محمد علی میرزا فرزند مظفرالدین شاه، در اول تیر ماه 1251 در تبریز متولد شد. مادرش "تاج الملوک" دختر "میرزا تقی خان امیرکبیر"، صدر اعظم ایران در دوره "ناصرالدین شاه" بود که بعد از این تولد به "ام الخاقان" ملقب شد.محمد علی میرزا دوساله بود که به اتفاق مادرش به تهران آمد و به اجبار مادرش را مطلقه کردند. مادر و پسر در اندرون کاخ "ناصرالدین شاه" به "شکوه السلطنه" مادر "مظفرالدین شاه" سپرده شدند. محمد علی میرزا در همانجا تحصیلات ابتدایی خود را آغاز کرد و به فراگیری زبان روسی و فرانسه پرداخت. ناصرالدین شاه، پدربزرگش به او لقب "اعتضاد السلطنه" داد.محمد علی میرزا در 12 سالگی به تبریز برگشت و به آموزش فنون نظامی پرداخت. او در 17 سالگی به فرماندهی فوج "امیریه" انتخاب شد. وظیفه این فوج حفاظت ارک حکومتی تبریز بود. در سال 1207 "ناصرالدین شاه" به محمد علی میرزا منصب "امیر تومانی" (سرلشگری) داد و او فرمانده کل قشون آذربایجان شد و حکومت "خوی" و "شاپور" نیز به وی واگذار گردید.محمد علی میرزا بعد از ترور "ناصرالدین شاه" در سال 1275 به ولیعهدی ایران رسید. او در این زمان بنا بر مصلحت با مشروطیت موافقت کرد اما بعد از مرگ پدرش و رسیدن به سلطنت در سال 1285 شروع به مخالفت با مشروطه خواهان کرد.او در زمان کوتاه حکومت خود تا سال 1288 چندین بار به مشروطیت سوگند وفاداری یاد کرد اما به دلیل گرایش او به سیاست روسیه با آزادیخواهان مخالف بود و در نهایت در 14 خرداد 1287 مجلس شورای ملی را به توپ بست و تهران را تصرف کرد.در پی مداخله مشروطه خواهان دیگر شهرها و یورش آنها به تهران او به سفارت روسیه پناهنده شد و مشروطه خواهان تهران را فتح و او را از سلطنت خلع کردند.محمد علی شاه در 18 شهریور ماه 1288 به روسیه رفت و در "ادسا" ساکن شد اما دو سال بعد از خروج از ایران دوباره به فکر سلطنت افتاد و به ایران لشگر کشی کرد اما با شکست دوباره از ایران خارج شد.محمد علی شاه مردی خرافی بود. او انجام بسیاری از کار‌هایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال، رمل و اسطرلاب می ‌سپرد. او فردی مذهبی بود و غیر از انجام واجبات، مستحبات را هم انجام می ‌داد. غالبا نماز شب می‌ خواند و به استخاره اعتقاد زیادی داشت تا جایی که گفته شده محمد علی شاه قاجار برای به توپ بستن مجلس استخاره کرد.محمد علی شاه قاجار برخلاف پدر و اجدادش، حرمسرایی نداشت.او در 16 فروردین 1303 بر اثر بیماری دیابت در 54 سالگی در پاریس در گذشت. پیکر او بعد از انتقال به کربلا در جوار حرم امام حسین(ع) به خاک سپرده شد. 
محمد علی میرزا تحصیلات ابتدایی خود را در هنگام سکونت در تهران در اندرون کاخ "ناصرالدین شاه" آغاز کرد. ناصر الدین شاه، پدربزرگش در تحصیلات او نظارت دقیق داشت. او از کودکی تحت تعلیم و تربیت یک آموزگار روسی به نام "شاپشال" زبان و فرهنگ روسی را آموخت. محمد علی میرزا در 12 سالگی برای ادامه تحصیل عازم تبریز شد و به یادگیری فنون نظامی پرداخت. او علاوه بر زبان روسی به آموزش زبان فرانسه نیز پرداخت. محمد علی میرزا در لغت شناسی زبان فرانسه صاحب نظر بود. 
محمد علی شاه قاجار در سال 1207 با "ملیح‌ السلطنه" دختر "میرزا یوسف‌ خان بیان‌ الممالک" ازدواج کرد. حاصل این ازدواج 1 پسر به نام "حسنعلی" بود. محمد علی شاه پس از رسیدن به ولیعهدی، لقب خود را به او داد و به "حسنعلی اعتضادالسلطنه" معروف شد. او با وجود اینکه بزرگترین پسر محمد علی شاه بود اما از مادری غیر از قاجار نتوانست ولیعهد ایران شود و بعدها نام خانوادگی "اعتضاد مظفری" را برای خود برگزید.محمد علی شاه در سال 1208 به دستور "ناصرالدین شاه" با دختر عمویش "جهان خانم" دختر "کامران میرزا نایب السلطنه" ازدواج کرد. "جهان خانم" بعد از به سلطنت رسیدن محمد علی شاه به "ملکه جهان" معروف شد. حاصل این ازدواج 6 فرزند با نام های "احمد میرزا"، "محمد حسن میرزا"، "محمود میرزا"، "عبدالمجید میرزا"، "آسیه" و "خدیجه" بود. 
در 11 خرداد ماه 1275 "ناصرالدین شاه" توسط "میرزا آقا خان کرمانی" ترور شد و "مظفرالدین" شاه تاج گذاری نمود و در اواخر خرداد ماه 1275 محمد علی میرزا ولیعهد ایران و والی آذربایجان شد.در دوران ولیعهدی محمد علی میرزا که 11 سال طول کشید، او روی هم رفته تحت تاثیر معلم روسیه اش "شاپشال" طرفدار سیاست روس در ایران بود و از این رو انگلیسها با وی میانه‌ ای نداشتند و حتی گاهی درصدد تغییر او برمی ‌آمدند ولی هرگز در این کار موفق نشدند.محمد علی ميرزا در دوران وليعهدی در تمام امور با "شاپشال" مشورت می كرد."شاپشال" از يهوديان كريمه بود و از دربار قاجار لقب "اديب السلطان" گرفت. او به نفع دولت روسيه و سازمان پليس سياسی مخفی آن کشور به نام "اوخرانا" در دربار ايران نفوذ يافت.از مهمترین اقدامات محمد علی میرزا در این دوران سربریدن "میرزا حسن خان خبیرالملک" و "میرزا آقا خان کرمانی" و "شیخ احمد روحی" بود که هر سه در استانبول اقامت داشتند و توسط دولت عثمانی به ایران تحویل داده شدند. او پس از اینکه سر آنها را برید، پوست آنها را پر از کاه نمود و به تهران فرستاد.در زمان ولیعدی محمد علی میرزا به دلیل ترس از احتمال نزدیکی مشروطه خواهان به عمویش "ظل السلطان" و انتخاب او به سلطنت از مشروطه خواهان حمایت کرد. "ظل السلطان" بزرگترین پسر "ناصرالدین شاه" بود اما چون از مادری غیر قاجاری متولد شده بود به سلطنت نرسید و همواره در سودای سلطنت به سر برد.از سوی دیگر "عین الدوله" صدر اعظم وقت ایران نیز توطئه ای را طراحی کرد تا "شعاع السلطنه" برادر محمد علی میرزا به سلطنت برسد. محمد علی میرزا پس از آگاهی از این نقشه در مخالفت با "عین الدوله" با آزادی خواهان تبریز همراه شد و به اصرار او علما و روحانیون تبریز در تلگراف خانه تجمع کردند و تلگرافهایی به هواداری از علما، روحانیون و آزادی خواهان به تهران مخابره كردند. 
در 14 مرداد ماه 1285 مظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را صادر کرد و پس از آن در 8 دی ماه 1285 قانون اساسی را امضا و تایید نمود و از آن روز به بعد حکومت ایران که ماهیتی سلطنتی داشت به مشروطه سلطنتی تغییر کرد.محمد علی میرزا نیز به عنوان ولیعهد، قانون اساسی را امضا نمود. 
دوران حکومت محمد علی شاه قاجار در ایران از سال 1285 تا 1288 را دوران استبداد صغیر می نامند. او که در دوران ولیعهدی با مشروطیت موافق بود اما پس از تاج گذاری به مخالفت با مشروطیت پرداخت. او هم چنین زمانی كه حكم سلطنت مشروطه را نزدش آوردند، از امضای آن خودداری كرد اما پس از اعتراضات مردم به ویژه در تبریز ناچار دستخطی صادر کرد و قول همراهی با مشروطه را داد.محمد علی شاه همواره تحت تاثیر سیاست دولت روسیه بود بعد از تاجگذاری عکسی از خودش را با لباس قزاقی منتشر کرد که موجب خشم مشروطه خواهان شد.نیروی نظامی قزاق در سال 1879 به فرماندهی روسیه در ایران تشکیل شد این امتیازی بود که توسط "ناصرالدین شاه" به دولت بیگانه داده شد و مخالف نظرات آزادی خواهان در ایران بود. تاج گذاری و آغاز مخالفت با مشروطیت"مظفرالدین شاه" 4 ماه پس از صدور فرمان مشروطیت یعنی در آذر ماه 1285 دچار بیماری شد و اطبا از درمان او قطع امید نمودند. او سرانجام در 19 دی ماه 1285 درگذشت و محمدعلی شاه در 28 دی ماه 1285 به تخت سلطنت نشست و تاجگذاری نمود. او در روز تاجگذاری با مشروطیت مخالفت کرد و نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. "میرزا طاهر" از نمایندگان مجلس در اولین جلسه پس از تاجگذاری گفت: « سلطان، سلطان ملت است، باید از طرف ملت تاج گذارند و مجلس نماینده ملت است.» آغاز مخالفت با مجلسنمایندگان دوره اول مجلس برای تلاش در اصلاح شرایط کشور "مسیو نوز"، رئیس کل گمرک و وزیر خزانه را که در خدمت سیاست روسیه بود، برکنار کردند. روسها نیز شاه را به مخالفت با مشروطه ترغیب کردند تا آنجا که محمد علی شاه قاجار "نصرالله مشیرالدوله" را از صدارت عزل کرد و "میرزا علی اصغر خان اتابک" را که صدراعظم ایران در دوره استبداد (قبل از مشروطه) بود از اروپا به ایران فراخواند و به مقام صدرات نشاند. این اقدام با مخالفت شدید نمایندگان مجلس مواجه شد."اتابک" به دلیل مخالفت های فراوان با مشروطیت پس از 4 ماه توسط "عباس آقا تبریزی" به قتل رسید. عباس آقا تبریزی نیز بعد از این اقدام خودکشی کرد و مشروطه خواهان برای او مجلس ختم برپا کردند و به او لقب "منجی ایران" را دادند.نمایندگان مجلس شورای ملی همچنین جلسه ای در مخالفت با "کامران میرزا"، پدرزن و عموی شاه که وزارت جنگ را بر عهده داشت، تشکیل دادند و عدم حضور او را بهانه کردند و رای به برکناری او دادند و محمد علی شاه از این اقدام رنجیده خاطر گردید. تدوین متمم قانون اساسی و عدم پایبندی شاه به آنبا توجه به ناقص بودن قانون اساسی مشروطه، مجلس متمم قانون اساسی را تصویب کرد که در آن مفصلا حقوق مردم و تفکیک قوا و اصول مشروطیت آمده بود. بعد از تدوین متمم قانون اساسی، محمد علی شاه به بهانه های گوناگون امضای آن را به تعویق انداخت. تا اینکه متمم قانون اساس در 107 اصل در 15 مهر ماه 1286 توسط محمد علی شاه امضا شد اما شاه علاقه ای به پایبندی و اجرای آن نشان نمی داد و روزنامه ‌هایی چون "روح‌ القدس"، "مساوات" و "صوراسرافیل" در صف مخالفان محمد علی شاه قرار گرفتند."ناصرالملک"، صدر اعظم وقت ایران، برای بهبود اوضاع کشور، محمد علی شاه و شاهزادگان بلافصلش را به مجلس شورای ملی برد که حضور آنها در مجلس سوگند مجدد وفاداری به قانون اساسی و مشروطیت بود. کاهش مستمری کاخ نشینان و افزایش اختلاف شاه و مجلس "ناصرالملک"، صدر اعظم وقت اختلاف بین تندروان مجلس و محمد علی شاه را دامن ‌زد و بر تصمیم نابخردانه مجلس که تقلیل بودجه دربار و شاهزادگان و قطع حقوق زنان "ناصرالدین شاه" و کارمندان سلطنتی بود، صحه گذاشت و بودجه دربار را از 800 هزار تومان به 500 هزار تومان کاهش یافت. "ناصرالملک" مسبب این اقدام را مجلس دانست و از شاه خواست با آنان گفتگو کند و او نیز عده‌ ای از وکلاء را احضار نمود و لایحه ‌ای را که تنظیم شده بود تحویل آنها داد. در این لایحه شاه متذکر شد: «وکلا از مرز خود تجاوز می‌ کنند و در کارهای اجرائی مداخله دارند.» وکلا در پاسخ شاه اظهار کردند تقلیل بودجه دربار خواسته صدر اعظم بود.افراد سلطنتی که حقوق آنها قطع شده بود در جلوی بهارستان اجتماع کردند و خواستار تجدید نظر در تصمیم مجلس شدند. در همین هنگام "مقتدر نظام وضیع حضرت" که از گردنکشان تهران بود با جمعیتی به آنها پیوست و آشوب آغاز شد. بین اجتماع‌ کنندگان و محافظین مجلس تیراندازی شد و چند نفری کشته و مجروح شدند.محمد علی شاه که تمام این وقایع را از جانب "ناصرالملک" می دانست، او را احضار کرد و به فلک کشید و زندانی نمود."احتشام السلطنه"، رئیس مجلس، دو تن از برادران خود، علاء الدوله و معین الدوله را به دربار فرستاد و مسبب واقعه را خود شاه دانست. شاه دستور داد برادران او را کتک زدند و حکم اعدام "علاء الدوله" را نیز صادر نمود.محمد علی شاه قاجار، "ناصرالملک" را از صدارت عزل کرد و و مجلس نیز محمد علی شاه را قانون ‌شکن خواند. سوء قصد نافرجام علیه شاه و بدگمانی به مشروطیت هنوز زمان زیادی از آشتی مجلس و شاه نگذشته بود که در روز 8 اسفند ماه 1286 محمد علی شاه هنگام عبور از خیابان "الماسیه" مورد سوء قصد قرار گرفت. دو بمب توسط یاران "حیدرخان عمواغلی" از مشروطه خواهان، در جلوی کالسکه محمد علی شاه منفجر شد و چند نفر کشته و مجروح شدند اما به شاه آسیبی نرسید. 
بعد از سوء قصد به شاه، "نظام السلطنه" صدر اعظم وقت، استعفا داد و محمد علی شاه بدون توجه به مجلس "مشیرالسلطنه" را به صدارت برگزید. مجلس از شاه درخواست نمود تا تعدادی از درباریان را اخراج کند و محمد علی شاه هم متقابلا از مجلس خواست وکلای تندرو و وعاظ مخالف را معرفی نماید.در 14 خرداد ماه 1287 محمد علی شاه به "باغشاه" رفت و ستاد کار خود را در آنجا تشکیل داد و عده ‌ای از مشروطه خواهان مانند "جلال الدوله"، "علاء الدوله"، "معین الدوله"، "امیرنظام" و "سردار منصور" را بازداشت کرد. او سپس پستخانه و تلگرافخانه را تصرف کرد و مجددا از مجلس خواست وعاظ تندرو و روزنامه ‌نویسان هتاک را تحویل دهد. در 1 تیرماه 1287 محمد علی شاه تلگرافی به تمام شهرها مخابره کرد و متذکر شد: «این مجلس خلاف مشروطیت است و هر کس من بعد از فرمایشات ما عدول کند مورد تنبیه و سیاست سخت قرار خواهد گرفت».از بامداد روز 2 تیرماه 1287 شهر تهران به دژ نظامی تبدیل شد و قزاقان نقاط حساس تهران را اشغال کردند.به تدریج بین قزاقان مستقر در میدان "بهارستان" و جلوی مسجد "سپهسالار" با مجاهدین زد و خورد درگرفت و سرانجام قوای قزاق به فرماندهی "کولونل لیاخف"، رئیس قزاق خانه، مجلس را به توپ بستند و تعداد زیادی از مجاهدین کشته شدند. به هنگام ظهر قوای قزاق پیروز شد و صدای مجاهدین خاموش گردید و قزاقان وارد مجلس شدند و به تخریب و غارت پرداختند.تعداد زیادی از مشروطه ‌خواهان و روحانیون که در مجلس اجتماع کرده بودند، پس از پیروزی نیروی استبداد از در شرقی مجلس خارج شده در باغ "امین‌الدوله" مخفی شدند اما قزاق ها آنها را پیدا کرده و زندانی کردند."ملک المتکلمین"، "سلطان العلمای خراسانی" مدیر روزنامه "روح القدس"، "میرزا جهانگیرخان شیرازی" مدیر "صوراسرافیل" و "قاضی ارداقی" از جمله مشروطه خواهانی بودند که کشته شدند.تهران به تصرف محمد علی شاه درآمد و مجلس تعطیل شد. 
پس از حمله به مجلس و پخش خبر آن، در شهرهای دیگر ایران قیام هایی بر پا شد. مردم تبریز با شنیدن خبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمد علی شاه برخاستند. شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب تبریزیان به آنجا فرستاد. "ستارخان"، "باقرخان" و "حیدرخان عمواقلی" به بسیج مردم برای مقابله با نیروهای دولتی پرداختند. مبارزات تبریز با دخالت دولت های روسیه و انگلیس به شکست انجامید اما مبارزات مشروطه خواهان همچنان در شهرهای اصفهان، رشت و نیروهای بختیاری در جریان بود.نیروهای گیلان به فرماندهی "سپهدار اعظم" از شمال و نیروهای بختیاری به فرماندهی "علیقلی خان سردار اسعد" از جنوب به سمت تهران آمدند.اردوی شمال و جنوب در 24 کیلومتری تهران به هم ملحق شدند. نیروهای مجاهدین گیلان و بختیاری در 28 تیر ماه 1288 وارد تهران شدند.شاه و اطرافیانش به سفارت روس در "زرگنده" پناه بردند. انقلابیون مجلس عالی تشکیل دادند، محمد علی شاه را از سلطنت خلع کردند و پسرش "احمد میرزا" را به تخت نشاندند اما چون "احمد شاه" 13 ساله بود، "علیرضاخان عضدالملک" رئیس ایل قاجار را به نیابت سلطنت او برگزیدند.بار دیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد و دوره استبداد صغیر به پایان رسید و مشروطه خواهان پیروز شدند. 
بعد از تصرف تهران توسط مشروطه خواهان در 28 تیر ماه 1288، محمد علی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد. گروهی از طرف مشروطه ‌خواهان با او مذاکره کردند و سرانجام پیمانی منعقد گردید که محمد علی شاه املاک خود را به دولت واگذار کند و جواهرات سلطنتی را تحویل دهد و در عوض دولت ایران متعهد گردید سالیانه 100 هزار تومان به محمد علی میرزا و خانواده وی پرداخت کند. پس از امضای پیمان و پرداخت حقوق 3 ماه، در 18 شهریور 1288 محمد علی شاه به همراه عده ‌ای سرباز روسی، هندی، ایرانی و تهران را به سوی روسیه ترک نمود.محمد علی میرزا پس از خروج از ایران، به شهر "ادسا" رفت و در آنجا پارکی خریداری کرد و در آن عمارتی ساخت. غیر از ملکه جهان، همسرش و 3 فرزندش، 18 نفر دیگر نیز همراه او بودند.دولت شوروی در اسفند ماه 1297 "ادسا" را تصرف کرد و محمد علی میرزا قسمتی از اموال خود را برداشت و با یک کشتی باری فرانسوی به استامبول رفت. وقتی به عثمانی رسید انگلیسیها از پیاده شدن مسافران کشتی جلوگیری کردند. محمد علی میرزا نامه ‌ای به سفارت ایران نوشت و سفیر را از ماندنش در کشتی باخبر کرد. محمد علی شاه موقتا در مدرسه ایرانیان سکونت کرد و سپس خانه ای در آنجا اجاره کرد. محمد علی شاه مدتی را نیز در اروپا سپری کرد. 
محمد علی شاه بعد از 2 سال سکونت در روسیه در سال 1290 به اتفاق دو برادرش "ملک منصور میرزا شعاع السلطنه" و "ابوالفتح میرزا سالارالدوله" وارد ایران شد و "گمش تپه" را مرکز ستاد خود قرار داد. "شعاع السلطنه" راه مازندران پیش گرفت و در بابل اردو زد و مشغول جمع‌ آوری سپاه شد و "سالارالدوه" به کرمانشاه رفت و با مخابره تلگراف تندی به مجلس خواستار سلطنت محمد علی شاه شد. اولین اقدامی که دولت انجام داد، قانونی از مجلس گذراند بدین شرح که هر کس محمد علی میرزا را دستگیر و یا اعدام نماید، 100 هزار تومان جایزه دریافت خواهد کرد و کسانی که برادرانش "سالارالدوله" یا "شعاع ‌السلطنه" را اعدام یا دستگیر نماید، 25 هزار تومان پاداش خواهد داد. "میرزا علی خان ارشدالدوله" فرمانده سپاه محمد علی میرزا شاهرود را تصرف کرد و با قوای خود به سمت تهران حرکت کرد و در "امامزاده جعفر" در ورامین اردو زد و از تهران "یپرم خان" و "جعفرقلی خان سرداربهادر" برای مقابله به سمت ورامین حرکت کردند. سرانجام "ارشدالدوله" از نیروی مجاهدین شکست خورد، دستگیر و اعدام شد و محمد علی میرزا ایران را ترک کرد. نتیجه این لشگر کشی قطع شدن حقوق ماهیانه محمد علی میرزا بود. 
محمد علی شاه قاجار در 16 فروردین ماه 1303 در شهر پاریس به علت بیماری دیابت در 54 سالگی درگذشت. پیکرش با حضور عده زیادی از شاهزادگان و سران کشورها مانند "سلطان عبدالحمید" خلیفه عثمانی تشییع شد. سپس پیکر او را به کربلا منتقل کردند و در جوار حرم حضرت امام حسین(ع) به خاک سپردند.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۲:۴۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۲:۴۵

اسناد و مراجع