مهر انگیز کار در سال 1323 در اهواز به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و موفق به اخذ لیسانس در رشته حقوق سیاسی شد. در فاصله بین سالهای 1346 تا 1356 در سازمان تامین اجتماعی که یک سازمان نیمه دولتی بود مشغول به کار شد. فعالیت مطبوعاتی اش را از مجله فردوسی آغاز کرد. بعدها به روزنامه کیهان و رستاخیز پیوست. در ماه های پایانی عمر رژیم طاغوت و برای شکستن اعتصاب مطبوعات که با فرمان امام خمینی آغاز شده بود و نیز برای شکست انقلاب تلاش فراوان کرد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش خود را مصروف مقابله با ارزش های اسلامی در لباس وکالت کرد و سرانجام پس از کنفرانس برلین مدتی زندانی و به بهانه درمان از کشور خارج شد. او در سالهای اقامتش در خارج از ایران به مقابله با ارزش های اسلامی در قامت یک وکیل و حقوقدان مشغول شد. 
مهرانگیز کار دوران دبستان و دبیرستان را در اهواز سپری کرد. پس از اخذ دیپلم از دبیرستان نظام وفا عازم تهران شد تا در کنکور سراسری دانشگاه شرکت کند. وی پس از شرکت در کنکور سراسری توانست به دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران راه یابد و در رشته حقوق سیاسی لیسانس بگیرد. پس از پایان تحصیلاتش بلافاصله برای وکالت دادگستری اقدام کرداما به دلیل شرط سنی پذیرفته نشد. 
مهرانگیز کار در سال 1348 با سیامک پورزند که او نیز روزنامه نگار بود ازدواج می کند. مهر انگیز در واقع همسر دوم سیامک پور زند بود. وی در این زمینه می گوید « [سیامک پور زند] پیش از ازدواج با من همسر دیگری داشت به نام ماندانا زند کریمی که از یکدیگر جدا شده بودند. بنفشه زند حاصل زندگی مشترک آنهاست.» همسر سیامک پورزند، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی ایرانی بود که با گرایشات ضد انقلابی، سالها فعالیت می کرد. مرگ ناگهانی او در 9 اردیبهشت سال 1390 که به گفته فرزندش، ساعت دو بعد از ظهر بر اثر افتادن از بالکن طبقه ششم منزل کوچکش رخ داده بود، بار دیگر نام او را به تیتر خبرها برد. سیامک پور زند که متجاوز از 15 سال نیز عضویت در هیأت تحریریه و شورای دبیران روزنامه کیهان و مدیریت روابط عمومی موسسه کیهان را برعهده داشت. در سال 1379 پس از ماجرای کنفرانس برلین، بازداشت و به یازده سال زندان محکوم شد. وی در مقابل دوربین های تلویزیونی حاضر شد و به اشتباهات خود اعتراف کرد. سیامک پورزند پس از گذراندن بخشی از محکومیتش به دلیل کهولت سن و بیماری در خانه‌اش نگهداری می‌شد و ممنوع‌الخروج بود.تا اینکه در 9 اردیبهشت 1390 در تهران درگذشت.   فرزندان حاصل ازدواج مهرانگیز کار و سیامک پور زند دو دختر به نامهای لیلی و آزاده است. لیلی دوره لیسانس حقوق قضایی را در ایران و در دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی گذراند. او بعدها مقیم کانادا شد. آزاده نیز از 16 سالگی به همراه مهرانگیز کار ایران را ترک کرد. 
مهر انگیز کار پیش از انقلاب اسلامی با مطبوعات کشور همکاری گسترده ای داشت و در زمینه مقاله نویسی به شهرت رسیده بود. وی با مجله فردوسی به مدیریت نعمت الله جهانبانویی و سردبیری عباس پهلوان سالها همکاری میکرد. همکاری با روزنامه رستاخیز او علاوه بر مجله فردوسی با روزنامه کیهان و رستاخیز، ارگان رسانه ای حزب منحله و طاغوتی رستاخیر به سردبیری دکتر مهدی سمسار همکاری می کرد. با این که مهر انگیز کار با روزنامه رستاخیز که از رسانه های وابسته به دربار بود همکاری نزدیک داشت با این وجود وی مدعی است که علیه رژیم قلم می زده است. وی می گوید: «زمینه کلی مقالات مربوط به ایران اجتماعی بود و زمینهی کلی مقالات مربوط به دیگر کشورها سیاسی بود. برخی از آن مقالات را بسیار دوست دارم. به خوبی قابل فهم است که جوانهای حساس آن روزگار، به جبران سکوتی که بر آنها تحمیل شدهبود و از آنجا که نمیتوانستند از وضعیت سیاسی و مدیریتی رژیم شاه انتقاد کنند، هر آنچه را در دل میانباشتند به بهانه طرح موقعیت سیاسی رژیمهای مشابه بر قلم جاری میساختند. کشورهای آمریکای لاتین، ویتنام، تنشهای سیاسی ناشی از برخورد اعراب و اسرائیل، فقر فزاینده کشورهای آفریقایی مهمترین سوژههایی بودند که به بهانه طرح آنها از غصههای بر دل انباشته میکاستیم.» ادعاهای ضد و نقیض با وجود نوشتن در روزنامه حزب رستاخیز، مهر انگیز کار می گوید: « هرگز عضو سازمان یا گروه سیاسی نبودهام. با این وصف در جایگاه یک منتقد و تحلیلگر سیاسی-اجتماعی به خوبی پذیرفته شده بودم.» 
همکاری با رژیم طاغوت برای شکستن اعتصاب مطبوعات در ماه های پایانی عمر رژیم پهلوی مطبوعات در اعتراض به استبداد رژیم و به درخواست امام خمینی (ره) دست به اعتصاب می زنند ولی مهر انگیز کار با همکاری برخی دوستان خود دست به انتشار مجله فردوسی می زند. وی می گوید: «این ضعیفه که در ذات و سرشت خود انقلابی نبوده ام، اعتصاب شکنی هم کرده ام و هنگامی که آیت الله خمینی فرمان داد مطبوعات اعتصاب کنند، من با چند نفر دیگر همدست شدیم و به انتشار مجله فردوسی ادامه دادیم.» تلاش برای بقای رژیم شاه مهر انگیز کار با همکاری دوستانش در تلاش بود تا شاه را از سقوط وارهاند ولی مردم به گفته او تصمیم خود را گرفته بودند؛ او می نویسد: «حالا که به آن روزگار می اندیشم از ساده لوحی خودم و آن چند نفر خنده ام میگیرد. ما تصور میکردیم با ادامه انتشار مجله فردوسی و مقالاتی که دکتر مهدی بهار پیرامون حکومت ولایت فقیه مینوشت، میتوانیم انقلاب را که به بیراهه میرفت، به راه آوریم. اما چنین نشد. مردم تصمیم خودشان را گرفته بودند... این شد که ما اعتصاب شکنان یک مارک ضد انقلاب به پیشانیمان چسبید.» وی اعتراف می کند: «راستی که من یک ضد انقلاب بوده ام. اما هرگز رویکرد وسیع مردم به حرکتهای اسلامی-انقلابی را نه انکار کرده ام، نه تخطئه.» 
مهر انگیز کار با پیروزی انقلاب مجبور است از همه داشته های پیشین خود خداحافظی کند . او داشته هایش را که به آن ها می بالید این گونه خلاصه می کند «خلاصه کنم روز 22 بهمن 1357 تازه سه ماه بود که پروانه وکالت دادگستری گرفته بودم. اوضاع و احوال ناگهان چنان ضد زن و ضد وکیل شد که وکلای سرشناس و انقلابی هم دفترهای خود را بستند و از نگاه سرزنش بار قضات شرع که دادگستری را به اشغال خود در آورده بودند، گریختند. اینک من مانده بودم با جیب خالی که نه دفتری داشتم، نه دستکی. از آن بدتر مجبور شده بودم هویت خود را که تا پیش از 22 بهمن به آن می بالیدم، مخفی کنم. هویت من در مقاله هایم، در آرایش موهای کوتاهم، در طرز لباس پوشیدنم، در مراوده آزادانه و رفیقانه ام با مردان شکل گرفته بود. اینک آن هویت تبدیل شده بود به سوءپیشینه.» 
مهر انگیز کار به گفته خودش با هزاران طرفند به دادگستری راه می یابد و در قامت یک وکیل علیه احکام اسلامی با این ادعا و بهانه که ضد حقوق بشری هستند فعالیت می کند. وی در تشریح این برهه از زندگی خود می گوید: «با شهلا لاهیجی آشنا شدم و به یاری یکدیگر پژوهش تاریخی در باره شناخت زن ایرانی را شروع کردیم. جلد اول کتاب چاپ شد. بعد از آن دل قرص کردم و آهسته و بی صدا شروع کردم به افشاء قوانین ضد بشری. زبان افشاگری را با احتیاط انتخاب کردم. کتابهای فرشته عدالت، بچه های اعتیاد، ساختار حقوق خانواده در ایران، و حقوق سیاسی زنان ایران یادگار آن دوران است. ماهنامه زنان به سردبیری شهلا شرکت از من دعوت کرد تا بحثهای قانونی درباره حقوق زن را در مجله اش مطرح کنم. تا سالها چنین کردم و زمینه ای فراهم آوردم تا برخی فقها درگیر آن شدند و به دفاع از اسلام، علیه قوانین ضد حقوق زن موضعگیری کردند و بحثهایی مانند پویایی فقه، اجتهاد و تفاسیر روزآمد از اسلام را گسترش دادند.» حمله به قوانین اسلامی مهر انگیز کار به فعالیت های غیر دینی خود می بالد و می نویسد: «همه جا زبانم دراز بود، جز در دادگاههای عدل اسلامی میدانید چرا؟ چون آنجا مجبور بودم مثل هر وکیل دیگری در چارچوب قوانین موجود از موکل دفاع کنم. قوانین موجود چه بود؟ یک مشت قوانین تبعیض آمیز که با مناسبات امروز کمترین تناسبی نداشت. خوشدل بودم که مجازات سنگسار یک زن متهم به زنای محصنه را تبدیل به شلاق میکنم یا شلاق کسانی را که مرتکب فعل حرام شده بودند تبدیل به جزای نقدی میکنم. اما این درجه از پیروزی رضایت خاطری ایجاد نمی کرد. لذا از دادگاه دست خالی بیرون می آمدم.» 
مهر انگیز کار دوم خرداد را دوران جدید زندگی حرفه ای خود می داند و می نویسد: «دوم خرداد 1376 شد. محمد خاتمی آمد. مطبوعات اصلاح طلب بر پیشخوان روزنامه فروشی ها نشست. با تجربه هایی که اندوخته بودم این مطبوعات را تغذیه کردم. در تمام دوران افشاگری قوانین ضد بشری حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان و سلیمی نمین سردبیر کیهان هوایی و مهدی نصیری سردبیر ماهنامه صبح من را به ترویج فحشاء، جاسوسی و ترویج فرهنگ مبتذل غربی پیاپی به صورت سیستماتیک محکوم کرده اند.» 
در سال 1379 مهر انگیز کار در کنفرانس برلین حضور می یابد. در این کنفرانس افرادی با عنوان "سفیر اصلاحات" شرکت کردند که عبارت بودند از: عزت الله سحابی، حسن یوسفی اشکوری، حمیدرضا جلایی پور، کاظم کردوانی، علی افشاری، علیرضا علوی تبار، شهلا لاهیجی، جمیله کدیور، مهرانگیز کار، شهلا شرکت، چنگیز پهلوان، محمود دولت آبادی و اکبر گنجی. "احمد طاهری" با تجلیل از "عزت‌الله سحابی" از سران نهضت آزادی، گفت: «‌ایشان از مخالفان شدید حاکمیت روحانیت و ولایت فقیه است». او از "مهرانگیز کار" به عنوان «ژاندارک ایران» یاد کرده و وی را "روشنفکری سکولار" خواند. طاهری همچنین "اکبر گنجی" را کسی معرفی کرد که «یکی از قدرتمندترین مردان جمهوری اسلامی ایران یعنی هاشمی رفسنجانی را از اریکه قدرت به پایین کشید».(با استناد به روزنامه کیهان، مورخ 23 فروردین ماه سال 1379) دستگیری پس از بازگشت به کشور مهرانگیز کار پس از بازگشت به ایران دستگیر می شود و در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی مورد بازجویی قرار می گیرد. پس از حدود دو ماه به قید وثیقه آزاد می شود و در طول مدت آزادی  به فوریت کتابهای خشونت علیه زنان در ایران، موانع حقوقی توسعه سیاسی، کدام حق کدام تکلیف؟ و مشارکت سیاسی زنان را منتشر می کند. محکومیت در ادامه توسط حسن احمدی مقدس رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و به چهار سال حبس محکوم می شود. به جز اقدام علیه امنیت ملی، پرونده 3 اتهام دیگر وی همچنان مفتوح ماند و به اعتبار فرار وی از كشور رسیدگی نشد. 
از جمله اقدامات مهرانگیز کار در زمان حضورش در کشور راه اندازی "مرکز فرهنگی زنان" در اسفند 1379 بود که در مرداد 1380 به ثبت رسید. این تشکل در پس یک سازماندهی جمعی میان فمینیست های تندرو مطرح و زمینه ساز اقدامات دیگری زیر عنوان اعتراضات 8 مارس شد. برگزاری اولین مراسم 8 مارس (روز جهانی زن در تقویم غربی که جنبۀ مارکسیستی و ضد خانواده هم دارد) به شکل علنی در اسفند 1378 و با کمک دو تن از زنان که ناشر بودند - انتشارات توسعه و انتشارات روشنگران - و برخی از محافل زنان و تشکلها صورت گرفت. همه اقدامات یک تشکل فمنیست با محوریت مهر انگیز کار اقدام به ایجاد شعبه در شهرهای مختلف کشور، ارتباط گرفتن با محافل بیگانه و ارائه گزارشهای منظم از اوضاع اجتماعی کشور و ارائه اطلاعات خاص به محافل غربی در چهارچوب گزارشهای حقوق بشری، تحریک جامعه به اقدامات رادیکال علیه نظام و به ویژه دستگاه قضا یی و مجلس، طرح درخواست های ساختارشکن و متباین با دستورات و احکام اسلامی، ترویج رفتارهای لیبرالی به ویژه در زمینه روابط جنسی، نفی تقدس خانواده، نفی مناسبت های اسلامی ویژه زنان و برجسته کردن مناسبت های غربی در این زمینه و... از جمله اقدامات این تشکل بوده که دست اندرکاران آن به صراحت به عنوان دستاوردهای خود، گزارش آن را منتشر کرده اند. ترویج همجنس گرایی مهرانگیز کار به دلیل این خدمات که به محافل حقوق بشری غربی برای طرح پرونده ها و قطعنامه ها علیه جمهوری اسلامی ایران کرده بود، مستحق دریافت یکی از جوایز آنها هم شناخته شد. عمده فعالیت مهرانگیز کار معطوف به مباحث حقوقی و به ویژه مسائل زنان است و در این محدوده وی مواضع فمینیستی تندی، حتی در حد تجویز و ترویج همجنسگرایی، اتخاذ نموده است. 
مهرانگیز کار به حکم صادره توسط دادگاه انقلاب اعتراض و با کمک دولتهای اروپایی بخصوص دولت هلند به بهانه معالجه از کشور خارج می شود. 
مهر انگیز کار بعدها فاش كرد با پیغام مستقیم خاتمی و كروبی مبنی بر اینكه مبادا به كشور برگردی و دستگیر شوی، در آمریكا مانده است. وی در گفت‌وگو با بی.بی.سی با ادعای اینكه به طور موقتی و برای درمان از كشور خارج شده، اظهار داشت: «قرار بود من 6 ماه در آمریكا باشم منتهی شوهرم را كه دستگیر كردند، دائماً كسانی كه در ارتباط با پرونده ایشان احضار می‌شدند به من بلافاصله زنگ می‌زدند كه مبادا به كشور برگردی. بالاخره كار به جایی كشید كه آقای خاتمی رئیس جمهور و آقای كروبی رئیس مجلس وقت این پیغام را برای من فرستادند.  آقای موسوی خوئینی نماینده مجلس ششم هم كه من به كمیسیون اصل 90 شكایت كرده بودم، همین را به من گفتند.» مهرانگیز کار همچنین به ملاقات خود با خاتمی در سال 2006 در هاروارد آمریكا اشاره كرده و گفت: «ایشان در آن ملاقات به من گفتند از آقای شاهرودی خواستم دو سطر بنویسند كه خانم كار هیچ مشكلی ندارد؛ ایشان امتناع كردند، من هم به شما پیام فرستادم كه برنگرد.» وی مدعی شد: «من الان پشیمانم كه از كشور خارج شدم» اما توضیح نداد كه پس چرا بازنمی گردد تا به تخلفات ضدامنیتی و ضدانقلابی‌اش رسیدگی شود. 
مهر انگیز کار کتابی هم با عنوان "گردنبند مقدس" نوشته است که شامل یادداشتها و نظراتش درباره کنفرانس برلین و پیشامدها و پیامدهای آن است. این کتاب شامل 42 عنوان و سه ضمیمه است. وی این کتاب را به "لوسیا بینن"، منشی دوم سفارت هلند در امور مهاجرت و حقوق بشر تقدیم کرده است که گویا در سالهای 1379 تا 1381 به فعالان مطبوعاتی، سیاسی و فرهنگی که تحت پیگرد قرار میگرفتند از جمله خود  مهرانگیز کار و خانواده اش یاری رسانده است. کتاب با یک "توقف خیالی" از زبان "آزاده" دختر شانزده ساله مهرانگیز کار در ساعت 17 و 40 دقیقه روز سه شنبه 30 اسفند 1379 در کنار بستر بیماری مادر آغاز می شود. تقریباً یک سال از "کنفرانس بر لین" که در آوریل 2000 برگزار شد، میگذرد. کتاب با استعاره و احساس شروع می شود و در چندین صفحه بعد به نکته اصلی میرسد: تعریف ما از آزادی همان نیست که نسل ها ی جوان را به خواستن برمی انگیزد. تعریف آنها از آزادی چنان نیست که ما به آن خو گرفته ایم. پنداری قرنها با هم فاصله داریم، نه سالها. جوانها با آنچه برای ما آشنا است و طی قرون به آن تن داده ایم، بیگانگی میکنند. تکفیر و توهین و در خفا زیستن را برنمی تابند. به ریاکاری تاریخی که محصول بردباری تاریخی اجدادشان است، تن در نمی دهند در جایی که یک ملت «قربانی نگونبخت» یک نظام تبد یل شده است «مادر» چاره ای جز «تن در دادن» نمی یابد : درچنگال اهل ریا، من هم ریاکار شدم. شروع کردم به خوردن نان قندی. انگار چیزی از مکالمه آمر و مأمور نمیفهمم و گوسفندی هستم از گله گوسفندان قاضی مأمور میخواست حقوقدان را طبق قانون محاکمه کند که چرا صدها کیلومتر آن سو تر حرفهای خیلی بدی زده است. 
وی در خصوص فعالیت هایش در خارج از کشور تصریح می کند که با محافل حقوق بشری آمریکایی همکاری داشته است: «  من تقریباً تمام این دو سال که خارج از کشور بوده ام، همیشه با خود گفته ام ای کاش حتی‌ برای‌ معالجه هم ایران را ترک نکرده بودم. من همیشه دوست داشتم که در ایران زندگی‌ کنم و هیچ وقت نخواستم مهاجرت کنم و این مهاجرت فعلا به من تحمیل شده است. بیشترین وقتم در آن دوران صرف ردیابی‌ شوهرم و پدر بچه هایم شد که حداقل ببینیم در کجا نگهداری‌ می‌شود. اما برای‌ گذران زندگی‌ نیاز داشتم که وارد حوزه فعالیت بشوم تا بتوانم زندگی‌ام را اداره کنم. از روابطی‌ که با ایرانیان خارج از کشور و دوستان قدیمی‌ داشتم استفاده کردم تا در مراکز تحقیقاتی‌ و دانشگاهها کار پیدا کنم. البته کارهایی‌ که داشتم و دارم همه کوتاه مدت و همه موقت هستند ولی‌ به هر حال هر کدام از اینها 5 ماه 6 ماهی‌ من و دخترم را تأمین کردند. در این مراکز تحقیقاتی‌ من تا حدودی‌ با نحوه تحقیقاتی‌ که در خارج انجام میشود آشنا شدم. اخیراً هم در سال 2003 در دانشکده حقوق امریکن یونیورستی‌ در واشنگتن دی‌ . سی‌ مشغول فرا گرفتن تجاربی‌ هستم که در زمینه حقوق بشر قابل استفاده است.» 
مهرانگیز کار زندگی خود را در خارج کشور چنین توصیف و خود را ضد حجاب معرفی نموده است: «من زن 62 ساله ای هستم که پیش از انقلاب بی حجاب بودم و بعد از انقلاب البته باحجاب شدم. پیش از انقلاب روزنامه نویس بودم، دانشگاه رفته و پروانه وکالت دادگستری گرفته بودم. ... دوست داشتم در هر شرایطی ایران بمانم و قیود جدید را بپذیرم. ماندم. مقنعه و مانتو شلوار گشاد و بلند پوشیدم. مقنعه را تا روی دماغم میکشیدم و همه روزه به دادگستری می رفتم و به استناد احکام فقهی و قوانین اسلامی از موکلین دفاع می کردم. ویزای اقامت دائم آمریکا توی جیبم بود. اما دوست نداشتم از ایران بروم. ... دیگر بار در میانسالی از صفر شروع کردم و به حوزه های مطبوعاتی جمهوری اسلامی راه یافتم. من و خانواده ام زندگی بسیار ساده ای داشتیم. همراه با شوهر و دو دخترم که یکی متولد 1354 و یکی متولد 1363 است زندگی میکردیم.» 
مهرانگیز کار که تا پیش از فتنه 88 تلاش می کرد مواضع فمینیستی و  تقابلش با احکام و دیدگاههای اسلام نمودی نداشته باشد اما پس از فتنه 88 صراحتاً علیه مبانی دینی و شرعی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و حتی روحیه و هویت فرهنگی مردم ایران موضع گرفته و دیدگاههایش را مطرح نمود. با این حال وی در چهارچوب مباحث حقوقی، مخالفت خود را با احکام اسلامی ابراز داشته است. در تکمیل این دیدگاه اسلام زدا، وی تصریح میکند که بهترین وضعیت برای زنان تنها تحت حقوق بشر قابل تصور است و البته آشکار است که مبانی حقوق بشر، دست کم در زمینه برابری زن و مرد، تباین و تضادهای مبنایی با قوانین اسلامی دارد . از دید وی جامعه و حکومت ایران هر دو بحران زده اند و ریشه این بحران برمی گردد به وضعیت نابسامان زنان و قوانینی که در خصوص آنها در قوانینی قضائی و قانون اساسی موجود است. مهرانگیز كار و فتنه سبز مهرانگیز كار درباره فتنه سبز هم گفت: «جنبش با انواع خطرات روبه روست. ما با بحران رهبری در جنبش مواجه هستیم. ما با بحران مطالبات مواجه هستیم و اصلا نمی دانیم همه سبزها چه خواسته ای دارند، خواسته تغییر رژیم یا برآمدن اصلاح طلبان. ما در یك بلاتكلیفی به سر می‌بریم. شایان ذكر است ارتباط مقامات دولتی و حزبی جبهه اصلاحات با سردمداران گروهك‌های ضدانقلاب و سلطنت‌طلب مسبوق به سابقه است اما ارتباط مورد اشاره نشان می‌دهد آلودگی دولت اصلاحات به جریان‌ها و عناصر ضدانقلاب آلوده به سازمان های جاسوسی آمریكا و انگلیس تا سطح مقامات ارشد آن دولت پیش رفته بود. 
مهرانگیز کار در این زمینه تا آنجا پیش می رود که می گوید جامعه و به خصوص زنان ایرانی در داخل کشور به انحای مختلف مخالفت خود را با حاکمیت ابراز می کنند - حتی با مبادرت به روسپیگری! – و این آسیب های اجتماعی ریشه های جنبش زنان ایران هستند. تبلیغ تفکرات فمنیستی تند مهرانگیز کار در واقع مبلغ تفکرات فمینیستی تندی است که آنها را در قالب مباحث حقوقی مطرح کرده و از این طریق هم علیه اسلام و هم علیه نظام جمهوری اسلامی موضع گرفته و شرایط موجود را بدترین شرایط برای زنان ایرانی برمی شمرد. وی معتقد است فقه و اجتهاد شیعه توانایی حل مسائل زنان را ندارد و تنها با رعایت حقوق بشر وضعیت زنان بهبود می یابد. مهرانگیز کار معضلات و آسیبهای اجتماعی مانند طلاق و فحشا و دختران فراری را نمودهایی از تلاش زنان برای احقاق حقوقشان میداند و تصریح میکند این رفتارها برای نشان دادن مخالفت با حاکمیت و مردسالاری هستند و بنابر این ریشه های جنبش زنان در ایران میباشند. روی دیگر این دیدگاه آن است که چنین رفتارهایی مشروعیت دارند و زنان نباید از ارتکاب به این رفتارها احساس ناراحتی کنند. 
بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی در راستای حمایت و تشویق مخالفان کشورهای دیگر دو جایزه سالانه را نیز تحت نام‌های «جایزه دموکراسی» و «مدال خدمات دموکراسی»را به آن‌ها اعطا می‌کند. تاکنون نیز دو بار در سال‌های 2002 و 2010 جایزه نخست به مخالفین ایران تعلق گرفته است. در مورد اول، مهرانگیز کار به‌همراه سه زن دیگر از کشورهای الجزایر، سومالی و ازبکستان جایزه دموکراسی را از دست لورا بوش، همسر جورج بوش دریافت نمود و از آمریکا خواست به حمایت خود از جریان‌های مخالف نظام در ایران ادامه دهد. 
به دنبال انتشار یکی از گزارش های احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر علیه ایران، مهرانگیز کار عنصر سلطنت‌طلب و نزدیک به گروهک منافقین از احمد شهید به خاطر این که نام شوهرش را در گزارش حقوق بشر ذکر نکرده بود به شدت انتقاد کرد. مهرانگیز کار در گفت‌وگو با صدای آمریکا ـ VOA ـ با ژست ارزیابی گزارش به اصطلاح حقوق بشری احمد شهید با اعتراف به اینکه این گزارش دقیق نیست و گزارشگر ویژه «سمبلیک» کار کرده است می‌گوید که من خودم یکی از مدعیان هستم، چراکه «شوهرم خودش رو از طبقه ششم پرت کرد و خودکشی کرد ولی شما اسمی از این مرد سالخورده، رنج کشیده و شکنجه دیده در گزارش نمی‌بینید با اینکه این واقعه در سال 1390 اتفاق افتاده.» مهرانگیز کار هر چند عنوان مبالغه‌آمیز حقوقدان را یدک می‌کشد اما در این گفت‌وگو بدون هیچ‌گونه مستند و ارائه شواهدی، مدعی شده که خودکشی شوهرش به خاطر برخورد نظام جمهوری اسلامی بوده است. جالب‌تر آنکه این به اصطلاح حقوقدان در حالی انتظار داشته احمد شهید گزارشگر ویژه نام شوهرش را در گزارش خود بیاورد که توضیح نداده ارتباط خودکشی همسر او با نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی چیست؟! 
مهرانگیز کار در نوشتاری که روزآنلاین آن را بازتاب داد به عیان اعتراف می کند که مقام معظم رهبری حضرت آیت‌ الله خامنه‌ای در صحنه سیاسی ایران و منطقه صاحب نفوذ بالایی بوده و مردم و قدرت‌های منطقه گوش به سخنان و مواضع ایشان سپرده‌اند. وی در روز آنلاین بعد از حاشیه‌های فراوان اعتراف می‌کند: «چه خوش‌مان بیاید و چه خوش‌مان نیاید آیت‌الله خامنه‌ای سوار کار شده است. قدرت‌های بزرگ در جهان پرحادثه، بسیار هارت و پورت می‌کنند، ولی در زمینه رفع بحران‌های بین‌الملل، بسی عاجزند، قدرت‌های تأثیرگذار بر منطقه به آیت‌الله خامنه‌ای گوش سپرده‌اند.» مهرانگیز کار در ادامه تحلیل طولانی خود و با تکرار مواضع ضد انقلاب خارج‌نشین در مورد نظام جمهوری اسلامی، در ادامه می‌نویسد: «خطوط مدیریت آیت‌الله خامنه‌ای بر کاخ سفید و کنگره آمریکا اثر گذاشته و انتخابات ریاست جمهور آینده را در آمریکا متأثر خواهد کرد. پرزیدنت اوباما به این مدیریت... بسیار اهمیت می‌دهد... اتحادیه اروپا که جان اقتصادش به جان اقتصاد ایران بسته بود، و پس از دنباله‌روی از آمریکا در امر تحریم‌ها، منافع اقتصادی بسیاری را از کف داد، فراز و نشیب منحنی مدیریت آیت‌الله خامنه‌ای را از زاویه منافع اقتصادی خود با اشتیاق و دلواپسی پی می‌گیرد.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۲۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۲۹

مهرانگیز کار

خلاصه زندگی نامه

 مهرانگیز کار، روزنامه نگار و فعال مطبوعاتی که در ماه های پایانی عمر رژیم طاغوت و همچنین در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تمام تلاش خود را معطوف شکست انقلاب و  مقابله با ارزش های اسلامی کرد. او یکی از شرکت کنندگان کنفرانس برلین بود. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع