موشه دایان (Moshe Dayan) در تاریخ 20 می سال 1915 در شهرک "دیجانیا کفوتزه"(شهرک یهودی نشین واقع در فلسطین اشغالی) از پدر و مادری روسی متولد شد. ظاهرا نام اولیه  وی "کیتاگورودسکی" (Kitaigorodsky) بوده است.  موشه دایان در شش سالگی به همراه خانواده‌اش به "موشاو اول" (اولین دهکده تعاونی) نقل مکان کرد. وی در 14 سالگی به سازمان شبه نظامی "هاگانا" پیوست و از سال 1939 م به جرم فعالیت‌ های شدید صهیونیستی، به زندان انگلیسی ‌ها افتاد. وی دو سال بعد در 1941 از زندان آزاد شد و در عملیات چریکی علیه نیروهای فرانسوی مستقر در لبنان شرکت کرده و طی این درگیری ها از ناحیه چشم چپ مجروح و بینایی آن را از دست داد. به دنبال اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی در سال 1948 م، دایان از سال 1953 م به مدت پنج سال عالی ترین مقام ستاد ارتش اسرائیل را بر عهده داشت. وی هم ‌چنین در جریان جنگ شش روزه بین اعراب و اسرائیل (1967) وزیر دفاع اسرائیل بود و سپس در 1977 وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی شد. موشه دایان در سال 1979 از هیات دولت استعفا داد و در سال 1981 حزب سیاسی مستقلی را تشکیل داد، ولی این حزب فقط به دوکرسی نمایندگی در انتخابات همان سال دست یافت. این امر مصداق بارزی بر کاهش اعتبار سیاسی و شهرت نظامی وی بود. پس از این ناکامی وی فردی مریض و از کار افتاده شد و اندکی بعد  و در همان سال براثر سکته قلبی مرد. 
"هاگانا" یک سازمان شبه نظامی است که توسط شهرک نشینان صهیونیست در سال 1921 تشکیل شد. هاگانا در بدو شکل گیری بطور سری و با نام "دفاع و عمل" فعالیت می کرد. بعد از آن، کلمه عمل حذف گردید و کلمه "دفاع" باقی ماند که به معنای "هاگانا" است. مأموریت این سازمان حملات تلافی جویانه بر علیه اعراب فلسطینی بود. موشه دایان در 14 سالگی به هاگانا پیوست. این گروهک تروریستی توسط برخی از رهبران یهودی آن زمان اداره می شد. دایان پس از گذراندن دوره های آموزشی در زمینه سرکوب فلسطینیان، در ماموریت های مسلحانه به کار گرفته شد. آموزش آدم کشی در اواخر دهه 1930 جریان های صهیونیستی در ادارات انگلیسی حاکم بر فلسطین نفوذ کرده بودند و با هماهنگی انگلیسی ها آماده اشغال فلسطین بودند. یکی از این موارد جذب برخی از فعالان تروریستی هاگانا به پلیس انگلیسی بود. موشه دایان نیز در این راستا در سال 1938 وارد پلیس شد و در آنجا تحت فرمان یک آدم کش حرفه ای انگلیسی و یک صهیونیست افراطی به نام "اورده چارلز وینگیت" (Orde Charles Wingate) به سرکوب فلسطینیان مشغول شد. "وینگیت" یک گردان ویژه رزم شبانه که در آن به فلسطینیان و عرب ها حمله می کردند ایجاد کرد و معتقد بود که مسیحیان موظف هستند برای انجام وظایف دینی خود به ایجاد حکومت صهیونیست ها خدمت کنند. او در یک درگیری در همین زمینه در سال 1941 چشم خود را از دست داد و چهره ظاهری او از آن سال همانند چهره واقعی او یک جنایتکار خشن و آدم کش حرفه ای شد. موشه دایان خود متذکر شده است که از دست دادن یک چشم برای او ایجاد یک مشکل روانی کرد و او تا مدتها از این که یک چشم بند سیاه برای چشم نابینا شده اش به کار ببرد ناراحت بود. 
دایان توانست در جریان پایان بخشیدن قیومیت بریتانیا بر فلسطین، نظر فرماندهان ارشد نیروهای دفاعی اسرائیل را به خود جلب کند، بطوری که پس از اعلام استقلال کشور اسرائیل در سال 1948 و آغاز جنگ استقلال میان کشورهای عربی و کشور تازه تأسیس اسرائیل، مسئولیت‌های مهم دیگر و فرماندهی یگان‌ های بیشتری به وی واگذار شد. فرمانده ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل دایان در جنگ اول رژیم صهیونیستی با اعراب در سال 1948 یكی از فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی شد و در سال 1950 فرمانده نظامی منطقه جنوبی شد و در سال 1952 به فرماندهی منطقه شمالی منصوب گردید. موشه دایان در سال 1953 میلادی، به بالاترین درجه نظام"راو آلوف"در ارتش اسرائیل دست یافت و تا سال 1958 میلادی، فرماندهی ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل را عهده دار شد. وی در دوران فرماندهی اش، به بهبود آموزش نظامی و تجهیز ارتش به سلاح های نوین پرداخت و در جریان جنگ شش روزه با اعراب(1967) به عنوان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی منصوب شد و تا سال 1974 در این سمت بود. وزیر کشاورزی رژیم صهیونیستی دایان از سال 1959 تا 1964 به عنوان وزیر كشاورزی رژیم صهیونیستی فعالیت كرد. وی طی دوران ایفای مسئولیتش در وزارت کشاورزی، به عضویت گروه "نسل جدید" در آمد. نسل جدید در واقع گروهی بود که  "بن گوریون"(اولین نخست وزیر اسرائیل) می ‌خواست آنان زمام امور حکومت را به ‌جای رهبران قدیمی صهیونیسم به دست گیرند. تاسیس حزب رافی دایان در سال 1964به ‌خاطر بروز اختلاف نظر با "لوی اشکول" (نخست‌ وزیر وقت اسرائیل)، از هیات دولت استعفا داد و چند ماه بعد بنا به توصیه بن گوریون(اولین نخست وزیر اسرائیل)، در تاسیس حزب "رافی" مشارکت کرد که البته این حزب در سال 1968 در حزب کارگر ادغام شد. وی در این مدت با استفاده از محبوبیت مردمی خویش و نیز تهدیداتش مبنی بر خارج شدن از حزب کارگر، نظرات سیاسی و نظامی خود را اعمال کرد. به عنوان نمونه، رهبران حزب کارگر را مجبور ساخت تا "پیمان الجلیل" را مبنی بر توسعه و آبادانی سریع اراضی اشغالی سال  1967 و تضمین ایجاد بندری عمیق در "یا میت" را بپذیرند. وزیر دفاع رژیم صهیونیستی دایان پس از ترک هیئت دولت در سال 1964 ، پیرو فشار افکار عمومی و مسائل سیاسی با آغاز جنگ ژوئن در1967 به عنوان وزیر دفاع به هیئت دولت بازگشت و تا سال 1974 در وزارت دفاع انجام وظیفه کرد. کناره گیری از وزارت دفاع عملکرد دایان در جنگ اکتبر سال 1973(جنگ یوم کیپور یا روزآمرزش) به میزان زیادی باعث کاهش اعتبار سیاسی و نظامی وی شد. این روند باعث شد وی  اندکی پس از جنگ مجبور به کناره‌ گیری از مقام وزارت دفاع شود.   وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی دایان پس از پیروزی حزب لیکود در انتخابات سال 1977، وابستگی سیاسی خود را تغییر داد و در دولت "مناخیم بگین" وزیر امور خارجه شد. وی در دوران مسئولیتش در وزارت خارجه، از اعضای شاخص در جریان  انعقاد پیمان صلح با مصر معروف به "قرارداد کمپ دیوید" (مارس 1979) بود. براساس این پیمان، اسرائیل از سوی مصر به رسمیت شناخته شد و اسرائیل موظف شد از صحرای سینا عقب‌ نشینی کند و این منطقه پس از تخلیه کوچ ‌نشین‌ های اسرائیل، به یک منطقه خالی از سلاح (غیرنظامی) تبدیل شود و در برابر این قرارداد، آمریکا نیز مبلغی بالغ بر چهار میلیارد دلار برای اسکان دوباره کوچ ‌نشینان بپردازد و فلسطینیان در نـوار غـزّه و کـرانـه غـربـی رود اردن تـحـت نظارت دولت اسرائیلی به خود مختاری دست یابند. 
عزم موشه دایان در سراسر دوران مسئولیتش در رژیم صهیونیستی در سرکوب جدی و کشتار فلسطینیان بود. او تصور می کرد که از طریق سرکوب و کشتار می توان مخالفت های فلسطینیان و عرب ها را از بین ببرد. کشتار در ویتنام موشه دایان در سال 1967 به ویتنام رفت. هدف اصلی او این بود که اثر به کارگیری سلاح های جدید را در میدان جنگ و  میزان توانایی این سلاح ها را در کشتار ویتنامی ها بررسی کند. وی در سال  1948 در جنگ های مربوط به اشغال فلسطین، گردان اسرائیلی اشغال کننده "لد" و "رمله" را فرماندهی کرد. حمله به صحرای سینا (1956) دایان فاصله  سال‌های 1953- 1958 فرمانده عملیات ارتش و رئیس ستاد بود. عملیات حمله اسرائیل به صحرای سینا در سال 1956 از جمله شاخص ‌ترین پیروزی ‌های نظامی وی به شمار می‌ رود. علاوه بر این، در سال 1950 برخی از مساجد و مشهد نبی حسین در شهر عسقلان بدستور وی تخریب گردید. این بنا که به عقیده برخی از شیعیان محل دفن راس الحسین بوده‌ است مورد توجه و زیارت همه مسلمانان قرار داشت و به دلیل قدمت بالای آن( که به قرن 11 میلادی باز می ‌گشت) از آثار باستانی فلسطین نیز به شمار می‌ رفت. راز کلتر (raz kalter) باستان شناس یهودی می ‌گوید که این بنا چنان تخریب گردید که حتی یک سنگ هم از آن باقی نماند. جنگ شش روزه (1967) دایان در جنگ شش روزه میان اعراب و اسرائیل در سال 1967 ، وزیر دفاع اسرائیل بود و دستورها و پیش ‌بینی ‌های وی در طول جنگ شش روزه عامل مهمی در پیروزی نیروهای دفاعی اسرائیل بر ارتش ‌های چند کشور عربی بود.  اسرائیل در پایان جنگ شش روزه، نوار غزه، صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن(شامل اورشلیم شرقی) و بلندی ‌های جولان را تصرف کرد. در پایان این جنگ با پیروزی‌ های بدست آمده و سرزمین ‌های به غنیمت گرفته شده، مساحت اسرائیل به  3 برابر افزایش یافت. جنگ یوم کیپور (1973) جنگ یوم کیپور یا جنگ اعراب و اسرائیل  جنگی بود که از ششم تا بیست ‌وپنجم اکتبر 1973 میان دولتهای عربی و اسرائیل اتفاق افتاد. با غافلگیر شدن اسرائیل در حمله ناگهانی اعراب در یوم کیپور(روز آمرزش) در سال 1973 و اصرار موشه دایان به عنوان وزیر دفاع اسرائیل مبنی بر تدافعی نگاه داشتن آرایش نیروهای ارتش اسرائیل در مقابله با اعراب، باعث شد تا در دو روز اول جنگ، نتیجه جنگ به نفع و پیشروی اعراب منجر شود. اما با تغییر استراتژی و دکترین نظامی اسرائیل مبنی بر "کشاندن جنگ به خاک دشمن"، اسرائیل خطوط مقدم ارتش مصر در صحرای سینا را درهم شکست و سپس با پیش روی گذاشتن کانال سوئز و نابودی کامل ارتش سوم مصر، به جبهه سوریه پاتکی نظامی زد و با موفقیت نیروهای ارتش اردن، سوریه و عراق را درهم کوبید و تا حومه دمشق را تا پایان جنگ گلوله باران کرد. کشتار در شهر اللد کماندوهای اسرائیل به ریاست موشه دایان در 11 ژولای سال 1948 وارد شهر "اللد" (از شهرهای قدیمی فلسطین) شدند و کشتار جمعی در این شهر به راه انداختند. آنها هر موجود متحرک در شهر را می کشتند و حتی به کسانی که در اثر حمله به مسجد پناه برده بودند، رحم نکردند. تعداد شهدای این کشتار بالغ بر 426 نفر بود که 176 نفر از آنها در مسجد کشته شدند. 
موشه دایان بر اثر سکته قلبی در 16 اکتبر سال 1981 میلادی در تل ‌آویو مرد. جسد وی در"ناهالال"، دهکده  یهودی‌ نشینی که موشه دایان در آنجا بزرگ شده و آنجا را بسیار دوست ‌داشت، دفن گردید. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۱۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۱۶

موشه دایان

خلاصه زندگی نامه

 موشه دایان، از مشهورترین نظامیان سیاستمدار اسرائیلی که در فاصله بین سالهای 1953 تا 1958 فرماندهی ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل را برعهده داشت. او در جریان جنگ شش روزه با اعراب به عنوان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی منصوب و تا سال 1974 در این سمت بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع