محمد نبی حبیبی در سال 1324 در شهرستان ورامین واقع در استان تهران متولد شد. وی دارای فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران است. حبیبی از سال 1362 تا 1366 به مدت 44 ماه شهردار تهران بود که در این مدت خدمات بسیاری را برای این کلان شهر انجام داد که از جمله آن می‌توان به متروی تهران اشاره کرد که آغاز ساخت این پروِژه از زمان شهرداری وی آغاز شد. محمد نبی حبیبی، از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی، در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نقش فعالی در مبارزات سیاسی و تظاهرات‌ علیه رژیم ستم‌شاهی داشت . وی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تعدادی از استان‌های کلیدی کشور استاندار بود.  
استانداری استان‏های کرمان، خراسان و فارس شهردار تهران از سال 1362 - 1366 قائم‌مقام بنیاد بین‌المللی غدیر مدیرعامل شرکت پست جمهوری اسلامی معاون وزیر راه و ترابری  رئیس سازمان هواپیمایی کشور معاون وزیر بازرگانی قائم‌مقام رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان رئیس ستاد اقامه نماز تهران  معاون سیاسی استاندار کرمان دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی  
هیئت‌های موتلفه اسلامی، از ائتلاف 3 هیئت مذهبی پیرو حضرت امام (ره) در منزل بنیان‌گذار انقلاب اسلامی شکل گرفت. هیئت‌های ائتلاف کننده شامل هیئت مسجد شیخ علی، هیئت اصفهانی‌ها و هیئت مؤید بودند. این تشکل اسلامی که با نام‌های هیئت‌های موتلفه اسلامی، جمعیت هیات‌های موتلفه اسلامی، حزب موتلفه اسلامی شناخته می‌شود، در شکل‌گیری و هدایت قیام 15 خرداد 1342 نقش داشت. موتلفه اسلامی، اصل مبارزاتی خود را بر مبارزه سیاسی نهاد اما پس از تبعید امام خمینی (ره) شاخه نظامی آن، مبارزه نظامی را آغاز کرد و با ترور حسنعلی منصور (نخست‌وزیر شاه که کاپیتولاسیون را به تصویب رسانده بود) در اول بهمن‌ماه 1343، مهم‌ترین اقدام مسلحانه خود را در کارنامه خویش ثبت نمود. پس از دستگیری سران اولیه آن، بقایای آن را شهید رجایی و شهید باهنر اداره کرده و موتلفه دوم را راه‌اندازی نمودند.   روایت مختصری از ترور حسنعلی منصور توسط حزب مؤتلفه پس از حادثه فیضیه و قیام 15 خرداد 1342، اعضای حزب مؤتلفه به این نتیجه رسیدند که مبارزه سیاسی با رژیم شاه بی‌فایده است. پس از تبعید امام  (ره) در پی اعتراض به تصویب لایحه کاپیتولاسیون در 21 مهرماه 1343، در مجلس یاران موتلفه، پس از کسب اجازه از شورای روحانیت مراجع جهت اقدام به اجرای حکم شرع، تصمیم به ترور انقلابی حسنعلی منصور، نخست‌وزیر شاه گرفتند. شهیدبخارایی به همراه یارانش در شب «عملیات بدر» جلسه‌ای برگزار و قطعنامه‌ای را در شش ماده تنظیم کردند که در آن آمده است: «...ما با قلبی سوزان آماده شهادتیم... ما برای اولین بار شلیک گلوله را بر روی دشمنان شما ملت ایران، طنین انداز می کنیم...» اول بهمن‌ماه و زمانی که حسنعلی منصور برای شرکت در مجلس شورای ملی به بهارستان می‌رفت. ماشین منصور جلو در مجلس توقف کرد؛ پس از پیاده شدن او، شهید محمد بخارایی که در فاصله دو متری منصور بود، خیلی عادی به طرف مجلس حرکت کرد و نامه‌ای که در دست داشت به طرف منصور گرفت و در همین زمان با اسلحه‌ای که در زیر نامه پنهان بود وی را مورد هدف پنج گلوله قرار داد و به صدارت 314 روزه حسنعلی منصور خاتمه داد.   چهره‌های برجسته حزب مؤتلفه اسلامی از چهره‌های موثر مؤتلفه اسلامی، می‌توان به شهید بهشتی و شهید مطهری (نمایندگان امام)، شهید رجایی، شهید باهنر، مهدی عراقی، حاج مهدی بهادران، شهید اسدالله لاجوردی، شهید اندرزگو، شهید بخارایی، امانی، صفار هرندی، نیک نژاد، اسلامی، احمد شهاب، درخشان و... اشاره کرد. از میان چهره‌های سیاسی موجود نیز، می‌توان از حبیب‌الله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان، محمد نبی حبیبی، حمیدرضا ترقی و علی‌اکبر پرورش نام برد. محمد نبی حبیبی دبیر کلی حزب مؤتلفه اسلامی را بر عهده دارد.  
