محمد نوری زاد متولد 1331 در روستایی در شهرستان شهريار می باشد. وی فارغ التحصيل رشته مهندسی برق از دانشگاه علم و صنعت و دارای مدرك درجه يك هنری معادل دكترا در رشته كارگردانی است.  نوری زاد فعاليت هنری خود را در سال 1359 به عنوان مجری برنامه های جهاد سازندگی و روايت فتح آغاز كرد و در سال 1364 فارغ از تمام فعاليت هايش به مستند سازی روی آورد كه مجموعه های «ما اهل مسجديم» و «شب های رمضان» از آن جمله اند. از ديگر فعاليت های نوری زاد می توان به تأليف كتاب، نقد آثار ادبی، نگارش فيلمنامه و توليد آثار داستانی اشاره كرد. نوری زاد که نزدیک به 30 سال در وزارت کشاورزی مشغول به کار و از آن وزارتخانه حقوق دریافت می کرد در حالی که وی بدون حضور در اداره مشغول پروژه های میلیونی بود.  نوری زاد در سال 62 بعد از آشنایی با شهید آوینی از طریق ساخت برنامه تلویزیونی جهاد در بشاگرد، برای مجری گری برنامه روایت فتح دعوت شد و با هفته ای یک جلسه دو ساعته با شهید سید مرتضی آوینی همکاریش را آغاز کرد. وی بعد از چند ماه همکاری، اصرار داشت برنامه سریال داستانی "همه با همه" را بسازد و لیکن شهید آوینی به شدت مخالفت کرد ولی وی و برخی از دوستانش با بودجه جهاد کار خودشان را کردند و پس از تولید هم، برنامه غیر قابل پخش تشخیص داده شد و همه آن پول ها عملا به دور ریخته شد!  تنفر شهید مرتضی آوینی به اندازه ای بود که او را به خاطر تفکرات گروهکی و عقبه ذهنی اش که وی یکی از همپیمانان دکتر پیمان به شمار می رفت، از روایت فتح عملاٌ بیرون راند و تا سال 65 پیدایش نشد تا اینکه سال 65 با وساطت برخی از دوستان برای مجری گری برنامه های روایت فتح دوباره دعوت شد و پس از چند ماه ادامه این همکاری، رفتارهای او برای آقا مرتضی غیر قابل تحمل شد و بار دیگر مجموعه روایت فتح را ترک کرد.  
فیلم های سینمایی  پرچم‌های قلعه کاوه 1386- کارگردان و فیلم‌ نامه‌ نویس  سرزمین جنوبی من 1386- کارگردان و فیلم‌ نامه‌ نویس  شاهزاده ایرانی 1384- کارگردان و فیلم‌ نامه‌ نویس  انتظار 1379- کارگردان و فیلم‌ نامه‌ نویس گل‌ها و گلوله‌ها 1370- فیلم‌ نامه‌ نویس  دریا برای تو 1369- فیلم‌ نامه‌ نویس  نخلستان تشنه 1368- کارگردان و فیلم‌ نامه‌ نویس  همه با هم 1365    مجموعه های تلویزیونی  ما اهل مسجدیم (مستند)  روی خط مرز (مستند)  شب‌های رمضان (مستند)  از کراچی تا پیشاور (مستند)  گل‌های سرخ (مستند) حسین و زهرا (مستند)  ما مرد جنگیم (داستانی) پروانه‌ها می‌نویسند (داستانی)  مجموعه تلویزیونی چهل سرباز (داستانی)  
پیش از آن که چهره نوری زاد بر همگان آشکار گردد و قبل از آنی که فتنه زمین و زمان را فرا گرفته و تیرهای غیبی آن از هرسو عده ای را به کام خود گرفته و با خود به قعر دوزخ برد. این کارگردان به اصطلاح متعهد سینما در حمایت از مشایی و طی مقاله ای با اشاره به انتقادات مطرح شده در خصوص اظهارات او با ذکر دلایلی نوشت:  «مراجع ما را همان به که در محدوده احکام شرعی به ایراد نقطه نظرات خود بپردازند و از ورود به عرصه هایی که تبحرش را ندارند پرهیز کنند. البته آقای مکارم می توانستند بفرمایند: تصمیم درباره ماندن و رفتن آقای مشایی به دولت و مجلس مربوط است؛ اما اگر نظر مرا بخواهید می گویم که بنا به این دلایل، سخن ایشان درست وپخته نیست.» وی در این نامه شدیدا به آیت الله مکارم شیرازی تاخت که چرا حق امام را میگیرید و بر چه اساسی وجوهات شرعی را قبول میکنید و شما باید این وجوهات را به دفتر مقام معظم رهبری بدهید، همان زمان بود که روزنامه های اصلاح طلب تیتر زدند توهین بی سابقه نویسنده کیهان به مراجع تقلید! و چه هو و جنجالی به راه انداختند و بعد در سال 1388 پس از موضع گیری های معروف نوری زاد و نامه نگاریهای  تند و توهین به مرجع تقلید، همانها چه نوشتند و چقدر حامی نوری زاد شدند!   قرار دادن مرجعیت شیعه در مقابل ولی امر مسلمین آن جا که دولت نهم بر نقش و جایگاه روحانیت در کشور عنایتی ویژه نشان می داد  و حتی از بالندگی فکری مساجد سخن به میان می آورد این سخن نوری زاد که «هرگز در اندازه احد الناسی حتی یک مرجع نیست که بخواهد برای یک امر حکومتی خط و نشان تعیین کند.» مخالفان دولت را بر آن داشت که بگویند و بنویسند نویسنده کیهان و حامی دولت با هجمه به مراجع تقلید از مشایی حمایت کرد! نوری زاد در این نوشتار مرجعیت شیعه را در مقابل ولی امر مسلمین قرار داده و می نویسد: «مسئله بسیار مهمی که آقای مکارم به آن توجه نکرده اند این است که دخالت و تاکید ایشان در جابجایی مشایی، علاوه بر دخالت در وظیفه و کار رایج دستگاه های ذیربط، دخالت در حیطه رهبری نیز هست!» این در حالی است که نوری زاد در جریان حوادث بعد از انتخابات همسو با رسانه های بیگانه با هجمه ای حساب شده ساحت ملکوتی رهبرعزیز انقلاب را با تمایلات شیطانی خویش غبارآلود کرده و از هیچ توهینی به امام و مقتدای امت حزب الله فروگذار نکرد.   مصاحبه خیالی نوری زاد واکنش اقشار مختلف مردم نسبت به توهین نوری زاد به مرجعیت شیعه، آنچنان دندان شکن و دامنه دار بود که وی را واداشت تا با تنظیم یک مصاحبه خیالی از خود رفع اتهام کند. نوری زاد در این مصاحبه خیالی  برای مبرا کردن خود از هرگونه توهین به ساحت روحانیت و مرجعیت، از قول این مرجع تقلید خود را بی‌گناه و منتقدان سخنان خود را نیز بی‌ظرفیت اعلام کرده است! ساختار این مصاحبه خیالی به گونه ای تنظیم شده بود که این تلقی را در خواننده مطلب بوجود می آورد که حتی خود مراجع انتقادی نسبت به وی و مطالب عنوان شده از سوی او ندارند و این در حالی است که آیت‌ الله مکارم شیرازی درسخنانی حضور مراجع تقلید در جامعه را یک نعمت الهی دانسته و گفته بود: كسانی‌ كه به دنبال خانه نشین كردن مراجع هستند، این آرزو را به گور خواهند برد. در این مصاحبه غیر واقعی آیت الله مکارم خطاب به نوری زاد می گوید: من شخصا درباره نوشته های شما، نکته ای که بشود از آن توهین و کوچک شمردن جایگاه مرجعیت برداشت کرد، ندیدم فقط مختصری اگر اراده قلم را مهار می کردید، شاید این هیاهو به پا نمی شد. در ادامه این مصاحبه نوری زاد خطاب به آیت الله مکارم می گوید: چرا اطرافیان شما اینهمه الفاظ نامربوط به کار بردند و یک دوستدار نظام را آلت دست بیگانه خطاب کردند که آیت الله مکارم در پاسخ می گوید: این ناشی از ظرفیت برخی افراد است.  
به دنبال اتخاذ مواضع ضد انقلابی از سوی محمد نوری زاد، وی از انجمن قلم ایران اخراج شد. هیأت مدیره انجمن قلم ایران طی نامه ای خطاب به هیئت موسس این انجمن، لغو عضویت آقای محمد نوری زاد را به دلیل از دست دادن شرایط عضویت طبق تبصره یك از ماده 8 فصل سوم انجمن قلم خواستار شد. این بند از اساسنامه انجمن قلم «پذیرش قانون اساسی جمهوری اسلامی و تقید عملی به آن» را شرط ضروری عضویت در آن می داند كه اعضای هیئت مدیره این انجمن عقیده دارند نوری زاد با مطالب اخیر خود این شرایط را از دست داده است.   
مسعود شجاعی طباطبایی، کاریکاتوریست و عکاس جبهه فرهنگی انقلاب می گوید:  آقای نوری زاد وقتی نامه‌ی اولش را نوشت، دریافتم که به خطا می رود و مودبانه مثل همیشه نزد ایشان رفتم و عرض کردم که پیام امام فراموشتان نشود، یک نگاهی به دور برتان بیندازید و به فرمایش امام توجه کنید: "هرگاه دشمنان قسم خورده این نظام از شما تعریف کردند، بدانید یک جای کارتان عیب دارد و اگر بد گفتند بدانید که کارتان درست است. جواب ایشان کلی بود و متاسفانه متقاعد نشدند. نامه دوم و سوم را نوشتند و هر بار به نزد ایشان به عنوان کسی که نگرانش است رفتم و باز از فرمایشات امام گفتم، اما متاسفانه روز به روز دشمنان بیشتر به تمجید او پرداختند و دوستان هم هر چه گفتند با کلی گویی‌هایی غیر معقول ایشان روبرو می شد. شاید بیشتر از همه من و رضا برجی که همه با وی همرزم بودیم، بیشتر نگران و نگران‌تر می شدیم و بارها از او خواهش کردیم که نگاهی دقیق‌تر به دوستانش بیندازد و همچنین باز به ایشان عرض کردیم دشمنانی که سال‌ها پشت صدام ایستاده بودند از شما در رسانه هایشان قهرمان سازی می کنند، آقای نوری زادی که سال‌ها با دشمنان اسلام جنگ کردید به دامن دشمن نیفتید، اما متاسفانه می بینید که دشمنانی چون نوری زاده که مدافع جنگ آمریکا با ایران است از نوری زاد چگونه تعریف می کند... به هر حال هر کدام ما ملاکی برای تشخیص حق از باطل داریم و به نظرم فرمایشات امام ملاک دقیقی برای این تشخیص است. برادرم، شما را انسانی صاحب معیار و ارزش می‌دانم، از شما خواهش می کنم فرمایشات امام فراموشمان نشود.»   
محمد نوری زاد که به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و تخریب چهره نظام به سه سال و نیم حبس  محکوم شده بر خلاف تبلیغات صورت گرفته در تمام این سالها به بهترین  نحو از بیت المال  و کمک های دولتی  بهره مند شده و خود را منتفع کرده است. مواضع  یک  سال اخیر محمد نوری زاد به گونه ای بوده که اوعملا تبدیل به بازیچه رسانه های بیگانه و شبکه های زنجیره ای شده است. شیوه محمدنوری زاد در ساخت  سریال ها و فیلم های مستند و سینمایی که عملا با شکست مواجه میشد و قصد او از ساخت چنین کارهای ضعیف و بی محتوایی  فقط  و فقط سوء استفاده های کلان و برخورداری از بودجه های  میلیاردی از بیت المال بوده است. در این میان میتوان به سریال "چهل سرباز" اشاره  کرد  که با تحمیل هزینه گزاف سه میلیاردی  ساخته شد و نکته تأسف آور اینکه این  سریال، رستم را همطراز حضرت علی (ع) قرار داد. این سریال به گونه ای مبتذل و ضعیف ساخته شد ه بود که در زمان پخش باوجود هزینه های گزاف میلیاردی به سرعت به یکی از کم بیننده ترین سریال های سیما بدل شد. به عنوان نمونه  به فیلم مبتذل "انتظار" نیز می توان اشاره کرد که علاوه بر محتوی بی معنا و سخیف، سیصد میلیون تومان پول زبان بسته بیت المال را به اصطلاح خرج این فیلم می کند در حالی که از این فیلم 65 هزار تومان بیشتر بلیت فروخته نشد. این درحالی است که جوانهای هنرمند و متعهد برای ساخت یک فیلم مستند با هزینه دو میلیون تومان عاجزند. بنابراین گزارش میتوان به پروژه  سینمایی چند میلیاردی میرقباد اشاره کرد که معلوم نیست این پول کجا رفته است! نکته جالب  اینکه می توان به فیلم "پرچم های قلعه کاوه" اشاره کرد که نوری زاد با ارائه خلاصه داستان یک فیلم سینمایی فقط در یک سطر مصوبه میلیاردی می گیرد این درحالی است که یک کارگردان برای تصویب یک فیلم باید ابتدای خلاصه دهها صفحه ای فیلم نامه را ببرد و پس از رفت و آمدهای بسیار اگر تایید شد آنوقت کل فیلمنامه را ببرد تا تصویب  گردد. گفتنی است ضعف محتوی آثار و فیلم های ارائه شده ازسوی این مدعی کارگردانی به اندازه ای بود که اشتباهات فاحش تاریخی و مذهبی در کنار اشکالات بی شمار تکنیکی و فنی تحمل ساخته های محمد نوری زاد را برای هر بیننده ای غیرممکن میکرد.   
"همانگونه که امریکا در طوفان های آخرالزمانی و در سیلاب عظیمی که به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نیز اگر از اسلام و ولایت فقیه و حقیقت فاصله بگیریم و از کشتی نجات ولایت خارج شویم، غرق خواهیم شد و کسی وجود و بقاء ما را تضمین نکرده است." این بخشی از یک مقاله محمد نوری زاد در روزنامه کیهان است که در سلسله مقالاتی با عنوان  "جهان پس از آمریکا" در دهه 70 منتشر می‌شد. اما امروز حکایت  مواضع محمد نوری زاد شنیدنی است. وی در بخشی از ششمین نامه خود به رهبر معظم انقلاب مدعی می شود:  انقلاب اسلامی در این 30 سال به موفقیت دست پیدا نکرده و نتوانسته است که مدینه فاضله‌ای که وعده‌اش را می‌داد، بسازد. مسئولین نظام و اطرافیان آن‌ها، مقصر اصلی در عدم توفیق انقلاب اسلامی هستند. مردم از اطراف نظام پراکنده شده‌اند و خدا هم حکومت اسلامی را دوست ندارد! ما دوستان خود را در جهان از دست داده‌‌ایم و خیلی‌ها با ما دشمن‌اند. بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، این حکومت بود که که مردم را کشت و خانه‌ها را تخریب کرد و سوزاند و اموال را به غارت برد و… دوستان واقعی نظام جمهوری اسلامی آقایان موسوی، خاتمی و کروبی هستند نه احمدی‌نژاد، حداد عادل، لاریجانی و… از لابلای این جملات می توان فهمید که نوری زاد درک صحیحی از انقلاب اسلامی ندارد چرا که انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب زمینه‌ساز و آماده‌گر برای آن واقعه بزرگ به شمار می‌رود و اگر از عدالت و پیشرفت و سعادت سخن می‌گوید، عدالت در مقام زمینه‌سازی است نه عدالت تام و مطلق. امام خمینی (ره) هم که علی الظاهر هنوز نوری زاد خود را پیرو ایشان می‌داند، درباره هدف اصلی انقلاب اسلامی می فرماید: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌ دارى حضرت حجت (عج) است.»  تأثیرپذیری نوری‌زاد از القائات روشنفکران و معاندان، او را کاملاً از کسوت یک منتقد مستقل و آزاداندیش خارج می‌سازد. او مکرراً مطالبی را به مسئولان گوشزد می‌کند که پیش از وی بارها از زبان روشنفکران غرب زده و معاندان بیان شده است. در واقع، بیشتر مطالب نامه‌های نوری زاد چیز جدیدی نیست و لازم نبود که این همه زحمت به خود بدهد و قلم‌ فرسایی کند و خیال کند که شاهکار کرده ‌است! همچنین سرگشاده نوشتن این‌گونه نامه‌ها به معنای تکیه بر مواضع معاندان و همراهی با آنان برای فشار بر نظام است نه خیرخواهی حقیقی. انقلابیون ساده‌لوح نیستند که تمسخر حکومت اسلامی، قضاوت‌های غیرمنصفانه، ذهن‌ خوانی‌های غلط، تهمت قتل و جنایت به نظام و دروغگویی‌های دیگر، اتهام قدرت‌ طلبی به ارکان نظام و خلاصه، خوشحال کردن دل توطئه‌ گران را به حساب خیرخواهی بگذارند! آن چه از مقایسه بخش‌های اهم و مهم نامه‌ها آشکار می‌شود، کج‌روی فکری، بی‌ بصیرتی و اسلام‌ ناشناسی و کینه‌ توزی نوری‌ زاد را می‌رساند که با چاشنی ابراز محبت و نرمش به عنوان یک تاکتیک عوام فریبانه همراه شده است.   
در سال 88 نوشته ای به نقل از فرزند حاج صادق آهنگران جعل شد و زحمت رسانه ای كردن این خبر جعلی هم به دوش كسی افتاد كه در جهالت كامل فیلم شكنجه های صدام را به نیروهای انتظامی نسبت داده بود؛ كسی كه سال ها دم از آرمانگرایی می زد و این روزها بازیچه خبرسازی های افراطیون دوم خرداد شده بود تا آنجا كه در مقام نوشتن نامه سرگشاده تماما توهین به مقام معظم رهبری برآمد. نوری زاد در یكی از كامنت های وبلاگ خود نوشت: «نوشته زیر به صورت خصوصی برایم آمده است. بخاطر ارادتی که به حاج صادق آهنگران دارم و از سلامت و درون پاک او بهره ها برده ام دریغم آمد که نوشته فرزند او بی مخاطب بماند.» نوری زاد هم مثل امثال كروبی به اینكه كسی با یك اسم جعلی پیامی گذاشته بسنده كرد و حتی صحت و سقم خبر را از خانواده آهنگران جویا نشد و لااقل نپرسید آهنگران اصلا بیمار هست یا اصلا بیمار هم نیست!   پیامی كه به فرزند آهنگران نسبت داده شد متن پیامی كه به فرزند آهنگران نسبت داده شد، این بود: «آقای نوری زاد، سلام. من محمد علی آهنگران فرزند جناب حاج صادق آهنگران هستم. من شما را حدود 15 سال است که می شناسم از زمانی که برای ضبط برنامه ماه مبارک رمضان به خانه ما آمدید و با پدرم مصاحبه کردید. من مدتی است مطالب وبلاگ شما را می خوانم و به شما که امروز برای دفاع از حقوق مردم کوچه و بازار بی قراری می کنید آفرین می گویم. خلاصه بگویم تکلیف نسل من که این روزها 30 ساله می شوم، روشن است اما شما را به روح پاک امام و عظمت رسول الله پدرم را دریابید. به خاطر دارم شبی که قطعنامه پذیرفته شد جناب ایشان از بهت و حیرت و نگرانی تا صبح قدم می زد و اشک می ریخت و به مظلومیت امام و شهدا ناله می کرد. اما از آن سال تا به این روزها اینقدر ایشان را آشفته ندیده بودم. این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات ایشان مریض شده و برای کمتر برنامه ای قول مساعد می دهد. شبها تا صبح اشک می ریزد و زحمات خود و سایر مجاهدان را از دست رفته می بیند. ایشان را برده ایم دکتر با قند 320 دکتر گفته مرض قندش عصبی است. چرا حماسه خوان سالهای عاشقی شما و رزمندگان تاب نمی آورد؟ چرا هر لحظه آرزوی مرگ و شهادت می کند؟ چرا 20 صفحه خطاب به من وصیت نامه نوشته است؟ عرصه بر ما و ایشان تنگ شده است؟ ایشان امشب شدیدا بد حال شدند وقتی مصاحبه مادر عاطفه امام دختر آقای جواد امام را که رزمنده بوده و هم ایشان و دخترش عاطفه بازداشت شده را از B.B.C شنیدند جایی که مادر می گفت به جهانیان و همه مردم بگویید دخترم سالم و پاکدامن بوده و بازداشت شده؟ اینها که گفتم مختصری از شرح حال بلبل خمینی بود. قصد درد دل داشتم با شما و این که بگویم نگران و آشفته اییم .. دعایمان کنید.»    آهنگران تکذیب کرد چندی بعد صادق آهنگران اخبار منتشر شده در خصوص خود را تكذیب كرد. این مداح اهل بیت در مراسم لیالی قدر در اصفهان گفت: «همچون گذشته سینه چاك و فدایی رهبریم و با فرمان معظم‌له در دفاع از انقلاب و كشور سر از پا نخواهیم شناخت و در این شب‌های عزیز فقط دعایم این است كه تا آخر پیرو صدیق رهبری باشیم. دشمن ازهر حربه و دروغی برای ایجاد تفرقه در صفوف ملت ایران و سست كردن اراده‌های قوی استفاده می‌كند و با دروغ‌ پردازی و شایعه پراكنی سعی دارد دلسوزان نظام و انقلاب را منزوی كند.اما آنان همیشه در بیابان گمراهی سرگردان بوده و هستند.» آهنگران در گفتگو با خبرنگار فارس افزود: «محمدعلی فرزند من تمامی مطالب نسبت داده شده به خود را تكذیب كرده و ضمن برائت از جریانات مرموز كه سعی در فتنه انگیزی و جنگ روانی دارند ادعاهای دروغین آنان را افشا كرده است و بحمدلله وی همچنان فرزند انقلاب و نسل سومی حامی نظام و رهبری است.»   مطلبی بی شرمانه با عنوان سقوط  نوری زاد در مطلبی بی شرمانه با عنوان سقوط یكی از فیلم های شكنجه صدام را به نیروهای نظامی نسبت داد و نوشت: «خدایا آن دوستان من اكنون كجایند كه ببینند بر سرمیراثشان چه آورده اند. آهای دوستان جهادگرم،‌ یادتان هست چگونه برای نداری مردمان زابل زار می زدیم؟ و برای جوانی كه بخاطر ده هزار تومان به قاچاق روی برده و به ضرب تیری از پای درآمده بود چگونه می سوختیم؟ یادتان هست چه احترامی برای روستایی قائل بودیم؟ با شادمانی او درپوست نمی گنجیدیم و با غم او می گداختیم؟ دوستان شهید من،‌ برادر جانبازم،‌ همسنگران اعتقادی من، ‌آیا آن جامعه آرمانی كه جوانی خود را به پای او ریختیم،‌ باید از یك چنین مسیری می گذشت؟ چه كسانی سفیر امام حسین (ع) را از بلندی دارالاماره كوفه به زیر انداختند ؟ ما به كجا می رویم ؟ وبه كجا قرار است برسیم؟» در این نوشتار آمده بود: «ما اگر فدایی این نظام بوده ایم، بخاطر تفاوت های بنیادین آن با سایر رویه های حكومتی بوده است. ما بنا بود كرامت انسانی را فراتر از غربیان به صحنه آوریم. قرار بود به دنیا نشان دهیم كه می شود مستقل بود و انسان بود و انسانیت محض را در كوچه پس كوچه های شهر به تماشا گذارد...» 
به هنگام اذان در ماه مبارک رمضان دعا می‌کنیم «رَبَّنَا لاتُزِعْ قُلُوبَنَا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنَا؛ بار پروردگارا ! قلب‌های ما را بعد از آنی که به نور ایمان منور کردی، منحرف مگردان» و چه دعای شیرین و عبرت آموزی است این دعا، زمانی که بدانیم تا لحظه‌ی مرگ هرگز از وسوسه‌های شیطان رهایی نخواهیم یافت و یکی از دعاهای عرفای نامی همواره این بوده است: «خداوندا ما را عاقبت به خیر بگردان!» نوشتن درباره‌ی کسی که روزی قلم در راه انقلاب می‌ زد و دل برای نظام می‌ سوزاند ولی امروز چهار نعل به سوی شیطان می‌تازد، دشوار است. محمد نوری‌زاد از ریزش‌های انقلاب در سال‌های اخیر محسوب می‌شود. وی اندک زمانی پیش از این با قلم و زبان و نیز هنر سینما به یاری انقلاب آمده بود و دراین راه هرآن چه را که تشخیص می‌داد در راه انقلاب قرار گرفته و اندک زاویه‌ ای با رهبر عزیز دارد، از سر راه بر می‌داشت ... گمان نمی‌رود که نه نوری‌ زاد و نه کسانی که نامه‌های وی را می‌خوانند بر کج بودن مسیری که وی در آن گام بر می‌ دارد، شکی داشته باشد.  
در سی و اندی سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره دشمنان انقلاب اسلامی نوک تیز هجمه‌ی خود را به سمت رهبری نظام اسلامی نشانه گرفته‌اند. دلیل این همه دشمنی چیست؟ چرا در جریان فتنه‌ی پس از انتخابات، اصحاب فتنه همواره تلاش کرده‌اند حرمت ولایت و شخص ولی فقیه را خدشه‌ دار کنند؟ شعار«مرگ بر اصل ولایت فقیه» چرا سر داده شد؟ چرا تصویر بزرگ بت‌ شکن قرن، حضرت روح‌ الله به آتش کشیده شد و چراهای بسیاری دیگر که نوری‌ زاد به آن پاسخ داده است. او خطاب به چهار کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 1376، می‌گوید: «از همه بالاتر زبانمان لال (اگر) سایه‌ی ولایت فقیه را از سراین مملکت بردارید، دو روزه آمریکایی‌ها تهران را فتح می‌کنند. شما از این راز نورانی غافلید. با چشم زاغ غربی‌ها به ایران نگاه نکنید ... این را هم بدانید که جوان تازه داماد هرگز خودش را برای شعارهای شما فنا نمی‌کند اما به هر اشاره‌ی ولی فقیه‌ اش به یک طوفان زیر و رو کننده بدل می‌شود.»   
چرا عده‌ای با عالمان مجاهد دشمن هستند؟ چرا همین عده در مواجهه با روحانی نمایان سکولار زبان به تمجید می‌گشایند؟ علت دشمنی با علمای ابرار چیست؟ در اوج دوران اصلاحات زمانی که عده‌ای «آیت‌الله مصباح یزدی» را مورد هتک حرمت قرار داده و از هیچ توهینی نسبت به ایشان خودداری نمی‌کردند، نوری‌زاد علت این دشمنی‌ها را به خوبی توضیح داد، نوشته‌ی نوری‌زاد قاعده‌ای کلی است که هر چند درباره‌ی شخصیتی خاص به رشته‌ی تحریر درآمده است ولی در تمامی دوره‌ها می‌تواند، عینیت داشته و علت دشمنی‌ها را توضیح دهد: «ما معتقدیم با ردیابی نسبت آدم‌ها می‌شود به ذاتشان پی برد. شما در این وادی، به دنبال چیستید تا نسبت شما را و ذات شما را در همان راستا مطالعه کنیم؟ برای حفظ قدرت آمده‌اید؟ پول و پله‌ای در کار است؟ هیبتی دارد از کف می‌رود؟ قول و قراری؟ کارخانه‌ای؟ شراکتی؟ حزبی؟ نفوذی؟ استمالتی؟ نه! نه! نسبت شما را تنها با خدا باید سنجید. اگر نه، کافی بود شما هم قدری از نردبان وجاهت خود پایین می‌آمدید و سری به برلین و کنفرانسش می‌زدید، در این صورت می‌دیدید که چگونه نام شما را به سقف آسمان حک می‌کردند.»  «عمده زخم‌هایی که این روزها به تن شما می‌نشیند، از همین ناحیه است. دقیقاً به یاد دارم در مصاحبه‌ی کیانوری، رهبر حزب توده با شهید بهشتی، کیانوری با سماجت و وقاحت تمام، از شأن خدوم حزب توده سخن گفت و اطلاق خیانت را از جانب شهید بهشتی رد کرد و رجوع به مجامع حقوق بشری را تهدید کرد. چند سال بعد، آن گاه که شهید بهشتی به راه خود رفت و کیانوری نیز به راه خود و دست‌های آلوده و مزدور کیانوری و حزب توده برملا شد، همین فیلم را مجدداً از تلویزیون خودمان پخش کردند. کیانوری با استدلال و استحکام، نسبت حزب توده را با شوروی رد می‌کرد و بر اصلاح طلبی، توسعه و جامعه‌ی مدنی پا می‌فشرد.»  نوری‌ زاد راه و رسم چشم و چراغ ضد انقلاب بودن را به خوبی می‌دانست: «آری عزیز ما، گناه شما، همچون اسلاف شما، در همین است. شما اگر زبانم لال مثل آن روحانی نمای کنفرانس برلین، زیستی مواج و شکل‌پذیر داشتید. حالا چشم و چراغ آن‌ها بودید و حجم روزنامه‌هایشان را از مراتب علم و فهم و هوشمندی و فرزانگی و آینده نگری خود پر کرده بودند. آن‌ها به همان نسبتی که به غرب دل داده‌اند، از شما و امثال شما دل بریده‌اند.»   
مولای متقیان در توصیف انسان جاهل می‌فرماید: «لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً؛ جاهل را نمی‌بینی مگر در حال افراط یا تفریط» نوری‌ زاد همواره قلم به نقد گشوده است. قلم او چه زمانی که برای انقلاب می‌نوشت و چه امروز که ضد انقلاب را مورد لطف و مرحمت خود قرار داده است، رگه‌هایی از افراط و تفریط را با خود به همراه داشته و دارد. او وقتی به نقد می‌ نشست، هیچ نکته‌ی مثبتی را در طعمه‌ای که به شکارش رفته بود، نمی‌دید. او درباره‌ی فیلم «بشارت منجی» اینگونه عنان از کف داده و به فحاشی می‌پردازد: «در فیلم سینمایی«بشارت منجی» نه فیلم‌ نامه‌ای در کار است، نه کارگردانی، نه بازیگری، نه فیلم‌ برداری، نه تدوینی، نه حسی، نه تعقلی، نه حتی فقط یک نگاه هنرمندانه‌ای، نه، نه، هیچ خبری از هنر و حیطه و حواشی آن نیست. تنها فایده‌ای که این فیلم دارد، همان است که گفتم، بگذارند جلوی مدیرانی که ساخت آن را تصویب و حمایت آن را در مدار مدیریت خویش نهادند واز آنان پرسید برادر عزیز، بفرما خودت یک ساعت بنشین و تماشای آن را تحمل کن و ببین با چه شیوه و اسلوبی می‌شود کوهی از پول رایج مملکت را دود کرد و به هوا فرستاد!»   او در حالی به کارگردان یک فیلم پر مخاطب این‌گونه اهانت روا می‌دارد که خود مدتی بعد با ساخت فیلم «پرچم‌های قلعه‌ی کاوه» مصداق روشنی برای نقد هتاکانه‌ی خود نشان می‌دهد. «چهل سرباز» و «پرچم‌های قلعه‌ی کاوه» دو ساخته‌ی پر هزینه‌ی محمد نوری‌زاد بود که با کم‌ترین اقبال مواجه شد. پرچم‌های قلعه‌ی کاوه با احتساب مجموع روزهای نمایش در شش سالن سینمایی شهر تهران در 87 روز، 3 میلیون و 365 هزار تومان فروش داشت، این در حالی است که برای ساخت این فیلم بیش از یک میلیارد تومان سرمایه‌ گذاری شده بود. بگذریم و از کلام خود دور نیفتیم، نوری‌ زاد با این که معتقد بود: «اینجانب که با واژه‌ها و کلمات و بار حقوقی و عاطفی آنان تا حدودی آشنا هستم، گاه، از زحمتی که بر دوش کلمه‌ ای می‌گذارم، خودم شرمنده می‌شوم. واژه‌ها و کلمات حقی بر ما دارند که اگر آن را اجابت نکنیم، نتیجه این می‌ شود که: یا دروغ گفته‌ایم و یا بر«حق» سرپوش نهاده‌ایم.»، از این رو نباید کلامی بر زبان راند که در آن ارزش کلمات نادیده انگاشته شود و در نتیجه خواسته و یا ناخواسته بر حق سرپوش گذاشته و یا دروغ بگوید ولی امروز و با گذر ایام می‌بینیم که او از هر واژه‌ای و در هر جایی که دوست دارد بدون آن که با معنا و لازمه‌های آن سخن کاری داشته باشد، استفاده می‌کند، با راست و یا دروغش نیز کاری ندارد.  
یکی از ویژگی‌های رسول گرامی اسلام که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است، رحمت بر مؤمنان و شدت بر کفار است. از این ویژگی با عنوان تولی و تبری نیز یاد شده است، مؤمنان باید با دوستان خدا دوست و با دشمنان دین دشمن باشند. در زیارت عاشورا نیز می‌خوانیم «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ...»، نوری‌ زاد زمانی این گونه بود، با دوست داران انقلاب، بسیجی‌ها، پاسدارها، مستضعفین دوست و با ضد انقلاب و مستکبرین با زبانی برنده سخن می‌گفت. او زمانی از شهردار وقت تهران که رییس جمهور فعلی کشور است به این خاطر که لباس رفتگری بر تن نموده و در میان کارگران حضور پیدا کرده بود، تشکر می‌کند و می‌گوید: «در مطلبی، با استقبال از حرکت بسیار شایسته‌ی شهردار تهران که همایشی با حضور رفتگران شریف تهران ترتیب داده بود و خود لباس رفتگری پوشیده بود و با افتخار، سرش را نیز بالا گرفته بود، به این مهم اشاره کرده بودم که همین لباس را هرگز نمی‌توان بر تن جماعتی که هیچ‌ گاه با درد و داغ مردمان ما همراه نبوده‌اند، تجسم کرد. منجمله آقای بهزاد نبوی و آقای ابطحی و سایر همفکران ایشان!»  او پیش از انتخابات خرداد  1376و در مذمت یاران خاتمی می‌گوید: «ما ان‌ قلت‌های شما را درباره‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه هم خوانده‌ایم و هم شنیده‌ایم و فراتر از این خواندن‌ها و شنیدن‌ها، چشم که داریم به جماعت هورا کش اطراف شما می‌نگریم. کدام یک از آن‌ها صفات یک سرباز خوب وظیفه شناس را می‌دانند و خود متصف به آن صفات‌ اند! شما با این‌ها می‌خواهید رو در روی آمریکا بایستید؟ با کسانی که یک تشر غربی‌ها را نمی‌توانند تحمل کنند؟ و اساساً آیا نه گفتن به غرب و مطامع شیطانی آن‌ها برای شما ارزش تلقی می‌شود؟ که اگر این گونه است، سوابق آدم‌ها که چیز دیگری می‌گویند» و آیا اشخاصی که نوری‌زاد از آنان این گونه به بدی یاد کرده است، دچار انقلاب در ذات شده‌اند و یا با درد و داغ مردم همراه گشته‌ اند که وی از آنان در مقاله‌هایی با عنوان «گل‌ها و سیم خاردارها» تجلیل می‌کند؟! بگذریم!  
نوری‌ زاد درست 11 سال پیش و زمانی که در روزنامه‌ی «کیهان» قلم می‌زد، مقاله‌ ای نوشت و در آن مناظره‌ی سرداری را تصویرگر شد که در دفاع از نظام اسلامی متهم گشته و توسط همین نظام به زندان افتاده واز قضای روزگار با «عبدالله نوری» که درست به علت مبارزه با نظام اسلامی به زندان افتاده، هم سلول گشته است. نوشته‌ ای که در ادامه به آن اشاره خواهد شد در واقع مناظره‌ی نوری‌ زاد آن روز با نوری‌ زاد بعد از انتخابات 88 است. وی در این نوشتار به تمامی سؤال‌ها و شبهاتی که امروز دامن ‌گیرش شده، پاسخ می‌دهد و تو می‌پنداری که حدیث نفس می‌کند. او در این نوشتار، به نکات ظریف بسیاری اشاره می‌کند گویی نوری‌زاد یک روان‌شناس خبره است که می‌داند، چرا یک مبارز به جایی می‌رسد که شعارهای ضدانقلابی می‌دهد. او از سوت و کف هواداران سخن می‌گوید و از عبدالله نوری - بخوانید نوری‌زاد بعد از انتخابات - می‌پرسد آیا جرأت هجمه به استکبار جهانی در میان هوادارانش را دارد؟ او از عبدالله نوری می‌خواهد تا حق و حقوق ملت ایران را از چنگال آمریکا بگیرد تا پشت سر وی راه افتاده و مقلدش شود. امروز 11 سال از آن مناظره می‌گذرد، نه تنها عبدالله نوری عوض نشده بلکه بر عقاید پیشین خود ثابت قدم‌تر و در مبارزه با نظام اسلامی استوارتر از پیش گشته است و اما جواب این نکته را که چرا نوری‌ زاد مقلد نوری شده، باید از خود او پرسید.   از هوادارانت! مرد می‌خواهم «از هوادارانت! مرد می‌خواهم که در برابر سوت و کف و هورای ممتد و مکرر، دست و دلش نلرزد و اراده‌ی خودش را مهار کند. شما از زندان که بیرون رفتی، من باب امتحان، در یکی از آن مجالس داغ و فحش آلودت، یک‌ بار و فقط یک‌ بار، از ذات استکباری آمریکا بگو. اگر همان هواداران هوراکشت گذاشتند به حرفت ادامه بدهی! جوری اخم و پچ پچ می‌کنند که فوراً برگردی به همان مسیر مشخص. در حقیقت آن‌ها شما را با سوت و کفشان دقیقاً به راهی می‌برند که می‌خواهند.»   نوری‌ زاد از عبدالله نوری می‌خواهد به آرایش جبهه‌ی دوستانش نگاهی بیندازد: «فقط به آرایش آدم‌هایی که برایت متن دفاعیه را نوشتند، دقت کن. آن‌ها مستقیم و صریح، حرف‌های خودشان را توی دهان شما گذاردند. منظم و طبق برنامه، با هدایت همان سوت و کف و هورا، شما را به راهی انداختند که می‌خواستند. آن‌ها خود شهامت فحش دادن به مقدسات این انقلاب را نداشتند، پس این مأموریت را از حنجره‌ی شما بیرون کشیدند. کی فکر می‌کرد شما، یک روز پیش آمریکا و اسراییل سرخم کنی؟»    آن چه که تغییر نمی‌کند، حقیقت است! به واقع چه کسی باور می‌کرد که نوری‌ زاد، ده سال بعد در مقابل آمریکا گردن خم کند و رهبری عزیز انقلاب را به خاطر مبارزه با آمریکا مورد توهین قرار دهد؟ نوری‌ زاد خود به این سؤال به خوبی و با دقت جواب می‌دهد، این که چرا انسان‌ ها تا این اندازه تغییر می‌کنند: «آدم‌ها ممکن است امروز در قله باشند و فردا در کف دره. این به خودشان مربوط است. اما آن چه که تغییر نمی‌کند، حقیقت است.» اما نورای زاد نگفت حالا که مردم لبنان خرسند پیروزی سالها مبارزه شان با اسراییل‏‏‏ اند اگر می‌خواستند با طناب او در چاه مذاکره و تنش زدایی و رفتار غیرخشن بروند، حالا اسراییل بر گرده‌شان درخت کاج و زیتون کاشته بود. آری! به گفته‌ی مولای متقیان، ما باید مردان را با حق بسنجیم نه حق را به مردان. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۵۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۵۳

محمد نوری زاد

خلاصه زندگی نامه

 محمد نوری‌ زاد، کارگردان، فیلمنامه‌ نویس و از نویسندگان سابق روزنامه کیهان که تا پیش از سال 1388 از مخالف سرسخت جریان اصلاح‌طلبی بود اما پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری 1388 مواضع خود را تغییر داد. او فعالیت هنری خود را از سال 1359 با پیوستن به گروه فیلم‌ سازی جهاد سازندگی و برنامه روایت فتح  شهید آوینی آغاز کرد.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع