جستجو در مطالب و اشخاص
محمد تقی بانکی، در سال 1325 ه.ش، در "تهران" متولد شد. وی دارای مدرک دکتری در رشته مدیریت شرکت های ساختمانی از دانشگاه "میسوری" در "آمریکا" بود. بانکی در سال 1358 ه.ش، به "ایران" بازگشت و به سمت معاون فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منصوب شد. پس از تشکیل دولت شهید "رجایی" با ستاد بسیج اقتصادی همکاری کرد و پس از آن در سال 1360  به سمت معاون بودجه ریزی و نظارت سازمان برنامه و بودجه منصوب شد. وی هم چنین در دولت شهید "باهنر" و "میر حسین موسوی" به عنوان وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه برگزیده شد. بانکی هم چنین، در پست‌ها و مقام‌ های گوناگونی مشغول به کار شد که از آنها می ‌توان به مدیریت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شرکت فولاد ایران و وزارت نیرو و عضویت در هیأت علمی دانشکده عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیر نیز اشاره کرد. 

محمد تقی بانکی در سال 1347 ه.ش، در رشته راه و ساختمان موفق به کسب مدرک لیسانس از "دانشگاه تهران" شد و پس از چندی راهی "آمریکا" شد و توانست در سال 1350 ه.ش، دکترای خود را در رشته مهندسی عمران (مهندسی و مدیریت ساخت) از دانشگاه "میسوری" آمریکا نیز دریافت کند. 

محمد تقی بانکی در دولت "میرحسین موسوی"، در سال 1368 ه.ش، ریاست سازمان برنامه و بودجه را برعهده داشت، که در آن زمان نخستین برنامه پنج ساله توسعه کشور به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. وی سپس وزیر نیرو شد، و در آبان سال 1365 ه.ش، "موسسه صراط" را به همراه "محمد مجتهد شبستری" و "عبدالکریم سروش" تاسیس کرد، و پس از چندی در دولت آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی" نیز به مدیرعاملی شرکت "ملی فولاد ایران" رسید. برخی از سمت های اجرایی وی عبارتند از: -معاون عمران بنیاد مستضعفان -مدیرعامل سازمان صنایع ملی -عضو هیأت مدیره منطقه آزاد قشم -عضو هیئت علمی دانشکده عمران صنعتی امیر کبیر 

-تألیفاتی در زمینه مدیریت مهندسی و اقتصاد مهندسی -همکاری با انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا - تاسیس انجمن اسلامی حوزه‌های کارولینای شمالی و کلمبیای میسوری - عضویت در هیات تحریریه نشریه سیاسی اسلامی "نصر" - همکاری با نهضت‌های آزادیبخش کشورهای مستضعف و مسلمانان فلسطین 

دکتر بانکی در کارنامه خدمات مهندسی خود بنیانگذاری صنایع و فعالیت‌های مهندسی بسیاری را دارد که از این جمله می‌ توان به خدمات زیر اشاره کرد: -تاسیس نخستین مجتمع تولید فولاد آلیاژی کشور -تاسیس مجتمع فرآوری سنگ آهن -تولید کنستانتره سنگ آهن گل ‌گهر سیرجان -تاثیر مجتمع فرآوری سنگ آهن و تولید کنستانتره سنگ آهن چادرملو -شروع ساخت سدهای مارون و کرخه در خوزستان و سد بارون در آذربایجان غربی 

دکتر بانکی فعالیت‌های آموزشی، تحقیقاتی و آ‌زمایشگاهی بسیاری انجام داده که مهمترین آنها عبارتند از: -تبدیل موسسه آموزش عالی شهید عباس ‌پور به دانشگاه مورد قبول وزارت علوم، تحقیقات و فناوری -کمک به احداث ساختمان دانشکده متالورژی دانشکده فنی دانشگاه تهران -کمک به احداث ساختمان دانشکده مهندسی معدن دانشگاه صنعتی امیرکبیر -کمک به احداث ساختمان دانشکده سلولزی دانشکده فنی دانشگاه تهران در گیلان 

با آغاز دهه 70 دکتر بانکی، با انتشار نشریه "نگاه نو" وارد کار مطبوعات شد، "نگاه نو" به همراه "کیان" و با سرمایه گذاری کارگزاران مروج نگاه سکولار به حوزه های اندیشه ای و سیاسی در کشور بودند. وی پس از مدتی تمام امور را به دست "علی میرزایی" سپرد. "پیام فضلی نژاد" محقق و پژوهشگر در این زمینه می نویسد: سال 1369، وقتی که دیگر انتشار مقالات چهارگانه قبض و بسط از سروش در ماهنامه کیهان فرهنگی به پایان رسید، زیرساخت های پروژه «جامعه مدنی» نیز در مرکز مطالعات دموکراسی در دانشگاه "وست ‌مینستر" لندن توسط پرفسور "جان کین"، نظریه پرداز MI6 بازتولید گشت و با آغاز دهه 1370 به پروژه اصلی روشنفکران سکولار ایران بدل شد. فصلنامه ایران ‌نامه ارگان مطبوعاتی بنیاد مطالعات ایران به ریاست عالیه اشرف پهلوی در واشنگتن. دی.سی اجزاء بنیادین «پروژه جامعه مدنی ایران» را ابتدا از این مرکز انگلیسی اقتباس کرد و تحقق آن را شرط لازم فروپاشی ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی دانست. پژوهشگران این بنیاد مانند "علی بنوعزیزی" اعتقاد داشتند که ساختارهای «جامعه مدنی» به گسترش سکولاریسم در ایران کمک می‌کند و فصلنامه کنکاش نیز به سرعت خط یک مبارزه ایدئولوژیک در داخل کشور را ترسیم ساخت. پشتیبانی مالی کارگزاران از نشریه بانکی فضلی نژاد می نویسد: شش ماه پس از نشر این نظریه، از قضاء ماهنامه‌های نگاه نو و کیان در یک فصل روی کیوسک‌های مطبوعاتی قرار گرفتند: پائیز 1370 و هر دو به سرعت تبدیل به پایگاه گسترش «علوم انسانی سکولار» شدند. هر دو مجله از «یک مشرب سیاسی» و آن هم مشرب فیلسوفان یهودی پیروی می‌کردند. ماهنامه نگاه نو به مثابه تریبون «روشنفکران سکولار» سِرآیزایا برلین (فیلسوف انگلیسی) را به عنوان پدر فکری خود برگزید و به تبلیغ مداوم آن پرداخت. ماهنامه کیان نیز به عنوان ارگان «روشنفکران دینی» اندیشه سِرکارل پوپر را سرلوحه تکاپوهایش قرار داد و برای نهادینه‌ سازی آن می ‌کوشید، اما تنها یک «مشرب سیاسی» این دو مجله را به هم گره نمی‌ زد، بلکه پشتیبانی مالی هر دو نشریه را نیز «یک تیم اقتصادی» با استفاده از بودجه «دولت سازندگی» و محوریتِ غلامحسین کرباسچی (شهردار وقت تهران) و محمد تقی بانکی تقبل کرد. نگاه مشترک کیان و نگاه نو نگاه نو و کیان در جستجوی هدف واحدی بودند و هر یک، از نقطه عزیمتی به سوی آن حرکت کردند. نیروی نگاه نو متکی به حلقه‌ ای بود که علی میرزایی (مدیرمسئول) و خشایار دیهیمی (دبیر شورای نویسندگان) در 6 شماره نخست آن را ساماندهی کردند. چهره‌هایی چون عزت‌الله فولادوند، مصطفی رحیمی، بهاءالدین خرمشاهی، فخرالدین عظیمی، فریبرز رییس‌دانا، عبدالحسین آذرنگ، هرمز همایون‌پور، عبدالله توکل، رضا رضایی، مراد فرهادپور، نادر انتخابی، کریم امامی، گلی امامی، فاطمه ولیانی و... بدنه شورای نویسندگان را تشکیل می ‌دادند.  به تدریج روشنفکران سکولار مقیم اروپا و آمریکا نیز به جمع آنان پیوستند؛ کسانی مانند ژانت آفاری (فمینیستِ بهایی و عضو ارشد بنیاد اشرف پهلوی)، بزرگ نادرزاد (معاون وزیر فرهنگ رژیم پهلوی)، حورا یاوری (پژوهشگر مقیم نیویورک)، رامین جهانبگلو (نویسنده مقیم فرانسه)، محمدرضا نیکفر (فلسفه‌دان لائیک مقیم آلمان)، مهرداد درویش‌پور (جامعه‌شناس لائیک مقیم اروپا). بدنه حلقه کیان را نیز 2 سطح از فعالان سیاسی در بر می‌گرفتند؛ یکی بدنه تئوریک نشریه شامل چهره‌هایی مانند عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، رضا تهرانی، ابراهیم خلیفه‌ سلطانی، محمدجواد غلامرضا کاشی، ناصر هادیان، آرش نراقی، سیدمرتضی مردیها، محمدتقی فاضل میبدی؛ و دیگری چهره‌های سابق و لاحق وزارت اطلاعات یا مدیران ارشد دولتی مانند عطاالله مهاجرانی، سعید حجاریان، محسن آرمین، عباس عبدی، حسین قاضیان، محسن امین‌زاده، مصطفی‌تاج‌زاده، محسن کدیور، اکبر گنجی، عمادالدین باقی و علیرضا علوی ‌تبار بودند. 

بیستم شهریور ماه 1367 ه.ش، سالروز انتشار استفتاء مهم حضرت امام خمینی(ره) درباره شطرنج بود که از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران توجهی شجاعانه به بعضی مسائل نوین می شود که در بین فتاوای علمای شیعه مسبوق به سابقه است. محمد تقی بانکی از جمله افرادی است که دراین باره پیگیری هایی از برخی از مراجع داشته است و خاطرات او در کتاب "عصرجهاد، دوران خدمت" درج شد. وی در این زمینه می گوید: پدرم بسیار مقید به رعایت اصول اسلامی بود نه تلویزیون و نه رادیو در خانه داشتیم و نه شطرنج یاد گرفتیم و نه اجازه می‌دادند که یاد بگیریم. سال اول دانشکده که رفتم، دیدم شاگرد اول‌ها و شاگرد تیزهوش‌ها در راهروی دانشکده فنی نشسته‌اند و دارند شطرنج بازی می ‌کنند و گاه گاهی هم به خاطر کنجکاوی ایستادم و دیدم که یک برنامه‌ ای را دارند دنبال می‌کنند که اصلا شانسی نیست. من در کوچه که می ‌رفتم چون خانه ما سرچشمه بود و آنجا قمارباز هم زیاد بود، دیده بودم به قول خودشان قاپ می ‌ریختند و قمار می ‌کردند که ما از همین رفتار می‌ فهمیدیم خیلی شانس و به اصطلاح اتفاق مؤثر است. ولی شطرنج را نمی ‌شد باور کرد که حرام است. همان موقع هم با برادر آیت ‌الله حاج‌ آقا مجتبی تهرانی که بعد گفت از شاگردهای امام ـ رحمت‌الله علیه‌ـ بوده است و آن موقع روحانی مبارزی بود و ما با او آشنایی داشتیم، و اینها را ما از او پرسیدیم چون پدرش حاج میرزا عبدالعلی تهرانی از علمای بزرگ بود. ما دو سه بار سؤال کردیم که آقا در تاریخ بگردید که نکند این لغت شطرنج که می ‌گویید، لغتش لغت یک حدیث است و با این شطرنج معمولی هم زبان است و این لغت به اصطلاح تشابه اسمی باشد و نکند آن شطرنجی که در حدیث آمده به یک چیز دیگری گفته می‌شده است که به هر صورت جواب می‌دادند که نه، در حدیث آمده. ما هم نه فقیه بودیم و نه فرصت داشتیم که برویم جستجو و پژوهش علمی بکنیم. سال 1366  من یک سفری به اروپا رفتم چون در دفتر خدمات حقوقی کار می‌کردم. یک عدد از این کامپیوترهای دستی آنجا دیدم و بعد در آن نواری بود که شطرنج را برنامه‌ ریزی کرده بود. این دیگر برای من خیلی عجیب بود، برداشتم آوردم و این را قم بردم خدمت آیت‌الله صانعی رفتم آقای صانعی با دقت گوش کرد. قشنگ برایش نشان دادم، اتفاقا پسرش هم بود. پسرش هم دقت می‌کرد و مدام نشان می ‌داد که این پسر هم علاقه و کنجکاوی دارد. برایش نشان دادم که ببینید من به عنوان یک آدم که یک دکمه را فشار می ‌دهم، او نیز فکر می ‌کند و یک عکس العملی نشان می ‌دهد و نشان می ‌دهد که در مقابل فکر، فکر است. در این مورد ایشان قدری تأمل کرد و تحریرالوسیله امام را آورد و دامادش هم یک روحانی بود نگاه کردند و گفت برای من بنویسید، من رویش فکر می ‌کنم. به تهران آوردیم و یک نامه نوشتیم به امید اینکه ایشان برود تحقیق کند و بعد ایشان به من نامه داد که نه خیر در احادیث آمده و ائمه اطهار بهتر از من و تو تکلیف ما را می‌دانند و نجات ما را می‌دانند. پس درنتیجه باید پیروی کنی. ما هم البته قبول داشتیم ولی دنبال این بودم که به بچه‌ام یاد بدهم یا نه؟ من این نوار را که توی آن شطرنج بود برداشتم و بردم در زیرزمین گذاشتم که بچه‌ها به آن دسترسی نداشته باشند. از قضا به ژاپن برای یک قرارداد مربوط به فولاد رفتم که در یکی از روزنامه‌های انگلیسی نوشته بود که آیت‌الله خمینی رهبر مذهبی ایران گفته که شطرنج حلال است. پسربزرگم آن موقع سال چهارم بود، وقتی برگشتم در زدم آمدم بیایم تو که پسرم گفت: پدر فهمیدید شطرنج حلال شد! وقتی که فهمیده بود رفته بود و یاد گرفته بود اما من هنوز هم بلد نیستم. چون وقت نکردم یاد بگیرم. من فکر می‌کنم این پژوهشی که امام کرد دری به روی جامعه روحانیت باز کرد و پیامی برای جامعه روحانیت داد که وظیفه اینها را سنگین‌تر کرد. این حادثه بزرگی بود در زندگی‌ام‌ هنوز یادم است که چقدر زجر بردم و چقدر در فکر بودم که چطور ما نمی‌توانیم این مسأله را بررسی کنیم. شک نداشتم چون بهترین بچه‌های دانشگاه را می‌دیدم که به این کار مشغول بودند که کار ناشایستی اگر بود بهترین‌ها دنبالش نمی‌رفتند. این یک حادثه بزرگی بود نه برای اینکه شطرنج جایز شد یا نشد بلکه به خاطر شجاعت یک فقیه درباره برخورد با حرف‌های سنتی و این برای من ارزنده بود. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۷:۲۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۷:۲۱

محمد تقی بانکی

خلاصه زندگی نامه

 محمد تقی بانکی، معاون برنامه و بودجه در دولت بنی صدر و شهید محمد علی رجایی، که در کابینه موقت محمد رضا مهدوی کنی وزیر مشاور و در کابینه دوم میر حسین موسوی وزیر نیرو بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع