از سال و محل تولد آیت الله ملا عبدالله بن حسین شوشتری معروف به "تستری" ملقب به "عزالدین"، اطلاعاتی در دست نیست جز اینکه نسبت تستری می ‌تواند حاکی از انتساب او به "شوشتر" (تستر) باشد. در منابع، غالبا شرح حال وی و فقیه معاصرش، "ملاعبداللّه بن محمود تستری"، در آمیخته و این امر، تفکیک مطالب راجع به این دو فقیه را دشوار کرد. برای مثال "افندی"، با آن ‌که خود به این نکته توجه داشته، مطالبی از شرح حال این دو را در آمیخته و لقب "ملاعبداللّه بن محمود تستری" و اربعین او را از عبداللّه بن حسین تستری دانست. برخی منابع به تلمّذ طولانی تستری (حدود سی سال) نزد "مقدس اردبیلی" (متوفی 993 ه.ق) اشاره کرده اند، اما همان گونه که "افندی" خاطرنشان کرده، زمان شاگردی تستری نزد ایشان چندان طولانی نبود. آیت الله ملا عبدالله بن حسین شوشتری، از زمره علمای بلند مرتبه منقول و معقول شیعی، رجالی و زاهد، که در همه عرصه‌ های فعال علمی از تربیت شاگردان گرفته تا تألیف آثار و از حیات زاهدانه و عارفانه گرفته تا ملجأ و مأمن بودن برای مردم، الگویی بایسته و شایسته برای همه احیاگران و پویندگان این راه افتخارآمیز و پر برکت بود. آیت‌ الله ملاعبدالله شوشتری، سرانجام در تاریخ سیزدهم محرم‌ الحرام سال 1021 هجری قمری چشم از جهان فروبست. 
"محدث قمی"، ملا عبدالله بن حسین شوشتری را با القاب، "عزالدین"، "الشیخ الجل"، "مروج المله و الدین"، مربی الفقهاء و المحدثین و تاج الزهاد و ناسکین جامعه المعقول و المنقول، المجتهد فی الفروع و الاصول ستوده است. "میرفندرسکی" از ایشان با عنوان "مجتهدالزمانی"، لقبی که برای فقهای برجسته به کار می ‌رفته، یاد کرد. 
آیت الله ملاعبدالله شوشتری از تربیت ‌یافتگان حوزه علمیه "نجف" اشرف و از شاگردان "مقدس اردبیلی" بود. این عالم فرزانه، سال ‌ها در حوزه "نجف"، به تحصیل علوم و معارف اسلامی پرداخت و از محضر استادان برجسته این مرکز دینی و علمی کسب فیض کرد. ملاعبدالله مدت سی ‌سال در "نجف" اشرف و "کربلای معلی" به کسب علوم و معارف اهل ‌بیت علیهم ‌السلام همت ورزید و استادش "ملا احمد مقدس اردبیلی" به وی اجازه داد، تا نماز جمعه و جماعت بخواند و مسایل اجتهادیه را حسب استنباط خود عمل و به نیازمندان ارائه کند. اساتید از اسامی اساتید آیت الله ملاعبدالله شوشتری، در "شیراز" و "عتبات" و "شام" اسمی ذکر نشده، فقط علاوه بر "ملا احمد مقدس اردبیلی"،  "شیخ ابراهیم عاملی" از مشایخ روایی، او بوده و "بایزید بسطامی ثانی"، "شیخ لطف الله میسی"، "شیخ عامر جزایری" و "شیخ علی استرآبادی" از اجازه دارندگان از وی هستند. "ملا محمد رستمداری" هم طبق برخی اقوال استاد وی بوده ولی چنانکه برخی گفته اند امر به عکس می نماید و او شاگرد شوشتری بود. 
آیت الله ملاعبدالله شوشتری، هم ‌زمان با انتقال حوزه علمیه "قزوین" به "اصفهان"، از "نجف" اشرف به ایران بازگشت و به تدریس علوم اسلامی و پرورش دانش ‌پژوهان پرداخت و از مدرسان برجسته "اصفهان" شد. ملاعبدالله شوشتری هم چنین، به مدت 14 سال در حوزه علمیه "اصفهان" به تدریس فقه، حدیث، اصول فقه، کلام و تفسیر پرداخت.   شاگردان از مشهورترین شاگردان آیت الله ملاعبدالله شوشتری، فرزندش، "مولی ابوالحسن علی"، مشهور به "حسنعلی تستری"، "محمد تقی مجلسی" و "سید مصطفی تفرشی"، بودند. تفرشی تفرشی که کتاب "نقدالرجال" خود را در زمان حیات استادش نگاشته، به مناسبت یادکرد استاد خویش، ضمن برشماری مقامات علمی و اخلاقی وی، نوشته است که بیش ‌تر نکات علمی و تحقیقی این کتاب (نقد الرجال) از تستری بود. محمد تقی مجلسی محمد تقی مجلسی  نیز او را با عنوان "شیخ الطائفه الامامیه فی عصره" شناسانده و مانند "تفرشی" نکات علمی کتابش، "روضه المتّقین"، را از افادات استادش، تستری، دانست. بهاءالدین عاملی بهاءالدین عاملی نیز که معاصر تستری بوده، در اجازه ای که در سال 1030ه.ق، برای "مولی حسنعلی" نوشته، مقام بلند دانش و ورع تستری را ستود. 
آیت الله ملاعبدالله شوشتری، در سال 988 ه.ق، بعد از سفر حج به "عَیْناثا"، در "جبل عامل"، رفت و از عالم امامی آنجا، "سید نعمت اللّه بن خاتون عاملی" (متوفی بعد از 988 ه.ق)، و پسر وی، "احمد بن نعمت اللّه عاملی" (متوفی 1002 ه.ق)، اجازه روایت کتب حدیث دریافت کرد. سپس به "عراق" بازگشت و در سال 991 ه.ق، در "نجف" تألیف "شرحی بر الفیه شهید اول" را در فقه به پایان برد. تستری تا سال 1004 ه.ق، در "کربلا" اقامت داشته و در آن سال در حالت خوف راهی "ایران" شد، گویا علت مهاجرت وی تضییقات مقامات عثمانی بوده که در این تاریخ بر "کربلا" تسلط یافتند. "محمد تقی مجلسی" (متوفی 1070 ه.ق) که خود از شاگردان تستری بوده، از اقامت چهارده ساله وی در "اصفهان" سخن گفته، بر این اساس، وی می‌ بایست در حدود 1006 ه.ق، به ایران آمده باشد. "افندی" هم چنین از مهاجرت آیت الله ملاعبدالله شوشتری، به "مشهد" خبر داده و علت آن را خوف وی از "شاه عباس اول" بیان کرده، ولی منشأ خوف را ذکر نکرد. هجرت به اصفهان آیت الله ملاعبدالله شوشتری، بعد از آنکه در "مشهد" اقامت کرد، در سفر "شاه عباس" به "مشهد" در سال 1009 ه.ق، شاه با وی دیدار و از او دلجویی و درخواست کرد تا به "اصفهان" باز گردد. "اسکندربیگ" تاریخی ذکر نکرده، اما زمان این مهاجرت بعد از 1006 ه.ق، سال انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت، بود. وی ضمن قبول این دعوت، "شاه عباس" را به ساختن مدرسه ای تشویق کرد، همچنین گفته ‌اند که موقوفات "شاه عباس" در سال 1015 ه.ق، به نام چهارده معصوم به توصیه تستری بود. تستری پس از بازگشت به "اصفهان" تا پایان عمر در این شهر به سر برد و فقط به فعالیتهای آموزشی پرداخت، و بر اثر تلاشهای علمی وی، حوزه علمیه اصفهان رونق فراوان یافت. به نوشته "محمد تقی مجلسی" تعداد محصلان علوم دینی در زمان ورود ایشان به اصفهان پنجاه تن بوده و هنگام وفات وی به هزار تن رسید. 
"علامه مجلسی" در وصف استاد برجسته اش ملا عبدالله شوشتری می گوید: "شیخ ما و شیخ همه طایفه امامیه علامه محقق و مدقق زاهد و پرهیزکار، عالم به علم رجال و اخبار که در اصول فقهی کسی به پایه او نیست...". وی هم چنین درباره وی می‌ فرماید: "او بزرگ استاد ما و بزرگ استاد شیعه در عصر خویش بود. وی علامه‌ای محقق و دقیق و زاهدی عابد و باورع بود." "محدث قمی" نیز در کتاب "فوایدالرضویه" در باب این استاد برجسته چنین می گوید: "عزالدین شیخ اجل مربی فقها و محدثین، تاج زهاد و ناکسین جامع معقول و منقول و مجتهدی در فروع و اصول..." "شاه عباس" نیز در باب تحکیم موقعیت آیت الله ملا عبدالله، حکمی صادر نموده که در آن این گونه آورده: "مقرر فرمودیم که ارباب مراتب و مناصب و حکام و کلانتران و کدخدایان امصار و قرایا توفیر و تمکین او نمایند و در اجرای اوامر شرعیه مطاوعت و متابعت او کنند و شکر و شکایت او را مؤثر و منتج شمارند". هم چنین صاحب "روضات" می‌ نویسد: "ملاعبدالله از دانشمندان مشهور و برجستگان روزگار خود بود، در معقول و منقول استاد و در فروع و اصول مجتهدی مسلم بود. در علم فقه تحقیقاتی به کمال داشت و در فن حدیث، مدققی بزرگوار به شمار می‌آمد ... " 
آیت الله ملا عبدالله بن حسین شوشتری، در دوره اقامت خود در اصفهان، به دنبال پیگیری و بر اساس خواست و کمک ایشان، بنای مدرسه تاریخی "ملاعبدالله" و مدرسه "شیخ لطف‌الله" در میدان "نقش جهان" اصفهان بنا شد. این آثار زیبا طی سالها نیز به محل تدریس و فعالیتهای فرهنگی و دینی و امداد رسانی به حوائج عمومی توسط ایشان مبدل گشت. آیت الله شوشتری هم چنین در مدت اقامت خود در مشهد مقدس نیز برای تعمیر حرم مطهر امام رضا(ع) و برخی مساجد و مدارس تلاش بسیاری کرد. 
علامه شوشتری در تمام عمر اعمالش بر مدار واجب و مستجب دور می زد. مردی ذاکر و اهل تهجد بود نماز شبش ترک نمی شد و در زهد و پارسایی شهرت بسیار داشت و در ساده ‌زیستی و فروتنی زبان ‌زد همگان بود. وی علاوه بر این ‌که در مقامات علمی و عمل به احکام دینی از پیشتازان محسوب ‌شده، در رفع مشکلات مردم، کوشا و با آن ‌ها همدل و همراه بود؛ از این ‌رو در میان آنان، محبوبیتی ویژه داشت. صاحب حدایق به نقل از اساتید خود می گوید: "شبی تا صبح با عده ای از علما به منزل شیخ بهایی تا به سحرگاهان به بحث و مذاکرات علمی نشستند قبل از اذان از حضار اجازه مرخصی خواست، حضار مخصوصا شیخ بهائی به او اصرار نمودند بمانید تا به فضل جماعت شما نیز بهره‌مند باشیم. از حضار اصرار به ماندن و او اصرار به رفتن یکی از شاگردان او می گوید بعداً از مرحوم شوشتری پرسیدم چرا آن شب برای اقامه جماعت صبحگاهی به خانه شیخ بهائی نماندید جواب داد به خود اندیشیدم که اگر علامه ثانی شیخ بهائی به من اقتدا کند وضع حالم با سایر احوال در مقابل کاشف الاسرار یکی نخواهد بود". وی همچنین پسرش "ملا حسن ‌علی" را بسیار دوست می‌ داشت، وقتی پسرش به بیماری سختی مبتلا گشت، آیت الله عبدالله شوشتری برای نماز جمعه به مسجد رفت؛ درحالی ‌که فکرش مشغول بود، همین ‌که نمازجمعه را شروع کرد، در نماز وقتی‌ که سوره "منافقین" را تلاوت می‌ کرد تا به این آیه رسید: " یا ایهاالذین آمنوا لاتلهکم اموالکم و لاأولادکم عن ذکرالله" ایشان، این آیه را تکرار کرد. بعد از نماز، سبب تکرار آیه را از آیت الله شوشتری پرسیدند، فرمود: "چون به این آیه رسیدم، به ‌یاد پسرم افتادم، سعی کردم که از نظرم دور شود. با خود مبارزه کردم؛ بدین ‌گونه که فرض کردم فرزندم مرده و جنازه او را در مقابل چشم خود دیدم، آن ‌گاه از آیه گذشتم." 
در حوزه تالیفات هم از این رادمرد میدان خرد و معرفت، آثار برجسته و فاخر و گران سنگ و شگرفی برجای مانده، که از آن جمله می توان به آثار زیر اشاره کرد: -تتمیم فی شرح قواعد علامه -شرح ارشاد علامه -شرح الفیه شهید -حاشیه مختصر عضدی -رساله فی عینیه صلاه الجمعه، تستری رساله ای فارسی درباره نماز جمعه نگاشت و در آن از نظریه وجوب تعیینی نماز جمعه در زمان غیبت امام دفاع کرد؛ از این رساله تنها بخشی برجا ماند. -التبیان فی الفقه، مهمترین اثر فقهی شوشتری، که "افندی" آن را ستوده و فقط یک نسخه از آن شناخته شده، که مشتمل بر مبحث طهارت است. -خواص القرآن -جامع الفوائد فی شرح القواعد، شرحی بر "قواعدالاحکام" علامه حلّی، هدف اصلی او در این کتاب تبیین مطالبی است که در شرح محقق ثانی/ محقق کَرَکی (متوفی 940 ه.ق) بر "قواعد الاحکام" به نام "جامع المقاصد"، مجمل مانده و به نوشته "محمد تقی مجلسی" مراتب علم و دقت تستری از این کتاب شناخته می ‌شود. 
سرانجام آیت الله ملا عبدالله شوشتری در دهه اول و به قولی دیگر در 26 محرم الحرام سال 1021 قمری در "اصفهان" از دنیا رفت و در مسجد جامع اصفهان توسط "میر محمد باقر داماد" نماز گذارده شد. کمتر از یک سال پیکر ایشان به صورت امانت در "امامزاده اسماعیل" به خاک سپرده و سرانجام به "کربلا" معلی انتقال داده شد و در جوار مرقد منور حضرت سید الشهداء حسین بن علی علیه ‌السلام مدفون گشت. مرحوم مجلسی می نویسد: روز وفات او را اصفهان تا آن روز به خود ندیده بود گوئی عاشورای حسینی تجدید شده هزاران نفر از طبقات مختلف به تشیع جنازه اش تبرک جستند و برای چند ماه در اصفهان او را به خاک امانت سپردند و خاک به امانت خیانت نکرد و جسد تازه او را پس از یک سال و کسری به کربلای معلی حمل نموده به کنار خاک شهداء دفنش نمودند رحمه الله علیه.

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۸:۵۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۸:۵۲

ملا عبدالله شوشتری

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله ملا عبدالله بن حسین شوشتری، معروف به تستری و ملقب به عزالدین، صاحب مدرسه کبیره میدان نقش جهان اصفهان که شاگرد "مقدس اردبیلی" و "علامه مجلسی" و از عالمان دوره صفویه بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع