سید محمود بن عبدالرضا بن محمد الحسنی الصرخی، معروف به "آیت الله سید محمود حسنی الصرخی" و مشهور به "سید حسنی"، در سال 1964 در شهر "کاظمین" در "عراق" به دنیا آمد. البته برخی شایعات نیز وجود دارد که گفته می شود نام اصلی وی "محمود التمیمی" بوده و وی از عشایر سنی مذهب "بنی تمیم" در استان "دیالی" عراق است. وی که خود را حسنی نسب می ‌داند، پس از فارغ التحصیلی از دانشکده مهندسی دانشگاه بغداد وارد حوزه علمیه می شود. گفتنی است محمود الصرخی در سال 1999 به جرم زنا از عشیره آل صرخه رانده شد. وی پس از چندی به رژیم بعث عراق نفوذ پیدا کرد و در سال 2003 قبل از سرنگونی رژیم صدام، به یکباره ظاهر و خود را به عنوان یکی از مراجع دینی عراق در سطح آیت‌الله العظمی معرفی کرد. در سال 2005 ، «محمود الصرخی» به طور ناگهانی در شهر "حله" عراق نمایان شد و در مدت زمان بسیار کوتاهی تعدادی دفتر در شهرهای مختلف شیعه نشین عراق افتتاح کرد و پس از اعلام مرجعیت، علیه ارتش اشغالگر آمریکا موضع گرفت. الصرخی که همزمان با اعدام صدام و نابودی حزب بعث عراق مخفی شده بود، بار دیگر همزمان با ظهور داعش و حزب بعث و تحرکات تروریسی آنها در عراق با هدف ایجاد فتنه بین شیعیان این کشور آفتابی شد. او ادعای ارتباط با امام زمان(عج) را داشته و گفته است که خواهر خود را به عقد ایشان در‌آورده، در این میان رسانه های سعودی نیز به‌ طور مستمر برای حمایت از وی عنوان آیت‌الله و مرجع بزرگ را استفاده کردند. محمود الصرخی با اندیشه‎ های گمراه و انحرافی در برابر مراجع تقلید نجف اشرف به ویژه حضرت آیت الله سیستانی ایستاد و پس از شورش تروریست ‌های تکفیری در عراق، فتوای جهاد علیه دولت را صادر کرد که سبب آشوب‌هایی در شهر مقدس کربلا در رمضان سال 1435 ه.ق، شد، پس از آن ارتش و مردم عراق نیز با اقدام به‌ موقع توانستند از فراگیر شدن این شورش جلوگیری نمایند. سرانجام وی در 11 تیر 1393 توسط نیروهای امنیتی عراق دستگیر شد. 
برخی اسناد و اطلاعات موجود درباره الصرخی حکایت از آن دارد که وی در اواسط دهه نود قرن بیستم میلادی، حدود سال 1984م، دانشجوی رشته مهندسی در دانشگاه بغداد بوده و در سال 1987 م، فارغ التحصیل شده است. تکذیب ادعای الصرخی محمود الصرخی به رغم نداشتن وزن علمی، خود را از شاگردان آیت ‌الله شهید "محمدباقر صدر"، آیت الله العظمی "سیستانی" و "سید محمد صادق صدر" معرفی کرده و از سال 2003 میلادی (در 40 سالگی) با ادعای "مرجعیت" در عراق فعالیت شدید خود را آغاز نمود. در این میان دیگر شاگردان آیت الله محمد باقر صدر و آیت الله محمد صادق صدر، مانند حضرت آیت الله "سید کاظم حائری"، شاگردی الصرخی در محضر آنها را تکذیب کرده است. 
برخی اسناد و اطلاعات موجود درباره محمود الصرخی حکایت از آن دارد که وی مدتی از همکلاسی های دوران دانشجویی "عُدی" فرزند "صدام" دیکتاتور سابق عراق بود و در همان زمان به عضویت حزب بعث درآمد و به یکی از دوستان نزدیک "عُدی" مبدل شد. در همان زمان او در پارتی های مختلطی که توسط "عدی" برگزار می شد شرکت می کرد و حتی تصاویری از رقصیدن وی دراین پارتی ها وجود دارد. 
محمود الصرخی پس از فارغ التحصیلی، در سال 1994 م، وارد حوزه علمیه شد و در سال 2003 قبل از سرنگونی رژیم "صدام"، خود را به عنوان یکی از مراجع دینی عراق معرفی کرد و پس از سقوط رژیم منحله بعث سابق عراق برای اولین بار با لباس روحانیت در ملاءعام ظاهر شد و ضمن معرفی خود به عنوان مرجع اعلای شیعیان "آیت الله العظمی"، مدعی ادامه دهنده راه آیت الله شهید محمدباقر صدر بود، که به دنبال این ادعا  آیت الله سید کاظم حائری در پاسخ یک استفتا در مورد او اعلام کرد: «سید محمود حسنی صرخی مجتهد نیست و ما به وی اعتمادی نداریم». ادعای کذب الصرخی در خصوص ارتباط با امام زمان(عج) از جمله ادعاهای عجیب محمود الصرخی در یک دیدار محرمانه با برخی هوادارانش ارتباط با امام زمان(عج) بوده است و هم چنین مدعی شده که امام زمان(عج) با خواهر او ازدواج کرده و داماد خانوادگی آنها شده است. پس از چندی دفتر "الصرخی" در تاریخ 7 شوال 1432 بیانه ای رسمی صادر کرد و در آن به طور مستقیم مدعی شد که "الصرخی" با امام زمام(عج) دیدار داشته و دستوراتی برای چگونگی فعالیت دریافت کرده است! 
محمود الصرخی در سال 2005 م، به طور ناگهانی در شهر "حله" عراق نمایان شد و در مدت زمان بسیار کوتاهی تعدادی دفتر در شهرهای مختلف شیعه نشین عراق افتتاح کرد و علیه ارتش اشغالگر آمریکا موضع گرفت. نیروهای وی چند روز بعد در شهر کربلای معلی به تعدادی سرباز آمریکایی حمله کردند و 3 تن از آنان را کشتند، مدتی بعد ارتش آمریکا دستور پیگیرد قانونی وی را صادر کرد، از همین رو او فورا ناپدید شد، و رسانه های خبری در همان زمان اعلام کردند که او به لبنان گریخت، زیرا در آنجا رۆیت شده؛ و عده ای دیگر معتقد بودند در مناطق جنوب عراق پنهان بود، اما برخی افراد زودباور که ادعاهای الصرخی درباره دیدار با امام زمان را باور کرده بودند، معتقد بودند که او غیبت کرده و نزد امام زمان(عج) رفته است! 
بررسی های انجام شده در مورد کتاب ها، تالیفات و دست نوشته های الصرخی نشان می دهد که او نه تنها برای اعلم بودن در مرجعیت دارای علم کافی نیست بلکه کمترین اطلاعات در زمینه علوم دینی برخوردار است، زیرا مطالعه نوشته های وی نشان می دهد که او بسیاری از مطالبش را به طور کامل و صد درصد از کتب دیگر علما و مراجع به ویژه حضرت آیت الله خوئی(ره) به سرقت برده است. صدور فتوای اعدام مراجع تقلید نحوه منش و رفتار محمود الصرخی نشان ‌می ‌دهد که هیچ علاقه ‌ای به اهل بیت و امام زمان(عج) ندارد، و تنها برای کسب قدرت و تامین منافع نامشروع دشمنان اسلام و تشیع وارد عرصه شده‌ و بی هیچ تردیدی از طرف استعمار و استکبار حمایت می شده است تا از این طریق باورهای اصلی مردم را خدشه دار نماید.   در این میان محمود الصرخی گروهی بنام "شبکه امام زمان برای اعدام" تاسیس کرد و مدعی شد که امام زمان(عج) از مراجع تقلید حاضر رضایت ندارد از همین رو فتوای اعدام مراجع تقلید را صادر کرد. نژاد پرست مدعی مرجعیت گفتنی است، الصرخی و هوادارانش او را بالاتر و حتی برابر با دیگر مراجع شیعه می‌دانند و می ‌گویند برای مثال: حتی اگر هم "آیت الله الصرخی" با آیت الله سیستانی در یک سطح علمی باشند، باز هم "آیت الله الصرخی" به دلیل "عرب بودن" از آیت الله سیستانی اعلم تر است! همین امر باعث شده همواره در کنار نام وی اصطلاح " مرجع تقلید عربی و عراقی" نوشته شود. حمایت از احزاب غیر اسلامی و غیر دینی در عراق لازم به یاد آوری است "الصرخی" که همواره ادعای اسلامگرایی داشته، در انتخابات های عراق، همواره از نامزدها و احزاب غیر اسلامی و غیر دینی به ویژه حزب کمونیست عراق حمایت کرد. شایان ذکر است یکی از افراد نزدیک و یاران "الصرخی" "فائز الشمری" نام داشت که براساس اسنادی بدست آمده از مقر سازمان اطلاعات و امنیت حزب بعث بعد از سقوط رژیم صدام مشخص شد که "فائز الشمری" یک سنی مذهب و از اهالی شهر فلوجه بوده که از کارکنان سازمان امنیت بعث به شمار می رفته و در زمان صدام مدتی ماموریت داشته که با عمامه ای سفید رنگ به صورت یک روحانی شیعی در محافل و مجالس مختلف مانند دروس برخی مراجع حاضر شود. پس از اشغال عراق نیروهای امریکایی و عراقی به مسجدی در منطقه السیده در بغداد که زیر نظر "فائز الشمری" بود حمله کرده و مقدار زیادی از سلاح ها و موشک های ارتش سابق عراق را در انبار مسجد کشف و ضبط کردند. پیش از آن حمله "الشمری" گریخته بود و مدتی بعد با عمامه سیاه رنگ در کنار "الصرخی" به عنوان یکی از هواداران وی ظاهر شد. 
طرفداران الصرخی علاوه بر اهانت به ساحت مرجعیت دینی و نمایندگان آنان در عراق، شعارها و حرکات نامتعادل سیاسی نیز انجام دادند که در نتیجه آن نیروهای آمریکایی برای دستگیری الصرخی به اتهام کشتن تعدادی از نظامیان آمریکایی اقدام نمودند. لذا گفته می ‏شد که وی بعد از سال 2004 میلادی به صورت مخفیانه زندگی می ‎کرده است. از طرفی ادعاهای طرفداران الصرخی مبنی بر ارتباط وی با امام زمان(عج) و نیز مخالفت وی با مراجع عظام تقلید، منجر به درگیری‏هایی میان حامیان الصرخی و مردم و نیز دستگاه‎های امنیتی در استان‏های جنوبی عراق شد. از طرفی در خرداد 1385 (می 2006) نیز، هواداران الصرخی در "بصره" به کنسولگری ایران در این شهر حمله کرده و بخشی از ساختمان آن را به آتش کشیدند و به اموال آن خسارت شدید زدند. یکی از حمله کنندگان هم پرچم ایران را از بالای کنسولگری به زیر ‏کشید و به جای آن پرچم "عراق" را قرار داد. علت این اقدام، پخش برنامه‏ ای از شبکه تلویزیونی "الکوثر" بود که در آن "شیخ علی کورانی" به انتقاد از الصرخی پرداخته و گفته بود که وی مدعی ارتباط با امام زمان(عج) است. پیروان الصرخی می ‏گفتند او هیچ گاه مدعی ارتباط با امام زمان(عج) نشده و خواهان عذرخواهی شبکه ایرانی الکوثر شده بودند. آن حمله نخستین هجوم یک گروه شیعه در دومین شهر بزرگ عراق به نمایندگی ایران بود. الصرخی طرفداران زیادی در عراق جمع کرده و دفاتر، نماز جمعه و مراسم دیگر به وسیله وکلای وی در بغداد، نجف، کربلا، بصره، حله، کرکوک، دیوانیه، ناصریه، المجر الکبیر، سماوه، کوت، کمیت، عماره و حتی دمشق برپا می کردند. 
در پی افزایش فعالیت گروهک الصرخی به ویژه علیه مراجع تقلید و احساس خطر از سوی دولت عراق، فعالیت اطلاعاتی امنیتی علیه وی آغاز شد تا حامیان اصلی و پشت پرده وی مشخص شود. بررسی های انجام شده نشان می دهد، او نزدیک به دویست نیروی مرد و پنجاه نیروی زن را به استخدام گرفته و به طور ماهانه به هرکدام از آنان 300 دلار حقوق پرداخت می کند. براساس اطلاعات به دست آمده منبع درآمدی وی از سوی سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی تامین می شده است. نیروهای وی با هدف حمایت از خود و انجام برخی عملیات ها مقادیر قابل توجهی اسلحه نیز تهیه کرده و در اختیار می گیرند. از جمله حمایت هایی که رژیم سعودی از وی می کند تبلیغات برای وی و رسانه های وابسته به سعودی است برای مثال، روزنامه "الشرق الاوسط" و شبکه "العربیه" و سایت اینترنتی "ایلاف" که از پر مخاطب ترین رسانه های عرب زبان جهان به شمار می روند با وی مصاحبه کرده و به نشر اظهارات و اندیشه های او پرداخته اند. در این میان الصرخی که در 7 آوریل 2013 برابر با 18 فروردین 1392، پس از حدود یک سال و نیم اولین اظهار نظر رسانه ای خود را در یک کنفرانس خبری بیان کرد، اظهارات وی توسط روزنامه "الشرق الاوسط" و سایت "ایلاف" پوشش داده شده بود. 
بررسی دقیق انجام شده از سیر فعالیت ها، اظهارات، موضع گیری ها و اقدامات گروه الصرخی نشان می دهد که هدف اصلی محمود الصرخی ایجاد فتنه میان شیعیان عراق و به ویژه تخریب وجهه قدرتمند و بانفوذ حضرت آیت الله "سیستانی" بود. تخریب شخصیت آیت الله سیستانی از جمله اقدامات تخریب گرایانه گروهک الصرخی علیه حضرت آیت الله سیستانی، حمله به دفاتر و تلاش برای ترور برخی از نمایندگان و وکلای ایشان در شهرهای مختلف عراق به ویژه شهرهای جنوبی بود. از طرفی هواداران الصرخی طی دهه 1430 به بعد، بیش از 10 مسجد، حسینیه و مرکز وابسته به آیت الله سیستانی و نمایندگانش را مورد حمله قرار داده و به آتش کشیدند. آنان حتی حرمت این اماکن دینی و قرآن های موجود در آن نگه نداشته و آن را نیز به آتش کشیدند. سیاستی که الصرخی برای تخریب آیت الله سیستانی در پیش گرفته بود معرفی وی به عنوان یک مرجع ایرانی و غیر عراقی بود، تا از این طریق بتواند ایشان را در میان مردم عراق و دیگر کشورهای عربی تخریب کند. حمله به جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه الصرخی به دستور اربابان سعودی خود اهدافی نیز در منطقه دنبال کرد، که عمدترین آن می توان حمله به جمهوری اسلامی ایران و زیر سوال بردن نظام ولایت فقیه است. تخریب چهره بشار اسد در منطقه اما دیگر هدف وی در منطقه مورد حمله قرار دادن حکومت "بشار اسد"، رئیس جمهور سوریه و دیکتاتور نامیدن وی بود، و طی اظهاراتی گفت: ملت سوریه همانند ملت عراق با ظلم و ستم فراوانی روبروست و "بشار اسد" نیز نسخه ‎ای از "صدام حسین" است. مظلومیت ملت سوریه بیش از ملت عراق است و فقر و محرومیت آنها دلیلی بر این مدعاست. حمایت از شورشیان عراق و حمله به انقلابیون بحرین الصرخی همچنین طی اظهاراتی، انقلابیون بحرین را "شورشی" و "فتنه گر" نامیده بود، و آنها را به مزدور بودن و فعالیت در راستای سیاست های جمهوری اسلامی ایران متهم کرد. او از سوی دیگر از اهالی سنی مذهب استان الانبار که علیه حکومت "نوری المالکی"، نخست وزیر عراق دست به اعتراضات زده اند، حمایت کرده و خواستار ساقط شدن دولت وی شد، این درحالی است که به اذعان کارشناسان مسائل سیاسی عراق، اعتراضات استان الانبار از سوی حزب بعث منحله، عربستان سعودی و قطر حمایت می شد. 
عمده فعالیت های هواداران الصرخی در دو حوزه "فضای واقعی" و "فضای مجازی" محدود می شود. فعالیت آنان در فضای واقعی از طریق دفاتر در شهرهای مختلف عراق و روحانیون هواداراش انجام می شود و آنان تلاش می کنند با سخنرانی برای عوام مردم عراق و به ویژه مردم عشایر که از سطح آگاهی و علمی بسیار پایینی برخوردارند، اهداف و سیاست های خور را دنبال کنند. اما فعالیت هواداران الصرخی در عرصه فضای مجازی به صورت بسیار گسترده و تعجب برانگیزی ادامه داشته و با بررسی سطحی یک کارشناس یا فعال این عرصه می توانند نشان دهند که گستردگی فعالیت آنان در این عرصه مطمئنا توسط یک تیم کامل و مجهز که از سوی یک ارگان امنیتی حمایت می شود، در حال انجام شدن است. هم چنین طی بررسی هایی میدانی و مجازی، آنان علاوه بر داشتن یک سایت رسمی تحت عنوان سایت "مرجعیت الصرخی"، و یک سایت مربوط به بخش تبلیغات و اطلاع رسانی دفتر مرجعیت "الصرخی"، چندین صفحه در سایت فیسبوک، تویتر، گوگل پلاس و یوتیوب دارند که موفق شدند با فعالیت گسترده خو تعدا زیادی کاربر اینترنتی را به خود جذب کنند. 
در پی جنجال های متعدد محمود الصرخی و طرفدارانش، رئیس وقت قبیله آل صرخه "شیخ علی الصکبان" و روسای سه طایفه این عشیره یعنی طوایف "آل برجس، الصوایح و االبیبات" در بیانیه ای در نیمه اول سال 1393، موضع خود را برای عموم روشن ساختند. افراد ذکر شده در این بیانیه از الصرخی برائت جسته و اعلام کردند به نیابت از تمام افراد عشیره بار دیگر با آیت الله "سید علی سیستانی" نماینده مذهب اهل بیت (علیهم السلام) بیعت می کنند. در ادامه این بیانه آمده بود: ما شمشیرهای قانونی برای خدمت به مرجعیت بزرگ هستیم و برای نابودی تمام کسانی که به اسم مرجعیت در حال سوء استفاده های گوناگون هستند گوش به فرمان مرجعیت نجف با پیشگامی آیت الله سیستانی می باشیم؛ ما می خواهیم به همگام موارد زیر را اعلام کنیم: 1- عشیره آل صرخه یکی از شاخه های قبیله «بنی لام» است و ما نوشته رسمی از شیخ بزرگ بنی لام «غضبان البنیه» داریم. 2- ما از عامه مردم هستیم و از جمله سادات و ذریه های رسول الله صلى الله علیه وآله نیستیم. 3- تاکید می کنیم که در سال 1999 محمود الصرخی را به علت فسق و بی بند و باری و مرتکب شدن «السوده» برای همیشه از قبیله طرد کردیم. 4- محمود الصرخی یک بعثی است و در زمان مجرم «سبعاوی ابراهیم الحسن تکریتی» برای وی گزارش های حزبی می نوشت و به آن افتخار می‌کرد و حتی عکس یادگاری با سبعاوی را در منزلش قرار داده بود. 5- سبعاوی برخی از ماموران امنیتی جنوب عراق از جمله الصرخی را در قالب طلبه برای جاسوسی به حوزه علمیه فرستاد و این اقدام پس از شکست تمام تاکتیک های بعث جهت جاسوسی در حوزه علمیه صورت گرفت. 6- از آنجایی که ماموران امنیتی سبعاوی مورد اعتماد نبودند از سوی حوزه علمیه مورد پذیرش قرار نگرفتند، اما این افراد جلسات درسی ضعیفی خارج از حوزه و بدون اشراف آن برای خود برگزار کردند. چیزی نگذشت که سبعاوی محمود فاسق قبیله ما و دیگر ماموران امنیتی را اعلم اعلام کرد. 7- اصطلاح "السوده" در فرهنگ عشایر به کسی اطلاق می شود که با یک محرم و یا با یک متاهل مرتکب زنا شود، محمود الصرخی مرتکب زنا با یک زن متاهل شد و بعدها نیز با وی زندگی کرده و صاحب چندین فرزند شد. 
محمود الصرخی در پی بحران های ایجاد شده توسط نیروهای تروریستی داعش در عراق، از این گروه و شورشیان استان فلوجه، که بارها و به صراحت علیه تمامی شیعیان جهان موضع‌ گیری کرده‌‌اند، حمایت و با فتوای جهاد برای جنگ با داعش نیز مخالفت کرد. در 16 مهر 1393 برابر با 8 اکتبر 2014 م، شبکه خبری سومریه نیوز، اظهار کرد: محمود الصرخی با انتشار یک نوار صوتی، ضمن تاکید بر حمایت از داعش اعلام کرد که ائتلاف بین المللی علیه داعش یک اقدام شکست خورده است. وی ضمن نسبت دادن صفات شجاعت و ذکاوت به تروریستهای داعش ادعا کرد که آنها در مسیر درست گام بر می دارند. این عامل معلوم الحال در ادامه افزود که ائتلاف بین المللی علیه داعش در آینده ای نزدیک شکست خواهد خورد. 
حمله به آموزش پرورش در اوایل اردیبهشت ماه سال 1393 ه.ش، برخی طرفداران محمود الصرخی در اعتراض به آنچه توهین به دخترش در یک مدرسه نامیدند به آموزش پرورش شهر کربلا حمله کرده و قصد اشغال و تخریب آن را داشتند. این افراد که با ایجاد آشوب، شعارهایی ‌ضد حکومت عراق سر می‌ دادند، تصاویر محمود الصرخی را در دست داشتند. عاملان آشوب مدعی شدند، توهین "هدی المسعودی" معلم مدرسه به دختر الصرخی عمدی بوده و خواستار استعفای رئیس کل آموزش و پرورش و نیز معلم مذکور شدند.   در حالی که عده‌ای از طرفداران الصرخی شعار ‌می‌ دادند، عده‌ای دیگر از آن‌ها با پلیس درگیر شده، شیشه ‌های اداره آموزش و پرورش و نیز شیشه‌ های خودروهای اداری آن را شکستند، این غائله با تلاش نیروهای پلیس و نیز عذرخواهی آموزش و پرورش پایان یافت. ایجاد تشنج و آشوب با هدف حمله به حرم حسینی محمود الصرخی پس از شورش تروریست‌های تکفیری در عراق و در پی فرصت ایجاد شده برای او و هوادارنش پس از بحران امنیتی عراق، در رمضان 1435 ه.ق، برابر با تیر سال 1393 ه.ش، فتوای جهاد علیه دولت را صادر و با برگزاری جلسات متعدد در شهر مقدس کربلا و فتنه‌ انگیزی ‌های مشکوک، مقدمات اجرای طرح حمله به حرم مطهر امام حسین(ع) را عملی کرد که منجر به آشوب ‌هایی در شهر مقدس کربلا شد. با ادامه آشوب ها در چهارشنبه 11 تیر 1393، درگیری‌های گسترده ای میان نیروهای عراقی و پیروان محمود الصرخی در کربلا رخ داد. بر اساس اخبار اطلاعاتی اعلام شده، طرفداران الصرخی قصد داشتند با ورود به بخش قدیمی شهر به اقدامات تروریستی دست بزنند اما نیروهای امنیتی دفتر الصرخی در منطقه "حی سعد" را محاصره کردند و پایگاه خبری "براثا" از درگیری های گسترده ای در این میان خبر داد و افزود حتی بالگردهای ارتش بر فراز منطقه به پرواز درآمدند و اهالی منطقه "سیف سعد" از بیم درگیریها منطقه را ترک کردند.  در همین راستا "براثا" در خبری اعلام کرد محمود الصرخی را در حالیکه قصد داشته با لباس مبدل فرار کند به همراه 30 تن از همراهانش بازداشت شد. در این میان گروهک تروریستی منافقین (فرقه رجوی) در 11 تیر 1393 ه.ش، در ادامه حمایت از تروریست‌های تکفیری در عراق و انقلابی ‌خواندن تروریست‌ های داعش، از محمود الصرخی حمایت کردند، این گروهک تروریستی با اطلاق عنوان مرجع شیعی عرب بر این شیخ فتنه ‌گر، از برخورد صورت ‌گرفته با وی در روز محاصره، توسط ارتش عراق به شدت انتقاد کرد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۸:۴۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۸:۴۶

محمود الصرخی

خلاصه زندگی نامه

 محمود بن عبدالرضا بن محمد الحسنی الصَرخی، معروف به محمود الصرخی و سید حسنی، مرجع خودخوانده عراقی و مدعی مهدویت که پس از شورش تروریست‌های تکفیری در عراق در سال 2014، فتوای جهاد علیه دولت را صادر و سبب بروز آشوب‌هایی در شهر مقدس کربلا شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع