محمدعلی ابطحی، فرزند سید حسن ابطحی، در 7 بهمن سال 1338 در مشهد متولد شد و پس از اتمام تحصیلات دوره ابتدایی مطابق با سنت دیرینه خانوادگی و البته با بی‌میلی زائدالوصفی راه حوزه علمیه را در پیش می‌گیرد. وی در مصاحبه با رضا رشید پور اعتراف صادقانه‌ای می‌کند که چون هیچ راه فراری نداشته اجباراً به تحصیل علوم دینی و تهذیب نفس! پرداخته است و بار‌ها و بارها لباس روحانیت را از تن به ‌در آورده که شیرین‌ترین آن با توصیه رئیس‌جمهور وقت محمد خاتمی در نیویورک اتفاق افتاده و جالب‌ترین عکس منتشره از او، با تی‌شرت سفید رنگ در کنار «حسین درخشان» عامل اطلاعاتی اسرائیل‌ است. با این حال وی هرگز از روحانی بودن احساس پشیمانی نکرده است. وی در سال 1358 با فهیمه موسوی نژاد ازدواج کرد و هم اکنون سه دختر به نام‌های فائزه، فاطمه و فریده دارد. او درباره خود مینویسد: «شهید هاشمی نژاد دایی عزیزم و دکتر شریعتی خیلی در آن سالها بر ساخت شخصیتم تأثیر گذاشتند.»  
ابطحی می‏گوید: «یك دوربین سوپر 8 داشتم، فیلم می‌گرفتم. ادیت و صداگذاری هم می‌كردم. پدر بزرگوارم كانون بحث و انتقاد دینی داشت، اسلاید و فیلم‏های سوپر 8 برای جماعت دینداران به نمایش می‌گذاشتند. من مسئول آنها بودم. به رادیوهای بیگانه آن روزها خیلی گوش می‌دادم. با همه كودكی به همه مراكز فرهنگی كشور نامه می‌نوشتم و نامه دریافت می‌كردم. دوبار به ساواك احضار شدم چون سنم قانونی نبود نگهم نداشتند. یک بار در سال 57 به خاطر سخنرانی در شهر رودسر 20 روزی در اوین ماندم. در اوج دوران انقلاب خیلی فعال بودم. سخنرانی می‌كردم، فیلم می‌گرفتم و اعلامیه پخش می‌كردم. انقلاب كه پیروز شد خیلی خوشحال بودم. بر اساس علاقه‌ای كه داشتم با صداوسیما كارم را شروع كردم. سال 1358 مدیر برنامه‌های صداوسیمای مشهد شدم. مطلب می‌نوشتم، فیلم‌نامه می‌خواندم و كار یاد می‌گرفتم. در شرایط جنگی كشور با همكاران خوب رادیو خیلی در كشور کارکردیم، رادیو در آن شرایط جنگی رسانه اصلی مردم بود و رساندن صدای حماسه‌آفرینان به دنیا، خیلی پرافتخار بود. هنوز هم دوران رادیو برایم از بهترین دوران‌ها‌ست. برو بچه‌های رادیو هم خیلی لطف داشتند. رادیو قرآن، رادیو جبهه و رادیو دریا را راه‌اندازی کردم.» 
ابطحی با کاندیدا شدن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، کارش را در نمایندگی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در لبنان رها کرده و به ستاد انتخاباتی رفت. بعد از پیروزی خاتمی، در تاریخ 19 تیر سال 1376 رئیس دفتر رئیس‌جمهور شد. وی در این رابطه می‏گوید: «سخت‌ترین سال‌های خاتمی را با وی گذراندم، این همراهی سخت برایم آموزنده بود.»ابطحی در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی، در تاریخ 11 شهریور سال 1380 معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور شد. پس از انتخابات مجلس هفتم او که رابط دولت و مجلس بود، سه بار استعفا داد تا بالاخره در تاریخ 21 مهر سال 1383 استعفا مورد قبول خاتمی قرار گرفته، پس از آن به سمت مشاور رئیس‌جمهور انتخاب شد. 
ابطحی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بر خلاف محمد خاتمی، از حامیان مهدی کروبی بود. وی صبح روز سه شنبه 26 خرداد در جریانات مربوط به رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بازداشت شد.محمدرضا تابش، دبیر کل فراکسیون خط امام در مصاحبه با خبرنگار پارلمان نیوز مدعی شد که همسر محمدعلی ابطحی موفق شده است بعد از 43 روز از بازداشت وی، او را ملاقات کند و این در حالی بوده است که ابطحی 18 کیلو وزن کم کرده! و به علت مصرف قرص در حالت غیرعادی بوده است؛ اما خود محمدعلی ابطحی در مصاحبه‌ای که روز 11 مرداد از اخبار بیست و سی پخش شد، موضوع قرص را تکذیب کرد و بیان آن را توهین به خود و مردم دانست. وی به همراه چند تن از فعالان سیاسی شناخته‌شده پس از ساعت 9 صبح روز شنبه 10 مرداد سال 1388 در سالن اجتماعات اداره کل دادگستری تهران (مجتمع امام خمینی(ره)) در اولین جلسهٔ محاکمه متهمان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 حضور یافت. 
مدیریت برنامه‌های صداوسیمای مرکز مشهد (در سال 1358)مدیرکل صداوسیمای بوشهر و شیراز (در سال1361)مدیر رادیو ایران (در سال 1362)معاونت برون‌ مرزی صداوسیما (در سال 1367)معاونت امور بین‌ الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (در سال 1367)نمایندگی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در بیروت (در سال 1373)ریاست دفتر رئیس‌جمهور وقت، سیّد محمد خاتمی (در سال 1376)معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور وقت، سیّد محمد خاتمی (در سال 1380)مشاور رئیس جمهور وقت، سیّد محمد خاتمی (در سال 1383) 
ابطحی احتمالاً نخستین سیاست‌مدار ایرانی است که از اینترنت و وبلاگ برای تماس با مردم و بیان نظراتش سود جست. در آغاز با عنوان و آدرس وبلاگ و بعدها (پس از هک دامنه وبلاگ) از نام و آدرس وبنوشته‌ها استفاده کرد. وی در یک‌ سالگی وبلاگ شخصی‌اش، مطالب وبلاگش را در کتابی منتشر کرد. پس از به زندان افتادن ابطحی و گذشت هفتاد روز وبلاگ وی از درون زندان به‌روز شد. وی در مورد وبنوشت خود می‏گوید: بله... بیش از 4 سال است که این وبلاگ را به‌روز می‏کنم. خیلی کار سختی است. نوشتن آن سخت نیست بلکه سوژه یابی سخت است. درباره یک سوژه می‏نویسی، بعد آقای خاتمی یک چیزی در مورد آن می‏گوید. این اواخر می‏خواستم مطلبی درباره آقای بورقانی بنویسم، نوشتم: «تپل‌ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده‏ام» بعد آن را حذف کردم و تپل‌ترین را کردم: «بی خشن‌ترین شخصیت سیاسی که من تا به حال دیده‌ام»  
مهرماه سال 82 رسانه‌ها اعلام کردند که شیرین عبادی جایزه صلح نوبل را به خود اختصاص داده است. در حالی مطبوعات برای پوشش این خبر از تیتر «شیرین عبادی اولین زن مسلمان ایرانی موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد» استفاده کردند که وی به گفته کروبی حتی از شال کوچکی که نشانه حجاب و اسلام باشد استفاده نکرده بود. ابطحی اولین کسی بود که این موفقیت! را در مصاحبه با رسانه‌های بیگانه تبریک گفت: «روز جمعه از تعطیلی استفاده کرده بودم و در منزل مشغول مرتب کردن CD های به هم ریخته‌ام بودم. حدود ساعت 2 بود که بوق sms موبایل توجهم را جلب کرد. دلیری، خبرنگار جوان روزنامه ایران، پیغام فرستاده بود که خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل شد. باورم نشد. بیشتر به شوخی شبیه بود. به تلویزیون خودمان پناه بردم، خبری نبود. به سراغ رسانه‌های بیگانه رفتم، دیدم نه خبر درست است. خیلی خوشحال شدم. به عنوان یک ایرانی احساس غرور کردم. بعد از چند دقیقه خبرنگار رویتر در تهران روی موبایلم زنگ زد، تبریک گفت و تبریک شنید. گفت آیا حاضرید در این مورد اظهارنظر کنید، بی‌تردید و پرس و جو و مشورت قبول کردم. همان جا ابراز خوشحالی کردم. به خانم عبادی تبریک گفتم و آرزو کردم که دیدگاه‌های حقوق بشری و اهدا این جایزه به این ایرانی پرنشاط باعث شود که در ایران روند دفاع از حقوق بشر و آزادی سرعت بیشتری پیدا کند. بلافاصله خبرگزاری فرانسه تماس گرفت، همان حرف‌ها را تکرار کردم. ایسنای خودمان هم که بچه‌های پر نشاطی دارد تماس گرفتند، با تأخیر با آن‌ها هم مصاحبه کردم و ابراز خوشحالی نمودم. ساعت حدود 4 بعدازظهر بود که خبرنگار اسوشیتدپرس تماس گرفت و گفت با عبدالله رمضانزاده مصاحبه کرده‌ایم، ولی بعد از مصاحبه گفته از آن استفاده نکنید. گفتم بعداً زنگ بزنید تا با رمضانزاده صحبت کنم. عبدالله خودش زنگ زد که آیا تو اظهارنظر کرده‌ای، گفتم بله و تردیدی نداشته‌ام. گفت من سخنگوی دولتم و هنوز نتوانسته‌ام هماهنگ کنم. گفتم من که حرف زدم و این جایزه را افتخار ایران می‏دانم. تلاش وسیعی کردم که سایر دوستان هم صحبت کنند. مصاحبه خانم عبادی را که گوش کردم، بیشتر خوشحال شدم که این مصاحبه را کرده‌ام. واقعاً هم اعتقادم این بود که خانم عبادی با این جایزه نام ایران و تلاشگران برای اصلاحات و حقوق بشر را پر آوازه کرده است و این افتخار ملی است و از اینکه اولین کسی بودم که از داخل حکومت اعلام نظر کردم خوشحال تر بودم. نزدیک مغرب بود که رمضانزاده زنگ زد که هماهنگی‌های لازم را کرده‌ام و قرار بر این شده که دولت جمهوری اسلامی هم رسماً اعلام نظر کند. مسجدجامعی هم بیانیه داد.» همزمان با این مسئله دو مستندساز ایرانی از بند نیروهای آمریکایی آزاد شدند. ابطحی که در مراسم استقبال از این دو مستندساز در فرودگاه مهرآباد حضور نیافته بود بعد از جلسه استیضاح معتمدی، وزیر پست و تلگراف و تلفن، با سؤال خبرنگاران روبرو شد که از وی پرسیدند: چرا شما که در مراسم استقبال از شیرین عبادی حضور داشتید در مراسم استقبال این دو مستندساز حاضر نشدید؟ ابطحی در پاسخ به این سؤال خود را به ندانستن زده و می‌گوید: این دو هیچ ربطی به هم ندارند! این در حالی است که چندی پیش از آن، ابطحی در مراسم استقبال از ملی‌پوشان فوتبال حضور یافته بود و در توضیح چرایی این اقدام در وبلاگ خود نوشته بود: «با یکی از بزرگان کشور برخورد کردم. پرسید از همه دیدگاه‌های خانم عبادی اطلاع داری که چنین دفاعی از اهداء جایزه صلح نوبل به خانم عبادی در مصاحبه‌ات کردی؟ گفتم: این یک حادثه ملی است. من به نمایندگی از رئیس‌جمهور به استقبال تیم فوتبال هم وقتی که از استرالیا بر می‌گشتند رفتم. آن هم یک حادثه ملی بود. از اعتقادات و رفتار هیچ یک از فوتبالیست‌ها هم خبر نداشتم. وقتی لاله و لادن به بیمارستان می‌رفتند، یک اتفاق مهم بود که آن‌ها ایرانی بودند. رئیس‌جمهور هم وقتی بیانیه داد نه از عقاید لاله و لادن خبر داشت و نه رفتارهای فردی آنان را می‌دانست. حوادث ملی مال کشورمان است.»  
جمله مشهوری از امام هست که اشاره به این نکته دارد که هر وقت دشمنان از ما تعریف کردند باید در سیاست‌هایمان تجدیدنظر کنیم. ابطحی بدون این که نامی از امام ببرد این عبارت را نقد کرده و می‌گوید: این که ما سیاست‌هایمان را بر مبنای نخواستن‌های دشمنان تنظیم کنیم خود نوعی نگاه به خارج است:«نکته ای که می‌خواهم آن را اضافه کنم این است که تصمیم‌گیری بر اساس مخالفت با خارجی‌ها هم نوعی نگاه به خارج است. در خاطرات سیاسی‌ام به یاد دارم در کابینه اول آقای هاشمی رفسنجانی، وقتی می‌خواستند محتشمی را از وزارت کشور بردارند، عده‌ای از دوستان ما با این تغییر مخالف بودند با این استدلال  که تغییر آقای محتشمی به خاطر مواضع تند ضد اسرائیلی‌اش نوعی چراغ سبز به آمریکا و اسرائیل است.در همان زمان بزرگان کشور استدلال می‌کردند که ما بر اساس اراده خودمان تصمیم می‌گیریم، همان قدر که نظر مثبت خارجی‌ها برای ما مهم نیست، نظر منفی آنان نیز در سیاست‌های ایران جایی ندارد. این استدلال بسیار خوبی بود و هست. امروز هم در عرصه سیاسی کشور معتقدم نظر مثبت و منفی خارجی‌ها نباید تأثیرگذار باشد. روشن‌ترین مثال آن حقوق بشر است. رعایت حقوق بشر یک ارزش است. آیا کسی که دفاع از حقوق بشر را هم راستایی با غربی‌ها می‌داند و لذا آن را از دستور سیاسی جریان و حزب خود پاک می‌کند و به مدافعان حقوق بشر اتهام می زند که طبق خواسته غربی‌ها عمل می‌کنند، نگاه به خارج ندارد؟ من این را هم نگاه به خارج می‌دانم. ده‌ها مثال برای این نوع نگاه به خارج وجود دارد که شمارش آن‌ها کار سختی نیست. ولی این نوع نگاه به خارج پرونده‌سازی ندارد!» 
ابطحی در مورد مهندس بازرگان می‌گوید:در مورد وضع سیاسی مهندس بازرگان از آغاز انقلاب اسلامی، به اعتقاد من او سیاستمدار بد شانسی شد. او فرقی نکرد ولی ظرف زمانی اول انقلاب (مثل اول هر انقلابی) نیروی آرام و معتدل و بقول خودش که خودش را به اتومبیل ژیان تشبیه می‌کرد، با شرایط آن دوران سازگار نبود. اشتباه نشود، ناسازگاری غیر از بد بودن است. شاید اگر او در آن دوران آغازین انقلاب در مقام نخست‌وزیری نبود، بعدها نیاز به وجود او، فراگیر می‌شد. 
ابطحی یکی از کسانی بود که بلافاصله بعد از انتخابات خرداد سال 88 دستگیر شد. ابطحی در دادگاه سخنانی گفت که عده‌ای آن سخنان را کودتایی علیه اصلاح‌طلبان تفسیر کردند.شبكه خبری «العرب » با اشاره به خبر محاكمه متهمین به ایجاد آشوب‌ها در ایران و اعترافات محمدعلی ابطحی عضو روحانیون مبارز، این اعتراف‌ها را كودتا علیه اصلاح‌طلبان ارزیابی كرد.یك پایگاه خبری عربی، پایگاه خبری «میدل‌ایست آنلاین » با اشاره به آغاز محاكمه برخی متهمین به ایجاد آشوب‌ در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، نوشت: محمدعلی ابطحی با اعترافات خود در نخستین جلسه دادگاه، متحدان خود را بر زمین زد. این اعترافات تا بدان حد برای عده‌ای سنگین بود که بلافاصله واکنش نشان دادند و به تخطئه ابطحی پرداختند.روزنامه جمهوری اسلامی نوشت؛ سید محمدعلی ابطحی در دادگاه رسیدگی به متهمان حوادث بعد از انتخابات سال 88 اظهار داشت: آقای هاشمی رفسنجانی نیز باید محاکمه شود. البته از فردی همچون سید محمدعلی ابطحی به دلیل نقطه‌ضعف‌ها و سوابق نامطلوبی كه دارد انتظاری جز این نبود.سایت آینده متعلق به فرزند هاشمی رفسنجانی نیز در یادداشتی با عنوان «پشت پرده اعتراف ابطحی علیه هاشمی» نوشت: ابطحی شخصیتی سست‌عنصر و غیرقابل‌ اعتماد است.روزنامه اماراتی البیان با اشاره به اعتراف‌های متهمان اغتشاشات بعد از انتخابات 88 نوشت: محمدعلی ابطحی عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز با اعتراف‌های خود در برابر دادگاه برگه‌های اصلاح‌طلبان را به هم ریخت.پس از آنكه فاطمه ابطحی در مصاحبه با BBC سلامت و تعادل روانی پدرش را زیر سؤال برد و آن را دلیلی برای بی‌اعتبار خواندن اعترافات او عنوان كرد، برخی منابع از برخورد شدید محمدعلی ابطحی با دخترش خبر دادند. ابطحی پس از آنكه از ادعاهای دخترش با BBC آگاه شد، به شدت به این اقدام او اعتراض كرد و از دخترش خواست تا از جانب وی با رسانه‌ها مصاحبه نكند. 
اگرچه چهره‏های اصلاح‌طلب و رسانه‏های آن‌ها در اقدامی مشترك با رسانه‏های ضد نظام از مدتها قبل كوشیده بودند تا با طرح ادعاهایی كه از آن جمله بودند «تحت فشار بودن»، از اهمیت اعترافات بازداشت شدگان بكاهند و آنها را فاقد وجاهت قانونی و حتی شرعی جلوه دهند، اما اعترافات محمدعلی ابطحی به قدری تكان دهنده بود بلافاصله سایتهای مخالف نظام را دچار دستپاچگی كرد. دستپاچگی در محیطهای مجازی از جمله سایت «فیسبوك» و سایت «بالاترین» كه واکنش‌های سریعی از خود بروز می‌دهند بیش از دیگر رسانه‏ها به چشم می‌خورد. گردانندگان این رسانه‏ها پیش از آنكه اشاره‏ای به موضوع و محتوای اعترافات آشكار محمدعلی ابطحی كنند، سعی كرده‏اند با مانور بر روی تصاویر منتشرشده از وی در دادگاه امروز و بیان اینكه «ابطحی لاغر شده» از تاكیتك مظلوم‌نمایی استفاده كرده و بهت عمومی از این اعترافات را با حاكم كردن فضای احساسی به حاشیه برانند. این دستپاچگی شاید از آن روست كه آن‌ها گمان نمی‌کردند محمدعلی ابطحی اعترافات خود را در دادگاهی علنی و در برابر چندین خبرنگار، عكاس و تصویربردار اعلام كند. گمان آنان این بود كه متهمین قرار است تنها در برابر یك دوربین تلویزیونی به جرائم خود «اعتراف» كنند. این رخداد می‌توانست رسانه‌های مخالفین را در القای اجباری بودن اعترافات به افكار عمومی، یاری دهد. بر این مبنا بود كه حتی یوسف صانعی و حسینعلی منتظری كه اصلاح‌طلبان از آن‌ها با عبارت «مراجع تقلید» یاد می‌کنند، در بیانیه‏هایی اعلام كردند «این اعترافات از آنجا كه تحت فشار است، فاقد وجاهت شرعی و قانونی است.» عضو مجمع روحانیون مبارز در دفاعیات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان برای محدود کردن رهبری، القای تقلب برای گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمی، خاتمی و موسوی اعتراف كرد. وی در اولین جلسه رسیدگی به جرائم متهمان سیاسی حوادث بعد از انتخابات طی سخنانی با اشاره به کیفرخواستی كه از سوی معاون دادستان تهران در ابتدای جلسه بیان شد، گفت: همه صحبت‌هایی كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلی را باید مطرح كنم. ابطحی افزود: چند نفر از دوستان مسائلی را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعاً فوق‌العاده بود 40 میلیون نفر مسئله‏ای نبود كه بتوان از كنار آن به راحتی گذشت. بنده شخصاً از معدود كسانی بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوی موافق نبودم. سال 84 كه وی برای حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه این مقطعی كه وی در سیستم حكومتی حضور نداشت، می‌توانست توهماتی برای موسوی ایجاد كند كه این توهمات به كشور آسیب می‌زد.   اصلاح‌طلبان برای محدود كردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حركت می‌کردند: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتی بود و شاید انتخاباتی بود كه دو تا سه سال برای آن كار شده بود و تصور می‌کنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات برای به نوعی محدود كردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حركت كردند. وی خاطرنشان كرد: بنده اعتراف می‌کنم كه بخش عمده‏ای از سفرهای خاتمی به عنوان سفرهای تبلیغی بود كه این سفرها بتواند توجهات را معطوف به وی كرده و خاتمی را تنها شانس پیروزی در انتخابات ایران مطرح كنند.   تقلب یك اسم رمز برای آشوب شده بود: اصلی‌ترین اتفاقی كه در این انتخابات افتاد و البته در طول برگزاری، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جایی مطرح كردم كه تقلب یك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشکر سازی برای تقلب وجود داشت و تمرین پهن شدن مردم هم در خیابان‌ها هم در آن موجود بود. تمرین نگه‌داشتن گسترده مردم در خیابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه می‌توانست معنا پیدا كند. آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگی یا مخملی عنوان كردند بنده فكر می‌کنم ظرفیت آن در كشور وجود داشت البته نمی‌دانم كه نیت آن واقعاً وجود داشته یا نه ولی اگر این ظرفیت در كشور ضعیف‌تری موجود بود، موفق می‌شد و در خصوص رسانه هم باید گفت كه رنگ سبز بیشتر تبدیل به یك رسانه شده بود. اینكه هنوز نتایج انتخابات مشخص نشده و موسوی خود را به عنوان رئیس‌جمهور ایران معرفی می‌کند و البته خاتمی هم در این بین به وی تبریك می‌گوید نشان‌دهنده نوعی تفاوت دیدگاه در بحث تقلب است. تقلب واقعاً در ایران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتی فاصله كروبی و احمدی‌نژاد كمتر از نیم میلیون بود، وزارت كشور خاتمی نپذیرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبی تخلف در انتخابات را مطرح می‌کرد و بنده تعجب می‌کنم كه در این انتخابات با وجود اختلاف 11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می‌شود.    همان‌هایی كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌دانستند، امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند: این در حالی است كه همان‌هایی كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمی‌خواندند، امروز 11 میلیون فاصله را تقلب می‌خوانند. همه ما در مصاحبه‏های مختلفی گفته بودیم كه در بدترین شرایط بین یك تا دو میلیون بیشتر امكان تقلب وجود ندارد. فلذا می‌گفتیم كه اگر بتوانیم از این میزان عبور كنیم كاندیدای ما در انتخابات پیروز می‌شود؛ واقعاً ما اصلاح‌طلبان در بسیاری از موارد صداهایی را كه باید می‌شنیدیم، نمی‌شنیدیم یا صدای همه را نمی‌شنیدیم و در واقع صداهای جامعه متوسط به بالا را می‌شنیدیم و در واقع این توهم، توهم بزرگی بود كه موسوی پیداکرده و احساس می‌کرد كه تقلب 11 میلیونی امکان‌پذیر است.   كل مدارك موسوی مبنی بر تقلب، 700 هزار رأی هم نمی‌شد: زمانی كه قرار بود موسوی مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانیون مبارز وقتی بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد یكی از دوستان كه قبلاً وزیر كشور هم بود گفت همه این مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار رأی بیشتر نمی‌شود. بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یادکردم به خاطر همین توهمات بود كه در موسوی وجود داشت كه وی امكان تقلب 11 میلیونی را امکان‌پذیر می‌دانست.   هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی قسم‌خورده بودند یكدیگر را تنها نگذارند: پس از انتخابات در جلسه مشتركی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی باهم قسم شدند كه پشت یكدیگر را خالی نكنند و بنده نمی‌دانم كه این تنها نگذاشتن و یاری‌کردن یكدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.   همراهی خاتمی با موسوی خائنانه بود: شاید خاتمی دلیل خود را داشت، موسوی شاید كشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی با همه ارادتی كه به وی دارم اتفاقاً برعكس همه مسائل را می‌دانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی كرد كه این همراهی خائنانه بود.   به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت كرده‏ام: بنده خودم را نیروی اصلاح‌طلب میدانم؛ لذا میگویم كه خاتمی حق نداشت ظرفیت اصلاحات را به پای موسوی بریزد حتی موسوی هم این ظرفیت را نداشت. البته بنده طرفدار ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نبودم ولی زمانی كه 11 میلیون در انتخابات فاصله ایجاد شد به عنوان كسی كه طرفدار مردم‌سالاری هستم این مسئله را نپذیرفتم و با این موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت كرده‏ام. ولی اگر به جای پیام به موسوی به احمدی‌نژاد تبریك می‌گفتیم بهترین وضعیت را امروز در تاریخ ایران دارا بودیم.   با این رأی كم نمی‌توانیم مردم را به خیابان‌ها دعوت كنیم: كار بدی كردم كه در راهپیمایی‌ها شركت كردم ولی كروبی به بنده گفت كه ما با این رأی كم نمی‌توانیم مردم را به خیابان‌ها دعوت كنیم. ولی خود برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم. موسوی به كروبی پیغام داده بود كه من چیزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چیزی برای از دست دادن نداشت ولی با توجه به رأی 13 میلیونی با این پیگیری آشوب‌ها خیلی چیزها را از دست داد و ما افتخار این حضور 40 میلیونی را از دست داده و آن را خدشه‏دار كردیم ما می‌توانستیم در دنیا بهتر از این باشیم. موسوی در بسیاری از موارد می‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستیم. این در حالی است كه این آشوب‌ها دل بستگی‌های مردمان مسلمان را نسبت به ایران قطع كرد، موسوی می‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و همیشه روی نظام و امام تاكید می‌کرد، بنده میگویم كه هیچ کس نمی‌تواند روی امام و نظام تاكید كند ولی درعین‌حال کوچک‌ترین عملی انجام دهد كه نظام را هم به خطر بیندازد. چرا كه امام فرموده‏اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.  
 مردادماه سال 89، زمزمه‌هایی در سطح رسانه‌ها مبنی بر احتمال اخراج ابطحی از مجمع روحانیون مبارز پیچید. در اخبار رسانه‌ها آمده بود که: هیئت داوری مجمع روحانیون مبارز به دعواهای برخی اعضا با محمدعلی ابطحی رسیدگی می‌کند. این اعضا خواستار اخراج ابطحی از مجمع روحانیون به دلیل خیانت ورزی هستند.این خبر بلافاصله مورد تکذیب شدید مجمع روحانیون مبارز قرار گرفت. مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه‌ای، اخبار برخی سایت ها درباره احتمال اخراج سید محمدعلی ابطحی را از این تشکل تکذیب کرد. اگر چه این خبر از سوی مجمع روحانیون مبارز تکذیب شد ولی رسانه‌ها اخبار دیگری مبنی بر اختلافات ابطحی با اعضای مجمع روحانیون مبارز را منتشر کردند.روزنامه رسالت در این راستا مدعی شد: اخیراً دو عضو فعال مجمع در یک جلسه رسمی از مواضع ابطحی انتقاد کرده و خواستار اخراج او از مجمع شدند. طبق اخبار موثقی که از سوی نزدیک‌ترین افراد مجمع در اختیار ما قرار گرفته است: مجمع روحانیون مبارز طی پنج ماه گذشته تنها یک جلسه رسمی داشته و بقیه جلسات به علت اختلاف نظر جدی اعضا، به حد نصاب نرسیده است. اخیراً دو عضو فعال مجمع در یک جلسه رسمی، از مواضع ابطحی انتقاد کرده و خواستار اخراج او از مجمع شدند و ابطحی هم بارها اصرار کرده شما جلسه رسمی مجمع را برگزار کنید تا من هم توضیحات خود را ارائه کنم؛ اما ماه‌هاست که ابطحی در انتظار تشکیل جلسه و ارائه توضیح درباره مواضع خود در دادگاه است. 
محمدعلی ابطحی رئیس دفتر سابق سید محمد خاتمی در گفتگو با خبرگزاری مهر در اواسط شهریور سال 1392 ترکیب کابینه یازدهم را بر اساس شعار های حجت الاسلام حسن روحانی در ایام انتخابات خوب دانست و در پاسخ به این سؤال که کابینه دولت روحانی چقدر توانسته است انتظارات اصلاح طلبان را برآورده کند، اظهار داشت: «معتقدم همین که شرایط امروز ما مثل شرایط سال گذشته نیست یک گام مهم به جلو برداشته ایم» و در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر فضای جدید ایجاد شده برای حضور اصلاح طلبان معتدل در صحنه سیاسی و لزوم تبری آنها از فتنه 88 گفت: «من جواب این سوال را بلد نیستم.» وی همچنین با اشاره به برنامه های اصلاح طلبان برای آینده و انتخابات بعدی مجلس این فعالیت ها را حق همه گروه‏های سیاسی دانست.

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۳:۳۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۳:۳۶

محمدعلی ابطحی

خلاصه زندگی نامه

  سیّد محمدعلی ابطحی، روحانی اصلاح طلب و از چهره‌های جنبش اصلاحات که در دولت سیّد محمد خاتمی مسئولیت دفتر رئیس‌جمهور، معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری و سمت مشاور وی را بر عهده داشت. با این حال وی در دوره دهم ریاست جمهوری بر خلاف محمد خاتمی، از حامیان سرسخت مهدی کروبی بود. ابطحی از معترضین به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری واز عناصر اصلی ایجاد شاعبه تقلب در انتخابات بود که به دلیل اقدام علیه امنیت ملی مدتی بازداشت شد.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع