مهدی اخوان ثالث در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود. در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد. از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید. در سال 1326 دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید. اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.در سال 1329 با دختر عمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد. در سال 1333 برای دومین بار به اتهام سیاسی زندانی شد. پس از آزادی از زندان در 1336 به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد. در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت. در سال 1356 در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به‌ تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که از اردکان در استان یزد به مشهد نقل مکان کرد و از این رو آنان نام خانوادگیشان را اخوان ثالث به معنی برادران سه‌ گانه گذاشتند.  
اخوان ثالث در سال 1327 ساكن تهران شد و به خدمت آموزش و پرورش درآمد و به دبيری پرداخت. پس از چندی به سمت مامور در وزارت اطلاعات مشغول همكاری شد و وظيفه‌اش نظارت بر برنامه‌های ادبی بود. وی همچنين به كار صدا برگردانی (دوبله) فيلم‌های مستند در استوديو «گلستان» نيز پرداخت. بنا به قول گلستان در مدت سه - چهار سال روی صداگذاری نزديك به سيصد فيلم مستند نظارت كرد. به جز آن هم به متن ترجمه‌ها و روانی گفتارها رسيدگی مي‌كرد، هم بر نوار اصلی و برگردان به نسخه‌های فيلم. پس از آنكه كارگاه فيلم گلستان تعطيل شد، ايرج گرگين رييس برنامه ی  دوم راديو از اخوان دعوت كرد؛ تا مسؤوليت مستقيم برنامه‌های ادبی را برعهده گيرد. با توجه به آنكه تجربه لازم را برای اين‌ كار نداشت، اما با موفقيت برنامه‌ها را اداره كرد. او مي‌گويد: «من آن وقت هفته‌ای چهار برنامه داشتم، يك برنامه ادبی داشتم، يك برنامه كتاب داشتم، در ميزگردهايی هم كه راجع به اين جور مسايل بود شركت می كردم.» در سال 1348 از اخوان برای كار تلويزيون آبادان دعوت به عمل آمد. او تا سال 1353 برای تلويزيون آبادان برنامه‌ سازی نمود، اما حادثه مرگ دخترش لاله، او را مجبور كرد به تهران بازگردد و از همكاری با تلويزيون آبادان صرفنظر نمايد. تا قبل از انقلاب، اخوان ثالث كمابيش با برنامه‌های ادبی در تلويزيون ظاهر مي‌شد، پس از پيروزی انقلاب برای مدتی در سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، مشغول به كار شد؛ اما پس از مدتی استعفا داد و خانه‌نشين شد. 
مهدی اخوان ثالث پس از آنكه به تهران آمد به اتفاق احمد خويی و اكبر آذری با سفارش مدير روزنامه «زندگي»، در اداره فرهنگ روستايی برای آموزگاری استخدام شد. اداره نيز هر سه نفر آنها را برای تدريس به ورامين فرستاد. تدريس در مدرسه روستايی كريم آباد به نام سوخته ورامين اولين گام برای ورود به حرفه معلمی بود. انتخاب شغل معلمی در آن ساليان با روحيه اخوان سازگار بود. يكی دو سال بعد، او را به مدرسه كشاورز منتقل كردند و او در آنجا علاوه بر آنكه معلم ادبيات بود، فقه و آهنگری را نيز به بچه‌ها ياد مي‌داد. اخوان بعد‌ها به دلايلی از كار تدريس در آموزش و پرورش كناره‌ گيری كرد. او خود علت اين امر را برخی تمردها يا رفتن، نرفتن‌ها بيان مي‌كند. ادامه فعاليت آموزشی مهدی اخوان ثالث در سال 1356 مي‌باشد. او با دعوت دانشگاه، شعر سامانيان و مشروطيت به بعد را تدريس مي‌كرد و در اواخر عمر نيز در دانشگاه های تهران، تربيت معلم و شهيد بهشتی به اين كار مشغول بود. 
اخوان ثالث تا سال 1323 می كوشد خود را از جميع جهات فرهنگی، ادبی، اجتماعی و سياسی كامل كند. زندگی او در دوره دوم بيشتر بر مبنای تفكر سياسی و اجتماعی می ‌گذرد، اگرچه در اين دوره نيز شعر می ‌سرايد و می ‌كوشد شعرهايی ماندگار بی­آفريند اما او كه هنوز جوانی پرشور است، جذب جنبش‌های سياسی می ‌شود تا بدين طريق حقانيت و عدالت را در جهان يا حداقل ايران برقرار كند. به هر حال از لحاظ فكری اخوان از بدو ورود به تهران تا سال 1323 دوره پرتلاطمی را می ‌گذراند. او با بسياری از مسايل فكری و جنبش‌های سياسی از طريق كتاب‌ها و روزنامه‌ها آشنا می ‌شود، در واقع ذهنيت اخوان در آن‌سال‌ها با خواندن كتاب‌ها پرورش می ‌يابد. خودش در ضمن خاطراتش می ‌گفت، هرماه كه حقوقش را می ‌گرفت از ورامين به تهران می‌آمد و چند كتاب می ‌خريد. كتاب‌هايی با گرايش چپ، كتاب‌های كسروی. اخوان در مدت فعاليت آموزشی در آموزش و پرورش در مجله اين اداره همكاری داشته ‌است. مجله‌ای كه به اعتراف خودش در مدت 17-18 سال آموزگاری، دبيری و مدير مدرسه بودن خوشايند نبود چون اغلب چيزها‌يی كه در اين مجله به‌ چاپ می رسيد، بخشنامه‌های اداری بود و يا خبرهای تغيير فلان وزير. او بعد از سال 1330 علاوه بر تدريس در وزارت آموزش و پرورش با مطبوعات تهران همكاری تنگاتنگی داشت، بسياری از نوشته‌ها و شعرهای او در روزنامه‌ها و مجلاتِ‌ ماهانه آن روز وجود دارد. در واقع نوشتن در مطبوعات يگانه راه امرار معاش او بود. نوشته‌های اخوان كه برای گزراندن زندگی با اسم مستعار چاپ می شد، غير از نوشته‌هايی بود كه در واقع كار دل او بود. در سال 1330 اخوان سرپرستی صفحه ادبی روزنامه جوانان دمكرات را به عهده گرفت و از اين طريق با تك‌ تكِ شاعران جوان آن ‌روز آشنا شد، شاعرانی چون سياوش كسرايی ، سايه، احمد شاملو، محمد عاصمی و نصرت رحمانی و ... او تا قبل از ازدواج با دوست صميمی ‌اش رضا مرزبان چه ‌در ورامين و چه‌ در تهران در يك‌ خانه زندگی می ‌كرد. از آنجا كه اخوان سری پرشور برای مسايل سياسی و از جمله حزب دموكرات چپگرای توده داشته پس از كودتای 1332 مانند بسياری از اهل قلم دستگير و روانه زندان شد. پس از آزاد شدن از زندان، اخوان تا آخر عمر ديگر هيچ ‌گاه برای حزب و دسته خاصی فعاليت نكرد و در واقع از كارهای روزمره سياسی كناره گيری كرد و برای امرار معاش به روزنامه ايران ما پيوست. مدير روزنامه "ايران‌ ما" عامل اصلی آزادی اخوان از زندان بود از اين رو اخوان در كنار او كوشيد تا ديگر بار دست از پا خطا نكند و فقط به غنای بينش ادبی و فرهنگی خود بيفزايد! در اين سالها سرپرستی چند صفحه هنر و ادبيات روزنامه ايران‌ ما به عهده او و دوست جوانش حسين رازی بود. بعدها اخوان به اتفاق همين دوستش نخستين جنگ هنر و ادب امروز را منتشر كرد.  پس از شماره دوم جنگ هنر و ادب مجموعه شعر زمستان را در سال 1335 چاپ و منتشر كرد، چاپ اين مجموعه خود آغاز حركت جديدی در عرصه فرهنگ و هنر آن روزگار بود. زندگی اخوان در سال‌های پس از انقلاب بيشتر در خلوت و انزوا گذشت. نه حادثه مهمی در زندگی او اتفاق افتاد نه شعر خارق ‌العاده ای سروده شد. بلكه مهمترين رويداد فرهنگي، سفر او به خارج از ايران بود. اخوان كه در تمام طول زندگيش حتی برای يك ‌بار نيز به خارج سفر نكرده بود، در سال پايانی عمر خود از طرف خانه فرهنگ معاصر آلمان دعوت شد. در اين سفر وی به فرانسه، انگليس، آلمان، دانمارك، سوئد و نروژ رفت. شعر خواند و از سوی فرهنگ دوستان ايرانی مورد استقبال قرار گرفت. سفر اخوان در سال 1369 به اروپا زمينه را برای تجديد ديدار با دوستان قديمی فراهم كرد، در اين ديدار، ابراهيم گلستان، رضا مرزبان، اسماعيل خويی و چند تن ديگر از دوستان صميمی دوران جواني‌اش را ديده و مدتی را با آنها سپری نمود. 
مهدی اخوان ثالث نخستین دفتر شعرش را با عنوان ارغنون در سال 1330 منتشر کرد. اگرچه اخوان در دهه بیست فعالیت شعری خود را آغاز کرد، اما تا زمان انتشار دومین دفتر شعرش، زمستان، در سال 1336، در محافل ادبی آن روزگار شهرت چندانی نداشت. با اینکه نخست به سیاست گرایش داشت ولی پس از رویداد 28 مرداد از سیاست تا مدتی روی گرداند. چندی بعد با نیما یوشیج و شیوهٔ سرایندگی او آشنا شد. شاهکار اخوان ثالث شعر زمستان است.  
مهارت اخوان در شعر حماسی است. او درونمایه‌های حماسی را در شعرش به کار می‌گیرد و جنبه‌هایی از این درونمایه‌ها را به استعاره و نماد مزین می‌کند.تعریف شعر از نظر اخوان: شعر محصول بیتابی انسان در لحظاتی است که در پرتو شعور نبوت قرار می‌گیرد!!!به گفته برخی منتقدان، از نظر عقیدتی آمیزه‌ای از تاریخ ایران باستان و آراء عدالت‌ خواهانه پدید آورده‌ است و در این راه گاه ایران ‌دوستی او جنبه نژادپرستانه پیدا کرده‌ است.اما اخوان این موضوع را قبول نداشت و در این باره گفته ‌است: «من به گذشته و تاریخ ایران نظر دارم. من عقده عدالت دارم، هر کس قافیه را می‌شناسد، عقده عدالت دارد، قافیه دو کفه ترازو است که خواستار عدل است.... گهگاه فریادی و خشمی نیز داشته‌ام.»شعرهای اخوان در دهه‌های 1330 و 1340 شمسی روزنه هنری تحولات فکری و اجتماعی زمان بود و بسیاری از جوانان روشنفکر و هنرمند آن روزگار با شعرهای او به نگرش تازه‌ای از زندگی رسیدند. مهدی اخوان ثالث بر شاعران معاصر ایرانی تاثیری عمیق دارد.هنر اخوان در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته، مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت. 
دوران نخست که از حدود بیست سالگی او آغاز شد و تا سال 32 ادامه یافت. در این دوران او اشعاری به سبک قدما می سرود. در این دوران بود که به گفته مرتضی کاخی، ملک الشعرای بهار آینده شعری خوبی برای اخوان آرزو می کند. در این دوران م. امید به زبانی فاخر و متشخص نزدیک می‏شود.دوران دوم فعالیت ادبی او از بعد بیست و هشت مرداد 32 آغاز می شود و تا حوالی سال های پنجاه تا پنجاه و یک ادامه می یابد. اخوان در این دوران به طور جدی به شعر نیمایی می پردازد و با تسلطی که به اوزان ادبیات کلاسیک دارد و با علاقه ای که به زبان خراسانی نشان می دهد، از هم آمیزی آنها با شعر نیمایی اشعاری خلق می کند که از نظر وزن، قافیه، زبان و مضمون کاملا نو و متفاوت اند. در این دوران است که مضامین سیاسی و فلسفی در اشعار او جان می گیرند و به دلیل اشعار این دوران، که دوران پس از شکست نهضت ملی است، او شاعر حسرت ها و حماسه های شکست خورده لقب می گیرد. کار او با زبان در این دوران رشک برانگیز است. زبان فاخر و متشخص اشعار او، همراه با مضامین نویی که به کار می گیرد، سبب آفرینش شعرهای درخشان و کم نظیری در ادبیات معاصر ایران می شود.دوران سوم فعالیت های ادبی اخوان از اوایل دهه پنجاه تا پایان روزگار او ادامه یافت. شاخص ترین کارهای اخوان در این دوره نوشتن کتاب بدعت‏ها و بدایع نیما یوشیج و عطا و لقای نیماست. او در کتاب نخست بدیع و عروض و قافیه، فرم و بیان شعر نیمایی را جزء به جزء شرح داده و انطباق و سازگاری آنرا با ادبیات کلاسیک ثابت کرده و به این ترتیب به تثبیت و استحکام شعر نو فارسی و به ویژه بخش نیمایی آن پرداخته است. 
جمال میرصادقی، داستان‌ نویس و منتقد ادبی در باره اخوان گفته ‌است: من اخوان را از آخر شاهنامه شناختم. شعرهای اخوان جهان‌بینی و بینشی تازه به من داد و باعث شد که نگرش من از شعر به کلی متفاوت شود و شاید این آغازی برای تحول معنوی و درونی من بود. نادر نادرپور، شاعر معاصر ایران که در سال‌های نخستین ورود اخوان به تهران با او و شعر او آشنا شد معتقد است که هنر م. امید در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته، مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.نادرپور گفته ‌است: «شعر او یکی از سرچشمه‌های زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونه‌ای ایجاد کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ گاهی به ایران کهن بر می‌گشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولا سرشار از سوز و حسرت بود- این مضامین، شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل در او هم تاثیری از گذشته می‌توانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران یعنی در نسل بعدی می‌توان مشاهده کرد.»اما خود اخوان زمانی گفت نه در صدد خلق سبک تازه‌ای بوده و نه تقلید، و تنها از احساس خود و درک هنری‏اش پیروی کرده: «من نه سبک شناس هستم نه ناقد... من هم از کار نیما الهام گرفتم و هم خودم برداشت داشتم. در مقدمه زمستان گفته‌ام که می‌کوشم اعصاب و رگ و ریشه‌های سالم و درست زبانی پاکیزه و مجهز به امکانات قدیم و آنچه مربوط به هنر کلامی است را به احساسات و عواطف و افکار امروز پیوند بدهم یا شاید کوشیده باشم از خراسان دیروز به مازندران امروز برسم....» هوشنگ گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی مهدی اخوان ثالث را رندی می‌داند از تبار خیام با زبانی بیش و کم میانه شعر نیما و شعر کلاسیک فارسی. وی می‌گوید تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می‌توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات النظیر و جناس و غیره. اسماعیل خویی، شاعر ایرانی مقیم انگلیس و از پیروان سبک اخوان معتقد است که اگر دو نام از ما به آیندگان برسد یکی از آنها احمد شاملو و دیگری مهدی اخوان ثالث است که هر دوی آنها از شاگردان نیمایوشیج هستند.به گفته خویی، اخوان از ادب سنتی خراسان و از قصیده و شعر خراسانی الهام گرفته ‌است و آشنایی او با زبان و بیان و ادب سنتی خراسان به حدی زیاد است که این زبان را به راستی از آن خود کرده ‌است. آقای خویی می‌افزاید که اخوان دبستان شعر نوی خراسانی را بنیاد گذاشت و دارای یکی از توانمندترین و دور پروازترین خیال‌های شاعرانه بود. اسماعیل خویی معتقد است که اخوان همانند نیما از راه واقع گرایی به نماد گرایی می‌رسد.وی درباره عنصر عاطفه در شعر اخوان می‌گوید: «اگر در شعر قدیم ایران باباطاهر را نماد عاطفه بدانیم، شعری که کلام آن از دل بر می‌آید و بر دل می‌نشیند و مخاطب با خواندن آن تمام سوز درون شاعر را در خود بازمی یابد، اخوان فرزند بی نظیر باباطاهر در این زمینه ‌است.» غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه روشن می‌گوید: مهدی اخوان ثالث در شعر زمستان احوال خود و عصر خود را از خلال اسطوره‌ای کهن و تصاویری گویا نقش کرده ‌است. 
اخوان ثالث چهل روز پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در چهارم شهریور ماه سال 1369 در تهران از دنیا رفت. وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شده‌ است. 
ارغنون، انتشارات تهران، (1330)زمستان، انتشارات زمان، (1335)آخر شاهنامه، انتشارات زمان، (1338)از این اوستا، انتشارات مروارید، (1345)منظومه شکار، انتشارات مروارید، (1345)پاییز در زندان، انتشارات مروارید، (1348)عاشقانه‌ها و کبود (1348)بهترین امید (1348)برگزیده اشعار (1349)در حیاط کوچک پاییز در زندان (1355)دوزخ اما سرد (1357)زندگی می‌گوید اما باز باید زیست... (1357)ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم (1368)گزیده اشعار (1368)شاملو مردی دوست داشتنی آورده‌اند که فردوسی (کتاب کودکان ,1354)درخت پیر و جنگل (1355)پیر و پسرش (قصه‌ای نه کوتاه برای بچه‌ها)نقیضه و نقیضه سازان (بحث و تحقیق ادبی)کتاب مقالات (جلد اول)بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج (کتابی مفصل در بحث و تحقیق شیوه نو نیمایی در شعر فارسی , 1357)عطا و لقای نیما یوشیج (1361) 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۷:۲۷

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۷:۲۸

مهدی اخوان ثالث

خلاصه زندگی نامه

مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند 1307، مشهد- درگذشته 4 شهریور 1369، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌ پژوه ایرانی است. تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود. اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. سپس وی به شعر نو گرایید. او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر به جای نهاده‌ است. همچنین اوآشنابه نوازندگی تارو مقام‌های موسیقیایی بوده ‌است.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع