محمد پروینِ گُنابادی، متخلص به "پروین" در سال 1282 ش در قصبه "کاخک" از توابع "گناباد" واقع در خراسان به دنیا آمد. خاندان وی از روحانیان منطقه گناباد و فردوس بودند. پدرش "عباس" ملقب به "شمس الذاکرین" فرزند "ملاّ امیر" بود. "ادیب نیشابوری" در درس خصوصی خود شاگردانی را می ‌پذیرفت که ذوق شاعری داشتند. پروین اشعارش را برای ادیب خواند، وی، او را پذیرفت، اما از تخلّص وی، "فانی"، خوشش نیامد و به او پیشنهاد کرد که نام ستاره‎ای را انتخاب کند، او هم "پروین" را برگزید که بعداً نام خانوادگی او شد و کلمه گنابادی را به سبب علاقه به زادگاه خود بر آن افزود. گنابادی در سال 1322 ش ریاست دانشسرای دختران مشهد را بر عهده گرفت و در اواخر همان سال به نمایندگی مجلس شورای ملی از سبزوار انتخاب شد. وی پس از پایان دوره مجلس از سیاست کناره گرفت و در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد. او از اواخر دهه چهل تا پایان عمر با بنیاد فرهنگ ایران در زمینه تدوین فرهنگ تاریخی زبان فارسی همکاری داشت و سرانجام در سال 1357 ش درگذشت. 
پروین در هفت سالگی به مکتبخانه رفت. پس از آنکه تحصیلات مکتبخانه را در کاخک به پایان رسانید، نزد پدرش قسمتی از مقدمات علوم قدیم را فرا گرفت و حدود دو سال در مدرسه "حبیبیه فردوس" و مدرسه "قدیم قاین" تحصیل کرد. وی در پانزده سالگی به مشهد رفت و در مدرسه "فاضل خان" و سپس مدرسه "نواب"، ادبیات عرب آموخت و در زمره شاگردان خصوصی "ادیب نیشابوری" درآمد. پروین در درس خصوصی ادیب مهمترین آثار ادبیات عربی و فارسی، و همچنین عروض را فرا گرفت. در همین زمان با "ایرج میرزا" ملاقات کرد. او در درس منظومه اغلب به محضر "حاج فاضل" و "آقابزرگ حکیم" که از استادانِ بنام در فلسفه و حکمت قدیم بود، می‌ رفت. 
تنگی معیشت، پروین را در بیست سالگی به تدریس در دبستان دولتی "احمدی" مشهد کشاند و پس از چهار سال در دبیرستان "شاه رضا" به سمت دبیری ادبیات برگزیده شد. وی در 26 سالگی ازدواج کرد و از سال 1317 به بعد علاوه بر تدریس در دبیرستان‌ ها در اداره تحقیق اوقاف و بازرسی فنی مدارس مشهد نیز خدمت می‌ کرد. وی سالها در بخش زبانهای خارجی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، مدرسه عالی آمار، دانشسرای تربیت معلم و دوره فوق لیسانس پژوهشکده فرهنگ ایران به تدریس مشغول بود. 
پروین در اوایل سال 1328 ش که به علت فعالیت‌های سیاسی گذشته بیکار شده بود، به پایمردی استاد "مدرس رضوی"، با "علی اکبر دهخدا" آشنایی یافت و پس از چندی، از همکاران نزدیک دهخدا در تدوین لغتنامه شد. او در دو سال، نزدیک به یک میلیون یادداشت از متن‌های مهم استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشت‌های خود بر آن افزود. علاوه بر تنظیم حرف "ذ" با همکاری دهخدا و حرف "غ" با همکاری "شهاب فردوس" حرف "ط" و بخشی از حرف "الف" را به عهده داشت و برای حرف "ی" که قرار بود آن را تنظیم کند، مآخذ و برگه‌های بسیاری فراهم آورد و در ضمن ترجمه مقدمه "ابن خلدون"، برخی از اعلام آن را برای لغتنامه یادداشت برداری کرد. وی از سال 1345 ش تا واپسین دم عمر عضو هیئت مقابله لغتنامه بود. دیگر فعالیت ها پروین در اواخر سال 1328 ش ضمن همکاری با لغتنامه دهخدا به بررسی کتاب‌ها از جهت اصالت محتوی و درستی نگارش در وزارت آموزش و پرورش پرداخت و مدت دوازده سال ویراستاری زبانی کتاب‌های دانشکده‌های علمی پزشکی، فنی و علوم دانشگاه تهران به عهده وی بود. 
درهفتادمین سال تولد گنابادی، دوستان و شاگردان وی به پاس پنجاه سال خدمات فرهنگی او مجموعه‌ای، با عنوان "جشن نامه پروین گنابادی"، به وی اهدا کردند. در تاریخ ششم مهر 1355، شورای دانشگاه تهران نیز به پاس خدمات ارزنده او در زمینه شناسایی و شناساندن متفکران ایرانی و اسلامی به وی دکترای افتخاری در رشته الهیّات و معارف اسلامی اهدا کرد. 
فهرست آثار پروین گنابادی بدین قرار است: - ترجمه "روح تربیت" اثر "گوستاو لوبون" - راهنمای مطالعه - اندیشه‌ها - سخن نامه - فن مناظره - دسته گل سوسن - پرورش اراده - شیوه نگارش - هفت خوان رستم - دستور زبان فارسی و خود آموز املاء و انشاء، در سه جلد - ترجمه مقدمه ابن خلدون، که از آثار پروین، این ترجمه عالمانه او شهرتی خاص دارد. - تصحیح مجدد تاریخ بلعمی مصحِّح ملک الشعرا - قواعد کلی عربی با همکاری "یدالله شکری" - بازی‌ های محلی - تدوین بعضی کتابهای درسی دانشکده مکاتبه‌ای دانشگاه سپاهیان انقلاب - نشر بیش از سیصد مقاله در نشریات تهران و خراسان که تعدادی از آنها با نام گزینه مقاله ‌ها در سال 1356 ش به چاپ رسیده است. 
گنابادی در نثر شیوه‌ای، خاص خود داشت و با وجود تبحّر در ادب تازی از به کاربردن ترکیبات عربی پرهیز می‌ کرد. در بین دست نوشته‌هایی که از وی باقی‌ مانده، حجم بسیار زیادی به شعر اختصاص دارد، هر چند که خود، راضی به اشتهار در شعر نبود. اما در نخستین کنگره نویسندگان ایران در سال 1325 ش از سبک و شیوه شاعری او سخن به میان آمده است. 
محمد پروین گنابادی در سال ‌های پایانی عمر خود در بستر بیماری تا آخرین روزها از کار علمی دست نکشید و سرانجام در تاریخ 1 شهریور 1357 دیده از جهان فروبست. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۳:۱۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۳:۱۲

اسناد و مراجع