محمدجواد اردشیر لاریجانی در سال 1330 در نجف اشرف متولد شد. او فرزند آیت الله میرزا هاشم آملی و یکی از 5 برادران لاریجانی (علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم، باقر لاریجانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران، صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و فاضل لاریجانی رایزن فرهنگی ‏ایران در کانادا) است. وی هم چنین خواهرزاده علامه عالی‏قدر حسن حسن‌زاده آملی و پسرخاله احمد توکلی است. پدر محمد جواد در سال 1311 ش به دلیل وضعیتی که رژیم استبدادی، برای روحانیون به وجود آورده بود، به نجف مهاجرت کرد و تا حدود 30 سال در عراق ماند و محمدجواد نیز در همان جا به دنیا آمد. محمد جواد لاریجانی، از جمله شخصیتهای فکری جریان اصولگرایی و نظریه‌ پرداز سیاسی است. وی که سابقه سه دوره نمایندگی مجلس(دوره‌های دوم، چهارم و پنجم) و همچنین معاونت وزارت خارجه در دولت هاشمی را در کارنامه خود دارد، دانش‌آموخته دکترای منطق ریاضی از دانشگاه‌ برکلی است. وی مؤسس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و یکی از مبدعان نظریه ام‌القری در اواخر دهه شصت است. لاریجانی از جمله شخصیت‌های فکری و سیاسی اصولگرایان بود که در دوره اصلاحات، از سوی طیف مقابل، در ردیف شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مصباح یزدی، هجمه‌های سنگینی صورت گرفت و شاید "پاسخی از جنس دیگر" وی به سوالات ریشه‌ای و اصلاً شاید پرداختن وی به سوال "ریشه" و زیر سوال بردن تام و تمام مبنای مدرنیته غرب، سبب می‌شد که جواد لاریجانی از سوی برخی‌ تئوری‌پردازان جبهه مقابل، مورد هجمه قرار گیرد.  
وی ابتدا جهت تحصیل به حوزه علمیه رفت و سپس تحصیلات عالی را در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف نیز آغاز کرد. محمد جواد لاریجانی، پس از طی دوران تحصیل در ایران ادامه مسیر علمی خود را در دانشگاه برکلی کالیفرنیا در پی گرفت و در این دانشگاه موفق به اخذ مدرک دکترا شد.اما این دانش‌آموخته ریاضیات، گرایش منطق، مهمترین نوشته‌ها و مقالات خود را در عرصه سیاست و حکومت نوشته و البته در این راستا، از آموخته خود در دانشگاه‌های شریف و برکلی نیز بهره فراوان برده؛ آنجا که در اثنای پرداختن به همان سوال "ریشه"، "عمل ارادی" انسان را بر اساس قواعدی از همان منطق ریاضی، فرمول‌بندی جالبی می‌کند و در نهایت با پشت سر گذاشتن "مدرنیته" غربی و نقد اساسی آن، به فرامدرنیسم اسلامی می‌رسد. 
نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دوره های دوم، چهارم و پنجم معاون وزارت امور خارجه رئیس مرکز پژوهش های مجلس پنجمریاست پژوهشگاه دانش‌های بنیادیدبیر ستاد حقوق بشر 
استاد تمام و تدریس ریاضیات، فلسفه ریاضی، منطق ریاضی در دانشگاه صنعتی شریفتدریس ریاضیات، فلسفه ریاضی، منطق ریاضی در دانشگاه صنعتی اصفهانتدریس اندیشه سیاسی در دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق (ع)تدریس سلسله دروس سیاست خارجی در دانشکده روابط بین الملل، دانشگاه امام صادق (ع)، مدرسه عالی شهید مطهری، که این دروس به صورت کتاب تحت عنوان درس‌هایی از سیاست خارجی به چاپ رسیده‌ است. 
محمد جواد لاریجانی در دوران فعالیت دیپلماتیک خود در فضای سیاست خارجی، دکترین ام القرای و جایگاه آن در سیاست خارجی را مطرح کرد. طرح نظریه ام القری نقطه عطفی در فرآیند اصلاح نگرش در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از ایده آلیسم به رئالیسم محسوب می‌شود. این نظریه توسط محمد جواد لاریجانی (معاون وزیرخارجه وفت) در اواخر دهه 60 مطرح شد که خاستگاه اصلی آن مکتب واقع گرایی بود. بنابراین تأکید آن بر ضروریات نیازها، مشکلات و معضلات داخلی سیستم بوده، هدف آن نیز بر طرف کردن این معضلات بود.مهمترین سرفصل های نظریه: ملاک وحدت در فلسفه ام القری، وحدت در انجام وظیفه اسلامی است، چرا که در این حاکمیت امتی مسئول با رهبری مسئول جمعاً در سرزمینی به عنوان ام القری هسته مرکزی حکومتی را تشکیل می دهند که برد جهانی دارد. ولایت فقیه و حکومت ولایت فقیه، اساس و جوهر تشکیل حکومتی اسلامی در ام القری است، عامل وحدت اسلامی همان رهبری ولایت فقیه است. مرزهای قراردادی و بین الملل جغرافیایی اثری در این رهبری ندارد، جهان اسلام امت واحده است. ولایت فقیه و حیطه مسئولیت آن قابل تقسیم به کشورها نیست، مسئولیت رهبری امت اسلام مرزی نمی‌شناسد. کشوری "ام القری" جهان اسلام شناخته می‌شود که دارای رهبری باشد که در حقیقت لایق رهبری جهان اسلام است. 
محمد جواد لاریجانی پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 88 و حوادث بعد از آن در مرداد همان سال در گفت وگو با جام جم به موضعگیری صریح علیه ابطال انتخابات پرداخت. وی این موضع گیری را به نفع امنیت ملی دیده و نظر خود را پیرامون انتخابات ریاست جمهوری در آن سال اینگونه بیان کرد:«این انتخابات، انتخابات جالبی بود چون هم مردم خوب در انتخابات شرکت کردند و هم پیام روشن داشتند. اگر آنانی که به آقای احمدی نژاد رأی دادند که افرادی متعهد به قانون اساسی و رهبری هستند، در نظر می گیریم و آنانی هم که به او رأی ندادند پیام های روشنی داشتند. من شعارهای انتخاباتی نامزدها را به دقت مرور کردم و به سه محور رسیدم. نخست مسأله روابط ما با جهان است. مردم از نوع روابطی که ما با سایر کشورهای دنیا داریم، راضی نبودند. دوم مسأله گفتمان داخلی بود. مردم بیشتر یک گفتمان باشرم را می پسندند. همین مردم از اینکه افرادی در تلویزیون تحقیر شوند لذت نمی برند. سومین محور هم، اصلاح نظام تصمیم سازی است. یکی از ایرادهایی که به دولت احمدی نژاد وارد بود، عزل وزرا و تغییر رئیس بانک مرکزی بود که اینها به نظام تصمیم گیری بازمی گردد و درست نیست که ما تصمیم گیری را به جای تصمیم سازی قرار دهیم. رئیس جمهور ایران باید خودش تصمیم بگیرد.»  ابطال انتخاباتلاریجانی پیرامون ابطال انتخابات نیز گفت:ابطال انتخابات همان چیزی بود که غرب به دنبال آن بود و این یک اشتباه فاحش سیاسی بود. آقای مهندس موسوی باید به عنوان یک چهره ملی فقط طرفداران خودش را نبیند. تعداد زیادی به ایشان رأی دادند که مورد احترام است و جمع بسیاری هم رأی ندادند. وقتی او احساس کرد دشمنان ما روی این جریانات سرمایه گذاری می کنند و به منظور سوءاستفاده از او حمایت کردند؛ باید تو دهن آمریکا و همه کسانی می زد که از این ماجرا نفع می برند. این مملکت صاحب دارد و ما براساس قانون پیش می‏رویم و تا آخرین لحظه این مسأله را دنبال می کنیم اما ایشان آمدند و گفتند مردم، در صحنه باشید مبادا از صحنه کنار بروید. همه را هم زیر سؤال ببرید و حرف رهبری را زیر پا بگذارید.سؤال این است که اگر شما هیچ کدام از پارامترهای مسابقه را قبول نداشتید چرا اصلاً این مسابقه را شروع کردید. جیغ بنفش من هم برای این است که دیدیم منافع ملی ما در خطر است اما اینقدر عصبانی بودیم که نتوانستیم عصبانیت خود را کنترل کنیم و این سبب شد عده یی سوءاستفاده گر و وابسته در تهران آن فضاحت را به بار آورند. مثل جریان خانم ندا آقاسلطان. مگر ممکن است نیروهای ما در خیابان خلوتی به یک دختر شلیک کنند. این محال است. انقلاب مخملیلاریجانی در خصوص جنبش سبز و انقلاب مخملی، نظر خود را چنین بیان کرد:از ویژگی های انتخابات اخیر (ریاست جمهوری سال 88) این بود که سازمان تبلیغاتی یکی از نامزدها و کمپین انتخاباتی او توسط یک جناح سیاسی، کاملاً مصادره و عملاً پایه یک نوع تقابلی با نظام گذاشته می‌شود. در این انتخابات چیزی به نام جنبش سبز که دقیقاً نام دیگری از کودتای مخملی است کلید زده شد و مراسم کلیدزنی بسیار رنگارنگ داشت. گذشته از عناصر داخلی، ‌ما در کلیدزنی این جریان می‌‌بینیم که از اوباما گرفته تا سارکوزی و دیگران شرکت دارند. فتنه یک کودتای تمام‌عیار بود که هماهنگی‌های زیادی علیه نظام اسلامی داشت. شعار فتنه این بود که می‌خواهد نظام اسلامی را به یک نظام سکولار لیبرال تبدیل کند. البته پشت آن دیکتاتوری سکولار بود و به معنای دقیق کلمه یک تحرک کاملا کودتاگونه بود.  
محمد جواد لاریجانی، پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 92 و پیروزی دکتر حسن روحانی، در مورد اوضاع کشور، جریان انحرافی، دوران پسافتنه و... گفت:جریان اصلاح‌طلب جرأت نکرد به دلیل فقدان پایگاه اجتماعی در انتخابات اخیر در میدان حاضر شود. در این انتخابات ظاهراً جریان اصولگرا موفق نبود و در واقع کاندیداهایی که اصولگرایان از آن حمایت می‌کردند رأی نیاوردند. فتنه 88 موجب لکه‌دار شدن جریان اصلاح‌طلب و بسیاری از افراد که در درون آن بودند، شد. انحراف احمدی‌نژاد و مشایی انحراف جریان اصولگرا بود اما از نوع سکولاریسم نبود؛ هر چند برخی جاها نیز به یکدیگر می‌رسید. همه جریان اصولگرایی با تمام توان مقابل انحراف ایستاد و آن را محدود کرد. ما انتخابات ریاست جمهوری را واگذار کردیم اما نظام نباخت. دوران پسافتنه و جریان انحرافیآقای روحانی دوره پسافتنه را کلید زده است و برای این کار هم شخصیت خوبی به شمار می‌رود؛ چرا که هم قائل به مذاکره بوده و هم به نظام اسلامی معتقد است. پسافتنه به این معناست که نظام اسلامی اصل به شمار می‌رود نه نظام سکولار. قانون اساسی و ولایت فقیه به عنوان محور به شمار می‌روند و با این محوریت آنهایی که در فتنه 88 آلوده شدند، اگر در حد پیگرد قانونی نیست، قابل تسامح هستند. اینگونه نیست در دوره پسافتنه، اسم فتنه نیاید، بلکه فتنه یک حادثه تاریخی مهم است و باید ابعاد آن به‌ویژه انحراف روشن شود.در انحراف جریان اصولگرا علائم انحراف، نفاق عملی و خروج علیه یک نظام مشروع سیاسی وجود داشت. اسم ولایت را می‌بردند اما آنقدر پیچ و خم می‌آوردند که در نهایت کسی نمی‌فهمید آخرش چیست و در مواردی در برابر ولایت فقیه می‌ایستادند.اقتصاد داخلی کشور دچار شوک‌های بسیار بدی شد. این شوک‌ها برای امنیت ملی ما نامناسب است که بخش عمده آنها مربوط به یک سال و نیم اخیر و دولت قبلی بود که گرفتار فضاهای فکری و بهار بهار بازی شد. 
محمد جواد لاریجانی در مورد نحوه روی کار آمدن احمدی نژاد طی مصاحبه ای در سال 90 گفت:آقای احمدی‌نژاد با گفتمان بچه مسلمان‌ها و اصولگرایانه و بچه‌حزب‌اللهی‌ها روی کار آمد. در 4 سال اول ادبیات آقای احمدی‌نژاد ادبیات روشن، سریع و قاطعی بود و باعث شد حتی آنهایی که چندان علقه دینی سنگینی نداشتند از این ادبیات خوششان بیاید؛ در نتیجه احمدی‌نژاد در آخر دوره چهارم محبوب‌ترین رئیس جمهور در داخل و در جهان اسلام شد. به تدریج ما تغییراتی را در ادبیات آقای احمدی‌نژاد مشاهده می‌کنیم؛ البته بنده خیلی پدیدارشناسی نمی‌کنم زیرا دلیل این تغییر را نمی‌فهمم. بعضی از دوستان ایشان به من گفتند که احمدی‌نژاد نگران آن 12 میلیونی است که به مهندس موسوی رأی داده‌اند و قصد دارد ادبیاتش را به صورتی درآورد که به آنها هم بخورد که به نظرم این اشتباه بسیار بزرگی است.مثلاً مکتب ایرانی اصطلاحی است که از لحاظ مفهومی در بهترین حالت یک مفهوم موهوم و شاید حداکثر در حق یک مفهوم فسیلی باشد یعنی مکتب ایرانی قبل از اسلام دوره هخامنشی؛ در بهترین حالت، این مکتب یک فسیل است و چیز زنده‌ای وجود ندارد. آن چیزی که امروز سرزنده است مکتب اهل‌بیت است که ایرانی و غیرایرانی ندارد. مکتب ایرانی و بزرگ کردن کوروش و امثالهم، ما را در دنیای اسلام در معرض سوءاستفاده دشمنان قرار داده است. آنها گفتند ببینید ما گفتیم اسلام اینها اسلام مجوس است درحالی که اسلام ما اسلام اهل‌بیت است و اهل‌بیت که ایرانی و غیرایرانی ندارد. تشکیک در دینبحث مکتب ایرانی لطماتی را در پی داشت. البته در داخل هم برخی نکات مطرح می‌شود که مطلوب نیست؛ به طور مثال در ادبیات آقای احمدی‌نژاد تکیه بر روی انسان را زیاد می‌بینیم مانند بیداری انسانی و...؛ انسانی؛ مفهومی است که در دوران مدرنیته مطرح شده و یک مفهوم مشکک است.در ادبیات مدرنیته زمانی که بیداری انسانی مطرح می‌شود یعنی ما ارزش دین و امثال آن را کنار می‌گذاریم تا انسان‌ها خودشان را کشف کنند. چرا ما باید چنین ادبیاتی را به کار بگیریم؟ ممکن است یک تعبیر خوبی از آن بیرون کشیده شود الفاظی که چند معنا دارد و مفهوم قالب آن می‌تواند بد باشد. اما این روش، روش قبلی اقای احمدی‌نژاد نبود. حتی زمانی که راجع به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) صحبت از انسان کامل می‌کنند؛ انسان کامل مفهومی است که عرفای ما مطرح کردند. همان‌هایی که مطرح کردند معتقدند که مولوی نمونه یک انسان کامل است و بعد از انسان کامل کسانی هستند که عصمت اکتسابی داشته و بعد از آن کسانی دارای عصمت تطهیری هستند. در نهایت ما معتقد هستیم که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) عنوان کلی نیست و در واقع امام زمان دنباله سلسله‌ای است و فردی است که مادرش نیز مشخص است. یعنی تئوری ما راجع به انسان کامل یک عنوان عام محسوب می‌شود؛ پس چرا ما باید به جای امام زمان که فرزند امام حسن عسگری است لغت انسان کامل به کار ببریم؟ من نمی‌گویم این اقدام بد است اما این مفهوم عرفانی است و فلاسفه ما آن را به کار برده‌اند اما نه در این معنا بلکه در معنای عمومی‌تر؛ مثلاً بعضی‌ها معتقد بودند که مرحوم قاضی هم انسان کاملی بود و بدین دلیل چنین مفهومی کشش ندارد که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را تعریف کند؛ در واقع در اینجا یک بدسلیقه‌گی وجود دارد. کپی و اصل احمدی نژادمن هنوز به ایشان (احمدی نژاد) بسیار علاقه دارم و معتقدم احمدی‌نژاد یک کپی اصلی دارد و یک کپی زیراکسی؛ کپی اصلی همان است که هست و همان است که باید باشد و همان صورت حزب‌اللهی و طرفدار مکتب اهل‌بیت، طرفدار ولایت فقیه و آقای خامنه‌ای و ضدآمریکا و ضداسرائیل که همان ادبیات گذشته را به کار می‌برد و تغییری نکرده است. عملکرد احمدی نژاددبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در شهریور 92 و طی مصاحبه‏ای با خبرگزاری تسنیم گفت: 80 درصد مشکلات ما در امر اقتصادی و معیشتی مربوط به عدم مدیریت درست است و 20 درصد آن مربوط به فشارهایی است که وارد شده است. عملکرد احمدی‌نژاد به‌خصوص در یک‌سال و نیم و دو سال آخر که اقتصاد را به‌طور کامل رها کرده و از صبح تا غروب به دنبال این بود که زیر بغل آقای مشایی را بگیرد و وی را معرفی کند و کار مملکت تنها معرفی‌کردن آقای مشایی شده بود، ضربه بزرگی به مملکت و به‌خصوص به رضایت مردم زد. احمدی‌نژاد در هدفمندی یارانه‌ها نشان داد که می‌تواند. نقطه مثبت او همین بود ولی در مهار این ازهم‌گسیختگی کار را رها کرد. این مسئلهِ پنهانی نیست. کسی که روزانه سه جلسه برای هدفمندی یارانه‌ها برگزار می‌کرد، هفته‌ای دو جلسه هم حتی حوصله نداشت که برای بازار و ارز جلسه برگزار کند. مسیری که آقای احمدی‌نژاد و مشایی طی کردند، انحرافی از نوع غُلات بود و اصولگرایان نه‌تنها خود را به انحراف نسپردند بلکه همه بسیج شدند برای اینکه جلوی انحراف را بگیرند.لاریجانی در جایی دیگر نیز می‏گوید: لنگر ثبات در کل منطقه ایران است اما مشکل ما در دولت قبل این بود که احمدی‌نژاد، درکی درست و عمیق از نهضت اسلامی نداشت و چون یکدنده بود، دولتش در عرصه سیاست خارجی افلیج شد گر چه نظام کار خود را پیش می‌برد.آقای احمدی‌نژاد یک کاندیدای جناح اصولگرا در انتخابات اول و دوم بود و خراب کرد. درست است که بعد جناح اصولگرا در مقابلش ایستاد ولی باید بگوییم که کاندیدای ما بود که خراب کرد. صداقت داشتن با مردم خیلی خوب است و مردم همین را تشخیص دادند و گفتند که کاندیداهایتان به درد نمی‌خورند.  گفته های محمدجواد لاریجانی در مورد احمدی نژاد در یک نگاهروزنامه مردم سالاری در مقاله‏ای در مهرماه 92 تغییر مواضع لاریجانی را در مورد احمدی نژاد در یک نگاه اینگونه بررسی کرد: (17 اردیبهشت 1389): حیف است که رئیس‌جمهوری فقط دو دوره است چون عملکرد احمدی‌نژاد در این دوره بهتر از دوره قبل بوده است. (1 آبان 1390): من هنوز به ایشان بسیار علاقه دارم و معتقدم احمدی‌نژاد یک کپی اصلی دارد و یک کپی زیرا کسی؛ کپی اصلی همان است که هست و همان است که باید باشد. (13 آذر 1391): ما نباید انتقادی از دولت احمدی‌نژاد و عملکرد آن داشته باشیم زیرا این چیزی است که اصلاح‌طلبان به دنبال آن هستند. (2 شهریور 1392): عملکرد احمدی‌نژاد به ‌خصوص در یک سال و نیم و دو سال آخر که اقتصاد را به ‌طور کامل رها کرده و از صبح تا غروب دنبال این بود که زیر بغل آقای مشایی را بگیرد و وی را معرفی کند و کار مملکت تنها معرفی‌کردن آقای مشایی شده بود، ضربه بزرگی به مملکت و به‌خصوص به رضایت مردم زد.  (19 مهر 1392): احمدی‌نژاد در سال‌های آخر خدمتش کفران نعمت کرد. 
لاریجانی طی سخنانی تأمل برانگیز در فروردین سال 91، به نحوه استفاده ابزاری غرب از اسلام برای جذب نیروهای مسلمان و سپس جایگزین کردن سکولاریسم با نقشه ای حساب شده، پرداخت. وی گفت: استراتژی استحاله داخلی غرب در فاز فعلی مبتنی در به کار گیری یک پوشش -Cover letter - فریبنده و با به کارگیری جذبه دینی و علقه معنوی مردم ما است. در کشورهای عربی و اسلامی هم، غرب به ناتوانی سکولارها در مقابله با نهضت اسلامی واقف است. لذا جریان سلفی تند خویی را با دلارهای عربستان و امارات و قطر حمایت می‌کنند که ظاهر فریبنده تبعیت از شرع دارند. در نظر غرب سلفی‌ها می‌توانند جوانان فداکار و مجاهد را جذب نمایند و قدرت را به دست آورند سپس در فاصله نه چندان زیاد مردم از ناتوانی آنان در اداره کشور به ستوه می‌آیند - مانند طالبان در افغانستان - و کار به دست سکولارهای غربی می‌افتد در حالیکه نهضت اسلامی هم کاملا منزوی شده است. سلفی و طالبان‌ها و القاعده و امثال اینها نقش جاده صاف کن برای سیطره غرب و حذف خشن و فیزیکی مخالفین غرب صهیونی را دارند. جریان انحرافیدر ایران، جریان سلفی زمینه ندارد و لذا یک بدل شیعی برای ان درست کرده اند این همان جریان انحرافی است که به ظاهر مدعی انقلابی بودن، طرفدار ولایت بوده است اما، ولایت که می گویند، یعنی باید فقط مرید امام زمان (عج) باشیم و ولایت فقیه برای این مریدی ضروری نیست و اسلام زیادی خوب است. لذا نمی تواند فعلا اجرا شود و باید صبر کرد تا حضرت خود بیاید و فکری کند. به فقه و تفکر فقاهتی اهل بیت که استدلالی و محکم است و به ثقلین متکی است توجه ندارند اما به خواب، و ادعاهای ارتباط مستقیم با امام زمان در تصمیمات خود ارجاع دارند.به جای ادبیات روشن ساده، عمیق و بی ابهام مکتب اهل بیت، از اصطلاحات مغلق و مشکک عرفانی بهره می جویند. و برای تعریف هویت نسل فعلی تکیه بر ایران باستان و کورش به جای انقلاب اسلامی و امام (ره) دارند. جالب است که از یکسو می‌گویند در مواجه با دنیا نباید اسلام، اسلام کنیم بلکه باید در مشترکات «بشری» مانند عشق، عدالت، صداقت، صفا و امثال اینها تکیه نماییم اما بناگاه «مکتب ایرانی» مطرح می‌شود که ما را در میان مسلمانان هم منزوی می‌کنند. تا چه رسد به کل جهان. باید بدانیم که این جریان بدلی با ظاهر فوق العاده امام زمانی، صرفاً برای راه سازی سیطره خط غرب صهیونی است. جریان انحرافی؛ فتنه جدیدمیوه این شجره زقوم (جریان انحرافی) ضربه به تجربه ملت ما در ایجاد یک نظام مدنی سیاسی براساس فکر اسلامی و پیشرفت و توسعه آن است و می‏خواهد کاری که سکولارها و لیبرال های داخلی با حمایت وسیع خارجی نتوانستند انجام دهند آن را دوباره تکرار کنند. این جریان انحرافی با فتنه سال 88 هم جنس است و برای فتنه جدید طراحی شده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۱۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۱۳

محمد جواد لاریجانی

خلاصه زندگی نامه

 محمد جواد اردشیر لاریجانی، از جمله شخصیتهای فکری جریان اصولگرایی و نظریه‌ پرداز سیاسی است. وی که سابقه سه دوره نمایندگی مجلس و همچنین معاونت وزارت خارجه در دولت هاشمی را در کارنامه خود دارد، دانش‌آموخته دکترای منطق ریاضی از دانشگاه‌ برکلی است. وی مؤسس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و یکی از مبدعان نظریه ام‌القری در اواخر دهه شصت است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع