به بهترین و عالى ترین نحو استفاده مى نمود و اجازه نمى داد لحظه اى از وقتش بیهوده تلف شود. عبادت، ارشاد مردم وعظ و خطابه تشکیل حوزه هاى درسى و تربیت شاگردان، تألیف آثار و نوشته هاى گوناگون محور تلاشهاى فکرى و فرهنگى او بود. حتى وقتى در ناحیه پا دچار عارضه شدید شد از تحقیق و پژوهش باز نماند و در چند روزى که از حضور در مجلس درس محروم گردید اجمالى از مطالب اخلاقى و اعتقادى را در رساله اخلاق و توحید تدوین نمود. 
از ویژگیهاى آیت الله آشتیانى این بود که با وجود احاطه علمى قوى بر علوم و معارف گوناگون و تشکیل حوزه هاى درسى از این که به تبلیغ و ارشاد عامه مردم بپردازد کوتاهى نمى کرد و چون احساس نمود در بین افراد جامعه در حوزه بحثهاى کلامى و اعتقادى و مضامین عبادى خلأ مشاهده مى شود و لازم است اشکالها و تردیدهاى عموم افراد حل و فصل گشته و کتابهاى مناسبى براى ایشان تدوین گردد به تألیف و تصنیف رساله ها و آثارى در این موارد پرداخت. خصوصاً در پدید آوردن این گونه نوشته ها جوانان را مد نظر داشت و مى کوشید با نثرى ساده و روان اما با استدلالهاى استوار و براهین محکم آنان را از تردید و ابهام به هدایت و معنویت رهنمون سازد. آن مرحوم در دیباچه رساله یادآور توحید پس از حمد خداوند و درود بر رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم و آلش در انگیزه تحریر رساله مذکور مى نویسد: و بعد احمد بن محمد حسن الآشتیانى براى یادآورى جوانان روشنفکر که سایر طبقات خامدالفکر را ارشاد و هدایت بنمایند تحریر مى نماید. سپس با مثلى ساده بحث خداشناسى را مطرح مى کند. در سبب تألیف رساله میزان القرائة مى نویسد: چون احساس کردم مردم به هنگام قرائت در نماز الفاظ آن را طبق آنچه در لغت و زبان عرب است ادا نمى کنند و نیز بر حسب سفارش یکى از دوستان رساله میزان القرائه را در درست ادا کردن مضامین نماز تحریر نمودم. او طى این اثر اشکالها و ابهامهایى را که معمولاً براى افراد پیش مى آید، مطرح نموده که در نوع خود جالب و خواندنى است. حتى در پژوهشهاى این حکیم برخى بلاها و حوادثى که متوجه انسانهاست مورد توجه بوده و در رساله هدیه احمدیه ادعیه اى جهت محفوظ ماندن بنا، رفع مرض، محفوظ ماندن از شر دشمن و دفع بلایا و نیز رفع گرفتاریهاى آورده است. آن حکیم در پایان رساله بیان نافع مى نویسد: چون در این عصر صدمات وارده از تصادفات و غیر آنها زیاد است مناسب دانستم که این دعاى ذیل را که مرحوم مجلسى در کتاب مقابس المصابیح از کلینى از امام صادق علیه السلام نقل فرموده و براى حفظ دین، جان و مال مفید است و از تعقیبات مشترکه نمازهاى یومیه مى باشد در تتمه این رساله ذکر نمایم. در جلسه هاى شبانه که براى برادران ایمانى و دینى داشت هفته اى یک شب را به تفسیر قرآن اختصاص داد. وى در این جلسه ها تفسیر چندین سوره را به زبان ساده براى حاضران بیان مى کرد که ظاهراً مجموعه آن بحثها را به صورت نوشتارى درآورده تا همه مردم از آن استفاده کنند ولى این نوشته ها تاکنون به طبع نرسیده است. 
آثارقلمی برجای مانده ازاین فقیه عارف درعرصه فنون وعلوم بسیاری است که به بیش از شصت جلد می رسد که نیمی از آنها به چاپ رسیده اند.این نوشته های ارزشمند در موضوعات ذیل تدوین یافته اند: قرآن و حدیث طرائف الحکم در دو جلد عربى و فارسى (مجموعه روایت هاى انتخاب شده اى است که  آیت الله آشتیانى براى جلسه هاى هفتگى خود فراهم آورده و در آن جلسات مکرر براى مردم مى خوانده است) رساله بیان نافع در تفسیر آیه (یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذى خلقکم) رساله در تفسیر آیه قل الروح الاحادیث (شامل یکصد و بیست حدیث در حاشیه رساله قول ثابت) تفسیر چند سوره از قرآن رساله مختصرى در تفسیر سوره واقعه رساله مختصرى در فضائل السادات (دیدگاه روایى) کلام و اعتقادات حاشیه شرح تجرید علامه حلى حاشیه شرح تجرید قوشچى نامه رهبران (یکدوره اصول عقاید به زبان فارسى) لوامع الحقایق (یکدوره اصول عقاید به زبان عربى) تذکرة الغافلین (یکدوره اصول عقاید به زبان فارسى) رساله دلائل التوحید رساله یادآور (در توحید) رساله کلمه طیبه رساله قول ثابت قصدالسبیل در ابطال جبر و تفویض و اثبات امر بین الامرین الهدیة الاحمدیة در علم بارى رسالة فى الولایة سرمایه سعادت در توحید، نبوت، امامت و معاد رساله پرستش نامه آداب الدعاء رساله توحید و معاد رساله عیدیه در نبوت و نیز مقام رسالت حضرت ختمى مرتبت رسول اکرم صلى الله علیه وآله وسلم هدیه احمدیه (ادعیه و ذکرهاى مفید) رساله آداب دعا اصول فقه، فقه و احکام حاشیه مکاسب شیخ انصارى حاشیه رسائل شیخ انصارى حاشیه کفایه آخوند خراسانى حاشیه شرح لمعه شهید ثانى حاشیه شرایع محقق حلى حاشیه طهارت شیخ انصارى حاشیه قواعد علامه حلى حاشیه تبصره علامه حلى حاشیه قوانین میرزاى قمى کتاب الصلواة (تقریرات درس  آیت الله نائینى) کتاب المتاجر (تقریرات درس مرحوم  آیت الله نائینى) تقریرات اصول فقه (یک دوره درس محقق نائینى) حکمت، فلسفه، عرفان، اخلاق و منطق حاشیه شرح اشارات حاشیه شواهد الربوبیه حاشیه طبیعیات شفاء حاشیه شرح فصوص الحکم حاشیه و تصحیح کتاب تمهید القواعد ابن ترکه حاشیه شرح مطالع (منطق) حاشیه شرح منظومه سبزوارى حاشیه اسفار ملاصدرا حاشیه مصباح الانس رساله اخلاق و توحید مقالات احمدیه (در اخلاق) تبیان المسالک در بیان عقاید مسالک مختلف در مسأله وحدت وجود رساله اى در فرق بین اسم جنس و علم جنس ادبیات فارسى و عربى، صرف و نحو و تجوید حاشیه مقامات حریرى (ادبیات) حاشیه مطول تفتازانى در علوم بلاغت حاشیه شرح نظام (صرف) حاشیه سیوطى (نحو) حاشیه شرح رضى (نحو) حاشیه تصریح (نحو) حاشیه شرح جامى (نحو) رساله میزان القرائة (در تجوید) قصیده اى در میلاد پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) قصیدهاى در میلاد حضرت مهدى (عج) هیأت، نجوم، ریاضى، زیست شناسى و طب حاشیه خلاصة الحساب شیخ بهایى (ریاضى) حاشیه تشریح الافلاک شیخ بهایى (هیأت) حاشیه کلیات قانون بوعلى سینا (طب) حاشیه بر فیزیولوژى 
میرزا احمد آشتیانى سرانجام پس از عمرى تلاش فکرى، علمى و فرهنگى توأم با زهد و وارستگى در روز سه شنبه سوم تیرماه (1354) مطابق 14 جمادى الثانى سال 1395 ق در سن نود و پنج سالگى چشم از جهان فرو بست. ایشان را با عزت و احترام ویژه اى تشییع و در مقبره خانوادگى ایشان در صحن حضرت عبدالعظیم حسنى به خاک سپردند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۰:۲۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۰:۳۱

اسناد و مراجع