به لحاظ متوسط عمر مدیریت شهری، محمد نبی حبیبی ششمین شهردار تهران بعد از پیروزی انقلاب بود. با حضور وی بر مسند شهرداری تهران در سال 1362، دوباره ثبات به مدیریت شهری بازگشت. او بسیاری از معضلات شهری را ساماندهی کرد؛ و انجام فعالیت‏ھا به صورت منظم ازجمله اقدامات حبیبی بود. اگرچه در زمان او به دلیل بروز جنگ تحمیلی فرصت چندانی برای اقدامات زیربنایی نبود و تهران در زیر موشک‌باران قرار داشت و 44 ماه مدیریت او در تهران بیشتر دست‌خوش عوارض ناشی از جنگ بود.  محمد نبی حبیبی بیش‌ترین تلاش خود را بر حفظ سیمای ظاهری تهران گذاشت و تلاش کرد تا دفاع مقدس چهره پایتخت را دچار تغییر چشمگیری نکند. در زمان وی همچنین فعالیت‏ھای گسترده‌ای برای تصویب برخی قوانین اصلاحی در حوزه شهرداری‌ها صورت گرفت. ازجمله این قوانین، مصوبه ی درآمد پایدار شهرداری‌ها بود که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.   اقدامات حبیبی در زمان شهرداری تهران اهمیت دادن به فضای سبز و افزایش سرانه‏ی آن در سطح شهر  طرح جمع‌آوری زباله به صورت مکانیزه طرح جمع‌آوری آب‌های سطحی شهر اجرایی کردن طرح احداث مترو تهران بررسی میزان تعلل مردم در مراجعه به شهرداری با اصلاح بخش‌نامه‌ها   عزل حبیبی توسط محتشمی پور علی‌اکبر محتشمی پور وزیر کشور وقت، در 17 آبان ماه 1366، در حکمی سید مرتضی طباطبایی را به جای حبیبی، به عنوان شهردار تهران منصوب کرد. در آن سال‌ها به دلیل نبود شورای اسلامی شهر، وزیر کشور وظایف شورای مذکور را عهده‌دار بود و شهرداران تهران توسط وزیر کشور انتخاب می‌شدند.  
انصراف از نامزدی در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی محمد نبی حبیبی در 14 اسفندماه 1386، در گفتگو با خبرنگاران در خصوص انصراف از نامزدی در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی گفت: «تعدادی از شخصیت‌های اصولگرا که در فهرست اولیه جبهه متحد اصولگرایان قرار داشتند به صورت احتمالی ثبت‌نام کردند و چون از ابتدا قرار بود، کسانی که در فهرست نهایی جبهه متحد اصولگرایان قرار نگرفتند انصراف دهند بنده نیز با تأیید این فهرست و به نفع نامزدهای این فهرست و در جهت حمایت از فهرست جبهه متحد اصولگرایان در تهران از نامزدی در انتخابات انصراف می‌دهم.»   کاندید انتخابات مجلس شورای اسلامی نهم محمد نبی حبیبی در زمان انتخابات مجلس نهم، خود را به عنوان یکی از نامزدهای نمایندگی معرفی کرد و در لیست گروه‏هایی چون: جبهه متحد اصولگرایان، جبهه دانشگاهیان انقلاب اسلامی، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی با عنوان «فهرست وحدت» و جبهه جوانان ایران امروز قرار گرفت. با برگزاری انتخابات مجلس در اسفندماه سال 1391، حبیبی جزو 25 نماینده‌ای بود که با کسب 215،865 رأی باید به دور دوم انتخابات می‌رفتند. ولی حبیبی نتوانست در دور دوم رأی لازم را کسب کند لذا از راهیابی به مجلس باز ماند.  
محمد نبی حبیبی با توجه به انتخابات مجلس نهم و حضور روحانیون در بین نامزدهای اصولگرا در این خصوص اظهار داشت: «... متأسفانه عده‌ای مدعی اصولگرایی منهای روحانیت هستند، ما معتقدیم دینمان را از محراب و منبر گرفته‌ایم و متولی آن روحانیت است. اصولگرایی منهای روحانیت اصولگرایی منهای اصولگرایی است. زمانی که روحانیت حضور داشته باشد اصولگرایان راحت‌تر زیر سایه این چتر به وحدت می‌رسند، محوریت روحانیت برای اصولگرایان نیازی همیشگی است.» حبیبی تبلور روحانیت را در جامعتین می‌داند و معتقد است: «جامعتین امروز احساس تکلیف کرده و به میدان انتخابات آمده، برخی با تظاهر به اصولگرایی به دنبال کنار زدن روحانیت هستند. حالا که جامعتین به میدان آمده باید با تمام قوا در خدمت جامعتین بود و راه مستقیم و صحیح در خدمت روحانیت بودن است و هر کس در این راه خدمتی کند ذخیره اخروی دارد. ما روحانیت را برای اسلام می‌خواهیم نه برای خودمان. ما هیچ محوری را جز محوریت جامعتین برای وحدت اصولگرایان به رسمیت نمی‌شناسیم، باهر اصولگرایی که همکاری می‌کنیم شرط ما این است که محوریت جامعتین را قبول کند. آیا پس از مقام معظم رهبری شخصیت‌های برجسته‌ای مانند آیت‌الله مهدوی کنی و آیت‌الله مصباح یزدی وجود دارد؟ هر کس قدردان آن‌ها نباشد کفران نعمت کرده است. یکی از توطئه‌های جریان انحرافی این است که اگر خودشان برنده انتخابات نشدند دوم خردادی‌ها برنده شوند. ما در حزب مؤتلفه از حضور هر اصولگرایی در وحدت استقبال می‌کنیم اما تمکین از جامعتین ملاک است.»   اهمیت حجاب دبیر کل مؤتلفه در خصوص مسئله حجاب می‏گوید: «دولت حق دارد برای افرادی که به آن‌ها حقوق پرداخت می‌کند، در زیر سقفی که متعلق به دولت است، رعایت حجاب اسلامی را الزامی کند. به عقیده من طرح مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی جامع و عملی در زمینه حجاب و عفاف است که تنها یک بعد آن انتظامی است. حداقل کاری که رئیس جمهور می‌تواند انجام دهد، این است که در ادارات دولتی خانم‌ها حجاب اسلامی را رعایت کنند. البته منظور من کارمندان دولت است و نه ارباب‌رجوع‌ها. ما به همان دلایلی که مشروبات الکلی را حرام می‌دانیم، بی‌حجابی را هم حرام می‌دانیم و این‌ها احکام الهی است.» 
محمد نبی حبیبی در برنامه مناظره اول شهریورماه 92، با موضوع آسیب شناسی عملکرد احزاب در ایران، در خصوص اهمیت حزب و عضویت در آن اظهار داشت: «تحزب در ایران سابقه طولانی دارد، اینکه گفته می‌شود حزبی در ایران نبوده، ادعای درستی نیست زیرا هم در گذشته یعنی قبل از انقلاب و هم بعد از آن، احزاب تأثیرگذاری در کشور وجود داشته و دارد. بعد از انقلاب حزب‌هایی در کشور به وجود آمده که در فضای عمومی مفید، مؤثر و گاهی هم مضر بودند، یکی از شرایط تحقق جمهوریت نظام، وجود احزاب مؤثر است.»   سه مشخصه اصلی برای تعریف حزب حبیبی سه مشخصه ایدئولوژی، برنامه و مدیریت را لازمه هر حزبی می‏داند و می‏گوید: «جهان‌بینی و ایدئولوژی متقن را اولین لازمه حزب، مشخصه دوم این که هر حزب باید برای اداره کشور دارای برنامه باشد و کلی‌گویی نکند؛ مشخصه سوم هم این است که حزب باید مدیرانی برای اداره کشور داشته باشد.»   وابستگی به حزب افتخار است نه سرشکستگی حبیبی در خصوص اینکه وابستگی به احزاب مایه سرشکستگی است یا افتخار، اظهار داشت: «وابستگی به یک حزب پاسخگو نه تنها اشکالی ندارد بلکه مفید است؛ برخی آقایان به دلایلی که برای خودشان حساب شده است فکر می‌کنند عدم وابستگی به حزب، امتیاز است. البته اگر وابستگی ما به یک حزب بدون برنامه باشد، وابستگی بدی حساب می‌شود. اگر رقابت الفاظ به رقابت برنامه‌ها و مدیران معرفی‌شده احزاب برای اداره کشور تبدیل شود، احزاب در برنامه و کادر سازی، تلاش فراوان می‌کند. اگر رقابت‌ها به این صورت شود، حزبی که برنده انتخابات شده به دلیل اینکه برنامه‌اش را اعلام و کاملاً شفاف با مردم سخن گفته باید پاسخگو باشد.»  
به ناچار از احمدی‌نژاد حمایت کردیم محمد نبی حبیبی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس بابیان اینکه حمایت از احمدی‌نژاد در سال 88 را به رأی ندادن ترجیح دادیم، گفت: «حزب مؤتلفه اسلامی در آن مقطع رأی به محسن رضایی را به معنی افزایش سبد رأی موسوی می‌دانست و به همین خاطر بین بد و بدتر از احمدی‌نژاد حمایت کرد. اگر لازم باشد اسنادی را منتشر می‌کنیم که نشان از نفی برخی کارها و عقاید احمدی‌نژاد در سال 84 و 88 دارد و این‌گونه نبوده که ما قبلاً حامی احمدی‌نژاد و امروز منتقد او باشیم. از آنجا که میرحسین موسوی را خطرناک‌تر و خسارت او را بسیار بیشتر از احمدی‌نژاد می‌دانستیم، حمایت از یک صالح رأی آور را به یک اصلح رأی نیاور ترجیح دادیم.»    در کابینه احمدی‌نژاد منتظر درخواست دولت برای معرفی نیروهای خود بودیم «در دولت سید محمد خاتمی طی یک نامه رسمی از ما برای تشکیل کابینه و معرفی نیروهای شایسته درخواست شده بود که ما نیز از آنجایی که اهل قهر کردن نبودیم و همچنین به احترام این مشورت، پاسخ‌نامه را دادیم و لیستی از افراد شایسته که تعداد کمی از آن‌ها عضو مؤتلفه بودند را به دولت اصلاحات معرفی کردیم، اما در دولت هشت ساله احمدی‌نژاد نه از ما نظرخواهی شد و نه ما نیرویی را رسماً معرفی کردیم. در کابینه احمدی‌نژاد منتظر درخواست دولت برای معرفی نیروهای خود بودیم، اما آن‌ها هیچ‌گاه از این حزب مشورتی نخواستند و ما نیز هیچ نظر و مشورتی را به آن‌ها ندادیم و نیرویی معرفی نکردیم؛ البته نیروهایی که از این حزب در دولت‌های قبلی بودند نیز به سفارش این حزب نبوده و این انتصاب‌ها بدون معرفی رسمی حزب مؤتلفه بوده است. احمدی‌نژاد در همان روزهای نخست ریاست‌جمهوری‌اش از دخالت احزاب و باج‌خواهی آنان سخن به میان آورد؛ درحالی‌که از سوی این حزب هیچ باج‌خواهی صورت نگرفت.»   تکرار سفرهای استانی اتلاف وقت بود محمد نبی حبیبی در خصوص سفرهای استانی در دولت احمدی‌نژاد می‏گوید: «اصل سفرهای استانی دولت کار خوبی بودند، اما تکرار آن‌ها بعد از دور دوم سفرها اتلاف وقت بود و کارایی لازم را نداشت؛ درحالی‌که انتظار می‌رفت بعد از دور دوم سفرها یک نقشه جامع از سیمای کشور ترسیم می‌شد تا تصمیم‌گیری‌های بعدی بر آن اساس صورت می‌گرفت؛ نه اینکه این همه سفر تکرار می‌شد.»   انتقاد به رفتار احمدی‌نژاد در مجلس محمد نبی حبیبی در یادداشتی در مورد جلسه استیضاح وزیر کار دولت دهم در بهمن ماه سال 91 نوشت: «افشاگری‌ای که آقای احمدی‌نژاد در جلسه استیضاح وزیر کار انجام داد، هیچ ارتباطی با موضوع جلسه و استیضاح وزیر نداشت. به علاوه بارها از سوی دوستداران و دلسوزان انقلاب، به رئیس دولت تذکر داده شده بود که این‌گونه رفتارها در شأن ریاست جمهوری نیست و رئیس‌جمهور نباید بیش از این جایگاه خود را تضعیف کند. رئیس‌جمهور باید توجه داشته باشد که بیش از هفت سال است که «آقای احمدی‌نژاد به تنهایی» نیست، بلکه رئیس‌جمهور کل ایران اسلامی است و با این اقدامات، تنها باعث کوچک شدن خود نمی‌شود، بلکه جایگاه جمهوری اسلامی را در جهان تضعیف می‌کند. جای مطرح کردن این قبیل موضوعات، در قوه قضائیه است و باید از این طریق آن را پیگیری کرد. بنابراین آقای احمدی‌نژاد با مطرح کردن این موضوع در صحن علنی مجلس، فقط باعث سوءاستفاده رسانه‌های بیگانه شد. مسئولان قوا باید به سفارش‌هایی که مقام معظم رهبری، درباره حفظ آرامش و پرهیز از تنش می‌کنند، بیشتر توجه داشته باشند؛ اما متأسفانه در عمل دیدیم این‌گونه نشد و در جلسه استیضاح وزیر، مطالبی از سوی رئیس‌جمهور مطرح شد که هیچ ربطی به موضوع جلسه نداشت و موجب ایجاد تشنج شد، مورد اقبال نمایندگان قرار نگرفت و برعکس باعث اخراج وزیرش از کابینه هم شد. باید در اینجا این نکته را خاطرنشان کرد که سکوت اصولگرایان، هنگامی که آقای احمدی‌نژاد از این روش در مناظره‌های انتخاباتی سال 88 برای تخریب چهره رقیب استفاده کرد، عمل درست و قابل توجیهی نبود و همان زمان باید با ایشان برخورد می‌شد که اگر این‌طور می‌شد اتفاقی که در جلسه استیضاح افتاد، رخ نمی‌داد.»  
زمانی که سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی سال 89 را سال بحران‌های اجتماعی خواندند؛ محمد نبی حبیبی در واکنش به این سخنان با اشاره به مطرح‌شدن برخی مطالب توسط عده‌ای که ممکن است وابستگی هم به دشمن نداشته باشند ولی مطابق میل بیگانگان و دشمنان سخن می‌گویند، خاطرنشان کرد: «به نظر من این افراد در آن مقاطعی که احساس می‌کنند حرف آن‌ها با حرف دشمن یک نوع انطباق پیداکرده، باید در این نوع اظهارنظرها بیشتر تأمل کنند. این حرف‌ها را وقتی که در کنار هم نگاه می‌کنیم احساس یک نوع توطئه به وجود می‌آید و من این توطئه‌ها را معمولاً موج دوم فتنه تلقی می‌کنم. مخالفان بر وجود تخلف در انتخابات اصرار کردند و بازشماری صندوق‌های رأی را نپذیرفتند و اصرار کردند که کمیته صیانت از آراء تشکیل شود. بعد هم تمام رادیوها و تلویزیون‌های ضد انقلاب از آن استقبال کردند و بعد از انتخابات هم مجدداً بر این طبل کوبیدند.»   متهم کردن نظام به تقلب روشن کردن آتش فتنه است حبیبی با تأیید وجود اختلاف سلیقه در مسائل مختلف کشور معتقد است: «تفاوت‌ها هرچقدر باشد باعث پیشرفت کشور می‌شود ولی متهم کردن نظام به یک تقلب ده میلیونی، اگر روشن کردن آتش فتنه نیست پس چیست؟ این‌ها علامت‌هایی است که به ما نشان می‌دهد یک عده‌ای در داخل کشور دامن زدند به آن آتشی که دشمنان افروختند. اگر مراقب نباشیم، بعضی مواقع بدون جیره و مواجب در حوزه مقاصد دشمن قرار می‌گیریم. فکر می‌کنم که اگر مدعیانی که به دروغ گفتند 10 میلیون تقلب شده حاضر می‌شدند به بازشماری، بالأخره روشن می‌شد که تقلب بوده یا خیر؟ پس اگر موضوع فتنه نیست چرا آقایان تا امروز هم حاضر به بازشماری صندوق‌های پلمپ شده نشده‌اند؟ بحث این نیست که شورای نگهبان و دستگاه اجرایی بروند در یک اتاق دربسته و خودشان به تنهایی بازشماری کنند، بلکه این بازشماری در حضور خود نماینده یا معتمدین آن‌ها انجام می‌شود تا جای سؤالی باقی نماند. در شمارش آراء بحث موضع شورای نگهبان مطرح نیست. نامزدهای انتخابات یا معتمدین آن‌ها ناظر بازشماری خواهند بود و اگر واقعاً تقلبی صورت گرفته بود مشخص می‌شد؛ اما آقایان حاضر به بازشماری نشدن چرا که در این صورت مشخص می‌شد که ادعای تقلب، ادعایی کاملاً کذب است.»  
حبیبی در خصوص جریان انحرافی معتقد است: «جریان انحرافی یکسری مشخصات دارد، یک؛ قرار دادن مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام که من این مکتب تراشی ایرانی را یک کار شاهنشاهی می‌دانم. اینکه مکتب ایرانی را در مقابل اسلام قرار می‌دهند محمدرضا پهلوی هم همین کار را می‌کرد. در زمان اوج قدرت محمدرضا پهلوی ایدئولوگ‌های درباری به این سؤال رسیدند که مبنای فکری دربار پهلوی چه باشد؟ قبلاً یک آدم قلدری کودتا کرده و شاه شده بعد هم پسرش آمده، ولی فاقد یک فکر و ایدئولوژی ولو منحرف بودند.  آن‌ها به این نتیجه رسیدند که سلسله پهلوی را به هخامنشیان و ساسانیان یعنی ایران باستان وصل کنند تا یک مبنای فکری درست کنند و همچنین فاصله چهارده قرن اسلام را با این کار شیطانی کنند و پهلوی را متصل به ساسانیان و هخامنشیان کنند. این تاریخ من‌درآوردی شاهنشاهی که به جای هجری گذاشتند نیز در همین راستا بود.    قرار دادن مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلامی یکی از کارهای دوران پهلوی است می‌خواستند هم اسلام فراموش شود و هم مبنای ایدئولوژیک برای پهلوی درست کنند که انقلاب این اجازه را به آن‌ها نداد. مکتب ایرانی به هر دلیلی در مقابل مکتب اسلامی تراشیده شود یکی از کارهای دوران پهلوی است؛ یعنی کسانی که این حرف نادرست را زدند نمی‌دانند که الآن ما وقتی مکتب ایرانی را در مقابل مکتب اسلامی قراردادیم پس هر کدام از کشورهای منطقه بیایند و مکتب من‌درآوردی خود را بیاورند در مقابل مکتب اسلام؛ مثلاً مکتب عربستانی، سوری و... حالا فکر کنید این مکاتب که ثبت شد چه اتفاقی در مقابل وحدت مسلمانان و مسئله فلسطین اتفاق خواهد افتاد؟ این یک علامت انحراف است و تردیدی ندارم.   جریان انحرافی به دنبال جدا کردن روحانیت از نظام است مطلب بعدی موضوع دوستی ملت ایران و اسرائیل است. زمانی که این موضوع منحرفانه مطرح شد، از یک طرف هولوکاست را مطرح شده بود از آن طرف این موضوع دوستی با ملت اسرائیل مطرح شد. مطالب دیگر نیز توهین به روحانیت و جدا کردن آن‌ها از نظام بود که به نظر من جریان انحرافی به شدت دنبال این برنامه هستند. بنابراین جریان انحرافی را موهوم نمی‌دانم و معتقدم وجود دارد و امیدواریم این جریان با تیزبینی وفاداران به انقلاب  که در رأس آن نیز مردم هستند خنثی شود و مشخصاً امیدواریم که آقای رئیس‌جمهور هم که از برخی سران این جریان به شدت حمایت کردند، خدا به او توفیق دهد که حساب خودش را از آن‌ها جدا کند. این افراد اما حضور دارند؛ و مثل موریانه به جان دولت افتاده‌اند.»   احمدی‌نژاد باید حساب خود را از جریان انحرافی جدا کند حبیبی در پاسخ به سؤال «به نظر شما جریان انحرافی در کنار دولت است یا خود دولت دنباله‌رو این جریان است؟» گفت: «من اینکه مجموعه دولت جمهوری اسلامی را متصل، مرتبط و حتی در کنار آن بدانیم یک اتهام بزرگ می‌دانم. اگر بخواهم ریزتر بگویم؛ اینکه وزرا دولت دنباله‌رو جریان انحرافی هستند تهمتی بزرگ است و اکثر وزرا آن‌ها در مقابل جریان انحرافی موضع دارند. حالا ممکن است بیان نکنند ولی داشتن موضع مخالف با جریان انحرافی از سوی اکثر وزرا، باور قلبی من است. ممکن است ما از برخی گله‌مندی داشته باشیم که موضع خود را بیان نمی‌کنند؛ اما به نظر من مهم‌ترین توقعی را که داریم از شخص احمدی‌نژاد است. هم آرزو داریم و هم امیدوار هستیم که احمدی‌نژاد به جای پشتیبانی از افراد جریان انحرافی حساب خود را از آن‌ها به طور شفاف جدا کند.»  
محمد نبی حبیبی در حاشیه جلسه هیئت اجرایی حزب موتلفه اسلامی در شهریور ماه 90، در گفتگو با هفته‌نامه «شما» در خصوص اظهارات کسانی که در مورد رابطه با آمریکا صحبت می‌کنند، گفت: «از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی عده‌ای به اصطلاح تحلیل‌گر ولی مزدبگیر غرب با بزرگ کردن هیمنه آمریکا، نتیجه تقابل ملت ما با آن‌ها را در نهایت یک شکست جبران‌ناپذیر و به ضرر کشور و ملت ما تلقی می‌کردند. عده‌ای هم بدون دریافت جیره و مواجب همین خبط استراتژیک را مرتکب می‌شدند و می‌شوند. این‌گونه تحلیل‌ها و این قبیل تحلیلگران در حال حاضر هم چه در داخل و چه در خارج از کشور وجود دارند. برخی از آن‌ها ممکن است در کسوت مقدس مسئولیت در جمهوری اسلامی نیز باشند.» وی با تأیید اینکه عوامل فشار آمریکایی تا کنون هر اقدامی را که علیه ما معمول نداشته‌اند، نتوانسته‌اند، نه اینکه، نخواسته‌اند؛ خاطرنشان کرد: «آقایان! آن‌ها 8 سال جنگ تمام‌عیار نظامی، تحریم اقتصادی، تبلیغات وسیع سوء سیاسی، به تصویب رساندن قطعنامه‌های متعدد و ... ده‌ها ترفند بنیان‌ کن دیگر را علیه ما آزمودند و حالا که خودشان هم به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند. شما – ولو با حسن نیت – به فکر روشن کردن چراغ سبز افتاده‌اید؟!»  
محمد نبی حبیبی در برنامه مناظره اول شهریور ماه سال 92 که با موضوع آسیب شناسی عملکرد احزاب در ایران از شبکه اول سیما پخش شد؛ مدعی شد که جبهه مشارکت در یکی از بیانیه‏های خود اعلام کرده است که: «جمهوری اسلامی یک پارادوکس است یا جمهوری یا اسلامی و این حزب برای حل این پارادوکس جمهوری را انتخاب کرده است.» در پی این اظهارات بود که سید محمدرضا خاتمی، دبیر کل سابق جبهه مشارکت، در نامه‏ای به وی درخواست کرد که مستند چنین ادعایی را ارائه کند. در بخش‏هایی از این نامه آمده بود: «...خواهشمندم جهت اثبات این ادعا مستند خود را منتشر کنید و معلوم دارید در کدامیک از بیانیه ها یا انتشارات جبهه مشارکت چنین مطلبی آمده است؟ واگر چنین چیزی وجود نداشت صریحا از این افترا به حزب و اشخاصی که هیچ امکانی برای دفاع از خود ندارند عذر خواهی کنید تا عیار مسلمانی و مروت شما مشخص شود.»  
محمد نبی حبیبی در خصوص تعریف شخصی خود از اعتدال می‏گوید: «کسانی که قانون اساسی را عملاً قبول دارند قوانین روزانه مجلس که توسط شورای نگهبان تأیید شده است را قبول دارند و ضمناً ولایت‌فقیه را در عمل قبول دارند یعنی نه جلوتر از ولی‌فقیه و نه خیلی بافاصله پشت سر وی هستند و خود را تابع رهبری و ولایت فقیه می‌دانند. به نظرم این‌ها 3 ویژگی اصلی اعتدال است.»   آقای روحانی باید اعتدال گرایی را تعریف کند محمد نبی حبیبی شعار «اعتدال گرایی» دکتر روحانی را مورد توجه قرار می‌دهد و می‌گوید: «آقای روحانی با شعار اعتدال به میدان رقابت آمد و مردم نیز به این شعار رأی دادند اما آقای روحانی باید در ارائه توضیح دقیقی از اعتدال پیشرو باشد تا اصلاحات و اعتدال مانند یکدیگر نشوند. هر اصلاح‌طلبی تعریف خاصی از اصلاحات دارد اما هیچ تعریف جامعی تاکنون برای این رویکرد ارائه نشده است. اینکه شعار آقای روحانی اعتدال است به این معنا نیست که کسانی که وی را انتخاب نکرده‌اند اهل افراط و تفریط هستند. اعتدال به معنای جدا شدن از اصول‌ها نیست زیرا مهم‌ترین ارزش اصولگرایی پایبندی به اصول انقلابی است.   به بهانه فراجناحی بودن توقع عملکردی فرا انقلابی نباید داشت موضوع فراجناحی بودن بسیار خوب است اما برخی اشخاص به بهانه فراجناحی بودن توقع دارند عملکردی فرا انقلابی صورت بگیرد اما معنای این دو عبارت متفاوت است، برای مثال عده‌ای شورای نگهبان را متهم می‌کنند که عملکرد فراجناحی نداشته است، در صورتی که شورای نگهبان کاری به هیچ حزب و جناحی ندارد زیرا شورای نگهبان فراجناحی عمل کردن را به معنای فراانقلابی‌بودن نمی‌داند.» 
محمد نبی حبیبی، اردیبهشت سال 91، در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت: «ما در خصوص حضور اصلاح‌طلبان معتقدیم هر اصلاح‌طلبی فتنه گر نیست و البته هر فتنه‌گری هم اصلاح‌طلب نیست. معتقدم آن دسته از اصلاح‌طلبانی که اصل نظام را قبول دارند و به ویژه پایبند به ولایت‌فقیه هستند و نظر مقام معظم رهبری را در همه زمینه‌ها فصل الخطاب می‌دانند این‌ها به عنوان نیروهای داخل نظام باید تلقی شوند. البته ممکن است این نیروها با اصولگرایان در یک رقابت جدی هم وارد شوند. رقابت با اصولگرایان به هیچ عنوان ضدیت با نظام به حساب نمی‌آید بلکه ممکن است فردی در درون فضای سیاسی کشور باشد و نظام را قبول داشته باشد اما با اصولگرایان در یک رقابت جدی وارد شود.   اصلاح طلبان باید مواضع خود را روشن کنند اصلاح‌طلبان باید چند موضوع را روشن کنند؛ یک، در مقابل فتنه چه موضعی دارند؟ دوم، در مورد ادعای دروغ موسوی راجع به تقلب در انتخابات چه موضعی دارند؟ و سوم اینکه راجع به فصل‌الخطاب بودن رهبری چه نظری دارند؟ نمی‌شود کسی را اصلاح‌طلب داخل نظام بدانیم ولی او فصل‌الخطاب بودن رهبری را قبول نداشته باشد. با این ترتیب معتقدم که اصلاح‌طلبان قصد ورود به انتخابات را دارند ولی برخی از آن‌ها می‌خواهند با شرط گذاشتن امتیاز بگیرند که من گفته‌ام دلسوزان انقلاب شرط نمی‌گذارند. به طور کلی من هیچ منعی نمی‌بینم کسی بخواهد وارد این دایره وسیع که نظام بازکرده بشود؛ اما کدام نظام را سراغ دارید که براندازان خود را وارد حکومت کند. نظام با قدرت مانع ورود براندازان خواهد شد و اگر غیر از این بکند مردم با آن برخورد خواهند کرد. خط فتنه‌گران و خط دلسوزان نظام متفاوت است و دوپهلو صحبت کردن هیچ مشکلی را از اصلاحات برطرف نخواهد کرد.» 
محمد نبی حبیبی در گفتگو با خبرنگار مشرق در تاریخ 9 آذر ماه 90، در پاسخ به این سؤال که آیا کسانی مانند سید محمد خاتمی که از سران فتنه حمایت کردند می‏توانند در انتخابات شرکت کنند؛ گفت:  «شنیدم آقای خاتمی در جلسات مختلف گفته است ما می‌خواهیم داخل نظام باشیم. ما این را حمل بر صحت می‌کنیم؛ اما یک شرط مهم هم داریم. حداقل دو نفر در این کشور به عنوان سران فتنه معرفی شدند یکی موسوی و دیگری کروبی. کسانی که این‌ها را به عنوان سران فتنه نشناسند و همراهی هم با آن‌ها داشته باشند، در صورتی می‌توانند متوقع باشند که جزء سران فتنه اطلاق نشوند که مرزبندی خود را با آن‌ها مشخص کنند. آقای خاتمی تا امروز مرزبندی خود را مشخص نکرده است و به نظرم این ابهام را باید خود خاتمی رفع کند.   خاتمی باید سران فتنه را معرفی کند تا تبرئه شود اگر کسی مرزبندی مشخصی با فتنه گران کرد امکان دارد نظام از برخی خطاها چشم‌پوشی کند و از برخی اشتباهات بگذرد، ولی دوپهلو صحبت کردن و همیشه وسط لحاف خوابیدن نه مطلوب مردم است و نه مطلوب نظام. همان حرف‌هایی که خاتمی در جمع خصوصی راجع به کارهای براندازانه موسوی و کروبی گفته بیاید به طور رسمی بگوید. ایشان اگر این کار را بکند، برخی از ابهامات رفع می‌شود. آسیبی که اصلاح‌طلبان به بحث اصلاح‌طلب زدند به دلیل روشن نکردن مرز بین اصلاح‌طلبی و فتنه است و آقای خاتمی هم اگر می‌خواهد خدماتی بزرگی به جریان اصلاحات کند باید این مرزبندی را روشن کند. متأسفانه کسانی که روزگاری در اثر مهر و محبت‌های این سرزمین به پست و مقامی رسیدند و انقلاب به آن‌ها آبرو داد، در مقام انکار پیشرفت‌های عظیم ملت و موقعیت جهانی انقلاب اسلامی برآمده‌اند و بی‌پروا در مورد انقلاب سیاه نمایی می‌کنند. من ادعای خاتمی در جلسات خصوصی علیه کروبی و موسوی را که به اصلاحات خیانت کرده‌اند شنیدم و امیدوارم درست باشد. اگر واقعاً خاتمی مشخصاً موسوی و کروبی را به عنوان سران فتنه معرفی کند، خودش تبرئه خواهد شد.»   خاتمی هنوز با فتنه مرزبندی نکرده است وی همچنین در تیر ماه 91، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره اخبار منتشر شده از حضور محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت:  «ایشان حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب کرده است اما باید موارد تکمیلی را از خود ایشان پرسید. متاسفانه آقای خاتمی و بقیه اصلاح طلبان جز عده معدودی هنوز مرزبندی بین جریان فتنه و اصلاحات را با مصادیق روشن معلوم نکرده‌اند.»  
محمد نبی حبیبی، دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی، در تاریخ 13 اسفندماه 1391 با اشاره به معرفی نامزد حزب گفت: «برای اولین بار پس از انقلاب حزب مؤتلفه اسلامی برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد حزبی معرفی کرده است و آقای یحیی آل اسحاق با توجه به سوابق و تحصیلات می‌توانند چالش‌های اقتصادی داخلی و خارجی ایران را حل کنند. ما روند همگرایی و وحدت را در اصولگرایان، مهم و تعیین‌کننده می‌دانیم. برای ورود به این روند تا رسیدن به ائتلاف نهایی نامزد مورد نظر حزب را معرفی نموده‌ایم که مصوبه حزب و مورد تأیید جبهه پیروان خط امام و رهبری می‌باشد.»   دلایل انتخابات آل اسحاق به عنوان گزینه پیشنهادی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی با اشاره به دلایل انتخابات آل اسحاق به عنوان گزینه پیشنهادی گفت: «با توجه به دغدغه مردم که امروز از نظرسنجی‌ها مشخص است که اولویت اقتصادی است ما آقای آل اسحاق را مطرح کردیم. ایشان با توجه به اصالت خانوادگی، تجربه کار و تحصیلات اقتصادی و مدیریتی و سابقه حزبی شرایط را دارا بودند. تمام سابقه کاری ایشان اقتصادی است و سابقه وزارت نیز داشته‌اند. ما اکنون در حال یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی با غرب هستیم. تحریم‌ها به منظور اختلال در نظام اقتصادی کشور اعمال می‌شود و دشمن با یأس از جنگ نظامی و سیاسی به جنگ اقتصادی روی آورده است. اگر آقای آل اسحاق در جمع‌بندی اصولگرایان انتخاب نشوند و یا اینکه مردم به او رأی ندهند باز هم این فرصتی است که دیدگاه‌های حزب درباره مسائل مختلف کشور از طریق ستاد معرفی می‌شود.»   چرایی حمایت حزب از ولایتی محمد نبی حبیبی در خصوص حمایت از ولایتی برای انتخابات ریاست جمهوری در سال 92، گفت: «در دیداری که با علی‌اکبر ولایتی داشتیم برایمان مسجل شد که وی تا آخر می‌ماند و به نفع فرد دیگری کناره‌گیری نمی‌کند، به همین علت بعد از انصراف غیرمنتظره و غیر تشکیلاتی ابو ترابی با در نظر گرفتن همه جوانب از ولایتی حمایت کردیم.»  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۳:۲۷

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۳:۲۹

محمد نبی حبیبی

خلاصه زندگی نامه

 محمد نبی حبیبی، از چهره‌های اصولگرا و از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی که در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در تمامی تظاهرات‌ها فعال بوده و علیه رژیم ستم‌شاهی فعالیت‌های سیاسی داشته است. از جمله سمت‌های وی شهرداری تهران و استانداری کرمان، خراسان و فارس است.  

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع