تاریخ دقیق ولادت فاضل تونی به خوبی مشخص نیست. اما زادگاه وی بخش بشرویه از توابع تون بوده است. «تون» یا «فردوس» یکی از شهرستان‌های جنوب استان خراسان است که در بخش مرکزی استان واقع و مرکز آن شهرستان فردوس است. بشرویه از بخش‌های بزرگ شهرستان فردوس است که در جنوب غربی استان خراسان قرار دارد. در جنبش سربداران که طی آن شیعیان خراسان به مقابله با مغولان برخاستند؛ بشرویه نیز از مراکز مهم این جنبش در خراسان بوده است. از این شهر عالمان شیعی فراوانی برخاسته‌اند که از میان آن‌ها ملا عبدالله تونی و حسن بن محمدباقر حسینی را می‌‌توان برشمرد. ملاعبدالله برادری به نام احمد داشت. این دو برادر سالها در بشرویه به سر برده اند؛ ازینرو به ملاعبداللّه، بشرویی خراسانی نیز گفته می شود. ملاعبداللّه تونی مدتی در دوران اقامتش در اصفهان، در مدرسه مولی عبداللّه شوشتری، اقامت گزید، بعدها به قصد زیارت عتبات عازم عراق شد، اما در راه، هنگام عبور از قزوین، دوستش مولی خلیل قزوینی از او خواست که در آن‌جا بماند، و او پذیرفت و مدتی در آن شهر توقف کرد. مهمترین تألیف فاضل تونی کتاب الوافیه می باشد. ایشان سرانجام در سال 1071 ق (1040 ش) در شهر کرمانشاه و در راه زیارت عتبات بر اثر بیماری وفات نمود و در قبرستان همان شهر به خاک سپرده شد. 
ملا عیدالله تونی ابتدا همراه برادرش ملا احمد که او نیز از عالمان بزرگ است در مدرسه معروف مولی عبدالله تستری اصفهان به تحصیل اشتغال ورزید و از محضر اعلام آن دیار مخصوصاً علامه مولانا رفیع‌الدین محمد بن حیدر طباطبایی معروف به میرزا رفیعا کسب فیض نمود و در ضمن تحصیل به کار تدریس و افاضه پرداخت. سپس به مشهد رفت و چندی در آن‌جا سکونت کرد. 
فاضل تونی در طول اقامت خویش در اصفهان با تدریس و افاضه در مدرسه ملا عبدالله بن حسین تستری شاگردان برجسته‌ای همچون علامه میر عبدالحسین خاتون‌آبادی تربیت نمود و همواره مشتاقان فقه، اصول، کلام و حدیث از محفل پرفیضش بهره‌مند شدند. علامه خاتون‌آبادی در کتاب وقایع السنین والاعوام می‌‌نویسد: شاه عباس ثانی در سال  قندهار را از دست پادشاه والاجاه هند خرم گرفت در آن وقت بنده در خدمت آخوند ملا عبدالله تونی مقابله «من لایحضره الفقیه» را شروع کرده بودم و اکثر اوقاتم را در خدمت آن جناب می‌‌گذرانیدم و از فیض خدمت و کثرت ملازمت آن جناب و برادرش آخوند مولانا احمد استمداد و استفاضه از اخلاق و آداب می‌‌نمودم. هر دو برادر در غایت قصوی از تقوا و صلاح و ورع بودند. اما آخوند مولانا عبدالله به فضل و کمال و دقت و فطانت در شعور بر ملا احمد برادرش و بر اکثر طالبان علم آن عصر برتری تمام داشته و بعد از این، مدتی مجاوزت روضه رضویه اختیار کرد.» برادر ملاعبدالله یعنی ملا احمد تونی نیز شاگردانی داشته است. قاسم علی بن حسن علی برارقی سبزواری و محمد معصوم مشهدی، از عالمان و محدّثان سده یازدهم، نزد ملا احمد تونی برادر ملا عبدالله برخی کتابهای حدیثی را قرائت کرده و از او اجازه گرفته اند. ملا لطف اللّه، از عالمان سده یازدهم، نیز کتاب تهذیب شیخ طوسی را نزد وی قرائت کرده و از او اجازه گرفته است. در این اجازه تصریح شده که ملا لطف اللّه، دو کتاب الاستبصار و کتاب من لایحضره الفقیه را نیز نزد ملااحمد تونی قرائت کرده است. فخرالدین محمد موسوی نیز کتاب اخیر را نزد ملااحمد تونی خوانده است. 
محقق خوانساری بر اساس مندرجات کتاب الوافیه اثر مهم تونی، وی را در زمره اخباریان دانسته و گفته که او در مباحث استصحاب و تعادل و تراجیح، فوایدی آورده و ابتکارهای فراوانی به کار بسته است. در عین حال، وی معتقد است که برخی از ابداعات تونی، به سبب این‌که کمتر محضر استادان را درک کرده، قابل نقد و مناقشه است. گر چه مرحوم خوانساری و برخی علمای دیگر تونی را از عالمان اخباری به شمار آورده اند، اما تأمل در مطالب وافیه نشان می‌دهد که او اخباری معتدلی بوده که با اصول فقه میانه خوبی داشته و مانند اخباریان افراطی این علم را به کلی فرو نمی‌گذاشته است. حتی برخی از علما وی را در زمره اصولیان شمرده اند. در واقع، تونی با تألیف وافیه توانست جریان اخباریگری را به سوی اعتدال هدایت کند. وی در کنار میرزا محمد بن حسن شیروانی (صاحب دو حاشیه فارسی و عربی بر معالم) و محقق خوانساری (صاحب حاشیه بر معالم)، حرکت بنیادینی را در ایران آغاز کرد که در برابر جنبش اخباریگری عراق به مرکزیت کربلا، به تقویت مکتب اصولیان منجر شد. در این برهه، آنچه موجب توازن دو مکتب اخباری و اصولی شد و در واقع اخباریگری را مهار کرد، استفاده این اصولیان از داده های کلامی و فلسفی در پروراندن اصول فقه بود. 
یکی از ویژگی‌های فاضل تونی ابتکارات علمی ‌‌اوست و این همان روح آزاداندیشی علمی ‌‌است که وی را در زمان خودش مشهور و معروف ساخته است. گرچه بعد از فوت و گذشت زمان در اثر مفقود شدن آثار وی، نام او به بوته فراموشی سپرده شد؛ اما عده‌ای معدود از بزرگان معاصر وی، نام او را به بزرگی یاد کرده‌اند و از او به عنوان فاضل تونی مطلب آورده‌اند. یکی از کتاب‌هایی که ذوق و ابتکار او را بر همگان آشکار می‌‌کند، کتاب ایشان با عنوان "الفهرست علی تهذیب الاحکام شیخ طوسی" است. این کتاب در آن زمان با نبود امکانات، بهترین خدمت را به عالم فقه و فقاهت نمود. ترتیب و باب بندی کتاب "الوافیه" هم حاکی از ذوق و ابتکار اوست که مرحوم خوانساری درباره او می‌‌نویسد: «و له فی الاستصحاب و مباحث التعادل والتراجیح تفریعات و فوائد نادره و تصرفات کثیره لم یسبقه الیها احد؛ برای فاضل تونی در باب استصحاب و تعادل و تراجیح فروعاتی و فوائدی جدید و کمیاب است که احدی قبل از او به آن نرسیده است.» فاضل تونی دارای آرای فقهی خاصی بود که در بعضی کتب فقهی به آن اشاره شده است. مرحوم نراقی در کتاب عوائد الایام در ذیل عائده 86 می‌‌نویسد: «والمحکی عن القاضی عبدالعزیز بن البراج الثانی و اختاره بعض المتأخرین و هو الظاهر من غیر واحد من مشایخنا المعاصرین حیث قالوا: بعدم ثبوت النجاسه بقول العدلین لعدم دلیل علی اعتباره عموما. بل هو ظاهر السید فی الذریعه والمحقق الاول فی المعارج والثانی فی الجعفریه و صاحب الوافیه حیث حکموا بعدم ثبوت الاجتهاد بشهادتهما، لعدم دلیل علی اعتبارها. و کنت علی ذلک منذ اعوم کثیره... در این قول مرحوم فاضل تونی قائل به عدم اعتبار شهادت دو عادل است کما این که مرحوم نراقی هم می‌‌گوید من مدت‌ها به همین عقیده بودم سپس تغییر رأی دادم.» 
شرح حال نویسان، تونی را به داشتن دانش گسترده و تقوای بسیار ستوده اند. حرّ عاملی، از معاصران او، وی را عالم فاضل ماهر فقیه صالح زاهد خوانده است. افندی اصفهانی، ضمن نقل گفته حرّ عاملی، تونی را بر اساس گفته کسانی که از نزدیک با او آشنا بوده اند، با ورعترین و با تقواترین اهل زمان، بلکه بدیل مولی احمد اردبیلی (مقدّس اردبیلی)، معرفی کرده است. خوانساری با دقت بیشتری جایگاه علمی وی را نمایانده است. فاضل تونی را همه به زهد و پارسایی ستوده‌اند. شیخ حر عاملی با تعبیر صالح، زاهد و عابد او را می‌‌ ستاید. میرزا عبدالله افندی می‌‌گوید: وی از پارساترین مردم اهل زمانش بوده، بلکه می‌‌توان هم گفت دوم مقدس اردبیلی بوده بلکه برادرش ملا احمد هم در همین قدر از زهد و پارسایی بوده است. سپس می‌‌افزاید: در دیداری که از بشرویه داشتم به برکت این عالم بزرگ و برادرش ملا احمد تمام اهالی آن صالح و متقی و عابد و پرهیزکار بودند. فرزند بزرگ محدث قمی ‌‌گوید: فراموش نمی‌‌کنم زمانی که در نجف اشرف بودیم یک روز صبح پدرم ـ در حدود سال 1357 ق‌‌ (1317 ش) دو سال قبل از وفاتشان ـ از خواب برخاستند و گفتند: امروز چشمم به شدت درد می‌‌کند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم و بسیار ناراحت به نظر می‌‌رسیدند. تقریباً زبان حالشان این بود که شاید خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا از خود طرد کرده باشند... من مشغول تحصیل بودم، رفتم به مدرسه و ظهر که به خانه برگشتم دیدم ایشان مشغول نوشتن هستند، عرض کردم چشمتان بهتر شد؟ فرمودند: درد به کلی مرتفع گردید. سوال کردم چگونه معالجه کردید؟. پاسخ دادند که: وضو گفتم و مقابل قبله نشستم و کتاب "کافی" خطی را که به خط فقیه مشهور ملا عبدالله تونی صاحب کتاب وافیه بود به چشم کشیدم، درد چشم برطرف شد و تا پایان عمر دیگر به درد چشم مبتلا نگردیدند. کتاب کافی مرحوم کلینی به دست خط مرحوم ملا عبدالله تونی از کتبی بود که مرحوم محدث قمی‌‌ به آن خیلی علاقه داشت. 
شرح حال نویسان، هفت اثر را برای تونی بر شمرده‌اند که عبارت‌اند از: الوافیه شرح الارشاد در فقه رساله‌ای در اصول فقه رساله‌ای در نماز جمعه حاشیه بر معالم الاصول تعلیقاتی بر مدارک الاحکام شرح ارشاد الاذهان علامه حلّی در فقه   فهرست بر تهذیب الاحکام شیخ طوسی فهرست، کتابی بسیار نفیس و مفید برای طالبان فقه و فقاهت است که خود مولف در تعبیری می‌‌نویسد: این کتاب از مهمترین کتاب‌های لازم برای دانش‌پژوهان فقه است. فهرست تهذیب الاحکام شیخ طوسی را خود فاضل تونی  معتقد است پیش از او کسی چنین فهرستی فراهم نکرده است و مرحوم خوانساری گفته وی را تأیید کرده است.  مرحوم خوانساری در «روضات الجنات» می‌‌نویسد: کلام فاضل تونی در وصف فهرست تهذیب الاحکام واقعیتی درست بلکه سخن او فوق چیزی است که ما می‌‌گوییم. با کمال تأسف از آثار وی جز رساله خطی نماز جمعه و کتاب الوافیه که چاپ شده است. اثری در دسترس نیست و شاید سبب گمنامی ‌‌این بزرگان همین محو آثار آنان باشد. همچنین حاشیه بر ارشاد الاذهان علامه حلّی، که افندی اصفهانی و خوانساری احتمال داده‌اند همان شرح ارشاد باشد؛ تالیفات چاپ شده از این میان فقط دو اثر نخست باقی‌مانده که به چاپ رسیده است: رساله در باره نماز جمعه، با عنوان رساله مختصره فی بیان النفی الوجوب العینی للصلاه الجمعه فی زمن الغیبه، که در ضمن دوازده رساله فقهی در باره نماز جمعه، آمده است. مولی محمد تنکابنی مشهور به فاضل سراب در نقد آن رساله ای نگاشت. کسانی دیگر، از جمله مولی محمد امین برادرزاده ملاعبداللّه تونی، بر این نقد پاسخ نوشتند. دومین اثر نیز کتاب الوافیه می باشد. 
الوافیه فی اصول الفقه، که تاریخ تألیف آن معلوم نیست، اما به گفته مرحوم خوانساری،  تاریخ فراغت از تألیف آن 12 ربیع الاول 1059 ق (فروردین 1028 ش) است که با آنچه در نسخه اصل چاپ رضوی کشمیری آمده، مطابقت دارد. فاضل تونی وافیه را رساله ای وافی و شافی وصف کرده که مشتمل است بر تحقیق در باره مسائل مهم اصولی، بویژه ادله عقلی و اجتهاد و تقلید و تعادل و تراجیح.   چینش وافیه وافیه یک مقدمه و شش باب دارد. مقدمه و بابها هر کدام به بخشهای کوچکتری، با عناوین بحث و فصل و مقصد و قسم، تقسیم شده اند. تونی در مقدمه مباحثی چون تعریف اصول فقه ، حقیقت و مجاز ، و مشتق را مطرح کرده است. باب اول به دو مبحث مهم اوامر و نواهی اختصاص یافته که در دو مقدمه و هشت بحث تنظیم شده است. باب دوم در باره عام و خاص و مباحث راجع به تخصیص است که در دو مقصد و هفت بحث آمده است. در همین باب مباحث حجیت مطلق ظواهر کتاب و خبر واحد بررسی شده است. باب سوم در باره ادله شرعی است و در آن مباحث حجیت کتاب، اجماع و سنّت ، و مسائلی چون شرایط عمل به خبر واحد در عصر غیبت و روش شناخت عدالت راوی بررسی شده است. این باب دارای سه فصل و هشت بحث است. باب چهارم به مباحث ادله عقلی ، استصحاب ، استلزام ، دلالت ، مفاهیم ، قیاس و تنقیح مناط اختصاص یافته و در هفت قسم تنظیم شده است. باب پنجم یکسره در باره مبحث اجتهاد و تقلید است و در آن از تعریف اجتهاد، تجزّی در اجتهاد، دانشهای مورد نیاز مجتهد، نیاز به اجتهاد و تقلید، تقلید از میّت و حکم عبادت کسی که نه مجتهد است و نه تقلید می‌کند، بحث شده است. این باب در چهار بحث تنظیم شده است. باب ششم به موضوع تعادل و ترجیح اختصاص دارد و در آن پانزده قسم تعارض بررسی شده است.   خصوصیات کتاب وافیه وافیه از مزایای چندی برخوردار است، از جمله ابتکار در باب بندی و تقسیم مباحث اصولی، استدلال قوی و در برخی موارد ابتکاری، توضیح و تبیین دقیق مصطلحاتی که غلط اندازند، تأسیس رأی جدید، نثر ساده و روشن، جلوگیری از مخلوط شدن مباحث اصول فقه با علوم دیگر، کثرت منابع و از جمله استفاده از کتب اصول فقه مذاهب مختلف اسلامی قابل تامل است. ازجمله آن کتب می توان به این موارد اشاره داشت: التمهید اُسْنوی شافعی، المحصول فخررازی، شرح مختصر ابن حاجب و الاحکام آمِدی.   وافیه به شیوه کتابهای درسی تنظیم شده است. فاضل تونی پس از بر شمردن موارد استفاده واژه «اصل» در زبان علما، تصریح کرده که غرضش از ذکر موارد کاربرد اصل، آزمایش میزان معرفت و تشحیذ ذهن خواننده است. از همین روست که وافیه در مباحث گوناگون، آکنده از مثالهای متعدد، برای دادن قدرت تطبیق به دانشجوست. تونی در این کتاب، ضمن رعایت اعتدال، از اصول فقه دفاع کرده و در موارد مختلف به نقل و نقد آرای ملامحمد امین استرآبادی پرداخته است.   شروح وافیه وافیه از زمان تألیف مورد توجه فقها قرار گرفت و نسخ آن متداول گردید و چندین شرح و حاشیه بر آن نوشته شد، از جمله شروح مهم آن است: شرح سیدمحمدمهدی طباطبائی بحرالعلوم شرح سیدمحسن اَعْرَجی مشهور به محقق اعرجی و مقدّس کاظمی شرح سید صدرالدین محمد رضوی معروف به شارح وافیه شیخ انصاری در فرائدالاصول در موارد متعدد به شرح اخیر توجه کرده است. اصولیان پس از تونی همواره به کتاب او توجه داشته اند، از جمله شیخ انصاری در آثار و درسهای اصولی خود در موارد متعدد به آن استناد و گاه آن را نقد کرده است. 
عالمی ‌‌بزرگ همچون فاضل تونی باید دارای بعد اجتماعی عظیمی‌‌ باشد که بتواند در میان مردم نفوذ داشته باشد و امرا و ملوک او را تکریم کنند. ساختن مدرسه علمیه‌ای در اصفهان با وجود مدارس علمیه دیگر خود حاکی از موقعیت اجتماعی اوست. آمدن شاه عباس به دیدنش نیز نمونه ‌ای دیگر از شخصیت اجتماعی وی را آشکار می‌‌سازد. میرزا محمد تنکابنی در کتاب "قصص العلماء" می گوید: «گویند که شاه عباس روزی به دیدن ملا عبدالله تونی آمد و آخوند مدرسه ‌ای ساخته بود و خالی از جماعت طلاب بود. پس سلطان مدرسه را سیر کرد و از ملا عبدالله سوال کرد که چرا مدرسه شما خالیست و مجمع طلاب نیست؟ ملا عبدالله در جواب گفت که جواب این سوال را بعد از زمانی به شما عرضه خواهم داشت. پس روزی آخوند ملا عبدالله به بازدید شاه عباس رفت، پس از طی تعارفات و گفتگوها پادشاه به ملا عبدالله گفت که چیزی از من خواهش کن. آخوند گفت: من مطلبی ندارم. سلطان در این باب اصرار کرد. آخوند گفت: اکنون که شما اصرار دارید، مرا یک حاجت است و آن این است که من سوار شوم و شما در پیش روی من پیاده در میدان شاه حرکت کنید. سلطان گفت که: سبب و حکمت این چه باشد؟ آخوند گفت: که جواب آن را بعد از چندی عرضه خواهم داشت. از آن جایی که سلاطین صفویه ... در احترام علمای اعلام غایت کوشش را داشتند؛ لهذا آخوند ملا عبدالله سوار شد و شاه عباس در پیش روی او پیاده روان شد و قدری راه رفتند و همه اهل شهر دیدند. پس آخوند سلطان را وداع نمود و به مکان خود مراجعت کرد. بعد از چند وقتی سلطان بار دیگر به دیدن آخوند ملا عبدالله آمد دید که مدرسه آخوند مملو از جماعت طلاب است. پس از آخوند استفسار نمود که سابقاً مدرسه شما از طلاب خالی بود، اکنون مدرسه مملو از طلبه گردیده، وجه آن چه می‌‌باشد؟ آخوند گفت: وجه این است که آن روز از شما خواهش کردم که شما پیاده و من سواره بین مردم برویم مرتبط است. وجه آن است که مردم در ابتدای امر فضیلت علم و عالم را ندانسته‌ اند و ظاهربین می‌‌باشند و معرفت ندارند. لهذا در بدو امر در مدرسه من کسی جمع نشد و در آن زمان که من سوار شدم و شما پیاده در جلو راه رفتید، مردم دانستند که به حسب دنیا علم را آنقدر و مقدار است که پادشاه پیاده و در پیش روی عالم راه می‌‌رود؛ فلذا به جهت عزت دنیا و طلب جاه و جلال مال دنیا در مدرسه جمع شده و مشغول تحصیل می‌‌باشند و چون بعضی از مراتب علم را طی نمایند، نیت ایشان خالص خواهد شد و نیت قربتی که مقصود اصلی در علم و جمیع عبادات است حاصل خواهد گردید. 
ملا عبدالله فاضل تونی هنگامی‌‌ که عازم سفر عتبات عالیات بود؛ در شهر کرمانشاه در اثر بیماری در 16 ربیع الاول 1071 ق‌‌ (آبان 1039 ش) دارفانی را وداع گفت. پیکر او با احترام تشییع و در انتهای قبرستان، نزدیک پل شاه کرمانشاه به خاک سپرده شد و به دستور شیخ علیخان زنگنه حاکم کرمانشاه بارگاهی بر قبر او ساختند و این مزار مدت‌ها مورد توجه خاص و عام بوده و کراماتی هم از زبان زائران قبرش نقل شده است.  در سال 1371 ق،‌‌ مقبره این عالم فرزانه که در شرف نابودی بود، به همت گروهی از اهالی محترم کرمانشاه تعمیر و بازسازی و بارگاه باشکوهی روی آن ساخته شد. به نوشته افندی اصفهانی احتمالاً او پس از بازگشت از عراق درگذشته است. اخیراً مدفن وی در کرمانشاه شناسایی و بر آن بنایی ساخته شده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۱:۱۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۱:۱۸

ملا عبدالله فاضل تونی

خلاصه زندگی نامه

 ملا عبداللّه تونی، مشهور به فاضل تونی، فقیه و اصولی امامی و از علمای بزرگ و فقیهان مشهور قرن یازدهم هجری است که همه او را به فضل و کمال و زهد و پارسایی ستوده و همتای مقدس اردبیلی دانسته ‌اند. به او صاحب وافيه نيز می گويند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع